|
یافتم، یافتم!!!! چه جوری میشه از گناه بدم بیاد؟؟(پست ویژه)$#
|
|
۰:۰۹, ۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۱ ۱۷:۳۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام مدتها برام سوال بود که خدایا چی میشه که من از گناه بدم بیاد استاد ما میگه که روی همه ی گناهان را یک لایه شکلات کشیدن ، ظاهر خوشمزه ای داره ام زیرش لجن و کثافته این گناه لعنتی خوشمزه است اگه خوشمزه نبود برای نفس که آدم به طرفش جذب نمیشد خوب چه خاکی بر سرم بریزم؟ شنیدید که ارشمیدس بعد از کشف مسائل مربوط به وزن مخصوص و چگالی و حجم و... در حمام همانجوری از حمام پرید بیرون و فریاد زد یافتم یافتم و... حالا خدا رو شکر با اینکه ما هم یافتیم یافتیم اما به لطف خدا لباسهایمان تنمان بود و اما بریم سر اصل مطلب چگونه آدم از گناه بدش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر انسان توفیق پیدا کنه با کسی آشنا بشه و ربط پیدا بکنه که اون شخص حقیقتاً از گناه بیزار باشه، خود به خود اثر تکوینی این ربط روحانی بین روح من و اون شخص میشه اینکه من هم از گناه بدم بیاد چند نکته اینجا لازم است: 1- این ربط از بالا به پایین است من نمیتونم ایجادش کنم کسی که مرتبه ی عبودیتش بالاتر از من هست باید این اذن رو بده تا ارتباط روحانی بین روح اون شخص و من ایجاد بشه (شنیدید میگن یا صاحب الزمان نظری به ما کنید، یا تحولات شگفت انگیز که بعضی از انسانها بعد از مواجه شدن با یه آدم اهل دل پیدا میکنند!!!!!!!!!!!! اینها همه نتیجه ی همین راه دادن هست آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند, آیا بُوَد که گوشه ی چشمی به ما کنند [/i]) 2- نکته ی دوم: با اینکه باید از بالا به پایین این ربط ایجاد بشه اما مقدماتش دست ما است مقدماتش هم میشود تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت و گدایی و تلاش در مسیر بندگی و.... یه وقتایی هم خدا از فضلش (فضل یعنی بی استحقاق بخشیدن) به آدم حال میده البته باید شکر این نعمت رو به جا بیاره حالا القصه بنده، خدا یه لطفی کرد بهم برای رفع یک سوال و شبهه رفتم سراغ یه آدم خفن بعد که ارتباطم با اون تموم شد و جواب سوال و گرفتم دیدم در وسط خیابان های شهر اولیای خدا تهران با اینکه پر است از حوری و قوری اما حالم از همشون بهم میخوره به طرز حیرت انگیزی حالم داشت به هم میخورد به محض اینکه چشمم میخورد به حوری های کف خیابان انگار یه سیخ داره میره توی چشمم الله اکبر [b]چه اثر حیرت انگیزی داره ایجاد ارتباط حقیقی و محبت حقیقی پیدا کردن نسبت به دوستان خدا دوست شدن با دوستان خدا از اینجا تازه فهمیدم معنی این حدیث نبی مکرم اسلام چیست که می فرمایند: رسول اکرم میفرمایند: ُ يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ إِيمَانٌ وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ ای علی حب و محبت تو، تقوا و ایمان است و بغض و دشمنی باتو کفر و نفاق است این حدیث شریف در منابع بسیار معتبر مانند أمالی و معانی الأخبار شیخ صدوق، روضة الواعظين فتال نیشابوری و... آمده است. حالا این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تقوا، خویشتنداری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تقوا آن چیزی هست که نتیجه وجود آن در انسان میشود خویشتن نگهداری و پرهیزگاری. خوب محال ممکن است حب معصیت و حب علی بن ابیطالب در یک قلب جمع شود در یک لحظه!!!!!!!!!!!!! از اینجا میفهمیم که ما محبتمان به مولا علی آبکی است تا حدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خیال میکنیم که محبت ما زیاد است به مولا اما برای اینکه خیلی دپرس نشیم توضیح بدم که: امکان نداره کسی محب علی بن ابیطالب باشه اما بعد از اینکه خدایی نکرده گناه کرد بگه به به عجب گناهی کردم یعنی محب علی بن ابیطالب حتماً بعد از گناه از کارش پشیمونه مثل... و میگه