کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند کلمه حرف حساب با siavas1h بحث پیرامون ادعاهای ضد شیعی
۱۰:۲۷, ۱۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۱:۱۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1

سلام علیکم
دوستان کتابهای زیادی در مورد اسلام نوشته شدن .مثله
تاریخ طبری - تاریخ صحیح بخاری - سیره ابن هشام - شیعه در تاریخ ایران و ...
نظرتون درموردشون چیه؟ صحت و سقم نوشته هاشون؟ قابل اعتماد بودنشون؟
ممنون میشم

سایت زندی**ق چی؟
...............


(در این تاپیک به ادعاهای برادر سیاوش در مورد ادعاها و توهین های ضد شیعی ایشان به عنوان نماینده وهابیت میپردازیم )

و البته در این میان سوالاتی هم داریم ...


اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟

این سوال را در تمام پست ها تکرار کرده و جوابی نگرفتیم !

به نظر شما چرا؟؟؟!!!!!

Wink
در پناه خدا

وحید 110
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۵, ۲۵/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۰:۱۵ توسط siavas1h.)
شماره ارسال: #31
آواتار
(۲۵/دی/۹۱ ۱۶:۳۵)شهـاب نوشته است:  با سلام و احترام
1- شما قرار بود "ام المومنین نامیدن عایشه در قرآن را نشان دهید !!
2- ما روایات زیادی از "اهل سنت" داریم ، آنهم از مهمترین کتابشان که
صحیح ترین پس از قرآن می خوانند یعنی صحیح بخاری:
روایت 1)
  • رسول الله : فتنه اینجاست !!
    رسول خدا ص درباره منزل عایشه فرمود:
  • فتنه اینجاست فتنه اینجاست فتنه اینجاست. از اینجا شاخ شیطان بیرون می آید.
    بخاری ج۴ص۴۶
اینها را نه کلینی گفته نه مجلسی نه مطهری !!!
[/font]
روایت 2)
  • حاکم نیشابوری نیز گفته است: پیامبر ص عایشه و حفصه را طلاق داد امادوباره رجوع فرمود. المستدرک ج۴ص۱۶
روایت 3)
  • بخاری دوری جستن پیامبر ص از زنانش را ذکر کرده است. صحیح بخاری ج۶ص۷۰

روایت 4)
  • مسلم نزول آیه: "امیداست که اگر پیامبر شما را طلاق داد خدا به جای شما زنانی بهتر از شما به اوبدهدکه همه با مقام تسلیم و ایمان باشند" را درباره این حادثه تایید کرده است. مسلم ج۴ص۱۸۸
[font=Arial]روایت 5)
  • عایشه و حفصه درحالیکه قرآن میفرماید: وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.
    اما بارها با خدا و رسول خدا مخالفت کردند: عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول خدا با او مخالفت کرده و هر کدام خواستند
    تا پدر خود را برای امامت نماز جماعت دعوت کنند که
  • پیامبر به آن دو فرمود: شما چون زنان فتنه گر اطراف یوسف هستید.
    تاریخ الطبری ج۲ص۴۳۹ وسیره ابن هشام ج۴ص۳۰۱.
روایت 6)
  • عایشه و حفصه آنقدر رسول خدا را آزار می دادند که تمام آنروز را خشمگین سپری میکرد. صحیح بخاری ج۶ص۶۹ و طبقات ابن سعد ج۸ص۵۶
روایت 7)[/b]
  • حفصه وعایشه علیه رسول خدا و برای آزار او اتفاق کرده بودند. صحیح بخاری ج۶ص۶۹

    و ایه نازل شد که "اگر شما -همسران پيامبر- از كار خود توبه كنيدبه نفع شماست‏،زيرادلهايتان از حق منحرف گشته‏؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، -كارى از پيشنخواهيد برد- زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح‏، و فرشتگان بعداز آنان پشتيبان اويند
    "

    سوره تحریم ایه ۴ و ۵- تفسیر الثعلبی - ذیل همین ایه و تفسیر ابن کثیر ج۴ص۶۳۴ و صحیح بخاری ج۳ص۱۶۳.
باز هم بیاورم ؟
اینها از کتب اهل سنت است نه شیعه ...
کاملا پیداست ،
عایشه هزاران حدیث جعل کرده برای چه ؟
برای موجه و محبوب نشان دادن خودش ...
بخوانید :
روایت 8)
  • عایشه دچار حسد فوق العاده زیادی نسبت به بقیه همسران پیامبر بوده و گاه و بیگاه چنین احساسی را ابراز میکرده از جمله:وقال ابن حجر : إن عائشة كانت تغار من نساء النبي وكانت تغار من خديجة أكثر . فتح الباري ح‍ 7 / 136
    ابن حجر میگوید: عایشه نسبت به دیگر زنان پیامبر بویژه خدیجه بسیار حسادت میورزید
روایت 9) (اینجا خود عایشه راوی است)
  • عن عائشة قالت : كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يكاد يخرج من البيت حتى يذكر خديجة . فيحسن الثناء عليها. فذكرها يوما " من الأيام فأدركتني الغيرة . فقلت : هل كانت إلا عجوزا " ، فقد أبدلك الله خيرا " منها ، فغضب ، ثم قال : لا والله ما أبدلني الله خيرا " منها ، آمنت بي إذ كفر الناس . وصدقتني إذ كذبني الناس ، وواستني في مالها إذ حرمني الناس . ورزقني الله منها أولادا " إذ حرمني أولاد النساء ، قالت عائشة : فقلت في نفسي لا أذكرها بسيئة أبدا "
    * أحمد وإسناده حسن ( الزوائد 224 / 9 ) وابن عبد البر وابن كثير -البداية والنهاية 92
    عايشه میگوید: پیامبر از خانه بیرون نمیشد مگر انکه از خدیجه یادی کند ئ او را به نیکی یاد فرماید پس در روزی از روزها دچار حسادت فراوان نسبت به او شده و گفتم ای پیامبر مگر خدیجه چیزی بیش از یک پیرزن بود؟! پس پیامبر خشمگین شده و فرمود : نه به خدا قسم خدا بهتر از خدیجه به من نداد.....
[b]روایت 10)
[/b]
  • وقد ذكر النبي " صلى الله عليه وآله وسلم " خديجة يوما ، فغارتأم المؤمنين ، فقالت : هل كانت إلا عجوزا أبدلك الله خيرا منها ؟ وفي لفظ مسلم : " وما تذكر من عجوز من عجائز قريش ، حمراء الشدقين ، هلكت في الدهر ، أبدلك الله خيرا ممنها " ؟ فغضب " صلى الله عليه وآله وسلم " ، ‹ صفحة 292 › حتى اهتز مقدم شعره ، ثم قال : لا والله ، ما أبدلني الله خيرا منها الخ الرواية.
    [/i]روزی پیامبر از خدیجه یاد کرد پس عایشه از خشم و خسادت بر آشفته و گفت:.....
    *صحيح مسلم ج 7 ص 134 ، لكنه لم يذكر جوابه " صلى الله عليه وآله وسلم " وأسد الغابة ج 5 ص 857 / 558 و 438 والإصابة ج 4 ص 283 ، والاستيعاب هامشها ج 4 ص 286 / 287 ، وصفة الصفوة ج 2 ص 8 ، ومسند أحمد ج 6 ص 117 ، وليراجع البخاري ج 2 ص 202 ط سنة 1309 ه‍ . ق والبداية والنهاية ج 3 ص 128 واسعاف الراغبين بهامش نور الابصار ص 96 .
[i]
روایت 11)[/i]
  • وقال العسقلاني والقسطلاني : " وأن عائشة كانت تغار من نساء النبي " صلى الله عليه وآله وسلم " ، لكن كانت تغار من خديجة أكثر " .
    * فتح الباري ج 7 ص 102 ، وإرشاد الساري ج 6 ص 166 و ج 8 ص 113 .
    عايشه نسبت به دیگر زنان پیامبر حسادت میورزید اما نسبت به خدیجه بیشتر...
اگر اشتباه نکنم علیرغم مخالفت پیامبر در نهایت مجبور شد
دو دخترش را از همسرانشان جدا کند، چون آزار زیادی می دیدند ...
پیامبر یک الگوست ، بدان معنا که باید بلا و مشکلاتی که بر سر
ملت می آید را تحمل کند تا نشان دهد چگونه باید زیست ...
اگر پیامبر و پیامبران هرگز همسر ناشایستی نداشتند ، می گفتید
چرا برای ما الگویی مناسب برای رفتار با چنین همسری بر جای نگذاشتند ؟!
خیر کافر نبود ...
کسی با دروغ گفتن و جعل کردن و حسادت و ... کافر نمی شود ،
ولی پاک هم نمی شود !!!
مگر پیامبران دیگر چنین نکردند ؟!
چگونه پیامبر خدا بودند و همسر ناشایست داشتند ؟
ما شیوه ی گفتگوی علمی را در پیش گرفته ایم ،
سخن غیر علمی نمی زنیم که بی ارزش باشد،
بن مایه هایمان هم از اهل سنت است که نتوانید
برچسب تعصب شیعی برآن وارد کنید ...



زمانی که خود عایشه درباره خودش چنین سخنانی را می گوید ،
چه توهینی ؟!

بله بفرمایید:

«النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (سوره الأحزاب: آیه 6) پیامبر نسبت به مومنان سزاوارتر و همسرانش مادران مومنان هستند
مطمعنا یک غیر مومن نمی تواند مادر مومنان باشد ان هم با این لفظ که در قران امده

براي آنکه يک روايت را صحيح بدانيم لازمست تمامي شروط زير دارا باشد : 1- سند روايت متصل باشد. (يعني از اول تا آخر سند راوي و مروي عنه همديگر را ملاقات کرده و شاگرد از شيخ سماع کرده باشد) 2- سلسله راويان همگي عادل و ثقه و مورد اعتماد باشند. 3- سلسله ي راويان همگي داراي قدرت ضبط و حفظ قوي باشند. 4- متن حديث شاذ نباشد (يعني مخالف حديث راوي ثقه تر ‏نباشد). 5- حديث معلول نباشد. و منظور از علت، يعني هر امر خفي و پنهاني که صحت حديث را مخدوش مي کند، ‏هرچند ظاهر حديث سالم است.‏ چنانچه حديثي اين پنج شرط را داشته باشد، آنگاه بالاترين رتبه ي حديث يعني «صحيح » را به خود اختصاص مي دهد و اصولا اين پنج شرط، معيار و ملاکي براي تشخيص درجه ي احاديث مي باشد، در غير اينصورت با فقدان يک يا چند شرط، رتبه ي حديث تنزل خواهد نمود، مثلا اگر قوت حفظ راويان کمتر باشد، حديث به درجه "حسن" تنزل مي کند، و اگر يکي از راويان داراي اختلال هواس باشد يا يکي از راويان ناشناس باشد، حديث به درجه ضعف تنزل مي يابد.
«وقتي به عائشه‌ي صديقه خبر رسيد که خوارج علي رضي الله عنه را کشته اند، عائشه گفت: از پيامبر صلي الله عليه وسلم شنيدم که مي‌گفت: «بار خدايا! آنان بدترين افراد امت من هستند که بهترين افراد امت من آنان را مي‌کشند. سپس عائشه ادامه داد: و بين من و علي چيزي جز آنچه بين زن و فاميل شوهرش هست نبود». بحارالأنوار 33 / 232.
از همه مهمتر همسران پیامبر جز اهل بیت هستند و احترامشان واجب :
دلیل اصلی داخل بودن همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم در اهل بیتش را می توان به آیه تطهیر اشاره نمود که مستقیما همسران پیامبر را خطاب می دهد: « وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا (33)وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا (34) احزاب(33-34) یعنی:« ای همسران پیامبرصلی الله علیه وسلم شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید . اگرمی خواهید پرهیزگار باشید صدا را نرم و نازک نکنید که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگویید و در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خود نمایی نکنید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید خداوند قطعا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دورکند و شما را کاملا پاک سازد . و آیات خدا و سخنان حکمت انگیز پیغمبر را که در منازل شما خوانده می شود یاد کنید بی گمان خداوند دقیق و آگاه است». این آیه از ابتدا تا انتها در باره همسران مکرمه رسول الله صلی الله علیه وسلم بحث می کند و خطاب به آنان در وسط آیه می فرماید (خداوند قطعا می خواهد پلیدی را ازشما اهل بیت دور نماید وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشته که بگویم آل بیت یا اهل بیت شامل زنان پیغمبر نمی شود زیرا سیاق آیه کاملا بر آن دلالت دارد وهمچنانکه مشاهده شد آغاز آیه به آنان شروع می شود و به آنان نیز خاتمه می یابد.
وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوف‏ (سوره مباركه بقره آيه 228)

ِ يعنى حقوق زوجيت يك طرفى نيست بلكه همين طور كه زوج حقوقى بر زوجه دارد زوجه نيز حقوقى بر زوج دارد.
حضرت محمد در صورت لزوم با برخورد بعد همسرش برخورد می کرده انطور که لایق بوده
احادیثی که اوردید نیاز به تسلط به علم فقه دارد تا حدیث صحیح را از ناصحیح تشخیص دهدبنده بارها منابعی که علمای شیعه اوردن در صحت سخنان خود در کتب تسنن چک کردم یا حدیث را ناقص اوردن تا مفهوم مورد نطرشون پیدا کنه یا متن عربی به فارسی را به دلخواه تغییر دادندر قران بارها ناموس پیامبر را ستوده
[b]شاید خطاهایی هم داشتن اما مبرا از صحبت های جنابعالی هست
اگر کسی نسبت دروغ به پیامبر ببندد وحکمش چیه؟یعنی عایشه حدیث جعلی روایت می کرده پس دروغ به رسول می بسته!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

هر كس به عمد ، بر من دروغ بندد ، جايگاهش آتش است
مومن جایگاهش در اتش نیس چه برسد مادر مومنان
پیامبران دیگر از همسرانشان جدا شدن مثل نوح و لوط اما پیامبر اسلام تا اخر با ناموسش زندگی کرد



(۲۵/دی/۹۱ ۱۸:۳۸)وحید110 نوشته است:  ببین جناب وهابی هتاک!
از زیر بحث فرار کردن کاری رو درست نمیکنه چون همه دارند مطلب رو میبینند و میخونند

من یک سوال واضح مطرح میکنم جواب واضح هم میخوام

1_ شما ادعا دارید علمای شیعه ناتوان از جمع اوری کتابی شامل احادیث صحیح هستند!
که جواب دادم خدمت شما

2_ ادعا دارید اهل سنت بسیار در این زمینه دانشمند هستند و 6 کتاب صحیح دارند خصوصا صحیح بخاری و مسلم

3_ در مورد ایشه ادعا دارید که از اهل بیت است که اثبات میکنم نیست ولی الان سوال چیز دیگریست
و آیشه که بیشتر مذهب شما بر پایه ان استوار است فردی صدیق است


سوال:

چگونه این تناقضات را با هم جمع میکنید ؟

کتاب صحیح غلطه یا احادیثی که در این کتاب مثلا در مورد همین ایشه اومده صحیح است؟

بعد هم چگونه کسی فقط با نشان دادن سرش غسل دادن را به کسی نشان میدهد!!!
مقدار اب هم میتوانست یک لگن به انها نشان بدهد بگوید اینقدر!

بنده در صفحه اول هم چند سوال ئرسیدم و جواب ندادید
توهین کردن هم کار شما را پیش نمیبرد . فقط بی خردی شما را نشان میدهد

یا حق



نخیر منطور از صحیح بودن بدیت معنی هست که نسبت به کتب دیگر معتبر هست ممکنه داخلش حدیث جعلی هم باشه
قران صحیح ترین کتابه
اون حدیث کاری واسه شما نمی کند اگه شما تمایل داشته باشید تعدادی از احادیث کتب تشیع را اینجا بذارم تا بفهمید اصلا علمای شیعه مثل طبرسی ملاباقر مجلسی در چه سطح علمی بودن!!
متعه!
شما فقط فقط یک روایت از اعمه شیعه بیاورید که زنی را بطور موقت اختیار کردن تا این موضوع را به پیروانشان نشان بدهند و ان را موجه جلوه دهند

وخداوند در سوره مومنون مى فرمايد
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
ومى بينيم كه اصلا صحبتى از كرايه زنان نمى كند

من تحقیقی در باب ابن تیمه و محمد بن عبدالوهاب نکردم سعی کردم بیشتر از قران به حقانیت اعتقاداتم پی ببرم
در مورد منبعی که قرار دادید
کتاب «الفتوح »و نويسنده ي آن در جايگاه مناسبي قرار ندارند و پيرو آن ،زندگي نامه ابن اعثم کوفي ؛مشخصات واقعي ،مذهب ،آثار و ساير ابعاد زندگي وي ،به طور دقيق شناسايي نشده است
اهل سنت که کتابی با ان این نام ندارن
مورخ این کتاب

اِبْنِ اَعْثَمِ [i]كوفى، ابومحمد احمد بن على معروف به ابن اعثم كوفى
(د 314ق/926م)، محدث، شاعر و مورخ شيعى. از زادگاه و تاريخ تولد و زندگانى وي آگاهى دقيقى در دست نيست.

موفق باشید



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، وحید110
۶:۱۴, ۲۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۱۲:۱۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #32
آواتار
نوشته شما د رمورد صحیحین!

نقل قول:نخیر منطور از صحیح بودن بدیت معنی هست که نسبت به کتب دیگر معتبر هست ممکنه داخلش حدیث جعلی هم باشه
قران صحیح ترین کتابه

نوشته شما در مورد علمای شیعه
نقل قول:ما اینكه شیعه میگوید سند حدیث درست نیست، حرف نادرستی است
چون شیعه حق ندارد درباره سند حدیث نظر بدهد، زیرا شیعه آنقدر در تشخیص سند احادیث ناتوان است که با گذر قرون تا حالا کتابی درباره احادیث صحیح كتابهای خودشان ننوشته اند،
کشوری که یک دکتر ندارد،حق ندارد درباره تخصص دکتران كشورهای دیگر نظر بدهد.

تناقض نیست؟!!

خوب حالا چه کسی و چگونه باید احادیث صحیح را از دل اینها بیرون بکشد ؟!!
تازه دارید میرسید به نظر علمای شیعه . البته اگر خوب فکر کنید

خوب یک سوال را پاسخ گفتید
خدا را سپاس
لطفا بقیه را هم جواب بدهید و دیگر ادعا نکنید که شیعیان به دلیل بی سوادی علمایشان یک کتاب از احادیث صحیح ندارند

دوم ادعای شما عقلانی و منطقی است اما متاسفانه فایده ای ندارد چون علمای شما قایل به صحیح بودن این کتب هستند
و این جمع تقیضین است .

بنده کلا قصد نداشتم در مورد این ها که شما بزرگش میدارید بحثی کنم ولی خودتان خواستید


نقل قول:نگفتی اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟

این را هم جواب دهید تا یک به یک برسیم به بقیه

د رمورد جناب عایشه هم ایشان از اهل بیت نیست . ثابت میکنم برایتان
اما فعلا به این سوالم جواب دهید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، ELENOR ، rastin ، aboutorab ، حسن.س. ، دل خسته ، Admirer ، black ، شهـاب ، فرشته مهربون ، ANTI satan
۸:۵۵, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #33
آواتار
(۲۵/دی/۹۱ ۲۳:۵۵)siavas1h نوشته است:  بله بفرمایید:

«النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (سوره الأحزاب: آیه 6) پیامبر نسبت به مومنان سزاوارتر و همسرانش مادران مومنان هستند
مطمعنا یک غیر مومن نمی تواند مادر مومنان باشد ان هم با این لفظ که در قران امده

اشتباه می کنید
در تفسیر مجمع البیان از قول شافعی نوشته شده که
این فراز از آیه شریفه تنها به حرمت ابدی ازدواج با همسران
پیامبر را می رساند
و از عایشه هم نقل کرده (در همین تفسیر) که زنی به او گفت "مادر"
عایشه گفت من مادر شما نیستم ، بلکه مادر مردان مومن هستم !!!!!

یعنی خود عایشه بهتر از شما موضوع را درک کرده !!
(۲۵/دی/۹۱ ۲۳:۵۵)siavas1h نوشته است:  بحارالأنوار 33 / 232.

برای دوری از اتهام بهتر است با بن مایه های اهل سنت گفتگو کنیم ،
تا دهان خرده گیران و تهمت پراکنی نسبت به شیعه بسته شود!!!
ما تا به اینجا از بن مایه های اهل سنت سود بردیم ...

ضمنا کتب صحاح و طبری و ... تمام شیعیان را در بین راویان
از بین افرادی که ثقه می نامیدند حذف نمودند تا مبادا
سخن شیعیان به بعد برسد ...
با اینحال شما ناچارید همین صحاح را هم برای اثبات سخنتان
دروغ بدانید !!!
(۲۵/دی/۹۱ ۲۳:۵۵)siavas1h نوشته است:  پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

هر كس به عمد ، بر من دروغ بندد ، جايگاهش آتش است
مومن جایگاهش در اتش نیس چه برسد مادر مومنان
پیامبران دیگر از همسرانشان جدا شدن مثل نوح و لوط اما پیامبر اسلام تا اخر با ناموسش زندگی کرد

زندگی کردن تا آخر عمر نشان پاکی و نجابت همسر نیست ،
ما اگر فقط نقلهای عایشه را بیاوریم برای اثبات سخنانمان کفایت می کند ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، mohamad ، rastin ، aboutorab ، وحید110 ، حسن.س. ، Admirer ، black ، Havbb 110 ، فرشته مهربون ، ELENOR ، ANTI satan ، در جستجوی سختی
۱۶:۱۱, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
بازشناسی شخصیت عایشه
[/font]
با استفاده از کتب برادران اهل سنت:
-----------------------------------------------
روایت شماره 12
( 11 شماره قبل در صفحه پیش )
  • عایشه و زنان بی‌مهریه

    عایشه می‌گوید:

    از زنانی که بدون چشم‌داشت به مهریه، خواستار همسری با آن‌ حضرت می‌شدند، خونم به جوش می‌آمد و از شدّت خشم و نفرت می‌گفتم:

    مگر زن آزاده و باشخصیّت هم خود را به پیامبر می‌بخشد؟!

    به خصوص وقتی که این آیه آسمانی نازل شد: از همسران خویش هر کدام را که می‌خواهی از خود دور کن و هر کدام را که می‌خواهی با خود می‌دار و بر تو مانعی نیست تا از آن‌ها که بر کنارشان داشته‌ای، دیگر بارش به خود بخوانی؛[احزاب 50 ـ 51 ] روی خود را به رسول خدا کرده و به‌تندی خطاب به او گفتم: می‌بینم که خدا هم در برآوردن خواسته‌های دلت، روی موافق نشان می‌دهد.[صحیح بُخاری 3/118 ، صحیح مُسلم 4/374]

روایت 13
احمد در کتاب مُسند، همین موضوع را با ضمیر جمع، به عایشه نسبت داده است و می‌نویسد:
  • عایشه، بانوانی که بی‌مهریه خواستار همسری با رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله می‌شدند را به باد ملامت و سرزنش می‌گرفت.[مُسند احمد 6/134 و 198 و 261 ]
روایت 14
مُسلم در کتاب صحیح، روایت می‌کند:
  • خَوْلَه دختر حَکیم، از جمله زنانی بود که بی‌مهریه خواستار همسری رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله شد.

    عایشه که از این خبر سخت ناراحت شده بود، گفت:

    آیا این برای یک زن خجالت‌آور نیست که خود را به مردی ببخشد و بی‌مهریه، خواستار همسری او شود؟![صحیح مُسلم 3/164 ]
--------------------------------------------------------------------
روایت 15
پیامبر خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله پس از فتح مکّه، مَلیکه دختر کَعْب را به عقد خود درآورد.

می‌گویند که مَلیکه زنی زیبا و جذّاب بود و این موضوع، در برانگیختن خشم و نفرت عایشه از این وصلت، نقشی اساسی بر عهده داشته است.

از آن‌جا که کَعْب به هنگام فتح مکّه به دست خالد بن وَلید کشته شده بود؛ عایشه با موقع‌شناسی خاصّ خود و احساسات تند و سرکش زنانگی خویش، بر مَلیکه وارد شد و گفت:

از این که به قاتل پدرت شوهر کرده‌ای، خجالت نمی‌کشی؟!!

مَلیکه با همین توبیخ و سرزنش، به سادگی از عایشه فریب خورد و از رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله دوری جست. در نتیجه، پیامبر خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله نیز او را طلاق داد.[طبقات ابن سَعد 8/148 ]

--------------------------------------------------------------------
روایت 16
عایشه و اَسماء

اَسماء دختر نُعمان از قبیله کِنْده، یکی دیگر از زنان مورد رشک عایشه بود....رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله، اَسماء را به عقد خود درآورد.
چون عایشه و حَفْصه، اَسماء را دیدند، بر او رشک بردند و برای این که او را از چشم پیامبرصلّی‌الله‌علیه‌وآله بیندازند، به نیرنگ متوسّل شده و به او گفتند:اگر می‌خواهی سفیدبخت شوی، وقتی که پیامبر بر تو وارد می‌شود،
به او بگو: از تو به خدا پناه می‌برم!
پیامبرصلّی‌الله‌علیه‌وآله بر اَسماء وارد شد و او، طبق تعلیمی که یافته بود، خطاب به رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله گفت:از تو، به خدا پناه می‌برم!!
رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله با شنیدن سخن اَسماء، آستین لباسش را مقابل صورت خود گرفت و چهره در پس آن پنهان کرد و سه بار فرمود:به پناهگاه پناه بردی.آن گاه از اتاق بیرون آمد و به من فرمود:ابواُسَید! او را نزد خانواده‌اش بازگردان و به او دو قواره کرباس هدیه کن.
اَسماء که از این اتّفاق سخت یکّه خورده و از نیرنگی که به او زده بودند، بسیار منقلب و ناراحت شده بود؛ همیشه با تأثّر و تأسّف از آن روز یاد می‌کرد و می‌گفت:دیگر من را اَسماء نخوانید، بلکه نام من را "بدبخت" بگذارید و من را چنین صدا کنید.[الإستیعاب 2/703 ]

--------------------------------------------------------------------
[font=Arial]روایت 17

عایشه می‌گوید:چون ابراهیم به دنیا آمد، روزی پیامبر، آن کودک را نزد من آورد و به من فرمود:ببین چقدر به من شباهت دارد.

عایشه: نه! تصادفاً این طور نیست، هیچ شباهتی هم به تو ندارد!!

پیامبر: آیا شباهتِ سفیدی بدن او را به من، نمی‌بینی؟!

ـ البتّه، به هر نوزادی که شیر گوسفند بدهند، سفید و فربه می‌شود![طبقات ابن سَعد 1/37 ]

سرانجام، بر اثر همین حرکات و رشک‌ها و حسادت‌های عایشه و حَفْصه نسبت به ماریَه بود که آیات سوره تحریم در مذمّت عایشه و حَفْصه نازل گردید.[545]
--------------------------------------------------------------------
روایت 18
احمد در کتاب مُسند، نقل می‌کند :

روزی ابوبکر از پیامبر اجازه ملاقات خواست و در همان حال، صدای عایشه را از اتاق پیامبر شنید که بلند فریاد می‌زد:

به خدا سوگند! من خوب می‌دانم که علی را به مراتب، بیش از من و پدرم دوست می‌داری![551]

علی بن ابی‌طالب‌علیه‌السّلام، گوشه‌ای از دشمنی و کینه عایشه نسبت به خود را در ضمن یکی از سخن‌رانی‌هایش، چنین بیان داشته است: ... امّا او (عایشه)، خوی زنان، دیده عقل و خردش را سخت فروبسته و شراره‌های کینه و دشمنی با من، در دلش چون کوره آهنگران زبانه می‌کشد.[552]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، یاســین ، دل خسته ، ELENOR ، ANTI satan ، در جستجوی سختی
۱۷:۴۶, ۲۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۱۷:۴۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #35
آواتار
بنده چیزی نمیگوییم و قضاوت با خود دوستان . نعوذ باالله به پیامبر تهمت بیغیرتی میزنند!!!تا یک نفر دیگر را تمجید کنند!!


[b]احادیث ساختگی عایشه در مدح عثمان

مسلم در صحیح خود از عایشه نقل می کند: من و رسول خدا صلی الله علیه و اله در زیر یک عبا !!! بودیم. در همان حال ابوبکر اجازه ورود خواست. پیامبر به او اجازه ورود داد. چون ابوبکر بیرون رفت, عمر اجازه ورود خواست. این بار نیز رسول خدا صلی الله علیه و اله در همان حال عمر را پذیرفت. چون عمر برگشت, عثمان اجازه خواست تا با پیامبر ملاقات کند. در این نوبت رسول خدا صلی الله علیه و اله برخواست, و نشست و لباس خود را مرتب کرد. آنگاه عثمان را پذیرفت. هنگامی که عثمان پس از ملاقات, از محضر رسول خدا صلی الله علیه و اله بیرون رفت, من به رسول خدا صلی الله علیه و اله گفتم: ابوبکر و عمر با تو کار داشتند و تو کار آنها را با همان حالتی که داشتی, بدون آنکه تغییری به وضع خود بدهی, انجام دادی اما هنگام ورود عثمان خود را آماده و مرتب نمودی, گو اینکه سرّی در کار است؟ رسول خدا فرمود: چون عثمان مردی با حیا و شرم است, ترسیدم اگر در همان حال بر من وارد شود. از شدت شرم و حیا درخواست خود را با من در میان نگذارد !!! (1)
همچنین مسلم و ديگر محدثان از طريق عائشه چنين روايت كرده‏اند: پيامبر خدا صلی الله علیه و اله در خانه من آرميده و ساق پا و قسمتى از بالاى زانويش عريان بود !! ابوبكر از او اجازه ورود خواست. اجازه داد و در همان حال بود، و با او گفتگو كرد. بعد عمر اجازه خواست. در همان حال به او اجازه داد و با او گفتگو كرد. آنگاه عثمان اجازه خواست. پيامبر خدا صلی الله علیه واله بنشست و لباسش را جمع و جور كرد. چون برفت عائشه گفت: ابو بكر وارد اطاق شد دست پاچه نشدى و اهميتى به او ندادى.
عمر وارد شد دست پاچه نشدى و اهميتى به او ندادى. اما وقتى عثمان وارد شد نشستى و لباسهايت را درست كردى؟ فرمود: من از مردى كه فرشتگان از وى شرم مينمايند شرم مينمايم. (2)
اولا: چگونه می شود پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله که قران کریم در رابطه با او میفرماید:
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة (احزاب/21)
یعنی: يقيناً براى شما در [روش و رفتار] پيامبر خدا الگوى نيكويى است.
ابوبکر و عمر را به حضور بپذیرد در حالیکه با همسر و ناموس خود در زیر یک عبا آرمیده و با وی خلوت کرده است ! و تا حدی –نعوذبالله- پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله بی حیا و بی عفت باشد که هنگام ورود ابوبکر و عمر ساق پا و قسمتى از بالاى زانويش عريان بوده باشد !!! آیا این حرف را در مورد اشخاص عادی (غیر پیامبر) میتوان پذیرفت که در مورد پیامبر صادق باشد ؟!
ثانیا: بر فرض صحت این دو حدیث ساختگی, سوال ما این است که کدام زن عفیفه و باحیایی را می شناسید که از مسائل درون اتاق خود با شوهرش دیگران را مطلع سازد ؟!


اسناد:
(1) صحیح مسلم 7/117 – مسند احمد حنبل 1/71 و 6/155 و 167
(2) مسند احمد بن حنبل 6/62 – صحیح مسلم 7/116 – مصابیح السنة 2/273 – ریاض النضرة 2/88 – تاریخ ابن کثیر 7/202.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، یا صاحب الزمان ، سید ابراهیم ، faateme-313 ، شهـاب ، ELENOR ، ANTI satan ، در جستجوی سختی
۲۳:۱۵, ۲۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۲۳ توسط siavas1h.)
شماره ارسال: #36
آواتار
(۲۶/دی/۹۱ ۶:۱۴)وحید110 نوشته است:  نوشته شما د رمورد صحیحین!


نوشته شما در مورد علمای شیعه

تناقض نیست؟!!

خوب حالا چه کسی و چگونه باید احادیث صحیح را از دل اینها بیرون بکشد ؟!!
تازه دارید میرسید به نظر علمای شیعه . البته اگر خوب فکر کنید

خوب یک سوال را پاسخ گفتید
خدا را سپاس
لطفا بقیه را هم جواب بدهید و دیگر ادعا نکنید که شیعیان به دلیل بی سوادی علمایشان یک کتاب از احادیث صحیح ندارند

دوم ادعای شما عقلانی و منطقی است اما متاسفانه فایده ای ندارد چون علمای شما قایل به صحیح بودن این کتب هستند
و این جمع تقیضین است .

بنده کلا قصد نداشتم در مورد این ها که شما بزرگش میدارید بحثی کنم ولی خودتان خواستید
نگفتی اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟
منظور؟!!



این را هم جواب دهید تا یک به یک برسیم به بقیه

د رمورد جناب عایشه هم ایشان از اهل بیت نیست . ثابت میکنم برایتان
اما فعلا به این سوالم جواب دهید

از دیدگاه مسلمانان اهل سنت صحیح ترین کتاب قران است اصلا صحیح و بدون انحراف است.
بقیه کتب ممکنه خطا و انحراف داشته باشه
ببخشید مگه صحاح سته توسط چه کسانی جمع اوری شده انسان های عادی نه پیامبر بودن نه از جانب خدا وحی می شده بهشون و ..
علمای سنی ها خیلی از احادیث این کتاب را با توجه به راوی حدیث و علم فقه صحیح میدانن
شما دو نفر از عالمان مذهب شیعه که ملاباقر مجلسی و شیخ بهایی که کتبشان واسه شیعه معتبر هست در دربار صفوی بودن
شخص اسماعیل صفوی که مذهب شیعه را رسمی کرد این افراد در دربارش جیره می گرفتن!!
این اسماعیل صفوی در طول تاریخ و کتب تاریخ گزارشی در مورد نماز خواندنش نیامده در عوض لواط کاری کشتار اهل سنت به وفور هست!
محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ ه.ق در اصفهان - ۱۱۱۰ ه.ق در اصفهان) معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی فقیه شیعه و ملاباشی ایران در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانوار است که مجموعهٔ بزرگی از احادیث را گردآورده‌است.

(۲۶/دی/۹۱ ۸:۵۵)شهـاب نوشته است:  اشتباه می کنید
در تفسیر مجمع البیان از قول شافعی نوشته شده که
این فراز از آیه شریفه تنها به حرمت ابدی ازدواج با همسران
پیامبر را می رساند
و از عایشه هم نقل کرده (در همین تفسیر) که زنی به او گفت "مادر"
عایشه گفت من مادر شما نیستم ، بلکه مادر مردان مومن هستم !!!!!

یعنی خود عایشه بهتر از شما موضوع را درک کرده !!

برای دوری از اتهام بهتر است با بن مایه های اهل سنت گفتگو کنیم ،
تا دهان خرده گیران و تهمت پراکنی نسبت به شیعه بسته شود!!!
ما تا به اینجا از بن مایه های اهل سنت سود بردیم ...

ضمنا کتب صحاح و طبری و ... تمام شیعیان را در بین راویان
از بین افرادی که ثقه می نامیدند حذف نمودند تا مبادا
سخن شیعیان به بعد برسد ...
با اینحال شما ناچارید همین صحاح را هم برای اثبات سخنتان
دروغ بدانید !!!

زندگی کردن تا آخر عمر نشان پاکی و نجابت همسر نیست ،
ما اگر فقط نقلهای عایشه را بیاوریم برای اثبات سخنانمان کفایت می کند ...

مجمع البیان را شخصی به نام طبرسی تهیه کرده که عقیده به تحریف قران داشته در یکی از تایپیک های انجمن سند گذاشتم که تایپیک پاک شد
بحارالانوار توسط ملاباقر مجلسی جمع اوری شده
ملاباقر مجلسی که کتبش واسه شیعه معتبر هست در دربار صفوی بودن
شخص اسماعیل صفوی که مذهب شیعه را رسمی کرد این افراد در دربارش جیره می گرفتن!!
این اسماعیل صفوی در طول تاریخ و کتب تاریخ گزارشی در مورد نماز خواندنش نیامده در عوض لواط کاری کشتار اهل سنت به وفور هست!
محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ ه.ق در اصفهان - ۱۱۱۰ ه.ق در اصفهان) معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی فقیه شیعه و ملاباشی ایران در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانوار است که مجموعهٔ بزرگی از احادیث را گردآورده‌است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۲۵, ۲۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۲۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #37
آواتار
عجب حکایتیه
اخه سیستم مذهبی اهل سنت که از اولش تا الان وابسته به خلفا و سیستم حکومتی بوده!
همیشه هم به دلیل مشروعیت بخشیدن به جنایات خلفای جور تحت حمایت بوده و برعکس شیعه رو تحت فشار و قتل و غارت قرار میدادند
همین الان هم ببین عربستان رو . کلا سیستم دینی وابسته به حکومته

به هر حال مهم این بود که با زبون خودت بگی و متوجه بشی ندانسته نباید حرف بزنی

در مورد صفویه هم بهش میرسیم
شما سوالات من رو جواب بده و سعی کن یه توجیهی برای بقیه مسایل پیدا کنی Wink

نقل قول:نگفتی اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، ANTI satan ، شهـاب ، در جستجوی سختی ، یاســین
۲۳:۳۵, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #38
آواتار
(۲۶/دی/۹۱ ۱۶:۱۱)شهـاب نوشته است:  بازشناسی شخصیت عایشه
[/font]
با استفاده از کتب برادران اهل سنت:
-----------------------------------------------
روایت شماره 12
( 11 شماره قبل در صفحه پیش )
  • عایشه و زنان بی‌مهریه

    عایشه می‌گوید:

    از زنانی که بدون چشم‌داشت به مهریه، خواستار همسری با آن‌ حضرت می‌شدند، خونم به جوش می‌آمد و از شدّت خشم و نفرت می‌گفتم:

    مگر زن آزاده و باشخصیّت هم خود را به پیامبر می‌بخشد؟!

    به خصوص وقتی که این آیه آسمانی نازل شد: از همسران خویش هر کدام را که می‌خواهی از خود دور کن و هر کدام را که می‌خواهی با خود می‌دار و بر تو مانعی نیست تا از آن‌ها که بر کنارشان داشته‌ای، دیگر بارش به خود بخوانی؛[احزاب 50 ـ 51 ] روی خود را به رسول خدا کرده و به‌تندی خطاب به او گفتم: می‌بینم که خدا هم در برآوردن خواسته‌های دلت، روی موافق نشان می‌دهد.[صحیح بُخاری 3/118 ، صحیح مُسلم 4/374]

روایت 13
احمد در کتاب مُسند، همین موضوع را با ضمیر جمع، به عایشه نسبت داده است و می‌نویسد:
  • عایشه، بانوانی که بی‌مهریه خواستار همسری با رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله می‌شدند را به باد ملامت و سرزنش می‌گرفت.[مُسند احمد 6/134 و 198 و 261 ]
روایت 14
مُسلم در کتاب صحیح، روایت می‌کند:
  • خَوْلَه دختر حَکیم، از جمله زنانی بود که بی‌مهریه خواستار همسری رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله شد.

    عایشه که از این خبر سخت ناراحت شده بود، گفت:

    آیا این برای یک زن خجالت‌آور نیست که خود را به مردی ببخشد و بی‌مهریه، خواستار همسری او شود؟![صحیح مُسلم 3/164 ]
--------------------------------------------------------------------
روایت 15
پیامبر خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله پس از فتح مکّه، مَلیکه دختر کَعْب را به عقد خود درآورد.

می‌گویند که مَلیکه زنی زیبا و جذّاب بود و این موضوع، در برانگیختن خشم و نفرت عایشه از این وصلت، نقشی اساسی بر عهده داشته است.

از آن‌جا که کَعْب به هنگام فتح مکّه به دست خالد بن وَلید کشته شده بود؛ عایشه با موقع‌شناسی خاصّ خود و احساسات تند و سرکش زنانگی خویش، بر مَلیکه وارد شد و گفت:

از این که به قاتل پدرت شوهر کرده‌ای، خجالت نمی‌کشی؟!!

مَلیکه با همین توبیخ و سرزنش، به سادگی از عایشه فریب خورد و از رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله دوری جست. در نتیجه، پیامبر خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله نیز او را طلاق داد.[طبقات ابن سَعد 8/148 ]

--------------------------------------------------------------------
روایت 16
عایشه و اَسماء

اَسماء دختر نُعمان از قبیله کِنْده، یکی دیگر از زنان مورد رشک عایشه بود....رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله، اَسماء را به عقد خود درآورد.
چون عایشه و حَفْصه، اَسماء را دیدند، بر او رشک بردند و برای این که او را از چشم پیامبرصلّی‌الله‌علیه‌وآله بیندازند، به نیرنگ متوسّل شده و به او گفتند:اگر می‌خواهی سفیدبخت شوی، وقتی که پیامبر بر تو وارد می‌شود،
به او بگو: از تو به خدا پناه می‌برم!
پیامبرصلّی‌الله‌علیه‌وآله بر اَسماء وارد شد و او، طبق تعلیمی که یافته بود، خطاب به رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله گفت:از تو، به خدا پناه می‌برم!!
رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله با شنیدن سخن اَسماء، آستین لباسش را مقابل صورت خود گرفت و چهره در پس آن پنهان کرد و سه بار فرمود:به پناهگاه پناه بردی.آن گاه از اتاق بیرون آمد و به من فرمود:ابواُسَید! او را نزد خانواده‌اش بازگردان و به او دو قواره کرباس هدیه کن.
اَسماء که از این اتّفاق سخت یکّه خورده و از نیرنگی که به او زده بودند، بسیار منقلب و ناراحت شده بود؛ همیشه با تأثّر و تأسّف از آن روز یاد می‌کرد و می‌گفت:دیگر من را اَسماء نخوانید، بلکه نام من را "بدبخت" بگذارید و من را چنین صدا کنید.[الإستیعاب 2/703 ]

--------------------------------------------------------------------
[font=Arial]روایت 17

عایشه می‌گوید:چون ابراهیم به دنیا آمد، روزی پیامبر، آن کودک را نزد من آورد و به من فرمود:ببین چقدر به من شباهت دارد.

عایشه: نه! تصادفاً این طور نیست، هیچ شباهتی هم به تو ندارد!!

پیامبر: آیا شباهتِ سفیدی بدن او را به من، نمی‌بینی؟!

ـ البتّه، به هر نوزادی که شیر گوسفند بدهند، سفید و فربه می‌شود![طبقات ابن سَعد 1/37 ]

سرانجام، بر اثر همین حرکات و رشک‌ها و حسادت‌های عایشه و حَفْصه نسبت به ماریَه بود که آیات سوره تحریم در مذمّت عایشه و حَفْصه نازل گردید.[545]
--------------------------------------------------------------------
روایت 18
احمد در کتاب مُسند، نقل می‌کند :

روزی ابوبکر از پیامبر اجازه ملاقات خواست و در همان حال، صدای عایشه را از اتاق پیامبر شنید که بلند فریاد می‌زد:

به خدا سوگند! من خوب می‌دانم که علی را به مراتب، بیش از من و پدرم دوست می‌داری![551]

علی بن ابی‌طالب‌علیه‌السّلام، گوشه‌ای از دشمنی و کینه عایشه نسبت به خود را در ضمن یکی از سخن‌رانی‌هایش، چنین بیان داشته است: ... امّا او (عایشه)، خوی زنان، دیده عقل و خردش را سخت فروبسته و شراره‌های کینه و دشمنی با من، در دلش چون کوره آهنگران زبانه می‌کشد.[552]

من هدف شما را از اوردن این سندهایی که از سایت ولایت کپی کردید چی هس؟!!

لطف کنید این ایه را معنی کنید و بفرمایید در این خداوند چه چیزی را یاداوری کردن>؟
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (سوره الأحزاب: آیه 6)


یا این ایه:
وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا (33)وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا (34) احزاب(33-34) یعنی:« ای همسران پیامبرصلی الله علیه وسلم شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید . اگرمی خواهید پرهیزگار باشید صدا را نرم و نازک نکنید که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگویید و در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خود نمایی نکنید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید خداوند قطعا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دورکند و شما را کاملا پاک سازد . و آیات خدا و سخنان حکمت انگیز پیغمبر را که در منازل شما خوانده می شود یاد کنید بی گمان خداوند دقیق و آگاه است».

خداوند قطعا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دورکند و شما را کاملا پاک سازد .

شما اگر همین دو ایه را روشن سازی کنید ممنون میشم
چون با این روایات چیزی ثابت نمی شود
چون من از کتب خود شیعه میتوام 10 برابر اینجور احادیث بیارم که فلانی اینطور هست و ...

این احادیث در صورت صحیح بودن چیزی ثابت نمی کند
چون اصولا هدف قران هست وقتی مطلبی از قران ثابت شد این احادیث مفهومی که در ذهن شما را دارد در برنمی گیرد
موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۹, ۲۶/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۰:۱۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #39
آواتار

1 - در آيات ياد شده وقتي سخن از زنان پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ميان آمده ، ضمير جمع مؤنث به کار رفته مانند:



من يات منکن - و من يقنت منکن - لستن - ان اتقيتن - تخضعن - وقرن - بيوتکن و ....

ولي وقتي به آيه تطهير رسيده ضماير جمع مذکر به کار رفته مانند:


ليذهب عنکم - ويطهرکم .

پس معلوم مي شود مخاطب در آيه تطهير غير از مخاطب در آيات قبل و بعد از آيه تطهير است.


2 - زنان پيامبر گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) متعدد بودند و در خانه هاي مختلف زندگي مي کردند و لذا در آيه 32 جمله (وقرن في بيوتکن) آمده است و اگر چنان که آيه تطهير نيز شامل آن ها مي شد بايد جمله (اهل البيوت) مي آمد و حال آن که (اهل البيت) آمده است.


3 - طبق روايت صحيح مسلم و غيره وقتي آيه تطهير نازل شد رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت علي و فاطمه و حسن و حسين را زير کساء قرار داد و آيه شريفه قرائت فرمود روايت صحيح مسلم:


قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْر أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا).

((در سایت این تکه ترجمه نشده ولی خود عایشه روایت میکند که فقط مولا علی و حسن و حسین (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) زیر عبا رفتند ))

صحيح مسلم: 7 /130 ح 6414.

4 - در صحيح مسلم آمده که از زيد بن ارقم سؤال شد آيا به زنان پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اهل بيت پيامبر گفته مي شود يا خير؟ پاسخ داد همسر يک مرد از اهل بيت آن به حساب نمي آيد زيرا چه بسا زني با مردي يک عمر زندگي مي کند ولي در آخر عمر طلاق گرفته و به خانه پدرش رفته و جزء اهل بيت پدر محسوب مي شود:


إنّ زيد بن أرقم سئل عن المراد بأهل البيت هل هم النساء ؟ قال: لا / وأيم اللّه ، إنّ المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر ، ثمّ يطلّقها ، فترجع إلى أبيها وقومها.

صحيح مسلم: ج 7 ص 123، (رقم 6381)، كتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علي بن أبي طالب (علیه السلام).


5 - زنان پيامبر هيچيک ادعا نکرده اند که آيه تطهير شامل ما نيز مي شود بلکه خلاف آن را نقل کرده اند مانند ام سلمه که مي گويد پس از نزول آيه تطهير و تکريم حضرت رسول گرامي علي و فاطمه و حسن وحسين عليهم السلام را ، من جلو رفته و از حضرت پرسيدم آيا من هم عضو اهل بيت هستم ؟ حضرت پاسخ داد تو آدم خوبي هستي و عضو اهل بيت نيستي بلکه از همسران پيامبر هستي :


صحيح ترمذي:
عن أمّ سلمة، أنّ النبي صلى الله عليه وسلم جلل على الحسن والحسين وعلى وفاطمة كساء ثمّ قال : «اللهم هؤلاء أهل بيتى وحامّتي أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً&

. فقالت أم سلمة : وأنا معهم يارسول الله ؟ قال: إنّك على خير. هذا حديث حسن صحيح . وهو أحسن شئ روى في هذا الباب.


سنن الترمذي: ج 5 ص 361.
رواه الحاكم قائلا: هذا حديث صحيح على شرط البخاري ولم يخرجاه. المستدرك: 2/ 416، 3/ 146. وقال بعد نقل رواية اخرى بعد ذلك: هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه. المستدرك: 2/ 416.

وروى أيضاً عن عن عمر بن أبي سلمة قال: (لما نزلت هذه الآية على النبي (صلى الله عليه وآله): (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا) في بيت أم سلمة، فدعا فاطمة وحسناً وحسيناً، فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره، فجلله بكساء، ثم قال: اللهم، هؤلاء أهل بيتي، فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً، قالت أم سلمة: وأنا معهم يا رسول الله؟ قال: أنت على مكانك وأنت إلى خير).



سنن الترمذي 5: 328. قال عنه الألباني: صحيح. صحيح سنن الترمذي، الألباني 3: 306 ح 3205.


در روايتي که سيوطي و طبراني و احمد بن حنبل نقل کرده اند آمده که ام سلمه مي گويد من جلو رفته و طرف کساء را گرفته تا داخل شوم حضرت رسول گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کساء را از دست من گرفت و کشيد و به من اجازه ورود به درون عباء را نداد:


عن أمّ سلمة أنّها قالت: «فرفعت الكساء لأدخل معهم فجذبه من يدي وقال: إنّك على خير .

مسند أحمد ج 6 ص 323، المعجم الكبير للطبراني ج 3 ص 53،الدر المنثور ج 5 ص 198.

پس بنا بر اين اگر کسي بخواند بگويد که زنان پيامبر نيز داخل اهل بيت هستند و آيه تطهير آنان را نيز شامل مي شود بايد عبا را از دست پيامبر گرفته و به زور زنان حضرت را داخل آن نمايد .
[/font]
منبع
[font=Tahoma]

با توجه به اینکه هر فردی خودش را خوب میشناسد
با توجه به اعمال عایشه در کتب صحیح خودتان و روایات رسیده و استدلال های عقلی و قرانی جناب عایشه داخل در اهل بیت نیستند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan ، شهـاب ، jerjis ، در جستجوی سختی ، یاســین
۲۳:۳۹, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #40
آواتار
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۲۵)وحید110 نوشته است:  عجب حکایتیه
اخه سیستم مذهبی اهل سنت که از اولش تا الان وابسته به خلفا و سیستم حکومتی بوده!
همیشه هم به دلیل مشروعیت بخشیدن به جنایات خلفای جور تحت حمایت بوده و برعکس شیعه رو تحت فشار و قتل و غارت قرار میدادند
همین الان هم ببین عربستان رو . کلا سیستم دینی وابسته به حکومته

به هر حال مهم این بود که با زبون خودت بگی و متوجه بشی ندانسته نباید حرف بزنی

در مورد صفویه هم بهش میرسیم
شما سوالات من رو جواب بده و سعی کن یه توجیهی برای بقیه مسایل پیدا کنی Wink

شما در مورد اعمه اربعه و یا گرداورندگان صحاح سته لطف بفرمایید بگویید در دربار کدام خلیفه یا سلطان مثل اسماعیل صفوی بودن!
ایران هم دقیقا مثل عربستان سیستم دینی وابسته به حکومته
شما جنایات اسماعیل صفوی در مورد اهل سنتاز اتش کشیدن قبر ابوحنیفه تا لعنت کردم شعرایی مثل مولوی بخاطر سنی بودن!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا