|
مطالبی بسیار ارزشمند در اثبات اعجاز های علمی و حقانيت قرآن مجید=
|
|
۸:۳۹, ۲۴/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
"یا ایها الناس قد جائکم موعظه من ربکم و شفا لماء فی الصدور و هدی و رحمـه للمومنین " ای مردم به تحقیق(قرآن کریم) پند و اندرزی از جانب پروردگارتان به سوی شما فرود آمد تا درمان و شفای دردهای درونی شما و هدایت و رحمت برای مومنین باشد.(یونس-57) " و لو ان قرانا سیرت به الجبال او قطعت به الارض او کلم به الموتی" و اگر کتابی باشد که با آن کوه ها سیر داده شود یا زمین با آن تکه تکه شود یا با آن مردگان سخن گفته شود قرآن مجید است (رعد-31) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اخرین لحظات زندگیشون فرمودند : " من در میان شما دو چیز گرانبها باقی میگذارم کتاب خدا و اهل بیتم .مادامی که به آن دو بگروید و تمسک بجویید هرگز گمراه نخواهید شد.و آن دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا آنگاه که در حوض کوثر بر من وارد شوند." پس از رحلت پیامبر امت اسلام به دو فرقه اصلی تقسیم شد. شیعه و سنی شیعه: به معنای پیرو پیغمبر. کلمه شیعه در قرآن آمده . سنی : به کسی گفته میشود که اهل سنت است یعنی بر سنت و راه و روش پیغمبر عمل میکند هر دو لفظ در واقع این معنی رو میرسونه که پیروان به راه و روش پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستن. متاسفانه : سنی ها از اهل بیت و قرآن تنها قرآن رو انتخاب کردند شیعیان گرچه امامت و قرآن رو هر دو با هم انتخاب کردند اما نسبت به قرآن کوتاهی بیشتری نشون دادند . سنی ها که همون اول تکلیف خودشون رو با امامت و اهل بیت پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشخص کردند .در حق اهل بیت ظلم کردند واگذارشون میکنیم به خدا که خداوند بهترین حسابگر هست . اما ما که شیعه هستیم اکثرمون نه امامانون رو خوب شناختیم که به راه و روش انها زندگی کنیم و نه به قران اهمیت دادیم. شما خودتون قضاوت کنید سنی ها بیشتر قرآن میخونن یا شیعیان؟ نه اینکه فکر کنید چون زبانشون عربی هست به این دلیل بیشتر قرآن میخونند.اونها واقعا قرآن خوندن رو جزی از برنامه ریزی روزانه شان دارن. حالا از جوانهای شیعه سوال کنید چقدر قرآن میخونی ؟ اصلا قرآن خوندن که هیچ باور کنید اسم خیلی از سوره ها رو هم بلد نیستن. امام علی (علیه السلام) فرمود: قرآن را بیاموزید ، که زنده کننده دلهاست. و از روشنایی ان شفا بگیرید زیرا که شفای سینه ها است . با تلاوت نیکو آن را زینت بخشید ، زیرا که سودمندترین قصه هاست .همانا عالم عامل به غیر آن ، مثل جاهل حیوان است، که از جهل خود به هوش نیاید ، بلکه حجت بر او بزرگتر و حسرت برای او لازم تر و او نزد خداوند ملامت زده است. اشارتی به عظمت قرآن از آیت الله بهجت : 387. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11] 388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55] 389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36] 390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55] 391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112] 392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14] 393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227] 394. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280] 395. اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280] 396. خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114] 397. آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود...) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281] 398. کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100] 399. اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14] 400. آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135] 401. باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135] 402. به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136] 403. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150] 404. جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282] 405. کسی که این مطلب را که: قرآن، تِیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297] 406. قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120] 407. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298] |
|||
|
| آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۴۸, ۱۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۱:۵۵ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #91
|
|||
|
|||
|
2-روزه :
قرآن كريم مي فرمايد : « يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون » (سوره بقره/ آيه183 ) اي كسانيكه ايمان آورده ايد نوشته شد بر شما روزه همانطور كه بر كسانيكه پيش از شما وجود داشته اند نوشته شده بود شايد پرهيزگار گرديد . امروزه علم كشف كرده است كه فايده بزرگ كم خوردن در يك مدت آنست كه چون معده در طول يازده ماه مرتب پر از غذا بوده، در مدت يك ماه روزه داري مواد غذايي شكم خود را دفع كند و همين طور كبد كه براي حل و هضم غذا مجبور است دائما صفراي خود را مصرف كند در مدت سي روز ترشحات صفراوي را صرف حل كردن باقيمانده غذا ي جمع آوري شده خواهد كرد . روزه بهترين معالجه براي حفظ تندرستي است كه طب قديم و جديد را از اين حديث متوجه خود ساخته، مخصوصا امراضي را كه به جهاز هاضمه بخصوص كليه و كبد عارض مي شود و توسط داروها نمي توان آنها را علاج نمود روزه به خوبي معالجه مي كند. محمد خليلي دركتاب «القران و الصلب الحديث» مي نويسد طبيب و دانشمند يوناني جناب فيثاغورث شاگردهاي خود را درهنگام مرگ توصيه مي نمود به روزه گرفتن و نيز مي نويسد : اطباء و پزشكان در زمان بقراط بيماران خود را كه به بيماري سخت دچار بودند از غذا خوردن منع مي کردند . روزه از نظر بهداشت کمک می کند به خشك كردن رطوبتهاي زياد بدن، از ميان بردن موانعي كه در جهاز هاضمه و مجاري خون و غيره تدريجا وجود گرفته، تصفيه کردن خون و كمك كردن به معده و دستگاههاي عمومي هضم و به سلامتي و تندرستي افراد كمك فراواني مي كند، همچنين در از بين بردن جوشها و كوركها مفيد است، رسوبات چربي را در شريانها كاهش مي دهد، از تصلب شرائين پيشگيري مي كند و سموم و فضولات متراكم بدن را دفع مي كند روزه در قرآن يك عبادت است و بايد به فرمان الهي در اين رابطه گردن نهاد و نبايد فقط از ديدگاه يافته هاي علمي به آن نگريست زيرا ميدان علم و دانش به هر اندازه هم پيشرفت كرده باشد، باز محدود است و گنجايش حكمتهاي الهي را ندارد. حكمت روزه گرفتن تربيت روح است بنابر اين مقصود از روزه گرفتن زمام سركش بدست گرفتن و هوي و هوس را پايمال عزم خود نمودن است . روزه و نماز از نظر فردي (روحي ،مادي ) و هم از نظر اجتماعي داراي فوائد بيشماري هستند . |
|||
|
|
۲۲:۵۳, ۱۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۲۳:۰۱ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #92
|
|||
|
|||
|
3- آب:
قرآن كريم مي فرمايد: « وجعلنا من الماء كل شيء حي» (انبياء/30) هر چيز زنده را از آب آفريديم. آب مايه حيات است و براي بسياري از امراض، دارويي شفابخش است .به عقيده «سيمون باروخ» آب داراي خواص زير است:[b]1- مقوي است 2- مسكن درد است 3- نيروبخش است 4- مدر است 5- معرق است 6- مهوع است 7- مسهل است [/b]8- براي نگهداري متابوليسم مفيد است [b]. 9- ضد عفوني كننده است 10- قاطع تب است 11- خواب آور است 12- خاصيت بي حس كردن موضعي دارد[/b].حضرتعلي(عليه السلام) مي فرمايند: « الماء البارديطفيء الحراره و يصيب به علي المحموم» 4 آب سرد حرارت بدن را مي كاهد و تب را از بين مي برد .در كلام ديگر فرمو ده است: « الماء البارد و الماء المغلي ينفع من كل شيء و لايفترمن شيء» 5 آب سرد و آبهاي جوشيده هيچگونه ضرري ندارند، بعلاوه داراي منافعي نيزهستند. اعصاب كوفته است وهمچنين شنا كردن در آب سردعادت كردن بدن به سرما و يكي از جنبه هاي شفا بخشي آب، آب تني و بهتر از آن شناوري است كه مقوي اعصاب کوفته است . همچنين شنا کردن در آب سرد موجب عادت کردن بدن به سرما و گرما است. |
|||
|
|
۱۷:۵۶, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #93
|
|||
|
|||
![]() معجزات علمی قرآن در تمامی زمینهها برای اهل علم نمایان گشته است که شامل مسایل بلاغی، مسایل علمی، خبر از آینده و حکمتهای تشریعی میباشد. به طور کلی میتوان گفت که آشکارتر شدن اعجاز علمی به دو دلیل است: نخست، این که بر همهی ابعاد اعجازی قرآن و سنت دلالت مینماید و دیگری، پی بردن به دانشهای هستیشناسی در خلال آن و منظور از اعجاز این است که مردم را به مبارزه میطلبد تا همانند قرآن را بیاورند، در حالی که مردم از انجام آن عاجز و ناتوان میباشند. علمی بودن اعجاز در رابطه با پر بار بودن آنها در زمینهی علم و دانش است، اما هدف از اعجاز قرآن بدین معنا نیست که اهمیت قرآن با نتایج تحقیقات علمی نمایان شود و ما به آن دل خوش شویم، بلکه قرآن کتابی فراتر از علم و دانش امروزی است و راه نما بودن و هدایتگریاش از همهی جهات مهم تر است. قرآنی که ابوبکر و عمر و خالد بن ولید را ساخت، از مقایسه کردن با نتایج تحقیقات علمی دور بود. (1) (هر کاوشگر و محقق و متفکری با تأمل و تحقیق در هستی و نگرش و تدبر در آیات قرآنی مربوط به جهان، با تمام وجود، در مییابد که قرآن، سخن پروردگار است که بر محمد پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده و محال است که بشریت به طور فردی و یا با دستیاری همدیگر توانسته باشند، آن را به وجود آورند. کنفرانسهای جهانی که در مراکز مختلف دنیا و در موضوع اعجاز علمی قرآن و سنت، برگزار میشود، روشن میسازد که تحقیقات علمی دقیق و استوار، که توسط دانشمندان غیرمسلمان و نه در جهت خدمت به قرآن و سنت اسلامی، انجام گرفته است و دهها سال طول کشیده و میلیونها دلار، صرف آن شده است، نتایجی را به دست داده که بدون هیچ اجباری و اصرار و تأویل و یا تحریف حقایق کاملاً مطابق و هماهنگ با رهنمودهای قرآن و سنت است و نه تنها با مفهوم کلی آیات، بلکه با کلمات و حروف قرآن نیز، هماهنگی دارد، این موضوع مصداق این آیه است که میفرماید : {سَنُرِیهِمْ ءایاتِنا فی الآفاقِ وَ فی انْفُسِهِمْ، حتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ انَّهُ عَلی کلِّ شَیءٍ شهیدٌ} فصلت : 53" ما به آنان که منکر اسلام و قرآنند هرچه زودتر دلائل و نشانههای خود را در اقطار و نواحی آسمانها و زمین، که جهان کبیر است و در داخل و درون خودشان که جهان صغیر است به آنان که منکر اسلام و قرآنند نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است. آیا تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است؟". در 31 اکتبر سال 1990 میلادی برابر 31 آبان ماه 1369 یکی از ایستگاههای فضایی مشهور، از طریق یکی از تلسکوپهای بزرگ خویش تصویری از فضا را منتشر کرد که هر بینندهای، در اولین نگاه، آن را به شکل یک گل کاملاً قرمز، با برگهای قرمز سیری بزرگ و برگهای کوچکتر سبز رنگ و براق، که در وسط آن کاسبرگ آبیرنگ قرار داشت، میدید و در این قضیه، هیچ شکی نداشت. اما آن عکس در حقیقت، تصویر انفجار ستارهای بزرگ به اسم "عین القط" بود که با زمین، سیزده هزار سال نوری فاصله داشت. البته در آن ایستگاه هزاران تصویر رنگی دیگر که توسط تلسکوپهای بزرگ، به دست آمده بود و هرکدام عجایبی از فضا را به تصویر کشیده بود، یافت میشد. اینک رابطه این تصاویر با بحث اعجاز قرآن را با ذکر آیهای از سوره "الرحمن" بیان میکنیم: خداوند در قرآن کریم میفرماید :{فَاذا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکَانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ{ رحمن : 37"بدانگاه که آسمان شکافته شود، و گلگون گردد همچون روغن گداخته حوادث هولناکی رخ میدهد که به گفتار در نمیآید". اگر در تمام تفاسیر قرآن که قبل از انتشار این عکس نوشته شدهاند دقت کنید، مطلبی که تفسیر این آیه را در حد قناعت انسان بیان کند، نخواهید یافت، زیرا همانگونه که حضرت علی فرموده است، در قرآن آیاتی وجود دارد که هنوز تفسیر نشده است و حقیقت امر اینست که در اثر انفجار آن ستاره و پراکنده شدن دود و گازهای حاصل از آن، شکلی شبیه به یک گل درخشان، پدید آمده است، در هر حال اگر این انفجار، هر صورت زیبای دیگری را نیز به خود میگرفت، باز تفسیری مناسب برای این آیه به شمار میرفت، و این بار هم اعجاز قرآن در این قالب خود را نشان داده است و استمرار اعجاز تا قیامت، ما را در انتظار ظهور پدیدههای شگفتانگیز دیگر نیز میگذارد. به همین دلیل پیامبر گرامی ص، یا به اجتهاد خویش و یا به الهام خداوند از تفسیر اکثر آیات آفاقی قرآن پرهیز نموده است، زیرا همانگونه که بیان شد، در صورت شرح و تفسیر مختصر و کوتاه این آیات، آیندگان به انکار آن میپرداختند و در صورت تفصیل معنی آنها، همراهان و همعصران ایشان را یارای درک وفهم کامل آن نبود و به انکار نبوت ایشان میپرداختند. لذا، تفسیر آنها به پیشرفت و تکامل علم و زندگی، مؤکول شده است. در تفسیر ابن کثیر رح آمده است [2] : "فکانت ورده کالدهان"، یعنی همانگونه که روغن [3] و نقره ذوب میشوند.در رأی دیگری آمده است [4] که : منظور اینست که آسمان همانند چرم قرمز، میشود. ابن عباس نظر دیگری نیز روایت کرده که : یعنی مانند اسب سرخ رنگ میشود[5]. حسن بصری میگوید[6] : یعنی آسمان رنگارنگ میشود. مجاهد میگوید[7] : مانند روغن و رنگهای روغنی میشود، این نظر در تفسیر ابن کثیر آمده است. در تفسیر قرطبی آمده است که [8] : "یعنی آسمان مانند روغن، صاف و شفاف میشود و سعیدبن جبیر و قتاده همان را ذکر کرده و گفتهاند که رنگ قرمز نیز به خود میگیرد. رأی ضعیفی نیز بیان میدارد که در سرخی به گل میماند و مانند روغن جاری میشود". اگر این انفجار، هر صورت زیبای دیگری را نیز به خود میگرفت، باز تفسیری مناسب برای این آیه به شمار میرفت، و این بار هم اعجاز قرآن در این قالب خود را نشان داده است و استمرار اعجاز تا قیامت، ما را در انتظار ظهور پدیدههای شگفتانگیز دیگر نیز میگذارد و رأی ضعیف دیگری نیز میگوید : "الدَّهان"، همان پوست قرمز است، یعنی آسمان در اثر شدت گرما همانند چرم قرمز، سرخ میشود". اما همانگونه که ذکر کردیم، آنچه که در تفسیر این آیه، توجه ما را به خود جلب میکند، اینست که، توسط تلسکوپ فضایی هابل، تصویری از انفجار ستاره "عینالقط" به دست آمده که کاملاً مشابه یک گل سرخ است. این عکس توسط سازمان فضایی آمریکا ناسا در اینترنت منتشر شد. پس مصداق واقعی این آیه {فَاذا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکَانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ} در واقعه مذکور یافت میشود و ثابت میکند که این قرآن کلام خداوند است. و معجزهای است که تا پایان هستی ادامه دارد. به ذهن چه کسی خطور میکرد که ستارهای در آسمان منفجر شود و شکل کامل یک گل سرخ را با برگهای قرمز و کاسبرگ آن در وسط و برگهای کوچکتر سبز، به خود بگیرد، این تصویر را تلسکوپ بزرگی چون تلسکوپ هابل از ستاره "عین القط" که در حال انفجار بوده، گرفته است. این ستاره سیزده هزار سال نوری با زمین فاصله دارد اما مهم اینست که این واقعه جزو پدیدههای واقعی روز است و کاملاً جای اعتماد و باور.در طرف دیگر قضیه نیز کتاب خدا در دستان ماست، که منهج و قانون زندگی ما و ریسمان محکم الهی است که هر کس به آن عمل کند، خوشبخت و موفق بوده و آنکه ترکش کند، بدبخت و هلاک خواهد شد. پدیده مذکور جزو نشانههای خداست. |
|||
|
|
۲۳:۱۷, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۵۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #94
|
|||
|
|||
|
معجزهای از قرآن کریم در مورد فروپاشی ستارگان + عکس
به لحاظ علمی ثابت شده است که هنگام انفجار و فروپاشی ستارگان، گازها و موجهای حاصل، ترکیبی بسیار زیبا به مانند گل رُز ایجاد میکنند. این مساله هرچند شاید برای آنها که با دیدگاهی مادیگرایانه به همه چیز مینگرند، اندکی عجیب باشد اما مسالهای است که قرنها پیش از این در کتاب آسمانی ما مسلمانان یعنی قرآن مجید به آن اشاره شده بود. عکسی از فروپاشی ستارگان که توسط تلسکوپ هابل گرفته شدهاست
در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است: «فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان» که معنای آن چنین است: «هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید» اینها تنها بخشی از معجزه قرآن هستند؛ کتابی که نه فقط برنامه عملی زندگی مسلمانان است بلکه مفاهیم ارائه شده در آن حتی لائیکترین دانشمندان جهان را نیز به تعظیم وامیدارد. برای لحظهای هم که شده در این عظیمترین معجزه خلقت، بیندیشیم!
|
|||
|
|
۱:۲۹, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۲:۴۶ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #95
|
|||
|
|||
(۲۷/بهمن/۹۰ ۲۳:۱۸)7zahra7 نوشته است: [b] ممنوعيت خوردن گوشت مردار[/u] [b] مردارعبارت است از جسم انسان يا حيوان مرده كه يا خود مرده باشد و يا بر خلاف دستور شرع كشته شده باشد . خدا در قرآن مي فرمايد : " انما حرم عليكم الميته و ..." همانا او گوشت مردار را بر شما حرام كرد . آيه فوق در چهار سوره قرآن با الفاظ متفاوت تكرار شده است . به نظر متخصصان علوم پزشكي ، خون پس از مرگ جانور با توجه به تركيبات آن ( به رغم اين كه قبل از مرگ بهترين وسيله دفاع از بدن بود )، به محل مناسبي براي رشد ميكروب ها تبديل خواهد شد . دربدن مردار ، پس از يك ساعت خون رسوب مي كند و پس از سه چهار ساعت عضلات منقبض مي شوند و به خاطر وجود اسيد ها( فسفريك و فورميك و لاكتيك ) بدن خشك مي شود . سپس حالت قليايي به بدن بر مي گردد و خشك ميشود . سپس ميكروب هاي موجود در خون بدن شروع به تكثير مي كنند. در نتيجه بدن متعفن و متلاشي مي شود . محبوس بودن خون نيز تعفن را تسريح و به توليد مثل ميكروبها كمك مي كند . اما در ذبع شرعي ،(سر بريدن حيوان ) بريده شدن وريد ها و شريان هاي بزرگ گردن باعث خروج تمام خون تمام خون بدن حيوان خواهد شد و دست و پا زدن حيوان ذبع شده نيز به اين امر كمك خواهد كرد. حكمت و فلسفه حرام بودن خوردن گوشت مردار به دليلي است كه شرح داديم . از اين طريق مي توان به حكمت غسل مس ميت و دفن ميت نيز پي برد. بايد اشاره كرد اين علوم فقط گوشه اي از حكمت هاي خداوند است كه بشر از طريق پيشرفت علم توانسته است بدان ها دست يابد . اي بسا حكمت هاي بي شماري در پس پرده وجود دارند كه بشر از درك آن ها عاجراست. ممنوعيت نوشيدن شراب (خمر) [/u] « خمر» به معني پوشش است و به هرچيزي كه چيز ديگري را بپوشاند و مخفي كند ، «خمار» گويند . در شريعت به هر مكسر (مست كننده ) خمر گويند ، خواه از انگور ، خرما ، كشمش يا هر مشروب الكلي ديگري مي باشد . استعمال واژه خمر براي اين مايعات مكسر به اين علت است كه آنها روي عقل پرده اي مي افكنند و نمي گذارند ، بد را از خوب و زشت را از زيبا تميز دهد . بدين دليل ، نوشيدن آن حرام است . اولين كسي كه به وجود ماده اي در خمر پي برد كه سريع التبخير است و بصيزت را ار انسان دور مي كند ، جابرين حيان ، در قرن دوم هجري بود . [b] اثرات مضر نوشيدن مشروبات الكلي 1-عقل ، عالي ترين موهبت الهي به انسان است و انديشه ، امتياز انسان به ساير حيوانات است . هنگامي كه شراب انسان را مست مي كند ، عقل را زايل مي سازد ، او را از حوزه انسانيت خارج مي سازد و به يك حيوان تبديل مي كند . 2- اگر دولت ها ضمانت كنند كه درب نيمي از ميخانه ها را ببندند ، مي توان ضمانت كرد ، ديگر به نيمي از بيمارستان ها و تيمارستان ها نياز نداريم . 3- مانع ياد خدا و نماز است . 4- در شخص الكلي عاطفه خانوادگي و محبت نسبت به زن و فرزند ضعيف مي شود . الكل با سرعت شگفت انگيزي از طريق بافت هاي مخاطي دهان و ريه و معده جذب و وارد خون مي شود . پس از ورود الكل به معده ، با توجه به نسبت آب مجود در آن ، در تمام بافت هاي بدن توزيع مي شود . اگر زن باردار مقداري مشروب الكلي مصرف كند ، مقداري از الكل به جنينش مي رسد و تقريبا روي مغز اثر مي گذارد . 5 تا 10 درصد الكل مصرف شده بدون هيچ گونه تبديلي به وسيله كليه و ريه دفع و بقيه در معرض اكسيده شدن در كبد قرارز مي گيرد و به گاز دي اكسيد كربن ( C02 ) و آب و انرژي تبديل مي شود . ميزان واحد كالري به دست آمده از يك گرم الكل 7 كالري است كه باعث بي ميلي به غذا مي شود . در نتيجه شخص دچار كمبود مواد غذايي در بدن مي شود . مصرف زياد الكل يا در واقع مشروبات الكلي ، باعث گيجي و مستي مي شود و عضوي كه بيش از همه تأثير مي پذيرد ، مغز است و قدرت عكس العمل مغز به شدت كاهش مي يابد . در چنتين شرايطي ، انسان در معرض خطراطي همچون : تصادف ، سقوط ، اغما و مرگ در اثر تنگي نفس قرار مي گيرد . اثرات مضر نوشيدن مشروبات الكلي از نظر پزشكي عبارتند از : 1- ابتلا به بيماري هاي عصبي ، گوارشي ، قلبي ، خوني و رواني ، به دليل اعتياد به الكل . 2- اختلال در كار تعدادي از اعصاب كه باعث ضعف عضلات ، لرزش اندام ها و درد در ناحيه دست و پا مي شود . 3- اختلال در يك عصب كه با توج به نوع عصب ممكن است به صورت فلج عصب صورت يا چشم باشد . 4- التهاب مري ، استفراغ شديد خوني و سرطان مري . 5- التهاب حاد و مزمن معده ، زخم معده و سرطان معده . 90 درصد مبتلايان به سرطان معده از معتادان به مشروبات الكلي هستند . 6- كاهش نارسايي هاي فراوان مربوط به كبد و لوزالمعده . 7- كاهش پروتئين در بدن . 8- ضعف ماهيچه هاي قلب . مصرف مشروبات الكلي باعث چاقي و افزايش چربي خون مي شود . 9- كاهش آهن خون ، اسيد كوليك ، و ويتامين * در خون . 10- كاهش گلبول هاي قرمز خون و در نتيجه ، زرد شدن پوست بدن . 11- هذيان گويي ، رعشه و هيجان زدگي . 12- ابتدا به جنون كورساكوف كه عبارت است از ضعف ذاكره ، هذيان گويي ، التهاب پايانه عصبي و از بين رفتن قدرت تشخيص و شناخت . 13- اختلال در فعاليت هاي مغزي ، ناتواني دركنترل عواطف و از دست دادن قدرت تفكر . جلوگيري از نوشيدن شراب و حكم به پليد بودن آن ، يكي از معجزات علمي قران كريم است ، چرا كه در شرايطي اين احكام صادر شد كه بشريت با علاقه و اشتها به شراب خواري روي آورده بود و از ضررهاي بهداشتي آن اطلاع چنداني نداشت . در حقيقت ، اين ممنوعيت يكي از خدمات دين اسلام به بشريت بوده است . امروزه علوم پزشكي ضررهاي بي شماري را براي نوشيدن مشروبات الكلي مطرح كرده اند كه در جايگاه خود بايست بررسي شوند . گفته می شود دین از عم جداست !!! دین چیست ؟ دین برنامه است برای زندگی آیا علم جزءی از زندگی نیست ؟ گفته می شود باید پزشکی را از قرآن جدا کرد ؟ آیا قرآن جزءی از دین نیست ؟ آیا پزشکی جزءی از علم نیست ؟ و آیا پزشکی از دین جداست ؟ آیا پزشکی از قرآن جداست ؟ |
|||
|
|
۴:۴۷, ۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #96
|
|||
|
|||
|
سلام
(۲۴/آبان/۸۹ ۸:۳۹)m.shirazi80 نوشته است: " و لو ان قرانا سیرت به الجبال او قطعت به الارض او کلم به الموتی" میخواستم بگویم ترجمه را اشتباه نوشتهای، دیدم از 6 مترجم 3 تای آنها اینطور نوشتهاند. ولی باز طبق متن عربی معنایی که 3 مترجم دیگر گفتهاند به نظرم درست است: و اگر قرآنی باشد که با آن کوه ها سیر داده شود یا زمین با آن تکه تکه شود یا با آن مردگان به سخن در میآمدند (باز هم ایمان نمیآوردند). (۱/آذر/۸۹ ۲:۱۵)Ramin_Ghn نوشته است: همه این حروف را بردند و در آیه ظلمانی که در سورهی انعام، آیه 122 است، گذاشتند: آیه ظلمانی نداریم. قرآن سراسر نور است. این تعبیر به شدت اشکال دارد. |
|||
|
۱۶:۱۲, ۱۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۵۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #97
|
|||
|
|||
|
افرينش زمين از نظر قران كريم(كاملا" علمي) (((بسم الله الرحمن الرحيم))) سلام دوستان مدتي بود در هنگام خاندن ايات قران كرييم با اياتي مواجه ميشدم كه به صراحت به گرد بودن و گردش زمين اشاره ميكند مانند:
((و [ياد كن] روزى را كه كوهها را به حركت درمىآوريم و زمين را آشكار [و صاف] مىبينى و آنان را گرد مىآوريم و هيچ يك را فرو گذار نمىكنيم)) كهف /47
((و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد ))
النازعات/30 ((کوهها را می بینی و آنها را جامد و ساکن می پنداری در حالی که مانند ابر در حرکتند، این آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفرید، او از کارهایی که شما انجام می دهید آگاه است))
سوره ي نمل/88
دوستان در اين سايت افرينش زمين و بسياري ديگر از مسائل ان را به صورت علمي با ايه هاي قران ثابت ميكند
http://www.quranology.com/farsi/zamin.htm |
|||
|
|
۱۳:۱۵, ۲۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #98
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان . راستش فکر نمیکنم مطلب تکراری باشه اما اگر تکراری بود منو ببخشید .تساوی عددی و هماهنگی رقمی و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعی است كه قدرت بشری از دریافت دقیق آن ناتوان بوده و از توضیح كامل وبیان آن در می ماند. به عنوان نمونه تعدادی از تناسبهای عددی آیات قرآن را بیان می نمائیم. اجر واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همین اندازه واژه (فعل: كار) آمده است. جزاء كلمه(جزاء: پاداش- كیفر) 117 بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر كیفر به كار رفته است! ابلیس در قرآن لفظ ابلیس 11 بار آمده و عیناً به همین تعداد، یعنی 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است. آیات واژه ( آیات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اینكه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائكة: فرشتگان)86 بار و (عالمین: جهانیان) 73 بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آیات) به اندازه مجموع واژه های (ناس- ملائكه و عالمین) به كار رفته است. ایمان (ایمان) و مشتقات آن 811 بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) یعنی(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتیجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تكرار شده اند كه مساوی با لفظ (ایمان) به كار رفته اند. بِرّلفظ برّ( نیكی) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است. جحیم كلمه جحیم( دوزخ) 26 بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كیفر) می باشد. حرث واژه حرث( كشت)14 بار در قرآن آمده، و به همین اندازه واژه زراعت ( كشاورزی) به كار رفته است. دنیا و آخرتكلمه (دنیا) در قرآن 115 بار به كار رفته و واژه (آخرت) نیز عیناً 15 بار در قرآن آمده است. رسل واژه (رسل) 368 بار تكرار شده و واژه نبی 75 بار ، بشیر18 بار و نذیر 57 بار كه مجموع ارقام مذكور 518 مرتبه است. جای شگفتی است كه این عدد با تعداد مواردی كه اسامی پیامبران آمده برابراست. یعنی اسامی پیامبرن الهی ( آدم- نوح – موسی و...) نیز 518 بار در قرآن به كار رفته است. صیام واژه (صیام: روزه) و (صبر: شكیبایی) و (درجات: بیمناكی) و (شفقت: مهربانی) هر كدام 14 بار در قرآن آمده است. عقل كلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است . محبت واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده كه به همین تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداری ) در آیات وجود دارد . لسان كلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است. |
|||
|
|
۱۰:۵۸, ۲۷/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۴۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #99
|
|||
|
|||
|
شیمی دانها حالشو ببرن
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الحدید - آهن بسم الله الرحمن الرحیم
در این مقاله به یکی از معجزات شگفت انگیز و اعجاب آور قرآن مجید می پردازیم که هر خواننده ای با خواندن آن انگشت تحیر به دندان می گزد...... همانگونه که در ابتدای مقاله ی « طول عمر حضرت مهدی ( عج ): واقعيتی علمی، نه افسانه. » در وبسایت قديمي « اسلام حقيقي » ذکر کردیم،(1) با توجه به هجمه های وسیع غرب به سوی کشورهای اسلامی، لزوم دفاع از اسلام، قرآن و تشیع بیش از هر زمانی احساس می شود و به جرأت می توان گفت كه دفاع منطقی از اسلام در عصر حاضر، یکی از زمینه سازان مهم ظهور خواهد بود (ان شاء الله). خوشبختانه جبهه ی علمی در مقابل تهاجم غرب، زودبازده ترین و مطمئن ترین جبهه است و پیروزی اسلام در این جبهه، % 100 قطعی می باشد. دین مبین اسلام، منطقی ترین دین آسمانی است و برخلاف ادعای دانشمندان غربی که ادیان و بخصوص دین اسلام را مخالف علم و منطق می دانند، دین اسلام بیش از هر مرام و عقیده ای بر علم و منطق استوار است. در واقع هر جا علم معصوم مانده و از گزند سلایق شخصی و دسايس و فتنه های دانشمندان ضد دین مصون مانده است، تماماً با تعلیمات اسلام مطابقت دارد. مباحثی همچون تکامل نیز که از سوی دانشمندان غربی به عنوان نقطه ضعف اسلام نام برده می شود، دروغ و دسیسه ای بیش نیست و ترفندی است که ماسون ها از آن برای نبرد با ادیان بهره جسته اند. جالب اینکه پدربزرگ « چارلز رابرت داروین »، بنیان گذار نظریه ی تکامل که « هراسموس داروین » نام داشت و او نیز مانند نوه اش زیست شناس بود،(2) مقام استاد اعظمی یکی از لژهای انگلستان را در اختیار داشت(3) و هم او بود که اولین بار ایده ی نظریه تکامل را در ذهن نوه اش پیاده کرد. در واقع « هراسموس داروين » مدت ها قبل از اينكه نوه ي مشهورش « چارلز رابرت داروين » نظريه ي تكامل را گسترش دهد، در كتاب معروف خود با عنوان (Zoonomia) ايده هاي اوليه ي نظريه ي تكامل را مطرح كرد(4) و بدين ترتيب نام خود را به عنوان يكي از پيشگامان نظريه ي تكامل، بر سر زبان ها انداخت.(5) اما خوشبختانه امروزه با توجه به کشفیات علوم جدید، روز به روز بر دروغ بودن و توطئه آمیز بودن نظریه ی تکامل، آنهم در شکل کنونی آن صحه گذارده شده است که متأسفانه با حرکت منافقانه ی بسیاری از نويسندگان ماترياليست در کتب پزشکی و زیست شناسی، این حقایق عنوان نشده است. اما ان شاء الله این حقایق در مقالات آتی به نظر خوانندگان محترم وبسایت خواهد رسید. لازم به ذکر است که نگارنده ی مقاله خود از نظر تحصیلات در حال طی کردن مدارج عالیه ی یکی از رشته های علوم زیستی می باشد و به آنچه که می گوید واقف است. با توجه به مطالب بيان شده، بر آن شدیم تا به یکی دیگر از معجزات بزرگ علمی قرآن کریم که پیرامون عنصر آهن بیان شده است، بپردازیم و ابعاد این معجزه ی بزرگ الهی را بررسی نمايیم. ذکراین نکته ضروری به نظر می رسد که بررسی این معجزه به سبک و سیاقی که در این مقاله به آن پرداخته می شود، برای اولین بار صورت می گیرد و مطالبی که در کتاب برادر بزرگوار « هارون یحیی » در این رابطه نقل شده، ناقص و قابل مخدوش شدن است. بنابراین از عزیزان محترم خواننده ی وبسایت درخواست می کنیم حتی الامکان اگر این معجزه را در مجمعي عنوان می کنند، به جزئیات موجود در این مقاله توجه فرمایند؛ چرا که بی احتیاطی در این زمینه می تواند در بیان این معجزه اشکال ایجاد نماید. نکته ی آخری که قبل از ارائه ی مقاله ی اصلی خدمت عزیزان خواننده ی وبسایت باید عرض کنیم، این است که معجزه ای که امروز به آن می پردازیم، به بهترین نحو با دیدگاه شیعه درباره ی قرآن قابل بررسی می باشد؛ اما اگر از دیدگاه اهل سنت به آن نگاه کنیم، آن طور که باید و شاید نمی توان این معجزه را معرفی کرد که این مسئله نیز می تواند سند دیگری بر حقانیت شیعه و عقاید آن باشد. بعد از ذکر مقدمه، مقاله ی اصلی را خدمتتان ارايه می نمايیم. قرآن معجزه ی جاوید: الحدید (آهن) و خواص شیمیايی آن. قرآن، کلام خداوند و برترین کتابی است که بر دنیای خاکی نازل شده است. به جرأت می توان این کتاب عظیم را برنامه ي کامل زندگی بشر دانست؛ چرا که علاوه بر آموزش مسايل تربیتی، اخلاقی و دینی، اطلاعات گرانبهای علمی نیز در درون این کتاب مقدس نهفته می باشد که این اطلاعات به حول و قوه ی الهی با ظهور مفسر بزرگ قرآن کریم، حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ان شاء الله رمزگشايی خواهد گشت. این اطلاعات گرانبها علاوه بر مطالب مندرج در آیات قرآن و معانی آنها، در ترتیب آیات و شماره گذاری های آیات و سوره های قرآن کریم نیز نهفته شده است و چه بسا با کشف ارتباطات موجود در شماره ی آیات قرآن و سوره های آن، اطلاعات علمی جدیدی نیز نصیب بشر گردد. سوره ی الحدید (آهن) و معجزه ی مربوط به آن، علاوه بر مطالب مندرج در آیات و سوره ها، به شماره گذاری آنها نیز مربوط می شود. برای اینکه عظمت این معجزه بیش از پیش مشخص گردد، از خوانندگان عزیز وبسایت درخواست می کنیم که حتی الامکان قرآن کریم را در هنگام مطالعه ی این مقاله در دسترس داشته باشند و خود به بررسی مطالب مندرج در مقاله بپردازند. سوره ی الحدید، یکی از سوره های مبارک قرآن کریم است که موقعیتی ویژه و استراتژیک در بین سوره های قرآن دارد. بدین نحو که این سوره، سوره ی 57 ام قرآن کریم است و به این دلیل که قرآن 114 سوره دارد، می توان این سوره را سوره ی وسط قرآن دانست. موقعیت سوره ی الحدید در قرآن، موقعیت خاصی است؛ چرا که 3 عدد نقش کلیدی در موقعیت اين سوره دارند. این سوره، سوره ي 57 ام قرآن است و بعد از آن 57 سوره تا پایان قرآن وجود دارد. قبل از سوره ی الحدید، 56 سوره در قرآن موجود می باشد و اگر سوره های قرآن را از انتها بشماریم، سوره ی الحدید سوره ي 58 ام خواهد بود. همچنین اگر از انتها سوره های قرآن را بشماریم، 57 سوره قبل از سوره ی الحدید وجود خواهد داشت. بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، اعداد 56، 57 و 58 نقش کلیدی در رابطه با جایگاه عددی سوره ی الحدید در قرآن کریم دارند و اعداد دیگری جز اعداد ذکر شده را نمی توان پیرامون موقعیت سوره ی الحدید در قرآن یافت. ![]() ![]() موقعيت ويژه ي سوره ي الحديد در قرآن. حال اگر سوره ی الحدید را بخوانیم، متوجه می شویم که تنها آیه ای که پیرامون « الحدید » یا « آهن » و خواص آن بیان شده است، آیه ای است که مطابق بسیاری از قرآن های موجود، عدد 25 را به عنوان شماره ی آیه دارد. ![]() تنها آيه ي سوره ي « الحديد » كه مستقيماً به فلز « آهن » يا « الحديد » پرداخته است. اما عدد مذکور مطابق روایات متقن و موثق شیعه، عدد صحیحی نیست؛ چرا که قرآن هایی که عمدتاً در دست ماست، برای « بسم الله الرحمن الرحیم » که مطابق نظر صریح ائمه ی معصوم (علیه السلام)، یک آیه ی مجزا محسوب می شود، شماره ای قائل نشده اند. در تصاویر زیر که از سایت های مذهبی مختلف اقتباس شده اند، ملاحظه مي فرمايید که ائمه ي معصوم (علیه السلام) « بسم الله الرحمن الرحیم » را یک آیه ی مجزا دانسته اند 6)![]() ![]()
نظر اهل بيت (علیه السلام) مبني بر آيه بودن « بسم الله الرحمن الرحيم ». بدین ترتیب همان گونه كه ملاحظه فرمودید، ائمه ي معصوم (علیه السلام) « بسم الله الرحمن الرحیم » را یک آیه ی مجزا و حتی آن را مهمترین آیه ي قرآن دانسته اند و بیان داشته اند: « خدا بکشد کسانی را که بزرگترین آیه را از آیات قرآن حذف کرده اند. »(7) البته لازم به ذکر است که در بین اهل سنت نیز بعضی از گروهها با نظر شیعه درباره ی اینکه « بسم الله الرحمن الرحیم » بخشی از سوره های قرآن است، اشتراک نظر دارند.(8) در بین این گروه ها، دانشمندان سرشناسی همچون ابن عباس، ابن مبارک، عاصم، کسائی، ابن عمر، ابن زبیر، ابن هریره عطا، طاووس و فخر رازی در تفسیر کبیر و جلال الدین سیوطی در اتقان، که مدعی تواتر روایات هستند، از طرفداران نظریه ی فوق می باشند و « بسم الله الرحمن الرحیم » را آیه ای از سوره ها می دادند.(9) علاوه بر بحث روايی که خدمت خوانندگان محترم وبسایت عرض شد، از نظر منطقی نیز نمی توان پذیرفت که « بسم الله الرحمن الرحیم » از سوره های قرآن جدا باشد؛ چرا که در سوره های قرآن، شواهدی داریم که نشان می دهد « بسم الله الرحمن الرحیم » آیه ای از سوره های قرآن کریم است. اگر قرار باشد که « بسم الله الرحمن الرحیم » آیه ای از سوره های قرآن نباشد، چگونه است که خداوند سوره ی توبه را بدون « بسم الله الرحمن الرحیم » نازل فرموده اند، اما بقیه ی سوره های قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارند؟(10) اگر قرار بود که آوردن « بسم الله الرحمن الرحیم » در ابتدای سوره ها اختیاری باشد، چگونه است که سوره ی توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد؛ حال آنکه اگر این عبارت اختیاری بود ما مسلمانان می توانستیم به اختیار خود « بسم الله الرحمن الرحیم » را در ابتدای اين سوره ذکر کنیم. بنابراین درمی یابیم که در آمدن یا نیامدن « بسم الله الرحمن الرحیم » در ابتدای سوره های قرآن، حکمتی وجود دارد که خداوند متعال از آن با خبر است و ما مجاز به دستکاری در آن نیستیم. بدین ترتیب با توجه به اهمیتی که آمدن یا نیامدن « بسم الله الرحمن الرحیم » در ابتدای سوره های قرآن کریم دارد، می توان دریافت که این عبارت جزء لاینفک سوره هایی است که واجد آن می باشند. بنابراین نظر ائمه ی معصومین (علیه السلام) در رابطه با آیه بودن عبارت « بسم الله الرحمن الرحیم »، بر منطق نیز استوار است و کاملاً صحیح می باشد. همانگونه که دیدیم، « بسم الله الرحمن الرحیم » آیه ای غیر قابل انکار از آیات قرآن می باشد؛ اما بسیاری از قرآن ها از شماره گذاری آیه ی « بسم الله الرحمن الرحیم » خودداری می کنند که این مسئله برخلاف نظر معصومین (علیه السلام) است؛ بنابراین اگر بخواهیم شماره ی درست آیات را در این سوره ها در نظر بگیریم، باید شماره گذاری را از « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع کنیم. ماحصل اینکار این است که به شماره ی آیات هر سوره 1 عدد اضافه می شود. یعنی برای مثال آیه ی 3، بعد از شروع شماره گذاری از « بسم الله الرحمن الرحیم »، به آیه ي 4 تبدیل می شود. البته شیعیان، هر چند نظر بسیاری از گروه های اهل سنت درباره ی « بسم الله الرحمن الرحیم» را قبول ندارند، اما به منظور پرهیز از دودستگی در امت اسلامی و یکسان شدن رسم الخط قرآنی، از درج شماره برای آیه ی « بسم الله الرحمن الرحیم » خودداری می کنند؛ اما به هرحال آنچه که صحیح است و ائمه ی معصومین(علیه السلام) نیز بر آن تأکید دارند، این است که « بسم الله الرحمن الرحیم » یک آیه است(11) و صحيح این است که برای آن شماره درج شود. اما توضیحات فوق پیرامون آیه بودن « بسم الله الرحمن الرحیم » چه ارتباطی با معجزه ی قرآن كريم درباره ی « الحدید » یا « آهن » دارد؟ اگر خاطرتان باشد، در قسمت ابتدای مقاله گفتیم که در سوره ی الحدید، آیه ای که مستقیماً پیرامون آهن و خواص آن صحبت می کند، شماره ی 25 را به عنوان شماره ی آیه در کنار خود دارد؛ اما اگر نگاهی به ابتدای سوره بیندازیم، می بینیم که « بسم الله الرحمن الرحیم » که خود یک آیه است، شماره ندارد ![]() ![]() [sup]عدم شماره گذاري «بسم الله الرحمن الرحيم » به عنوان آيه ي اول در بسياري از قرآن ها. [/sup] با اين اوصاف اگر بخواهیم شماره ی درست آیات الحدید را به دست بیاوریم، مطابق فرمایش صریح معصومین (علیه السلام) می بایست « بسم الله الرحمن الرحیم » را یک آیه حساب کنیم؛(12) بدین ترتیب با شماره گذاری صحیح که « بسم الله الرحمن الرحیم » نیز در آن آیه ی شماره ی 1 است، شماره ی آیه ای که در آن پیرامون آهن (الحدید) سخن گفته شده است، آیه ی شماره ی 26 می باشد که البته این به خاطر دستکاری ما نیست؛ بلکه خداوند متعال نیز قرآن را به همین ترتیب نازل فرموده و ائمه ی معصوم (علیه السلام) نیز بر این روش تاکید دارند.(13) برای روشن تر شدن مطلب به تصاویر زیر توجه فرمايید: ![]() ![]() آيه اي كه در سوره ي « الحديد » پيرامون «الحديد » يا « آهن » سخن مي گويد، مطابق فرمايش ائمه ي معصومين (علیه السلام)، آيه ي 26 مي باشد. (نه آيه ي 25) بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، در سوره ی « الحدید »، آیه ای که مستقیماً پیرامون آهن و منافع آن سخن می گوید و به عبارتی تنها آیه ی این سوره که کلمه ي « الحدید » در آن ذکر شده است، آیه ی 26 می باشد. با توجه به مطالبی که ذکر شد، ملاحظه فرمودید که اعداد 56، 57 و 58 اعداد کلیدی در مورد موقعیت سوره ی الحدید می باشند و جایگاه آن را نسبت به سایر سوره های قرآن مشخص می نمایند. همچنین عدد 26 نیز عدد کلیدی در سوره ی « الحدید » است؛ چرا که تنها آیه ای که کلمه ی الحدید را در سوره ذکر کرده و پیرامون خواص آهن سخن می گوید، آیه ی 26 سوره ی الحدید است که البته همانگونه که گفتیم، درباره ی شماره گذاری آن باید به نکات بیان شده توسط ائمه ی معصومین (علیه السلام) توجه نمود. اما اعداد 56، 57، 58 و 26 که درباره ی آنها سخن گفتیم، چه ارتباطی با عنصر آهن دارند؟ اگر به جدول تناوبی عناصر و کتب و سایت های مربوط به علم شیمی مراجعه نمايیم، ملاحظه خواهیم کرد که عدد اتمی عنصر آهن 26 می باشد و این عنصر 26 امین عنصر جدول تناوبی عناصر است(14) که این خود، معجزه ای آشکار از جانب قرآن می باشد. برای روشن شدن این مسئله، به تصاویر زیر توجه فرمايید: ![]() ![]() عدد اتمي عنصر آهن: 26. از سوی دیگر، اعداد 56 و 57 و 58، اعداد کلیدی در رابطه با عنصر آهن می باشند؛ چرا که تنها ایزوتوپ های عنصر آهن در طبیعت که رادیواکتیو نیستند و کار کردن با آنها برای بشر بی خطر است و از سوی دیگر نیمه عمر طولانی دارند، ایزوتوپ های 56، 57 و 58 عنصر آهن می باشند.(15) البته لازم به ذکر است که عنصر آهن، 28 ایزوتوپ شناخته شده دارد(16) و این ایزوتوپ ها از اعداد جرمی 45 تا 72 را در بر می گیرند؛(17) اما نکته ی تعجب برانگیز اینکه تنها ایزوتوپ های اتم آهن در طبیعت که کاملاً پایدار هستند و نیمه عمر طولانی دارند و رادیواکتیو نمی باشند، ایزوتوپ های با عدد جرمی 56، 57 و 58 هستند.(18) نکته ی جالب اینکه ایزوتوپ 54 نیز که بعضی از منابع علم شیمی آن را تا حدی پایدار می نامند، عملاً رادیواکتیو می باشد و همان منابع نيز عمر راديواكتيو عملي آن را ذكر كرده اند.(19) بنابراین تنها ایزوتوپ های اتم آهن که در عرصه ی تئوری و عملی پایدار بوده، و در واقع فرم طبیعی آهن هستند، ایزوتوپ های 56، 57 و 58 این عنصر می باشند.(20) این نکته نیز از معجزات قرآن است که در 1400 سال پیش و سال ها قبل از اختراع ادوات پیشرفته ی علوم شیمی و فیزیک، اعداد کلیدي را پیرامون خواص شیمیايی عنصر آهن در اختیار بشر قرار داده است؛ اما بشر به دلیل نداشتن یک مفسر قوی همچون ائمه ی معصوم (علیه السلام) در طول 1100 سال پیش، از رسیدن به این نکات علمی محروم ماند و تا امروز که این نکات توسط ادوات پیشرفته ی علمی کشف شده اند، دانستن این موضوعات به تعویق افتاد. تصاویر زیر، نکات علمی بحث شده پیرامون عنصر آهن را به وضوح نشان می دهند و معجزه ی بزرگ قرآن کریم را بیش از پیش آشکار می نمایند:(21 ![]() ![]()
اعداد 56، 57، 58 و 26، اعدادي كليدي در مورد عنصر « آهن » هستند. اما قبل از اینکه این مقاله را به پایان ببریم، چند نکته را که ممکن است در ظاهر پیرامون این معجزه ی آشکار قرآن کریم شبهه ایجاد کند، بررسی می نمايیم و پاسخهای آنها را نیز بیان می داریم: 1 – ممکن است این سوال در ذهن خوانندگان محترم وبسایت شکل بگیرد که اگر عثمان و گروه مأمور شده از طرف وی، قرآن را گردآوری نموده و به فرم فعلی درآورده اند، چگونه می توان اعداد مربوط به سوره ها و آیات قران را قابل اعتماد دانست و آنها را مطابق نظر خداوند متعال برشمرد؛ چرا که عثمان معصوم نبوده است و در صورت گردآوری قرآن توسط وی و گروه منصوب از طرف او، ممکن است آیات و سوره های گردآوری شده و شماره های مربوط به آن مطابق نظر خداوند متعال و پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نباشد. پاسخ این مسئله این است که برخلاف نظر عده ای از علمای اهل سنت و حتی تعدادی از محققین شیعه، اکثر علما و محققین شیعه و حتی تعدادی از علمای اهل سنت بر این نکته تأکید دارند که به احتمال زیاد نظم و ترتیب دادن آیات و سوره های قرآن، در زمان حیات پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و به دستور ایشان صورت گرفته است(22) و آنچه در زمان عثمان انجام شده است، گردآوری نسخه های مختلف و از بین بردن قرآن های مخدوش و جعلی و یکسان کردن قرائت هاي مختلف قرآن می باشد(23) که ابتدا مطابق اسناد تاریخی حضرت علی (علیه السلام) و زید بن ثابت مسئول اين کار بودند.(24) بدین ترتیب شماره ی آیات و سوره های قرآن در زمان حیات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشخص شده بود(25) و آنچه که در زمان عثمان انجام گرفت، نابود کردن نسخه های مخدوش و یکسان کردن قرائت بود.(26) البته شواهدی نیز بر این مدعا وجود دارند که عبارتند از: الف) روایاتی وجود دارند که نشان می دهند پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرآن را به همین ترتیبی که امروز در دست ماست، توصیف کرده اند. برای مثال روایت زیر که از ابی بن کعب (یکی از کاتبان معتمد و برجسته ی قرآن) نقل شده است، به همین موضوع اشاره دارد:(27) از ابی بن کعب نقل شده که روزی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او فرمود: جبرئیل مرا مأمور ساخته تا بر تو درود و تهنیت بگویم و قرآن را بر تو بخوانم .... پس رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به بیان فضیلت سوره های قرآنی به ترتیب موجود در قرآن از سوره ی حمد تا الناس پرداخت ... (علوم قرآنی – محمد هادی معرفت)(28) بدین ترتیب مطابق روایت فوق، در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز ترتیب سوره ها توسط حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشخص شده بود. ![]()
مشخص شدن ترتيب آيات و سوره ها ي قرآن كريم، در زمان پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام شده است.
ب) بسیاری از محدثین و محققین معروف و بزرگ شیعه به این نکته اشاره کرده اند که ترتیب موجود سوره های قرآن، امری توفیقی است؛ یعنی از جانب خدا و به دستور پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام شده است.(29) از جمله ی این دانشمندان می توان به سید مرتضی (رحمة الله علیه) و مرحوم آیت الله خويی که در مطالعه ی اسناد بسیار سخت گیر و دقیق بودند، اشاره کرد.(30) دانشمندان دیگری نیز همچون کرمانی، مولف کتاب البرهان و یا نیشابوری نظری مشابه داشته و ترتیب کنونی قرآن را برگرفته از ترتیب قرآن در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می دادند.(31) بدین ترتیب مطابق نظر تعداد زیادی از دانشمندان بزرگ شیعی، ترتیب آیات قرآن در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشخص شده بود و این ترتیب در عصر حاضر نیز به همانگونه است. ![]() ![]() ج) مطابق روایات موثق، شاگردان ائمه ی معصوم (علیه السلام) از این بزرگواران پیرامون حجت بودن قرآن های در دست مسلمانان سوال کردند که ائمه (علیه السلام) این قرآن ها را که امروزه در دست ما نیز وجود دارد، تأیید کرده اند و فرمودند: اگر به همین قرآن عمل کنید، رستگار می گردید.(32) همانگونه که می دانیم، رستگاری جز با عمل به یک برنامه ی صحیح، مسنجم و منظم، به دست نمی آید و این تأیید ائمه بر قرآن های در دسترس، نشان از صحت محتوا و انسجام آن دارد. د) از نظر منطقی و عقلی نیز نمی توان پذیرفت که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که بر موضوع جانشینی خود بسیار پافشاری کردند و واقعه ی مبارک غدیر نیز به همین دلیل به وجود آمد، درباره ی کتاب گرانقدر قرآن کریم و سرنوشت آن کاری نکرده باشند. قطعاً پیامبراکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کتاب قرآن را به صورت منسجم و منظم حفظ کرده و به دستور خداوند نظم و ترتیب آیات و سوره ها را در آن لحاظ نموده اند؛ چرا که اگر این امر صورت نمی گرفت، ممکن بود قرآن از نظر معنايی تحریف شود و آیات نامناسبی در کنار هم قرار گیرند و معنای سوره ها تغییر یابد. بنابراین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قطعاً این نکته را رعایت فرموده و به دستور خداوند متعال جلوی هر گونه تحریفی را گرفته اند. هـ) خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون ».(33) این آیه، حکایت از حفاظت خداوند متعال از قرآن کریم دارد و نشان می دهد این کتاب آسمانی تغییر پذیر و تحریف پذیر نمی باشد. همانگونه که گفتیم، عدم مشخص شدن ترتیب آیات و سوره های قرآن در زمان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ممکن بود به تحریف معنايی قرآن در اثر قرارگیری آیات نامناسب در کنار یکدیگر بیانجامد. بنابراین منطقی است که بپذیریم خداوند متعالی که وعده ی حفاظت و جلوگیری از تحریف قرآن را داده است، به پیامبر بزرگوارش ترتیب و نظم آیات و سوره ها را آموخته و بدین ترتیب مانع از تحریف این کتاب آسمانی در آینده شده است. به دلیل اينکه آیات مختلف قرآن در زمانهای مختلفی نازل شده و حتی آیات مجاور سوره های کنونی، بعضاً با فاصله ی چند ساله نازل شده اند، عدم ترتیب بندی آيات و سوره ها توسط خداوند متعال و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ممكن بود در آینده مشکل ایجادکند؛ اما خداوند متعال که وعده ی حفاظت از قرآن را داده است، به احتمال قریب به یقین با مشخص کردن ترتیب آیات و سوره ها در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مانع از بروز این مشکل شده است. ز) نکته ی جالبی که پیرامون این بحث وجود دارد، این است که آن عده از دانشمندان و محققانی که اعتقاد دارند نظم و ترتیب آیات و سوره های قرآن در زمان عثمان صورت گرفته است، خودشان باطناً و به صورت ناخودآگاه به این نکته اعتقاد دارند که قرآن در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ترتیب بندی شده و نظم و ترتیب سوره ها و آیات در زمان حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام شده است؛ چرا که این محققین و دانشمندان نیز در هنگام تفسیر قرآن، هر آيه را با توجه به آيات قبل و بعد تفسير می نمایند؛(34) حال آنکه اگر مطابق اعتقاد خود این افراد، عثمان نظم دهنده و ترتیب دهنده ی قرآن باشد، تفسیر کردن با توجه به آیات مجاور معلوم نیست که صحیح باشد! چرا که عثمان معصوم نبوده و ممکن است او و زید بن ثابت در ترتیب بندی آیات قرآن اشتباه کرده باشند! اما این مفسران خودشان در ناخودآگاه نیز پذیرفته اند که ترتیب آیات قرآن و سوره های آن توسط یک معصوم صورت گرفته است و به همین دلیل نیز این دانشمندان به ترتیب کنونی آیات و سوره های قرآن اعتماد کرده و آیات را با توجه به آیات مجاور تفسیر می کنند.(35) 2 – نکته ی دیگری که ممکن است برای خوانندگان محترم وبسایت شبهه انگیز باشد، مطالبی است که بعضاً این عزیزان در بعضی از سایت ها و کتب پیرامون مصحف حضرت علی (علیه السلام) شنیده اند و تصور می کنند این مصحف چیزی متفاوت با قرآن کنونی است و فکر می کنند این کتاب که توسط حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به میان انسانها باز می گردد،(36) مطالبی متفاوت با قرآن کنونی دارد؛ اما این برادران توجه نمی کنند که اگر این اعتقاد را بپذیریم که مصحف حضرت علی (علیه السلام) با قرآن های کنونی تفاوت اساسی دارد، این شبهه ممکن است پدید آید که چرا خداوند اجازه داده قرآن های در دست ما تحریف شود و بدین ترتیب خدای ناکرده آیه ی « نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون » مورد تردید قرار می گیرد. بنابراین ما مسلمانان که قائل به عدم تحریف قرآن هستیم، نمی توانیم بپذیریم که مصحف حضرت علی (علیه السلام) چيزي جدا از قرآن كنوني باشد. اما مصحف حضرت علي (علیه السلام) چیست؟ بنا به نظر بسیاری از محققین، مصحف حضرت علی (علیه السلام) همان قرآن کنونی است که تفسیر های پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از آیات نیز در آن گنجانده شده است(37) و علت اینکه خلفای قبل از حضرت علی (علیه السلام) با آن مخالف بودند، این است که تفاسیر مذکور به ضرر آنها تمام مي شده است. البته عده ای دیگری از علما نیز معتقدند، مصحف حضرت علی (علیه السلام) آیات را به ترتیب نزول بر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مرتب کرده بود(38) که البته این احتمال نیز اعتبار قرآن هاي كنوني و نظم و ترتيب فعلي آن را زير سوال نمي برد؛ چرا كه ترتيب آيات در هر دو قرآن يكسان بوده و فقط ترتيب سوره ها با يكديگر متفاوت مي باشد كه اين به معناي تحريف نيست و انسجام هر سوره نيز حفظ شده است. بدین ترتیب مصحف حضرت علی (علیه السلام) که ان شاء الله توسط حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به میان مسلمانان بازمی گردد، چیزی جز قرآن کنونی نیست؛ با این تفاوت که تفاسیر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر آیات قرآن، در آن درج شده است(39) که البته این تفاسیر بسیار ارزشمند هستند و روح آیات قران در آن ها نهفته است و وجود این تفاسیر، بزرگترین ضربه بر پیکر دشمنان اسلام و تشیع خواهد بود. البته همانگونه كه گفته شد، بنا بر برخي روايات، ممكن است مصحف حضرت علي (علیه السلام)، ترتيب سوره ها را بر اساس ترتيب نزول آن ها مشخص كرده باشد. ذكر يك نكته ي بسيار مهم: اگر اين مساله را كه مصحف حضرت علي (علیه السلام) از نظر ترتيب سوره ها (نه ترتيب آيات) با قرآن هاي كنوني تفاوت دارد، بپذيريم، باز هم چيزي از ارزش هاي قرآن كنوني و نيز مصحف حضرت علي (علیه السلام) كم نمي شود. چرا كه قرآن هاي مذكور، مانند دو روي يك سكه هستند و هر كدام از دريچه اي به حقيقت مي نگرند. با اين تفاوت كه مصحف حضرت علي (علیه السلام)، امتياز ويژه اي دارد كه آن تفسير صحيح آيات قرآن كريم مي باشد. در ثاني، اگر مصحف حضرت علي (علیه السلام) و ترتيب سوره هاي آن با قرآن هاي كنوني مغايرت جدي داشت، حضرت علي (علیه السلام) بدون هيچ ترديدي با آن مقابله مي كردند. ايشان كه حتي در هنگام تشكيل شوراي خلافت از سوي عمر بن خطاب براي انتخاب جانشين عمر، حاضر نشدند حتي براي يك لحظه از مواضع خود عقب نشيني كنند و درخواست عمل به سنت خلفاي پيشين را از سوي عبدالرحمن بن عوف بپذيرند،(40) چگونه ممكن بود در مقابل قرآني مغاير با آنچه كه پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي جامعه ي بشريت به ارمغان آورده بود، سكوت كنند. اين سكوت حضرت علي (علیه السلام) در مقابل قرآن هاي كنوني و صحه گذاشتن ايشان بر اين قرآن، نشان دهنده ي صحيح بودن قرآن هاي در دسترس ما است. ذكر يك نكته ي بسيار مهم: با توجه به آنچه كه درباره ي مصحف حضرت علي (علیه السلام) بيان كرديم، اگر ما حتي اعداد 56، 57 و 58 را كه مربوط به محل سوره ي « الحديد » در قرآن هاي كنوني است، كنار بگذاريم، باز هم عدد 26 كه مربوط به محل قرارگيري تنها كلمه ي « الحديد » در سوره ي « الحديد » است، باز هم با عدد اتمي عنصر آهن يعني 26 تطبيق مي كند و اين خود معجزه اي بزرگ و حجتي كامل بر حقانيت قرآن مي باشد. توجه كنيد كه عدد 26 مذكور، هم در قرآن هاي كنوني و هم در مصحف حضرت علي (علیه السلام) ثابت و يكسان مي باشد و هر دو مصحف، اين اعجاز بزرگ را نشان مي دهند. ذكر يك نكته ي بسيار مهم: ممكن است بعضي از عزيزان تصور بكنند كه جدول تناوبي عناصر تنها ساخته و پرداخته ي ذهن مندليف يا ساير دانشمندان است و بنابراين اعداد اتمي و اعداد جرمي مربوط به عناصر اين جدول تناوبي قراردادي هستند. اما واقعيت اين است كه عدد اتمي و عدد جرمي عناصر، فقط اعدادي قراردادي نيستند، بلكه اين اعداد با توجه به عدد اتمي و عدد جرمي عنصر هيدروژن تنظيم شده اند و عدد اتمي و جرم عناصر را نسبت به اين عنصر كه ساده ترين عنصر خلقت است، مي سنجند.(41) بنابراين اعداد مربوط به عدد اتمي و عدد جرمي عناصر، اعدادي حقيقي مي باشند. بدين ترتيب معجزه ي قرآن درباره ي عدد اتمي و عدد جرمي عنصر آهن، پيشگويي يك حقيقت علمي مي باشد نه پيشگويي يك قرارداد علمي. همانگونه که ملاحظه فرمودید، قرآن کریم کتاب بزرگ آسمانی، بزرگترین معجزه ی خداوند متعال است که بر دنیای خاکی نازل شده است؛ این کتاب ارزشمند علاوه بر دارا بودن نکات اخلاقی، عرفانی، مذهبی و اجتماعی تأثیرگذار، حاوي نكات علمي فراواني است. حقانیت قرآن و اثبات اعجاز قرآن کریم، می تواند به عنوان الگويی برای تحقیقات و پیشرفت های علمی مسلمانان و سایر انسانها باشد. البته هنگامی که آیات قرآن با تفاسیر معصومین (علیه السلام) همراه باشند، معجزات علمی قرآن نیز بیش از پیش هویدا خواهند شد. نکته ی مهم اینکه علاوه بر معنای آیات قرآن، ترتیب بندی آیات و سوره های قرآن و شماره گذاری آنها نیز حاوی نکات مهم علمی می باشد که نشان از نظم و تدبیر و درايت بی پایان خداوند متعال دارد. در پایان از خداوند متعال خواستاریم تا ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هرچه سریعتر تسریع فرمایند تا به واسطه ی هدایت بی پایان و راهنمايي هاي ارزشمند ایشان، جامعه ی بشری با شتاب هر چه بیشتر به سمت جامعه ی آرمانی که در آن اخلاق، علم، مذهب و فرهنگ در اوج کمال می باشد، حرکت کند. به امید ظهور منجی موعود، حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف). کاری از: خادم الامام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با یاری: خادمة الزهراء (سلام الله علیها) هرگونه استفاده و کپی برداری از مقاله های این وبسایت با ذکر منبع بلامانع است. منبع:http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/167-1388-05-14-10-40-51.html [sup]منابع و مآخذ 1 – http://genuineislam.blogfa.com/post-36.aspx 2 – http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html و http://www.ucmp.berkeley.edu/history/Edarwin.html 3 – http://freemasonry.bcy.ca/biography/darw...win_e.html و http://freemasonrytoday.com/09/p02.php 4 – http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html و http://www.ucmp.berkeley.edu/history/Edarwin.html 5 – http://www.aboutdarwin.com/literature/Pre_Dar.html و http://www.ucmp.berkeley.edu/history/Edarwin.html 6 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6762 و http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 و تفسير عياشي، ج 1، ص 19؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ و بحار الانوار، ج 19، ص 59؛ (چاپ بيروت 1381)؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ 7 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6762 و http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 و تفسير عياشي، ج 1، ص 19؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ و بحار الانوار، ج 19، ص 59؛ (چاپ بيروت 1381)؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ 8 – http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 9 – http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 10 – http://www.iranseda.ir/showFullItem/?r=97483 و http://abedinet.ir/test/index.php?option...1&Itemid=1 11 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6762 و http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 و تفسير عياشي، ج 1، ص 19؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ و بحار الانوار، ج 19، ص 59؛ (چاپ بيروت 1381)؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ 12 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6762 و http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 و تفسير عياشي، ج 1، ص 19؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ و بحار الانوار، ج 19، ص 59؛ (چاپ بيروت 1381)؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ 13 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6762 و http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8...B%8C%D9%87 و تفسير عياشي، ج 1، ص 19؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ و بحار الانوار، ج 19، ص 59؛ (چاپ بيروت 1381)؛ و تفسير عياشي، ج 1، ص 21؛ 14 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 15 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 16 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 17 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 18 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 19 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 20 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 21 – http://en.wikipedia.org/wiki/Isotopes_of_iron و http://education.jlab.org/itselemental/iso026.html 22 – تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 218 به بعد، با تلخيص؛ و تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 224 به نقل از البيان؛ و http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 و http://www.porsojoo.com/fa/node/50052 و http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 23 – تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 224 به نقل از البيان؛ و http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 24 – http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 و http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 25 – تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 218 به بعد، با تلخيص؛ و تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 224 به نقل از البيان؛ و http://www.porsojoo.com/fa/node/50052 و http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 26 – تاريخ قرآن كري، تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتي، ص 224 به نقل از البيان؛ و http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 27 – http://www.porsojoo.com/fa/node/50052 28 – http://www.porsojoo.com/fa/node/50052 29 – http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 و http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 30 – http://www.porsojoo.com/fa/node/23181 31 – http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 32 – http://www.imamalinet.net/Iview/Per/Emam...cleId=3229 و http://tvr.iribtv.ir/index.php?option=co...ew&id=5656 33 – سوره ي حجر، آيه ي 9. 34 – http://www.imamalinet.net/per/q/qa/qab/qab2.htm و http://www.razavi.ir/html/modules.php?op...223&page=1 35 – http://www.imamalinet.net/per/q/qa/qab/qab2.htm و http://www.razavi.ir/html/modules.php?op...223&page=1 36 – http://noorportal.net/951/952/1113/13553.aspx 37 – http://noorportal.net/951/952/1113/13553.aspx 38 – http://noorportal.net/951/952/1113/13553.aspx و http://www.imamalinet.net/Iview/Per/Emam...cleId=3229 39 – http://noorportal.net/951/952/1113/13553.aspx 40 – http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5918 41 – http://en.wikipedia.org/wiki/Proton و http://www.answers.com/topic/proton و http://en.wikipedia.org/wiki/Neutron [/sup] صلوات یا الله |
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۲۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #100
|
|||
|
|||
|
كامل نخوندمش (چون خيلي طولاني بود)، ولي همون تكه هايي رو كه خوندم واقعا حالشو بردم. دستتون درد نكنه. كاش تيتري كه براي تاپيكتون انتخاب كرديد رو يه جور مينوشتيد كه همه بيان اينجا، آخه اين طوري فكر كنم فقط اونهايي كه به شيمي علاقه دارن ميان.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دكتر مصري ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته. | vahrakan | 12 | 5,739 |
۱۴/شهریور/۹۵ ۲۱:۳۰ آخرین ارسال: سعدی |
|
| شبهه خشونت در قرآن مجید | عبدالرحمن | 17 | 10,305 |
۲۰/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۵۱ آخرین ارسال: سعدی |
|
| مطالبی پیرامون تفسیر قرآن و تاویل قرآن | Amirsaeed | 1 | 2,418 |
۳/دی/۹۳ ۱۱:۰۳ آخرین ارسال: behabadi |
|
| آغاز یک راه ... هر روز با قرآن مجید | جانثار مهدی | 57 | 20,321 |
۱۸/بهمن/۹۲ ۲۲:۲۳ آخرین ارسال: جانثار مهدی |
|
| اعجازی از قرآن مجید | Y.P.Y | 3 | 2,239 |
۶/بهمن/۹۲ ۲۱:۴۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| اعجاز عددی حروف اسم جلاله "الله" | mohammad reza | 0 | 1,361 |
۶/شهریور/۹۲ ۰:۲۱ آخرین ارسال: mohammad reza |
|
| اعجاز عددی قرآن | ali0077 | 0 | 1,431 |
۲۳/اسفند/۹۱ ۲۱:۱۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|










![[تصویر: 70651566286203238118186381515818524824868.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1391/02/70651566286203238118186381515818524824868.jpg)

![[تصویر: alhadid%281%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%281%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%282%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%282%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%283%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%283%29.jpg)
6)![[تصویر: alhadid%20%284%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%284%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%285%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%285%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%286%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%286%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%287%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%287%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%288%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%288%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%289%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%289%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2810%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2810%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2811%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2811%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2812%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2812%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2813%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2813%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2814%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2814%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2815%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2815%29.jpg)
![[تصویر: alhadid%20%2816%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/alhadid%20%2816%29.jpg)