|
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
|
|
۱:۵۲, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مذهب شيعه در چه زماني پايه گذاري شده است ؟
مذهب شيعه کي و چه جوري پايه گذاري شده و چگونه مي توان گفت که بيش از يک ميليارد مسلمان در اشتباهند و اقلیت شيعه صحيح مي گويند ؟؟؟ پاسخ دوستان عزيز اولا بايد خدمت شما عرض کنم در منطق قرآن هيچ وقت اکثريت ملاک حقانيت نيست همانطوي که خداوند کريم در جاي جاي قرآن به اين مطلب اشاره فرموده است : خداوند در قرآن 15 مرتبه مي فرمايد : أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ . ( در سوره هاي : انعام /37 ، الأعراف /131 ، الأنفال /34 ، يونس /55 ، ... ) . و دو مورد مي فرمايد : أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ . ( سوره هاي العنکبوت / 63، و الحجرات /4) . از طرفي اگر نگاهي به اطراف خود بيندازيد مي بينيد که اکثريت جمعيت جهان را مسيحي ها تشکيل مي دهند طبق بررسيهاي بهعمل آمده توسط كارشناسان و آمارگيران جهاني و استنتاجات انجامشده از آمار و اطلاعات كشورها ، هم اكنون پيروان دين مسيحيت 33% كل جمعيت جهان را تشكيل ميدهند. واين در حالي است که مسلمانان 21% از جمعيت دنيا را تشکيل مي دهند و در رتبه دوم قرار دارند. بنابراين اگر اکثريت ملاک حقانيت باشد و همين که تعداد عده اي بيشتر بود اين را ملاک درستي بدانيم پس بايد شما هم مسيحي شويد زيرا به نظر شما آيا مي شود 33% جمعيت جهان در اشتباه باشند و 21% درست بگويند ؟!!! سايت ويکي پديا طبق آمار سال 2005. اگر انصاف به خرج دهيد در مي يابيد که در اشتباه هستيد . اما اينکه چرا جمعيت اهل سنت از شيعيان بيشتر است ، خود بحث مستقلي را مي طلبد وعلل گوناگوني هم دارد که در حال حاضر به بحث ما ارتباطي ندارد و در صورت تمايل بعدا خدمت شما عرض خواهيم نمود. اما اينکه تشکيل مذهب حقه شيعه را به صفويه نسبت داده ايد بي انصافي نموده ايد و ما اين کارتان را حمل بر عدم اطلاع شما از تاريخ و مطالب مندرج در کتابهاي خودتان مي کنيم . براي رفع هر گونه ابهام به مطالب زير دقت فرمائيد : قال تعالى ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) . لما نزلت هذه الآية قال الرسول لعلي يا علي ( ع ) هم أنت و شيعتك . سورة البينة ، آية 7 . والصواعق المحرقة لابن حجر ص 96 ؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني ج 2 ، ص 356 - 66 ح 1125 - 1148؛كفاية الطالب للكنجي الشافعي ص 244 و 245 و 246 ؛ المناقب للخوارزمي ص 62 و 187؛ الفصول المهمة لابن الصباغ المالكي ص 107 ؛ ينابيع المودة ـ قندوزي الحنفي ـ ص 62؛ نور الأبصار ص 71 و 102 ؛ الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146؛ تذكرة الخواص لابن الجوزي ص 18؛ فتح القدير للشوكاني ج 5 ، ص 477؛ فرائد السمطين ج 1 ، ص 156 . زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد . ... أمير المؤمنين علي بن أبي طالب قال قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي إذا كان يوم القيامة يخرج قوم من قبورهم لباسهم النور على نجائب من نور أزمتها يواقيت حمر تزفهم الملائكة إلى المحشر فقال علي تبارك الله ما أكرم هؤلاء على الله قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي هم أهل ولايتك وشيعتك ومحبوك يحبونك بحبي ويحبوني بحب الله هم الفائزون يوم القيامة . تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 332، ذيل ترجمه آقا اميرالمؤمنين علي عليه السلام . امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام فرمود: (روزي) رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم به من فرمودند: يا علي زماني که قيامت فرا مي رسد عده اي از قبر هايشان خارج مي شوند که لباسهاي آنها از نور است و بر شتراني از نور سوارند که افسار آن شتران از جنس ياقوت سرخ است ملائکه آنها را تا محشر مشايعت مي کنند ، من عرض کردم تبارک الله چقدر اينها نزد خداوند گرامي هستند ، در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم فرمودند : آنها کساني هستند که ولايت و امامت تو را پذيرفته اند آنان شيعيان و دوستداران تو هستند ، تو را به خاطر دوستي من دوست داراند و مرا دوست مي دارند زيرا که خداوند را دوست دارند ، آنان در روز قيامت رستگارند . این مبحث ادامه دارد... گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