خدایا... خوردم نفهمیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حب گناه و حب علی بن ابیطالب در یک قلب جمع نمیشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به خاطر همین هست که در تعریف حداقل ایمان روایت داریم که نشانه ی داشتن حداقل ایمان این است که انسان از ارتکاب به گناه و معصیت احساس ندامت کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما مهمترین نتیجه ای که میخوام از این بحث بگیرم بحث همنشین و رفیق است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اول به این آیه ی قرآن کریم خوب توجه فرماید: يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا﴿۲۸-فرقان﴾
اى واى كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم(۲۸) و به این بیت عمیقاً بیاندیشید دریغ و افسوس که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق نتیجه ی مقدماتی بحث من در یک جمله: اگر انسان توفیق پیدا کنه با کسی آشنا بشه و ربط پیدا بکنه که اون شخص حقیقتاً از گناه بیزار باشه، خود به خود اثر تکوینی این ربط روحانی بین روح من و اون شخص میشه اینکه من هم از گناه بدم بیاد به زودی بیشتر اگه خدا توفیق بده در موردش صحبت میکنم به امید خدا!!!!!!!!!! إن شاء الله دوستان علاقه مند بحث تکمیلی رو حتماً از این لینک دنبال بفرمایند http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...#pid108769 البته حواستون باشه که اینها مطلقاً جوازی برای مجاهده ی نفس برای ترک معصیت نیست!!!!! به شدت به این پست توجه کنید! قسمتی از آن را که به دردمان میخورد اینجا ذکر میکنم:
من یه دوست خیلی باحالی دارم از دوران دانشجویی که اس ام اسهای بسیار ارزشمندی گه گاه برام میفرسته یکی از این اس ام اس ها این بود "ای خدا، اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم! خدایا من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی " مناجات شعبانیه خوب من به شدت به فکر فرو رفتم در مورد همون جمله ای که آبی رنگ و بُلدش کردم زنگ زدم به استاد و ازشون پرسیدم: استاد بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم چون من میدونم زورم به نفسم نمیرسه! ... و اما جواب شاگرد اول استادِ استاد به این سوال که: بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم جان من ببینید چه جواب حیرت انگیز و دقیقی به من دادند! گفتند: اولاً این فراز مناجات شعبانیه مال من و شما و در مرحله ی ما نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مال اولیای خدا است در مرحله ی ترک اولا و ترک هر آنچه از منِ خودشون باقی مونده که جز با تابش عشق خدا به دلشون نمیتونن بهش دست پیدا کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد گفتند: برای امثال من و شما همون مجاهده فعلاً لازم هست خیلی خیلی خیلی نکته مهم است دوستان ایشان خیلی دقیق فهمیدند که در نفس چموش بنده چه چیز نهفته که اساساً این سوال رو پرسیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایشون فهمیدن که من از روی تنبلی میخوام یه جورایی پُلیتیک و میونبری بزنم به بهانه ی عدم توان مقابله و مبارزه و مجاهده و یه میانبوری بزنم و بپیچونم این مجاهد رو! بعد ادامه دادند راه برای من و شما و امثال ما در مرحله ی ما مجاهده است (داخل پرانتز ببینید چه قدر بزرگوارند ، من رو با خودشون یکی میکنند در کلام الله اکبر از این تواضع مردان خدا!!!!!!!!) بعدش من گفتم ، حاج آقا خوب من که زورم نمیرسه آخه، هی دو قدم میرم جلو هی چنان خرابکاری میکنم که اصلاً نمیشه گفت ، مثل چی میخورم زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جمله ی گوهر باری گفتند: گفتند: عیبی نداره هر بار میخوریم زمین باز با تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل بیشتر به اهل بیت بلند میشیم!!!!!!!!!!!!!!!!! خلاصه گفتند فکر میونبور و راه اس ام اسی و تلفنی و کپسولی و آمپولی برای آدم شدن از ذهنت خارج کن، باید جون کند این عبارت باید جون کند هم مال خودشون هست!!!!!!!!!!! بعد ادامه دادند گفتند توی قرآن گفته إن الله یحب التوابین، إن الله یحب المحسنین، إن الله یحب متوکلین، إن الله یحب المتطهرین و.... گفتن خدا میگه من توبه کنندگان و نیکوکاران و متوکلین و پاکیزگان و... دوست دارم در گام اول ما باید سعی کنیم شبیه بشیم تا اونجایی که میتونیم به کسانی که خدا گفته دوستشون داره بعد که ما شبیه شدیم درحد توانمون به کسانی که خدا گفته من اونا رو دوست دارم، خود خدا محبتش هم میگذاره در قلبمون بعد اضافه کردن، البته هیچ مسئله ای هم نیست که ما در همین مرحله هم از خدا بخواهیم که خدا محبتش رو بگذاره در قلبمون، اما مطلقاً به این معنا نیست که ما در این مرحله سر سوزنی بخوایم به این بهانه که ما نمیتونیم ترک معصیت کنیم از مجاهده کم بگذاریم! اساس مجاهده است ولو که هزاران بار هم بخوریم زمین و راهی جز این نیست باید زحمت کشید و جون کند! التماس دعا برای پدر و مادرم |
|||
|
۰:۳۷, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
عجب تایپیکی نوشتید برادر عالی بود هر که خواهان او باشد از غیر او بیزار است هر که عاشق او شود از غیر او بیزار است لا اله الا الله آری به خدای یگانه و نه به غیر خدا غیر خدا باطل است و باطل گناه است هر که عاشق خدا باشد عاشق غیر او نخواهد شد و بیزار از گناه است |
|||
|
|
۶:۵۱, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . . علی آقا این چیزی که شما میگی درسته ، خیلی هم درسته... اما سوال اینجاست که چطور میشه با این طور آدما رابطه برقرار کرد؟... رابطه عمیق هم نه همان رابطه خیلی سطحی برای من و امثال من کافیه... این طور مردان خدا به راحتی با هر کسی رابطه برقرار نمی کنند... همنشین آدمهای لنگ و داغون(مثل من) نمیشن ... چه کنیم؟؟؟ |
|||
|
|
۹:۳۳, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام.
اولش که تیتر رو خوندم خیلی خوشحال شدم ولی بعد .... حالم گرفته شد. این جور آدما که ما رو نمیپسندن.شاید به عقیده ی این جور آدم ها ما بوی گند گناه میدیم . شاید اصلاً با ما صحبت هم نکنن. پس چطور ممکنه راهنمای ما بشن ؟ کاش کی ما رو همینجوری که هستیم قبول میکردن . کاش کی میذاشتن در ارتباط باهاشون میتونستیم خودمون رو درست کنیم ! کاش کی مقدمه نداشت اصلاً. کاش کی .... دلم بدجور گرفت.... یعنی من کی میتونم خودم رو درست کنم که لیاقت پیدا کنم یکی از این اولیاء خدا راهنمای منم بشن ؟ گویا من از اونی که فکر میکنم گناهکارترم ! چه درد آور ! |
|||
|
|
۱۰:۲۴, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام موضوع بسیار جالبی بود . یه تاپیک رو یه بنده خدا که ارتباط داره ایجاد کنه و به سوالات جواب بده . چه اشکالی داره که ارتباط با همین تاپیک برقرار بشه تا ما هم فیضی ببریم . نکته همه استادان حقیقی همینه که متاسفانه پیدا کردنشون بسیار سخته . من خودم چند بار تو تله آدم نماها گیر افتادم . کسانی که خودشونو استاد میدونن اما زبان تلخ و عدم رعایت حدود شرعی از رفتارشون میبارید . برا همین کشیدم کنار و به کتابها رو آوردم . |
|||
|
|
۱۸:۴۶, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه در تعقیبات و غیر آنها، و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه، و زیارت علما و صلحا و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول است و باید روز به روز مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و برعکس کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و دوری از عبادات و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان مبدل میشوند؛ پس مجالست با ضعیف الایمان در غیراضطرار و برای غیرهدایت آنها، سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد.
العبد الحی آیت الله بهجت دامت برکاته!!!
|
|||
|
|
۱۸:۵۱, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بنده هم یه همچین تجربه ای داشتم
البته یه جورایی گوشم پیچونده شد ![]() یعنی با زبون بی زبونی بهم فهمونده شد : برادر هنوز خیلی کوچولویی!!!
|
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۱۸:۵۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۸/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۴)mahdy_mir نوشته است: یه تاپیک رو یه بنده خدا که ارتباط داره ایجاد کنه و به سوالات جواب بده . چه اشکالی داره که ارتباط با همین تاپیک برقرار بشه تا ما هم فیضی ببریم . ![]() عزیز برادر خوب این علی 110 نه تنها یک تاپیک بلکه هر تاپیکی که میزنه برایند همین ارتباطهاست وگرنه خود گاگولیش که چیزی حالیش نیست عزیز برادر ![]() به زودی در مورد استاد هم نکاتی رو خدمت دوستان عرض میکنم اما چه کنم که تاپیک های ارزشمندی در تالار مهجور مانده در بین خیل عظیم تاپیکهای.... مراجعه کنید به این تاپیک بسیار بسیار مهم داستان مهمی در باب سحر و جادو و عرفان حقیقی و عرفان های دروغین!!! در مورد استاد هم اگه شد عمری و توفیقی بود إن شاء الله در حد وسع اندک نکاتی تقدیم رفقای بزرگوارم خواهم کرد عجالتاً این تاپیک را مطالعه فرماید (B+) معیاری برای گمراه نشدن!!!!# |
|||
|
|
۱۹:۳۵, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
هرکی قضیه رو سخت تر بگیره،بیشتر تو منجلاب فکرش فرو میره.
اگه کسی بخواد دوست خدا باشه،لازم نیست حتما نماز شب بخونه و به جای "سلام" بگه "سلام علیکم و رحمته الله و برکاته" نیاز نیست شب و روز و روز و شب یه کتاب دعا بگیره دستش و کل دعا هارو روزی صد بار بخونه و حفظ کنه! ما اگه نمازهامون رو سروقت بخونیم و سعی کنیم که کمتر گناه کنیم،خود به خود همه چی درست میشه |
|||
|
|
۲۲:۵۲, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بله دین رو نباید خیلی سخت گرفت
اما ما در این بخش تالار یعنی اصول عقاید شیعه از خودمون اظهار نظر شخصی در مورد دین خدا نمیکنیم چون دین خدا صاحب داره به زودی لزوم خلوت شبانه داشتن برای رسیدن به مقام قرب الهی را بر طبق آیات قرآن و روایات تقدیم میکنم در ضمن پسر خوب ، بسیار پسندیده است که یاد بگیریم به جای نظر شخصی دادن در باب مسائل دینی کلاممان مستند باشد به آیات و روایات اگه همین رو یاد بگیریم خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی جلو می افتیم در راه عبودیت خدا دین خدا صاحب داره و صاحبش گفته که چگونه باید دین داری کرد نه بنده و نه هیچ کس دیگری یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟& | MESSENGER | 16 | 13,464 |
۱۴/تیر/۹۳ ۱۸:۳۱ آخرین ارسال: میثاق |
|






الله اکبر از این تواضع مردان خدا!!!!!!!!








