|
عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟&
|
|
۱:۰۲, ۲۲/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
الف)عدم ایمان یا ضعف آن به مبدا و معاد و تبعات اعمال
ب)غفلت ج)ضعف اراده در مقابل کوران غرایز و شهوات توضیح این که: گروهی از افراد، از آن رو که اساسا انسانهای بیایمانیهستند و یا اگر اعتقادی دارند از قوت لازم برخوردار نیست، تن به گناه میدهند. این گونه افراد علی رغم این که به زبان میگویند:خدایی هست و از پس امروزفردایی، در مقابل هر عمل خیر پاداشی و در مقابل هر عمل شر عقوبتی است، ولی وقتی که به قلب آنها مراجعه کنی، خواهی دید که از ایمان خبری نیست و یااگر اعتقادی باشد بسیار ضعیف و کم سوست و آن هم آلوده به بسیاری از اوهام وخیالات و خرافات.. بدیهی است که چنین افرادی هنگامی که لذتها و خوشیهای زندگی دنیا رابا دستورهای دینی در تعارض ببینند، نمیتوانند اوامر و نواهی اولیای دین رابر خواستههای خود، مقدم بدارند و از لذایذ نفسانی و حیوانی خویش چشمبپوشند، بلکه با گفتن جملاتی مانند: «سیلی نقد به از حلوای نسیه است»! «چهکسی رفته و از آن دنیا خبر آورده که این حرفها راست است»! و از این قبیلسخنان، بر خر مراد خویش سوار میشوند و از ارتکاب هیچ معصیتی فرو گذارینمیکنند! گروه دیگر از افراد آن گونه نیستند که مانند گروه مذکور از نظر اعتقادیمشکلی داشته باشند، بلکه بر عکس، انسانهای معتقد و پای بندی هستند، ولیمشکل آنها غفلت از معتقدات است! بدین معنا که امور ظاهری و اشتغالاتمعمولی و روز مره زندگی دنیا، آنها را طوری از یاد خداوند و معاد و عقوبتهایاعمال زشت و ناپسند خود غافل نموده که به چیزی جز خواستههای آنی و امورمربوط به زندگی دنیا فکر نمیکنند.پیداست که چنین کسانی عملا با دسته اول-که به بیاعتقادی یا ضعف ایمانمبتلا هستند-هیچ فرقی ندارند و همان گونه که آنان به آسانی مرتکب معصیتمیشوند، اینان نیز به سهولتبه دام گناه گرفتار میآیند. گروه سوم کسانی هستند که نه مثل دسته اول مشکل عقیدتی دارند کهبیاعتقادی یا ضعف اعتقاد، آنها را به عصیان بکشاند و نه مثل دسته دوم مبتلای بهغفلت هستند که به سبب آن به دام گناه بیفتند، بلکه هم معتقدند و هم متوجه، ولیبا این همه از آن رو که انسانهای سست عنصر و بیارادهای هستند، در صحنهتعارض دین و هوای نفس نمیتوانند بر خواستههای نفسانی خویش غالب آیند وخود را کنترل کرده و از معصیتبپرهیزند. چگونگی مقابله با عوامل گناه اگر شخص گنهکار از گروه اول باشد(از نظر اعتقادیوضع مطلوبی نداشته باشد)لازم است قبل از هر چیز، خود را به اعتقاداتصحیح و متقنی که بر دلایل برهانی و محکم استوار باشند، مجهز کند; بدین معنا که باید با تفکر و تامل در دقایق و ظرایف هستی و مطالعه و تحقیق دردفاتر و کتابهایی که متفکران و اندیشمندان الهی، در اعتقادات و مسائلعقیدتی نگاشتهاند به مرحلهای دستیابد که خدای تبارک و تعالی را بدونهیچ شک و شبههای باور کند و به راستی به روز رستاخیز معتقد شود و باورداشته باشد که: فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره تا بتواند مواظب خود باشد و از کارهای ناشایست اجتناب کند.در غیر اینصورت با ایمان تقلیدی و عقیده ناپایدار و خلاصه با تزلزل و تذبذب نمیتوانمتقی بود. به همین جهت، خدای تبارک و تعالی در اول سوره بقره وقتی که اوصافمتقین را ذکر میکند، نخستین صفتی را که مورد اشاره قرار میدهد«ایمان بهغیب»است: ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و... اینکتاب که در آن هیچ تردیدی نیست مایه هدایت تقوا پیشگان است.آنان که به غیبایمان دارند و... بنابر این، جهت ایجاد تقوا و پرهیزکاری، ابتدا باید ایمان به غیب را که شاملایمان به مبدا و معاد و ایمان به تبعات اعمال است تقویت کرد و گرنه کسی کهعقیده ندارد و یا از عقیده متزلزل و ناپایداری برخوردار است، نمیتواند آن طورکه باید، تقوا را مراعات نماید، لذا خداوند تبارک و تعالی آن جا که خطاب به آنانکه ظاهرا به اسلام گرویدهاند میفرماید: یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارةتنجیکم من عذاب الیم» نخستین چیزی که مورد تاکید قرار میدهد، ایمان جدی و واقعی به خدا و رسول گرامی اوست، زیرا در ادامه میفرماید: تؤمنون باللهو رسوله...» مراقبه، عامل غفلت زدایی اما اگر شخص معصیت کار از گروه دوم و جزء کسانی باشد که غفلت ازمعتقدات، آنها را به گناه و عصیان میکشاند، لازم است از دستوری که اهلسلوک، مراقبهاش مینامند و آن را مایه سعادت و رکن عمده سیر و سلوکمیدانند، کمک بگیرد، یعنی شخص یاد شده باید هر روز از آن لحظهای که بیدارمیشود تا وقتی که میخواهد بخوابد، در هر جایی و حالی که هست، هموارهتمام اعتقادات و باورهایی که بدانها پای بند است پیش خود مجسم کند و تا جاییکه ممکن است فکر و ذکر و دل خود را به آنها متوجه سازد و بدین ترتیب، ریشه غفلت را-که زمینه ساز گناهان و تخلفات است-در وجود خویش بخشکاند تا برترک گناه و دوری از معصیت توفیق یابد. حسین بن علی علیهما السلام و مرد گنهکار مرحوم علامه مجلسی-رضوان الله تعالی علیه-در کتاب ارزشمند بحار الانوارروایتی از کتاب جامع الاخبار نقل کرده که با موضوع بحث ما نیز بسیار مناسباست;لذا در این جا به ذکر آن تبرک جسته و سپس به توضیح آن میپردازیم: روایتشده است که مردی نزد حسین بن علی علیهما السلام آمد و گفت: من مردیگنه کارم و نمیتوانم گناه نکنم، مرا نصیحتی کن.آن جناب در جواب اوفرمود: پنج کار به جای آور و سپس هر گناهی که خواستی بکن! اول: رزق و روزی خدا را مخور و سپس هر گناهی را که خواستی بکن! دوم: از تحت ولایتخداوند خارج شو و آن گاه هر گناهی را که خواستی بکن! سوم: برای انجام گناه جایی برو، که خداوند تو را نبیند و بعد از آن هر گناهی کهخواهی بکن! چهارم: هر گاه ملک الموت آمد که جانت را بگیرد، او را از خود دور گردان و هرگناهی که خواستی انجام بده! پنجم: چون فرشته موکل بر دوزخ، خواست تو را در آتش افکند، از آن امتناع کنو داخل مشو، آنگاه هر گناهی را که خواستی بکن! سید الشهداء علیه السلام در روایت مزبور، مرد گنه کار را به اموریتنبه داده است که اگر او در حین ارتکاب گناه، بدانها توجه داشته باشد، قطعا ازگناه دستشسته و از انجام دادن آن سرباز میزند، و به عبارت دیگر حسین بنعلی علیهما السلام برای آن که مرد عاصی را از شر گناهان برهاند، او را به عقاید و ندایفطرتش-که از آنها غفلت کرده و در نتیجه، به دام معصیت گرفتار آمده-متوجهساخته، و بدو فهمانده است که ریشه گناهانی که از او سر میزند غفلت ازمعتقدات است، و با توجه به آنها است که میتواند از دام معاصی برهد. |
|||
|
|
۲۱:۴۸, ۳۱/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۰ ۲۱:۵۶ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
براستی عامل اصلی گناهان ما چیست ؟
در پاسخ به این سوال؛ گناهان کبیره ذیل، که منبع آن تحریر الوسیله حضرت امام (رحمة الله علیه) می باشد، بیان می شود. با دقت توجه کنیم و بخوانیم: 1)مایوس شدن از رحمت خدا( به طور واضح یعنی بگوییم دیگر خدا ما را نمی بخشد) 2)ایمن شدن از مکر خدا(عکس جمله بالا! یعنی بگوییم حتما خدا ما را می بخشد) 3)دروغ بستن به خدا و رسول و اوصیای پیغمبر (علیهم السلام ) (یعنی نقل حدیثی دروغین) 4)کشتن نفسی که خدا آن را حرام کرده به جز آن که به حق باشد. 5)عاق والدین 6) خوردن مال یتیم 7)نسبت ناروا به زن شوهردار دادن 8)فرار از جنگ 9)قطع رحم 10)سِحر 11) زنا 12)لواط 13) دزدی 14) قسم دروغ 15)کتمان شهادت ۱۶)شهادت باطل 17)شکستن عهد 18)ناحقی در وصیت 19)شرب خمر 20)خوردن ربا 21)خوردن مال باطل 22)قمار 23)خوردن میته و خون و گوشت خوک و گوشت هر چیزی که برای غیر خدا کشته شده است بدون آن که ضرورتی باشد. 24)کم فروشی ( کم فروشی یعنی کوتاهی کردن در انجام امور(شامل تمام امور) کار را به نحو احسن انجام ندادن، که لازمه دوری جستن از آن داشتن وجدان کاری می باشد.) 25)تعرب (به جاهلیت برگشتن) 26)کمک به ظالم و تمایل به آنها 27)حبس نمودن حقوق بدون عذر 28)دروغ 29)تکبر 30)اسراف و تبذیر (تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین تر از هدر دادن مال شخص است) 31)خیانت 32)غیبت 33)سخن چینی 34)اشتغال بالملاهی( یعنی اشتغال با آلات لهو که متاستفانه رایج است) 35)سبک شمردن حج 36)ترک نماز 37)جلوگیری از زکات 38)اصرار بر انجام گناهان صغیره 39)برای خدا شریک قرار دادن 40) انکار نمودن آنچه که خدا فرموده 41)جنگ با اولیا خدا همان گونه که مشاهده کردید،در بین این گناهان تعداد قابل توجهی با زبان انجام می شود یا زبان به طور غیر مستقیم در انجام آن ها دست دارد. پس بیاییم زبانمان را کنترل کنیم و هر سخن بیهوده ای را از آن جاری نسازیم . حسن ختام کار را با حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام به اتمام می رسانیم: حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «من عرف الله و عظمه منع فاه من الکلام و بطنه من الطعام و عنا نفسه بالصیام والقیام » آن کس که خدا را شناخت و او را باعظمت یاد کرد باید مواظب دهان خود باشد و هر حرفی را نزند شکم را با هر غذایی پر نکند و کنار هر سفره ای ننشیند، عنان نفس را با گرفتن روزه و خواندن نماز در دست گیرد. (اربعین شیخ بهایی، ص ۷۶، ح ۲) |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۳۱/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من می گم ریشه همه گ
ناه ها دزدیه، وقتی دروغ می گ یحق یک نفر رو از شنیدن حقیقت دزدیدی، وقتی زنا می کنی آبرو و ناموس مردم رو می دزدی، وقتی حرام می خوری روزی یک نفر دیگر رو می دزدی، وقتی چشم چرانی می کنی امنیت و اعتماد یک نفر رو می دزدی، وقتی غیبت می کنی حرمت یک نفر رو می دزدی، وقتی ظلمی می کنی حق کسی رو می دزدی، وقتی تمسخر می کنی حرمت کسی رو می دزدی، وقتی مست می کین عقل خودت رو می دزدی، و وقتی هر کدام از گناهان رو انجام می دی رحمت خدا رو از خودت می دزدی دزد نباشیم |
|||
|
|
۲:۵۵, ۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام و خسته نباشيد
ريشه تمامي گناهان در "حرص به دنياست" چرا كه اگر اين عامل نباشه هيچ گناهي به وجود نمي آد. خداوند منان نگهدارتان باد |
|||
|
|
۱۷:۳۱, ۷/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۰ ۱۷:۳۴ توسط سيپ.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
اينكه نمي دانيم علت اينكه عملي گناه است رو نمي دونيم باعث بيشتر گناه ها ميشه. به نظر من گناه باعث ميشه چيزهاي زيبايي كه خداوند تو اين دنيا قرار داده رو نبينيم و در نهايت در تكامل بشريت خللي وارد كنيم. و هر چه به طرف گناه برويم به جاي ديدن زيبايي هاي عيق و دروني ، زيبايي هاي زودگذر و فاني رو مي بينيم و در درك خداوند عاجز مي مانيم. سلام به نظر من علت اصلي انجام دادن گناه اينه كه بيشتر اوقات به نتيجه كارمون كوچكترين فكري نمي كنيم . اينكه گناه مانع از تجربه هاي واقعي زيبايي مي شه و مانع از درك خداوند. زماني كه گناه مي كنيم به تنها چيزي كه فكر مي كنيم لذت است و زماني بعد از گناه هيچ احساس خشايندي نداريم اين به اين دليله كه لذت گناه مقطعي است . در صورتي كه گناه را رها كنيم زيبايي هاي واقعي را كه خداوند در وجودمان نهاده درك خواهيم كرد و اين يعني لذت واقعي. |
|||
|
|
۱۸:۲۱, ۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
مهمترین دلیل انجام گناه مطمئنن اینه که
ما خدا رو ناظر بر اعمال خودمون نمی دونیم اگر خدا رو در هر لحظه کنار خودمون احساس کنیم گناه هم نمی کنیم |
|||
|
|
۱۰:۴۱, ۲/مهر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
راه های پاک شدن از گناه کدام است؟
راه های آمرزش و بخشودگى گناه متعدد است که در ذیل بدان اشاره می کنیم: 1- توبه و بازگشت بسوى خدا با شرایط آن. 2- انجام کارهاى نیک فوق العادهاى که سبب آمرزش اعمال زشت مىگردد. 3- پرهیز از گناهان" کبیره" که موجب بخشش گناهان" صغیره" میگردد. 4- تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی های مومنان را می زداید. 5- شفاعت. البته باید توجه داشت که شفاعت به شرط تغییر و تحول فرد گناه کار از وضعیت قبلی و داشتن قابلیت های لازم برای آمرزش، موجب پاک شدن او از گناهانش می شود 6- عفو الهى که شامل افرادى مىشود که شرایط و شایستگى آن را داشته باشند. یعنی شامل مؤمنانى می شود که از نظر عمل کوتاهى یا آلودگى داشتهاند. از آیات متعدد قرآن مجید استفاده مىشود که وسائل آمرزش و بخشودگى گناه متعدد است که در ذیل بطور خلاصه بدان اشاره می کنیم: 1- توبه و بازگشت بسوى خدا که توأم با پشیمانى از گناهان گذشته و تصمیم بر اجتناب از گناه در آینده و جبران عملى اعمال بد، بوسیله اعمال نیک بوده باشد. آیاتى که بر این معنى دلالت دارد فراوان اند اما ما به جهت اختصار تنها به آیه ای اشاره می کنیم: «هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ"[1]: او است که توبه را از بندگان خود مىپذیرد و گناهان را مىبخشد" » حقیقت" توبه" ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم جدی بر ترک گناه در آینده است، و جبران کارهایى که قابل جبران است. گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنى است. به این ترتیب ارکان توبه را مىتوان در پنج چیز خلاصه کرد:" ترک گناه- ندامت-تصمیم بر ترک در آینده- جبران گذشته- استغفار.[2] 2- کارهاى نیک فوق العادهاى که سبب آمرزش اعمال زشت مىگردد، چنان که قرآن مىفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ[3]»، کارهاى نیک آثار پارهاى از گناهان را از بین مىبرد. 3-پرهیز از گناهان" کبیره" که موجب بخشش گناهان" صغیره" مىگردد «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً [4]اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى مىشوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را مىپوشانیم و شما را در جایگاه خوبى وارد مىسازیم.»[5] 4- تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا بار گناهان مومنان را سبک می کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می زداید[6]. 5- شفاعت: حقیقت شفاعت ضمیمه شدن موجودى قویتر، به موجود ضعیف تر براى کمک به او است. این کمک ممکن است براى افزایش نقاط قوت و یا پیرایش نقاط ضعف باشد[7]. مفهوم شفاعت از نظر اسلام و آیات قرآن[8] معنایی است که بر محور دگرگونى و تغییر و تحول در" شفاعت شونده" دور مىزند. یعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مىسازد تا از یک وضع نامطلوب و درخور کیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع، خود را در وضع مطلوبى قرار دهد که شایسته و مستحق بخشودگى گردد. ایمان به این نوع شفاعت در واقع یک مکتب عالى تربیت و وسیله اصلاح افراد گناهکار و آلوده، و موجب بیدارى و آگاهى آنان است. [9] بر حسب روایات فراوان «مقام محمود» که در قرآن کریم به رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وعده داده شده همین مقام شفاعت است و نیز آیه شریفه: «ولسوف یعطیک ربک فترضی»؛ و همانا پروردگارت (آنقدر) به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی، اشاره به آمرزش الهی است که به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال کسانی که استحقاق دارند می شود. بنابراین، بزرگترین و نهایی ترین امید مؤمنان گنهکار، شفاعت است و این شفاعت مورد نظر اسلام با شرایط خاص آن یکی از راههای تربیت افراد و ایجاد امید به جبران کاستیها برای پاک شدن از گناهان و حرکت و تعالی به سوی ارزش ها است. 6- عفو الهى[10] که شامل افرادى مىشود که شایستگى آن را دارند و آنان مؤمنانى هستند، که از نظر عمل کوتاهى یا آلودگى داشتهاند. اینان اگر مشمول عفو الهى شوند و شایسته آن باشند به گروه بهشتى مىپیوندند، و اگر مشمول عفو الهى نشوند به دوزخ مىروند اما ماوى و جایگاهشان آنجا نخواهد بود و تا ابد در آن باقی نخواهند ماند.[11] مجددا یادآورى مىکنیم که عفو الهى مشروط به مشیت او است و به این ترتیب یک مسئله عمومى و بدون قید و شرط نیست، و مشیت و اراده او تنها در مورد افرادى است که شایستگى خود را عملا به نوعى اثبات کردهاند. بنا براین خداوند متعال که آفریننده انسان و به تمام ویژگی های او آگاه است پاک شدن از همه گناهان (هر چند گناهان بزرگ باشند) را ممکن دانسته و همگان را به سوی رسیدن به آن دعوت فرموده و وعده آمرزش و عفو داده است، تا جایی که نا امیدی از عفو و بخشش الهی را بالاترین گناه شمرده است. همه پیامبران الهی برای رسانیدن مردم به دریای بی کران رحمت الهی مبعوث شده اند تا جایی که پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، پیامبر رحمت خوانده شده است. نکته ای که باز در پایان بر آن تاکید می کنیم اینست که اگر شخص مؤمن، ایمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ کند و مرتکب گناهانی نشود که سلب توفیق و سوء عاقبت و سرانجام شک و تردید یا انکار و جحود را به بار می آورد، و در یک جمله «اگر با ایمان از دنیا برود» به عذاب ابدی، مبتلا نخواهد شد. گناهان کوچکش به واسطه اجتناب از کبائر، بخشوده می شود و گناهان بزرگش به وسیله توبه کامل و مقبول، آمرزیده می گردد، و اگر موفق به چنین توبه ای نشد تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا بار گناهانش را سبک می کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می زداید و اگر باز هم از آلودگی های گناهان پاک نشد به وسیله شفاعت – که تجلی بزرگترین و فراگیرترین رحمت الهی در اولیاء خدا به ویژه رسول اکرم و اهل بیت کرامش (علیهم الصلوة والسلام) می باشد – از عذاب دوزخ نجات خواهد یافت. ولی در عین حال نباید از «مکر الهی» ایمن شوند و باید همیشه بیمناک باشند که مبادا کاری از آنها سر زده باشد یا سر بزند که موجب سوء عاقبت و سلب ایمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنیوی به حدی در دلشان رسوخ یابد که (العیاذبالله) با بغض خدای متعال از این جهان بروند[12]. منبع: http://islamquest.net/fa/archive/question/fa860 [1] شورى: 25. [2] تفسیر نمونه، ج24، ص: 290 [3] هود- 114 [4] نساء: 31 [5] آموزش عقاید، مصباح یزدی، ص477. [6] آموزش عقاید، مصباح یزدی، ص481. [7] برای آگاهی بیشتر، نک: سؤال 350، نمایه: مفهوم شفاعت در اسلام؛و سؤال 124، نمایه: شفاعت و رضاى الهى. [8] سجده: 4، زمر: 44، بقره: 255، سبأ: 23و... [9] تفسیر نمونه، ج1، ص: 233 [10] شورى: 25. [11]-تفسیر نمونه، ج26، ص: 111 [12] آموزش عقاید، مصباح یزدی، صص481و 482. |
|||
|
|
۰:۱۲, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشا و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما
قطعا خداوند شرک را نمیبخشد و غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد خواهد بخشید و کسی که به خداوند یکتا شرک میورزد و کسی را با او موازنه میکند قطعا دروغی ساخته و گناه بزرگی مرتکب شده است سوره النسا ایه 48 سلام بر همه کاربران و دوستان محترم ! بنده طلبه سطح عالی حوزه علمیه هستم و افتخار دارم در این تالار مباحثی را خدمت عزیزان تقدیم کنم که ان شا الله تعالی مورد نیاز ایشان باشد و زمینه ترقی معرفتی همه ما را فراهم کند ... خداوند یکتا همان موجود بی همتایی که عالم وجود از ان اوست راه سعادت را بر بندگان خود مشخص نموده و بوسیله حجت نهان و حجت اشکار حجت خود بر بشر تمام کرده و هر گاه یکی از ایشان از روی خطا به گناهی الوده شود به او بشارت بخشایش داده حتی گناهان بزرگ نیز قابل بخشایش است ... تنها گناهی که خداوند صراحتا توبه را در مورد ان نمیپذیرد شرک بالله است که متاسفانه امروزه میان عوام شیعه بسیار دیده میشود و قابل اصلاح نیست ... امیدواریم خداوند یکتا ما را از این گناه نابخشودنی که هیچ گاه غضب الهی در مورد ان خاموش نمیگردد محفوظ بدارد و ما را روز به روز به توحید و توجه به سوی خود سوق دهد .... موفق باشید |
|||
|
|
۰:۲۱, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
نقل قول: جناب طلبه! مگر شما معنی غفر را نمی دانید؟ غفران به معنی بخشش نیست به معنی پوشاندن است خدا گناه مشرک را نیز در صورت توبه میبخشد ولی نمی پوشاند |
|||
|
|
۰:۲۷, ۳۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۲ ۰:۳۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
[/quote]تنها گناهی که خداوند صراحتا توبه را در مورد ان نمیپذیرد شرک بالله است که متاسفانه امروزه میان عوام شیعه بسیار دیده میشود و قابل اصلاح نیست
موفق باشید [/quote] حالا اين شرك چي هست ؟ چند تا نمونه مثال بزنيد شايد ما هم مشرك شديم به اين خدايتان در ضمن شيعه فقط مادرمون زهراي اطهر بوده و هست كه اون الصديقه شهيده رو مشركان و كافران به ضرب لكد و قلاف شمشير و به آتش كشيدن درب خانه اي كه جبرائيل و حتي رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدون اذن داخل نمي شدند و مسمار در به شهادت رساندند. لطفاً اينقدر شيعه شيعه نگيد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا گناه می کنیم؟p# | نسیم | 24 | 15,328 |
۷/خرداد/۹۷ ۱۶:۴۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ | علی 110 | 32 | 34,770 |
۸/شهریور/۹۶ ۹:۰۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| بدتر از گناه !!... | مصباح | 0 | 1,278 |
۱۳/فروردین/۹۴ ۰:۱۱ آخرین ارسال: مصباح |
|
| یافتم، یافتم!!!! چه جوری میشه از گناه بدم بیاد؟؟(پست ویژه)$# | علی 110 | 32 | 19,637 |
۲۹/آذر/۹۳ ۲۲:۱۵ آخرین ارسال: Tolou |
|
| دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله) | وحید110 | 7 | 4,390 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۲۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی | عالم مقدس ملکوت | 77 | 34,537 |
۱۴/دی/۹۲ ۱۷:۱۲ آخرین ارسال: علی 110 |
|