|||
|
|
۱۱:۰۸, ۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۱۱:۰۹ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
روى ابن عساكر بإسناده عن جابر بن عبد اللّه، قال: كنّا عند النبي صلى اللّه عليه وسلّم، فأقبل علي بن أبي طالب، فقال رسول اللّه: «قد أتاكم أخي، ثمّ التفت اليالكعبة فضربها بيده. ثمّ قال: والذي نفسي بيده، إنّ هذا وشيعته لهم الفائزون يوم القيامة.
ثمّ قال: إنّه أوّلكم إيماناً معي، وأوفاكم بعهد اللّه، وأقومكم بأمر اللّه، وأعدلكم في الرعيّة، وأقسمكم بالسويّة، وأعظمكم عند اللّه مزية». قال: وفي ذلك الوقت نزلت فيه: (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). البيّنة:7/98. كان أصحاب محمد صلى اللّه عليه وسلّم إذا أقبل علي قالوا: قد جاء خير البرية. تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 371، ذيل ترجمه اميرالمؤمنين علي عليه السلام . ابن عساكر با سند خودش از جابر بن عبد اللّه انصاري نقل مي کند که جابر فرمود: نزد رسول خدا بوديم ( ناگهان ) علي عليه السلام وارد شد ، در اين هنگام رسول خدا فرمودند : برادر شما آمد ، سپس رو به کعبه نمودند و با دستشان به کعبه زدند و فرمودند قسم به خدائي که جانم در دست اوست هر آينه اين مرد و شيعيانش در روز قيامت رستگارند . سپس رسول خدا فرمودند : علي اولين کسي است که به من ايمان آورده است ، او وفادارترين شما به عهد و پيمان الهي وثابت قدم ترين شمادر اوامر الهي است وعادل ترين شما در برخورد با زير دستان و با انصاف ترين شماست و نزد خدا از همه شما برتر و با فضيلت تر است . جابر مي گويد : در همين وقت بود که آيه (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). در شأن علي عليه السلام نازل شد . و هر وقت علي عليه السلام مي آمد اصحاب رسول مي گفتند بهترين مخلوق خدا آمد . وعن ابن عباس ( رض ) قال : لما نزلت هذه الآية : ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية قال : لعلي هو أنت وشيعتك تأتي يوم القيامة أنت وشيعتك راضين مرضيين ويأتي عدوك غضبانا مقحمين ... نظم درر السمطين ـ زرندي حنفي ـ ص 92 . ابن عباس مي گويد : وقتي آيه (ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند : مراد از آيه تو شيعيانت هستيد روز قيامت تو و شيعيانت مي آييد در حالي که از خداوند راضي هستيد و خداوند هم از شما راضي است و دشمن تو مي آيد در حالي که غضبناک و هلاکت يافته است ... ... عن الشعبي عن علي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أنت وشيعتك في الجنة " . تاريخ بغداد ج12، ص 284، ذيل ترجمه عصام بن الحكم بن عيسى بن زياد بن عبد الرحمن رقم 6731 . شعبي از امير المؤمنين علي نقل مي کند که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند اي علي) تو و شيعيانت (روز قيامت ) در بهشت هستيد .أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعلي أنت وشيعتك تردون على الحوض رواة مرويين بيضة وجوهكم وان عدوك يردون على الحوض ظمأ مقمحين . المعجم الکبير ـ الطبراني ج1، ص 319، حديث 948 ، باب عبيدالله بن أبي رافع عن ابيه . رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند : يا علي تو وشيعيانت (روز قيامت) در کنار حوض بر من وارد مي شويد در حالي که سيراب هستيد و صورتهايتان سفيد (و نوراني) است و دشمن تو در کنار حوض بر من وارد مي شود در حالي که تشنه و هلاک شده است . در منابع اهل سنت حدود چهل روايت به اين مضمون صادر شده است. اسامي عده اي از صحابه رسول خدا که شيعه بوده اند ذهبي در ترجمه حجر بن عدي ابن جبلة بن عدي بن ربيعة مي گويد : وهو حجر الخير ... أبو عبد الرحمن الشهيد . له صحبة ووفادة ... وكان شريفا ، أميرا مطاعا ، أمارا بالمعروف ، مقدما على الانكار ، من شيعة علي رضي الله عنهما . سير أعلام النبلاء ج 3، ص 463، ذيل ترجمه حجر بن عدي . او حجر الخير است ( کنايه از خوبي او ) کنيه او أبو عبد الرحمن که شهيد شد . او از صحابه رسول خداست او مردي شريف و اميري اطاعت کننده بود بسيار به معروف امر مي نمود و هميشه در نهي از منکر مقدم بود و او از شيعيان علي ( عليه السلام ) است . [b]این مبحث ادامه دارد... گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)[/b] |
|||
|
|
۱۱:۵۴, ۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آذر/۹۱ ۱۱:۵۴ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در هر حال، شیعه به عنوان پیروان علی بن ابی طالب و معتقدان به امامت بلافصل او در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پدید آمده است.
البته روایاتی هم هست كه لفظ شیعه در زمان حیات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر چهار تن از صحابه اطلاق میشد كه عبارت بودند از: سلمان، مقداد، ابوذر و عمار یاسر* این افراد از جمله كسانی هستند كه در مسئلهی خلافت و امامت، علی ـ علیه السلام ـ را خلیفهی بلافصل پیامبر میدانستند با این وصف، و با توجه به این كه نظریهی شیعه در مسئلهی امامت به نصوص كتاب و سنّت مستند گردیده است.
میتوان گفت: تشیع، در حقیقت، با اسلام همراه بوده است، هر چند به عنوان یك مذهب، پس از رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ موجودیت یافت.
پ ن:
*فرق الشیعه، ص17ـ18، اعیان الشیعه، ج1، ص18ـ19.
|
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۱۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ذهبي در ترجمه سعيد بن وهب الهمداني الخيواني الكوفي مي گويد :
من كبراء شيعة علي ... أسلم في حياة النبي صلى الله عليه وسلم . سير أعلام النبلاء ج 3، ص180، رقم 70 ، ذيل ترجمه سعيد بن وهب . او از شيعيان بزرگ علي (عليه السلام) بود... که در زمان حيات پيامبراکرم صلى الله عليه (وآله) وسلم اسلام آورد . ابن عبدالبر در ترجمه أبو الطفيل الصحابي مي گويد : أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني .. وقد ذكره ابن أبي خيثمة في شعراء الصحابة... وكان متشيّعاً في علي. الإستيعاب ابن عبد البر ج 4 ص 1696 أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني ... ابن أبي خيثمة نام او را در زمره صحابه شاعر ذکر کرده و او از شيعيان علي ( عليه السلام) بود . ابن أبي الحديد مي گويد : وكان سلمان من شيعة على ( عليه السلام ) وخاصته. شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد، ج 18،ص 39. سلمان از شيعيان على ( عليه السلام ) و از اصحاب خاص ايشان بود . مسعودي شافعي در حوادث وفات پيامبراکرم مي گويد : أن الإمام عليا أقام ومن معه من شيعته في منزله بعد أن تمت البيعة لأبي بكر . اثبات الوصية للمسعودي : 121 ط النجف . بعد از اينکه بيعت ابوبکر تمام شد امام علي ( عليه السلام ) به همراه شيعيانش در خانه اش تحصن نمود . تقي الدين سبکي در کتاب الطبقات الشافعية نام شافعي را در زمره علماي شافعي مذهب مي آورد . الطبقات الشافعية ج3 ، ص 456 و 457 ، رقم 225، چاپ دار احياء الکتب العربية . دكتر صبحي الصالح مي گويد : كان بين الصحابة حتى في عهد النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) شيعة لربيبه علي ، منهم : أبو ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عمر بن وائلة ، والعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري. النظم