کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لزوم داشتن سبکی برای زندگی
۱۵:۲۶, ۱۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۲ ۸:۴۵ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار


[تصویر: Besmellah2.gif]



یکی از مباحثی که امروزه در محافل داشگاهی و حوزوی کشور مطرح شده مسئله ی سبک زندگیست. رهبر معظم انقلاب اسلامی سبک زندگی را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از صاحبان فکر و اندیشه برای پرداختن به این مفهموم مهم، آسیب شناسی وضع موجود، سبک زنگی در ایران و چاره جویی در این زمینه تاکید کردند.



سبک زندگی، آمیزه و معجونیست از فرهنگ و تمدن و به تعبیری می توان گفت مهمترین محصول فرهنگ و تمدن سبک زندگیست.
اگر جامعه را به کارخانه ای تشبیه کنیم; فرهنگ بعد مهندسی فکری و طراحی و نقشه کشی آن را شامل می شود و تمدن بعد فیزیکی، ساختمان و امکانات آن را دربر می گیرد و محصول ایندو، پدیده ایست به نام سبک زندگی.
به بیان دیگر خروجی این نرم افزار و سخت افزار مسیری می سازدبرای سلوک انسانی.


ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم که هدف انسان رستگاری و فلاح است باید به سبک زندگی اهمیت دهیم. اگر به معنویت و رستگاری معنوی اعتقادی هم نداشته باشیم، باز پرداختن به سبک زنگی مهم است.

وقتی به ظاهر ماجرا نگاه می کنیم هزاران کالا از غرب صادر می شود. محصولاتی در حوزه ی صنعت و تکنولوژی، ارتباطات و اطلاعات، دانش و هنر و آموزش، تغذیه، پوشش و آرایش، کامپیوتر و فضای مجازی و ... اما سوال این است که مهمترین محصولی که غرب در پی ترویج آن است چیست؟!
با عبور از ظواهر و قدری تامل در عمق ماجرا می توان گفت محصول استراتژیک تمدن غرب که سعی در فراگیری آن می شود
سبک زندگی یا Life Style است. به نحوی که وقتی سخن از Life Style به میان می آید نخستین مفهموم ملازم آن American Life Style است و این خود گویای اپیدمی سازی فرهنگ زندگی امریکاییست.
تعابیری همچون جهانی سازی، غربی سازی، دهکده ی جهانی و اصطلاحات مشابه انها در واقع بیان دیگری از صدور سبک زنگی مشترک با غرب یا همان American Life Style می باشد.



[تصویر: Lozume_sabke_zendegi.jpg]



[تصویر: JodaKonande1.gif]

خب تا اینجا فقط قصد داشتم مقدمه ای کوتاه از مبحث سبک زندگی رو خدمت شما دوستان ارائه بدم تا وارد اصل جریان تاپیک بشویم.
برای ورود به این این موضوع ابتدا باید به یک سوال اساسی پاسخ دهیم و آن اینکه آیا لزوما برای زندگی باید شیوه و سبک خاصی داشه باشیم؟! آیا نمی توان بدون داشتن این سبک و قانون هم، به اهداف عالیه ی خود برسیم؟!
بدون پاسخگویی به این سوال صحبت کردن از تبین سبک زندگی راه به جایی نخواهد برد.


منتظر نظرات خوب شما دوستان عزیز هستیم.[تصویر: happy.png][تصویر: heart.png]



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۳۶, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
بقول دوست گرامی درست پسند فکر کنم سر این موضوع که همه خواه یا ناخواه مجبور به تبعیت از قالبی هستیم اشتراک عقیده داریم توضیحات دوستان به نظر حقیر کافی بود بهتر نیست بحث رو با دیدگاه جدید ادامه بدیم؟؟؟

در پناه حق موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۴۳, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
بله ... انصافا با یک رویکرد خیلی منطقی و بی حاشیه به این نتیجه رسیدیم که باید و باید از یک روش و قالبی برای رسیدن به هدف استفاده کرد....


یعنی باید ابتدا یک چشم اندازی باشد تا برای رسیدن به آن چشم انداز یک نوع روش و سبک زندگی را انتخاب کرد.


حال باید روی این بحث کنیم که اون چشم انداز ما چی هست!!!! ما میخواهیم به چه هدفی برسیم؟؟؟


زمانی که قله مشخص شد مسلما بعد از آن راه رسیدن به قله هم مشخص می شود. مکاتب مختلفی اومدن و قله های مختلفی را انتخاب کردند. حالا در این جا ما دو کار می تونیم بکنیم، من پیشنهاد می دهم تا ببینیم نظر دوستان چی باشه:


1- اینکه بیاییم دونه دونه مکاتب مختلف را بررسی کنیم. وببینیم هر مکتبی چه هدفی را مشخص کرده. و بعد ببینیم کدامش بهتر و کامل تر است و بعد به راه و سبک زندگی مختص به آن مکتب بیاندیشیم.


2- ما مکتب اسلام را انتخاب کرده ایم. بیاییم اول ببینیم اسلام چه قله و چشم اندازی را برای ما ترسیم کرده است و بعد نسبت به این قله خاص تصمیم گیری کنیم که چه نوع روشی متناسب به این هدف متعالی است.


اگر اجازه بدین اول سید ابراهیم نظرشو عرض کنه تا باقی دوستان هم تشریف بیارند و بفرمایند:


من با گزینه دوم موافقم. Smile


یا علی مدد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۱۱, ۸/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۱ ۱۹:۳۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #33

مسلماً گزینه دوم.
گزینه اول قابل استفاده نیست. زیرا وقتی مطمئنیم که این راه از جانب خداست، حتی اگر مکاتب دیگر به نظر ما بهتر آمد، نظر ما اشتباه بوده است.

یک اشتباه اینست که ایده‌آلیسم رو در تقابل با واقع‌گرایی قرار میدن.
در حالی که تفکری که به واقعیت پی برده و خدایی بی‌نهایت ایده‌آل را آنجا یافته،
هم متنها درجه‌ی ایده‌آلیسم است، هم واقع‌گرایی.

پس اگر در مورد یک قضیه بخواهیم به نوع درستش برسیم، باید به این فکر کنیم که در چه حالتی می‌شود که همه‌چیز آن ایده‌آل باشد، و نباید اشکالاتی که به نظر میاد در جاهای دیگه بوجود میاد رو دلیلی بر عقب‌نشینی بدونیم، بلکه باید دلیل بر این بدونیم که به اندازه‌ی کافی جلو نرفته‌ایم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۵۴, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
سلام
از اونجایی که بنده خیلی با مکتب های دیگه آشنا نیستم( البته در مورد اسلام هم متاسفانه همون مسلمون شناسنامه ای در بارم صدق میکنه) جالبه که در موردشون صحبت بشه
اما بازم از اونجایی که با بررسی مکتبهای دیگه نهایتا به مکتب عزیز اسلام میرسیم خوب گزینه دوم انتخاب میشه

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۳۳, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #35
آواتار
من گزینه ی اول رو انتخاب میکنم... چون اینطوری فکر میکنم که با دید بی طرفانه نگاه کردم... و تازه با بررسی همشون میتونم بهترین سبک رو پیدا کنم.

تا ببینیم نظر جمع چیه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۱۲, ۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #36
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

من هم راه دوم رو انتخاب می کنم اگه به راههای مسلمان شدن غیر مسلمان ها توجه بکنیم متوجه میشیم که اونها ابتدا در دین خودشون شک کردند بعد درمورد بقیه ادیان تحقیق کردند یعنی من به شخصه ترجیح می دم درمورد اهداف دین خودم تحقیق کنم اگه مشکلی داشت و به نظرم ناقص بود (که صد البته نیست Big Grin) به بقیه ادیان و مکاتب هم بپردازم.آخه اینطوری زمان کمتری نیازه.

در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۴۷, ۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار

من همیشه یک نکته رو در این موارد مدنظر قرار می دم و اون اینه که من همین الان در حال زیستن هستم و در سبک زندگی خودم هم ایرادات زیادی می بینم. اما آیا فرصت این هست که عالم به همه ی علوم باشم؟!!!
و با توجه به این مسئله باید بهینه سازی کنم تا بتونم شیوه درست رو انتخاب کنم.

شما تصور کنید فرضا 100 نوع سبک زنگی در دنیا توسط مکتب های گوناگون پیشنهاد شده. آیا می توان ریسک تست کردن همه ی آنها را پذیرفت؟!!! با اینکه می دانیم این سبک زندگی چقدر تاثیرگذار هست حتی در حالمان، فکرمان ، جسممان و ...
نکته ی دیگر اینکه مگر می شود ما بگوییم من الان این سبک زندگی را بر میگزینم و تست می کنم و دوباره نوع دیگری را برمیگزینم؟!!! حقیقاتا نمی شود چنین ادعایی کرد.
در مورد خودم چون به معیارها و اصول پایه ریزی شده توسط دینمان اعتماد کامل دارم و می دانم که این معارف از چه منبع غنی تغذیه میشود راه دوم را برمی گزینم.

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۱۰, ۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #38
آواتار
خب طبق نظر دوستان باید راه دوم را برگزینیم.


فقط به رضای عزیزم باید بگم که این جا ما بحثمان در مورد انتخاب ایدئولوژی و جهان بینی نیست. یعنی وظیفه این تاپیک این نیست که بیاید رو این بحث کند که کدام جها بینی ها می تواند انسان را به سعادت نهایی برساند.... در مورد این مسائل در همین تالار بحث هایی شده است.


ما در این تاپیک با این پیش فرض که اسلام متکامل ترین دین است به بحثمان ادامه می دهیم.


حال سوال دومی باید این باشد که خب این اسلام چه چشم اندازی برای بشر ترسیم کرده است؟ آن قله ای که پیش روی ما است از نظر دین مبین اسلام چی است؟


زمانی که این هدف متعالی مشخص شد بسیار راحت تر می توانیم انتخاب روش و سبک داشته باشیم. مثال می زنم :


مثلا من میخواهم یا به قله های دماوند دست پیدا کنم یا قله های در رشته کوه زاگرس... خب حتما نوع روش و راهی که انتخاب می کنم صد در صد متفاوت است و بستگی به این دارد که من کدام قله را انتخاب کرده ام.


پس سوال بعدی این می شود:


هدف اسلام از انسان سازی چیست و انسان از نظر اسلان باید به کجا برسد؟


دوستان عزیز حتما باید نظر بدهند. تک تک شما را می گویماWink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۱۲, ۹/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۱ ۱۶:۱۴ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #39

(۸/بهمن/۹۱ ۱۳:۴۳)سید ابراهیم نوشته است:  بله ... انصافا با یک رویکرد خیلی منطقی و بی حاشیه به این نتیجه رسیدیم که باید و باید از یک روش و قالبی برای رسیدن به هدف استفاده کرد....


یعنی باید ابتدا یک چشم اندازی باشد تا برای رسیدن به آن چشم انداز یک نوع روش و سبک زندگی را انتخاب کرد.


حال باید روی این بحث کنیم که اون چشم انداز ما چی هست!!!! ما میخواهیم به چه هدفی برسیم؟؟؟


زمانی که قله مشخص شد مسلما بعد از آن راه رسیدن به قله هم مشخص می شود. مکاتب مختلفی اومدن و قله های مختلفی را انتخاب کردند. حالا در این جا ما دو کار می تونیم بکنیم، من پیشنهاد می دهم تا ببینیم نظر دوستان چی باشه:


1- اینکه بیاییم دونه دونه مکاتب مختلف را بررسی کنیم. وببینیم هر مکتبی چه هدفی را مشخص کرده. و بعد ببینیم کدامش بهتر و کامل تر است و بعد به راه و سبک زندگی مختص به آن مکتب بیاندیشیم.


2- ما مکتب اسلام را انتخاب کرده ایم. بیاییم اول ببینیم اسلام چه قله و چشم اندازی را برای ما ترسیم کرده است و بعد نسبت به این قله خاص تصمیم گیری کنیم که چه نوع روشی متناسب به این هدف متعالی است.


اگر اجازه بدین اول سید ابراهیم نظرشو عرض کنه تا باقی دوستان هم تشریف بیارند و بفرمایند:


من با گزینه دوم موافقم. Smile


یا علی مدد.



برای این که ببینیم از هر دو مکتب کدوم مکتب بهترینه باید تخمینی در مورد هر دو مکتب داشته باشیم. بنابراین برای پیدا کردن بهترین مکتب باید تمام مکاتب رو بررسی کنیم. (یعنی گزینه ی 1)

اما ممکنه در این سیر بررسی مکتبی پیدا بشه که با دلایلی ادعا کنه مکتبی بهتر از من وجود نداره. اگه چنین ادعای پذیرفتنیی وجود داشته باشه جستجوی ما تمومه.

اما برای این که زود تر به جواب برسیم بهتره از کجا شروع کنیم؟
- از مکتبی که بیشترین طرفدارو داره
- از مکتبی که بیشترین اطلاعات رو راجع بهش داریم (یعنی همون گزینه ی 2 که یک حالت خاص از گزینه ی 1 در نظرش می گیرم.)
- از مکتبی که بیشتر با اهداف ما سازگاری داری
- ...

اما خب یک اشکال بزرگ این جا مطرحه: کو ترازویی که باهاش هدف بهتر رو از بدتر تشخیص بدیم. مگه ما نمی خوایم بهترین قله رو انتخاب کنیم؟ کو معیاری که باهاش قله ی بهتر رو پیدا کنیم؟ ما قبل از این که شروع کنیم به بررسی قله ها باید چنین معیاری در دست داشته باشیم.

پس من گزینه ی 3 رو پیشنهاد می کنم. استفاده از قطب نما. یعنی پیدا کردن وسیله ای که مستقیم بهترین راه رو به ما نشون بده و ما رو به اون سمت ببره. یعنی متدی که باهاش خوبی و بدی (یا بهتر بودن و بدتر بودن) رو تشخیص بدیم.

(۹/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۰)سید ابراهیم نوشته است:  
ما در این تاپیک با این پیش فرض که اسلام متکامل ترین دین است به بحثمان ادامه می دهیم.

هوم؟ اگه چنین پیشفرضی داشته باشی پس اصلا مسئله ی پیدا کردن متکامل ترین دین یا مکتب (بهترین قله) مطرح نیست که بخوایم در موردش بحث کنیم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۵۷, ۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #40

(۹/بهمن/۹۱ ۱۶:۱۲)namekarbary نوشته است:  اما خب یک اشکال بزرگ این جا مطرحه: کو ترازویی که باهاش هدف بهتر رو از بدتر تشخیص بدیم. مگه ما نمی خوایم بهترین قله رو انتخاب کنیم؟ کو معیاری که باهاش قله ی بهتر رو پیدا کنیم؟ ما قبل از این که شروع کنیم به بررسی قله ها باید چنین معیاری در دست داشته باشیم.

پس من گزینه ی 3 رو پیشنهاد می کنم. استفاده از قطب نما. یعنی پیدا کردن وسیله ای که مستقیم بهترین راه رو به ما نشون بده و ما رو به اون سمت ببره. یعنی متدی که باهاش خوبی و بدی (یا بهتر بودن و بدتر بودن) رو تشخیص بدیم.
آفرین، دقیقاً می‌خواستم همین رو بگم.
تنها راه درست، راهی است که از جانب خداست، و البته از جانب خدا بودنش هم از هزار راه به اثبات رسیده است.

ولی به نظرم در زمان بررسی مصادیق، میشه بگیم هر کسی به نظرش اومد یک مکتب در اون زمینه حرفی برای گفتن داره، مطرح کردنش مانعی نداره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question فرش قرمز اینستاگرام برای سبک زندگی غربی mahdy30na 0 597 ۱۱/بهمن/۹۴ ۱۰:۴۸
آخرین ارسال: mahdy30na
Star تعهد برای تغییر سبک زندگی در 110 سال قبل! عبدالرحمن 1 1,243 ۲۴/اردیبهشت/۹۳ ۱:۰۴
آخرین ارسال: Mohammad Trust
  توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی ......... ترنم 2 1,794 ۸/آبان/۹۲ ۹:۳۷
آخرین ارسال: morteza451

پرش در بین بخشها:


بالا