کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: نظرتان درباره ی مطلب
خیلی بد
بد
بد نیست
خوب
عالی
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مفهوم توسل در قرآن و شبهات پیرامون آن
۱۸:۵۸, ۲۴/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۳ ۱۱:۴۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
**((منابع در پست دوم قرار داده میشود..))

بسم الله الرحمن الرحیم...

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَهِدُوا فى سبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ » (1) ؛


اى کسانى که ایمان آورده اید پرهیزگارى پیشه کنید و وسیله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.موضوع مهمى که در این آیه باید مورد بحث قرار گیرد دستورى است که درباره انتخاب وسیله در این آیه به افراد با ایمان داده شده است.
وسیله در اصل به معنى تقرب جستن و یا چیزى که باعث تقرب به دیگرى از روى علاقه و رغبت میشود مى باشد.

بنابراین وسیله در آیه فوق معنى بسیار وسیعى دارد و هر کار و هر چیزى را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار میشود شامل میگردد که مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و جهاد و عبادات همچون نماز و زکات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاق هاى پنهانى و آشکار و همچنین هر کار نیک و خیر می باشد.

همانطور که على (علیه السلام) در نهج البلاغه فرموده است:

«بهترین چیزى که به وسیله آن میتوان به خدا نزدیک شد ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا است که قله کوهسار اسلام است، و همچنین جمله اخلاص (لا اله الا الله) که همان فطرت توحید است، و بر پا داشتن نماز که آئین اسلام است، و زکوة که فریضه واجبه است، و روزه ماه رمضان که سپرى است در برابر گناه و کیفرهاى الهى، و حج و عمره که فقر و پریشانى را دور میکند و گناهان را میشوید، و صله رحم که ثروت را زیاد و عمر را طولانى مى کند، انفاقهاى پنهانى که جبران گناهان می نماید و انفاق آشکار که مرگ هاى ناگوار و بد را دور میسازد و کارهاى نیک که انسان را از سقوط نجات مى دهد.» (2)

و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار میگردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است، و همچنین پیروى از پیامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیکى به ساحت قدس پروردگار میباشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان میباشد جزء این مفهوم وسیع است.

و آنها که آیه فوق را به بعضى از این مفاهیم اختصاص داده اند در حقیقت هیچگونه دلیلى بر این تخصیص ندارند، زیرا وسیله در مفهوم لغویش به معنى هر چیزى است که باعث تقرب میگردد.

لازم به تذکر است که هرگز منظور این نیست چیزى را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور این است با اعمال صالح یا پیروى از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یکنوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است) از خداوند چیزى را بخواهند این معنى نه بوى شرک مى دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و نه از عموم آیه فوق بیرون مى باشد. (دقت کنید)

قرآن و توسل

از آیات دیگر قرآن نیز به خوبى استفاده میشود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحى در پیشگاه خدا و طلب چیزى از خداوند به خاطر او، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد، در آیه 64 سوره نساء مى خوانیم: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» ؛ اگر آنها هنگامى که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهى شدند) به سراغ تو مى آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش میکردند و تو نیز براى آنها طلب عفو مى کردى، خدا را توبه پذیر و رحیم مى یافتند.

و نیز در آیه 97 سوره یوسف مى خوانیم که: برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند براى آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت.
در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تاثیر دعاى پیامبران را درباره دیگران تأیید میکند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع منعکس است.
روایات توسل به حد تواتر رسیده یعنى به قدرى زیاد است که ما را از بررسى اسناد آن بى نیاز مى سازد، علاوه بر این در میان آنها روایت صحیح نیز فراوان است با این حال جائى براى خرده گیرى در پاره اى از اسناد آنها باقى نمى ماند.

روایات اسلامى و توسل

از روایات متعددى که از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم، نیز به خوبى استفاده میشود که توسل به آن معنى که در بالا گفتیم هیچگونه اشکالى ندارد، بلکه کار خوبى محسوب میشود، این روایات بسیار فراوان است و در کتب زیادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها که در کتب معروف اهل تسنن مى باشد اشاره مى کنیم:

1 - در کتاب وفاء الوفاء تألیف دانشمند معروف سنى سمهودى چنین میخوانیم که: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخیز، سپس روایت معروف توسل آدم را به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم)
از عمر بن خطاب نقل کرده که: آدم روى اطلاعى که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد:
"یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لى." ؛ خداوندا به حق محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) از تو تقاضا میکنم که مرا ببخشى.
سپس حدیث دیگرى از جماعتى از راویان حدیث از جمله نسائى و ترمذى دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد براى جواز توسل به پیامبر در حال حیات نقل میکند که خلاصه اش این است: مرد نابینائى تقاضاى دعا از پیامبر براى شفاى بیماریش کرد، پیغمبر به او دستور داد که چنین دعا کند:

"اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبى الرحمة یا محمد انى توجهت بک الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى"

خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا میکنم و به تو روى مى آورم اى محمد! بوسیله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى شوم خداوندا او را شفیع من ساز.

سپس در مورد جواز توسل به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) بعد از وفات چنین نقل میکند که مرد حاجتمندى در زمان عثمان کنار قبر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) آمد و نماز خواند و چنین دعا کرد.

"اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) نبى الرحمة، یا محمد انى اتوجه بک الى ربک ان تقضى حاجتى" ؛ خداوندا من از تو تقاضا میکنم و بوسیله پیامبر ما محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) پیغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى شوم، اى محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار تو مى شوم تا مشکلم حل شود.بعدا اضافه میکند چیزى نگذشت که مشکل او حل شد.(3)

2 - نویسنده کتاب التوصل الى حقیقة التوسل که در موضوع توسل بسیار سختگیر است 26 حدیث از کتب و منابع مختلف نقل کرده که جواز این موضوع در لابلاى آنها منعکس است، اگر چه نامبرده سعى دارد که در اسناد این احادیث خدشه وارد کند، ولى واضح است که روایات هنگامى که فراوان باشند و به حد تواتر برسند جائى براى خدشه در سند حدیث باقى نمی ماند و روایاتى که در زمینه توسل در منابع اسلامى وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله روایاتى که نقل مى کند این است که:

ابن حجر مکى در کتاب صواعق از امام شافعى پیشواى معروف اهل تسنن نقل میکند که به اهل بیت پیامبر توسل میجست و چنین میگفت:

"آل النبى ذریعتى و هم الیه وسیلتى ارجو بهم اعطى غدا بید الیمین صحیفتى" ؛ خاندان پیامبر وسیله منند آنها در پیشگاه او سبب تقرب من مى باشند امیدوارم به سبب آنها فرداى قیامت نامه عمل من به دست راست من سپرده شود.

حتى از ابن حجر در کتاب الخیرات الحسان نقل میکند که امام شافعى در ایامى که در بغداد بود به زیارت ابو حنیفه میرفت و در حاجاتش به او متوسل مى شد! (4)

و نیز در صحیح دارمى از ابى الجوزاء نقل میکند که سالى در مدینه قحطى شدیدى واقع شد، بعضى شکایت به عایشه بردند، او سفارش ‍ کرد که بر فراز قبر پیامبر روزنهاى در سقف ایجاد کنند تا به برکت قبر پیامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنین کردند و باران فراوانى آمد!.

در تفسیر آلوسى قسمت هاى زیادى از احادیث فوق را نقل کرده و پس از تجزیه و تحلیل طولانى و حتى سختگیرى درباره احادیث فوق در پایان ناگزیر به اعتراف شده و چنین مى گوید: بعد از تمام این گفتگوها من مانعى در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) نمى بینم چه در حال حیات پیامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در این زمینه، اضافه میکند توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیشگاه خدا نیز مانعى ندارد به شرط اینکه او حقیقتا در پیشگاه خدا مقامى داشته باشد.(5) و اما در منابع شیعه موضوع به قدرى روشن است که نیاز به نقل حدیث ندارد.

هرگز منظور این نیست چیزى را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور این است با اعمال صالح یا پیروى از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یکنوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است) از خداوند چیزى را بخواهند .


ادامه دارد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۴۵, ۲۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
یاد آوری چند نکته :


1 - همانطور که گفتیم منظور از توسل این نیست که کسى حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود، و این در حقیقت توجه به خدا است، زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستاده او بوده و در راه او گام بر داشته و ما تعجب میکنیم از کسانى که این گونه توسل را یک نوع شرک مى پندارند در حالى که شرک این است که براى خدا شریکى در صفات و اعمال او قائل شوند و این گونه توسل به هیچوجه شباهتى با شرک ندارد.

2 - بعضى اصرار دارند که میان حیات و وفات پیامبر و امامان فرق بگذارند، در حالى که گذشته از روایات فوق که بسیارى از آنها مربوط به بعد از وفات است، از نظر یک مسلمان، پیامبران و صلحاء بعد از مرگ حیات برزخى دارند، حیاتى وسیعتر از عالم دنیا همانطور که قرآن درباره شهداء به آن تصریح کرده است و میگوید آنها را مردگان فرض ‍ نکنید آنها زندگانند.

3 - بعضى نیز اصرار دارند که میان تقاضاى دعاء از پیامبر، و بیان سوگند دادن خدا به مقام او، فرق بگذارند، تقاضاى دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند در حالى که هیچگونه فرق منطقى میان این دو دیده نمى شود.

4 - بعضى از نویسندگان و دانشمندان اهل تسنن مخصوصا وهابی ها با لجاجت خاصى کوشش دارند تمام احادیثى که در زمینه توسل وارد شده است تضعیف کنند و یا با اشکالات واهى و بى اساس آنها را به دست فراموشى بسپارند، آنها در این زمینه چنان بحث مى کنند که هر ناظر بیطرفى احساس میکند که قبلا عقیده اى براى خود انتخاب کرده، سپس مى خواهند عقیده خود را به روایات اسلامى تحمیل کنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعى از سر راه خود کنار بزنند، در حالى که یک محقق هرگز نمى تواند چنین بحث هاى غیر منطقى و تعصب آمیزى را بپذیرد.

5 - همانطور که گفتیم روایات توسل به حد تواتر رسیده یعنى به قدرى زیاد است که ما را از بررسى اسناد آن بى نیاز مى سازد، علاوه بر این در میان آنها روایت صحیح نیز فراوان است با این حال جائى براى خرده گیرى در پاره اى از اسناد آنها باقى نمى ماند.

6 - از آنچه گفتیم روشن میشود که روایاتى که در ذیل این آیه وارد شده و میگوید: پیغمبر به مردم میفرمود: از خداوند براى من وسیله بخواهید و یا آنچه در کافى از على (علیه السلام) نقل شده که وسیله بالاترین مقامى است که در بهشت قرار دارد، با آنچه در تفسیر آیه گفتیم هیچگونه منافاتى ندارد زیرا همانطور که مکرر اشاره کردیم وسیله هر گونه تقرب به پروردگار را شامل میشود و تقرب پیامبر به خدا و بالاترین درجه هاى که در بهشت وجود دارد یکى از مصداق هاى آن است.
آيا آيه‌اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟

در مبحث توسل در فهرست پرسش هاي شيعه متوسل شدن برادران يوسف به حضرت يعقوب و توسل به شخص پيامبر اسلام هر ده مورد به استناد قرآن در زماني اتفاق افتاده كه آن پيامبران حيات ظاهري داشتند و هنوز رحلت نكرده بودند ؛ لذا به دنبال آبه اي مي گردم كه توسل به مرده در آن به نوعي مطرح شده باشد .

آيه 64 سوره نساء :
وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً

اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت .


همانطور که مشاهده مي شود رفتن به نزد رسول خدا براي طلب بخشايش در اين آيه عام است ؛ هم شامل حيات ايشان و هم بعد از مرگ ظاهري مي شود . علماي اهل تسنن در مورد اين آيه کلمات بسيار جالبي دارند :

ثم يرجع إلى موقفه الأول قبالة وجه رسول الله صلى الله عليه وسلم ويتوسل به في حق نفسه ويستشفع به إلى ربه سبحانه وتعالى ومن أحسن ما يقول ما حكاه الماوردي والقاضي أبو الطيب وسائر أصحابنا عن العتبي مستحسنين له قال ( كنت جالسا عند قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم فجاء أعرابي فقال السلام عليك يا رسول الله سمعت الله يقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلى ربي ثم أنشأ يقول
يا خير من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طيبهن القاع والاكم
نفسي الفداء لقبر أنت ساكنه فيه العفاف وفيه الجود والكرم
ثم انصرف فحملتني عيناي فرأيت النبي صلى الله عليه وسلم في النوم فقال يا عتبى الحق الاعرابي فبشره بان الله تعالى قد غفر له )
المجموع - محيى الدين النووي - ج 8 - ص 274

سپس به جايگاه اوليه در مقابل صورت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم باز گشته وبه وي توسل کند در حق خودش و از وي طلب شفاعت در نزد خدا بنمايد.

از بهترين کلمات آنچه است که ماوردي وقاضي ابو الطيب وديگر اصحاب ما از عتبي نقل کرده وآن را نيکو شمرده اندکه گفت : نزد قبر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بودم که بيابانگردي آمد وگفت سلام بر تو اي رسول خدا . از خداوند شنيدم( کلام خدا در قرآن) که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش کرده و تو را شفيع نزد پروردگارم قرار مي دهم .سپس اين شعر را خواند که
اي بهترين کسي که دربهترين جايگاه دفن شده است که ازبوي خوش آنجاهمه جابوي خوش گرفته است .
جانم فداي قبري که تو ساکن آن هستي که در آن اسوه کامل در عفت وجود وکرم مدفون است
سپس بازگشت . پس چشمانم سنگين شده در خواب رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم را ديدم پس فرمودند که اي عتبي به سراغ اعرابي برو و به او بشارت بده که خداوند گناهان او را آمرزيد.

ثم بعد زيارة الشيخين يذهب للسلام على السيدة فاطمة رضي الله عنها في بيتها الذي داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناك ، والراجح أنها في البقيع فيقول : السلام عليك يا بنت المصطفى ... ويتوسل بها إلى أبيها ( ص ) . ثم يرجع إلى موقفه الأول قبالة وجهه الشريف ، فيقول : الحمد لله رب العالمين . اللهم صل على سيدنا محمد ، وعلى آل سيدنا محمد . السلام عليك يا سيدي يا رسول الله . إن الله تعالى أنزل عليك كتابا صادقا ، قال فيه : ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلى ربي .
اعانة الطالبين - البكري الدمياطي - ج 2 - ص 357

بعد از زيارت ابو بکر و عمر براي سلام به فاطمه زهرا به بيت وي که در داخل ضريح است مي روي چون بنا بر قولي در آنجا مدفون است ولي قول برتر آن است که در بقيع دفن است .پس مي گويي سلام بر تو اي دختر رسول برگزيده ...پس به وسيله وي بر پدرش توسل مي جويي سپس به همان جاي اول در روبروي صورت شريف- بازگشته مي گويي الحمد لله رب العالمين خدايا بر سرور ما محمد وبر آل وي درود فرست .
سلام بر تو اي رسول خدا. خداوند به درستي بر تو کتاب خود را نازل کرد که در آن گفت :
که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حاليکه از گناهانم طلب بخشايش مي کنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند مي کنم .

ثم تأتى القبر فتولي ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد اتيتك مستغفرا من ذنوبي ، مستشفعا بك إلى ربي ... ثم يتقدم قليلا ويقول السلام عليك يا أبا بكر
المغني - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591

سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله مي کني ورو به سمت قبر ومي گويي سلام بر تو اي پيغمبر ورحمت خدا و برکات وي ....خداوندا تو گفته اي وکلامت درست است که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء).بدرستيکه من به نزد تو آمده ام در حاليکه از گناهانم طلب بخشايش مي کنم و از تو مي خواهم که در نزد پروردگارم شفيع من باشي ...سپس کمي جلوتر رفته ومي گويي سلام بر تو اي ابو بکر ...

همانطور که مطرح شد حتي اهل سنت از اين آيه چنين فهميده اند که مي توان از رسول خدا چه در حال حيات ظاهري و چه بعد از آن طلب شفاعت نمود .

2- زنده بودن انبيا وشهدا:


پاسخ شما را به نحو ديگري بيان مي کنيم : آيا انبياي الهي مرده اند ؟ وآيا ائمه ما مرده اند ؟

أما حياة الأنبياء عليهم الصلاة والسلام الحياة البرزخية التي هي فوق حياة الشهداء الذين قال الله تعالى فيهم بَل أحيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ فأمر ثابت بالأحاديث الصحيحة

الآيات البينات في عدم سماع الأموات ج1/ص39 للآلوسي النعمان بن محمود

حيات انبيا عليهم السلام حياتي است برزخي وبرتر از حيات شهداست که خداوند متعال در مورد ايشان فرموده است که ايشان زنده اند نزد پرورگارشان روزي داده مي شوند .
پس اين امر مطلبي ثابت شده با روايات صحيح است

ومن ثم قال الإمام السبكي حياة الأنبياء والشهداء كحياتهم في الدنيا
السيرة الحلبية ج2/ص432
به همين دليل امام سبکي گفته است که حيات انبيا و شهدا مانند زندگيشان در دنياست.

ائمه ما نيز همگي شهيد هستند و طبق آيه 169 سوره آل عمران :
ولاتَحسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ أموَاتَا بَل أحيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ
کساني را که در راه خدا کشته شدند مرده مپنداريد بلکه ايشان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند .

أحدها أن الأنبياء أفضل من الشهداء والشهداء أحياء عند ربهم فكذلك الأنبياء
فتح الباري ج6/ص487

يکي از مطالبي که در مورد زندگي انبيا بعد از مرگ گفته شده است اين است که انبيا برتر از شهدا هستند و شهدا نزد پروردگارشان زنده اند پس انبيا نيز همينطور
همانطور که گفته شد اهل تسنن اعتقاد دارند که انبيا بعد از مرگ ظاهري در واقع زنده اند .

حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ وَشَيْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ قَالَا حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ ثَابِتٍ الْبُنَانِيِّ وَسُلَيْمَانَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَتَيْتُ وَفِي رِوَايَةِ هَدَّابٍ مَرَرْتُ عَلَى مُوسَى لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي عِنْدَ الْكَثِيبِ الْأَحْمَرِ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي قَبْرِهِ

صحيح مسلم ج4/ص1845 کتاب الفضائل باب من فضائل موسي عليه السلام
رسول خدا فرمودند که رفتم يا گذشتم بر موسي در شبي که من را به آسمان بردند - در کنار جايي که خاک سرخ زيادي جمع شده بود- و او ايستاده بود و در قبرش نماز مي خواند.
در اين زمينه همانطور که نمونه اي از آن نقل شد روايات زيادي حتي در صحيح بخاري ومسلم موجود است وبيهقي عالم مشهور اهل تسنن بعضي از آنها را در کتاب حياة الأنبياء بعد وفاتهم " زندگي پيامبران بعد از مرگ ايشان" جمع آوري نموده است .
وچون در قرآن تصريح به جواز توسل به زندگان شده است پس توسل به ائمه وانبيا بعد از رحلت ايشان جايز است .


منبع تفسیر نمونه

تنظیم : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

پی نوشت ها :

1- سوره مائده آیه 35.

2- نهج البلاغه خطبه 110.

3-وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371 - در کتاب «التوصل الی حقیقة التوسل» صفحه 215 حدیث فوق را از «دلائل النبوة» بیهقی نیز نقل نموده است.

4-التوصل ... ص 329.

5-روح المعانی جلد 4-6 ص 114-115.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۸, ۲۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
توسل از موضوعاتی است که در آیات و روایات اسلامی مورد توجه و سفارش قرار گرفته است و در میان مسلمانان به ویژه شیعیان جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد، در این نوشتار توسل از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می گیرد:

«توسل» از ماده «وسل» به معنی تقرّب جستن و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‌شود؛ می‌باشد و توسل شامل شفاعت نیز می‌شود. «شفاعت» از ماده «شفع» به معنی ضمیمه کردن چیزی به همانند او است (قاموس قرآن) و در مفهوم قرآنی، شخص گناهکار به خاطر پاره‌ای از جنبه‌های مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و…) شباهتی با اولیاء الله پیدا می‌کند و آنها با کمک‌های خود او را به سوی کمال سوق می‌دهند و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو می‌کنند به عبارت دیگر می‌توان گفت: قرار گرفتن موجود قویتر و برتر در کنار موجود ضعیفتر و کمک نمودن به او در راه پیمودن مراتب کمال است. (تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج ۱، ص ۲۲۳)

غیر از شفاعت حتی سوگند دادنِ خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان، که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان می باشد، نیز جزء مفهوم توسل است.

توسل هرگز به این معنا نیست که چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه با سوگند دادن خداوند به مقام پیامبران و اولیا، آنان را واسطه و شفیعی برای برآورده شدن دعا از سوی خداوند قرار می دهند.

قرآن می فرماید توسل جستن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و یا امام (علیه السلام) و شفیع قرار دادن پیامبر به درگاه خدا و وساطت او برای گنهکاران، مۆثر است و موجب پذیرش توبه و رحمت الهی است.

آیه‌ای که به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه ۳۵ سوره مائده است که خداوند می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله‌ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.


اگر نماز و روزه و کلیّه فرایض الهی وسیله ای برای رسیدن به قرب الهی است، دعای انبیا و اولیایِ پاک خدا نیز به حکم آیات قرآن وسیله است و توجه به این وسایل، عین توجه به آفریننده وسیله است


وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‌شود؛ شامل می‌گردد.

همانطورکه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی که به وسیله آن می‌توان به خدا نزدیک شد؛ ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زکات، روزه، حج، صله رحم، انفاق … می‌باشد. (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰)

و از آیات دیگر نیز استفاده می‌شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست همانطور که حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند برای عمویش، طلب استغفار کرد، قرآن می‌فرماید: و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعده‌هایی بود که به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) امّا هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، چرا که ابراهیم مهربان و بردبار است». (توبه، ۱۱۴) یا در سوره یوسف آیه ۹۷، زمانی که گناهان برادران یوسف آشکار شد، آنها به پدرشان گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم.

این آیات نشان می‌دهد که انسان‌های صالح را می‌توان وسیله برای استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. این توسل در حقیقت توجه به خداست نه غیر خدا. (البته وسیله، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار شود، شامل گردد.)


توسل هرگز به این معنا نیست که چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه با سوگند دادن خداوند به مقام پیامبران و اولیا، آنان را واسطه و شفیعی برای برآورده شدن دعا از سوی خداوند قرار می دهند



از تمامی آیات ذکر شده استفاده می شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او، هیچ مانعی ندارد و منافات با توحید هم ندارد، در میان مسلمانان رایج است به هنگام توسل به ارواح مقدّسه و روح مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) از او می خواهند که از خداوند بخواهد گناه او را ببخشد و حاجت دنیوی و یا اخروی او را برآورده کند.

متوسلان با معرفت، برای این اسباب، نه اصالتی قائل اند و نه استقلالی، بلکه آنان را وسیله ای می دانند که خدای سبب ساز آنها را مجاری فیض و طریق وصول رحمت خود قرار داده و خود نیز مۆمنان را بر توسل بر چنین اسبابی امر نموده است.

اگر نماز و روزه و کلیّه فرایض الهی وسیله ای برای رسیدن به قرب الهی است، دعای انبیا و اولیایِ پاک خدا نیز به حکم آیات قرآن وسیله است و توجه به این وسایل، عین توجه به آفریننده وسیله است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۴, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۳ ۰:۲۶ توسط بهروزبراتزاده.)
شماره ارسال: #4

اهل تسنن معتقدند توسل شرک است یعنی خلیفه عمرمشرک بوده؟

در صحیح بخاری ج2ص27 باب نماز استقسا آمده است " هرگاه قریش دچار قحطی می شدند عمر بن خطاب متوسل به عباس بن عبد المطلب می شد و می گفت : خدایا ما به پیامبرمان متوسل می شدیم باران می بارید اکنون به عموی پیامبر مان متوسل می شویم پس بر ما باران نازل کن پس باران می بارید
اما قران کریم که در سوره ي مائده آيه ي 35 میفرماید

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"


اي كساني كه ايمان آورده‏ ايد پرهيزگاري پيشه كنيد و وسيله‏ ای براي تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگارشويد.

بله اهل بیت همان وسیله های تقربند وتوسل به انها برای تقرب به الله متعال است

توسل نه در قران کریم شرک است نه در کتب اهل سنت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۸, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
البته وهابی ها توسل به مرده رو شرک میدانند نه زنده
فکر میکنم زمان عمر عباس زنده بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۱, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
(۱۲/مرداد/۹۳ ۱۱:۲۸)aaaaa نوشته است:  البته وهابی ها توسل به مرده رو شرک میدانند نه زنده
فکر میکنم زمان عمر عباس زنده بود

نمونه های قرآنی که سلام بر مردگان شده است
در سوره صافات ، به پيامبران سلام مي فرستند: سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ.الصافات / 79.سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ
.
الصافات / 109.سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ.الصافات / 120.سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ.الصفات / 130.وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ.الصافات / 181.
این پیامبران که همه رحلت کرده اند ، پس این چه سلامی است که خداوند در قران به آنها میکند؟!جز این است که این امر اعلام اینست که سلام کردن پیشوایان دین نه تنها شرک نیست ، بلکه جایز است وآنها سلام ما را می شنوند
اما
توسل انبیاء گذشته به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و اهل بیت
1-جناب عمر بن الخطاب نقل می کند،که پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود: كه حضرت آدم وقتي دچار خطا شد ، اين عبارت را خواند :
لما اقترف آدم الخطيئة قال يا رب أسألك بحق محمد لما غفرت لي فقال الله يا آدم وكيف عرفت محمد أو لم أخلقه قال يا رب لأنك لما خلقتني بيدك ونفخت في من روحك رفعت رأسي فرأيت على قوائم العرش مكتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت انك لم تضف إلى اسمك الا أحب الخلق إليك فقال الله صدقت يا آدم انه لأحب الخلق إلي ادعني بحقه فقد غفرت لك ولولا محمد ما خلقتك هذا حديث صحيح الاسناد .
خدايا ! تو را قسم مي‌دهم به آبروي حضرت محمد كه مرا ببخشي . خطاب آمد : اي آدم ! حضرت محمد را چطور شناختي ، با اين كه من او را هنوز نيافريدم . حضرت آدم جواب مي‌دهد : آن زماني كه مرا آفريد و از روح خودت در من دميدي ، من سرم را بلند كردم و در ستون‌هاي عرش ديدم كه نوشته شده است : لا اله الا الله محمد رسول الله . فهميدم اين كسي كه در كنار لا اله الا الله نامش را گذاشته‌اي ، اين شخص با آبروترين خلائق تو است ؛ چون جز محبوب‌ ترين افراد را در كنار توحيدت قرار نمي‌دهي . بعد خداوند فرمود : راست گفتي ، محبوب‌ترين خلائق من محمد است ، من تو را بخشيدم ، اگر محمد نبود ، تو را هم نمي‌آفريدم .
المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 2 - ص 615 و دلائل النبوة – البيهقي _ ج5 – ص489 و كنز العمال - المتقي الهندي - ج 11 - ص 455 و رفع المنارة - محمود سعيد ممدوح - ص 196-و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 7 - ص 437-والبداية والنهاية - ابن كثير - ج 1 - ص 91 و ج 2 - ص 393-وقصص الأنبياء - ابن كثير - ج 1 - ص 29-ودفع الشبه عن الرسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - الحصني الدمشقي - ص 137-وسبل الهدى والرشاد - الصالحي الشامي - ج 1 - ص 85 و ج 12 - ص 403-و السيرة الحلبية - الحلبي - ج 1 - ص 354 – 355-و ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 336 – 337-و السيرة النبوية - ابن كثير - ج 1 - ص 320-و الدرر السنية في الرد على الوهابية - أحمد زيني دحلان - ص 9-و المعجم الصغير – الطبراني ، ج2 – ص82 و شفاء السقام – السبكي - ص‏120 و وفاء الوفا: السمهودي – ج4 ص 1371 و المواهب اللدنيه – ج4 – ص594 و ... .
اعلام صحت روایت:
حاكم نيشابوري اين روايت را نقل مي‌كند و مي‌گويد : هذا حديث صحيح الإسناد .
عليك به، فكلّه هدى ونور .
المستدرك علي الصحيحين ، ج2 ، ص672. ودلائل النبوة ، بيهقيي ، ج5 ، ص489 و معجم كبير ، طبراني ، ج2 ، ص82 و...
الدرر السنيّة لزيني دحلان - ص 9 .
جناب سبكي هم مي‌گويد روايت صحيح است .


قسطلاني
هم اين روايت را آورده‌اند و صحيح اعلام كرده‌اند .
اين خيلي واضح و روشن است كه حضرت آدم علي نبينا و‌آله و عليه السلام روزي كه گرفتار خطا مي‌شود و هنوز رسول اكرم به دنيا نيامده است ، به وجود مقدس آن حضرت متوسل مي‌شود . اين هم باز از معجزات اهل بيت عليهم السلام وعنايات خداوند به اهل بيت است كه چنين روايتي با سند صحيح آن‌هم از زبان خود عمر بن الخطاب نقل شده است .
2- از أبي هريره در باره قصه حضرت آدم نقل شده است :
يا آدم هؤلاء صفوتي... فإذا كان لك لي حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبي: نحن سفينة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فليسألنا أهل البيت .
فرائد السمطين ، ج1 ، ص 36 ح 1.
اي آدم ! اين‌ها ( اهل بيت ) برگزيدگان من هستند ... هر وقت حاجتي داشتي اينها را واسطه قرار بده . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتي نجات هستيم ، هر كس سوار اين كشتي شد ، نجات خواهد يافت و هر كس سر پيچي كند ، هلاك مي‌شود ، هر كسي حاجتي به سوي خداوند دارد ، بايد ما اهل بيت را واسطه قرار دهد .
3- سيوطي نقل مي‌كند كه حضرت آدم به درگاه خداوند چنين استغاثه مي‌كرد :
اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم، فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم .
الدر المنثور ، ج1 ، ص 60.
بار خدايا ! از تو درخواست مي‌كنم به حق محمد و آل محمد كه تو پاك و منزهي و غير از تو خدايي نيست ، من كاري بدي كردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربان هستي ... .
و همچنین
نمونه های توسل به رسول اکرم

در زمان خلافت عمر
1-عمر بن الخطاب مي‌گويد :
اللهم انا كنا نتوسل إليك بنبينا صلى الله عليه وسلم فتسقينا وانا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا قال فيسقون .
صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 209
2- در زمان عمر بن الخطاب قحطي آمد ، بلال بن حارث آمد كنار قبر پيامبر عرضه داشت :
يا رسول الله قد هلك الناس ، امت تو نابود شدند ، از خداي عالم باران رحمت طلب كن .
أصاب الناس قحط في زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبي صلى الله عليه وسلم فقال : يا رسول الله استسق الله لأمتك فإنهم قد هلكوا . فأتاه رسول الله صلى الله عليه وسلم في المنام فقال : إيت عمر فأقره مني السلام وأخبرهم أنهم مسقون ، وقل له عليك بالكيس الكيس . فأتى الرجل فأخبر عمر فقال : يا رب ما آلوا إلا ما عجزت عنه . وهذا إسناد صحيح
بعد پيامبر به خوابش آمد و گفت برو پيش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت بيشتر باشد . اين شخص آمد خدمت عمر . عمر خيلي گريه كرد كه ما قابل اين سلام نبوديم . و گفت : هيچ خدمتي را نسبت به مسلمانان كه از دستم بر بيايد كوتاهي نخواهم كرد .
البداية والنهاية - ابن كثير - ج 7 - ص 105 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 345 – 346 و الإصابة - ابن حجر - ج 6 - ص 216 و تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 3 - ص 273 و شفاء السقام - تقي الدين السبكي - ص 312 و ... .
ابن حجر عسقلاني كه از استوانه رجال اهل سنت است ، در كتاب فتح الباري ، ج2 ، ص412 مي‌گويد كه روايت صحيح است . ابن كثير دمشقي مي‌گويد روايت صحيح است .
3- روايت ديگري كه از جناب عمر بن الخطاب آمده ، باز بخاري از أنس نقل مي‌كند كه بعد از رحلت پيامبر ، عمر بن الخطاب آمد و به عباس عموي پيامبر متوسل شد و اين تعبير را گفت :
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قَالَ فَيُسْقَوْن .
صحيح بخاري ، ج2 ، ص16 ، ح1010 ، كتاب الإستسقاء ، باب 2 ، باب سؤال الناس الإمامة استسقاء اذا قحطوا . و ج4 ، ص209 ، ح3710 ، كتاب فضائل الصحابة ، باب 11، باب ذكر عباس بن عبد المطلب .
خدايا ما در زمان پيامبر ، به او متوسل مي‌شديم ...
آيا آقايان وهابي جرأت مي‌كنند كه بگويند جناب عمر بن الخطاب مشرك بوده است ؟ صحابه مشرك بوده‌اند ؟
آقايان وهابي‌ كه مي‌گويند واسطه قرار دادن غير خدا از مصاديق شرك است ، آيا مردم زمان پيامبر نمي‌دانستند كه خدا را بايد بخوانند ؟ چرا مي‌آمدند و به پيامبر متوسل مي‌شدند ؟ چرا جناب عمر به پيامبر متوسل مي‌شدند ؟
اگه بازم خواستین بگین که اموزش دادن اینکه چطور از مرده ها هم حاجت خواستن رو براتون قرار بدم/

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۸, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۲۳:۳۳ توسط بهروزبراتزاده.)
شماره ارسال: #7

درکتاب شبهای پیشاور اهل تسنن گفتن کلاتوسل شرک است وهمچنین حاجت خواستن ازغیرخدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۷, ۱۳/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۰ توسط بهروزبراتزاده.)
شماره ارسال: #8

یکی از اشکالاتی که وهابیت و اهل تسنن به شیعیان می گیرند این است که توسل به ائمه و اولیای خدا در حال حیات اشکال ندارد ولی وقتی از دنیا رفتند نمی شود به آن ها توسل کرد چون این توسل شرک است

دلیلشان بر این ادعا آیه زیر است

چون در سوره فاطر آیه 22 قرآن فرموده است:

وَ ما یَسْتَوِی اْلأَحْیاءُ وَ لاَ اْلأَمْواتُ إِنَّ اللّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ(فاطر آیه 22)
و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند! خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند، و تو نمى ‏توانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفته‏اند برسانی

طبق این آیه نتیجه می گیرند که:توسل به مرده اثری ندارد و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هم طبق این آیه نمی تواند پاسخ به مردم بدهد

جواب:

اولا:

طبق تفاسیر هم شیعه و هم اهل سنت منظور از "زندگان و مردگان"در این آیه مومن و کافر است در حقیقت خدا زندگان را به افراد مومن و دارای تلاش و کوشش مثبت و مفید و کافران را به مرده ای تشبیه کرده که نه طراوت و نه سودی دارند

در تفسیر "الدر المنثور فى تفسير المأثور" این عالم سنی مذهب (سيوطى جلال الدين)آمده است که:

وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِيرُ "الكافر و المؤمن"
و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند یعنی کافر و مومن

و به همین معنا در تفاسیر اهل سنت هم آمده است(زاد المسير في علم التفسير، ج‏3، ص: 509---كتاب التسهيل لعلوم التنزيل، ج‏2، ص: 174
و................)


"و ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ"يعني الكفار شبههم بالأموات في القبور لأنهم لا يجيبون إذا دعوا
تو نمى ‏توانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفته‏اند برسانی یعنی کفار تشبیه به اموات شده اند در این که وقتی دعوت به دین می شوند اجابت نمی کنند(لباب التأويل في معاني التنزيل، ج‏3، ص: 456)


ثانیا:

سوال ما از اهل سنت این است که شما به چه دلیلی می گویید متوسل شدن به اولیای الهی در زمان مرگشان شرک است با این که خود شما می گویید توسل به آن ها در زمان حیاتشان اشکالی ندارد


ثالثا:

طبق روایاتی که در کتب اهل سنت وجود دارد مردگان صدای انسان ها را می شنوند


پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جنگ بدر وقتی که اجساد مشرکین را در چاهی انداخت بالای آن چاه ایستاد و به آنان خطاب کرد. آنچه پروردگار ما به ما وعده داد عمل کرد و حق بود آیا به حق دریافتید آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود؟ یکی از صحابه عرض کرد یا رسول الله با مردگان حرف می زنی؟؟

پیامبر فرمود: شما از آنان شنواتر نیستید.[ صحیح بخاری ج5 باب قتل ابی جهل و الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏5، ص: 249]


پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بارها به قبرستان بقيع مي‌ رفت و مكرر مي فرمود: سلام بر اهل ديار از مردان مؤمن و زنان مؤمن و به روايتي ديگر مي‌ فرمود: سلام بر شما اي گروه مؤمنين(صحيح مسلم ج2 باب ما يقال عند دخول القبور)


أَخْبَرَنَا الْقَاضِي أَبُو مُحَمَّد بْن الْحَسَن بْن الْحُسَيْن بْن مُحَمَّدِ بْنِ رامين الأستراباذي قال أنبأنا أَحْمَد بْن جَعْفَرِ بْن حَمْدَانَ الْقَطِيعِيُّ قَالَ سمعت الْحَسَن بْن إِبْرَاهِيمَ أبا عَلِيّ الخلال يقول: ما همني أمر فقصدت قبر مُوسَى بْن جعفر فتوسلت به إلا سهل الله تعالى لي ما أحب.

ابو علي خلال، شيخ حنابله، مي‌گويد هرگاه مشکلي بر من عارض شود، قبر موسي بن جعفر(علیه السلام) را زيارت مي‌کنم و به ايشان متوسل مي‌شوم و خداوند مشکل مرا آسان مي‌کند.الخطيب البغدادي، تاريخ بغداد، ج 1، ص 133
[تصویر: FWC3ECT7_pic.gif?rnd=]

وينبغى للزائر أن يكثر من الدعاد والتضرع والاستغاثة والتشفع والتوسل به- صلى الله عليه وسلم-، فجدير بمن استشفع به أن يشفعه الله تعالى فيه.واعلم أن الاستغاثة هى طلب الغوث، فالمستغيث يطلب من المستغاث

قسطلاني مي‌گويد سزاوار است که زاير در کنار قبر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زياد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بي‌تابي کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پيامبر را در حق او بپذيرد.القسطلاني، المواهب اللدنيه، ج 3، ص 417
[تصویر: 12P76SC1_pic.gif?rnd=]
و قال الحافظ أبو بكر البيهقي: أخبرنا أبو نصر بن قتادة وأبو بكر الفارسي قالا: حدثنا أبو عمرو بن مطر حدثنا إبراهيم بن علي الذهلي، حدثنا يحيى بن يحيى، حدثنا أبو معاوية، عن الأعمش، عن أبي صالح عن مالك الدار قال: أصاب الناس قحط في زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبي صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله استسق الله لأمتك فإنهم قد هلكوا، فأتاه رسول الله صلى الله عليه وسلم في المنام فقال: " ائت عمر فأقرئه مني السلام وأخبرهم أنهم مسقون وقل له: عليك بالكيس الكيس "، فأتى الرجل فأخبر عمر فقال:" يا رب ما ءالو إلا ما عجزت عنه ". هذا إسناد صحيح ".انتهى كلام ابن كثير. وهذا إقرار منه بصحة هذا الحديث من الحافظ ابن كثير.


حافظ ابوبكر بيهقي از چند نفر تابه مالك الدار مي رسد روايت كرده است در زمان خلافت عمر بن خطاب خشكسالي و قحطي در مدينه پيش آمد يكي از اصحاب كه گويا بلال بن حارث مزني بود به نزد قبر پيغمبر آمد و گفت: يارسول الله از خداوند تقاضا كن كه باراني براي امتت بفرستد كه خيلي در مضيقه هستند شب حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)را در خواب ديد و به او گفت پيش عمر برو وسلامش برسان و به او بگو كه خداوند برايشان باران مي فرستد آن شخص نزد عمر آمدو خوابي را كه ديده بود برايش بازگو نمود عمر گفت:
خداوندا تو شاهد هستي از هيچ چيز تقصيري نكردم مگر از آنچه از او عاجز مانده باشم
ابن كثير بدايه .جلد 1 ص 91
عمر نگفت شما كار نامشروعي انجام داده ايد و هيچ يك از ائمه كه اين حديث را آورده اند و يا كساني بعد از آنها آمدند نگفته اند كه اين كفر و گمراهي است و هيچ يك از آنها در متن حديث طعنه نزده اند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  توسل dehmojtaba 2 959 ۲۱/فروردین/۹۴ ۱۳:۵۲
آخرین ارسال: mahdy30na
  مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!) علی 110 9 8,669 ۱۱/اسفند/۹۲ ۱۲:۴۴
آخرین ارسال: mohebALI
  با خوندن بعضی آیات قرآن شک در دلم می افته... شبهات علم غیب و شفاعت علی 110 1 1,581 ۱۰/اسفند/۹۲ ۱۲:۳۰
آخرین ارسال: mohebALI
  رویگردانان از توسل به گواه قرآن مستکبرند!!!! (مهم) علی 110 3 2,168 ۲۶/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mohebALI
  شـــــــرکــــــــــــــــ (با توجه به قرآن کریم)+پاسخ شبهات میلاد.م 12 6,809 ۱۰/مرداد/۹۱ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: faateme-313
  یک سوال پیرامون هدایت و گمراهی در قرآن مجید p# blue.blood 6 3,194 ۱۳/فروردین/۹۱ ۱۶:۵۳
آخرین ارسال: هدهد

پرش در بین بخشها:


بالا