کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مردی که متهم است؟؟؟
۱۵:۱۷, ۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۹:۲۵ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بار ها برایم پیش آمده که از عقاید این مرد بزرگ سخن گفته ام یا حتی نامش را بر زبان آورده ام و مورد تمسخر غیر مذهبی ها و مورد مواخذه مذهبی ها(افراطی ها) قرار گرفته ام و برایم جالب این بود که هیچکدام از طرفین حتی یکبار هم به نوشته ها سخنرانی ها و عقاید این اندیشمند بزرگ نگاه و توجه نکرده بودند و همان ماجرایه همیشگی ،پیش داوری ،به همین علت تصمیم گرفته ام با معرفی این اندیشمند و عقاید و نوشته هایش ،کمی از بار این مسئولیت و وجدان درد خود بکاهم .(البته این را می دانم که من فقط می توانم بخشی از چهره ی این اندیشمند را نشان بدهم .)
((
نامی آشنا اندیشمند و روشنفکر بزرگ جناب آقای دکتر علی شریعتی))
ابتدا کلام :هیچ مذهبی ،تاریخی و ملتی ،چنین خانواده یی ندارد :خانواده یی که در آن ،پدر((علی))است ، و مادر ((فاطمه)) و پسر ((حسین)) ، و دختر ((زینب)).
[b]به هیچ خانواده یی از جانب ملتی ،این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون ، نثار نشده است !ملت ما ،برگرد در و بام خانه ی ((فاطمه))، یک فرهنگ پدید آورده است !

دکتر علی شریعتی
آثار دکتر علی شریعتی
  • کتاب ابوذر -
  • کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر -
  • کتاب زندگی علی پس از مرگش -
  • کتاب علی تنهاست -
  • کتاب آری برادر چنین بود -
  • کتاب با مخاطب های آشنا -
  • کتاب بازگشت به خوشتن -
  • کتاب انسان بیخود -
  • کتاب انسان و اسلام -
  • کتاب انتظار ، مذهب اعتراض -
  • کتاب عرفان ، برابری آزادی -
  • کتاب فلسفه تاریخ -
  • کتاب فاطمه فاطمه است -
  • کتاب گیاه شناسی -
  • کتاب هبوط در کویر -
  • کتاب ابراهیم در کشاکش یک انتخاب -
  • کتاب جهت گیری طبقاتی اسلام -
  • کتاب خود آگاهی و استحمار -
  • کتاب خداحافظ شهر شهادت -
  • کتاب خودسازی انقلابی -
  • کتاب اگر مارکس و پاپ نبودند -
  • کتاب مذهب علیه مذهب -
  • کتاب ترجمه دفتر اول نیایش از کارل مارکس -
  • کتاب نیاز های انسان امروز -
  • کتاب چه نیازی به علی هست -
  • کتاب پدر و مادر ما متهمید -
  • کتاب پیروان علی و رنجهایش -
  • کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی -
  • کتاب شهادت -
  • کتاب پیام امید به روشن فکر مسئول -
  • کتاب سرود آفرینش -
  • کتاب توحید و شرک -
  • کتاب یک جلوش ، تا بینهایت صفر ها
  • [تصویر: 367328_Vwno4Fb9.jpg]

زندگینامه دکتر علی شریعتی
در یکی از روزهای سال 1312 در خانواده محمد تقی شریعتی مرد دین و خدا، آموزگاری خردمند و انسانی پارسا و کوشا نوزادیچشم به جهان گشود.
پدرش با ارادت خاصی که به پیشوای بزرگ شیعیان و ابرمرد دنیای اسلام داشت، او را" علی" نام نهاد. علی شریعتی دوران کودکی را پشت سر گذاشت و راهی دبستان شد.
علی شریعتی شش سال بعد به دبیرستان فردوسی رفت و سپس دانشسرای مقدماتی را در مشهد به پایان برد. همه آنهائی که علی شریعتی را از نزدیک میشناختند بدین واقعیت اعتراف دارند که میان علی جوان 19 ساله با دیگر جوانان هم سن و سالش تفاوتی قابل درک وجود داشت.
علی شریعتی بر خلاف دیگر جوانان علم و آگاهیش به آموخته هایش در دوره دبیرستان و دانشسرا محدود نمی شد، وی با شوقی بسیار در محضر پدر فاضلش به کسب علم واقعی پرداخته و در آن سن وسال به آگاهی های چشمگیر دست یافته بود که تحصیلات درسی اش اعتبار چندانی در برابر آن آموخته ها نداشت.
علی شریعتی با پایان کار دانشسرا به آموزگاری پرداخت و به کلاس درس قدم گذارد و به کاری پرداخت که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجودش آنرا دنبال کرد.
علی شریعتی در سال 1334 به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکده مشهد وارد گشت ورشته ادبیات فارسی را برگزید.
سال 1335 سالی است که با آن مرحله خاصی در زندگی علی شریعتی آغاز می شود. در این سال علی همسری برمی گزیند و با یکی از همکلاسان خود بنام، پوران شریعت رضوی ازدواج می کند. علی شریعتی ازآن تاریخ با بهره مند بودن از صمیمیت فداکاری، گذشت و جنبه های انسانی همسرش، دغدغه خاطری از بابت زندگی خانوادگی نداشت تا جائی که عمده بارمسئولیت زندگی بر دوش همسر فداکارش بود.
علی شریعتی در طول مدت تحصیل در دانشکده ادبیات با علاقه ای خاص به کار تحقیق و پژوهش در زمینه های مختلف پرداخت و دست به انتشار آثاری چون، ترجمه ابوذرغفاری، ترجمه نیایش اثرالکسیس کارل و یک رشته مقاله های تحقیقی در این زمینه همت گماشت. این همه معرف خصوصیات روحی و جهت فکری ودقت و ارزش کارهای تحقیقاتی جوانی بود که هیچگاه از تفکر، خلق و آفرینش بازنایستاد.
سفر به دیارغرب:
علی شریعتی در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی چون شاگرد اول رشته شده بود، برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.((در سه سال اقامتش در این سرزمین، همراه تحصیل به سازمان آزادی بخش الجزایر پیوست و به همین اتهام در پاریس به زندان افتاد.))
او جزء معدود دانشجویانی بود که بجا و به موقع برای ادامه تحصیل و برخورداری از امکانات وسیع علمی روانه غرب شدند.
علی شریعتی که اندوخته ای به نسبت وسیع از فرهنگ ملی و اسلامی در حد یک انسان با تجربه و صاحب نظر با دنیای پرتلاطم و اقیانوس بیکران فرهنگ غرب برخورد نمود و با قدرت لازم توفیق آن یافت را تا به یاری بینش وسیع و موشکافش آنچه را که نمی دانست بیاموزد و بضاعت و شناخت علمی خود را درزمینه های مختلفی چون، جامعه شناسی، مبانی علم تاریخ ، تاریخ و فرهنگ اسلامی و بسیاری زمینه های دیگرغنی سازد و با برخورداری از محضراستادانی صاحب مکتب و متفکرانی آزاد اندیش پا ازحریم تحصیلات کلاسیک دانشگاهی بیرون نهاد و قدرت اندیشه اش را تعالی بخشید.
بازگشت به وطن
دکترعلی شریعتی پس از بازگشت به ایران مستقیماً به زندان رفت و بعد از چند ماه به خراسان زادگاه خویش رفت جایی که جمع فراوانی از دوستان و پیروان مکتب پدر ارجمند او، انتظارش را می کشیدند. دکتر علی شریعتی به دانشگاه مشهد پیوست و شوق وشوری ناگفتنی در بین دانشجویان بوجود آورد.
مکتب سازندگی حسینیه ارشاد
سال 1348 را باید سالی مهم در تاریخ زندگی دکتر علی شریعتی و در تاریخ حوادث و رویدادهای سالهای اخیر وطنمان به شمار آورد.
در این سال است که درهای حسینیه ارشاد بعنوان یک مرکز فرهنگی اسلامی، به روی همه مردم و بخصوص جوانان گشوده می شود و بعد از سالهای دراز سکوت وسکون موج دوستداران علم و جویندگان حقیقت به سوی این محفل سرازیر می گردد. در این محل است که دکتر علی شریعتی با قدرت و نیروی کم نظیری هرهفته ساعتها به گفتارمی نشیند و درمباحث مختلف سخن می گوید.
علی شریعتی با کنجکاوی ودیدی وسیع از یکسو به تجزیه و تحلیل تاریخ وطنش، تاریخ جهان اسلام، چهره های مقدس و شخصیتهای بزرگ اسلام پرداخت و از سوی دیگر با ظرافت و بینشی خاص به توجیه چگونگی حیات جامعه کنونی وطنش، ضعف های آن ، نابسامانیها، پریشانیها و بالاخره جنبه های انحطاطی آن اقدام نمود و با شجاعتی کم نظیر کوشید تا مردم و بخصوص نسل جوان را از واقعیت های دردناک سرزمین خویش آگاه کند و جامعه هویت از کف داده وطنش را با اصالت های فرهنگ خویش آشنا سازد.
دوران سکوت و زندان
دکتر علی شریعتی با تلاش خستگی ناپذیر شب ها تا صبح سرگرم خواندن و نوشتن بود و روزها بعد از مدت کمی استراحت به سخن گفتن می پرداخت.
هر چه بیشتر می نوشت و بیشتر می گفت اقبال مردم و جامعه به او بیشتر می شد و در عوض دشمنان دین و ملت را به هراس می انداخت . به همین دلیل کار استادی و آموزشی اش در دانشگاه مشهد پایان دادند و بعنوان عنصر نامطلوب از تدریس او جلوگیری به عمل آوردند.
زمانی بعد از ادامه سخنرانیهای دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد ممانعت به عمل آوردند و کمی بعد حسینیه ارشاد را تعطیل ساختند تا دیگر مردم امیدی به شنیدن سخنان دکتر شریعتی نداشته باشند.
دکتر علی شریعتی که دور از مردم بودن و در خاموشی بسر بردن برایش زجری بزرگ بود، با تمام این ناراحتی ها ساخت و خود را با نوشتن هر چه بیشتر مشغول داشت، ولی بداندیشان ودشمنان مردم را این همه بس نبود و سرانجام در مهر ماه سال 1353 بزندانش افکندند و مدت 18 ماه او را در سلولی کم نور و تنها قرار دادند.
رهائی و مرگ
دکتر علی شریعتی در 25 اردیبهشت ماه 1356 تهران را به سوی اروپا ترک گفت به این امید که به زودی با پیوستن همسر و فرزندانش ، به او دوران جدیدی از زندگیش را آغاز کند و بتواند به خلق آثاری بیشتر، قوی تر و روشنگرتر بپردازد.
سرانجام روز یکشنبه 29 خرداد ماه 1356 فرا رسید. در آن روز دوستان دکترعلی شریعتی ضمن آنکه شاهد سیمای آرام و لبخند صمیمی و همیشگی او بودند، به خوبی احساس می کردند که نوعی شادی توام با انتظار و تشویش وجود آن مرد بزرگ را در بر گرفته است.
علی آن روز در انتظار آن بود تا از همسر و سه فرزندش استقبال کند. از چند روز پیش به او خبر داده بودند که خانواده اش در آنروز به لندن وارد خواهند شد. زمان انتظار به سر رسید. هواپیما در فرودگاه لندن به زمین نشست و شریعتی کمی بعد خود را تنها در برابر دو دختر سیزده و چهارده ساله اش یافت که تنها بدون مادر و فرزند کوچک خانواده آمده بودند. همسر و فرزند کوچک دکتر شریعتی اجازه خروج از فرودگاه را نیافتند وبه عنوان گروگان در ایران نگاه داشته شدند.
علی رطوبت بازمانده از اشکهای فشانده بر گونه های فرزندان دلبندش را در هنگام بوسیدن آنها احساس کرد . و سرانجام در 29 خرداد 1356 دکتر شریعتی به طرز مرموزی دیده از جهان فرو بست و چراغ پر فروغ زندگی پربارش درزمانی که می رفت تا از آن پس در اوج پختگی و توانائی فکری و عملی سالیان دراز به خلق آثار شگرف بپردازد و به ملت و سرزمین و فرهنگ خویش صادقانه خدمت کند، خاموش گشت و یاران وفادارش را در غم ازدست دادن عزیزی چون او سوگوار ساخت.
منبع:.tebyan.net

((البته در تاریخ ها کمی تناقض هست ))
(( نکته : اکثر مطالب این تایپیک تا صفحه ی 8 ،از کتاب ، حکایت هایی از زندگی دکتر شریعتی ، به تدوین و مقدمه : ش . لامعی است ))
[تصویر: hhe252.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، fiftynine ، ztb ، سید ابراهیم ، یاوران مهدی ، ارش کمانگیر ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، Mohammad Trust ، Bahar ، Asma ، عدالت ، عبدالرحیم ، Havbb 110 ، یاســین ، SAViOR ، فرمیسک ، faateme-313 ، سجاد313 ، شهـاب ، فانوس *7* ، black ، warior ، m.hossein ، sabrina ، رضا میزانی ، السا ، termeh ، sadegh-a ، مجتبی110 ، help me ، captaincharisma ، hamoon ، سدرة المنتهی ، 313flowers ، محمد حسین ، L.H ، قلب ، Ali#59 ، صبح صادق ، fafa* ، revenger ، رمز شب ، هادی اندیشه ، حسن عزتي ، soora ، علمدار133 ، bi-ehsaas ، blue.blood ، ADAM ، hessam ، هادی... ، نجف آبادی ، 135 ، سرباز ولایت ، آفتاب پنهانی ، vahrakan ، yektasepas ، سعید714 ، phoenix313 ، amirak ، قاتل مرگ ، N2376DIR

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۱, ۲۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #61
آواتار
(۲۳/مهر/۹۲ ۱۸:۵۲)Atosa نوشته است:  اسم کتابش نمیدونم
من شریعتی دوس ندارم
ای متنو تو ی سایتی خوندم از شریعتی
ولی خودش قبول نداشته غالیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی هست!!!


پارسال رفتم در یک کنگره بین المللی اسلامی در مکه سخنرانی کنم. متن سخنرانی‌ام را دادم، رد کردند و گفتند این «شیعه غالی» است و شیعه غالی یعنی شیعه افراطی، شیعه‌ای که درباره علی مبالغه می‌کند. وقتی خبر دادند که به اتهام شیعه غالی بودن و علی پرست بودن در عربستان سعودی، مرا از شرکت در کنگره اسلامی ممنوع کرده‌اند، خدا را شکر کردم که مرا به راهی رانده که: «در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع»! و به هر حال، اگر راه من درست هم نباشد لااقل به حقیقت نزدیکتر است از راه کسانی که عادت دارند «هم از توبره بخورند و هم از آخور»، راهی است که می‌دانم اگر تا آخر عمر تلاش کنم و زندگیم را فدایش کنم، نه به عنوان «بت روشنفکران» در آن جناح چیزی می‌شوم و چیزی به دست می‌آورم و نه به عنوان یک چهره مقدس مذهبی در اینجا. هر دو را از دست می‌دهم و امیدوارم در این از دست دادنها چیزی به دست بیاورم، چیزی که می‌خواهم..."
ممنون از جواب شما .
خوب این که اتهام هست . ایشون شرح اتهام به خودش رو بیان کرده .
این غالی بودن ایشون رو نمی رساند .
تهمت زدن گناه خیلی بزرگی هست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ندا دهنده ، ارش کمانگیر
۱۹:۴۲, ۲۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #62
آواتار
من تهمت زدم ؟
خو حرفهای شریعتی شبیه غالیها بوده حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۲, ۲۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #63
آواتار
(۲۳/مهر/۹۲ ۱۹:۴۲)Atosa نوشته است:  من تهمت زدم ؟
خو حرفهای شریعتی شبیه غالیها بوده حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اتوسا خانم مشکل اینه که ما نخونده و متوجه نشده داریم داوری میکنیم. من واقعا وقتی فهمیدم دین یعنی بین جوونا یعنی چی که سخنرانی پدر مادر ما متهمیم اقای شریعتی رو حدوئدا 4 بار خوندم. سنگینه ولی قابل فهمه.

برای مطمئن شدن از چیزی مطالعه کن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، boghz ، ندا دهنده ، فرشته مهربون ، سید ابراهیم ، ارش کمانگیر ، Ali#59
۱۵:۳۰, ۲۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #64
آواتار
سلام به خوانندگان عزیز این مطلب (( حیفم آمد این مطلب را ناقص یا مختصر بنویسم ، برای همین از دوستان خواهش دارم برای درک مطلب ، متن را کامل مطالعه کنید در غیر این صورت مطلب به صورت بخش بخش شده را به صورت روزانه ،1،2،3،4 مطالعه کنید ))
متشکر
عشق جاهلانه
1
من وقتی که درباره ی حضرت فاطمه یا حضرت علی چیز می نویسم ، یا حرفی می زنم و یا بیش تر فکر می کنم ، دچار یک تأسف خیلی بزرگ می شوم ؛ و آن این است که این ها الان قربانی (( عشق جاهلانه ی ))ملت شان به خودشان شده اند . این ها در زیر نقاب مناقب و مراثی دروغین مداوم و مکرر ، مجهول مانده اند .احساس کاذبی برای ملت ما پیدا شده ، که چون هر سال و هر هفته و همیشه از (( اهل بیت )) سخن می گوید و همیشه برای شان می گرید و همیشه مراسم و زیارت و زیارت نامه و دعا و احساس نثارشان می کند ، پس دیگر این ها را خوب شناخته است!((احساس کاذب شناختن )) ، عاملی است که هرگز ما را حرکت نمی دهد ، که برویم و بشناسیم .
2-----------------------------------------------------------------------------------------

در کلژ دو فرانس ، و در میان تحصیل کرده های متجدد ، آقای دکتر (( برک )) به من گفت : راجع به شیعه گزارش بیاور . وقتی گزارش را تهیه کردم ، تمام افراد متفرقه یی که از آفریقا ، آمریکا ، فرانسه و یا عرب و هندی در آن جا بودند ، ازمن خواستند این مطلب را دنبال کنم . من با چنان راحتی می گفتم (( حسین )) ، (( علی )) ، (( کربلا )) ، (( مهدی )) ، (( ظهور مهدی )) ، (( وصایت )) ، (( اهل بیت )) و اینان با چنان راحتی می پذیرفتند ، که قابل تصور نیست . اما در مشهد ، شب تولد امام حسین (علیه السلام) ، مدتی ماندم که این لفظ (( امام حسین )) را در جو دانشجویی چگونه بیان کنم ، اگر (( ابوالفضل )) را تلفظ کنم ، بلافاصله (( شله )) و (( مشک )) تداعی می شود . می بینیم چگونه زیباترین روح ها ، عظیم ترین حادثه ها و مقدس ترین قهرمانان بشریت ،در میان ما در پیرایه های زشت و عامیانه پوشیده شده اند ، که در یک محیط روشنفکری متعلق به همین جامعه ، اسم این ها را نمی شود برد . من به سادگی می توانم بگویم (( بن مهدی )) ، قهرمان الجزیره ، اما نمی توانم بگویم (( حضرت عباس )) قهرمان کربلا است .
3----------------------------------------------------------------------------------------------

ژاندارک ، یک زن جنون دار و مالیخولیایی فرانسه بوده ، در زبان فارسی بیش از صد مقاله درباره ی (( ژاندارک )) است و درباره (( فاطمه )) یک خط نیست . من می خواهم این شخصیت را ، به عنوان یکی از بزرگ ترین کانون های فهم اسلام ، بزرگ ترین مجسمه ی زن در اسلام ، بزرگ ترین کسی که شخصیت های بزرگ ما را پرورانده ، دختر پیغمبر ماست ، تربیت شده ی اوست ، تربیت کننده ی (( حسین )) است ، همسر (( علی )) است ، و خودش بزرگ ترین شخصیت است ، بشناسیم . این ها مسوولیتی است که روی دوش ما گذاشته شده ، برای این که وقتی به چنین شخصیتی ایمان داریم ، وظیفه مان شناساندن است .
4-------------------------------------------------------------------------------------------------

این را هم بگویم که در تمام مسایلی که من درباره ی اسلام می گویم ، نه به عنوان عالم اسلامی هستم و نه به عنوان فقیه اسلامی . یک شب خانمی از من سوال کردند ، و من گفتم : نمی توانم جواب بدهم و اگر جواب بدهم ، معلوم می شود که آدمی هستم که حد خودم را نمی دانم . من آن قدر بی سواد نیستم ، که همه ی سوال ها را جواب بدهم !یکی از رفقای من نوشته بود : تو تحصیلات اسلامی ات را در دانشگاه سوربن انجام داده یی و مجتهد شده یی ، که حالا راجع به اسلام صحبت می کنی ؟ گفتم : من به خاطر تحصیلات (( سوربن ، موربن )) راجع به اسلام صحبت نمی کنم ؛ من دارم به عنوان یک (( امی )) راجع به اسلام حرف می زنم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Mohammad Trust ، آیلار
۲۰:۲۲, ۲۲/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۲ ۱۲:۲۴ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #65
آواتار
دکتر علی شریعتی
شهادت

امام حسین (علیه السلام) - آموزگار بزرگ شهادت برخواست ،تا به همه ی آن ها که (( جهاد )) را تنها در (( توانستن )) می فهمند و به همه ی آن ها که پیروزی بر خصم را را ، تنها در (( غلبه )) ، بیاموزد که : (( شهادت )) ، نه یک (( باختن )) ، که یک (( انتخاب )) است ؛ انتخابی است که در آن ، مجاهد با قربانی کردن خویش ، در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق ، پیروز می شود .

(( حسین )) آموخت که (( مرگ سیاه )) ، سرنوشت شوم مردم زبونی است ، که به هر ننگی تن می دهند ، تا (( زنده بمانند ))؛
چه ، کسانی که گستاخی آن را ندارند که (( شهادت )) را انتخاب کنند ،(( مرگ )) آنان را انتخاب خواهد کرد !
(( شهادت )) ، جنگ نیست ، رسالت است . سلاح نیست ، پیام است . کلمه یی است که با خون تلفظ می شود ! خیانت را نابود نمی تواند کرد ؛ اما تابش نوری است ، در ظلمت عام ، که فضا را روشن می کند و خیانت را نشان می دهد ! برای این که اگر نمی تواند دشمن را بشکند ، حداقل به این وسیله رسوا کند . اگر نمی تواند قدرت حاکم را مغلوب سازد ، آن را محکوم کند .

شهادت در یک کلمه - بر خلاف تاریخ های دیگر ، که حادثه است و درگیری است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدی است - در فرهنگ ما ، یک (( درجه )) است .
وسیله نیست ، خود ، هدف است . خود ، یک تکامل ، یک علو است . خود ، یک مسوولیت بزرگ است . خود ، یک راه نیم بر به طرف صعود به قله ی معراج بشریت است ؛ و یک فرهنگ است .

در همه ی قرن ها و عصر ها ، هنگامی که پیروان یک ایمانی و یک اعتقادی ، قدرت دارند ، با جهاد ، عزت و حیات شان را تضمین می کنند . و وقتی که به ضعف دچار شدند و همه ی امکانات مبارزه را از آنان گرفتند ، با شهادت ، حیات و حرکت و زندگی و ایمان و عزت و آینده و تاریخ خودشان را تضمین می کنند . که :
شهادت ، دعوتی است به همه ی عصر ها و به همه ی نسل ها ، که :

اگر می توانی ، بمیران !
و اگر نمی توانی ، بمیر !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، ارش کمانگیر
۰:۲۵, ۸/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۲ ۰:۳۰ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #66
آواتار
اسلامیات
اسلام منهای (( عدل و امامت )) ، دین اسلام منهای اسلام است !

شریعتی
شناخت (( علی )) ، (( ذهنیت )) است و حب ((علی )) ، (( احساس )) ؛ اما ، تشیع (( علی )) ، (( عمل )) است !

شریعتی
من معتقدم که همه ی انحرافات ، جنایات ، مفاسد ، پستی ها ، انحطاط و هر جه بد است ، زاییده ی سه عامل در انسان ، است: جهل ، ترس ، نفع .

توحید ، هر سه را زایل می کند !
شریعتی
دکتر علی شریعتی
اسلام چه می گوید ؟

لیبرالیسم سرمایه داری ( دموکراسی غربی ) می گوید : (( برادر ! حرفت را خودت بزن ، نانت را من می خورم .))
مارکسیسم می گوید : رفیق ! نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم . ))

فاشیسم می گوید : (( نانت را من می خورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن ! ))
اما اسلام می گوید :
(( نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم تا این دو حق ، برای تو باشد . )) من آن چه را حق می دانم ، بر تو تحمیل نمی کنم . من خودم را نمونه می سازم تا بتوانی سرمشق گیری ( فرق حکومت و امامت ) :

(( لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا )) ( بقره ، 143 )
(تا شما ( مسلمانان ) شاهد و نمونه برای جهانیان باشید ، چنان چه پیامبر را شاهد و نمونه برای شما قرار دادیم . ) آیا به راستی علی (علیه السلام) این چنین سخن نمی گوید ؟ فلسفه ی زمامداری اش را می گوید و آزادی فردی اش را ( لاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ .وَقَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّا .) نهج البلاغه ( بنده و برده ی دیگری مباش ، که خود تو را آزاد آفرید ه است . )
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQAvTKYchuQAtky4k5qyFE...EQZ-DdXO-n]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمد حسین ، Mohammad Trust ، ارش کمانگیر
۱۳:۳۱, ۱۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #67
آواتار

دكتر مصطفی چمران در لحظه خاكسپاری، مرثیه ای زیبا و جانسوز را بر جنازه شریعتی قرائت می كنند كه با هم فرازهایی از آن را می خوانیم:

«… ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!


[تصویر: 87102120471901759414919342215201231244158172.jpg]

ای علی! من آمده‌ام كه بر حال زار خود گریه كنم، زیرا تو بزرگتر از آنی كه به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم.
(باتشکر از مرغ باغ ملکوت )
کویریات
دکتر علی شریعتیخدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است ؛ و به هرکه دوست تر می داری ، بچشانکه : دوست داشتن از عشق بر تر !
بخش اول
کویر ، چراغ بینایی !

(( کویر ))، هم (( جهان )) است ؛ و هم (( تاریخ من ))؛ و هم (( میهن من ))؛ و هم (( دل من ))؛ (( خویشتن غریب من ))؛ (( زیستن بایر و آتشناک من ))؛ و بالاخره ، (( داستان من )) است . و این (( کویر )) تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگین (( بودن )) !

خواننده ی این سخنان ، نباید خود را (( مخاطب )) انگارد ، که این سخنان بی مخاطب است . باید (( بیننده )) و (( جوینده )) ی آن باشد . الفاظ و عبارات را (( نخواند ))؛ معانی و عواطف (( جمله گشته )) و (( کلمه شده )) را (( لمس کند )) ، (( بچشد )) ، (( ببوید ))؛ نه آن چنان که (( نامه )) یی را (( می خواند )). آن چنان که (( سرگذشتی )) را (( می بیند )). نه آن چنان که به (( خطاب )) (( گوینده یی )) ، (( گوش می دهد ))؛ آن چنان که (( آوای موسیقی )) یی را (( می شنود ))؛آن چنان که تنهایی دردمند را می بیند ، که (( خود را می نالد )) !در کویر هیچ نیست ......
پایان بخش اول
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL...n6858GDKym]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، مرغ باغ ملکوت ، سید ابراهیم ، ارش کمانگیر
۱۴:۳۶, ۱۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #68
آواتار
(۱۶/آذر/۹۲ ۱۳:۳۱)ندا دهنده نوشته است:  
دكتر مصطفی چمران در لحظه خاكسپاری، مرثیه ای زیبا و جانسوز را بر جنازه شریعتی قرائت می كنند كه با هم فرازهایی از آن را می خوانیم:

«… ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!


[تصویر: 87102120471901759414919342215201231244158172.jpg]

ای علی! من آمده‌ام كه بر حال زار خود گریه كنم، زیرا تو بزرگتر از آنی كه به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم.
(باتشکر از مرغ باغ ملکوت )
کویریات
دکتر علی شریعتیخدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است ؛ و به هرکه دوست تر می داری ، بچشانکه : دوست داشتن از عشق بر تر !
بخش اول
کویر ، چراغ بینایی !

(( کویر ))، هم (( جهان )) است ؛ و هم (( تاریخ من ))؛ و هم (( میهن من ))؛ و هم (( دل من ))؛ (( خویشتن غریب من ))؛ (( زیستن بایر و آتشناک من ))؛ و بالاخره ، (( داستان من )) است . و این (( کویر )) تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگین (( بودن )) !

خواننده ی این سخنان ، نباید خود را (( مخاطب )) انگارد ، که این سخنان بی مخاطب است . باید (( بیننده )) و (( جوینده )) ی آن باشد . الفاظ و عبارات را (( نخواند ))؛ معانی و عواطف (( جمله گشته )) و (( کلمه شده )) را (( لمس کند )) ، (( بچشد )) ، (( ببوید ))؛ نه آن چنان که (( نامه )) یی را (( می خواند )). آن چنان که (( سرگذشتی )) را (( می بیند )). نه آن چنان که به (( خطاب )) (( گوینده یی )) ، (( گوش می دهد ))؛ آن چنان که (( آوای موسیقی )) یی را (( می شنود ))؛آن چنان که تنهایی دردمند را می بیند ، که (( خود را می نالد )) !در کویر هیچ نیست ......
پایان بخش اول
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL...n6858GDKym]


اینارو دوستان دوباره بخونید ، 10 بار هم بخونید کمه تا مفهمومش رو درک کرد. مخصوصا اونجا که نوشته نه آنچنان که به خطاب گوینده ای ، گوش میدهد. خیلی از ابهامات جوونا با همین یه جمله رفع میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ندا دهنده ، مرغ باغ ملکوت ، آیلار ، سید ابراهیم ، ارش کمانگیر
۱۷:۴۶, ۱۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #69
آواتار
من با وجودی که برای شهید چمران احترام قائلم ولی ایشون برای من حجت نیستند و نه بزرگتر از ایشون

حتی به خودشون هم نقد وارده

مهم اینجاست موقعی شهید چمران عزیز میشن که حرف مورد پسند بزنند وگرنه سال به سال هم بهشون فکر نمیکنیم

حتی خود مرحوم شریعتی هم بهانست برای ..........

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid235465
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۱, ۱۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #70
آواتار
جالبه وقتی پای نقد استاد خودشون میشه همه میشن حسود اما از شهید شریعتی نوشتن میشه بهونه؟؟؟
اگه کسی نقدی داره بره تو تاپیک نقد دکتر نظرشو بنویسه. تاپیک رو از موضوع منحرف نکنین لطفا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، ارش کمانگیر ، ندا دهنده
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا