کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم یک خانواده ی محترم
۲۱:۴۹, ۱۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

روز گذشته پایگاه خبری «رجانیوز» با درج مطلب جامعی اقدام به انتشار داستان فیلم «یک خانواده محترم» نمود. در آن مطلب به اهم نکات داستان اشاره شده بود و بدلیل پرهیز از اطاله، برخی نکات ذکر نگردید. پایگاه 598 برای روشن تر شدن افکار عمومی و بدلیل عدم اکران این فیلم و تلاش سازنده برای اکران نسخه سانسور شده، نکات دیگری را همراه با برخی قسمت های فیلم منتشر می نماید.

داستان فیلم در مورد فردی به نام آرش است که پس از سالها به ایران بازگشته و با کشوری کاملاً ویرانه مواجه می شود. ویران همانند خانواده اش که پدر خشکه مذهبی حرام خور و انقلابی‌نِمایش برای او رقم زده.

«پدر» که مهرداد ضیائی با ریشی پُرپشت نقش آن را ایفا می کند، جمعاً حدود 8 حضور در فیلم دارد که آن را نه شخصیت و نه حتی تیپ می توان دانست و تنها بازیگری استخدامی است که انقلابیون را به لجن بکشد. کل حضور او این صحنه ها است:

  1. صحنه توزیع ارزاق کوپنی و اعلام تمام شدن برنج به مردم
  2. بلافاصله حضورش در انبار پر از برنج و چَک زدن به دو فرزند خردسالش بدلیل پاره شدن کیسه ها (بلافاصله به چهره امام در حال سخنرانی کات می خورد)
  3. صحنه ای که در خانه دراز کشیده و سر همسرش فریاد می کشد که ساکت شود تا صحبت های امام را گوش کند
  4. صحنه ای که با خانواده اش به زیرزمین پناه می برد و آنها می بینند کلی ارزاق دولتی دزدیده و انبار کرده و وقتی همسرش اعتراض می کند، با او درگیر می شود. پسرش جلو می آید، شروع به کتک زدنش می کند
  5. چند فریم از گرفتن مصنوعی دستش جلوی صورت بدلیل شهادت فرزند نوجوان
  6. صحنه شکستن شیشه حمام برای بردن همسرش به تیمارستان و فریاد همسرش که «به من دست نزن حروم خور»
  7. صحنه کتک زدن دیوانه وار پسرش
  8. صحنه جدا کردن خشن پسر خردسالش از دوست دختر خردسالش که از او عکس گرفته و او را بوسیده
[تصویر: 23554_930.jpg]
اینها گزیده صحنه های بد حضور مهرداد ضیائی در فیلم نیستند، کل حضورش هستند. حال فکر می کنید پسرش بعد فوت او چه می کند؟ لباس های او را روی تخت پهن کرده و جای سرش، قرآنی روی رحل قرار می دهد...

از زن مذهبی فیلم (زهره) که پریوش نظریه نقشش را ایفا می کند، این چند صحنه را داریم:

  1. هنگام ورود آرش به خانه، دمپایی هایی را در داخل خانه می بینیم که به گفته پسر زن، بدلیل حساسیت مادرش بر نجس و پاکی باید پوشیده شود
  2. در بدو ورود آرش (که با او صمیمی حرف می زند) سفت خود را با چادر پوشانده
  3. سر میز غذا، تک برنج هایی که روی سفره ریخته را بیمارگونه جمع می کند (که باعث نگاه متحیرانه برادر شوهرش می شود)
  4. در آشپزخانه مشغول سابیدن پشت سر هم یک موزائیک است و آب شلنگ با فشار باز است و دوربین چند ثانیه از آن تصویر بسته می گیرد (مقایسه کنید با صحنه برنج جمع کردن)
  5. آرش (برادر شوهرش) از او لیوان آب می خواهد؛ متوجه نمی شود، آرش می خواهد پا به آشپزخانه بگذارد که با ممانعت او مواجه می شود. او دمپایی هایش را با شلنگ می شورد و جای پایش را آب می گیرد.
  6. وقتی می خواهد به او آب دهد، لیوان را به اندازه چند بار پر می کند و می گذارد آب از آن چند ثانیه ای سرریز شود
  7. شب با صدای بلند نوار، قرآن می خواند. بطوریکه آرش و فرزندش بیدار می شوند.
  8. آرش به او می گوید فرزندان خوبی داری، پاسخ می دهد «خدا از سر گناهانشان بگذرد»
  9. پسرش بیدار می شود و می آید درحالیکه صدای قرآن پخش است به او می گوید «دوباره قرصات رو نخوردی؟ پاشو برو بخواب» و قرآن را خاموش می کند
  10. در فلش بکی می بینیم همسر فعلی اش در نوجوانی او را روی کولش گذاشته و درحالیکه جیغ می زد، به زیرزمین می برد
  11. در آخرین حضورش، شب دیروقت به خانه می آید که مورد سوال پسرش قرار می گیرد. سپس به او فحش کثیفی می دهد
  12. وقتی آرش را به زندان انداختند، جلوی در زندان درخواست آزادی او را می کند که در نمایی از بالا دیده می شود
[تصویر: 23555_174.jpg]
اینها هم گزیده حضور پریوش نظریه در فیلم نیستند و کل صحنه هایی است که او بعنوان زن مذهبی داستان در آنها حضور دارد.

کل مسئولینی که در این فیلم به تصویر کشیده می شوند اینها هستند:

  1. کارمند اداره گذرنامه که با ترشرویی به آرش می گوید کارش انجام نمی شود و وقتی زیاد اسرار می کند، می گوید سیستم قطع شده.
  2. مسئول همان اداره که وقتی آرش را به دفترش می برد، به او می گوید «عقلت کم بود به ایران برگشتی؟»
  3. رئیس دانشگاه در شیراز که قیافه و طرز صحبت کردنش به عقب مانده ها می ماند و در کلاس ها دوربین نصب کرده و بخاطر پخش مستندی درباره جنگ، آرش را مؤاخذه می کند.
  4. یکی از مسئولین دانشگاه که جلوی پخش جزوه درسی آرش را می گیرد.
  5. چهار نفر از مسئولین اطلاعات که با کتک و تجاوز جنسی، آرش را به زندان می اندازند.
  6. دو پلیس که بدلیل حرکت روی خط سرعت، ماشین را متوقف می کنند.
  7. برادر زاده جوان آرش که از مسئولین رده بالای زندان اوین است. آرش را بازی می دهد و با پدرش در تلکه کردن آرش همکاری می کند و دستور گرفتن و کتک زدن و زندان انداختن آرش را می دهد. او نهایتاً با همکاری پدرش، دستور قتل وکیل پدربزرگش را که وصیت نامه اش را داشت همراه با همسرش صادر می کند. او انحراف جنسی دارد و عکس های موبایل خواهرش را در گوشی اش ریخته که با اعتراض او مواجه می شود. از دیالوگ «خدا از گناهانشان بگذرد» مادر به نظر می رسد که ایندو رابطه جنسی با یکدیگر داشته باشند.
  8. جعفر (برادر آرش) که در نوجوانی به همسر فعلی اش (همان زن مذهبی) تجاوز کرده و الآن جدای از آنها زندگی می کند و شرکتش در تمام قاره های جهان شعبه دارد. او دکترای تقلبی گرفته و به دروغ خود را جانباز جا زده. (البته دقیقاً مشخص نمی شود که او مسئول نظام است یا خیر؛ ولی قطعاً ارتباط تنگاتنگی با حکومت دارد). نقش او را «مهران احمدی» بازی می کند.

اینها هم گزیده ای از چهره مسئولین نظام در این فیلم نیستند و همانطورکه یک نفر انسان سالم در کل فیلم مشاهده نمی شود، مسئولین طبق معمول کثیف ترین ها هستند.

اما قلم هیچگاه نمی تواند توصیف کاملی از صحنه های گزینشی کارگردان از جنگ و نحوه تدوین آنها بدست دهد. سه فلاش بک به رزمندگان در فیلم می خورد (به اضافه صحنه ای دیگر):

  1. صحنه ای که امام مشغول سخنرانی و تحریک و تشویق به حضور در جنگ در بین مستمعینی تماماً نوجوان است و نگرانی و ترس در چهره آنها موج می زند. قضیه بدین منوال است که صحنه هایی که در اصل رزمندگان از شرمندگی از امام خود در شرف گریه بودند، به جای صحنه نگرانی آنها از جنگ جا خورده است.
  2. صحنه ای از چند صف از رزمندگان نوجوان که با نگرانی و احساس نا امیدی، مشغول خواندن گروهی دعای فرج هستند.
  3. صحنه فتح خرمشهر که با دیالوگ های هجو و ابلهانه گزارشگر (که گویا مونتاژ بوده و توسط فیلمساز نوشته و به آن اضافه شده) همراه می شود. صحنه هایی از خرابی و ویرانی و خیل مجروحان و کشته ها که با دیالوگ های حماسی همراه شده و مخاطب غربی را به خنده وا می دارد. در همین اثنا، چند سرباز عراقی از سنگرهایشان بیرون می آیند و یکی از آنها که دوربین روی آن زوم می کند، با التماس عکس امیرالمومنین را نشان می دهد و می گوید «من شیعه ام، من مسلمانم، من مرید علی هستم» تا جای هیچ شکی بر پوچ بودن هشت سال دفاع مقدس برای مخاطب باقی نماند.
  4. صحنه هجو و البته اعصاب خرد کن ورود جنازه نوجوان شهید به خانه اش که با شعار دادن تمسخرآمیز «این گل پرپر از کجا آمده؟ از سفر کرببلا آمده» و سینه زنی تمسخرآمیز جمعیت، تباکی مصنوعی پدر، جیغ های زنانه که کپی تمسخر گریه در خنده بازار است، عمامه چپکی روحانی و چهره کریه او، نهایتاً به صحنه بی رحمانه باز کردن کفن نوجوان شهید توسط مادر و بغل کردن او به مدت حدود 15 ثانیه ختم می شود. این مادر نه تنها در آنجا هیچ حس معنوی و حتی گریه ای ندارد، بلکه چندی بعد، از مرگ پسرش دیوانه شده و وقتی به تیمارستان برده می شود، به محض ورود، با بی رحمی تمام کارگردان، جلوی پسر 5-6 ساله اش شوک مغزی داده می شود. تا جایی که او خود را خیس می کند.
[تصویر: 23556_143.jpg]

این فیلم مزین می شود به تصویری از آرم الله جمهوری اسلامی که دورش را آتش فرا گرفته و چهره بدون عمامه امام وسط آن قرار دارد و بر درب محل توزیع ارزاق کوپنی نصب شده است.

بابک حمیدی (بازیگر نقش آرش) که اخیراً در مصاحبه ای با سایت خبرآنلاین، به دفاع از این فیلم پرداخته است، آن را «تصویر توی کما رفته ی چرک و چیل مسعود بخشی از تهران» توصیف می کند. او بطور کامل از نقش خود در این فیلم و تهیه کننده آن «محمد آفریده» دفاع می کند و معتقد است این فیلم به هیچ وجه به دفاع مقدس توهین نکرده و مخالفت ها علیه آن را «مغرضانه» می داند.

صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، Hadith ، سرباز سید علی ، سید ابراهیم ، شهیدطیبه واعظی ، Mitsonary ، فاطمه خانم ، mohammadhadi ، Agha sayyed ، Amirsaeed ، جویای حقیقت ، آرین (الهه.ع) ، R3Z4 ، emj ، rastin ، MAHDI59 ، hesam110 ، mohamad ، ZaHrA110M ، انتخاب ، درست پسند ، revenger
۳:۰۵, ۲۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار




در هفته‌های گذشته در مورد فیلم «یک خانواده محترم» بحث‌های زیادی صورت گرفته و جنجال زیادی در رسانه‌های گروهی پیرامون توهین‌های بی‌سابقه‌ی این فیلم به ایران اسلامی ایجاد شده، اما به علت عدم نمایش فیلم برای مردم و حتی عدم تماشای آن توسط بسیاری از سینماگران و اهالی رسانه، بسیاری از بحث‌ها پیرامون آن با مشکل مواجه می‌شود و ناقص می‌ماند.

به گزارش رجا، تصاویر زیر، عکس‌هایی منتشرنشده از یکی از صحنه‌های فیلم است که در آن پوستری به کار رفته که می‌تواند گوشه‌ی کوچکی از توهین‌های بی‌سابقه‌ی این فیلم به جریان انقلاب و حضرت امام (رحمة الله علیه) را برای مخاطبینی که فیلم را تماشا نکرده‌اند بگشاید.

آتشی که از آرم «الله» جمهوری اسلامی و تمثال حضرت امام(رحمة الله علیه) زبانه می‌کشد نشانه‌ی چیست؟ آیا این توهین و نمایش آن در جشنواره کن برای چشم های نظاره گر خارجی، برخوردی فراتر از چند موضع گیری عادی را نمی طلبد؟


[تصویر: 77008.jpg]
[تصویر: 77009.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، مسافر ، درست پسند ، Anti-satanism ، Ramin_Ghn ، شهیدطیبه واعظی ، mohammadhadi ، مفقود الاثر ، Agha sayyed ، جویای حقیقت ، emj ، rastin ، MAHDI59 ، KABOOTAREHARAM ، hesam110 ، Reza2035 ، R3Z4 ، انتخاب
۱۴:۰۳, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #3

واقعا متعجب شدم وقتی توضیحاتتون راجع به فیلم رو خوندم.
واقعا همچین فیلمی ساختن تو ایران ضد انقلاب؟!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، hesam110
۱۴:۲۵, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
انصافا تا فیلمش رو نبینم نمیتونم نظری بدم.

منتظرم واسه دانلود بذارنش ببینیم واقعا چه منظوری از فیلمش گرفته میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I ، hesam110 ، Amirsaeed ، سید ابراهیم
۱۴:۴۳, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار

«سعيد مستغاثي» در گفتگو با رجانيوز:

«يك خانواده‌ي محترم» اصلاً نشاني از سينما ندارد!/ از بيت‌المال هزينه مي‌شود تا به آرمان‌هاي ملت توهين شود

]گروه فرهنگي: «سعيد مستغاثي» بعد از ديدن فيلم «يك خانواده‌ي محترم» با بيان اينكه اين اثر از كارهاي يك فرد آماتور هم كيفيت پايين‌تري داشت، گفت: «متأسفانه اغلب مسئولان سينمايي ما براي افرادي چون سازندگان اين فيلم‌ها نه تنها فرش قرمز مي‌اندازند كه حتي آنها را روي سرشان مي‌گذارند! در واقع از بيت‌المال هزينه مي‌شود تا به آرمان‌هاي ملت فحش داده شود!»

سعيد مستغاثي منتقد مطرح سينماي ايران در گفتگو با رجانيوز در مورد فيلم «يك خانواده‌ي محترم» گفت: «اخيراً اين مقوله‌ي ناصواب باب شده است كه عده‌اي كه چندان سوادي از فيلمسازي و سينما ندارند، تعدادي تصوير بي‌ربط و شلخته را به هم مي‌چسبانند و دو سه تا توهين و ناسزا هم به انقلاب و نظام و ارزش‌ها و هويت ديني و انقلابي مردم در آن قرار مي‌دهند و از آنجايي كه جشنواره‌هاي جهاني هم به هنري بودن فيلم نگاه نمي‌كنند و بيشتر اين جشنواره‌ها به محلي براي تسويه حساب با ايران و انقلاب و تريبوني براي نيات و آرمان‌هاي گردانندگان آنها تبديل شده‌اند، اين فيلم‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرند!»
وي به كيفيت سينمايي پايين فيلم اشاره كرد و افزود: «يك خانواده‌ي محترم» اصلاً سينما نبود و از يك فيلم آماتوري سوپر هشت كه يك آدم آماتور بسازد، هم كيفيت پايين‌تري داشت. تصاوير عموماً بي‌ربط بودند و بدترين زاويه‌هاي دوربين براي صحنه‌ها انتخاب شده و اصلاً معلوم نبود فيلمساز چه نوع سينمايي را انتخاب كرده است. مثلاً در برخي فرازها به سينماي «كيارستمي» تنه مي‌زد و در يك جاي ديگر به سينماي كيميايي. در واقع «يك خانواده‌ي محترم» يك اثر هشل‌هفت شلخته است كه هيچ نشاني از سينما ندارد.»
«مستغاثي» در ادامه اظهار داشت: «در واقع سازندگان اين فيلم، با اين كارها قصد داشته تا خود را نشان دهد. مرحوم «علي حاتمي» در فيلم «سلطان صاحب‌قران» از قول «ميرزا آقاخان نوري» -اين مرد بدنام تاريخ- نقل مي‌كند كه بدنامي بهتر از گمنامي است. متأسفانه برخي از سينماگران ما هم اين موضوع را مدنظر قرار داده و با هر ترفندي سعي مي‌كنند كه فيلمي بسازند كه جنجال بسازد و اسم سينما هم روي اثرشان مي‌گذارند. به نظر من اصلاً چنين فيلمي را نبايد حساب كرد و براي آن تبليغ نمود؛ چرا كه تبليغ اين فيلم به نفع آنهاست.»
[تصویر: 77548.jpg]
كارگردان مجموعه مستندهاي «راز آرماگدون» با اشاره به ضعف مديريت فرهنگي در كشورمان ادامه داد: «متأسفانه اغلب مسئولان سينمايي ما براي افرادي چون سازندگان اين فيلم‌ها نه تنها فرش قرمز مي‌اندازند كه حتي آنها را روي سرشان مي‌گذارند! شما ببينيد كه اغلب فيلم‌هايي كه ارزش‌هاي ديني و انقلابي جامعه را به سخره گرفته‌اند – كه البته فيلم هم نيستند- با بودجه‌ي بيت‌المال و با حمايت مراكز دولتي ساخته شده‌اند. در واقع از بيت‌المال هزينه مي‌شود تا به آرمان‌هاي ملت فحش داده شود!»
رئيس سابق انجمن منتقدان سينماي ايران به برخي از گاف‌هاي مديريت فعلي سينما هم اشاره نمود و گفت: «همين امروز هم براي فيلمسازاني فرش قرمز پهن مي‌شود كه هيچ نسبتي با انقلاب نداشته و ندارند. اگر مدير سابق مركز گسترش سينماي مستند و تجربي –آقاي آفريده- اين فيلم را تهيه كرده است، امروز هم همين مركز گسترش مشغول تهيه‌ي فيلم «لاله» با موضوع يك زن ايراني است! البته عده‌اي مي‌گويند چرا در مورد فيلمي صحبت مي‌كنيد كه هنوز ساخته نشده است. خب اين فيلم هم اگر ساخته شود، چيزي مثل «يك خانواده‌ي محترم» خواهد شد و به همين خاطر است كه به آن اعتراض مي‌كنيم. چرا كه نه موضوع مناسبي دارد و نه فيلمساز آن فيلمساز است و حتي يك فيلم بلند سينمايي هم در كارنامه‌اش ندارد. ما مي‌گوييم چرا از بيت‌المال براي فيلمي هزينه مي‌شود كه در نهايت قرار است حاصلش يك سري تصاوير شلخته و محتواي آن هم بر خلاف آرمان‌هاي ملت باشد؟
وي با اشاره به آخرين برنامه‌ي «هفت» تأكيد كرد: «مسئولان سينمايي ما اين كارها را به اسم جذب انجام مي‌دهند! همين هفته هم شاهد پخش فيلم «سفر سنگ» بوديم به اسم اينكه اين فيلم يك فيلم انقلابي است؛ در حالي كه خود كارگردان آن هم چنين ادعايي ندارد. من اصلاً نمي‌دانم اين فيلم چه نسبتي با انقلاب اسلامي دارد؟ چرا بايد براي چنين فيلمسازاني فرش قرمز انداخته شود؟ آيا آن‌طور كه اين فيلم نشان مي‌داد، يك غربتي باعث انقلاب مردم مي‌شود؟ آيا انقلاب ما توسط غربتي‌ها هدايت شد؟ خب اگر جواب مثبت است، مي‌توان پذيرفت كه آقاي كيميايي انقلاب را پيش‌بيني كرده است.»
«سعيد مستغاثي» با اشاره به سرمايه‌گذاري فرانسه روي «يك خانواده‌ي محترم» تصريح كرد: «سرمايه‌گذاران خارجي بر خلاف برخي مسئولان فرهنگي ما اصلاً بر خلاف آرمان‌هايشان حركت نمي‌كنند و با اين باورها و اهداف و آرمان‌ها شوخي ندارند. شما ببينيد كه يكي از كارگردانان مطرح و محبوب آنها، وقتي يك كلمه عليه اسرائيل به شوخي صحبت مي‌كند، چطور او را از جشنواره‌ي كن اخراج مي‌كنند. آنها در جايي سرمايه‌گذاري مي كنند كه در جهت آرمان‌ها و اهداف انها باشد. شما در تاريخ آمريكا و اروپا سراغ نداريد كه موسسه‌اي يا تهيه‌كننده‌اي بر روي فيلمي سرمايه‌گذاري كند كه بر خلاف آرمان‌ها و اعتقاداتش باشد. اين مورد فقط در سينماي ايران ديده مي‌شود و خيلي مورد عجيبي است.»
اين منتقد سينماي ايران افزود: «جالب آنكه به ما انگ مي‌زنند كه ايران كشور آزادي نيست. در حالي كه سازماني كه از بيت‌المال يك كشور ارتزاق مي‌كند و مسئولين مدعي پاسداري انقلاب اسلامي هستند، براي آثاري هزينه مي‌كنند كه درست بر خلاف اهداف و مشي انقلاب است. طبيعتاً سرمايه‌گذار فرانسوي پولش را جايي سرمايه‌گذاري مي‌كند كه جواب بگيرد و اين طور مي‌شود كه كاملاً به فيلمساز ما خط مي‌دهد.»
كارگردان مجموعه مستند «اينك اخرالزمان» اضافه كرد: «مواردي كه در اين فيلم ذكر شده، تا به حال بارها و بارها در فيلم‌هاي ضد ايراني و صهيونيستي گفته شده است مثلاً در انيميشن «پرسپوليس» ما دقيقاً همين توهين‌ها را نسبت به دفاع مقدس داريم؛ با اين تفاوت كه آن انيميشن را صهيونيست‌ها و افرادي چون جاستين كندي، فرانك مارشال و مرجانه ساتراپي ساخته‌اند. از سوي ديگر، يكي از انتقاداتي كه به «يك خانواده‌ي محترم» مي‌شود اين است كه هر وقت در اين فيلم جامعه را مي‌بينيم، مردم در حال دعوا كردن هستند. خب مگر در «بوسيدن روي ماه» همين موضوع را نمي‌بينيم؟ يا در «چك» كه هر وقت دوربين به داخل جامعه مي‌رود، مردم در حال بزن بزن هستند. يا مثلاً در فيلم «خصوصي» كاراكتر اصلي فيلم رو به عكس امام (رحمة الله علیه) ايستاده و از اينكه اخلاق در بين مسئولين نظام فراموش شده و احكام جاي آن را گرفته است، انتقاد مي‌كند. يا در فيلم «گشت ارشاد» يا «پل چوبي» و ... مگر در «خرس» و «1359» رزمندگان دفاع مقدس مورد توهين قرار نمي‌گيرند؟ يا در همين «بوسيدن روي ماه» به اين جمله‌ي معروف آقاي «هاشمي رفسنجاني» كه من آتشي را مي‌بينم كه شعله‌هاي آن دامن همه را خواهد گرفت، اشاره مي‌شود. البته در «يك خانواده‌ي محترم» همه چيز خيلي رو مطرح شده و اصلاً حالت فيلم را ندارد و بيشتر يك شعار است؛ اما در فيلمي مثل «بوسيدن روي ماه» كمي سينمايي‌تر و ظريف‌تر اين مسائل مطرح شده است.»
او در پايان خاطرنشان كرد: «اين حجم بالاي كنايه‌ها و توهين‌ها در سينما مي‌طلبد كه بچه‌هاي حزب‌اللهي داخل ميدان شده و با ساخت كارهايي مثل «آخرين روزهاي زمستان» در مقابل اين هجمه بأيستند؛ چرا كه با اميد بستن به مسئولين سينمايي و فرهنگي ديگر نمي‌توان جلو رفت.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، فاطمه خانم ، mohammadhadi ، Agha sayyed ، Amirsaeed ، rastin ، MAHDI59 ، hesam110 ، سید ابراهیم ، R3Z4 ، درست پسند
۲۱:۱۱, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #6

این فیلم به نمایش عمومی در نیامده و به جز عده ای خاص این فیلم رو ندیدن بهتر است دوستان پس از دیدن فیلم اظهار نظر کنند و با خواندن چند مقاله شروع به نظریه پردازی نکنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Amirsaeed
۱۴:۵۲, ۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
چرا «یک خانواده محترم» فیلم مهمی است؟ + داستان کامل فیلم
فیلمی که «مردم ایران» را یک مشت «وحشی» به تصویر می‌کشد
رجانیوز ـ داوود مرادیان: «یک خانواده محترم» نه از حیث داستان و نه از بابت فرم و تکنیک نسبت به هم خانواده‌های خود «بدون دخترم هرگز»، «سنگسار ثریا» و «شرایط» چیزی اضافه نمی‌کند، اما از نظر شرایط تولید جهش بسیار بزرگی در تولید چنین آثاری به شمار می‌رود.

فرض کنید تهیه‌کننده‌ای غربی بخواهد درباره‌ی ایران فیلمی سیاه بسازد. لاجرم سر از مراکش یا اسراییل درخواهد آورد که مستلزم هزینه کردی بسیار بالاست. اما همین نوع فیلم و بسیار تلخ‌تر را می‎توان به تهیه‌کنندگی یک مدیر سابق سینمایی و سرمایه‌ی صداوسیما در لوکشین بی‌نظیر ایران تولید کرد. لذا از این بابت باید یک دست مریزاد بزرگ به جریان جنگ‌طلب کاخ سفیدگفت.



اما «یک خانواده‌ی محترم» برای الیزه‌نشینان و کاخ سفیدی‌ها می‌تواند فیلم بسیار مهمی باشد. به چند دلیل:

1- کارگردان فیلم یک ایرانی است که در داخل ایران و با مجوز این فیلم را ساخته، اما مفهوم آن به شدت در راستای حمله به ایران است. دقت کنیم در هیچ «پلانی» و به تاکید در هیچ پلانی از این فیلم مردم ایران انسان نیستند! وقتی خودمان بگوئیم انسان نیستیم و به سان حیواناتی وحشی به جان هم افتاده‌ایم، طبعا دلیلی موجه به دست دشمن برای حمله می‌دهیم. مسئله‌ای که همان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سیل فیلم‌های اینچنینی هم سعی در القای آن دارند. اما به ناشیانه‌ترین شکل. کاری که «یک خانواده محترم» خیلی بهتر از پس آن برآمده.

2- تهیه‌کننده‌ی فیلم یک مدیر باسابقه‌ی جمهوری اسلامی است. وقتی «محمد آفریده» به عنوان پدر سینمای کوتاه و تجربی جریان شبه‌روشنفکر، خدمت را به جریان ضدارزشی تمام کرده و چنین فیلمی را راهی جشنواره‌های غربی می‌کند وضعیت بسیار متفاوتی را نسبت به تهیه‌کردن فیلمی به تهیه‌کنندگی یک غربی ایجاد می‌کند.

3- صداوسیمای جمهوری اسلامی، به عنوان تریبون رسمی نظام اسلامی ایران، بودجه برایش اختصاص داده است. این یعنی تائید محتوای فیلم. حال جناب ضرغامی هرچه قدر هم توجیه کند، این گل به خودی واقعیت امروز صدا و سیما و مدیران کم‌دانش و بعضا معاند آن است.

همین سه دلیل هر مخاطب غربی را قانع می‌کند که بپذیرد «محتوای فیلم صحیح است» و «برخورد جامعه بین‌الملل با ایران الزامی»! چرا نباید به مشتی «جن و ملک» که مثل «سگ و گربه» به جان هم می‌افتند حمله نکرد؟

اما «مسعود بخشی» کارگردان فیلم در برنامه هفت گفته است که:

1- فیلم نمادی است از درگیری هابیل و قابیل: یعنی این فیلم قابل تاویل است و این اتفاق وحشتناکی‌ست. یعنی می‌توان برای هر کاراکتر فیلم یک شخصیت واقعی در نظر گرفت.

2- فیلم به هیچ‌وجه سیاه‌نمایی نیست و یک فیلم قصه‌گو درباره‌ی «خرمشهر» و «دفاع مقدس» است! و این تصاویری واقعی‌ست از آنچه دیده است.

لذا به جهت راستی‌آزمایی ادعای آقای کارگردان، خلاصه‌ای از فیلم و چند سکانس آنرا عیناً و بدون دخل و تصرف به همراه چند سوال ارائه می‌کنم تا مخاطبان خود قضاوت کنند آیا آقای کارگردان و تهیه کننده‌ی «جا مانده از قافله‌ی شهدا!» راست می‌گویند؟

«آرش مرد جوانی‌ست که بعد از 22 سال از پاریس به ایران برای تدریس در دانشگاه شیراز آمده، اما از دست حراست و نیروهای لباس شخصی زجر می‌کشد و حتی کتاب ساده‌اش درباره‌ی فردوسی مجوز نگرفته است و مجبور است به دانشجویانش در خانه درس بدهد. وضعیت به قدری تنگ است که در کلاسش دوربین مخفی کار گذاشته‌اند و جزوات تکثیر شده از درسش توسط لباس شخصی‌ها جمع می‌شود.

آرش از خفقان موجود به تنگ آمده و تصمیم می‌گیرد به کشور فرانسه بازگردد، اما به علت نداشتن پایان خدمت مجبور است در ایران بماند. آرش برادر شهیدی به نام امیر دارد. این نسبت می‌تواند برایش معافی بیاورد. نکته‌ای که برادر زاده‌اش به او می‌گوید. برادر زاده‌ی آرش از تهران به دیدنش آمده. او پسر برادر ناتنی آرش است و آمده است تا او را به دیدن پدربزرگ(پدر آرش) ببرد. پدربزرگ(پدر آرش) در بستر بیماری است. همین اتفاق کلید فلاشبک‌هایی است که گذشته‌ی آرش را باز می‌کند. آرش و امیر فرزندان مردی هستند که دائماً پای سخنرانی‌های امام است. همه‌جا عکس امام زده، حتی جلوی در بقالی و همواره آهنگ‌های انقلابی پخش می‌کند، اما محتکری است کثیف. فرزندانش را کتک می‌زند و همسرش را به عنوان دیوانه به بیمارستان می‌سپرد. امیر نوجوان (برادر بزرگتر آرش) از این فشار پدر می‌گریزد. اما به جای آنکه بنا به سفارش مادر به شیراز برود سر از جبهه در‌آورده و شهید می‌شود. پدر زن دیگری اختیار می‌کند و آرش صاحب یک برادر ناتنیِ لنگ می‌شود. برادری که در همان سنین نوجوانی به دوست و عشق کودکیِ آرش تجاوز می‌کند و تصاحبش می‌نماید. بعد از این اتفاق آرش راهی فرانسه شده و مقیم می‌شود و مادر نیز با مرخصی از تیمارستان پدر را ترک می‌کند و به شیراز می‌رود.

در آینده و با بازگشت آرش از فرانسه می‌بینیم که برادر ناتنیِ لنگ خودش را جانباز معرفی کرده و از همین طریق و همچنین با سوءاستفاده از برادر شهیدش(امیر) صاحب سرمایه‌ی هنگفتی شده و زهره(دختری که در کودکی مورد تعارض قرار گرفت) نیز زن برادر ناتنی شده است. در خانه‌ی برادرنانتی و زهره نیز پر است از عکس امام و رهبری و کعبه! و از ظواهر امر پیداست که زهره به شدت به شرعیات و اصول دینی پایبند است. اما مریض است و مبتلا به وسواس و دائما به شکل حقارت‌باری مشغول شستن خانه(به نجسی و پاکی خیلی معتقد است!).

در ادامه متوجه می‌شویم که پدر آرش برایش پنجاه میلیارد ارث گذاشته است. برادر ناتنی و پسرش، آرش را دزدیده و زندانی می‌کنند. از ظاهر زندان هم پیداست که جایی دولتی‌ست و از وضعیت آرش هم چنین به نظر می‌رسد که مورد تجاوز قرارگرفته. در نهایت آرش مجبور می‌شود وکالت داده و از خیر ارثیه بگذرد تا زنده بماند اما در مسیر فرودگاه از خیر پاسپورت جمهوری اسلامی می‌گذرد و به اجتماع مردمی می‌پیوندد که گویا به اعتراض آمده‌اند. اعتراضی که به شدت خلاف اعتقاد برادر ناتنی ریش دارد است.»



و اما چند سوال:

1- در سکانس‌های فیلم بدون استثناء مردم ایران در حال دعوا هستند. غیر از چند دانشجوی شیفته‌ی آقای روشنفکر پاریس‌نشین هیچکس انسان نرمالی نیست. خصوصاً مذهبی‌ها یا کلاهبردار و دزد و محتکرند، یا بیمارند و وسواس دارند و مورد تجاوز بوده‌اند، یا مشکلات جدی روحی دارند. در همه سکانس‌ها درگیری‌های خیابانی در جریان است. در بخشی از این فیلم در حالی که آقای روشنفکر در ماشین نشسته است، در پس زمینه مردم به جان هم افتاده و به قصد کشت هم را می‌زنند و در رادیو احمدی‌نژاد شعری می‌خواند: «من از این دایره جن و ملک بیرونم» و تصویر نمای بسته صورت روشنفکر است با پس زمینه دعوا، سوال: «منظور از جن و ملک چه کسانی هستند؟»

الف) مردم مظلوم ایران
ب) جامعه مدیران فاسد کشوری

2- وقتی زهره (همسر برادرناتنی آرش که در کودکی مورد تجاوز وی واقع شده و حالا به وسواس گرفتار است و عشق سابق آرش است) قرآن می‌خواند، این آیات پخش می‌شود: ومن الناس من یقول آمنا و اذا خلوء الا شیاطینهم. سپس معلوم می‌شود تنها زن قصه که قران می‌خواند هم مشکل روانی دارد و قرص می‌خورد! منظور فیلم چه کسی است؟

الف) مذهبیون ایران
ب) یک زن صرف داستان

3- پدر(پدرشهید) که نماد مرد مذهبی است به شدت ریاکار است و محتکر. وی کودکانش را تا سرحد جنون می‌زند. در یکی از پلان‌ها وقتی چندین دقیقه بچه‌هایش را می‌زند یکباره تصویر به صورت امام کات می‌خورد. امام می‌گوید: «تاریخ اسلام به یاد ندارد که ملتی این‌طور عاشق جنگ باشند!» کات می‌خورد به صورت مرد که محو تماشای امام است!. منظور از جنگ‌طلب‌های بی‌منطق نشان داده شده در داستان چه کسانی هستند؟

الف) پیروان امام
ب) مرد قصه

4- تمامی پلانهای منفی فیلم منقوش به تصویر امام است. در یکی از این پلان‌ها روشنفکر داستان ربوده می‌شود و به جایی برده می‌شود شبیه زندان که برادر‌زاده‌ی آرش بر آن حکم می‌راند. اینجا نمی‌تواند یک انبار باشد زیرا دو مامور نیروی انتظامی مقابل آن نگهبانی داده و به حرف این پسرک گوش می‌دهند اینجا کجاست:

الف) یک انبار
ب) زندان اوین
ج)کهریزک


5- همسر مرد مذهبی محتکر(مادرشهید) که شهادت پسرش را قتلی توسط پدر می‌داند به تیمارستان آورده شده و شک درمانی می‌شود. عمه‌اش به دیدارش آمده و وعده می‌دهد او را با خود به شیراز می‌برد و زن از قید مرد محتکر آزاد می‌شود. در همین لحظه که چادر مشکی را مقابل دوربین می‌کشند تا زن لباس آزادی بپوشد روی تصویر این صدا پخش می‌شود: شنوندگان عزیز توجه فرمائید:خرمشهر شهر خون آزاد شد. منظور از این عبارات روی این صحنه چیست:

الف) اتفاقی است و ربطی ندارد و صرفاً صدای رادیو است مثل الباقی فیلم
ب) منظور از خرمشهر زن داستان است
ج) تمسخر اتفاق خرمشهر

6- در تمامی پلان‌ها پلیس و نیروهای امنیتی حضور دارند. در انتهای فیلم روشنفکر قید پاسپورت منقش به آرم جمهوری اسلامی را می‌زند و به دامن جماعت معترض میدان انقلاب می‌پیوندد. این جماعت شدیداً مورد اهانت از سوی برادر ناتنی ریش‌دار مذهبی وزارت اطلاعاتی قرار می‌گیرند. این جماعت چه کسانی هستند؟

الف) مردم عادی در خیابان آزادی
ب) جریان فتنه 88


به هر حال شرح همین چند سکانس اثبات این است که؛ اولاً مسعود بخشی با علم به آنچه کرده است فیلمی در تمسخر محض نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران ساخته و به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که این‌همه نشانه که بسیاری از آن گفته نشد اتفاقی بوده است. دوماً سیما فیلم با ادعای نظارت کیفی بدون در نظر گرفتن عقبه‌ی افراد به محلی برای رشد سینمای ضدانقلاب تبدیل شده است. سوماً اینکه‌ قاعدتا باید آقای آملی‌لاریجانی رئیس قوه‌ی قضائیه و باقی مدیران دستگاه قضا و همچنین نمایندگان مجلس یک‌بار فیلم را دیده و به وظیفه قانونی خویش عمل کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: R3Z4 ، emj ، MAHDI59 ، Reza2035 ، درست پسند
۱۳:۲۳, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #8

(۱۶/آبان/۹۱ ۲۱:۴۹)mohammad reza نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تیپ می توان دانست و تنها بازیگری استخدامی است که انقلابیون را به لجن بکشد. کل حضور او این صحنه ها است:

  1. صحنه توزیع ارزاق کوپنی و اعلام تمام شدن برنج به مردم
  2. بلافاصله حضورش در انبار پر از برنج و چَک زدن به دو فرزند خردسالش بدلیل پاره شدن کیسه ها (بلافاصله به چهره امام در حال سخنرانی کات می خورد)
  3. صحنه ای که در خانه دراز کشیده و سر همسرش فریاد می کشد که ساکت شود تا صحبت های امام را گوش کند
  4. صحنه ای که با خانواده اش به زیرزمین پناه می برد و آنها می بینند کلی ارزاق دولتی دزدیده و انبار کرده و وقتی همسرش اعتراض می کند، با او درگیر می شود. پسرش جلو می آید، شروع به کتک زدنش می کند
  5. چند فریم از گرفتن مصنوعی دستش جلوی صورت بدلیل شهادت فرزند نوجوان
  6. صحنه شکستن شیشه حمام برای بردن همسرش به تیمارستان و فریاد همسرش که «به من دست نزن حروم خور»
  7. صحنه کتک زدن دیوانه وار پسرش
  8. صحنه جدا کردن خشن پسر خردسالش از دوست دختر خردسالش که از او عکس گرفته و او را بوسیده
[تصویر: 23554_930.jpg]

اینها گزیده صحنه های بد حضور مهرداد ضیائی در فیلم نیستند، کل حضورش هستند. حال فکر می کنید پسرش بعد فوت او چه می کند؟ لباس های او را روی تخت پهن کرده و جای سرش، قرآنی روی رحل قرار می دهد...

از زن مذهبی فیلم (زهره) که پریوش نظریه نقشش را ایفا می کند، این چند صحنه را داریم:

  1. هنگام ورود آرش به خانه، دمپایی هایی را در داخل خانه می بینیم که به گفته پسر زن، بدلیل حساسیت مادرش بر نجس و پاکی باید پوشیده شود
  2. در بدو ورود آرش (که با او صمیمی حرف می زند) سفت خود را با چادر پوشانده
  3. سر میز غذا، تک برنج هایی که روی سفره ریخته را بیمارگونه جمع می کند (که باعث نگاه متحیرانه برادر شوهرش می شود)
  4. در آشپزخانه مشغول سابیدن پشت سر هم یک موزائیک است و آب شلنگ با فشار باز است و دوربین چند ثانیه از آن تصویر بسته می گیرد (مقایسه کنید با صحنه برنج جمع کردن)
  5. آرش (برادر شوهرش) از او لیوان آب می خواهد؛ متوجه نمی شود، آرش می خواهد پا به آشپزخانه بگذارد که با ممانعت او مواجه می شود. او دمپایی هایش را با شلنگ می شورد و جای پایش را آب می گیرد.
  6. وقتی می خواهد به او آب دهد، لیوان را به اندازه چند بار پر می کند و می گذارد آب از آن چند ثانیه ای سرریز شود
  7. شب با صدای بلند نوار، قرآن می خواند. بطوریکه آرش و فرزندش بیدار می شوند.
  8. آرش به او می گوید فرزندان خوبی داری، پاسخ می دهد «خدا از سر گناهانشان بگذرد»
  9. پسرش بیدار می شود و می آید درحالیکه صدای قرآن پخش است به او می گوید «دوباره قرصات رو نخوردی؟ پاشو برو بخواب» و قرآن را خاموش می کند
  10. در فلش بکی می بینیم همسر فعلی اش در نوجوانی او را روی کولش گذاشته و درحالیکه جیغ می زد، به زیرزمین می برد
  11. در آخرین حضورش، شب دیروقت به خانه می آید که مورد سوال پسرش قرار می گیرد. سپس به او فحش کثیفی می دهد
  12. وقتی آرش را به زندان انداختند، جلوی در زندان درخواست آزادی او را می کند که در نمایی از بالا دیده می شود
[تصویر: 23555_174.jpg]

اینها هم گزیده حضور پریوش نظریه در فیلم نیستند و کل صحنه هایی است که او بعنوان زن مذهبی داستان در آنها حضور دارد.

کل مسئولینی که در این فیلم به تصویر کشیده می شوند اینها هستند:

  1. کارمند اداره گذرنامه که با ترشرویی به آرش می گوید کارش انجام نمی شود و وقتی زیاد اسرار می کند، می گوید سیستم قطع شده.
  2. مسئول همان اداره که وقتی آرش را به دفترش می برد، به او می گوید «عقلت کم بود به ایران برگشتی؟»
  3. رئیس دانشگاه در شیراز که قیافه و طرز صحبت کردنش به عقب مانده ها می ماند و در کلاس ها دوربین نصب کرده و بخاطر پخش مستندی درباره جنگ، آرش را مؤاخذه می کند.
  4. یکی از مسئولین دانشگاه که جلوی پخش جزوه درسی آرش را می گیرد.
  5. چهار نفر از مسئولین اطلاعات که با کتک و تجاوز جنسی، آرش را به زندان می اندازند.
  6. دو پلیس که بدلیل حرکت روی خط سرعت، ماشین را متوقف می کنند.
  7. برادر زاده جوان آرش که از مسئولین رده بالای زندان اوین است. آرش را بازی می دهد و با پدرش در تلکه کردن آرش همکاری می کند و دستور گرفتن و کتک زدن و زندان انداختن آرش را می دهد. او نهایتاً با همکاری پدرش، دستور قتل وکیل پدربزرگش را که وصیت نامه اش را داشت همراه با همسرش صادر می کند. او انحراف جنسی دارد و عکس های موبایل خواهرش را در گوشی اش ریخته که با اعتراض او مواجه می شود. از دیالوگ «خدا از گناهانشان بگذرد» مادر به نظر می رسد که ایندو رابطه جنسی با یکدیگر داشته باشند.
  8. جعفر (برادر آرش) که در نوجوانی به همسر فعلی اش (همان زن مذهبی) تجاوز کرده و الآن جدای از آنها زندگی می کند و شرکتش در تمام قاره های جهان شعبه دارد. او دکترای تقلبی گرفته و به دروغ خود را جانباز جا زده. (البته دقیقاً مشخص نمی شود که او مسئول نظام است یا خیر؛ ولی قطعاً ارتباط تنگاتنگی با حکومت دارد). نقش او را «مهران احمدی» بازی می کند.


اینها هم گزیده ای از چهره مسئولین نظام در این فیلم نیستند و همانطورکه یک نفر انسان سالم در کل فیلم مشاهده نمی شود، مسئولین طبق معمول کثیف ترین ها هستند.

اما قلم هیچگاه نمی تواند توصیف کاملی از صحنه های گزینشی کارگردان از جنگ و نحوه تدوین آنها بدست دهد. سه فلاش بک به رزمندگان در فیلم می خورد (به اضافه صحنه ای دیگر):

  1. صحنه ای که امام مشغول سخنرانی و تحریک و تشویق به حضور در جنگ در بین مستمعینی تماماً نوجوان است و نگرانی و ترس در چهره آنها موج می زند. قضیه بدین منوال است که صحنه هایی که در اصل رزمندگان از شرمندگی از امام خود در شرف گریه بودند، به جای صحنه نگرانی آنها از جنگ جا خورده است.
  2. صحنه ای از چند صف از رزمندگان نوجوان که با نگرانی و احساس نا امیدی، مشغول خواندن گروهی دعای فرج هستند.
  3. صحنه فتح خرمشهر که با دیالوگ های هجو و ابلهانه گزارشگر (که گویا مونتاژ بوده و توسط فیلمساز نوشته و به آن اضافه شده) همراه می شود. صحنه هایی از خرابی و ویرانی و خیل مجروحان و کشته ها که با دیالوگ های حماسی همراه شده و مخاطب غربی را به خنده وا می دارد. در همین اثنا، چند سرباز عراقی از سنگرهایشان بیرون می آیند و یکی از آنها که دوربین روی آن زوم می کند، با التماس عکس امیرالمومنین را نشان می دهد و می گوید «من شیعه ام، من مسلمانم، من مرید علی هستم» تا جای هیچ شکی بر پوچ بودن هشت سال دفاع مقدس برای مخاطب باقی نماند.
  4. صحنه هجو و البته اعصاب خرد کن ورود جنازه نوجوان شهید به خانه اش که با شعار دادن تمسخرآمیز «این گل پرپر از کجا آمده؟ از سفر کرببلا آمده» و سینه زنی تمسخرآمیز جمعیت، تباکی مصنوعی پدر، جیغ های زنانه که کپی تمسخر گریه در خنده بازار است، عمامه چپکی روحانی و چهره کریه او، نهایتاً به صحنه بی رحمانه باز کردن کفن نوجوان شهید توسط مادر و بغل کردن او به مدت حدود 15 ثانیه ختم می شود. این مادر نه تنها در آنجا هیچ حس معنوی و حتی گریه ای ندارد، بلکه چندی بعد، از مرگ پسرش دیوانه شده و وقتی به تیمارستان برده می شود، به محض ورود، با بی رحمی تمام کارگردان، جلوی پسر 5-6 ساله اش شوک مغزی داده می شود. تا جایی که او خود را خیس می کند.
[تصویر: 23556_143.jpg]


این فیلم مزین می شود به تصویری از آرم الله جمهوری اسلامی که دورش را آتش فرا گرفته و چهره بدون عمامه امام وسط آن قرار دارد و بر درب محل توزیع ارزاق کوپنی نصب شده است.


بابک حمیدی (بازیگر نقش آرش) که اخیراً در مصاحبه ای با سایت خبرآنلاین، به دفاع از این فیلم پرداخته است، آن را «تصویر توی کما رفته ی چرک و چیل مسعود بخشی از تهران» توصیف می کند. او بطور کامل از نقش خود در این فیلم و تهیه کننده آن «محمد آفریده» دفاع می کند و معتقد است این فیلم به هیچ وجه به دفاع مقدس توهین نکرده و مخالفت ها علیه آن را «مغرضانه» می داند.

صلوات
یا الله


اولا که این ها را خودت نوشتی یا از جایی(رجانیوز) کپی کردی؟
از نظر من این نقد نیست چرت و پرت است. نقد خاله زنکی
این فیلم رو که فکر میکنم خودت هم ندیدیBig Grin ، پس چه طوری در موردش صحبت میکنی؟Big Grin این کار خیلی مضحک و مسخره است.

روشی در نقد فیلم

اصول نقد اثر و تحليل محتوا
همه ی موارد نوشتی صحنه فلان و صحنه بهمان و ... صحنه و صحنه و...
معلوم نیست نقد از کارگردانه یا نویسنده است و یا بازیگر
جدیدا هر فیلمی ساخته میشه میگن فیلم سیاه و چرک و از این جور حرفا ... شما یه فیلم سفید بسازید ما فرق سیاه و سفید رو بفهمیم یا ما تو مریخ زندگی میکنیم یا شما دیگه فکر کنم هیچ کدوممون توی ایران نیستیم!!!!!!
این طرز نوشتن دیگه باید روی یه مشت عوام تاثیر بذاره نه روی شما!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۵۶, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
وقتی سازندگان ای فیلم سراسر ضد ایرانی و ضد اسلامی خودشون قبول کردن دیگه چه نیازس به تماشا داره؟!!!Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا