|
تجربه زیستن طولانی در بلاد کفر( دارالکفر)
|
|
۱۷:۴۱, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
درود بیکران ،
می خواهم واقعه ای را از چگونگی کفر و ایمان یکی از آشنایانم بگویم ، تا همگی با هم آن را تحلیل کنیم: من یک دوستی داشتم که این شخص ده سال پیش 25 ساله بود( یعنی از سن جوگیری گذشته بود) و اسلامش هم کامل و واقعی بود (یعنی هم روزه هایش کامل بود هم نمازش ، این را از این جهت میگویم که خیلی از کسانی که شدیدا روی اسلام تعصب دارند نه روزه دارند نه نماز )، این دوست ما ده سال پیش با همسرش به آلمان مهاجرت کرد ، چند روز پیش اتفاقی این دوستم را دیدم که برای یک کاری به ایران بازگشته بود، خیلی با او حرف زدم و دیدم که او دیگر خود را مسلمان نمی داند و نه نماز می خواند و نه روزه دارد ، خودش تعریف می کرد که دو سه سال اولی که در آنجا بود هم نمازش کامل بود هم روزه اش ، ولیکن زیستن در آنجا به او نشان داده بود که میلیونها اروپایی و امریکایی وجود دارند که کوچترین اطلاعی از اسلام ندارند ولی بسیار عالی و خوب دارند زندگی می کنند و جامعه بسیار پویا است و زندگی به نحوی مرفه و منظم ادامه دارد ، یعنی آنها دارند زندگیشان را می کنند و بدون اسلام هم زندگیشان به خوبی و خوشی می گذرد ، تازه صد درجه از ملت مسلمان ایران ، اخلاقگراتر ( اخلاق فردی و اجتماعی ) و منظم تر هستند (مثلا رانندگی در خیابانهای ایران را نگاه کنید که بی فرهنگی در آن موج می زند و در هیچ کشور اروپایی بدین گونه نیست ) شما چه دیدگاهی درباره این موضوع دارید ، دیدگاه من اینست که اکثر ایرانیان مسلمان همین حالت را دارند کافیست که چندسال در بلاد فرنگ زندگی کنند تا بی ایمان محض شوند . پیشاپیش از مشارکت شما در این بحث و گقتگو ، سپاسگزارم. و من الله توفیق |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۳۶, ۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۳:۱۸ توسط فرشته مهربون.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۸/آذر/۹۱ ۲۲:۳۱)Mokele-mbembe نوشته است: آیا شما علم غیب دارید ( نعوذبالله خدا هستید) که با قطعیت می گویید دوست خیالی شما ؟! به عمرم مثل شما آدم فرافکن ندیده بودم! دیگر چیزی نبود شما نقل قول کنید!؟ معنی فرافکن را ان شاء الله که می دانید؟! برای ما علم غیب لازم هم نیست! چون مشخص هست ! اما شما علم غیب دارید! : (۸/آذر/۹۱ ۲۳:۳۶)Mokele-mbembe نوشته است: اکثر قریب به اتفاق شرکت کنندگان در حسینه ها و تکایا تفکری این چنین دارند که با این کار حاجات دنیویشان حالا به هر حال ! جواب شما همان بود که عرض شد . دوست شما ( حالا خیالی یا غیر خیالی ) دچار ایمان غیر مستقر بود که با دیدن یک قانون مداری ساده ، شیفته غرب شد و ندانست که مسلمان بودنش برای چه بوده ! اینقدر این ماجرا رو بد طراحی کردید ، آدم نمی تواند جزئیاتش را به هم متصل کند ! آخر دینداری چه منافاتی با زندگی راحت و جامعه پویا دارد !! البته واژه "پویا " رو هم تعریف بفرمایید ، بد نیست!!! |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۱۱:۲۳ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
انسانی که غایت کمال خود را در مادیات میبیند اگر نتیجه جز این می بود باید تعجب میکردید !!!!
حالا با تمام وجود درک میکنم معنی این کلام گوهر بار مولا را : یک حدیثی از امیرالمونین علی(علیه السلام) است که می فرمایند "خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده و در کجا قرار گرفته است و به سوی کجا می رود" همین یک جمله را کسی فهم کند کفایت میکند که nمثال نقض بیاورد برای شما که فکر میکنید مسلمان بودنمان برای بودن در یک جامعه مسلمان است . یک نمونه همین گرایش و اقبال دنیای غرب به اسلام !!!!!!!!!! فرقی نمیکند انسان که باشی خواه مسلمان خواه مسیحی خواه تابع هر آئینی همین که از خودت بپرسی من از کجا امده ام رجوع کنی به فطرت انسانی ات میفهمی که برای امر مهم تری خلق شده ای . همین روحیه سیری ناپذیر انسان نشان میدهد که او قبلا دنیای نا محدودی را تجربه کرده و الان به دنبال رسیدن به آن غایت مطلوب است که تلاش میکند هر محدودیتی را از جلوی راهش بر دارد.
|
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
دیگه انقدر مسئله را کشدار نکنید . مسئله ای مطرح شد و پیرامون اون صحبت هایی شد
تاپیک را کامل مطالعه کنید میبینید که به نتیجه رسیده |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بنام خداوند مهربان
جناب ... الحمد لله که کاربران عزیز با مطالب و نوشتارهای خوب خود جواب دوست شما و عمل ایشان را دادند . اما یک نکته مهم: سعی نمایید که ابتدا وضعیت خود را حداقل با خودتان روشن نمایید . ابتدا قصه ای تعریف نمودید ، سپس اسلام را به چالش کشانیدید ، و در ارسالی دیگر حدیث صحیح میآورید . آدمی یا حق میگوید و یا باطل ، نمیتوانید با تفکر و پایبندی به باطل حرف حق را برای احقاق نظرات باطل بکار ببرید . این حال یعنی خود شما تسلطی بر اباطیل خود ندارید و توپ را ضربه میزنید ، رفت درون گل که رفت ؛ اگر هم نرفت یه توپ دیگر و یک موضوع دیگر . به اندازه کافی عزیزان کاربر که از همه ایشان کمال تشکر را دارم ، جوابهای متقن و کافی به شما و دوستتان دادند . پس این موضوع بسته میشود . خداوند هادی و راهنمایمان باشد . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










