|
خاطراتی از زیارت اربعین، تجلی ولو کره الکافرون....
|
|
۲۳:۵۴, ۲۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۹ ۱۲:۱۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم ربّ شهداء و الصدیقین شکر و سپاس بی پایان خدایا را که بر این فقیر حقیر سراپا تقصیر منت گذاشت و توفیق زیارت اربعین امام حسین علیه السلام را نصیب این بی مقدار بی لیاقت کرد اول می خواستم خاطرات رو به شکل کلاسیک شروع کنم بنویسم راستش حوصله ام نیومد شاید سر فرصتی این کار رو کردم اما حیفم آمد قطره ای از این دریا را با شما در میون نگذارم پرده ی اول: خیلی وقت پیش حدیثی خونده بودم به این مضمون که از علامات مومن پنج چیز است تا اونجا که در خاطرم مونه 4 تاش اینا بود که بسم الله را بلند می گوید، روزی 51 رکعت نماز می خواند(17 رکعت واجب+34 رکعت مستحب)، انگشتر عقیق بدست راست می اندازد و زیارت اربعین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از وقتی این حدیث رو خوندم، خیلی دلم می خواست زیارت اربعین مشرف بشم اما معمولاً این زیارت به علت استقبال فوق العادش، خطرناک هم هست و معمولاً هر سال کلی شهید در اثر بمب گذاری ها درش رخ میده مادر من هم مثل هر مادری.... برای همین هیچ وقت جرأت نکردم که این درخواست رو با مادرم در میون بگذارم و میدانیم که برای زیارت های مستحبی اذن و رضایت والدین به ویژه مادر لازم است (اویس قرنی و مادرش و زیارت رسول الله و ...) پرده ی دوم: از ماه اول که شروع به کار کردم، به دلم این نیت افتاد که هر ماه مقداری از حقوقم رو پس انداز کنم برای زیارت کربلا کنار بگذارم از این موضوع هم به هیچ کس چیزی نگفتم بعد از این سفر هم فهمیدم خیلی بهتر هست انسان نیت کارهای خیر مستحبش رو اصلاً به کسی نگه!!! چند روز مونده به اربعین بود که پسر عمه ام اس ام اس (ببخشید پیامک) زد و گفت: علی میای برای اربعین بریم کربلا؟ بهش جواب دادم راستش اذن مادرم لازم هست چند لحظه بعد دوباره بهم اس ام اس داد: بیا اذن مادرتم گرفتم دیگه چی میگی؟ با اینکه بسیار تعجب کردم، گفتم باشه میام حجت جان گفت پاسبورتت مشکل اعتبار که نداره؟ گفتم نه گفت پس میام سراغت که بگیرم و بدم به یکی از آشناهام که بره برای ویزا مفصل قصه ی اینکه چی شد تا بعد از کلی وعده آخرم یارو گفت شرمنده نمیتونم ویزا بگیرم، رفیقم که تو سفارت عراق بود نیستش ایران تقریباً از گرفتن ویزا نا امید شده بودم و زمانی هم دیگه نداشتیم برای گرفتن ویزایی که بشه باهاش به زیارت اربعین رسید یه روز به اما حسین گفتم تو دلم: آقا جان شما اگه نمی خواستید جور کنید چه کاری بود که اینو انداختید تو دل ما من که توی برنامه ام نبود که این اربعین بیام، آخه این چه کاریه؟ شب تو رخت خواب بودم که گوشیم زنگ خورد ميدونيد كي بود؟ كسي كه چند سال قبلش با هم رفته بوديم كربلا، اما در فاصله برگشتن از سفر تا اون شب به من زنگ نزده بود، بعد از اون شب تا امروز هم دوباره به من تاحالا زنگ نزده!!!!!!!!!! جوابش رو دادم (پسر حاج آقا علی محمد برنا به نام حسن برنا بود) گفت حاج علي چه خبر؟ گفتم هيچ خبر، خدا رو شكر. گفت كربلا نميري؟ بهش گفتم ماجراي پاسبورت رو. گفت يه شماره بهت ميدم، رفيق يكي از اعضاي سفارت عراق هست، پاسپورتا رو ميدي بهش فردا و همون روز به شما ويزا رو ميدن! و بعد هم بلافاصله قطع كرد و تا امروز هم باز به من زنگ نزده!!! الله اکبر [b]حالا از بین این همه رفیق ببین خدا چه جوری انداخته تو دل این بنده ی خدا به ما زنگ بزنه و بپرسه رفتنتون به کربلا چی شد؟ اونم همون لحظه ای که دیگه قطع امید کردیم از غیر خدا و رو زده بودیم (البته به علت جهل با حالت شکایت) به خود امام حسین علیه السلام..[/b]. پرده ی سوم: خلاصه جور شد و... 9 دی ماه از تهران با هواپیما رفتیم نجف اشرف فکر کنم صبح یازدهم بود که بعد زیارت مولا امیرالمومنین عازم حرکت به سمت کوفه شدیم عصر رسیدیم به مسجد میثم تمار بعد رفتیم مسجد کوفه، تهران که بودیم یکی از پیر مردهای اهل دلی که جزو بچههای بالا محسوب میشه و به قولی خیلی خفن و ... هست، گفت رفتی کوفه سلام منو به حضرت مسلم برسون و بگو فلانی که از کودکی عاشقت هست به شما سلام رسوند چون فکر نمیکردم بریم کوفه اصلاً موقع اومدن گفتم إن شاء الله آقا رضا اگه رفتنی شدیم حتماً (آقا رضاي عالي كه گهگاهي حجت الاسلام مسعود عالي از كمالات معنوي او در سخنرانيهاشون سخن ميگن) و وقتی کوفه رفتیم حس کردم که این سفر هم مثل خیلی از قسمتهای زندگیم احتمالاً پر از برنامههایی هست که دست ما نخواهد بود از مسجد کوفه رفتیم به سمت مسجد سهله مسجد سهله..... هر بار که به این مسجد پا گذاشتم آرزومند نماز جماعتی شدم که روزی در این مسجد اقامه خواهد شد که در صف اولش کسانی چون سلمان فارسی، مالک اشتر، اصحاب کهف، خضر نبی، عیسی مسیح و... خواهند بود و چه پیشنمازی... بعد از نماز مغرب و عشا شبانه از مسجد سهله رفتیم به سمت کربلا به قصد حرکت با پایه پیاده نجف که بودیم، بودند کسانی که سالهای قبل پیاده به زیارت حضرت سیدالشهدا رفته بودند و توصیفات عجیبی از مهماننوازی مردم عراق از زوار امام حسین میکردند با خود میگفتم که به نظرم اینها دارند مقداری غلو میکنند اما چه بگویم که چیزهایی دیدم که دانستم خیلی کمتر از آنچه به واقع وجود دارد را بیان کردهاند مسیری که نادانسته ما را در آن قرار دادند مسیری بود که معمولاً مسیر اصلی پیاده روی به سمت کربلا نیست معمولاً از نجف مستقیم مسیر جاده را پیش میگیرند تا به کربلا اما ما از مسجد سهله شروع کردیم که گویا مقداری دورتر میشد اما قسمتمان بود تا از آن مسیر برویم از یک افسر عراقی پرسیدیم که مسیر کربلا از چه سمت است گفت میخواهید پیاده بروید گفتیم بله گفت: الان که دیگر شب شده بیایید در منزل ما بمانید، بهترین غذا، حمام و جای خواب در اختیار شماست، صبح زود با آمادگی بیشتر حرکت کنید گفتیم نه ممنون تازه شروع کردیم و میخواهیم حداقل یه 2 ساعتی راه برویم از او اصرار و از ما انکار لیلة المبیت که میدانید چیست شبی است که مولا علی در بستر به جای رسول الله خوابیده بودند هر کسی ما را در مسیر میدید فریاد میزد مبیت، مبیت و به سمت ما میدوید بعضیهاشون انگار در تاریکی شب کمین میکردند تا زائر امام حسین را شکار کنند و ببرند برای خدمت به او خلاصه بعد از آنکه مطمئن شد که ما مبیت بیا نیستیم راهنمایی کرد ما را مسیر را که آغاز کردیم یه کوچه باغ مانند بود به عرض حدود 8 متر، که دو طرفش نخلستان بود و آب و خانههای روستایی شب بود و خلوت انگار توصیف بهشت بود اونقدر مسیر روح افزا بود که همون پانزده دقیقهی اول داشتیم برنامهریزی میکردیم برای زیارت اربعین سال بعد!!!!! انگار توی باغهای بهشتی داشتیم راه میرفتیم وقتی به آدم تعارف میزدن، مثل خيلی از ماها تعارف الكی و بفرما نمیزدند می آمدند جلو و التماس میکردند که بیایید تا در خدمتتان باشید با دو پسر عمهام در حرکت بودیم یکی از اینها که ما را دعوت کرد یک پیرمرد عرب واقعاً نورانی بود آمد جلو پرسید کربلا میروید؟ گفتیم بله گفت الان شب شده بعد دست هر سه تای ما را گرفت در دستانش و گفت مسیر از اینجا به بعد خلوت و خطرناک میشه چون شب هم در حرکت هستید بیایید تا شب در خدمت باشیم و ما تشکر میکردیم التماس از نگاهش موج میزد و ما حقیقتاً تحت تأثیر پاکی و صداقت این پیرمرد قرار گرفتیم بعد هر سه شانههای ایشان را بوسیدیم و ضمن تشکر گفتیم باید برویم و او هم با کلی دعا ما را بدرقه کرد مسیر را همین طور رفتیم تا دیگر فقط جادهی خاکی بود؛ در اين بين پسر عمه كوچكم كه هم سن من بود، گفت هوس پرتقال تامسون كردم!!! اگر به عراق رفته باشيد ميدانيد كه اصلاً در آنجا پرتقال تامسون خيلي وجود ندارد، اكثراً پرتقالهايي هستند هستهدار و كوچكتر از تامسون با پوستي سفتتر. من و پسر عمه بزرگم بهش خنديديم و گفتيم باش تا بياد، نصف شبي تو بيابون اونم اينجا تو عراق پرتقال تامسون ميخواي!؟؟! از دور دو تا چراغ روشن ديديم، داشت به ما نزديك ميشد، يه ون بود. نزديك ما كه شد اوم كنار همان پسر عمه كوچكم، شيشه برقي را داد پايين، گفت سلام، دستات رو بيار جلو، پسر عمهام دستانش را برد جلو، 4، 5 پرتقال تامسون گذاشت تو دستش و بلافاصله رفت. وقتي رفت پسر عمه كوچكم با دهان كاملاً باز خشكش زده بود و ما نيز با چشماني كه از تعجب به حداكثر سايز گشاديش رسيده بود خشكمان زده بود! عجيبترين و غيرقابل توضيحترين خاطره من در اين سفر بود!!!! حدود ساعت 12 شب شده بود به مسير ادامه داديم که دیدیم جاده دو طرف میشود هيچ چراغي نبود، ناگزير يكي را انتخاب كرديم و رفتيم يكهو ديديم رويمان نورافكن انداختند (مثل توي فيلما كه رو زنداني فراري يه هو نور مياندازن) گفتن كي هستيد؟ گفتيم كربلا؟ يك افسر از پادگان نظامي آمد بيرون گفت: زائر الحسين؟ گفتيم بله بله گفت بيايد جلو. درب پادگان نظامي عراق را باز كرد و 2 سرباز مأمور كرد كه به همراه خودش از اين در پادگان تا دري كه در اون سمت پادگان بود ما رو مشايعت كند. در ديگر پادگان را باز كردند و با احترام ما را راهنمايي كرد و گفت (يمين يسار مستقيم.) تا برسيم به وسط جاده نجف كربلا يعني با اينكار باعث شد كلي از مسير كم بشود، (به جاي دور زدن پادگان از وسط پادگان رد شديم) وقتي مشايعت فرمانده پادگان را كه فهميده بود ما زائر امام حسين عليه السلام هستيم ديدم، با خودم گفتم فرداي قيامت با زائران حسين عليه السلام چه خواهند كرد. رفتیم تا حدود ساعت 2 نصف شب بود که رسیدیم به جاده نجف به کربلا روی تیرهای چراغ وسط جاده شماره خورده بود فکر کنم حدود تیر 300 بود که بیرون آمدیم (بعدها فهمیدیم که آخرین ستون که میرسد به میدان مشک پشت حرم حضرت عباس علیه السلام شماره اش 1552 است) نجف تا کربلا حدود 90 کیلومتر است دیگر نای قدم زدن نداشتم وِلُو شدم روی صندلی کنار حسینیه یک دفعه دیدم یکی آمد جلو و آب پرتغال و کیک به ما داد بعد یکی دیگر آمد و موز و نوشابه داد و بعد هم یکی آمد و لیوان یکبار مصرف آب و حواستان باشد که ساعت نزدیک 3 نصفه شب بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خدمات رسانی به زوار در این حد ادامه داشت.... شب رفتیم در یکی از حسینه ها صبح بیدار شدیم و دیدیم اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو وَه سیل جمعیتی است که دارند پیاده میروند به سمت کربلا نجف به کربلا 3 خط تا جاده داره توی دو تاش فقط آدم بود توی اون یکی هم که ماشینا میومدن و می رفتن باز آدمها بودند و بین جاده ها هم ماشین بود قدم به قدم موکب و حسینه بود عرب ها به هیئت هایی که ما در ایران با داربست و برزنت تو محرم راه می اندازیم میگن موکب از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توی این مسیر میدادن کباب ترکی ای میدادن که توی تجریش نمیخوری کله پاچه انواع خورشت، فلافل، تخم مرغ نیمرو و شیر و شیرکاکائو و حلیم و فرنی و انواع میوه و هر چی فکرش رو بکنی و همه ی اینها با بهترین کیفیت مواد اولیه حیرت انگیز بود به طور مثال کباب درست کردنش اینجوری بود که گوسفند میکشتن همونجا، پوستش رو می کندن ، گوشت و استخون و جدا میکردن ، همونجا میریختن توی چرخ گوشت، بعد مواد دیگه بهش میزدن و میزدن به سیخ و میزاشتن روی آتیش و برمیداشتن میزاشتن لای نون و بعد میدادن به ملت و این جالب بود که اونها التماس میکردن برای خدمت به زوار توجه 1: یه جمله داشتن توی مسیر بزرگ زده بودن: حب الحسین هویتنا و خدمت لزوّار الحسین شرفٌ لنا حب حسین هویت ما است و خدمت به زائران حسین شرف ماست و التماس میکردند و میگفتند بیایید و مارو از اين شرف محروم نکنید حیرت انگیز اول: یه جا دیدیم تعداد خیلی زیادی گوسفند آوردن یکی پرسید این همه گوسفند آوردی اصلاً چه قدر کلاً گوسفند داری؟ گفت من هر چی دارم هر سال میارم برای زوار اربعینن امام حسین! یکی دیگه از بچه گفت: پس تو چه جوری زندگی می کنی؟ گفت: عباس میرسونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نتیجه ی اول: تا قبل از این سفر مطمئن بودم که من ویژگیهای یک شیعه ی امیرالمومنین رو ندارم و نهایتاً محب اهل بیت هستم بعد از این سفر چیزهایی دیدم که به این نتیجه رسیدم که اگر اینها محب اهل بیتند پس من.... حتی ایستگاه هایی بود بین راه که ملت رو با دستگاه و دست خالي ماساژ میدادن تخت گذاشته بودن و دست و پا و پشت ملت رو مشت و لُق و ماساژ میدادند پُر از ایستگاه های حلال اهمر که همگی داوطلبانه اومده بودند یکی از پسر عمه هام مجبور شده برای گرفتن پماد بره سراغشون یکی از این ایستگاه ها ایرانی بود یه متخصص اورژانس اومده بود داوطلبانه و ازش در حد تزریقاتی استفاده میکردن حالا چرا؟ چون اونقدر فوق تخصص داوطلب شده بودند که بیشتر از این چیزی به این بنده ی خدا نرسیده بود و البته به همین هم دلخوش بود میگفت ردیف اول اون جلو سه تا فوق تخصص هستند که به دو زبان عربی و انگلیسی هم مسلط هستن ما هم این ته در حد تزریقاتی خدمت میکنیم الله اکبر هر کسی با هر چیزی که داشت سعی میکرد با خدمت به زوار امام حسین ارادتش رو به امام حسین نشون بده یکی دستمال کاغذی خریده بود یکی در خونش رو باز کرده بود و ملت به عنوان دستشویی یا حمام یا خوابگاه از خونش استفاده می کردند یکی چایی میداد و ..... خلاصه هر کی با هر چی که در توانش بود چند حیرت انگیز دیگر: خودم دیدم یک مرد که با یک پا و دو عصا پیاده میرفت این راه را که جز عاشقان نتوانند پیمود خودم دیدم از زائرانی از اسپانیا را خودم دیدم زائرانی از آلمان را خودم دیدم چندین زائر خانوم (آن هم با چه پوشش و حجاب و چادری) از فرانسه را کثرت زوار شیعه ی ترکیه ای برایم عجیب بود و یکی از عجیبترین چیزهایی که در این سفر دیدم یک هیئت بود (هیئت گفتم ها نه چند نفر زائر که گروهی از جایی آمده باشند) یک هیئت فکر میکنید ازکجای عالم آمده بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شاخ آفریقا؟ نه خیلی پرت تر آمریکا؟ نه نه خیلی پرت تر چین و یا روسیه؟ نه نه گفتم خیلی پرت تر؟ بگذار خودم بگویم برایت از ماداگاسکار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلاً میدانی ماداگاسکار کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جزیره ای در جنوبی ترین مناطق قاره ی آفریقا از اونجا بری پایین تر میرسی به قطب و همگی شیعه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یادم می آید در دوران دانشجویی بعضی ها میگفتن شما که مدعی هستید که ولایت علی بر حق است، حالا یکی که توی شاخ آفریقا هست چه جوری میخواد به ولایت علی برسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته همون موقع ها هم جوابشان را میدادیم اما اینجا دیگر دیدم با چشمان خودم شاخ آفریقا که هیچ خدا هادی هست و.... ماداگاسکار کجا، اربعین و کربلا و زیارت امام حسین کجا الله اکبر یکی از بچه ها یک هلندی را دیده بود میگفت گویا مسلمان هم نبوده گفتیم چرا آمدی ؟ گفت: آمدم اصلاً ببینم این ملت دارن میرن چی رو ببینن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یاد فیلم روز واقعه افتادم کم و بیش میدونید که هلند حتی در بین کشورهای آزاد اروپایی از نظر فساد در مسائل مواد مخدر و س ک س و ... جزو آزاد ترین هاست با خودم میگفتم آقا امام حسین از دل فسقستان و کفرستان این بنده ی خدا را کشیده روز اربعین تو صحرای کربلا چی میخواد بهش نشون بده، فقط خدا میدونه چه دلبری هایی میکند حسین زهرا این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آقا امام حسین دنیا را فتح کرده و هر چه بیشتر وهابی ها و جبهه ی ابلیس میخواهند نور خدا را خاموش کنند با اینکه تمام ابزار تبلیغات هم در اختیار آنهاست خدا نور خود را تمام خواهد کرد هر چند مشرکان را خوش نیاید حتی حج هم به پای این تجمع عظیم انسانی نمی رسد و هیچ تجمع انسانی به پای این تجمع انسانی در کره ی زمین نمی رسد!!!!!!!!!!!!!!!! هر چند فرعون با تمام قوا نخواهد که موسی به دنیا بیاید اما خدا موسی را میگذارد در دامن خودش تا نشان دهد خدا خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و هر چند همه ی کفر و نفاق و دستگاه ابلیس با همه ی قدرتهای پوشالیشان نخواهند که یوسف فاطمه.... اما خواهد شد آنچه خدا خواسته چه با ما و چه بی ما فقط خودمان باید به خودمان رحم کنیم و از این قافله جا نمانیم حیرت انگیزی دیگر: خودم دیدم که پیرزنی مسکین و گرسنه نان خشک از زمین جمع میکرد کسی گفت چرا نمی روی و غذا نمیگیری؟؟؟؟؟؟؟؟ میدانید چه گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت: لا هذا لزوار الحسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نه این برای زوار امام حسین است الله اکبر مسکین است و محتاج اما دستش طرف غذای زائر امام حسین نمی رود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فوق حیرت انگیز: با هر کسی که صحبت کردم گفت زیر قبه رفته و زیارت یک دل سیر بهش رسیده!!!!!!!!!!!!!!!!!! روز اربعین که به سمت کربلا قدم بر میداشتم شدت جمعیت را که میدیدم با خود گفتم من اگر پایم به بین الحرمین هم برسد راضی هستم اما قربان کرم آقا امام حسین بروم رفتم بین الحرمین که هیچ داخل حرم که هیچ زیر قبه ی امام حسین که هیچ دستم هم به ضریح مطهر رسید (هر چند نزدیک بود که قلبم از چشمم بزند بیرون) اما رفتم و رسیدم و توانستم به توفیق الهی در بهترین جاهای حرم هم زیارت کنم نمیدانم این سیستم چه جوری و از کجا داشت مدیریت میشد این جمعیت میلیونی فقط هزینه ی این جمعیتی که حداقل 16 ملیون تخمین زدن رو سرانگشتی حساب کنید حداقل روزی 15000 تومان برای هرکس و حداقل 4 روز و یک دینارش را هم دولت عراق نمیدهد!!!!!!!!!!! از این جمعیت میلیونی که به همه زیارت میرسد، جای خواب میرسد و..... رفقای زیادی را دعا کردم به نیت بچه های تالار هم دعا کردم بین الحرمین نماز هم خواندم و اما حرم علمدار حسین... گفتنی ها بسیار است راستش شاید إن شاء الله ادامه اش را نوشتن خیلی هایش را ننوشتم از آنکه ما را در روز آخر از موکب بردند خانه ی خودشان چه اتفاقات حیرت انگیزی افتاد و چه گفتگوهایی که بینمان انجام نشد و وهابی ها با ایشان چه کرده بودند و آنها با ما چه کردند و... از یک تجلی جزئی جامعه ی مهدوی در این سفر و چه بگویم از الطاف حیرت انگیزی که مولا امیرالمومنین در بازگشت از کربلا در نجف به ما کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و چه بگویم از اتفاقات عجیبی که در بازگشت در ایران برایم رخ داد سربسته بگویم فهمیدم و چشیدم که روز قیامت هم اگر که زوار امام حسین را اینگونه تحویل بگیرند دیوانه است کسی نخواهد جزو دستگاه امام حسین باشد چشیدم و دیدم که یعنی چه که در روایات می گویند همه ی ما اهل بیت باب خدا هستیم لکن باب امام حسین وسیع تر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شاید ادامه داشته باشد إن شاء الله.... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۲, ۱۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۴:۰۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۱ ۱:۱۸) نوشته است: همان که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاه است همان که در اقلیم حُسن بر همه شاه است اللهم ارزقنا زیارته و محبته و شفاعته و ولایته ============ بسم الله الرحمن الرحیم یکی از دوستان گفتند این مطالب رو در تاپیک مخصوصش قرار بدم http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13...#pid235579 حتما تجربیات خود را قرار بدید استفاده کنیم افرادی هم که بسلامت رفتند و برگشتند تاپیک رو پربار کنند. خب اول بگم که پیاده روی اربعین چه چیزی هست؟ و چه چیزی نیست؟ برای خوشگذرانی است ولی برای خوش گذرانی نیست. خب اول توصیه های بهداشتی رو قرار بدهم این البته بستگی به شخص داره من یک حالت عمومی رو می نویسم و حتما قبل از حرکت مسئول کاروان به شما توصیه های مهم رو می گن 1-داشتن لباس گرم و البته سبک 2-کفش راحت مثل کتانی البته لزومی نداره کتانی 800 هزار تومنی بخرید،کتانی 25 هزار تومنی هم جواب میده خب البته بعضی افراد هم عاشقند (مثل من نیستند!) و پا برهنه حرکت می کنند(دمشون گرم) 3-با توجه به سرمای هوا امکان دارد که سرما بخورید. در موکب های بین راهی مواد غذایی خاصی برای این مورد وجود دارد مثل شلغم پخته(اگر مثل من بدتون اومد هم بخورید خوبه) ![]() 4-تا آنجا که می توانید نوشیدنی بخورید چون پیاده روی طولانی باعث از بین رفتن آب بدن می شود این پیاده روی حدود 100 کیلومتر است 5-معمولا کاروان ها یکی دو پزشک با خود دارند پس داروی زیاد با خود نبرید در ضمن بعضی داروها از لحاظ قانونی مشکل دارند مثل داروهای کدئین دار و مخدرهایی مثل ترامادول و متادون و ... 6-اینی که میگم شاید مبنای پزشکی نداشته باشه(البته داره!) ولی در پیاده روی طولانی به کمر خود یک دستمال سفت ببندید 7-کوله خود را سبک انتخاب کنید، معمولا مقداری از بار شما قبل از سفر امانت می ماند و برگشتنه به شما بر میگردانند توجه کنید چون حدود 2 3 روز در راه هستید مقدار کمی از بار اضافی هم در مدت طولانی باعث خستگی مضاعف شما می شود و به اوایلش نگاه نکنید که می توانید راه بروید 8-با وجود اینکه صابون همه جا یافت می شود همراه داشتن صابون(جامد،تیوپی) شخصی ضرر ندارد. 9-خوردن آبلیمو بعضا مفید واقع می شود(اگر خواستید دلیلشو در پیام خصوصی بپرسید) 10-آرتیست بازی در نیاورید! راه مستقیم خودتون برید و از روی جدول و چاله چوله و هرجایی که راه متعارف نیست حرکت نکنید.این کار باعث گرفتن انرژی شما می شود.علاوه بر امکان آسیب دیدگی 11-...(در حال تکمیل) |
|||
|
|
۱:۳۴, ۱۸/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۴:۱۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
توصیه های بهداشتی را اگر یادم آمد در ارسال قبل اضافه می کنم
حال به اصل کار می رسیم اول بگم این ها رو به ما گفتند نه اینکه بخوام معلم بازی دربیارم عکس هایی از آرشیو خودم و سایت های دیگه دارم که قرار خواهم داد یک سری ایستگاه صلواتی که در عراق آنرا موکب گویند در طول مسیر منتهی به کربلا وجود داره تقریبا می شه گفت چیزی وجود نداره که شما لازم داشته باشید و در آنجا پیدا نکنید همه این خدمات رایگان است و در بعضی مواقع زوری! یعنی اگر شما از دستشان چیزی نگیرید ناراحت می شوند(جدا) راهش این است که دستتان پر پر پر باشد! که دلیلی برای نگرفتن داشته باشید چون اگر وقتتان را صرف خورد و خوراک بکنید زمان از دستتان می رود(توضیح: در عکس زیر که البته یک دستم پر بود و دست دیگرم در عکس افتاده!!) ![]() در رفتن عجله نکنید این یک مسابقه دو نیست حتی می توانید در چند موکب توقف کنید و به همراه آنها از فیض خدمت به زوار حضرت بهره مند شوید مثلا راحت ترین کار چایی دادن است. در مراحل بعد به نسبت حوصله خود می توانید خدمات دیگر نیز انجام دهید. یکی راهنمایی اعتقادی زائران و یکی هم شستن ظروف یا شستن مرافق(WC) با موکب داران رفیق بشید و تبادل نظر کنید بعضا فارسی هم بلدند افراد زیر اولین موکبی هستند در شب را در آنجا گذراندم.صاحب موکب یک کبابی داشت و روزی نزدیک 10 میلیون تومان به حساب خودمان خرج می کرد!!! و تنها موکبی بود که شمایل را قبول نداشتند(شمایل معصومین) ![]() تجربه نشان داده چون هوا سرد است بیرون خوابیدن همانا و سرما خوردن همانا(سرما خوردن در سفر خیلی اذیت می کنه) در نتیجه سعی کنید یکی دو ساعت بعد از اذان مغرب جا برای خوابیدن پیدا کنید عراقی ها برای ایرانی ها احترام زیادی قائلند در نتیجه اگر بگوئید انا ایرانی!!! بیشتر تحویلتون میگیرن! من یک سری لغت رو هم احتمالا براتون بیارم که در سفر لازمتون می شه ادامه دارد.......... |
|||
|
|
۱۵:۴۴, ۱۸/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۴:۱۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
لغت نامه زائر عتبات عالیات (چکیده)
بعضی از این لغات فقط در عراق کاربرد دارند مسجد >> مصلی نماز شکسته>> صلاه قَصر مُهر >> تربت کفشداری >> کیشوانیه بفرمائید >> تَفَضّل لطفا >> من فضلک متشکرم >> شکراً ببخشید >> عفواً خدا پدر مادرتو بیامرزه/رحمت کنه >> رحم الله والدیک بازار >> سوق تخفیف!! >> تخفیضات ارزان >> رخیص گران >> غال نرخ >> سِعر شیر(خوردنی)>> حلیب شکر >> سکَّر گوشت>>لحم نان>>خبز قاشق>>مِلعَقَه بشقاب>>صَحن چاقو>>سِکین چنگال>>شوکه پتو >> بَطّانیه متکا >> مِخَدَّه بخاری >> مِدفاه بیمارستان >> مستشفی درمانگاه << مُستوصف WC >> مَرافِق این یک آموزش خیلی فشرده عربی عراقیست http://bayanbox.ir/id/5689739494277745096?download منبع سایت اربعین |
|||
|
|
۳:۱۴, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۴:۲۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
قبل از ادامه نوشتنم تسلیت بگم به همه زواری که به کربلا می روند و برمی گردند.وقتی برگشتید متوجه تسلیتم می شوید.البته خودمم بعد از برگشتن متوجه شدم.
خب سعی کنید در مسافتی مانده به کربلا پابرهنه راه بروید.(البته به شرطیه که از خود زیارت نمانید) بستگی به توان شما،وزن شما و موارد دیگر دارد. در طول مسیر جاهایی هستند برای ماساژ پای زوار! در صفحه اول عکس یکی از اینها را گذاشته ام.(شخص سمت راست) ![]() شخصی که در تصویر مشاهده می کنید یک میلیاردر عراقیست که صاحب یکی از بزرگ ترین موکب های بین راهیست. وی شخصا پای زوار را ماساژ می دهد و موقعی که برق رفته بود با دست خود ماساژ داد(من که خودم شرمنده شده بودم مخصوصا وقتی پای بنده را بوسید و گفت پای زائر امام حسینه!!!) وی مجموعه 10 15 تا موکب داشت(مثل این شهرک صنعتی!!!) و فکر کنم حدود 50 60 تومن روزی خرج می کرد!!! و در ضمن جاهایی هستند که به صورت تخصصی تر پای افرادی که تاول زده اند را ضماد می گذارند.(عکس زیر) ![]() از نماز جماعت اول وقت غافل نشوید و برای شیعیان ایرانی مایه زینت باشید.خود عراقی ها خیلی مقید هستند. اگر حوصله اش را داشتید با موکب داران و دیگر زوار در مورد مسائل اعتقادی روز صحبت کنید ![]() در صفحه دو این تاپیک به تبلیغ طرفداران یمانی کذاب اشاره کردم که در قالب زیارت نامه به تبلیغ احادیث جعلی خود می پردازند خیلی از عراقی ها این شخص را نمی شناسند، آنها را آگاه کنید یکی از مواردی که ممکن است به آن بربخورید این است که احیانا ممکن است افرادی شما را به خانه خود دعوت کنند چون شیعیان عراق خیلی به خدمت به زوار امام حسین معتقد هستند.البته من خودم در همین موکب ها استراحت کردم ولی متاسفانه چون برخی ناصبی های ملعون در قالب همین افراد ممکن است افراد را گول بزنند و به خانه خود ببرند از همراهی با این افراد خودداری کنید.البته با ادب و احترام برخورد کنید. البته بگم بقدری احترام میگذارند به زوار امام حسین که تو عمرتون ندیدید. یک کیسه خواب برای خود ببرید با توجه به هوای آنجا در این فصل و اینکه کلا هوای کویر در شب سرد است ضرر نمی کنید. ایشون رو هم ببینید 3 سال از من کوچکتر بود و این بچه ها رو داشت!!!!(خداحفظشون کنه) ![]() در ضمن خاکی باشید و غریبی نکنید.دوستانه رفتار کنید مثل خودشان خرما ارده!!! هم از مواد غذایی است که خیلی بکارتان می آید برای انرژی گرفتن و همچنین چایی با لیمو امانی که در قسمت آبلیمو گفتم مفید است!!!(بخورید بعدا به چه کنم چه کنم نیفتید) در همین ارسال همین توصیه ها را ادامه می دهم اگر یادم آمد در ارسال بعد در مورد خود زیارت کربلا خواهم گفت ان شاء الله |
|||
|
|
۱۳:۰۴, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۲ ۲۳:۲۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
ارسال قبلی رو ویرایش نمی کنم بهم می خوره
یکی از اموری که باید رعایت کنید زمان بندیست. در فاصله نجف تا کربلا تعدادی تیر راهنما وجود دارد که شماره گذاری شده اند. تعداد این تیرها 1452 تاست با فاصله 50 متر است. مراکز افراد گمشده در ستون های 72 ، 335 ، 602 ، 1103 و حرم حضرت عباس(علیه السلام) قرار دارند. هر 3 کیلومتر مرکز گزارش گمشدگان تعبیه شده است. ![]() از ابتدا مشخص کنید مثلا در 5 ساعت 100 تا تیر راه بروید و استراحت کنید(در حد نشستن و چایی خوردن>>چایی اونجا زیاده!!!) با یک نظم خاص راه بروید و آنقدر تند راه نروید که خسته شوید و بیشتر از معمول استراحت کنید(گهی تند و گهی خسته رود...) سعی کنید چند نفری راه بروید که کمتر وسوسه شوید برای استراحت گاه و بی گاه سعی کنید در همان راه ارتباط خود را برقرار کنید............ ![]() شما می خواهید پیاده به حرم محبوب و معشوق خود بروید هر لحظه شوق خود را بیشتر کنید تا لحظه ورود به زیر قبه و دیدن ضریح منفجر شوید. اینطور اصلا به پای خود فکر نمی کنید فکرش را بکنید چندین برابر این فاصله را اهل بیت امام حسین(علیه السلام) به حالت اسیری پای پیاده با پای برهنه تا شام طی کرده اند با گرسنگی و تشنگی(غالبا) اینها به کنار اذیت و بی احترامی با ماموران امنیتی عراق همکاری کنید که از خادمان امام حسینند. سعی کنید حتی الامکان غذای گوشتی و خوشمزه نخورید چون آنجا غذای خوبی وجود دارد!!!(کباب درجه یک خالص!) علتش پا گذاشتن بر امیال است البته فتوا ندادم من اگرم خوردید کوچکترین موردی ندارد فقط حواستان پرت معدتان نشود در طول سفر جدل نکنید مگر در موارد نادری که پای دفاع از اعتقاداتتان به میان می آید و آن هم در حد بحث و ان هم به نیت امر به معروف و نهی از منکر و ایجاد اصلاح نه رو کم کنی و چزاندن طرف مقابل بگو بخند را حتی الامکان به صفر برسانید تا با قلب آرام و اماده خدمت حضرت برسید چیزی که می خواهد بر قلبتان فرود بیاید نیاز به باند فرودی مطمئن دارد البته چهرتان گشاده باشد نه عبوس احترام شدید به زوار و خدام حضرت فراموش نشود این هم وظیفه است هم اینکه در میان آنها اولیاء الله فراوانند اصلا به سن و شکل و شمایلشان نگاه نکنید چه بسا یک مرافق شور.......... احیانا اگر مریض شدید سریع استراحت کنید و نگذارید بدتر شود(سرما خوردگی) اگر به هر دلیلی نتوانستید راه بروید ماشین هایی مخصوص ارتش هستند که زوار را بصورت دسته جمعی به کربلا می برند توجه کنید بعضا ممکن است به خاطر نوع زندگیشان بعضی ها نسبت به ما بهداشت را کمتر رعایت کنند ، سخت نگیرید ان شاء الله اتفاقی نمی افته البته در اکثر موارد این بیشتر یک حالت تشریفاتی داره نه در حد یک ضرورت بهداشتی(من خودم شدید رعایت می کنم ولی کنار اومدم) در یک فاصله ای مانده به کربلا می بینید مردم در حال جمع کردن تربت هستند اگر توانستید حتی کم پا برهنه بروید و تربت جمع کنید اونجا قهوه با کیفیتی عرضه میشه !!! مواظب باشید زیاده روی نکنید در خوردنش چون هم بی خوابی دارد و هم ................. نگران عقب ماندن از کاروان خود نباشید و راه خود را بروید شاید در این سفر کلا تنها بمانید بدلایل زیاد یادتان باشد حتما نشانی محل استقرار کاروان در کربلا را بصورت دقیق بگیرید که وقتتان تلف نشود چون کربلا خیلی خیلی شلوغ است در ضمن از لحاظ امنیت بنده در طول سفرم مخصوصا در کربلا هیچ موردی ندیدم که مشکل ساز باشه اصلا نگران نباشید البته خانم ها حتما با یک محرم باشند بهتر است.(کلا چیز مهمیه نه فقط در این سفر) در ارسال اول گفتم کمرتان را ببندید این هم برای نگه داشتن ستون فقرات است و هم گرم کردن پهلوها کلیه ها ممکن است سفر برای شما کمی سخت باشد (مثل من که سرما خوردم!) سختی سفر کربلا نمکشه بعضی همسفراتون هستند که احتمالا غر بزنند سر کمبود امکانات یا هر بدخلفی دیگه در این زمینه گوشاتون رو بگیرید چون فضا رو خراب می کنن و ازشون فاصله بگیرید وقتی به کربلا رسیدید پس از قرار دادن وسایل در محل استقرار اگر حالش را داشتید به حرم بروید اگر نداشتید بی رودربایستی با حال بهتر به حرم بروید اگر حمام بود غسل زیارت کنید البته معمولا به علت جمعیت میلیونی (یچیزی میگم یچیزی میخونید یچیزی می بینید!) و کمبود امکانات به نسبت ایران حمام کم است وقتی کربلا رفتید هم قدر ایران را می دانید و هم قدر انقلاب اسلامی و ولی فقیه (شعار نمیدم خودتون متوجه میشید) اگر توانستید پا برهنه به حرم مشرف شوید حتما ابتدا به حرم حضرت عباس بروید (باب الحسین )من یکبار یادم رفت این مورد رو و چون نزدیک به حرم امام حسین بودم مستقیما رفتم حرم امام حسین و متوجه شدم چرا میگن اول برید حرم حضرت عباس خیلی با خشوع باشید در مورد گوشی و دوربین هم با مامورین همکاری کنید و زرنگ بازی را تعطیل کنید حق الناس دارد. آنجا محل توریستی نیست که واجب باشد از همه جا عکس بگیرید یک سری آداب زیارت در کتب ادعیه ذکر شده که تا جایی که به مرز اکراه نرسیده اید اجرا کنید (این نظر شخصی بود) افرادی که به هر میزان و شکل به گردنتان حق دارند از ائمه (مخصوصا امام زمان ) و خانواده و دوست را زیر قبه فراموش نکنیدیک چیزی که باید اینجا بگم اینه که کسی از حرم امام حسین دست خالی بر نمیگرده نه اینکه دست خالی برگشتن احتمالش ضعیف باشد یا اینکه تا به حال سابقه نداشته خیر اصلا محال است بصورت عقلی و منطقی که کسی دست خالی برگردد دیگه از ساربان که بدتر نیستیم خیلی به خدام حرم احترام بگذارید اگر زباله ای روی زمین بود جمع کنید و کلا خدمت کنید(خودتون رو یطوری جا کنید) زیارت به نیابت مقربان و اولیا فراموش نشود اول والده عالی حضرت صاحب و بعد امام و شهدا که شدیدا به گردنمون حق دارند و علی الظاهر دستشان از دنیا کوتاه است و همچنین حضرت آقا که بخاطر شرایط بدی که منافقین و متحجرین و معممین خرابکار بوجود آورده اند علی الظاهر امکان تشرف ندارند زیر قبه هر دعایی هرچند غیر ممکن و عجیب مستجاب است (تجربه کرده ام) با حالت یقین به استجابت دعا کنید (البته این صلاح افراد هم بررسی می شود و البته این در حد نظر شخصیه که امام رضا هم در این مورد نظر دارند و باید قبول کنند و در مجموع امام زمان گرچه 14 معصوم نظر متضاد ندارند>> این احساس شخصی بود نه اجتهاد) شب جمعه و سحر حرم را از دست ندهید شاید چیزی دیدید یا بویی شنیدید و صدایی به گوشتان خورد (نقل قول کردم از افرادی که تجربه داشته اند خودم که هیچی) به امر ولی فقیه عتبه بوسی (بوسیدن بارگاه ورودی حرم در هر قسمت) انجام ندهید چون غریبه و نامحرم زیاده آدم هر کاری رو با محبوبش جلو غریبه انجام نمیده بقیشو از بزرگان بپرسید من ارسال های قبلمو ویرایش کردم دوباره بخوانید شاید چیزی جدید باشد التماس دعای فرج زیر قبه ********** شماره های مهم اورژانس : 104 افراد گمشده : 07801300561 احکام شرعی : 07814651353 اداره مرکزی : 07801004758 میزان مسافت :80 کیلومتر تعداد ستون ها : 1452 ستون فاصله بین هر ستون : 50 متر ( 20ستون =1 کیلومتر ) زمان لازم برای پیاده روی : 20 تا 25 ساعت زمان تخمینی سفر پیاده : 2 تا 3 روز بهترین زمان شروع سفر: 16 صفر انتظار می رود در این تاریخ سفر تمام شود: 18 صفر |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۱۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پارسال وقتی اولین بار این تاپیک رو خوندم خیلی هوس کربلام کرد اتفاقا به ما گفتند که شاید درست بشه و بتونیم با یک کاروان توی اسفند ماه بریم کربلا انقدر هوایی شده بودم که نگو نیت کردم و یک فال حافظ گرفتم خیلی عجیب اومد: نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص**************** می کشی عاشق مسکین و نترسی ز قصاص عاشق سوخته دل تا به بیابان فنا **************** نرود در حرم دل نشود خاص الخاص آتشی در دل دیوانه ما در زده ای **************** که چو دودیم ، همیشه به هوایت رقاص کیمیای غم عشق تو تن خاکی ما **************** زر خالص کند ار چند بود همچو رصاص بهواداری آن شمع چو پروانه وجود **************** تا نسوزی نشوی از خطر عشق خلاص قیمت در گرانمایه ندانند عوام **************** حافظا گوهر یکدانه مده جز به خواص واقعا عجیب بود انگار حافظ این شعر رو واسه خود خود امام حسین گفته و از طرفی هم به ما می گفت که حالا حالاها باید بسوزی تا لایق زیارت ارباب بشی و قیمت در گرانمایه رو بدونی..... |
|||
|
|
۳:۰۴, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۱۲:۳۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
![]() ![]() ![]() ![]() مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
|
|||
|
|
۳:۴۷, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۴:۱۹ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۳:۵۶, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
ببخشید یک سوال
، امیدوارم نگید بی ربطه، ولی برای من همیشه سوال بوده که با این همه کرامتی که امام حسین دارند، چه طور شد، یعنی چه اتفاقی افتاد که باب زیارت ایشون این همه سال بسته بود؟ نه فقط برای ایرانی ها، برای همه؟ یعنی زور صدام بیشتر از کرامات امام بود؟ (ببخشید قصد بی ادبی نداشتم). مگه می شه؟ چه طور راه این همه کرامت برای مدتی بسته شد؟ (الان نگید بسته نبود و از راه دور و ... می دونم!)
|
|||
|
|
۴:۰۲, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۵:۴۹ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله ![]() ببینید یک زمان ممکن است ظالمی به خواست خدا نتواند کاری بکند مثل سپاه ابرهه که می خواست خانه خدا را ویران کند و یک زمان ظالمی دیگر مانند یزید لعنت الله علیه به مشیت خدا می تواند حتی خانه خدا را آتش بزند این خواسته خداست البته زمان صدام لعنت الله علیه نیز بصورت محدود بوده ولی نه به این صورت و این خودش یکی از مهم ترین دلایل برای همان بحث برقراری حکومت اسلامیست که در تاپیک زیر گفتم http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29907.html البته حکومت نوری مالکی حکومت خاصی نیست ولی به نسبت حکومت بعثی ها خیلی بهتر است در نتیجه مشیت خدا یک موقع به حفظ رسول خدا در غار قرار می گیرد و یک موقع به زیر سم اسب رفتن جگر گوشه اش همه اینها حکمتی دارد در ضمن اگر خواستید بحث رو ادامه بدید تاپیک جدا بزنید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قرائت دسته جمعی زیارت اربعین (مومن شتاب کن) | میلاد.م | 46 | 16,872 |
۲۲/آذر/۹۳ ۱۳:۴۳ آخرین ارسال: میم.حسین.الف |
|
| توصیه رهبرانقلاب برای شرکت پر شور در زیارت اربعین | ghoran | 1 | 1,435 |
۱۳/آذر/۹۳ ۱:۱۹ آخرین ارسال: ساجد |
|










![[تصویر: shalgham.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103449126/shalgham.jpg)
![[تصویر: arbaiin2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103447876/arbaiin2.jpg)
![[تصویر: arbaiin4.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103448818/arbaiin4.jpg)
![[تصویر: IMG_0479.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7621201177/IMG_0479.jpg)
![[تصویر: arbaiin1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103447634/arbaiin1.jpg)
![[تصویر: arbaiin3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103448334/arbaiin3.jpg)
![[تصویر: arbaiin5.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103449042/arbaiin5.jpg)
![[تصویر: arbaiin6.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8103515434/arbaiin6.jpg)


![[تصویر: sidD1oV_418.jpg]](http://media2.afsaran.ir/sidD1oV_418.jpg)
![[تصویر: arbaein_hoseini-13.jpg]](http://img.parkenovin.com/contents/2013/01/arbaein_hoseini-13.jpg)
![[تصویر: 13911012000082_PhotoL.jpg]](http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/91-10/12/13911012000082_PhotoL.jpg)
![[تصویر: picLoveHossein.jpg]](http://bayanbox.ir/blog/arbain/images/news/picLoveHossein.jpg)

، امیدوارم نگید بی ربطه، ولی برای من همیشه سوال بوده که با این همه کرامتی که امام حسین دارند، چه طور شد، یعنی چه اتفاقی افتاد که باب زیارت ایشون این همه سال بسته بود؟ نه فقط برای ایرانی ها، برای همه؟ یعنی زور صدام بیشتر از کرامات امام بود؟ (ببخشید قصد بی ادبی نداشتم). مگه می شه؟ چه طور راه این همه کرامت برای مدتی بسته شد؟ (الان نگید بسته نبود و از راه دور و ... می دونم!)