|
بحث پیرامون بیانات دکتر عباسی پیرامون "فلسفه ی اسلامی"
|
|
۱۲:۳۵, ۲۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۱ ۱۴:۵۳ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عرض سلام و احترام
عزیزان دوستدار دکتر(که حقیر نیز از دوست داران ایشان هستم) شما مگر خود نمی گویید که عده ای سخنان دکتر را تقطیع نموده و نشر کرده اند!!! و این کار درستی نبوده است؛ حال چرا به جای علت یابی این سوء استفاده مدام روی مفاد سخنرانی تکیه می کنید؟!؟! این از بزرگواری آقا سید ابراهیم عزیز است که وارد بحث نشد اما اینکه شما متعرض وجود می شوید، خود را از حقیقتی محروم می کنید که قرار است با آن تا ابدیت سیر کنید و مخالفت با آنچه که نمی دانید اولین مانع مستحکم در برابر سلوک به سمت آن است. قصد ورود نداشتم زیرا پاسخ این سخنان تا حدودی در پستی جدا داده شد اما متاسفانه عده ای در اینجا به جای پرداختن به موضوع مربوطه،مدام مسیر را عوض می نمایند! سخن از وجود است بنده هم با استناد به همان سخنرانی مملوء از اشتباه دکتر عباسی جلو می روم.ایشان فرمودند که امام(رحمة الله علیه) در کتاب سر الصلاه نشان داد که حکیم حضور است بسیار عالی.دکتر عزیز بنده هم از همان حکیم حضوری که در آن کتاب سخن فرمود می پرسم: شما به متعرضان وجود این کلمه را بنمایان! این که دیگر مورد تایید است!؟!؟....پس بنده اطراف حقیقت وجود از همان کتاب مختصری عرض می کنم تا ببینم عزیزان مدعی قصد می کنند لااقل در این مورد دکتر را از مقام عدم اشتباه پایین آورند یا مدام دیگران را متهم می کنند: سوره حمد جميع سلسله وجود است عيناً و علماً و تحققاً و سلوكاً و محواً و صحواً و ارشاداً و هدايتاً؛ و اسم مظهر آن، اسم اللَّه اعظم و مشيت مطلقه است: فهو مفتاح الكتاب و مختامه و فاتحتهُ و ختامُه؛(سر الصلاه صفحه ی 85) عزيزم، كلام در سفر از خلق به حق، و از كثرت به وحدت، و از ناسوت به ما فوق جبروت است، تا حدّ فناء مطلق كه در سجده اول حاصل شود، و فناء از فناء كه پس از صحو، در سجده دوم حاصل گردد. و اين تمام قوس وجود است مِن اللَّه و الى اللَّه. و در اين حال، ساجد و مسجودى و عابد و معبودى در كار نيست: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 28) در نماز، اين مرقاة وصول الى اللَّه، پس از هر ستايش «تكبير» ى وارد است؛ چنانچه در دخول آن «تكبير» است، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است، و لو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج، «تكبيرات» است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مىرساند. چه مىگويم، كى توصيف كند! و چه توصيف كند! و كى را توصيف، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند! كه تمام عالم، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين، هيچ است و هر چه هست او است؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت.(همان،مقدمه امام (رحمة الله علیه) صفحه ی 29) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و عرفا گويند: ظَهَرَ الوُجُودُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. و اين دو مقام در انسانِ كامل از ظهور مشيت مطلقه از مكامن غيب احدى تا مُقبض هيولى يا مقبض ارض سابع، كه حجاب انسانيّت است، به طريقه عرفاى شامخين- و اين يكى از دو قوس وجود است- و از مقبض تراكم فيض تا منتهى النّهايه غيب مشيّت و اطلاق وجود- و اين قوس دوم است- مىباشد. پس انسان كامل به حسب اين دو مقام، يعنى مقام شهادت و ظهور به رحمانيّت، و مقام غيب و ظهور به رحيميّت، تمام دايره وجود است: ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى. و يكى از اين دو حقيقت ليلة القدر و سرّ آن است؛ چه كه شمس حقيقت در حجاب تعيّنات است. و ديگر حقيقت يوم القيامة است؛ چه كه بروز و طلوع آن است از حجاب آنها. و اين، شبانه روز الوهى است.(همان،صفحه ی 3)
يكى حضور قلب در جلوه فعلى معبود است؛ و آن عبارت از آن است كه انسان با قدم فكر و برهان، علم حاصل كند كه از منتهى النهايه حقايق مجرده عقليه تا اخيره تنزلات حقيقت وجود، تعينات وجود منبسط- كه فيض اشراقى و تجلى فعلى حقّ است- مىباشد؛ و اين تجلى فعلى، مقام علم فعلى حقّ است كه نفس حضور در محضر ربوبيت است، به مذهب عظماى فلاسفه؛ (همان،صفحه ی 15) اگر مایل بودید سر تک به تک عبارات بحث کاملی می کنیم. بنده در آن سخنرانی از این سنخ تناقض بسیار دیدم و همچنان قصد ورود ندارم اما عزیزان اگر آغاز سخن کنند ادامه می دهم و ان شاء الله آنچه لازم است عرض می کنم. |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۰۴, ۳۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
نقل قول:النور جان ، خود رهبری بخواند از ملاصدرا دفاع کنند ، به شیوه شما دفاع می کنند؟یعنی می گند چون من می گم ملاصدرا این طوریه و اون طوریه؟خود رهبری گفتند که حرف من بلا اشکال هست و در اون نقدی نیست؟1. ببینید اکثر دوستانی که در این تاپیک دارند بحث می کنند مطالعات درخوری در زمینه ی فلسفه نداشته اند و داشته باشند هم برای ما حجت نیست .... در این گونه مباحث بهترین شیوه استناد به حرف عالمی است که به تمام زمینه ها احاطه دارد و خود این راه را پیموده که در این زمان و مکان از رهبری بهتر نیست 2. مگر من گفتم بدون اشکال بوده است؟؟ مکر من حرفی جز حرف رهبری در مورد ملاصدرا زدم؟؟؟ من فقط نقل قول کردم ... اگز شما از صحبتهای رهبری که همشون با سند هستند این طور برداشت می کنید که ![]() نقل قول:فکر می کنم استدلال باید جامع و مانع باشد.شما اگر یک کلام از رهبری آوردید که ایشان بفرمایند تمام کلمات ملاصدرا برابر با اسلام است، بنده این را قبول می کنم که رهبری نظر شما را نسبت به ملاصدرا دارند.1. من کجا نظری از خودم دادم در بحث؟؟؟ تمام نقل قول از رهبری بود 2. من اصراری ندارم چیزی را قبول یا رد کنید برادر عزیز ... با خودتونه .. 3. نظر رهبری در مورد ملاصدرا و رابطش با اسلام مشخص و گویاست ... من نمیدونم شما و دوستان دیگر چرا مدام میگید نظر من رو قبول ندارید ... دو مرتبه می آورم ... .................... مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته، ................ فلسفه ملاصدرا فلسفهاي عقلي، ذوقي و شرعي است و در حقيقت ملاصدرا فلسفه عقلي و ذوقي را برمبناي شرع مقدس پيريزي كرده است براي او تعبد محض، مبادي رسيدن به افكار عالي فلسفي بوده است و اين جريان عظيم و جوشان و تمام نشدني در دوران رياضت به روح مقدس وي افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است. رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان ويژگيهاي شگرف و شگفتآور ملاصدرا فرمودند: صدرالمتالهين آراء بينظير فلسفي و درياي مواج افكار و انديشههاي خود را از استاد فرانگرفته است. بلكه اين معلومات بيپايان از رياضت، خلوت و عبادت و دل دادن به خدا و كسب فيض از عالم غيب سرچشمه ميگيرد. |
|||
|
|
۱۹:۰۸, ۳۰/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۱ ۲۰:۳۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۳۰/آذر/۹۱ ۱۸:۵۳)دل خسته نوشته است: سلام به نام خدا سلام برادر گرامی! چرا قصد دارید ملاصدرا رو رو به روی اهل بیت قرار بدید؟ خود ملاصدرا در اسفار میگن که لعنت بر فلسفه ای که حرفش ذره ای مخالف قرآن و عترت باشه! مکتب ملاصدار چیزی جز تلاش برای تبیین هر چه غنی تر معارف حقه ی اهل بیت نیست و ایشان بدون غرض تمام تلاشش را کرده است. البته بدون شک ایراداتی هم بوده که به مرور زمان کمتر شده تا به مرحله ی فعلی رسیده! حالا چه اصراری هست که دعوای فقه و فلسفه و عرفان راه بیندازیم؟ علامه حسن زاده می فرمایند که برهان و عرفان و قرآن هر سه یک چیزند. که می بینیم در امام راحل به تمام معنا این علوم به وحدت رسیده بود و ... حالا چه اصراری هست که بخواهیم این ها را با هم دعوا بیندازیم؟؟ مکتب ملاصدرا در طول مکتب اهل بیت و در جهت تبیین هر چه بهتر آن است و نه در عرض آن و چیزی مخالف آن! به نظر حقیر که نتیجه کاملا مشخص است و نیازی به بحث بیشتر که تمایل به جدل پیدا می کند نیست. ( اگر نظر دیگه ای بود با حقیر هماهنگ کنید! ) خداوند ان شاء الله هادی و حامی همه ی ما باشد! التماس دعای فرج یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظرات و سخنرانی ها پیرامون "وحدت وجود" | mohammadz | 7 | 3,531 |
۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| نام خدا چیست؟ (نکته ای پیرامون ادیان الهی) | Ali#59 | 16 | 5,818 |
۲۱/اسفند/۹۴ ۱:۰۴ آخرین ارسال: حقیقتجو |
|
| پرسش و پاسخ پیرامون معرفت النفس | حسن.س. | 9 | 3,898 |
۱۳/مهر/۹۴ ۱۲:۰۹ آخرین ارسال: moflehoon |
|
| گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده | آزرمشاه | 61 | 32,682 |
۲۶/مرداد/۹۴ ۲۳:۵۲ آخرین ارسال: آزرمشاه |
|
| مقاله ای پیرامون داستان «رد الشمس» | rezamohammadi | 8 | 3,684 |
۱۰/مرداد/۹۴ ۱۱:۲۵ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| بحث پیرامون علوم و فنون غریبه | مرتضی اقبالی | 6 | 5,177 |
۲۶/خرداد/۹۴ ۱۳:۴۴ آخرین ارسال: قلب |
|
| دکتر حسن عباسی :تمایز فلسفه از حکمت( جلسهي 337 (24/1/91)) | mohammad1369 | 13 | 5,929 |
۱۹/بهمن/۹۳ ۱۳:۵۷ آخرین ارسال: Havbb 110 |
|









