|
رد مکتب منحرف شیطانی فالون دافا
|
|
۲۰:۴۹, ۲۳/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام خدمت همه حقیقت جویان دوستان کاربری در تالار در حال فعالیته که قبلا با نام های emadm و حالا با نام فرهاد 55 مشغول به فعالیته . از روی پستهای ایشون میشه فهمید که با تلاش زیادی داره به اسلام تشکیک وارد میکنه . هرچی دوستان دیگه پاسخش میدن بازم شک جدیدی رو ایجاد میکنه . هیچوقت هم حتی یکبار نشده که با هیچ چیز موافقت کنه . تمام علم خودش ( که البته به سختی بشه گفت علم )و بقیه دوستان رو داره صرف این میکنه که بگه : اسلام دینی الهی نیست ! قران الهی نیست ! از کجا معلوم پیامبر وجود داشته ! آیا با فلسفه میشه اسلام رو اثبات کرد و غیره و غیره بدونید که این کاربر عضو فرقه شیطانی فالون دافاست و برخی دوستان دیگه این مسئله براشون اثبات شده . در این تاپیک من میخوام این فرقه رو مورد نقد قرار بدم . حالا من میخوام سوال کنم و ببینم کسی هست که بتونه این فرقه منحرف رو اثبات کنه یا نه ! در تالار موضوعات دیگه ای هم در مورد فرقه ممنوعه دافا هست . اما این تاپیک برای من و شماست تا از کاربر فرهاد55 بپرسیم که چگونه این فرقه و استادش رو اثبات میکنه . اینجا محلی برای ما شیعیانه که بپرسیم : فالون گونگ چطور خودشو اثبات میکنه . چطور پاسخگوی ابعاد مختلف زندگی و بشریت هست . ( امیدوارم مدیران بخش هم منو همیاری کنند) (ضمن تشکر از تاپیک : تجربه ای از عرفانهای کاذب ) |
|||
|
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۶, ۳/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۱ ۱:۰۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
|
ببین فرهاد خواهش میکنم مغلطه نکن . واقعا خواهش میکنم
این تاپیک موضوعش معلومه خارج از این بحث نکن . اگر میخوای بگی دلیلی ندارم شما هم ندارید این تاپیک در مورد دلیل فالون دافاست . ما دلیل داریم . حالا این دلیل از نظر شخص شما درست باشه یا نه بحثش جداست . در تاپیکی دیگر در خدمتتون هستیم اگر به این سوالات جواب ندادی دیگه باهات کاری ندارم اگر جواب بدی میریم مرحله بعد . ببین بنده خواهش کردم از دوستان که بزارن منطقی بریم جلو و چیزی نگن تا به قول شما جو اروم بشه . اونا هم بزرگواری کردند و قبول کردند . وقت هممون هم عزیزه این 2 تا سوال رو جواب بده اگر نه من دیگه نیستم 1_ ایا دلیلی (هر نوع دلیلی) برای اثبات فالون دافا دارید؟ نقل قول: اما سوالات من شما هر چیزی در مورد اسلام میخوای ما میدیم خدمتتون هیچ وقت هم نگفتیم پس دافا چی! شما هم همین کار رو بکن در پناه حق |
|||
|
|
۲:۵۰, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
|
اگر برهان دارید ارائه کنید
اگر برهانی ندارید!!!! بگویید هیچ برهانی ندارم و بنده (فرهاد 55 یا همان emadm سابق) برای پذیرش این گذاره عقل خودم را تعطیل کرده ام و بدون برهان و استدلال پذیرفته ام در حالی که هرگونه اعتقادی در مورد مکتب اسلام را باید برای پذیرشش به من دلایل 100 در صد عقلی ارائه کنید |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
|
سلام آقا وحید
نقل قول:این تاپیک موضوعش معلومه خارج از این بحث نکن . اگر میخوای بگی دلیلی ندارم شما هم ندارید این تاپیک در مورد دلیل فالون دافاست . ما دلیل داریم . حالا این دلیل از نظر شخص شما درست باشه یا نه بحثش جداست . در تاپیکی دیگر در خدمتتون هستیمنه، این تاپیک در مورد رد فالون دافاست. روش نتیجه گیری دوستان به این صورته که اگر برای چیزی اثباتی مبتنی بر علوم تجربی یا مبتنی بر فلسفه پیدا نشه، اون رو "شیطانی" می نامند. من می خوام بهتون بگم این روش نتیجه گیری اشتباهه. بله، از نظر فلسفه یا علوم تجربی نمیشه اثباتش کرد. اما آقا وحید اشاره کردند به این موضوع که عقل فقط فلسفه نیست. به طور مثال توجه به آموزه ها رو هم یک معیار عقلی دونستند. در کل ما باید ببینیم چه معیاری قراره ارائه بشه؟ علی آقا، من برای اثباتش برهانی ندارم. اما برای ردش هم ندارم. پس نمی تونم به این سادگی افرادی که اون رو پذیرفته اند رو "شیطانی" یا "منحرف" بنامم. خب شاید اون افرادی که پذیرفته اند دلیلی داشته باشند. نقل قول: ایا دلیلی (هر نوع دلیلی) برای اثبات فالون دافا دارید؟اگر دلیل قطعی داشتم که توی شک نبودم. البته میشه آموزه هاش رو سنجید، اما دلیل محکمی نیست. در مورد سایر سوالاتتون هم پاسخ دادم. اگر جاییش ابهام داره بفرمایید. اما توقع نداشته باشید یک نفر بیاد و همه چیز رو بتونه توضیح بده. وقتی یک نفر وجود چیزی رو قبول می کنه، لزوماً همه چیز رو در موردش نمی دونه. مثلاً شما به وجود خدا اعتقاد دارید، اما در مورد ذات خدا نمی تونید توضیح بدید. به روح اعتقاد دارید اما همه چیز رو در مورد روح نمی دونید. |
|||
|
۱۲:۲۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #114
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
خیلی زیبا است شخصی که برای هر جیزی در مورد اسلام براهین عقلی متقن میخواهد در مورد عقاید خودش جمله اش این است (۳/اسفند/۹۱ ۱۱:۰۴)فرهاد55 نوشته است: من برای اثباتش برهانی ندارم. حالا دوستان متوجه شده اید که چرا خدا در قرآن به کسانی که معتقدند ما خدایان داریم می گوید: هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
دليلتان را بياوريد اگر راست مىگوييد! اما ما هم برای اثبات یگانگی خداوند برهان داریم و هم برای رد وجود خدایان برهان داریم! اینجا به بلیغترین و متقن ترین شکل ارائه شده http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...#pid176872 (۳/اسفند/۹۱ ۱۱:۰۴)فرهاد55 نوشته است: مثلاً شما به وجود خدا اعتقاد دارید، اما در مورد ذات خدا نمی تونید توضیح بدید.به خدا اعتقاد داریم و اثبات عقلی هم برای وجودش و یگانگی اش داریم مغلطه نکنید ذات خدا رو اگر کسی بخواهد بفهمد که دیگر آن موجود خدا نیست!!!!!!!!!!! چرا که برای شناخت ذات شما باید محیط بر آن شوید!!!!! و وقتی محدودی محیط بر چیزی شود قطعاً آن چیز هم محدود است و خدا محدود نیست که بتوان بر ذاتش محیط شد برای شناختش!!!!!!!!!!!! اما چگونه بودنش را اوصاف و صفتش را اثبات وجودش را می توانیم توضیح دهیم و بشناسیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!! برهان عقلی اقامه می کنیم!!!!!!!! این جا دوباره بحث اسلام و خدا را مطرح نکنید فعلاً ما از شما می پرسیم که شما عاجز از پاسخ به حتی یک سوال ما هستید!! این شخص خودش میگوید: (۳/اسفند/۹۱ ۱۱:۰۴)فرهاد55 نوشته است: من برای اثباتش برهانی ندارم. در حقیقت اقرار میکند که: این شخص: (فرهاد 55 یا همان emadm سابق) برای پذیرش این گذاره عقل خود را تعطیل کرده و بدون برهان و استدلال پذیرفته در حالی که هرگونه اعتقادی در مورد مکتب اسلام را باید برای پذیرشش به دلایل 100 در صد عقلی مطالبه میکند خیلی جالب است بیشتر شبیه طنز است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حال عظمت قرآن و اسلام را ببینید!!!!!!!!! این قدر عظمت دارد که خدا میگوید بروید بگردید در همه ی مکاتب و همه ی ادعا کننده ها خودتان قول احسن و محکم را بیابید!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی چه وقتی مکتبی چنین میگوید؟ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ﴿۱۸- زمر﴾ به سخن گوش فرامىدهند و بهترين آن را پيروى مىكنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان(۱۸) |
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #115
|
|||
|
|||
|
خوب فرهاد خان از اینکه صداقت نشون دادید ممنونم
وقتی هیچ دلیلی برای امری نیست دیگه نیازی هم به ردش نیست . این یه اصل عقلیه . منتها برای اینکه دل شما ارام بگیره ردش هم میکنیم اول در مورد تناسخ موارد دیگه چون شما نمیدونستید جریان چیه باید خودم برم کتاب فالون رو بخونم که البته وقت محدودی هم هست . دوم فرهاد برادرانه میگم وقتی نمیدونی حتی چی به چیه .... در این تاپیک به بحث در مورد تناسخ میپردازیم . نگاهی به تناسخ . چیسیتی و چرایی . خرافه یا واقعیت؟ |
|||
|
|
۱۶:۰۷, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #116
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
نقل قول:شخصی که برای هر جیزی در مورد اسلام براهین عقلی متقن میخواهد در مورد عقاید خودش جمله اش این استمن برای اثباتش برهانی ندارمخب این اعتقاد من نیست، من که گفتم در موردش شک دارم. اما شاید اون کسی که پذیرفته دلیل داشته باشه.ما نمی تونیم بی دلیل هر کسی رو "منحرف" یا "شیطانی" بنامیم. نقل قول:اما ما هم برای اثبات یگانگی خداوند برهان داریم و هم برای رد وجود خدایان برهان داریم!علی آقا، لینکتون کار نمی کنه.اما در این مورد باید مفصل صحبت کنیم. یه تاپیک آقا ابراهیم برای این کار ساخته بودند که می تونیم در همونجا بحث رو ادامه بدیم. |
|||
|
۱۸:۵۷, ۳/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۱ ۱۹:۱۵ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #117
|
|||
|
|||
(۲/اسفند/۹۱ ۱۶:۵۷)وحید110 نوشته است: خوب برادر خانم هستم (۲/اسفند/۹۱ ۱۶:۵۷)وحید110 نوشته است: ۱ـ چیزی به نام خداوند به عنوان واجب الوجود . افریننده و مدبر دارین؟ توانایی کاراش و کلا افکارتون چیه آئین فالون دافا از بودیسم و تائوئیسم مشتق شده است. پس برای شناخت آن باید اندکی با این دو آئین نیز آشنا بود تا بتوان بعد ادعای بنیانگزار آن که مدعی است آئینش کاملترو بهتر از آن دو است را درک کرد. آیینهای هندی دو دسته هستند: برخی به خدا اعتقاد دارند (حالا ممکن است مفهوم خدا با خدای ادیان توحیدی تفاوت داشته باشد) و برخی بی خدا هستند. در آیین بودا هیچ اعتقادی به خدا وجود ندارد. (البته برخی فرقه های آن به خدا معتقدند) آیین فالون دافا از این نظر کاملا مشابه آیین بودا نیست. برخلاف آیین بودا که انسان اتکایش فقط بر خودش است در فالون "فا" نوعی اصل است که باید به آن معتقد بود. (فا میتواند همان دارما یا تائو هم باشد) لی میگوید:" فالون دافا برای اولین بار در سرتاسر اعصار سرشت عالم – فای بودا- را به بشریت عرضه کرده است. این معادل فراهم کردن نردبانی برای آنها برای صعود به بهشت است. پس چگونه می توانید دافای عالم را با آنچه که یکبار در بودیسم تعلیم داده شده است مقایسه کنید؟" (۲/اسفند/۹۱ ۱۶:۵۷)وحید110 نوشته است: ۲ـ بودا چیست ؟ چطوری ایجاد میشه و نهایتا چی میشه ؟ از کجا اومده ؟ در عرفانهای شرق عقیده به وجود بوداهای گوناگونی در حال و آینده است. اما بودایی که از آن به عنوان چهره مشهور تاریخی یاد میشود (سیدارتا گوتاما) است که لقب او (شاکیامونی بودا = فرزانه قبیله شاکیا) است. بودا یک انسان بود و در هیچ کجا ادعایی مبنی بر وصل به منابع غیبی و وحیانی نداشته است. درباره زندگی او (با توجه به تاریخ بسیار کهن آن) روایتهای مختلفی وجود دارد. اما چیزی که بیشتر بر آن تاکید شده این است که: بودا (سیدارتا) یک شاهزاده هندی بود که در حدود سال 560 قبل از میلاد مسیح می زیست. پدرش فرمانروایی از قبیله شاکیا بود. مادر او ملکه مایا زیباترین زن عصر بود که او را (مایا دوی= الهه مایا) می نامیدند. تولد بودا در پایتخت قوم شاکیا (کاپیلاواتهو) صورت گرفت. البته حتی اگر روایت شاهزادگی او را کاملا نتوان اثبات کرد در اینکه قبیله پدری او (شاکیا) قبیله نخبگان و بزرگ زادگان بوده و اعضای این قبیله را همطراز شاهان و نجیب زادگان میدانسته اند تردیدی وجود ندارد. (به نظرمن شاید یکی از دلایلی که در ابتدا آیین بودا فقط به افراد تحصیلکرده و ممتاز جامعه اختصاص یافت همین بوده باشد) سیدارتا در سن سیزده سالگی ازدواج کرد و تنها فرزند او پسری به نام راهول بود. در جوانی سیدارتا با مشاهده آلام بشری (بیماری، فقر، رنج، پیری و...) به شکل فرو رفت و تصمیم گرفت راهی برای غلبه بر آنها بیابد. بودا گفت: "چرا من که محکوم به زایش و پیری و بیماری و مرگ و اندوه و آلودگی در پی کسب چیزی باشم که محکوم به همینها است؟ چه می شد اگر حالا که خود محکوم به این چیزهایم حالا که خطرهای ناشی از اینها را می بینم به جستجوی واپسین انقطاع، واپیسن نابودی همه این دردسرها میپرداختم که خود نازاده و پیری ناپذیر و مرض ناپذیر و نامیرا و بی اندوه و ناآلوده است؟" او در سن 29 سالگی برای همیشه زندگی اشرافی و همسر و فرزندش را رها کرد (و در تمامی عمر با نظامهای طبقاتی مخالفت کرد و طبق بیشتر روایتها تا آخر عمر بی همسر و در حالت ترک نفس بود) و به مطالعه مذاهب مختلف و روشهای مرتاضان و جوکیان و .. و عمل به آنها پرداخت. سیدارتا تمامی روشهای عصر را امتحان نمود. به سخت ترین ریاضتهای جسمی و روحی پرداخت. اما در نهایت پس از امتحان کردن تمامی آنها به این نتیجه رسید که هیچیک برای کاستن از آلام بشری مفید نیستند. اما دیگر چیزی برای تجربه کردن وجود نداشت. چون او همه راهها را رفته بود. روایتها میگویند زمانی که او در زیر درخت (پامادورا=بودهی=انجیرمقدس) به حالت مراقبه نشسته بود به اصولی که لازم بود دست یافت. از این پس بود که سیدارتا به بودا ملقب شد. بودا در لغت یعنی (بیدار و کسی که به بیداری رسید) زیرا سیدارتا بالاخره و شش سال پس از ترک قصر از خواب غفلت بیدار شد. [/font]او میگوید:"نیلوفر آبی را دیده ای که چگونه در آب می روید و در آب می بالد و از آب بیرون می آید و بالای آن می ایستد تا به آب آلوده نشود؟ من نیز که در جهان زاده شدم و در جهان پرورده شدم، چون بر جهان چیره شدم ناآلوده به جهان در آن زندگی میکنم" بودا درزمینه اخلاق به چهار حقیقت معتقد است: 1. زندگی رنج است. تولد، بیماری، پیری و مرگ و .. همه رنج است. اما تناسخ رنجی بالاتر است که باید از آن رها شد. 2.منشاء رنج، آرزوی انسان است. مثل خوشیهای زودگذر، میل به شهرت، شوق به خوشگذرانی و مال و... 3.باید از رنج رها شد و تنها راه رهایی از رنج ترک امیال و هواهای نفسانی و رهایی از آرزوهاست که باعث وصول به نیروانا می شود. 4.راه های ترک رنج همان برنامه سیر و سلوک است. اساس مکتب بودا بر محب و مهربانی به دیگران است. اما محبتی که وابستگی در آن نباشد. اولین پیروان بودا پنج مرتاض بودند و او تا 49 سال بعد به تعلیم مردم و روشهای مراقبه پرداخت. بودا در سن هشتاد و خرده ای وفات یافت اما تعالیم او که به سه (یانا) تقسیم میشوند در کشورهای مختلف رشد یافت. حداقل تعهدات اخلاقی یک بودائی عامی اینهاست: 1. قتل نکردن 2.دزدی نکردن 3. زنا نکردن 4. دروغ نگفتن 5.مست نشدن البته تعالیم در واقع ده گانه است که کامل آن برای احترام به بودا در روزهای خاصی اعمال میشود که ادامه آنها این است: اصل 3: روابط جنسی (حتی مشروع) نداشتن 6.پرخوری نکردن 7.پرهیز از تجملات و بستر راحت 8.نرقصیدن، آواز نخواندن، بکار نبردن زیور، گل و عطریات 9. خودداری از پذیرش زر و سیم 10. خودداری از مکر و فریب در قرن سوم پیش از میلاد (اشوک=اشوکا) امپراتور هند با پذیرش آئین بودایی که مبتنی بر تساهل و تفاهم بود تمامی مذاهب دیگر امپراتوری خود را آزاد گذاشت:"نباید تنها مذهب خود را محترم داشت و مذاهب دیگران را محکوم کرد. بلکه باید آنها را نیز محترم داشت. انسان با این طرز رفتار بعظمت مذهب خود یاری می دهد و به مذاهب دیگران خدمت می کند. با رفتاری خلاف این، انسان گور مذهب خود را میکند و به مذاهب دیگران بدی می کند. کسی که به مذهب خود احترام می گذارد و مذاهب دیگران را رد می کند آنرا ظاهرا من باب تقدیس مذهب خود انجام میدهد. در حالیکه فکر میکند من مذهب خود را تجلیل میکنم ولی برعکس با چنین رفتاری به شدت به آن آسیب می رساند. پسندیده است که همه به طرز تفکر مذاهب دیگر گوش فرا دهند و بخواهند که گوش فرا دهند" [font=B Mitra]این چنین نگرش عالی در اعمال و افکار کورش کبیر نیزوجود داشته است. آشوکا با استفاده از آموزه های بودایی یک حکومت مبتنی بر انسانیت (نسبت به آن زمان) بنیاد نهاد. به تاسیس بیمارستان برای انسانها و حیوانات پرداخت. در سراسر هند چاه و قنات حفر کرد. از تمامی سنتهای مذهبی کشور حمایت کرد و برای همه مردم از نظر اجتماعی حقوق یکسان و عادلانه قائل شد. درباره اینکه چه کسی می تواند بودا شود طبق تعلیمات مهایانا عقیده بر این است که همه افراد در درون خود استعداد بودا شدن دارند. یعنی تمام موجودات دارای مهربانی و همینطور بیداری درونی (که طبیعت بودا) است می باشند. کسی که بودا میشود به نیروانا می رسد و هدف اصلی آئین بودا رسیدن به رهائی و نیروانا (آرامش- خاموش کردن هوسها و ناکامیها و ابطال تناسخ) است. (۲/اسفند/۹۱ ۱۶:۵۷)وحید110 نوشته است: ۳ـ نتاسخ و چی میدونید ؟ ابتدا در این باره باید به مفهوم تناسخ در فلسفه اسلامی اشاره کنم: 1. انتقال روح به انسان که نسخ نامیده میشود. 2. انتقال روح به حیوان که مسخ نامیده میشود. 3. انتقال روح به گیاه که فسخ نامیده میشود. 4.انتقال روح به جماد که رسخ نامیده میشود. بنابراین طبق اصطلاحات بالا "تناسخ" فقط به معنی انتقال ارواح در کالبدهای انسانی است. گذشته از آن در حکمت اسلامی تناسخ به دو قسم تقسیم میشود: 1. تناسخ صعودی: چون نفس انسانی، نفسی اشرف است پس باید فیض الهی از پایین به بالا باشد. یعنی اول روح به جماد بعد به گیاه بعد به حیوان و بعد به انسان منتقل شود. 2. تناسخ نزولی: عکس بالا است. در آیین بودا اعتقاد بر این است که روح در هر چهار حالت انتقال پیدا می کند. یعنی طبق اعتقاد هندوان روح آدمی یک سلسله توالد و تجدید حیات را طی می کند و از کالبدی به کالبد دیگر می رود و به صورت دائمی ادامه خواهد داشت. این انتقال میتواند به سطوح بالاتر یا پایین تر باشد. بنابراین اینکه بگوییم بوداییان و ... به تناسخ معتقدند و آن را به تناسخ انسانی تعبیر کنیم کاملا صحیح نیست. البته معادلی که در زبان فارسی تناسخ نامیده شده در زبان هندی "سمسارا" است که به معنی حرکت پیوسته و چرخه حیات است. "تناسخ بر این فرضیه استوار است که نوعی روح یا جوهر پایدار از یک بدن به بدنی دیگر منتقل می شوند. من وجود روحی را که ممکن است تناسخ داشته باشد انکار میکنم اما چیز مشابهی را که شاید "تولد دوباره" نامیده شود می پذیرم. نظریه تولد دوباره مدافع رابطه ای علی بین یک زندگی و زندگی دیگر است. زندگی متاخر کاملا جدید است اما به وسیله زندگی قدیمی تر شکوفا میشود" این امر با شعله شمع رو به اتمامی مقایسه میشود که برای روشن کردن شمعی دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.
(۳/اسفند/۹۱ ۱۶:۰۷)فرهاد55 نوشته است: ما نمی تونیم بی دلیل هر کسی رو "منحرف" یا "شیطانی" بنامیم. درباره اینکه چرا برخی این آیین و همینطور سومین انشعاب مکتب بودا را شیطانی می دانند میتوان بحث کرد. اگر تاپیکی در این باره ایجاد شود تا بحث در اینجا منحرف نشود مناسب است. اگر هم نه در همین جا صحبت کنیم. به بقیه پرسشها انشاءالله فردا پاسخ خواهم داد. |
|||
|
|
۸:۵۳, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
نقل قول:خب این اعتقاد من نیست، من که گفتم در موردش شک دارم. اما شاید اون کسی که پذیرفته دلیل داشته باشه.ما نمی تونیم بی دلیل هر کسی رو "منحرف" یا "شیطانی" بنامیم.وقتی دلیلی برای امری نباشد . شک . بی معناست . شک بعد از وجود دلیل معنا میدهد . ببینید الان بنده بخوام در این مکتب شک کنم . در چه چیزی باید شک کنم؟ مثل اینکه شما در دادگاه وجدان حاضر شدید . الان وقتی مدکی برای هیچ ندارید کسی هم نمیاد رد کنه . دعواتون رد میشه . خود شما وقتی میگیم اسلام میگید کو دلیل؟ میگیم قران . بعد در دلیل شک میکنید تا ادعا رد بشه ... بهر حال این یک موضوع مبرهن عقلیست . منتها شما تحت تاثیر امد و شد و یک سری حف های قشنگی که هر کسی میتونه بزنه قرار گرفتید و اینه که الان بین قلب و عقل موندید . عقل پس میزنه دل پیش میکشه!! نقل قول: خانم هستم ببخشید . محیط مجازیست ... بنده از شما ممنونم و دیگه سوالی ندارم در این موارد در تاپیک های جداگانه ای صحبت خواهیم کرد |
|||
|
|
۱۰:۰۱, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #119
|
|||
|
|||
|
سلام آقا وحید
نقل قول:وقتی دلیلی برای امری نباشد . شک . بی معناست . شک بعد از وجود دلیل معنا میدهد .خب من دلیل ندارم. پس نمی تونم ادعایی داشته باشم. پس نمی تونم بیام با اطمینان بیام و در مورد درستیش صحبت کنم و نمی تونم توقع داشته باشم شما بپذیرید. اما ما نمی تونیم تضمین کنیم که اونهایی که پذیرفته اند هم دلیلی برای پذیرششون نداشته اند. اگر شما بخواید دیگران رو "منحرف" بنامید باید برای حرفتون دلیل داشته باشید. روش نتیجه گیری شما مثل روش نتیجه گیری آقای جوزفیست هست که مدعی اند اگر نتونیم پاکی یک نفر رو اثبات کنیم می تونیم او رو "منحرف جنسی" بنامیم. در حالی که این مغلطه ی توسل به جهل است. نقل قول:منتها شما تحت تاثیر امد و شد و یک سری حف های قشنگی که هر کسی میتونه بزنه قرار گرفتید و اینه که الان بین قلب و عقل موندید . عقل پس میزنه دل پیش میکشه!!خیلی از مسلمانان هم اسلام رو به خاطر آموزه هاش پذیرفته اند. دلیل کاملاً محکمی نیست اما کسی حق نداره به این دلیل اونها رو "منحرف" بنامه. توی تاپیک سوال بزرگ دیدید که دوستان دلایل مختلفی برای پذیرش اسلام داشتند. شاید این دلایل من رو قانع نکنه، خب می تونم نپذیرم. اما نمی تونم مطمئن باشم که اعتقادشون نادرسته و حق بی احترامی کردن بهشون رو هم ندارم. |
|||
|
۱۱:۱۲, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #120
|
|||
|
|||
نقل قول:روش نتیجه گیری شما مثل روش نتیجه گیری آقای جوزفیست هست که مدعی اند اگر نتونیم پاکی یک نفر رو اثبات کنیم می تونیم او رو "منحرف جنسی" بنامیم. در حالی که این مغلطه ی توسل به جهل است. بنده چیزی در مود ایشون نگفتم . اگرم بخوام بکم این مکتب انحرافیه با دلیل میگم این هم مغلطه توسل به حرف دیگری برای جواب من است . فرهاد خان دیگه من بحثی در این مورد با شما ندارم . بحث من الان دیگه در همون تاپیک تناسخ مطح خواهد شد شما گفتید دلیلی برای این مکتب نیست . هر ادم عاقلی خودش میتونه از این حرف نتیجه کافی بگیره در مورد اسلام هم موضوع فرق میکنه . بهش میپردازیم ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فالون دافا، نقد فرقه - دین مورد نظر صهیونیزم(مناظره) | vavp | 61 | 35,340 |
۱۲/اسفند/۹۱ ۲۰:۰۴ آخرین ارسال: ELENOR |
|










