کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 4.9 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اندر حکایت جِرم صغیری که جُرمش کبیر است+ قصه ی شیرین غیبت های ما
۲۲:۱۰, ۲۲/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۵۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اینجا به توفیق الهی به مرور و به کمک دوستان بر اساس آیات قرآن و روایات به یکی از مبتلابه ترین گناهان کبیره در بین خودمان میپردازیم که غبیت نام دارد که از زنا سخت تر است و ما معمولاً دچارش میشویم
قبل از ارائه ی اولی پست باید یاد آوری کنم بعضاً در اعتراض به غیبت کردن با این جواب مواجه میشویم که :
این حرف و من جلوی خودشم میزنم
خوب باباجون میزنی که میزنی، غیبت یعنی حرفی که اگه جلوی کسی در جمع بهش بگی ناراحت میشه و شما حالا پشت سرش گفتی، ولو حقیقت محض هم باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه دروغ باشه که میشه تهمت که پناه بر خدا از تهمت و آثار شومش !!!!!!!!!
خوب اولین رو تقدیم دوستان میکنم


بحث شیرین غیبت



مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: غیبت نشانۀ منافق است، نهایت تلاش شخص عاجز و ناتوان است، شدیدتر و بدتر از زناست و خوراک سگان دوزخ است.

و همچنین می فرمایند: سخن چینی شیوۀ کسی است، که [b]از دین بیرون رفته است.[/b]

و همچنین می فرمایند: ای بندۀ خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد، و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنان کیفر داده شوی! پس هرکدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آنچه از عیب خود می داند باید از عیب جویی دیگران خودداری کند.

و در روایت است که : هرگز رسوا مساز کسی را که می دانی خداوند تو را به عملی بدتر از آنچه او انجام داده رسوا نساخته.
خطبه 140، غررالحکم

حال بشینیم هی غیبت کنیم! بیکاریم دیگه سرگرمی دیگه ای هم که نیست، تازه کلی هم می خندیم، انگار نه انگار که از عزیزترین چیزها نزد خدا، آبروی مؤمنین است. واقعاً خیلی شجاعیم!! خیلی خیلی شجاعیم!! انگار نه انگار که خدا در قرآن می فرمایند «ویلٌ لکلّ همزه لمزه» وای بر تمام مسخره کنندگان. نترسیدن از این هشدار پروردگارپناه می برم به خدا از خشم خدا!!!


اى اهل ايمان

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً. «2»

اى اهل ايمان، از بيشتر بدگمانيها در باره يك ديگر اجتناب نمائيد كه برخى از آنها خلاف واقع و گناه است و همچنين از اوضاع درونى و زندگى داخلى اين و آن تجسّس نكنيد وغیبت یکدیگر را نکنید

بچه های تالار بیداری اندیشه بیاید با هم قرار بگذاریم غیبت نکنیم به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی و از خدا بخواهیم به حق امام زمان ما رو در این امر یاری کنه و توفیق ترک غیبت رو به ما بده

و در ضمن اگه کسی هم غیبت کرد شخص یا اشخاص رو از غیبت نهی کنیم و اگه میشد از شخص غایب دفاع کنیم واگه نتونستیم فضای غیبت رو عوض کنیم اوجا رو ترک کنیم که اینها سیره ی 14 معصوم هست
یا علی

الحديت-روايات تربيتى ج‏3 119 سوء ظن ..... ص : 119
ادامه دارد انشاالله

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، -Ali- ، mohammad790 ، یکدوست ، ganjname ، Seyed Mohsen ، Mahdy2021 ، parisan ، MAHDI59 ، sasa ، montazer ، rastin ، chista3 ، mahdi_amiri ، سدرة المنتهی ، fereshteh ، صریا ، zarati313 ، أین المنتظر ، oO DaViD Oo ، janali ، am_po ، بیداری12 ، بیداری اندیشه ، احیاء ، boghz ، محیصا ، springly ، جویای حقیقت ، خادمة الزهرا ، fazel ، فدک زهرا ، nasimesaba ، mhvvhm ، Islam ، حسن عزتي ، yektaparast ، fandogh ، سجاد313 ، soldier ، taleb ، ali.khm ، Tolou ، Lancelot ، یوسف خان ، heaven ، حقیر ، ZaHrA110M ، zahra.shakiba ، Reza71 ، ترنم ، ilidin ، عبدالرحمن ، مصباح ، سیمرغ ، منادی حق ، یاســین ، Bahar ، aboutorab ، Bamdaad ، در جستجوی سختی ، diba ، عشقم کربلا ، Hadiss313

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۳:۵۸, ۱۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
من یه سوال دارم .
یکی از موارد این بود که اگه کسی گناهکار باشه ،به طور آشکار گناه کنه نه حرمتی داره نه غیبت
مفهومش اینه که بقیه اجازه دارن پشت سرش صحبت کنند یا همون غیبت؟؟؟؟؟؟؟؟
این یه جور ریختن آبرو نیست؟اشکالی توش نیست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۲:۰۰, ۲۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱۱:۳۷ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #32
آواتار
غیبت از منظر قرآن
[تصویر: 1-2286.jpg]

غيبت آن است كه در غياب كسي سخني گويند، منتهي سخني كه عيبي از عيوب او را فاش سازد. خواه اين عيب جسماني باشد، يا اخلاقي، در اعمال او باشد يا در سخنش. بنابراين، اگر كسي صفات ظاهر و آشكار ديگري را بيان كند، غيبت نخواهد بود، مگر اين‌كه قصد مذمّت و عيبجويي داشته باشد. اگر صفتي در شخصي وجود نداشته باشد و گفته شود داخل در عنوان "تهمت" خواهد بود كه گناه آن به مراتب شديدتر و سنگين‌تر است. امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ مي فرمايد: "الغيبة أن تقول في أخيك ما ستره الله عليه و امّا الامر الظاهر فيه، مثل الحدة و العجلة، فلا، و البهتان أن تقول ما ليس فيه؛ غيبت آن است كه دربارة برادر مسلمانت چيزي را بگويي كه خداوند پنهان داشته، و امّا چيزي كه ظاهر است مانند تندخوئي و عجله داخل در غيبت نيست بهتان اين است كه چيزي را بگويي كه در او وجود ندارد. "[1]

برخي آيات درباره نکوهش غيبت عبارتند از:

1. آية "و لا يغتب بعضكم بعضاً أيحب أحدكم أنْ يأكل لحم اخيه ميتاً فكرهتموه، و اتقوا الله، إن الله توّابٌ رحيمٌ...؛ و هيچ يك از شما ديگري را غيبت نكند، آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد؟ (به يقين) همة شما از اين امر كراهت داريد. تقواي الهي پيشه كنيد كه خداوند توبه‌پذير و مهربان است. "[2]

و در جملة أيحب أحدكم...؛ نخست استفهام انكاري به كار برده، و حب منفي را به "أحد"، يعني يكي از مسلمانان نسبت داده و نه به بعضي از مسلمانان، يعني نفرموده: "أيحب بعضكم" تا مشمول نفي واضح‌تر شود؛ يعني اين‌كه حتي يك نفر از شما نيز حاضر نخواهد شد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد چه رسد به بعضي يا همه مردم و باز به همين منظور نفي مذكور را با جملة "كرهتموه" تأكيد کرده است؛ يعني اين‌كه همة شما اين امر را زشت مي‌دانيد. حاصل معناي آيه اين كه: غيبت كردن مؤمن به منزلة خوردن گوشت برادر خود در حالي كه او مرده است مي باشد.


آيه ياد شده اشاره به نكات اخلاقي و تربيتي دارد، از جمله:

1. فرد غائب همچون مرده است كه قدرت بر دفاع از خويش ندارد و هجوم بردن بر كسي كه قادر بر دفاع از خويش نيست، بدترين نوع ناجوان‌مردي است.

2. بي‌شك خوردن گوشت مرده سبب سلامت جسم و جان نمي‌شود، بلكه سرچشمة انواع بيماري‌ها است، بنابراين، غيبت‌كننده اگر آتش كينه و حسد خود را با غيبت به طور موقت فرو نشاند، به يقين چيزي نمي‌گذرد كه همان بذرهاي نهفتة مفاسد اخلاقي در درون جان او سر مي‌كشد و همچون خارهاي مغيلان او را آزار مي‌دهد.

3. غيبت‌كننده انسان ضعيف و ناتواني است كه شهامت رويارويي با مسائل را ندارد و به همين دليل به مردة برادر خويش هجوم مي‌برد.
همان‌گونه كه يك حيوان يا انسان مردارخوار، سبب انتشار انواع ميكروب‌هاي بيماري‌زا مي‌گردد، شخص غيبت‌كننده نيز با ذكر گناهان و عيوب پنهاني برادران مسلمان عوامل اشاعة فحشاء را فراهم مي‌سازد.
قرآن مجيد با ذكر اين مثال و ريزه‌كارهايي كه در آن نهفته شده به تحريك وجدان و فطرت انسان‌ها در برابر اين گناه بزرگ مي‌پردازد و شايد به همين دليل جمله را با سؤال شروع مي‌كند، تا پاسخ آن از درون انسان‌ها برخيزد و تأثير آن قوي‌تر شود، مي‌فرمايد: "آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟"
در ضمن آيه مي‌تواند اشاره‌اي به اين نكته نيز باشد، كه موارد جواز غيبت (مانند تظلّم و رفع ستم و مشورت و اصلاح ذات البين در واقع مانند موارد اضطرار به اكل ميته است كه انسان بايد به حداقل قناعت كند. )

2. آية ديگري كه بر مذمت غيبت‌كنندگان نازل شده؛ آية: "ويلٌ لكل همزة لمزة"[3] مي باشد.
خداوند متعال در آيه ياد شده، با تهديد كوبنده‌اي به سراغ عيب‌جويان و غيبت‌كنندگان مي‌رود و مي‌فرمايد: "واي بر هر عيب‌جوي غيبت‌كننده‌اي كه مردم با ايمان را به سخريه مي‌گيرند، و با نيش زبان و حركات دست و چشم و ابرو، در پشت سر و پيش رو، مؤمنان را هدف تيرهاي طعن و تهمت قرار مي‌دهند.
واژة "لمزة" و "همزة" كه هر دو صيغة مبالغه، به يك معني است، و اشاره به غيبت‌كنندگان و عيب‌جويان دارد.
تعبير به "ويل" كه در آغاز اين آيه آمده است، در 27 مورد از قرآن مجيد ديده مي‌شود، كه در مقام نفرين و به معني هلاكت و يا به معني انواع عذاب است، و با توجه به موارد استعمال ويل در قرآن به خوبي روشن مي‌شود كه اين واژه در مواردي به كار مي‌رود كه كارهاي بسيار زشتي انجام گرفته است، و از اينجا روشن مي‌شود كه غيبت و عيب‌جويي از ديدگاه قرآن مجيد از زشت‌ترين كارهاست.

3. آية: "إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا و الآخرة؛ [4] كساني كه دوست دارند زشتي‌ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكي براي آنان در دنيا و آخرت است.
در آيه ياد شده خداوند متعال به طور مستقيم سخن از نكوهش اشاعة فحشاء و تهديد شديد مرتكب‌شوندگان به ميان مي‌آورد و به طور ضمني، از غيبت کردن مذمت مي‌كند، زيرا اشاعة فحشاء غالباً از راه غيبت يا تهمت است. البته شأن نزول آيه در مورد تهمتي است كه از سوي منافقان به يكي از همسران پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ زده شده بود، ولي مسألة اشاعة فحشاء مفهوم عام دارد كه به ويژه غيبت را در بسياري از موارد شامل مي‌شود و هرگاه كارهاي خلافي را مردم در پنهاني انجام داده‌اند و كسي از آن آگاه نيست برملا شود، بسياري از افرادي که ايمانشان ضعيف است تشويق به انجام آن مي‌شوند. آخرين سخن دربارة تفسير آية ياد شده اين‌كه قرآن مجيد براي تأكيد بر اين مسأله مي‌گويد كساني كه دوست دارند، اشاعة فحشاء در ميان مؤمنان شود چنين سرنوشتي دارند.

4. آيه: "لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعاً عليماً؛ [5] خداوند دوست ندارد كسي با سخنان خود بدي‌ها (ي ديگران) را اظهار كند، مگر آن كسي كه مورد ستم واقع شده باشد، خداوند شنوا و دانا است. "

در آيه ياد شده سخن از جواز غيبت کردن براي مظلوماني كه به دادخواهي برمي‌خيزند آمده كه از آن به خوبي غيبت بدون مجوز جايز نيست، و براي اين‌كه افرادي از اين استثناء سوءاستفاده نكنند، و به بهانة اين‌كه مظلوم واقع شده‌اند، هرجا بنشينند و به غيبت اين و آن بپردازند، در پايان آيه مي‌فرمايد: خداوند سخنان را مي‌شنود و از نيّات آگاه است. (و كان الله سميعاً عليماً).

از آنچه در آية مورد نظر آمد، زشتي فراوان غيبت و عواقب دردناك آن در دنيا و آخرت، به خوبي روشن مي‌شود. [6]

تعبيراتي كه در آيات شريفه و روايات اسلامي به كار رفته نشان مي‌دهد كه آبرو و حيثيت افراد مانند مال و جان آن ها، بلكه از بعضي جهات مهم‌تر است. همچنين بيانگر اين مطلب است كه غيبت از بزرگترين گناهان شمرده مي‌شود، حتي بزرگتر از عمل شنيع زنا؛ چنانكه رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: "الغيبة اشدّ من الزّنا؛ [7] (گناه) غيبت شديدتر از زنا است". و امام علي ـ عليه‌السّلام ـ مي فرمايد: "ابغض الخلائق إلي الله المغتاب؛ [8] منفورترين بندگان نزد خداوند غيبت‌كننده است. "

آثار زيان‌بار غيبت:
سرماية بزرگ انسان در زندگي، حيثيت و آبرو و شخصيت اوست و هر چه آن را به خطر اندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته، بلكه گاه ترور شخصيت از ترور شخص مهم‌تر است. يكي از فلسفه‌هاي تحريم غيبت اين است كه اين سرماية بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص درهم نشكند، نكتة ديگر اين‌كه غيبت، بدبيني مي‌آورد، پيوندهاي اجتماعي را سُست، بذر كينه و عداوت را در دل‌ها مي‌پاشد و گاه سرچشمة نزاع‌هاي خونين و قتل و كشتار مي‌گردد.

پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: "درهمي كه انسان از ربا به دست مي‌آورد گناهش نزد خدا از سي و شش زنا بزرگتر است و از هر ربا بالاتر آبروي مسلمان است. "[9]

و در حديث ديگري آمده است كه خداوند به حضرت موسي ـ عليه‌السّلام ـ وحي فرستاد: "كسي كه بميرد در حالي كه از غيبت توبه كرده باشد آخرين كسي است كه وارد بهشت مي‌شود و كسي كه بميرد در حاليكه اصرار بر آن داشته باشد اولين كسي است كه وارد دوزخ مي‌گردد. "[10]

و نيز در حديثي از پيغمبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌خوانيم: "الغيبة أسرع في دين الرجل المسلم من الاكلة في جوفه؛ تأثير غيبت در دين مسلمان از خوره در جسم او سريع‌تر است. "[11]

كسي كه به منظور عيبجوئي و آبروريزي مؤمني سخني نقل كند تا او را از نظر مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون كرده، به سوي ولايت شيطان مي‌فرستد و شيطان هم او را نمي‌پذيرد. [12]

علاج غيبت و توبة از آن

غيبت به تدريج به صورت يك بيماري رواني در مي‌آيد، به گونه‌اي كه غيبت‌كننده از كار خود لذت مي‌برد، و از اين‌كه پيوسته آبروي اين و آن را بريزد احساس رضا و خشنودي مي‌كند، و اين يكي از مراحل بسيار خطرناك اخلاقي است.

اينجا است كه غيبت‌كننده بايد قبل از هر چيز به درمان انگيزه‌هاي دروني غيبت كه در اعماق روح او است و به اين گناه دامن مي‌زند بپردازد، انگيزه‌هايي مانند "بخل" و "حسد" و "كينه‌توزي" و "عداوت" و "خودبرتربيني" و مي توانند زمينه ساز غيبت و تهمت باشد.

بايد از طريق خودسازي و تفكر در عواقب سوء اين صفات زشت و نتايج شومي كه ببار مي‌آورد و همچنين از طريق رياضت نفس اين آلودگي‌ها را از جان و دل شست، تا بتوان زبان را از آلودگي به غيبت باز داشت، سپس در مقام توبه برآمد و از آنجا كه غيبت جنبة حق الناس دارد اگر دسترسي به صاحب غيبت دارد و مشكل تازه‌اي ايجاد نمي‌كند از او عذرخواهي كرد، هرچند بصورت سربسته باشد، و اگر دسترسي به وي نيست براي او استغفار نمود و عمل نيك انجام داد، شايد به بركت آن خداوند متعال غيبت کننده را ببخشد و طرف مقابل را راضي سازد. [13] اميد است كه خداوند به ما توفيق ترك گناهان و انجام اعمال صالح را عنايت فرمايد. آمين

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. معراج السعادة، ملااحمد نراقي، ص 428.
2. گناهان كبيره، شهيد آيت‌الله دستغيب.
3. اخلاق در قرآن، آيت‌الله مكارم شيرازي، ناصر، ج 3، ص 104ـ97.

پي نوشتها:
[1]. كليني، محمد بن يعقوب، اصولي كافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ج 2، ص 358.
[2]. حجرات/ 12.
[3]. همزه/ 1.
[4]. نور/19.
[5]. نساء/ 148.
[6]. مكارم شيرازي ناصر و همکاران، اخلاق در قرآن، قم، نشر مدرسة الامام عليّ بن ابيطالب ـ عليه‌السّلام ـ، چاپ اول، 1380، ج 3، ص 97.
[7]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ج 77، ص 89.
[8]. تميمي آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحكم، قم، انتشارات مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ اول، ص 221.
[9]. فيض کاشاني، المحجة البيضاء، جلد 5، ص 253، به نقل از تفسير نمونه، ج 22، ص 189.
[10]. همان، ص 252.
[11]. اصول كافي، ج 2، باب الغيبة، حديث 1.
[12]. حر عاملي، وسايل الشيعة، ج 8، باب 157، حديث 2.
[13]. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، 1375 ش، ج22، ص 188ـ194[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، سدرة المنتهی ، مجید املشی ، مهدی2012
۱۱:۳۳, ۲۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
امام رضا (علیه السلام) : خدای متعال به یک پیغمبری از پیغمبرانش وحی کرد : که وقتی صبح از خانه بیرون آمدی اولین چیزی که به نظرت می آید بخور و دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان و سومین چیزی را که می بینی پناهش ده و چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن و پنجمین چیزی را که می بینی از آن فرار کن. چون صبح شد و بیرون آمد کوه بزرگی را دید که در روبه رویش است ایستاد و به یاد فرموده خدا افتاد که به او فرموده بود اولین چیزی را که دیدی بخور و او تعجب کرد بعد با خودش فکر کرد که خدا مرا به چیزی امر نمی کند که من طاقت آن را نداشته باشم پس به طرف کوه رفت تا آنرا بخورد هر چقدربه کوه نزدیکتر میشد کوه کوچکتر میشد تا آنجا که وقتی به کوه رسید کوه را لقمه ای لذیذ یافت و آن لقمه را خورد و لذتی به او دست داد که تا حالا با خوردن لقمه ای به او دست نداده بود . دومین چیزی را که دید طشت طلایی بود چون خدا امر کرده بود دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان چاله ای کند و آن طشت طلا را در خاک پنهان کرد و بعد به راه خود ادامه داد و لحظه ای به پشت سر خود نگاه کرد دید که آن طشت طلایی که پنهان کرده بود آشکار شده و از خاک بیرون افتاده با خود گفت آنچه را که خدا فرموده بود انجام دادم و به راه خود ادامه داد دید که مرغی در آسمان است و بازی ( پرنده شکاری ) دنبال او است و قصد شکار کردن مرغ را دارد چون خدا به او فرموده بود سومین چیزی را که می بینی پناه ده آستین لباسش را گشود تا مرغ در آنجا رود و پناه گیرد پس وقتی این کار را کرد باز شکاری به او گفت من چند روزی است که دنبال این مرغ هستم تا شکارش کنم و تو او را پناه دادی و نگذاشتی که من شکارش کنم چون خدا گفته بود چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن قسمتی از گوشت پای خود را کند و به باز شکاری داد و به راه خود ادامه داد و بعد در ادامه راه گوش مردار گندیده ی کرم گذاشته ای را دید چون خدا به او گفته بود پنجمین چیزی را که دیدی از آن فرار کن فرار کرد. به خانه برگشت و شب در خواب خدا به او گفت کارهایی را که گفتیم انجام دادی آیا معنای این کارها را می دانی ؟ گفت نه . خداوند فرمود آن کوه را که دیدی و بعد به امر ما رفتی بخوری و هرچه به آن نزدیکتر می شدی کوچکتر میشد و آخر لقمه ای لذیذ شد غضب است که اگر هنگام غضب خود را نگه داری و غضب خود را بخوری بعد از آن خوشحال میشوی که غضب را نگه داشتی و خود را کنترل کردی این خوشحالی همان لقمه لذیذ است. و اما آن طشت طلا که پنهانش کردی کار خوب و نیک است که اگر آن را پنهان کنی و به کسی نگویی ( و ریا نکنی ) خداوند آنرا ظاهر میگرداند و به همه نشان می دهد. و اما آن مرغی که پناهش دادی این است که اگر کسی تو را نصیحت می کند نصیحت او را قبول کن و باز شکاری که مایوسش نکردی آن است که اگر کسی از تو چیزی میخواست او را مایوس نکن و اما گوشت مردار گندیده ای که امر شده بود از آن فرار کنی غیبت است و از غیبت کردن بپرهیز و غیبت نکن. عین الحیوة صفحه ۵۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، مهدی2012
۱۶:۵۳, ۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #34
آواتار
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTvhnsOSPo7CpA0qBwCEG9...tEAz7V2XoQ]
یکی از ناهنجاریهای بزرگ اخلاقی در عصر ما، صفت نکوهیده غیبت کردن است که نوعا به ترور شخصیت افراد می انجامد.
"سرمایه بزرگ انسان در زندگی، حیثیت اوست و هر چیز، آن را به خطر بیندازد، در واقع جان او را به خطر انداخته است. حتی گاه از میان بردن آبروی کسی، از نابودی شخص مهم تر است و اینجاست که در حقیقت گناه او از قتل نفس نیز سنگین تر است. غیبت از آن دسته گناهانی است که به طور مستقیم شخصیت انسان ها را زیر سؤال می برد و گاهی آن را در نظر دیگران بی ارزش می کند؛ چرا که غیبت، همان گفتن سخن ناروا پشت سر دیگران است، که هرگز کسی بدان سخن رضایت ندارد."

سوره حجرات ـ آیه 12


غیبت چیست؟

غیبت عبارت است از ذکر نقاط ضعف و معایب پنهانی دیگران که اگر بشنوند ناراحت می‌شوند، خواه این نقاط مربوط به مسایل دینی، اخلاقی، روحی و اجتماعی افراد باشد، یا مربوط به جنبه‌های جسمی آنان، اعم از هیأت ظاهری، اعضای بدن، نیروهای جسمی، طرز حرکات و رفتار یا متعلقات هر انسان، یعنی زن و فرزند، لباس و خانه و امثال آن.



ادامه دارد................

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، سیمرغ ، سید ابراهیم ، fiftynine ، یاســین ، Bahar ، عبدالرحیم ، soshiant ، sagheb ، لبخند خدا ، ضحی ، پرنیان ، عبدالرحمن ، Agha sayyed
۰:۰۳, ۹/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۲ ۰:۰۴ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #35
آواتار
[تصویر: images%D8%A7%D8%A7.jpeg]


انواع غیبت:

مفهوم غیبت یک مفهوم وسیـع و عام است که شـامل گفتن، نوشتن، اشـاره و تقلیـد د رآوردن می گردد. در حدیثی نقل شده، زنی خدمت پیامبر آمد هنگامی که بر خاست و رفت عایشه با دست خود اشاره به کوتاهی قد او کرد. حضرت فرمودند : « قد اغتبتها »[sup]2[/sup] « غیبتش را کردی » .{تنبِه الخواطر ( مجموعه ورام ) باب الغیبه ـ صفحه 118}


گاهی هم چنین می‌شود که انسان سخنی را با کنایه می‌گوید، ولی قراینـی هست که دیگران منظور او را می‌فهمند. مثـل این که می‌گویند : امروز در مجلس بحث کسی بودم که چنین می‌گفت، در حالـی که شنونده می‌داند در کدام مجلس بوده است. گاهـی این عمـل مذمـوم با اعمال مذمـوم دیگری آمیختـه می‌شود، یا در صورت یک عمل خداپسندانه جلوه می‌کند.


مثلأ به عنوان گریز از غیبت بگوید : می‌ترسم توضیح بدهم غیبت شود، یا افسوس که شرع زبان ما را بسته است، یا شرع اجازه نمی‌دهد و الا گفتنی‌ها را می‌گفتم. این گونه سخن گفتن در عین این که با کنایه غیبت کرده، به واسطه مبهم گـذاردن موضـوع، بد گمـانی مخاطب را نسبـت به همـه چیز در باره شخص مورد نظر بر انگیخته و چه بسا موضوع را خیلی بزرگ‌تر از آنچه هست نشان بدهد، در ضمن ریا را هم با غیبت آمیخته و به این ترتیب چند عمل زشت مرتکب شده است.

ادامه دارد.........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Agha sayyed
۰:۱۰, ۹/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۲ ۰:۱۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #36
آواتار
(۱۵/مرداد/۹۱ ۳:۵۸)zahra.shakiba نوشته است:  من یه سوال دارم .
یکی از موارد این بود که اگه کسی گناهکار باشه ،به طور آشکار گناه کنه نه حرمتی داره نه غیبت
مفهومش اینه که بقیه اجازه دارن پشت سرش صحبت کنند یا همون غیبت؟؟؟؟؟؟؟؟
این یه جور ریختن آبرو نیست؟اشکالی توش نیست؟


اگر کسی بدون توجه به عفت عمومی گناهی کرد اگر همان گناهش را نه بیشتر در موردش چیزی بگویند مشکل ندارد

یعنی در حد فسق

در حدی که شخص گناهکار بگه این کارو میکنم و دوست دارم و همینی که هست و ......

ولی یک سوال

اصلا یک نفر اشتهار هم داشته باشه به ما چه*؟

یه نکته ای رو چند روز پیش با یکی از دوستان صحبت میکردم

و اون اینه که خانم ها ماشاء الله خیلی غیبت میکنن!!!

دانشگاه دیدید استاد میبره رو نمودار؟

اگر خدا رو نمودار نبره این خانما وضعشون خیلی خرابه(ببخشید رک گفتم)

خانما انقدر غیبت نکنید

برا طرف مقابل دارید خدمت بزرگی رو میکنید و برای خود خیانت

باور کنید خوردن گوشت برادر مردس

باور کنید همینه

مخصوصا غیبت دسته جمعی

طرف اگر راضی نباشه غیبته ها

غیبت از فلان گناه بدتره!

حالا اگر کسی همان گناه رو کرده باشه افرادی که غیبت میکنن گناهشون بدتره

تازه گناه طرفو میشورن

اگر تهمت باشه که دیگه هیچی....

به زبان محاوره نوشتم ولی روش فکر کنید

************

*فقط این قسمت رو باید اضافه کنم
نهی از منکر واجبه
نهی از منکر هم پشت سر طرف نیست!!
به خودش باید بگید در خفا

موفق باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ترنم ، Agha sayyed
۲۰:۲۷, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #37
آواتار
غیبت جنبه‌ی حق الناس دارد:
[تصویر: 40631161981181921771392511371281988119716573.jpg]

اولأ با این عمل نقاط ضعف برادر خود را آشکار کرده و آبروی او را برده است. آبرو بسیار عزیز و ارجمند است و اگر از دست برود کمتر جبران می‌شود. شاید یکی از وجوه تشبیـه غیبـت به خوردن گوشت برادر مرده همین باشد که آبروی برادر که رفت قابل جبـران نخـواهد بود. و خدا مسلمانان را آبرومند می‌خواهد ؛ اگر شما به وسیله غیبت آبروی کسی را بردید آیا او با شما دوست و برادر خواهد شد! غیبت بـرادری را بر هم می‌زند و به جای آن دشمنی می‌آورد. خدا دشمنی مسلمانان را با یکدیگر نخواسته، بلکه آنان را برادر و دوست صمیمی خواسته است.
ثانیأ این که در روایات متعددی به این مطلب اشاره شده مانند :
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):

«... وَ الغیبَة لا تغفَر حَتی یَغفرصاحبها »
وسائل الشیعه ـ ج8ـ باب 152ـ حدیث9ـص598

«غیبت آمرزیده نمی‌گردد تا غیبت شده او را ببخشاید»


و از پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است که فرمودند:

«کفارة مَن استَغتَبَتهُ اَن تَستَغفِرَلَهُ »
کشف الربیه عن احکام الغیبة (شهید ثانی ـ ترجمه سید ابراهیم سید علوی) ص128
«کفاره کسی که غیبتش را کردی این است که برای او مغفرت طلبی»



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، عبدالرحمن ، ساقی ، مجید املشی
۱:۴۵, ۲۶/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۲ ۱۶:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #38
آواتار
غیبت از نظر قرآن کریم
[تصویر: 400_12234.JPG]



غیبت چنانكه از اسمش پیدا است این است كه در غیاب كسى سخنى گویند، منتهى سخنى كه عیبى از عیوب او را فاش سازد، خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اینها. بنابراین اگر كسى صفات ظاهر و آشكار دیگرى را بیان كند غیبت نخواهد بود. مگر اینكه قصد مذمت و عیبجوئى داشته باشد كه در این صورت حرام است،
مثل اینكه در مقام مذمت بگوید آن مرد نابینا، یا كوتاه قد، یا سیاهرنگ یا كوسه! به این ترتیب ذكر عیوب پنهانى به هر قصد و نیتى كه باشد غیبت و حرام است، و ذكر عیوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نیز حرام است، خواه آن را در مفهوم غیبت وارد بدانیم یا نه. اینها همه در صورتى است كه این صفات واقعا در طرف باشد، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان تهمت خواهد بود كه گناه آن به مراتب شدیدتر و سنگین تر است. به هر حال غیبت از بزرگترین گناهان است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛

اى كسانى كه ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است، و هرگز ( در كار دیگران ) تجسس نكنید، و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12 ).


تذكر"

اگر ما جمله ای را بگوییم که فرد غايب راضی نیست كه در جمع بیان شود آن هم غیبت است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، یا ثارالله ، یاســین
۱۷:۰۴, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #39
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام
نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده یا نه

کنار یک عزیزی نشستید که حداقل 30 سال از شما بزرگتره.(بغیر از خانواده و کسانی که باهاشون احساس راحتی می کنید و قادرید خیلی رک باهاشون صحبت کنید.) فوق العاده برای این فرد احترام قائلید و نمیخواین ذره ای ازتون برنجه.

یک بحث معمولی پیش میاد و این بحث منتهی میشه به درد و دل کردن. این درد و دل که با اشک و بغض اون عزیز همراهه منجر میشه به غیبت از کسیکه ایشون رو رنجونده

بهیچوجه شرایط جوری نیست که بشه اتاق رو ترک کرد (بدلیل رنجش اون فرد از شما) . از طرفی هرچی سعی میکنید آرومش کنید یا خصوصیات خوب فرد مورد غیبت قرار گرفته رو ذکر کنید یا بحث رو عوض کنید به نتیجه نمیرسید....

شرایط خیلی سختیه که این روزها برام زیاد پیش میاد

حتی یک بار جلوی همین عزیز در مورد اثرات سوء غیبت توضیح دادم و حرفم رو هم قبول داره ولی دوباره کافیه یک اتفاقی بیوفته که یاد خاطرات تلخ زندگیش بیوفته و شروع کنه به غییت..

احساس گناه میکنم از اینکه قدرت اینکه حتی وسط حرفش بپرم رو ندارم چه برسه به اینکه وسط ناراحتیش بهش بگم "نمی خوام چیزی بشنوم چون غیبته" و شاید با این حرف غمش رو بیشتر کنم...

دوستان ببخشید که سرتون رو درد آوردم. راهکاری در این زمینه دارید؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، عبدالرحمن ، ترنم
۱۷:۲۹, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #40
آواتار
(۲۶/آبان/۹۲ ۱۷:۰۴)یا ثارالله نوشته است:  بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام
نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده یا نه

کنار یک عزیزی نشستید که حداقل 30 سال از شما بزرگتره.(بغیر از خانواده و کسانی که باهاشون احساس راحتی می کنید و قادرید خیلی رک باهاشون صحبت کنید.) فوق العاده برای این فرد احترام قائلید و نمیخواین ذره ای ازتون برنجه.

یک بحث معمولی پیش میاد و این بحث منتهی میشه به درد و دل کردن. این درد و دل که با اشک و بغض اون عزیز همراهه منجر میشه به غیبت از کسیکه ایشون رو رنجونده

بهیچوجه شرایط جوری نیست که بشه اتاق رو ترک کرد (بدلیل رنجش اون فرد از شما) . از طرفی هرچی سعی میکنید آرومش کنید یا خصوصیات خوب فرد مورد غیبت قرار گرفته رو ذکر کنید یا بحث رو عوض کنید به نتیجه نمیرسید....

شرایط خیلی سختیه که این روزها برام زیاد پیش میاد

حتی یک بار جلوی همین عزیز در مورد اثرات سوء غیبت توضیح دادم و حرفم رو هم قبول داره ولی دوباره کافیه یک اتفاقی بیوفته که یاد خاطرات تلخ زندگیش بیوفته و شروع کنه به غییت..

احساس گناه میکنم از اینکه قدرت اینکه حتی وسط حرفش بپرم رو ندارم چه برسه به اینکه وسط ناراحتیش بهش بگم "نمی خوام چیزی بشنوم چون غیبته" و شاید با این حرف غمش رو بیشتر کنم...

دوستان ببخشید که سرتون رو درد آوردم. راهکاری در این زمینه دارید؟



راهکار

1-پدر گرامی مادر عزیز غیبت نکنید

2-محل را ترک کنید

3-اگر نتوانستید به هیچ وجه ترک کنید حواستان را متوجه جای دیگر کنید که جزو شنوندگان غیبت محسوب نشوید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا