کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 3.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال ِ بزرگ !!
۱۲:۲۷, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
راستش من نمیدونم تا حالا سر ِ این قضیه که میخوام مطرح کنم چقدر اینجا بحث شده و چقدر بهش پرداخته شده ... ولی واقعا" واسه ی من سوالی شده که میتونه در حل کردن ِ خیلی از نکته ها کمکم کنه ...


بدون ِ توضیح ِ اضافه میپرسم ...
از کجا میشه فهمید قرآن کلام ِ آفریننده ی این جهان هست ؟

البته این نکته رو هم اضافه کنم که شاید دید ِ من با خیلی از دوستان نسبت به خدا متفاوت باشه ، ولی تفاوت ِ چندانی نداره در این بحث ...

2باره می پرسم ، چطور ، به چه دلیل گفته میشه که این حرفها از طرف خالق ِ این جهان هست ؟


خواهشا" از این برهان های دبیرستانی استفاده نکنید ! خیلی سطحی توضیح میدن ...

منطقی ، عقلی و عادلانه بحث میتونه پیش بره .
خیلی براهین وجود داره در باره ی خدا و بی خدایی ، من کاری به اینها ندارم .
فقط و فقط سوالم اینه که آیا قرآن از طرف آفریدگار ِ این جهان هست یا نه ؟

از نظر علمی ، تاریخی ، عقلی ...
فکر کنم درک کنید که چرا احادیث و روایات در این باره زیاد مورد ِ استفاده نیستن ... ولی مسلما" از خود ِقرآن میشه استدلال کرد .


امیدوارم بحث به انحراف کشیده نشه ! اینطوری استهلاک و خستگی میره بالا و نتیجه ی دلخواه به دست نمیاد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مجید املشی ، ایرانی ، Reza71 ، فرهاد55 ، medad.sefid ، dinpajoohan ، saloomeh ، آیات ، آشفته ، مفقود الاثر ، faraz_223 ، arnh ، saba

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۵۳, ۱۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۲۱:۱۱ توسط blue.blood.)
شماره ارسال: #71
آواتار
نقل قول:
در يكى از روزها پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اصحاب خويش ‍ فرمود: آيا مى دانيد: كدام يك از مؤ منين افضل و برترند؟ گفتند: فرشتگان حضرت فرمود: همين طور است ولى منظور من آنان نبود. گفتند: پيامبران افضلند، حضرت فرمود: آرى ولى منظورم ايشان نيست . گفتند: يا رسول اللّه پس آنان كيانند؟
حضرت فرمود: ايشان آن افرادى هستند كه بعد از من در آخر الزمان بوجود مى آيند آنان مرا نديده و سخن مرا نشنيده و معجزات مرا مشاهده ننموده اند. فقط ورق و كتاب سربسته و سياهى را كه بر سفيدى نوشته شده باشد مى بينند و به آنان عمل مى كنند. آنان برادران من هستند كه افضل اهل ايمانند.
سپس رسول اعظم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين آيه را خواند كه مى فرمايد الذين يومنون بالغيب اولئك اخوانى حقا آن افرادى كه بغيب ايمان مى آورند حقا كه برادران منند. اصحاب گفتند: يا رسول اللّه آيا ما برادران تو نيستيم !؟
حضرت فرمود: شما اصحاب من هستيد و آنان برادران منند.(12)
12- تفسير آسان : ج 1، ص 37، نقل از تفسير جلاء الاذهان .

من که گفتم ، دینها طوری برنامه ریزی شدن که کمتری ایراد بهش وارد بشه ، انقدر قوی هست این برنامه که انسان رو مطیع خودش کنه ، با دادن وعده هایی که معلوم نیست راست هست یا دروغ و عالم غیب هست و هیچ دلیلی بر وجود یا عدم وجودش نیست ... حالا کسایی هم که در این روایت اشاره شد جزء همین افراد هستن ...


نقل قول:چون اصلا ما فقط مادی نیستیم که فقط با اکتفا به علم مادی رد یا قبول کنیم .

شما 2تا از همین چیزهای غیر مادی رو بگو ما هم مطلع بشیم ...


نقل قول:
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن . ظلمات است بترس از خطر گمراهی
. بهتر این هست که شما از یک استاد بیاموزید نه اینکه تفسیر بزرگ المیزان رو خودتون بخونید.
ترجیح میدم راهی رو خودم پیدا کنم که مفید باشه واسه ی بشریت ، نه اینکه راهی رو برم که خیلی ها رفتن و چیزی جز نابودی و بدبختی درش نیست ...

نقل قول:البته من هم با توجه به اینکه شما اطلاعات خوبی و البته نه چندان درست درباره دینتون دارید با شما بحث کردم.

من از خودم اطلاعاتی ندارم ، هرچی هست سخن بزرگان ِ دین هست که من نقل میکنم.


نقل قول:مثلا کدوم بخش از دین منسوخ شده؟

به عنوان ِ مثال یه چیز ِ خیلی ساده و عادی .... برده داری ... من یه لیست دارم در باره این چیزها که به مسولین تالار اریه کردم ، هر وقت اجازه بدن یکی یکی میگم چی هستن و بررسی میشه
.

(۱۵/بهمن/۹۱ ۱۳:۲۸)mohebALI نوشته است:  أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿۸۲- نساء﴾
آيا در قرآن نمى‏ انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏ يافتند

من با اندیشه کردن و خوندن ِ حرفهای دیگران دیدم که کلی ایراد داره و اختلاف ... اگه اجازه بدن یکی یکی عرض میکنم و بررسی میکنیم .


نقل قول:دوست من هر چقدر هم که بگذره و هر چقدر هم که انسانها باهوشتر بشن باز هم رفتار انسانی رو دوست دارن . چه کسی هست که از اخلاق و رفتار اسلامی بدش بیاد . عموما تمدن بشر بر اساس انسانیت میتونه ادامه حیاط بده وگرنه میشه مثل جنگل! به قول یکی از فیلسوفان غربی اگر خدا نباشه هر کاری میشه کرد. اما جامعه بشری دیگه از هم میپاشه!
من خیلی کلی میدم جواب ِ این حرف رو ، شما خودت برو Search کن ...
الان شادترین و در صلحترین و با آرامش ترین کشورهای دنیا سوئد و نروژ و کشورهای اون اطراف هستن که مردمی بسیار بی اعتقاد دارن و مسیحیت و دین گرایی در این کشورها بسیار ضعیف هست .


نقل قول:دوست من اتفاقا در زمانی که ما هستیم گرایش به دین در جهان رو به فزونی هست میتونید تحقیق کنی

در ضمن ما منطقی هستیم و با عقلمون فکر میکنیم و چشم دل نداریم.



اتفاقا" دین گریزی بیشتر شده !!


نقل قول: شما هم اگه با چشم دل نگاه کنید و منطقی باشید با خودتون حرفهای من رو درک خواهید کرد .

من 2تا چیز رو با هم گفتم ، هم عقل و هم دل . شما با حرفها و کلمات بازی نکن خواهشا" ، من این درسها رو پاس کردم خیلی وقته پیش ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۲۲:۳۷, ۱۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #72
آواتار
آیا به نظر شما اصلاً خدا هست آقای بلو؟

اگر هست به چه علت؟

اگر نیست به چه علت؟

(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:   شما هم اگه با چشم دل نگاه کنید و منطقی باشید با خودتون حرفهای من رو درک خواهید کرد .
در صورت امکان یه توضیح هم در مورد چشم دل به من بدید

اینکه این چشم دل چی هست؟
چه جوری میشه باهاش نگاه کرد؟
فرقش با چشم سر چیه؟
آیا ممکن هست مثل چشم سر کور بشه؟
آیا ممکن هست مثل شب کوری یا مشکلات دیگری که خطای دید چشم سر داره سراب رو آب ببینه؟
اگر بله به چه طریق میشه اون رو تشخیص داد؟

(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۱۴)blue.blood نوشته است:  به پیامبر اسلام گفته شد بخوان و جواب داد من خواندن بلد نیستم ، در حالیکه 1000 سال قبلش مردی بود که اعلامیه ی حقوق بشر رو نوشته بود و انسان و انسانیت و شرافت انسانی رو ارج نهاد ...
البته این مرد در مورد خیلی از چیزهایی که مرد 1000 سال بعدش براش حقوق تعیین کرده است حقوقی تعیین نکرده بوده
یا حداقل اسنادی در صحتش موجود نیست
مثلاً در اسلام برای حیوانات حقوقی وجود دارد! مستنداتش هم موجود است
البته حقوق انسانها بسیار مدون تر و مفصل تر از آن چند خطی که به آن استناد میکنید در اسلام تبیین شده است در مقایسه با منشوری که منسوب است به کورش

(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:  اینا رو گفتم که فکر نکنید تا یه بچه یا چه میدونم ، یه کسی که از اسلام چیزی نمیدونه طرف هستید ... اتفاقا" به نظر من شماها هستید

نظر لطف شماست بلو جان شرمنده میکنی مارو با الطافت برادرSmile


(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:  قرآن بزرگترین و قوی ترین چیزی هست که تا حالا روی زمین بوده . چیزهایی در قرآن هست که واسه ی 1400 سال ِ پیش محال بوده کسی بتونه به فکرش هم برسه

یه جورایی گویا ایشان مدعی هستند با توجه به مطالب قرآن و زمان و مکان نزولش این از محالات بوده که به عقل بشری اون زمان و مکان برسه
من متوجه نشدم که در مقام اثبات اعجاز قرآن هستند جناب بلو یا انکارش
این قسمت رو هم به حقیر پاسخ بفرماید سپاسگذارم از شما برادر



(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:  و این مثل آرزوی پرواز برای بشر هست ، چیزی که یه زمانی محال مینمود . تا وقتی که هواپیما اختراع شد ، و الان هواپیمای نسل اول منسوخ شده و هواپیمای فوق پیشرفته داریم . مثل دین هست که تاریخش تمام شده و یه سری چیزها کاملا منسوخ شدست ... واسه ی مدت طولانی بی نظیر و عالی بوده ، ولی تمام شده .

جناب بلوی گرامی من یک سوال از شما دارم

این سوال بسیار مهم و مبنایی هست

انگیزه ی به وجود آوردن و تعلیم این علوم و دادن گواهی فارغ التحصیلی از این علوم مدرن که ساخته ی ذهن و علم و عقل بشر خود بنیاد است چیست؟
آیا جز این است که زندگی بهتری برای خودش داشته باشد؟
یک سوال
آیا منکر هستید که یکی از مهمترین نیاز ها در جوامع بشری که منسوخ شدنی نیست نیاز به این است که انسان ها به حقوق هم و جان و مال هم تجاوز و ظلم نکنند؟

چرا هیچ رشته ای را بشر تأسیس نکرده استکه فارغ التحصیلانش را تضمینی کاری کند که به حقوق دیگران تعدی نکنند و ظلم و تجاوز نکنند؟




(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:  
دین بسیار عالی و دقیق برنامه ریزی شده که کمترین خللی درش وارد نیست ، به عنوان مثال این وعده به آینده و دنیای دیگر و خیلی مسایل دیگر هستن که نمیشه نظر قطعی در موردشون داد ، و دین در این زمینه بسیار زیرکانه و داهیانه رفتار کرده ...

باز الان من یه سوال برام پیشومد برادر بلو
این دین که زیرکانه عمل کرده است، آیا کسی هست
یا منظورتان طراح آن است
اگر طراح یا طراحانی دارند چه طور آن را طراحی کرده اند که از هزاران سال پیش تا کنون به قول خودتان عده ی بسیاری هر یک به نوعی به آن روی آورده اند؟
یه توضیحی بدید در مورد این فراز از فرمایشاتتون ممنون میشم




(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:   بشر امروز بسیار باهوشتر از چیزی هست که 1000 سال و 2000 سال پیش بوده ، و خیلی از چیزها و قوانین عوض شده و همین هست که باعث شده به مقداری که گرایش به دین داریم ، مقدار بسیار بیشتری گریز از دین و گرایش به ندانم گرایی و بی دینی و طبیعت محوری داریم ...

ببینید من انتظارم از شما که مدعی تحقیق و پژوهش هستید بسیار بیش از اینها هست
اینجا ما داریم یک بحث دقیق انجام میدیم
الان طبق کدام مستندات شما مدعی هستید که:

گرایش به دین گریزی بسیار بیش از گرایش به دین گرایی شده است در کل دنیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منابع و مستندات خود برای این ادعا رو حتماً ذکر کنید دوست من

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، قلب ، ELENOR ، دیدگاه نوین ، blue.blood ، faraz_223
۲۳:۲۴, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #73
آواتار
واقعا شما برای چی به این تالار اومدین؟
اونطور که از فعالیت شما معلوم هست شما گمراه شدید و هر چه قدر هم که بحث کنیم گمراهیتون بیشتر میشه که کمتر نمیشه.
خواهشن دیگه به این تالار نیاید و وقت ما رو نگیرید .
ما بچه ها دنبال رشد و رستگاری هستیم ولی شما هنوز اعتقاد به خدا ندارید و فقط وقت ما رو تلف کردید.
متاسفم براتون . بالاخره همه میمیرن بعد معلوم میشه کی به کی اما اونوقت دیگه دیره.


وصف منافقان و کافران در قرآن

«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نارا فَلَمّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ» (1)

«وصف آنان (منافقان) داستان كسي است كه آتشي برافروخته (تا در سايه آن راه پيدا كند يا گرم شود). وقتي اطراف او را روشن ساخت ، (ناگهان آتش او خاموش گردد) خدا نور آنان (منافقان) را برد و آنان را در تاريكي‏ ها رها ساخت كه نمي ‏بينند.»

«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ» (2)

«آنها كر ، گنگ و كورند ؛ از گمراهي باز نمي ‏گردند.»
قرآن در آغاز سوره بقره ، مردم را نسبت به پذيرش آيين اسلام به سه گروه تقسيم مي‏ كند و مجموع بحث او درباره اين سه گروه در آيه بيستم از سوره پايان مي‏ پذيرد. اين سه گروه عبارتند از :
1. متّقيان و پرهيزگاران. گفتگوي او درباره اين گروه در آيه پنجم به پايان مي ‏رسد.
2. كافران. كساني كه درست نقطه مقابل گروه متقيان می ‏باشند و بحث او درباره اين گروه در آيه هفتم ، به پايان مي ‏رسد.
3. منافقان و گروه دوچهره. كساني كه به ظاهر ايمان آورده و در باطن ، جزء كافران می ‏باشند و حكم ستون پنجم در ميان مسلمانان را دارند. بررسي قرآن درباره اين گروه از آيه هشتم آغاز شده و در آيه بيستم پايان مي ‏يابد.
بنابراين درباره متقيان ، پنج آيه ؛ در مورد كافران دو آيه و درباره منافقان سيزده آيه ؛ در آغاز سوره بقره نازل گرديده است. اين كه خداوند گفتار خود را درباره كافران در دو آيه ، ولي درباره دو چهره ‏ها در سيزده آيه خلاصه مي‏ كند ، خود گواه روشن بر اهميت شناخت منافقان است كه از نظر موضع‏ گيري ، به مراتب خطرناك ‏تر از كافران مي ‏باشند.
دشمنان نقاب‏دار و ناشناخته ، دوست‏نماياني هستند كه از گرگ وحشي بياباني ، درنده ‏ترند. آنان در سنگر دوستي از پشت خنجر مي ‏زنند ، به ظاهر دوستند و غمخوار ، اما در باطن دشمني خوشحال ، اصرار مي ‏ورزند كه امين و رازدارند ، ولي در واقع خائن و جاسوس اند و از اسرار زندگي و نقاط ضعف و قوت انسان ، كاملاً باخبرند. پرهيز از چنين دشمنان ناشناخته بسيار مشكل و احيانا محال است.
چنين دشمني، همان نفاق و دورويي است كه قرآن در مورد آن در سوره‏ هاي مختلفي بحث و گفتگو نموده و حتي سوره ‏اي مستقلّ درباره منافقان فرو فرستاده است.
امير مؤمنان علي عليه‏السلام از پيامبر گرامي اسلام صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله درباره اين گروه چنين نقل مي ‏كند :
«من از هيچ يك از ملل جهان بر اسلام نمي ‏ترسم ، بلكه فقط از يك گروه مي ‏ترسم و آن كافران مسلمان‏ نما و گروه منافق و دو چهرگانند كه شيرين‏ زبان و خوش‏ گفتارند ولي در واقع از دشمنان اسلام هستند ، در گفتار با شما هماهنگي دارند ولي يك گام با شما بر نمي ‏دارند.» (3)
بنابراين نبايد تعجب كنيم كه قرآن كريم درباره منافقان در سوره بقره ، آل ‏عمران ، نساء ، انفال ، توبه ، عنكبوت ، احزاب ، فتح ، منافقون ، حديد و تحريم بحث و گفتگو نموده است. و سيماي اين گروه به ظاهر شرين و در باطن تلخ را نشان داده است.
دو آيه مذكور در آغاز بحث از طريق تمثيل وضع منافقان را روشن مي سازد.
فرض كنيد در شب تاريكي كه سياهي همه ‏جا را فرا گرفته و احتمال هجوم گزنده‏ ها و درنده ها روح و روان انسان را رنج مي‏ دهد ، وي براي پيدا كردن راه گريز و مسير صحيح آتش را روشن كند تا اطراف خود را ببيند و راه را از كوره راه تشخيص دهد.
در اين حالت كه انسان با نيم ‏اميدي به سر مي ‏برد ، طوفاني بر مي ‏خيزد و آتش را خاموش كند و اميد انسان به نااميدي ، و نشاط او به غم و دلهره تبديل مي‏ شود.
قرآن وصف چنين شخصي را كه در اين گيرودار در اثر برافروختن آتش ، روح جديد در كالبدش دميده مي‏ شود و مي‏ خواهد از آن بهره بگيرد آنگاه طوفان تمام سرمايه را از او مي ‏گيرد ، چنين بيان مي ‏كند :

«كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نارا فَلَمّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ»

«بسان كسي كه آتش را برافروخته آنگاه كه اطراف او را روشن كرد ، (ناگهان خاموش مي‏ شود)»

بنابراين جمله «فلمّا أَضاءَتْ» ، نياز به جواب دارد و جواب آن محذوف است يعني (طفئت ناره) يا (أطفأاللّه نوره) و جواب «لمّا» به خاطر جمله بعدي حذف شده است.
قرآن يادآور مي‏ شود كه حال منافقان در اين جهان نيز بسان همين گروه است ، زيرا گروه منافق روزي كه پيامبر صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله وارد مدينه شد ، به او ايمان آوردند ، آنگاه به او كفر ورزيدند ، چنان كه مي ‏فرمايد :

«ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا» (4)

«اين به آن خاطر است كه آنان ايمان آوردند و سپس كفر ورزيدند.»
آنان در تاريكي شرك و جهالت بودند ، ايمان آنان بسان نوري بود كه در دل ظلمت و كفر درخشيد ، و راه و چاه را به آنان نشان داد. و تا مدتي نيز از نور ايمان بهره گرفتند ، ولي آنگاه كه راه كفر را زير نقاب نفاق در پيش گرفتند ، خدا نور را از آنان برگرفت و آنها به صورت انسان هاي گمراه درآمدند كه نمي ‏توانند راهي براي نجات بيابند.
بنابراين تشبيه يادشده ، وضع زندگي آنان را در همين جهان تبيين مي‏ كند ، اميد و نااميدي ، ايمان و كفر همگي در اين جهان صورت پذيرفته ، و ارتباطي به جهان ديگر ندارد ، ولي برخي از مفسران بخش نخست از مَثَل را مربوط به اين جهان دانسته و بخش ديگر را به پس از مرگ ؛ يعني منافقان در سايه تظاهر به اسلام در اين جهان بهره ‏مند مي‏ شوند ولي به خاطر كفر و خاموش شدن چراغ ايمان ، در جهان ديگر معذّب مي ‏گردند.
اين گروه به خاطر از دست دادن تفكّر ، از ابزار شناخت بهره نمي‏ گيرند گوش دارند اما با آن نمي ‏شنوند ، زبان دارند ولي در واقع گنگ اند ، چشم دارند ، ولي با آن نمي ‏بينند. چنان كه مي‏ فرمايد :

«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»

در پايان دو نكته را يادآور مي ‏شويم :
1 . در اين تمثيل مشبّه هست و يم مشبّه ‏به.
مشبّه جمله «الّذي استوقد نارا» و مشبّه ‏به «ذهب اللّه بنورهم» مي‏ باشد. و اگر مشبّه مفرد و مشبّه ‏به به صورت جمع است ، به خاطر اين است كه حال دو طرف به هم تشبيه مي ‏شود ، خواه هر دو طرف گروهي باشند يا يكي گروهي ؛ و طرف ديگر به صورت فرد.
2 . از آنجا كه اين افراد از ابزار شناخت بهره نمي ‏گيرند ، اميد به اصلاح آنان نيست ، زيرا دستگاه تفكّر از طريق ابزار شناخت كمك مي ‏گيرد و به قول گوينده :
چشم باز و گوش باز و اين عمي حيرتم از چشم بندي خدا

پاورقي ها:

1) بقره: 17
2) بقره: 18
3) نهج ‏البلاغه : نامه 37، پاراگراف 7
4) منافقين : 13




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۲۴, ۱۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #74
آواتار
(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۰:۵۳)blue.blood نوشته است:  
اتفاقا" دین گریزی بیشتر شده !!

استناد شما به چه مدرکی است
جامعه ی آماری شما کجا است کل جهان یا شهر محل سکونت خودتون یا دوستان خودتون؟

(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۲۴)masoudmoosavy نوشته است:   ولی شما هنوز اعتقاد به خدا ندارید و فقط وقت ما رو تلف کردید.
آقا مسعود سلام
میشه لطفاً لینکی رو قرار بدید که جناب بلو گفته باشن که به خدا اعتقاد ندارند؟
ممنون میشم چون سوال اول من هم از ایشون همین بود
اگر گفتند جایی که به خدا اعتقاد ندارند که خوب سوال اول من از ایشان این میشه که علت این که میگن خدانیست رو به ما هم بگن و استدلال اثباتی خودشون رو مطرح کنند
منتظر لینک هستم برادر مسعود...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، قلب ، blue.blood ، faraz_223
۲۳:۳۸, ۱۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #75
آواتار
(۲/بهمن/۹۱ ۱۲:۲۷)blue.blood نوشته است:  
البته این نکته رو هم اضافه کنم که شاید دید ِ من با خیلی از دوستان نسبت به خدا متفاوت باشه ، ولی تفاوت ِ چندانی نداره در این بحث ...
این جمله کاملا گویاست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۴۹, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #76
آواتار
آقا مسعود گرامی
شاید برای شما کاملاً گویا باشد
اما حداقل برای بنده بسیار مبهم است
و حداقل سوال بنده از جناب بلو این است که ایشان بیاییند و تبیین نمایند که دید ایشان نسبت به خدا چگونه است و علت اینکه این دید را پیدا کرده اند چه بوده است و برای صحت این دید خود از چه استدلال هایی استفاده میکنند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، faraz_223
۲۳:۵۳, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #77

سلام
نقل قول:
در کل بیشترین پیروان ادیان مربوط به ادیان ابراهیمی است.
آیا میشه گفت هر مکتبی که تعداد پیروان بیشتری داره درست تره؟ یعنی آیا این معیار درستی هست؟

نقل قول:
دوست من اتفاقا در زمانی که ما هستیم گرایش به دین در جهان رو به فزونی هست
این که میگن گرایش به معنویت رو به فزونی است، منظور فقط گرایش به اسلام نیست. گرایش به مکاتب دیگه هم هست.
و اتفاقا این گرایش همون چیزی است که در این سایت داره باهاش مبارزه میشه
و چرا مبارزه میشه؟
در واقع در اسلام اعتقاد بر اینه که فقط مسلمانان به بهشت می روند (این رو اگر اشتباه گفتم تصحیح کنید) و غیر مسلمانان هر چقدر که خوب باشند میرن جهنم (فکر کنم یه جایی گفته شده که کارهای اونها مثل بذری است که بدون خاک کشت شده، از یه عالم دینی هم سوال کردم می گفت اونها هر چی کار خوب انجام بدن فقط عذاب جهنمشون رو کم می کنه). به همین خاطر تلاش بر این هست که تا حد امکان مردم به سمت اسلام و تشیع کشیده بشن.

اینجا ما می بینیم که اسلام فقط خوب بودن رو مطرح نکرده، پس شاید یه مسئله ماورایی در میون باشه.
اگر ما این موضوع رو بپذیریم، پس فقط توجه به زیبایی دین نمی تونه ملاک باشه. شانسی انتخاب کردن هم یه ریسک بزرگه.

به نظرم به هر حال یه روشی باید باشه که بتونیم با اطمینان راه رو انتخاب کنیم.

دوستان، مطمئناً پاسخ این موضوع برای همه ما کاربردی خواهد بود. پس بگذارید بحث بدون تنش پیش بره.
شاید خوب باشه این تاپیک به چند قسمت تقسیم بشه، مثلاً فلسفه در یه جا مطرح بشه، معیارهای دلی یه جای دیگه و ...

ممنون
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: blue.blood ، faraz_223
۲۳:۵۹, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #78
آواتار
(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۳)فرهاد55 نوشته است:  سلام
آیا میشه گفت هر مکتبی که تعداد پیروان بیشتری داره درست تره؟ یعنی آیا این معیار درستی هست؟
من همچین چیزی نگفتم.
شما از پیامبر دروغین حرف زدید گفتم پیامبران دروغین استدلال عقلی ندارن فقط از سحر و جادو استفاده میکنن و ادیان ابراهیمی بیشتر با عقل جورن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، Havbb 110 ، faraz_223
۰:۰۸, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #79
آواتار
(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۳)فرهاد55 نوشته است:  سلام
آیا میشه گفت هر مکتبی که تعداد پیروان بیشتری داره درست تره؟ یعنی آیا این معیار درستی هست؟

خودتون چی فکر میکنید؟
آیا در اطرافتون کار درست رو اکثریت انجام میدند؟


(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۳)فرهاد55 نوشته است:  در واقع در اسلام اعتقاد بر اینه که فقط مسلمانان به بهشت می روند (این رو اگر اشتباه گفتم تصحیح کنید) و غیر مسلمانان هر چقدر که خوب باشند میرن جهنم (فکر کنم یه جایی گفته شده که کارهای اونها مثل بذری است که بدون خاک کشت شده، از یه عالم دینی هم سوال کردم می گفت اونها هر چی کار خوب انجام بدن فقط عذاب جهنمشون رو کم می کنه).

مطلقاً غلط است و بهتانی به قرآن و اسلام است دوست من
ناشی از اطلاعات ناقص ما نسبت به اسلام است

ما دو بحث داریم
یک حقانیت
دو مورد رحمت واقع شدن

بحث بهشت و جهنم مربوط به مورد رحمت واقع شدن است و شمولش را هم حتی خود قرآن تنها شامل مسلمین نمیداند
در سوره ی نساء اتفاقاً همین امروز خوندم

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ﴿۶۲-بقره﴾

در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد(۶۲)

اینجا کجا گفته شده است که فقط مسلمین مورد رحمت واقع میشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



(۱۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۳)فرهاد55 نوشته است:  اینجا ما می بینیم که اسلام فقط خوب بودن رو مطرح نکرده، پس شاید یه مسئله ماورایی در میون باشه.

یه نکته در تمام مباحثی که من دارم میبینم مغفول است
آنهم این توهم است که ایمان الزاماً رابطه ی مستیقم دارد با استدلال
یعنی این فرض که اگر استدلال از منطق درستی برخوردار بود نتیجه ی اون میشه ایمان و قانع شدن
این بحث خیلی مهم است و ریشه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست داشتید به این هم خواهیم پرداخت إن شاء الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، قلب ، blue.blood ، لیلا ، faraz_223
۰:۱۱, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #80

سلام
پس آیا میشه گفت کسانی که دعوت به خوبی می کنند و از سحر و جادو و ... استفاده نمی کنند، همه بر حق اند؟
به نظر من معیار کاملی نیست، چون هر کسی می تونه دعوت به خوبی کنه و از سحر و جادو هم استفاده نکنه.
(می بخشید شاید منظورتون رو نادرست متوجه شدم)

اگر هم منظورتون توجه به استدلالهای عقلی ای است که از طرف خود پیامبران مطرح شده، خب این استدلالها رو میشه به طور مستقل مورد بررسی قرار داد که این میشه همون روش عقلی و فلسفی. آقا ابراهیم بحث فلسفه رو تا یه جایی در قالب یه بحث قدم به قدم پیش بردند و قراره ادامه اش رو داشته باشند.

ممنون
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا