|
در زندگی فهمیدم که...
|
|
۱۷:۱۷, ۲۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام بر همه ی دوستان عزیزم
در اینترنت مشغول وبگردی بودم که مطلبی از استاد مصباح توجه ام را به خودش جلب نمود: آيتالله محمدتقي مصباحيزدي با اشاره به روز مبعث و نقش هدايتگري پيامبر اكردم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: اگر خداوند، پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را فرستاد تا جامعه را اصلاح و مردم را هدايت كند، پس چرا اينطور نشد؟ آيا برنامهيي كه خداوند فرستاد ناقص بود؟ وجدان ما هيچوقت به اين رضايت نميدهد كه بگوييم دين ناقص است. رييس موسسه آموزشي امام خميني افزود: «پس از 80 سال به اين رسيدهام كه سر مساله اين است كه اصلا اين عالم براي اين آفريده نشده كه همه به زور به سعادت برسند و اصلاح شوند.» به نقل از : http://www.entekhab.ir/fa/news/115354 من بعد از خواندن این صحبت استاد مصباح گفتم که این سوال را از همه ی دوستان بپرسم و ببینیم که ما در دوره ی جوانی مان واقعا و حقیقتا چی از زندگی فهمیده ایم؟ ابتدا خودم من تا الان از زندگی فهمیده ام که: اگر فقط به اندازه ی قوانین راهنمایی و رانندگی از قوانین دینی در زندگی مان استفاده می کردیم و قوانین دین و رعایت آن در زندگی مان به یک باید همیشگی و روزمره تبدیل شده بود تا الان هیچ مشکلی وجود نداشت و هرگز هیچ نوع مشکلی هم به وجود نمی آمد خوشحال می شوم که نظر دیگران دوستان را هم بدانم... |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۲۴, ۲۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۲:۲۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تو زندگی فهمیدم هر طور با پدر مادرت برخورد میکنی همونطور با امام زمانت برخورد میکنی(احترام و اطاعت اوامر) تو زندگی فهمیدم اگر حتی اوامر والدین کمی هم اشتباه باشه خدا خیر رو تو همون صحبتشون قرار داده و باید اطاعت کنی تو زندگی فهمیدم (شدیدا فهمیدم) بغیر از اندکی از خواص الناس عبید الدنیا .... تو زندگی فهمیدم کمال همنشین تو شما بخوای نخوای اثر میکنه پس مواظب اطرافیات باش و اگر لازم بود تنها باش تا خدا دوست خوب رو برسونه تو زندگی فهمیدم دنیا دار مکافاته و ظالم تو همین دنیا بصورت اشانتیون البته جزاشو میبینه بازم هست... |
|||
|
|
۲۳:۲۷, ۲۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۲۳:۴۱ توسط مرتاح.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
در زندگی خیلی چیزها فهمیدم ولی همه اونها یه طرف این چیزی ک پایین با آبی نوشتم طرف دیگه... "و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا" و هرکس از خدا پروا کند برای او راه بیرون شدنی قرار می دهد از جایی که حسابش را نمیکند به او روزی میرساند و هرکس برخدا اعتماد کند او برایش کافی است.براستی خدا برای هرچیزی اندازه ای مقرر است فهمیدم که هیچ کسی توی عالم نمیتونه عزت کسی رو از بین ببره...و هیچ کسی هم نمیتونه به کسی بی دلیل عزت بده... این خداست که به هرکی بخواد عزت میده و به هرکی هم که نخواد........ فهمیدم جهان بر پایه عمل و عکس العمل شدیدا میچرخه... |
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۲۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۲۳:۴۸ توسط mahpare.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
امروزت رو خوب زندگی کن....
|
|||
|
|
۰:۱۰, ۲۳/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۲ ۰:۴۸ توسط help me.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
من به شخصه در زندگی فهمیدم هزار معجزه و دستگیری از طرف خدا بازم بیاد من باز اشتباهات خودم رو تکرار میکنم
فهمیدم هرچه خدا به من لطف میکنه و نعمت میده باز من کفران نعمت میکنم فهمیدم همیشه تصمیم بر خوب بودن و کار نیک انجام دادن داشتم ولی دریغ از یه قدم شروع کردن فقط وقت رو هدر میدم فهمیدم خدا منو رو افریده برای بندگی و خدمت به خلق ولی من دو دستی چسبیدم به این دنیا ی فانی ولی ذره ای برای اون طرف که ابدیست توشه ای برنداشتم فهمیدم خدا عمر نوح رو هم که به من بده بازم من همین هستم که هستم و تلاشی برای اون طرف و رسیدن به کمال نمیکنم هرچند میدونم اونطرف میگم خدایا کاش بیشتر عمر میدادی تا کارنیک کنم! فهمیدم زندگی خیلی کوتاهه و لحظه لحظه اش با ارزشه ، یهو میگن بیا جمع و جور کن که باید بری ولی من دستم خالیه فهمیدم هر کسی حتی تو همین دنیا سر خیلی کارای اشتباه و گناهایی که کرده نتیجه شو میبینه و به قول معروف "هردستی بگیری همون دست پس میگیری" فهمیدم فقط و فقط خداست که همیشه هوام رو داره پس باید همه سعی رو برای جلب رضایت کسی بکنم که تنها وبزرگترین تکیه گاهم هست " الهی وَ ربٌی مَن لی غَیرُک" . فهمیدم واقعا بهترین و کاملترین و راحترین دین اسلامه و بهترین راهنما قران و سنت پیامبر وائمه است که اگه بهش عمل میکردیم همین دنیامونم گلستون میشد . در پناه حق |
|||
|
|
۱۷:۵۳, ۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۲ ۱۷:۵۴ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
در زندگی فهمیدم گاهی اوقات
فکر می کنی که کسی یا چیزی یا مساله ای دیگر برایت خاطره شده است اما بعد از سالها و ماه ها وقتی روزی می بینی که خاطره ات در دنیای واقعی هست زنده هست نفس می کشد زندگی می کند می فهمی که خاطره ات برایت تمام نشده است و تو می مانی و خاطره ای که هنوز زنده هست و زندگی می کند اما اما از تو جدا شده وقتی به او نگاه می کنی وقتی به او خیره می شوی حال عجیبی پیدا می کنی وقتی که می بینی گذشته تو هنوز زنده است و در جای دیگر زندگی می کند ساکت می شوی دو دل می شوی که به سمتش بروی یا نروی اما حرفی نداری که بخواهی بزنی چون زمان عوض شده است افکار و عقاید و باورهای تو عوض شده است اما تو تو آدم همان گذشته ای اما تنها تفاوت تو این است که با همان گذشته ای که در آن و با آن زندگی می کردی شاید امروز به او می خندی چون تو به باطل بودن او پی برده ای یا شاید به او افتخار می کنی چون تاثیر خوبش را در امروزت می بینی یا شاید هم هر دو می بینی گذشته نگذشت گذشته زنده هست و در گوشه و کناری در دنیای واقعی یا در ذهن ما زندگی می کند این ما هستیم که گذشتیم ما آدمهای همان گذشته ایم ما ما طبق گذشته ی مان در دو سرای مجازات می شویم یاد این شعر افتادم که ماييم که اصل شادی و کان غميم سرمايه داديم و نهاد ستميم پستيم و بلنديم و کماليم و کميم آيينه ی زنگ خورده و جام جميم اگر طولانی شد ببخشید
|
|||
|
|
۲:۴۵, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ادعا نمیکنم که فهمیدم! چون اگه فهمیده بودم که الان وضعم این نبود.پس میگم.... در زندگی دانستم که هرکاری میکنیم من باب وظیفه است ، اعمالمون نجاتمون نمیدن حتی اگر شیخ الشیوخ باشیم، به امام حسین علیه السلام باید متوسل شیم. |
|||
|
|
۱۶:۱۰, ۱۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۲ ۱۶:۱۲ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
در زندگی فهمیدم
در زندگی فهمیدم که فاصله ی بین حریت و خریت فقط یک نقطه است خیلی خیلی خوب فهمیدم که: اصل بد نیکو نگردد آنکه بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است امان از اصـــــــــل امان فهمیدم که... خیلی ها حرفی میزنند تا فقط حرفی زده باشند و بیشتر بدبختی ها و رنج های آدمی از همین حرفهای بی فکر و بی منطق است که گاه باعث کدورت و کینه های زیاد می شود. |
|||
|
|
۲۰:۴۵, ۱۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تو زندگی فهمیدم که خیلی نمک نشناسم. نون خدا رو میخورم و کار برای دیگری می کنم! خیلی بی معرفتم. تمام وجودم و زندگی ام در دستان مهربان خداست و من از ترس به چیز دیگری متوسل می شم! درکل فهمیدم خیلی ظالمم. |
|||
|
|
۲۱:۰۲, ۱۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تا حالا فهمیدم که چقدر وقتمو به بطالت گذروندم چه وقتهایی که هدر دادمو میگفتم وقت ندارم فهمیدم که چقدر زود میتونستم شرو کنمو نکردم فهمیدم که گاهی خودم هم به حرفهایی که میزنم ایمان ندارم و گرنه شعار نمیدادمو کمی هم عمل میکردم فهمیدم که چقدر دنیا کوچیکه و و چقدر میتونه بزرگ باشه ، اینقدر که توش گم شم فهمیدم که هنوز خیلی چیزا نمیدونم فهمیدم که کاش میفهمیدم
|
|||
|
|
۲۱:۵۱, ۱۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۲ ۲۲:۱۰ توسط Bamdaad.)
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
به قول دوستان گرامی ای کاش جواب این سوال رو خوب بفهمیم . . .
تا جایی که من فهمیدم : - بدون هدف و انگیزه آفریده نشده ایم و یه حکمتی توش هست که اگه خوب بفهمیم میشه : [/font] آنکس که تو را شناخت جان را چه کند--------فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی--------دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند - این فقط و فقط خوبی هست که از انسان میمونه . - تا جایی که میتونی به دیگران خوبی کن و براشون خیر و برکت داشته باش چون اصل آفرینش بر خوبی و محبت هست و ریشه کلمه ی انسان هم از انس و دوستی اومده . - همیشه سعی کن تو کارهات خیر و صلاح توشه ی آخرت ات رو تو اولویت بذاری . - مواظب حرف زدنت باش . امان از این جرم صغیر با جرم کبیر ! - ز گهواره تا گور دانش بجوی . . . و به دیگران هم یاد بده چون : به انسان دانا هنگام مردن باید گریست ولی به انسان هااااای نادان تاااااااا مردن باید گریست . - دین و مذهبی که داریم همه ی خیر و برکتش برای خودمون هست و لا غیر . پس چرا ازش دریغ کنیم . هنوز علم خیلی چیزاش رو نفهمیده . - نمیتونم توضیحش بدک ولی فهمیدن وجود خدا و اینکه یه خالقی دارم که من حبل ورید هست برام خیلی لذت بخشه ولی حیف و صد حیف که خیلی وقتا یادم میره . - فهمیده ام که اگه تاریکی نباشه نور معنی نداره . سردی نباشه گرمی معنی نداره و بدی باشه خوبی معنی نداره پس سعی کنیم به سوی نور و گرما و خوبی حرکت کنیم . - و در آخر هم اینکه خدا ماسوای همممممممه ی خوبی هایی که بهمون داشته ، یکی هست که به همهم شون میارزه اونم اینکه : چهارده معصوم رو برامون هدیه کرده تا الگوی زندگی هامون باشن . نمیشه از هیچ کدومشون گذشت و به اسم نام برد . خوب حالا که این چیزا رو فهمیدیم چقدر بهشون عمل میکنیم ؟ ! ؟ ! ان الانسان لفی خسر . افسوس و صد افسوس [font=B Mitra]یا علی
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