الإسلامية : ص 96 . در ميان صحابه حتي در زمان (حيات) پيامبراکرم عده اي شيعه علي ـ پرورش يافته پيامبرـ بودند که بعضي از آنها عبارتند از : أبو ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عامر بن وائلة ، وعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري. محمد كرد علي در کتاب خطط الشام مي گويد : عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله صلى الله عليه وسلم ، مثل سلمان الفارسي ، القائل : بايعنا رسول الله على النصح للمسلمين ، والائتمام بعلي بن أبي طالب ، والموالاة له ، ومثل أبي سعيد الخدري ... ومثل أبي ذر الغفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين ، وأبي أيوب الأنصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد . خطط الشام 5 / 251 - 256 . در زمان رسول خدا جماعت بزرگي از صحابه به دوستي و پيروي از علي شناخته مي شدند مثل سلمان که مي گفت : ما با رسول خدا بر خيرخواهي مسلمين و پذيرفتن ولايت و امامت علي و دوستي او بيعت نموديم ، و مثل أبي سعيد خدري ... ومثل أبي ذر غفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن يمان و ذي الشهادتين ، وأبي أيوب انصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد . ابن حزم مي گويد : وروينا عن نحو عشرين من الصحابة أن أكرم الناس على رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) علي بن أبي طالب. الفصل في الملل والأهواء والنحل : 3 / 32 (111/4)، وركبت السفينة لمروان خليفات، ص 598. از حدود بيست نفر از صحابه روايت داريم که گرامي ترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم علي بن أبي طالب بود . ادامه دارد... |
|||
|
|
۱:۲۰, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۰۹ توسط UNNAMED.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این آیه خطاب به همه ی دوستان: ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿١٢٥﴾ [مردم را] با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن ، و با آنان به نيكوترين شيوه به بحث [و مجادله] بپرداز ، يقيناً پروردگارت به كسانى كه از راه او گمراه شده اند و نيز به راه يافتگان داناتر است .«125» سوره مبارکه النحل آیه 125 |
|||
|
|
۹:۴۵, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۱ ۱۱:۲۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ابتدا سخنی کوتاه پیرامون افسانه عبدالله ابن سباء
کسانی که میخواهند به تفصیل با ریشه های این شخصیت افسانه ای آشنا شوند می توانند به این کتاب ارزشمند مراجعه فرمایند: علامه عسگری در «عبدالله بن سبا و دیگر افسانههای تاریخی» در 3 جلد با دلایل کافی اثبات میکند که عبدالله بن سبا یک موجود خیالی و پنداری است و حکایاتی که تاریخنویسان در رابطه با او میگویند و او را سازنده مکتب تشیع قلمداد میکنند مشتی دروغ بیش نیست. اما کسانی که خیلی اهل تحقیق نیستند این لینک اطلاعات مختصر و مفیدی در این باره ارائه کرده است: http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?...urlId=2109 اما انگیزه های ساخت و پرداخت این افسانه: 1. افسانه عبدالله سبا، انتقاد و ايرادهائي را كه به صحابه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ متوجه ميگرديد، پرده پوشي مينمايد، و آنها را پاك و مبرا ميسازد. 2. اين افسانه به مخالفين حكومت خلفا كه شيعيان خاندان عصمت ميباشند و در تمام دوران خلفاي عثماني و تا به امروز مخالفت حكومتهاي عصر خود بودهاند نسبت كفر و الحاد داده و آنها را به خارج شدن از دين و آيين معرفي مينمايد و اين جعليات و افسانهها در تمام عصور به ضد شيعه و براي كوبيدن آنها بوده است. لذا همين انگيزهها بوده كه اين افسانه را بوجود آورده و به آن شهرت اجماعي داده است. |
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
قسمت نهایی بحث اصلی.
ظهور شيعه به روايت علماي اهل سنت ابن خلدون مي گويد : مبدأ دولة الشيعة: اعلم أنّ مبدء هذه الدولة، أنّ أهل البيت لمّا توفي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلّم كانوا يرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافة لرجالهم دون سواهم من قريش. وفي قصّة الشورى أنّ جماعة من الصحابة كانوا يتشيعون لعلي ويرون استحقاقه على غيره ولمّا عدل به إلى سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبير ومعه عمار بن ياسر والمقداد بن الأسود وغيرهم. تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 171. ابن خلدون در باره مبدأ ظهور شيعه مي گويد : بدان مبدأ تشکيل شيعه اين است که وقتي رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلم وفات يافتند ، اهل بيت خلافت را حق مُسلَّم خود مي دانستند و معتقد بودند خلافت سزاوار مردان بني هاشم است و ديگر مردان قريش حقي درخلافت ندارند . در قضيه شوري هم گروهي ازصحابه از شيعيان علي (عليه السلام ) محسوب مي شدندو معتقد بودند غير از علي (عليه السلام ) هيچ کس استحقاق خلافت را ندارد و زماني که خلافت را فردي غير از علي به دست آورد از اين امر اظهار بيزاري نمودند و تأسف خوردند. مثل زبير و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و افراد ديگر . استاد محمد عبد الله عنان مي گويد : من الخطأ أن يقال : إن الشيعة ظهرت ولأول مرة عند انشقاق الخوارج . بل كان بدء الشيعة وظهورهم في عصر الرسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حين أمره الله بإنذار عشيرته في الآية 214 من الشعراء : (وأنذر عشيرتك الأقربين) ولبى النبي فجمع عشيرته في بيته وقال لهم مشيرا إلى علي : هذا أخي ووصيي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا. روح التشيع لعبد الله نعمة : ص 20 عن الجمعيات السرية . اشتباه است کسي بگويد شيعه اولين بار در زمان ايجاد فتنه خوارج به وجود آمد . بلکه ابتداي ظهور شيعه در زمان حيات و ابتداي بعثت رسول خدا بود ، يعني در آن زماني که خداوند به رسولش امر نمود نزديکان خود را ارشاد كن و از عذاب آخرت بترسان )آنگاه پيامبراکرم به نداي حق لبيك گفته و نزديکانشان را در خانه خود جمع نمودند و در حالي که (با دست) به علي عليه السلام اشاره مي نمودند به آنها فرمودند : اين شخص برادر ، وصي و جانشين من پس از من در ميان شماست پس هرچه مي گويد از او بشنويد و اطاعتش کنيد .أبو حاتم رازي مي گويد : الشيعة لقب لقوم كانوا قد ألفوا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب - صلوات الله عليه - في حياة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وعرفوا به ، مثل سلمان الفارسي ، وأبي ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وعمار بن ياسر ، وكان يقال لهم شيعة علي ، وأصحاب علي. كتاب الزينة : 259 تحقيق عبد اللّه سلوم السامرائي، نشأة الشيعة لعبد المنعم داود، ص 65، ط. بغداد 1968، الشيعة في مصر، لصالح الورداني المستبصر، ص 10. أبو حاتم رازي سهل بن محمد بن عثمان سجستاني از علماء لغت وعلوم قرآني ـ ساكن بصرة ـ (متوفى 205 هجري) در كتابش که الزينة نام دارد مي گويد : شيعه لقب کساني بود که با أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات الله عليه در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه (وآله) و سلم الفت داشتند و به محبت علي شناخته مي شدند ، مثل سلمان فارسي ، وأبي ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وعمار بن ياسر ، وبه آنها شيعه علي ، واصحاب علي مي گفتند . زبير بن بکار مي گويد : وكان عامّة المهاجرين وجلّ الأنصار لا يشكّون أنّ عليّاً هو صاحب الأمر بعد رسولاللّه. الأخبار الموفّقيات لابن بكار (ت 272): 580، ومثله في تاريخ اليعقوبي: 103/2. عموم مهاجرين و انصار هيچ گونه شکي نداشتند که بعد از رسول خدا خليفه و صاحب امر علي ( عليه السلام ) است پایان. در مورد اینکه موافقین و مخالفین چه میگویند میشه بحث کرد. |
|||
|
|
۱۲:۳۰, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ببخشید دوستان یک سوال هم برای من خارج از این قسمت پیش آمده ، عده ایی هم معتقدند شیعه زمانی در ایران تسلط گرفت که ((خدابنده)) بحثی رو بین شیعه وسنی و فرقه ها گذاشت آیا این درست است؟
|
|||
|
۱۲:۴۸, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
دوست گرامی متنی رو خوندی یا جایی که شنیدی بگو کجا بوده.
حرف زیاده ولی کو مدرکش؟ اینجا گفتیم که از کی و چرا ، و اینم برای گل روی شما اینم قرار میدم دوستانی که مایل باشند در پایان میتونن این داستان رو از زبان استاد دانشمند دانلود کنن در زمان سلطان خدابنده سلطان گفت: یا شیعه یا سنی ! قرار شد علمایه شیعه بیان ، علامایه سنی هم بیان سلطان هم روی تختش بنشیند شیعه و سنی مباحثه کنن آخوند های سنی اومدن دور تا دور جلسه نشستن گفتن : علمایه شیعه !!! شیعه ها گفتند ما یه آخوند بیشتر نمی فرستیم و معتقدیم این یه آخوند شیعه از پس همه سنی های عالم بر میاد چون ما حرف داریم برا گفتن اونا چی ؟ و اون آخوند ما علامه حلی است . سلطان روی تختش نشسته بود و تمام این علمایه سنی هم نشسته بودن یه وقتی دید یه آخوندی نورانی مثل ماه میمونه اومد یکی گفت : این کیه ؟ گفتند این علامه حلی است آخوند شیعه ها همچین مهرش به دل حاکم نشست علامه تا اومد یه نگاهی به جلسه انداخت و نعلیناش رو گذاشت زیر بغلش یه راست اومد بغل تخت حاکم نشست سنی ها خوشحال شدند یکی از سنی ها گفت : آقای سلطان دیدید بی ادبی شیعه را ؟ این آخوندشونه وای به بقیشون سلطان گفت : بی ادبی اون چی بود ؟ گفتند : ببین یه راست اومده کنار تخت شما نشسته به علامه گفت : آقاجون چرا اینجا نشستی ؟ علامه گفت : پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است : هر وقت وارد جلسه ای شدید هر جایی جا بود بنشینید ، منم دیدم اینجا جا هست منم نشستم سلطان یه نگاهی انداخت دید راست میگه جایه دیگه ای نیست یکیشون گفت حالا جای نشستن رو کاری نداریم چرا نعلیناتو گذاشتی زیره بغل مگه اینجا دزد هست ؟ به سلطان گفت : بله آقا دزد هست ! سلطان گفت : کی ؟ علامه گفت : اینا دزدن آقا ! سلطان گفت : چرا ؟ علامه گفت : من یه روایتی شنیدم در زمان پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که وقتی وارد مسجد شدند گفش ها و نعلیناشونو در آوردن امام شافعی اومد دزدید و رفت منم گفتم اینا آخونداشون کفش های منم می دزدن ! شافعیا دادشون رفت بالا : آقا دروغ میگه اصلا امام شافعی زمان پیغمبر وجود نداشت اصلا نبود بعد پیغمبر اومد ! گفت : عجب پس شافعی نبود پس ببخشید مالک دزدید مالکیا دادشون رفت بالا: آقا دروغ میگه مالک دویست سال بعد پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اومده !! گفت : عجب مالک نبود پس حنف بود که دزدید حنفیا دادشون رفت بالا : آقا اصلا حنف نبود زمان پیغمبر این دروغ هارو براش درست کردن !!! گفت حنفم نبود ؟ پس حتما حنبل بوده حنبلی ها فریادشون رفت به هوا که حنبل نبوده زمان رسول خدا سال ها بعد به دنیا آمد گفت :عجب پس زمان پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نه مالکی بوده نه شافعی بوده نه حنبلی بوده نه حنفی درسته ؟ گفتند : درسته گفت : آقای سلطان من این حدیث رو خودم جعل کردم من میخواستم اینا خودشون بگن علماشون زمان پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبود ولی یه سوال ؟ علی (علیه السلام) بود یا نبود ؟ گفتند : زمان رسول الله علی (علیه السلام) بوده علامه فرمود : آفرین ولی کدوم عقلی میگه علی (علیه السلام) داماد رسول اله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وصی پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اولین مسلمان حرف علی (علیه السلام) رو بزاریم کنار بجسبیم به کسانی که اصلا زمان پیغمبر نبودند ؟ سلطان گفت :راست میگه چی میگین شماها علامه فرمود : آقای سلطان صبر کنین این ها یه فقهی دارن حالتون بهم میخوره من دو رکعت نماز بنا بر فتوای سنی ها میخونم بعد دو رکعت نماز بر فتوای شیعه میخونم خودتون با عقلتون بسنجین ببینین کدومش با عقل جور در میاد !!!! علامه گفت : آقا شیره بیارید چون سنی ها میگن با هر نوع آبی میشه وضو گرفت چی بگم شروع کرد یعنی یه وضو بگیره بنا بر فتوای سنی ها سر و دست و همه را شیره مالی کرد که حاله سلطان رو بهم زد سلطان گفت: وای وای وای حالم بهم خورد این چه وضویی بود : علامه گفت: اینا میگن با هر نوع آبی میشه وضو بگیری ! بعد علامه گفت :یه لباسی بیارید با پوست سگ دباغی شده باشه علامه گفت برید نجاست خشکیده گربه بیارید به قول سنی ها میگن رو نجاست گربه اگه خشک باشه میشه سجده کرد !! ایستاد رو به قبله با پوست سگ شیره مالی شده با نجاست گربه تازه علمایه سنی میگن : اگه تو نماز اگه شما کار مشکوکی کردی و وضوتون باطل شد اشکالی ندارد یا مثلا میگن میشه شما آیه رو فارسی بخونین سرتونو درد نیارم ایستاد رو به قبله گفت : الله اکبر ، بسم الله رو گفت سوره حمد رو خوند بعد گفت آمییین رفت رکوع در حین رکوع یه صدایی از دهانش خارج کرد که یعنی ؟؟ زده بعد نمازش که تموم شد پرید تو جمعیت نشست سلطان گفت : چی میگه این علامه راست میگه ؟ گفتند : بله سلطان گفت : وای وای وای یعنی شماها رو نجاست گربه سجده می کنین ؟ خجالت نمی کشید با این فقهتون ؟ علامه گفت : حالا ببینین فقه علی چه میگه گفت : برید آب پاک مطلق بیارید آب آوردن وضوگرفت وضوی علامه دشداشه عربی رو باز کرد تربت امام حسین (علیه السلام)رو گذاشت جلوش تسبیح تربت سید الشهدا رو گذاشت جلوش ایستاد رو به قبله یه نمازی خوند که تمام سنی ها گریه کردند گفت این نماز ما این فقه ما اینم دین ما واینم فقه و نماز و بقیه کارهای سنی ها سلطان گفت : اگه فقط یک باره دیگه من کلمه سنی شنیدم از دم تیغ ردتون می کنم و به برکت علامه حلی اولین مهری که بعنوان پول روی سکه ها درج شد که تو تاریخ میتونین بخونین این بوده (( لا اله الا اللّه محمد رسول اله )) فایل صوتی هم داره موظف هستیم همه جنبه ها رو بگیم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







اي علي) تو و شيعيانت (روز قيامت ) در بهشت هستيد .



