|
اشکال عمده بر فرضیه داروین و نبود آفریننده!
|
|
۲۲:۰۲, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۲۲:۱۰ توسط راوی110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
(فلينظر الا نسن مم خلق # خلق من ماء دافق # يخرج من بين الصلب و الترائب # إ نه على رجعه ى لقادر).طارق / 5 - 8. پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است (۵) از آب جهندهاى خلق شده (۶) [كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مىآيد (۷) در حقيقت او [= خدا] بر بازگردانيدن وى بخوبى تواناست (۸) در آيات فوق ، تدبر در نطفه و ابتداى تكوين انسان ، مبرهن و روشن مى گردد. ((فلينظر))!!!!!! انسان بايد بنگرد از چه آفريده شده تا هم خداى خود و هم بازگشت خويش را بشناسد كه از قطره آبى ، چه ساختمان عجيبى تشكيل شده است كه سرتاسر، حكمت و مصلحت است به قدرى كه يك رگ ، بدون حكمت و يك استخوان زيادى ، آفريده نشده است ، آنچه لازمه اين ساختمان است ، خداوند در آن قرار داده است ، لذا انسان مى فهمد كه آفريننده اين بدن ، قدرتش بى نهايت است و حد ندارد، به قدرى تواناست كه از يك قطره آبى در ظلمات ثلاث ، چنين ساختمان عظيمى آفريده كه هزاران سال علما در تشريح و كيفيت آفرينش و خواص آن تحقيق دارند و اعتراف مى كنند كه هنوز بسيارى از آنها را نفهميده اند. ماده بى شعور نمى تواند چيزى بيافريند ديگر آنكه انسان پى به دانايى بى حد آفريننده مى برد، أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ ﴿۱۴-ملک﴾ ((آيا آن كس كه آفريده ، نمى داند؟)) آيا كسى كه ذره اى از ذرات آفريده اش بدون حكمت و مصلحت نيست ، علم نداشته ؟ كمونيستها كه منكر خدا و عالم اعلا هستند، مى گويند: هر چه هست تكامل ماده است ، درباره حكمتهايى كه سرتاسر عالم را فرا گرفته ، چه مى گويند؟ آيا مى شود سازنده اش حكيم نباشد؟ خودتان كه مى گوييد ماده شعور ندارد، آن وقت با اين انتخاب احسن ، چگونه جور مى آيد؟ اين تناقض است ، از يك طرف به بى شعورى طبيعت و ماده قايليد و از سوى ديگر مى گوييد انتخاب اصلح احسن ، ((انتخاب ))، فعل اختيارى است و دليل بر اين است كه شعور دارد لذا انتخاب مى كند. وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿۲۴-جاثیه﴾ و گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمىسپرند (۲۴) براى تسكين خاطر خودشان و انكار مبداء و معاد چيزهايى مى بافند، در حالى كه هيچگونه علمى به اين گفتارشان ندارند. ((داروين ))، اصل انسان را از ميمون دانسته و مى گويد طبيعت به تدريج آن را كامل نموده ، دمش را انداخته ، آن را از حال خميدگى ، مستقيم نموده و پشمش را ساقط كرده و... خوب اگر اين است پس ديگر نبايد در دنيا ميمونى باشد، چطور شد كه يك ميمون آدم شد و بقيه نشدند؟ اگر بناى طبيعت بر تكامل است ، خوب چه فرقى است ميان اين ميمونى كه تكامل يافته و ساير ميمونهايى كه تكامل نيافته و انسان نشده است ؟ آيا فقط يك ميمون در عالم تكامل يافته و ميمونهاى ديگر تكامل نيافته اند؟ معلوم است كه نمى خواهند تسليم حق شوند و ادراك واقعيات كنند و حقايق را دريابند؛ براى اينكه قيد ((دين )) به گردنشان نيايد، منكر بديهيات مى شوند. فهم انسان زاييده ماده نيست آدمى شعور دارد يا نه ؟ هر انسانى مى فهمد كه شعور دارد، آيا سازنده تو شعور نداشته است ؟ هر بشرى از نطفه به وجود آمده آيا ماده به او شعور داده ؟ ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش ؟ . . خشك ابرى كه بود زآب تهى نايد از وى صفت آب دهى . .
نطفه و ماده به تو شعور داده ؟ آيا كسى مى تواند چنين ادعايى بكند؟ چاره اى ندارد جز اينكه بگويد مبدئى كه عين علم و حيات است به من شعور داده است همانطورى كه خود بدن كه حادث است نخست نبوده و سپس بوجود آمده ، شعور و ادراك نيز حادث است ، شعور هم ، دهنده و عطا كننده دارد. اين فهم و ادراك از كجا آمده ؟ آيا مى شود نسبت به ماده داد و گفت تكامل ماده و انتخاب احسن طبيعت است ؟ آيا عقلت اين حرف را مى پسندد؟ منبع: اخلاق اسلامی شهید دستغیب،جلسه پنجم : جلسه پنجم : حكمت الهى در سرتاسر بدن |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۴۷, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در مورد فرضیه ی داروین که جهان غرب دوست داره اون رو به عنوان نظریه ی داروین معرفی کنه باید خدمتتون عرض کنم که علاوه بر وجود حلقه های گم شده در سیر تکاملی داروین،برای متکامل شدن نیای مشترک میمون و انسان و رسیدنش به انسان مدت زمان بسیار بسیار بیشتری وجود داشته و صرف جهش های تصادفی و انتخاب طبیعی نمیتونسته باعث ایجاد موجودی به پیچیدگی انسان بشه.
الآن برای توجیه اشتباهات فاحش فرضیه ی داروین،فرضیه ی تکامل مولکولی را مطرح میکنند که مبانی بسیار پیچیده ای در علم زیست شناسی سلولی و مولکولی دارد. |
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
|
۲۰:۱۶, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۱ ۲۰:۱۷ توسط mamy007.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
من دقيقا نميدونم داروين چي گفته. ولي هر علم به صورت پله به پله پيشرفت ميكنه. و معمولا كسي بك نظريه علمي ميدهد كه در آن علم صاحب نظر باشد كه اين نظريات هم يكي از پله هاي ملزوم در پيشرفت علم است. حتي اگر غلط بودن يك نظريه اثبات بشه همان هم در پيشرفت علم كمك كننده است زيرا دانشمندان سعي در اثبات يا رد آن ميكنند و در اين بين ممكن است قوانيني يا نظريات جديدي مطرح شود. نقل قول:اثبات کن که خدا انسانو آفریده؟؟!! اين سوال غلط است و به اثبات زنجير وار احتياج دارد زيرا اگر كسي به خدا اعتقاد داشته باشد ديگر نيازي به اين سوال ندارد اگر براي كسي است كه خداوند را قبول ندارد ، بايد بپرسيد كه خدا را اثبات كن. يك سوال خوب هم براي كساني كه خدا را قبول ندارند اين است : اگر ميتونيد اثبات كنيد خدا وجود نداره ؟؟؟؟؟ در كل من كه بچه ي بابا آدم و مامان حواء هستم ، داروين و جدّشو نميدونم. در فيلم Prometheus سازنده فيلم ميخواهد بگويد كه خالق انسان يك موجود فضايي است پس فكر نكنم اگه اين نظريه هم رد شود باز هم زياد در دين گرايي بپردازند اينقدر از اين چرت و پرتا دارن كه با علم سمت خدا نيان اگه رد هم بشه باز يه چيز ديگه ميگن مثالش همين فيلم كه گفتم. نقل قول:لااقلش اينه كه تا دليل محكمي براي ردش وجود نداشته باشه اون جوابها منطقي هستند. فكر نكنم دانشمندان با تكيه بر نظريات جواب سوال بدن چون اين كاره غير علميه. چيزي كه منطقي بودنش اثبات نشده ، نميتواند جواب منطقي به سوالات ديگر دهد. يا علي (علیه السلام) |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۱ ۲۱:۲۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۱ ۱۷:۳۹)راوی110 نوشته است: در بهترین حالت، تنها یک « فرضیه » بوده و به هیچ وجه واجد شرایط « نظریه »، « واقعیت » یا « قانون » نیست! (۶/اسفند/۹۱ ۱۸:۴۷)meshkat نوشته است: در مورد فرضیه ی داروین که جهان غرب دوست داره اون رو به عنوان نظریه ی داروین معرفی کنه من واقعاً فرق فرضیه و نظریه رو متوجه نمیشم. نظریه یعنی یک نظر در مورد یک موضوع، و اصلاً یک درصد هم به معنی اثباتشده و درست بودن آن نظر نیست. پس نظریه دقیقاً همان فرضیه است. (۶/اسفند/۹۱ ۱۸:۴۷)meshkat نوشته است: علاوه بر وجود حلقه های گم شده در سیر تکاملی داروین،برای متکامل شدن نیای مشترک میمون و انسان و رسیدنش به انسان مدت زمان بسیار بسیار بیشتری وجود داشته و صرف جهش های تصادفی و انتخاب طبیعی نمیتونسته باعث ایجاد موجودی به پیچیدگی انسان بشه.تا جایی که من میدانم، تمام موجودات حتی موجودات تک سلولی، بسیار بسیار پیچیدهتر از آن هستند که صرف جهشهای تصادفی بتواند باعث ایجادشان شود. (۶/اسفند/۹۱ ۱۸:۴۷)meshkat نوشته است: الآن برای توجیه اشتباهات فاحش فرضیه ی داروین،فرضیه ی تکامل مولکولی را مطرح میکنند که مبانی بسیار پیچیده ای در علم زیست شناسی سلولی و مولکولی دارد.اگر اشتباه نکنم تکامل مولکولی برای اولین بار از سوی دو دانشمند در کتاب "تقدیر بیوشیمیایی" (Biochemical Predestination) مطرح شد، که میگفت "زندگی ممکن است توسط خواص جاذبهای که بین اجزای شیمیایی آن - بخصوص بین آمینواسیدها در پروتئینها - وجود دارد، به طور بیوشیمیایی مقدر شده باشد". ولی بعداً نتوانستند توضیح دهند که بدون کمک دستورالعملهای ژنتیکی، اولین پروتئینها چگونه روی هم سوار شدهاند. در سلولهای زنده، زنجیرههای آمینواسیدها بطور مستقیم توسط نیروهای جاذبهی بین اجزایشان شکل نمیگیرند. در عوض، DNA دستورالعملهای مربوط به مرتب کردن آمینواسیدها در پروتئینها را ذخیره میکند. هر چه که دربارهی خواص آمینواسیدها و پروتئینها بیشتر دانستند، بیشتر شک کردند که چگونه پروتئینها میتوانند بدون DNA خود به خود روی هم سوار شوند. هر چقدر هم نظریاتشون پیچیده باشد، نمیشود مبدأ اطلاعات موجود در DNA را با شیمی توضیح داد، و نیز اینکه حتی با وجود DNA، چگونه میشود بدون وجود اجزایی که پروتئینها را میسازند، آنها ساخته شوند. |
|||
|
|
۲۳:۰۴, ۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
جناب درست پسند شما درست میفرمایید.
در علم زیست شناسی فرضیه و نظریه با هم متفاوتند.نظریه قدرت بیشتری از فرضیه داره. منظور من هم همین بود که به جای فرضیه ی پر از اشکال داروین فرضیه تکامل مولکولی مطرح شد که آنهم خالی از اشکال نیست. و در آزمایشگاه هم بشر هرگز نتوانسته یک سلول زنده را به وجود بیاره. علم تکامل کلا بر پایه فرضیه هاست. تکامل مولکولی بحث بسیار تخصصی و پیچیده بر پایه درخت های تبار زایشی و پروتئین هاست.درسته مبدا حیات رو اصلا نمیتونه توضیح بده اما سیر تکاملی رو بهتر از فرضیه داروین توجیه میکنه با اینکه به همین فرضیه هم اشکالات زیادی وارده. |
|||
|
|
۰:۰۲, ۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
دوستان عزیزی که دارن اینجا بحث میکنن،
میشه حواسشون به این تاپیکی که هیچ جوابی نگرفته هم باشه؟؟ درخواست معرفی کتاب |
|||
|
۰:۲۰, ۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۰:۲۴ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۱ ۲:۰۴)R3Z4 نوشته است: این جماعتی که من میشناسم 150 سال به عقب برگشتن.آخرین جد مشترک انسان و شامپانزه و گوریل یک گونه از آردیکپی که پیدا شده به 5 تا 8 میلیون سال پیش برمیگرده که با نئاندرتال فرق می کنه. (۶/اسفند/۹۱ ۳:۱۷)درست پسند نوشته است: دوستان، این استدلالها فلسفی هستند، و آیات قرآن برای این آورده شدهاست که بگوید خداوند نیز در قرآن به این استدلالها اشاره فرمودهاست.درست پسند، ما در مورد طراحی هوشمند در این تاپیک قبلا بحث کردیم. (اگر چه توجهمون بیشتر روی خود برهان نظم بود) (۶/اسفند/۹۱ ۳:۱۷)درست پسند نوشته است: عاقبت داروین معلوم نیست، آخه خیلی با انصافتر از دانشمندانی بود که طرفداران فعلی نظریهی تکامل هستند.خب، علم ژنتیک کجا نظریه تکاملو رد کرده؟؟ (۶/اسفند/۹۱ ۳:۱۷)درست پسند نوشته است: داروین در کتاب "منشأ انواع، از راه انتخاب طبیعی"، در تشریح نظریهی تکامل خود مطرح میکند که تکامل طی تغییرات جزئی متعدد پیدرپی، طی چند میلیون سال انجام میشود، یعنی طی چندین هزار نسل. پس نسلهای بسیار زیادی هستند که نه مانند موجود اولیه، و نه مانند موجودات تکاملیافته هستند(بلکه چیزی میان این دو هستند)، و الآن وجود ندارند(بخاطر انتخاب طبیعی حذف شدهاند، یعنی موجودات تکاملیافته در تنازع برای بقا برتر بودهاند). داروین نام آنها را گونههای انتقالی(transforming species) میگذارد.هیچ جای فرگشت پیش بینی نمی کنه که با تغییر یک نسل، کل نسل قبل منقرض می شه که با ردش نتیجه بگیریم تکامل غلطه. هم میمون و هم انسان از سال ها پیش متکامل شدن. میمون در بالا رفتن از درخت و انسان ها در صحبت کردن درباره ی میمون ها! ثانیا، تو نمی تونی با نشون دادن چند فسیل رد شده ادعا کنی که چنین موجودی پیدا نشده. Altamura Man - نئاندرتال Bontnewydd - نئاندرتال Tabun C1 - نئاندرتال Krapina - نئاندرتال Scladena - نئاندرتال Obi-Rakhmat 1 - نئاندرتال La Ferrassie 1 - نئاندرتال Shanidar 1 - نئاندرتال Amud 7 - نئاندرتال Ardi - آردیکپی STS 14 - جنوبیکپی Lucy - جنوبیکپی و و و به علاوه ی هزارن فسیل انتقالی (transitional) از گونه های دیگه تا به حال کشف شده. با این حال فرض کنیم همه ی فسیل های کشف شده رد شده یا دروغ باشن یا اصلا هیچ گونه انتقالی کشف شده باشه!!! هنوز شواهد آزمایشگاهی (علاوه بر دیرین شناسی) زیادی در مورد نظریه ی تکامل وجود داره. مثلا: تیره ماهی آبنوس دو تا گونه ی آب شیرین و آب شور داره. گونه ی اول می تونه دمای پایین تری رو تحمل کنه اما گونه ی آب شور فاقد این تواناییه. گونه ی آب شور ظرف سه نسل این ماهی ها تونستن دمای آب پایین که ماهی های آب شیرین می تونستن تحمل کنن رو تحمل کنن. (Rowan D. H. Barrett. et al, 2010, Rapid evolution of cold tolerance in stickleback) مثلا: یک گونه از شفیره ی پشه ی سیب هست به اسم راگولتیس پومونلا که انگل درخت زالزالکه. بعد از چند سال مشاهده شد که این حشره علاوه بر زالزالک به درخت سیب هم حمله می کنه و گونه های متفاوت فقط به یکی از دو درخت سیب یا زالزالک حمله می کردن. مثلا: گونه زایی موش های جزیره ی فائرو بعد از 250 سال از ورود موش های اولیه به جزیره. (Stanley, S., 1979. Macroevolution) و و و خب حالا، کسی که می خواد این نظریه رو رد کنه یا اسمشو بذاره فرضیه، لطفا نظریه ی قوی تری ارائه کنه. |
|||
|
|
۱:۲۲, ۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۱ ۱:۲۸ توسط mamy007.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
دورهٔ کامبرین حدود ۵۴۲ میلیون سال پیش آغاز شده و تا حدوداً ۴۸۸/۳ میلیون سال پیش ادامه داشتهاست. دوره کامبرین نقش اساسی و مهمی در تاریخ حیات بر روی زمین ایفا میکند. زمانی که اغلب گروههای بزرگ جانوران اولیه در قالب فسیل ظاهر شدند. این حادثه گاهی (انفجار کامبرین) نامیده میشود به دلیل اینکه زمان کمی برای ایجاد آن طی شدهاست. در ابتدا تصور میشد که سنگهای این دوره حاوی اولین و قدیمیترین فسیلهای جانوری است. در این دوره در مدت زمان کمی تعداد زیادی موجودات بوجود آمدند که هنوز هیچ زنجیره ای بین موجوداتی که این دوره پدید آمدند و موجودات دوره ی قبل وجود ندارد! وبصورت حلقه ی مفقوده باقی مانده است. تعداد زیادی از دانشمندان خود متعجب هستند که چگونه در این مدت زمان کم در این مقیاس وسیع موجودات بوجود آمده اند درحالی که هیچ دلیلی مبنی بر تکامل این موجودات از موجودات دوره ی قبل وجود ندارد. و این خود یکی از دلایل رد نظریه ی تکاملی داروین است و تنها نظریه ی خلقت توسط یک خالق بزرگ در مورد این دوره صدق می کند. این مقاله توسط عده ای از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا نوشته شده است و در مجله ی مغز و اعصاب به چاپ رسیده است. در عرض 25 سال گذشته گرایش غالب در روانشناسی قوای ذهنی مقایسهای، در جهت پیدا کردن تشابهات بین آدم و حیوان و بیاهمیت دانستن تفاوتها به عنوان تفاوتی در مرتبه یک درجه و نه تفاوت بنیادین بوده است. در این مقاله محققین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس مدعی شدهاند که داروین اشتباه کرده است به این معنا که وجود پیوستگی بیولژیکی بین آدم وحیوان به همان اندازه گسستگی بنیادین بین ذهن آدم و حیوان را تحت الشعاع قرار داده است. آنها نشان دادهاند که این گسستگی در ادراک بین انسان و حیوان عمیقتر از آنی است که حتی با اشاره به قدرت تکلم و وجود فرهنگ در یک جامعه انسانی راجع به آن صحبت شده است و مدلی برای قوای ذهنی انسان و حیوان ارائه دادهاند که تخمینی از قدرت تشخیص نمادین یک سیستم توسط انسان و یا حیوان است. بطور خلاصه نویسندگان این مقاله مدعی هستند که قوای استدلال منطقی آن چیزی است که بین انسان و حیوان آن گسستگی را ایجاد میکند. Link اگه انگليسيتون خوب نيست با Google translator استفاده كنيد. (توي يه سايت خوندم) يا علي (علیه السلام) |
|||
|
|
۳:۵۷, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۷/اسفند/۹۱ ۰:۲۰)namekarbary نوشته است: درست پسند، ما در مورد طراحی هوشمند در این تاپیک قبلا بحث کردیم. (اگر چه توجهمون بیشتر روی خود برهان نظم بود)من کمی از انتهای اون تاپیک رو خوندم، اما خیلی سادهتر از ادامهی اون بحث، این هست که بخوام طراحی هوشمند رو از اول اثبات کنم. نمونههایی از طراحی هوشمند در کیهانشناسی: میزان سازی دقیق کیهانی انرژی تاریک (۷/اسفند/۹۱ ۰:۲۰)namekarbary نوشته است: خب، علم ژنتیک کجا نظریه تکاملو رد کرده؟؟دست شما درد نکنه. نظریهی تکامل خود به خودی موجودات زنده، توسط ژنتیک و درکل زیستشناسی مولکولی در چندین جا رد میشود. البته بدون اینها و با فلسفه هم میتوان ردش کرد. با میکروسکوپ الکترونی میشود ماشینهای مولکولی درون سلولها رو دید، که براساس خواص اتمها و رفتار مولکولها کار میکنند. مثلاً کپی گرفتن از DNA به این صورت انجام میشه: همانطور که میدانید، در DNA همیشه A و T فقط به همدیگر متصل میشوند و C و G نیز همچنین. DNA که خودش یک مولکول بسیار دراز هست، از وسط مولکول بزرگی میگذره، و اون مولکول DNA رو مثل زیپ باز میکنه. در همین حال، هر کدام از دو رشته، به یک ماشین مولکولی دیگر میرسد، که نیمهی دیگر را براساس این نیمه میسازد، به این صورت که به هر A یک T و به هر T یک A متصل میکند، و در مورد C و G هم همینطور. یعنی مولکولها خودشون عقلشون رو روی هم گذاشتهاند و فرآیند تقسیم سلول رو مهندسی کردهاند، و به این نتیجه رسیدهاند که باید اون ماشینهای مولکولی بسیار پیچیده رو درست کنند؟ این پیچیدگی و کارایی در یک مولکول، یعنی نوعی از مهندسی که بشر فقط میتواند از آن شگفتزده شود. یک نمونه از این ماشینها تازیانهی باکتریایی (bacterial flagellum) است. http://creationwiki.org/Flagellum یک موتور مولکولی تازیانه را میچرخاند و باکتری را درون مایع حرکت میدهد. این موتور از 25 پروتئین مختلف ساخته شدهاست، و تازیانه را حدود 300 دور در ثانیه میچرخاند، با قدرتی در سطح 10 به توان منفی 16 وات، با بازده تبدیل انرژی نزدیک به 100%. بعضیها(مانند Howard Berg از دانشگاه Harvard) به آن پربازدهترین ماشین هستی میگویند. تصاویر گرفته شده توسط میکروسکوپ الکترونی ![]() بخشهای مختلف موتور روی تصاویر مشخص شدهاند. ![]() بخشهای مختلف موتور مدل کامپیوتری از یک باکتری در حال شنا ![]() بعضی از ماشینهای مولکولی 100،000 دور در دقیقه کار میکنند. آنها به یک سیستم هدایت سیگنال متصل هستند و از محیط بازخورد میگیرند، و با وجود اینکه اینقدر سریع میچرخند میتوانند در فاصلهی کوتاهی بایستند. برای آنها فقط یکچهارم دور طول میکشد تا بایستند، جهت خود را تغییر دهند، و شروع به چرخیدن با سرعت 100،000 دور در دقیقه در جهت مخالف کنند. یه خورده وقتم تنگ بود، جواب باقی صحبتهاتون در راه هست. |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۸/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۱ ۰:۱۳ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۷/اسفند/۹۱ ۰:۲۰)namekarbary نوشته است: هیچ جای فرگشت پیش بینی نمی کنه که با تغییر یک نسل، کل نسل قبل منقرض می شه که با ردش نتیجه بگیریم تکامل غلطه.دست شما درد نکنه. این پیشبینی جزء اساس نظریهی تکامل است. اگر منقرض نشده باشند، پس الآن باید به ازای هر تکامل چندصدهزار گونهی انتقالی داشتهباشیم. اگر هم منقرض شده باشند، باید الآن فسیلهایشان را داشتهباشیم. هر چیزی اثراتی دارد. اینها استدلالهای خود داروین در کتاب "The Origin of Species" هستند. البته از نظر ما، طرفداران نظریهی تکامل مجبور نیستند جور داروین رو بکشند، همین که بتوانند این استدلالها رو رد کنند کافیه. مقاله:Fossil Record - Are there "Transitional" Forms ترجمهی مقاله: اندوختهی فسیلی - آیا اشکال "انتقالی" وجود دارند؟ بیایید با نگاهی به تعدادی از اظهارات خیلی صادقانهی داروین شروع کنیم: داروین نوشته است:اولاً، اگر گونهها از گونههای دیگر بواسطهی تغییراتی که به طرز غیرمحسوسی نرم هستند زاده شدهاند، چرا ما همهجا اشکال انتقالی بیشمار نمیبینیم؟ چرا تمام طبیعت در پریشانی نیست، بجای آنکه گونهها، آنطور که میبینیم، تمام و کمال شکل دادهشدهباشند؟ (1) داروین نوشته است:ولی، آن چنان که این نظریه میگوید، اشکال انتقالی بیشماری باید وجود میداشتهاست، چرا ما آنها را در تعداد بیشمار، جای داده شده در پوستهی زمین نمییابیم؟ (2) داروین نوشته است:نهایتاً آنکه، با نگاه نکردن به یک زمان خاص، بلکه به تمام زمانها، اگر نظریهی من درست باشد، انواع میانی بیشمار، که تمام گونههای همان گروه را به طور نزدیکی به یکدیگر متصل کند، مطمئناً وجود داشتهاست. (3) داروین نوشته است:پس چرا هر ساختار زمینشناسی و هر لایه پر از این حلقههای میانی نیست؟ زمینشناسی مطمئناً هیچ نمونهای از چنین زنجیرههای ارگانیکی که با نرمی قدم به قدم پیش روند را فاش نمیکند، و این، شاید آشکارترین و بزرگترین استدلال مخالفی است که میتواند دربرابر نظریهی من برپا شود. (4) از زمانی که داروین نظریهی اصلی خود را پیش نهاد، دانشمندان به جستجوی شواهدی از فسیلهایی پرداختهاند که نشاندهندهی تحولات اندامها در گذشته باشند. تقریباً 150 سال بعد، هیچ شواهدی از تحولات تکاملی تا بدینجا در اندوختهی فسیلی پیدا نشدهاست. در کلمات خود داروین، اگر نظریهی "کلان-تکامل"(macro-evolution) او درست بود، ما تعداد عظیمی از فسیلها را در مراحل میانی پیشرفت زیستی میدیدیم. در حقیقت براساس مدلهای مرسوم ریاضی، ما در اندوختهی فسیلی، اشکال انتقالی بمراتب بیشتری از نمونههای کامل میدیدیم. با وجود این، ما هیچچیز نمیبینیم -- تا به حال حتی یک نمونهی انتقالی واقعی پیدا نشدهاست. موزههای ما اکنون دارای صدها میلیون نمونهی فسیلی هستند(تنها 40 میلیون در موزهی تاریخ طبیعی Smithsonian هست). اگر نظریهی داروین درست بود، ما باید دستکم دهها میلیون شکل انتقالی غیرقابلتردید میدیدیم. ما هیچچیز نمیبینیم. حتی Stephen Jay Gould مرحوم، استاد زمینشناسی و فسیلشناسی در دانشگاه هاروارد و سخنگوی برجستهی نظریهی تکامل پیش از فوتش در همین اواخر، اعتراف کرد که "کمیابی بیشازاندازهی اشکال انتقالی در اندوختهی فسیلی، در جایگاه فرمول محرمانهی فسیلشناسی پافشاری میکند." (5) او ادامه میدهد: Stephen Jay Gould نوشته است:تاریخچهی بیشتر گونههای فسیلها شامل دو خصوصیت ناسازگار با تغییر تدریجی است: 1. ایستایی. بیشتر گونهها در دورهی حضورشان روی زمین هیچ تغییر جهتداری نشان نمیدهند. آنها در اندوختهی فسیلی ظاهر میشوند در حالی که تقریباً همان شکل زمان ناپدید شدنشان هستند... 2. پیدایش ناگهانی. در هر ناحیهی مکانی، یک گونه بطور تدریجی در اثر دگرگونی مداوم نیاکانش برنمیخیزد، آن تماماً به یکباره ظاهرمیشود و بطور "کاملاً شکل گرفته". (6) درختهای تکاملی که به کتابهای درسی ما زینت دادهاند، تنها در سر و گرههای شاخههایشان اطلاعات دارند، بقیه استنتاج است، هرقدر هم معقول، نه از روی شواهد فسیلها. (7) صبر کنید. من نیاز دارم که این رو محکم کنم! آیا تعدادی فسیل انتقالی وجود دارد، یا هیچچیز؟ اگر Gould زمانی که به اندوختهی فسیلی اشاره میکند از عبارتهایی مثل "کمیابی بیشازاندازه" و "بیشتر گونهها هیچ تغییر جهتداری نشان نمیدهند" استفاده میکند، باید معنیاش این باشد که دستکم تعدادی نمونهی انتقالی وجود دارند. درسته؟ صفحهی بعد مقاله جواب بقیهی صحبتهاتون هست، که البته میتوانید آن را در همان سایت بخوانید. من هم إنشاءالله بعداً ترجمهی اون رو برای استفادهی همگان میگذارم. منابع: 1. Darwin, Origin of Species, 143. 2. همان، 144. 3. همان، 149. 4. همان، 230. 5. Natural History 86(5), 1977, 14. 6. همان، 13. 7. Gould, "Evolution's Erratic Pace," Natural History, Vol. 5, 1977. (۷/اسفند/۹۱ ۰:۲۰)namekarbary نوشته است: خب حالا، کسی که می خواد این نظریه رو رد کنه یا اسمشو بذاره فرضیه، لطفا نظریه ی قوی تری ارائه کنه.طراحی توسط خالق هوشمند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند. | هادی... | 11 | 5,034 |
۲۵/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۱ آخرین ارسال: namekarbary |
|











![[تصویر: emboj2011186f2.jpg]](http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3160247/bin/emboj2011186f2.jpg)
![[تصویر: emboj2011186f3.jpg]](http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3160247/bin/emboj2011186f3.jpg)
![[تصویر: Bacteria_b8-600x186.jpg]](http://cronodon.com/sitebuilder/images/Bacteria_b8-600x186.jpg)