کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم ماتریکس و ارتباط با فراماسونها
۱۵:۳۷, ۳۰/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۲ ۱۶:۰۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

نقد زیر، حاوی نکات بسیار جالب و عمیقی در مورد قسمت اول فیلم ماتریکس میباشد که توسط آقای پوریا صادق در سایت نقد فارسی درج شده. هرچند بر بعضی از قسمتهای نقد ایشان هم نقدهایی وارد است ولی مطالعه مطلب ایشان خالی از لطف نیست و حقایقی را افشا میکند.


مقدمه : سال 1999 ، شرکت برادران وارنر ، فیلمی به کارگردانی تهیه کنندگی برادران واچفسکی را به روی پرده برد . فیلمی با موضوعی نامتعارف و صد البته عواملی فوق العاده از جمله جلوه های ویژه که در سال 2000 نامزد و برنده چهار اسکار بهترین ادیت فیلم ، بهترین جلوه های ویژه ، بهترین ادیت صدا و صد البته بهترین موسیقی متن شد . در آن زمان ماتریکس در ذهنیت جهانی حفره ای ایجاد کرد به نام بی اعتمادی ،

حفره ای که کاملا با اعتماد می توان گفت هدف اصلی فیلم بود ، حفره ای که باید ایجاد می شد و کمبودی بزرگ در بشر امروزی بود ولی به نظر من حفره آنچنان که باید باز نشد ، نه اینکه ضعف فیلم بود بلکه این مسئله از ضعف و عدم آگاهی مردم جهان سرچشمه می گرفت . بعضی فیلم ماتریکس را به دلیل تخیلی بودنش رد می کنند ، بعضی ها این را قبول کرده اند ولی فقط به خاطر همان ویژگی ، تخیل ، ولی بعضی آگاهتر آنرا به خاطر درون مایه اش قبول کرده اند ، که بازهم در گروه آخر چند گروهی وجود دارد ، تعدادی از این گروه هنوز به منظور اصلی ماتریکس حتی نزدیک هم نشده اند . در اینجا لازم است به گروهی دیگر هم اشاره کنم ،

گروهی که شخصا آنها را احمقانی کامل می دانم ، منظورم این نیست که نمی فهمند ، منظورم این است که میفهمند ولی هزاران حرف بیجهت را بار این فیلم ها می کنند و در آن حد عقل و فکر ندارند که چنین فیلمی ، زندگیشان را عوض می کند ، دوستان زندگی ای را می گویم که خودم از روزی که حقیقت آنرا درک کرده ام ، لحظه ای آرامش فکر ندارم ، شاید آرامشم را از من گرفته باشد ولی به زندگیم هدفی والا بخشیده است . کسانی که سریعا با نمادگذاری های خویش سعی در نابودی این فیلم ها دارند

بدانید به یک دلیل سراغ چنین کاری می روند ، که با بد کردن دیگری خود را خوب جلوه دهند و این افراد از گفتن واقعیت بسیار هراس دارند ، یک مثال ساده ، این چند وقته بحث فراماسون باب دهان شده ، ولی به یک نکته توجه کنید ، فقط در مورد نمادگذاری ها حرف زده می شود ، در مورد چرای آنها جوابی داده نمی شود و اینکه فقط نمادگذاری ها نشان داده شده و هزاران امور دیگر که بسیار وحشتناک ترند به شما نشان داده نمی شود ، هدف آگاه کردن شما نیست ، هدف خوب نشان داد خود با بد جلوه دادن دیگری است ،

نمی گویم طرف دیگر خوب است ولی ..... بهتر است به تحلیل فیلم ماتریکس که من آنرا بهترین فیلم تاریخ سینما می دانم بپردازیم ، انشاالله در آینده در مقاله ای مفصلا به بحث های پیرامون فیلم هم می پردازیم ولی الان وقت تحلیل فیلم است .نکته ای دیگر قبل از تحلیل ، سه گانه ماتریکس از لحاظ داستانی و از گفته های کارگردانان فیلم کامل کننده هم هستند ، من هم این مسئله را قبول دارم از لحاظ ماتریکسی من سه فیلم را به یک اندازه می بینم ، از لحاظ عمق مفاهیم اجتماعی هم من آنها را در یک سطح میبینم ،

هر سه فیلم به سوی یک هدف ، آگاهی می روند ولی بنظرم مقدمه سه گانه یعنی قسمت اول عمقی تر به ماجرا پرداخته بود ، در اینجا به فقط به تحلیل قسمت اول این فیلم می پردازم ، نه اینکه دو سری دیگر را ضعیف بدانم ، به این دلیل که تحلیل سه فیلم به این آسانی ها نخواهد بود و نیاز به هزاران خط دارد ، برای همین و برای اینکه حق مطلب را ادا کرده باشم به تحلیل مقدمه می پردازم و سعی می کنم هرچه خلاصه تر و کامل تر آنرا به شما تقدیم کنم ، تا شاید بتوانم آگاهی ابتدایی را ایجاد کرده ، جرقه ای کوچک ایجاد کنم برای گام هایی بزرگ تر در راه آگاه تر کردن .

"جهان تغییر کرده است ، من آنرا در آبها حس می کنم ، من آنرا در زمین احساس می کنم ، بویش را در هوا استشمام می کنم"
(فیلم ارباب حلقه ها )

میدونم که اونجایی ، دیگه می تونم احساست کنم ، میدونم که ترسیدی ، تو از ما میترسی ، تو از تغییر می ترسی ، من از آینده خبر ندارم ، من نیومدم بهت بگم که این ماجرا چطوری قراره تموم بشه ، من اومدم که بگم چطوری میخواد شروع بشه ، میخوام این گوشی رو بگذارم و بعد به مردم چیزهایی رو نشون بدم که تو نمی خوای ببینن ، من دنیای بدون تو رو نشونشون میدم ، دنیایی بدون قوانین ، بدون نظارت ، بدون مرز و محدودیت ، دنیایی که در اون ، همه چیز ممکنه .

بخش اول : جهان امروز


مورفیس باور داره که اون برگزیده است ( برگزیده خواهد آمد) ، تو چطور ؟ مهم نیست من به چی باور دارم . تو هم باور نداری ، نه ؟
اتفاق بزرگ پیش بینی شده ، آیا اتفاق خواهد افتاد ؟ تو به آن باور داری مهم نیست من به چی باور دارم ولی خود را برای آن آماده خواهم کرد ، جهان همیشه زیر ابرهای تاریک غفلت باقی نخواهد ماند .

تلفن کنترل می شود ، دنیا کنترل می شود ، مطمئنی که این خط کنترل نمیشه ؟ آره معلومه که مطمئنم ، از کجا ؟ از کجا اینگونه در مورد اطراف خود مطمئن هستید ؟ از کجا مطمئن هستید که جهانی که در آن زندگی می کنید همانیست که می بینید ، از کجا به عقایدتان در مورد نظم این جهان مطمئنید ؟ از کجا ؟

موسیقی فوق العاده ای که شک و تردید را در رگ هایتان به راه می اندازد شنیده می شود ، مطمئنی که این خط کنترل نمیشه ؟ آره معلومه که مطمئنم ، پلیس ، دست ها روی سر !

کمی فکر کنید چقدر در مورد اطراف خود مطمئنید ؟

در چشمانش ترسی وجود ندارد ، آگاه ، ناآگاهان را خوب می شناسد و راحت می تواند به وسیله آگاهی خود آنها را از پای در آورد ، چه کسی این مسئله را خوب می داند ، آگاهی دیگر ، مامور های ماتریکس ، حالا سوال ، آگاهان چه کسانی هستند ، آگاهان کسانی هستند که فرستاده شده اند ، برای چه ؟ به آن هم خواهیم رسید .

" ستوان " ، " اوه لعنت " ، " ستوان ، به شما دستورات ویژه ای داده شده بود " ، " من فقط وظیفه ام رو انجام میدم ..." ، " دستورات فقط برای محافظت از شما بود " ، ستوان می خندد ، " فکر کنم خودمون بتونیم از پس یه دختر کوچولو بربیایم "، مامورین ویژه ( یا بهتر است بگویم ممتاز ) بدون توجه به ستوان به طرف اتاقی که در آن ترینتی با ماموران است می روند ، ستوان : " من دوتا واحد فرستادم ! الان دارند اون رو پایین میارند ! " ، مامور ممتاز : " نه ستوان ، اونا الان مردن "

الان پیش خود می گویید ، چه تحلیلی ، فیلنامه را جلوی ما گذاشته و بهش میگه تحلیل ، صبر داشته باشید ، ماتریکس آنقدر عمیق است که حتی نمی توان از جمله ای از آن گذشت ولی من بازهم سعی می کنم آنرا خلاصه کنم و فقط بخش های اصلی آنرا مورد بررسی قرار دهم ، مسئله ای که ماتریکس را برای اشخاصی همانند من خاص می کند ، شروع فوق العاده آن است ، در 6 دقیقه اول فیلم هدف فیلم برای شما مشخص می شود ، شاید بعضی از حرف هایم کمی گنگ باشند ولی بدانید حقیقتند و شاید بعضی ها به خاطر ندانستن حقیقت آنرا درک نکنند ، ولی نگران نباشید ، به زودی همگان آگاه خواهند شد .

از تحلیل دور نشویم ، سخنانی که بین ستوان و مامور ویژه ماتریکس رد و بدل می شود مسئله ای بزرگ را در بر دارد ، چه بدانید چه ندانید جامعه بشری حال از دو گروه تشکیل شده ، گروهی که به آنها گروه ممتاز می گویند ، و گروهی که به آنها مردم عادی می گویند ، سریعا به طرف حکومت نروید ، آنها هم جز گروه عادی حساب می شوند ، گروهی ممتاز گروهی خاص است که تمام امور به طور کاملا غیر مستقیمی در دستانشان است ، تمام ثروت ها ، البته بازهم گروه سومی وجود دارند که من به آنها آگاهان جامعه می گویم ، گروهی که به مبارزه با گروه ممتاز( ماتریکس) با آگاه کردن مردم عادی ( مردم زندانی در ماتریکس) برخواسته اند ولی آگاهی به این راحتی ها ممکن نخواهد بود ، در صحبت های مامور و ستوان می بینیم ، ستوان تا حدودی با مامورین آشناست میداند آنها قدرت تصمیم گیری بالاتری نسبت به ستوان دارند ولی ستوان نمی ترسد ( نترسیدن بدون آگاهی نتیجه ای ندارد ) ستوان دختر را دست کم می گیرد ولی مامورین ( گروه ممتاز ) نه ، چون می دانند که چه قدرتی ( آگاهی ) در دستان گروه آگاه قرار دارد . ستوان نشانی از ناآگاهی عمیق مردم عادی جامعه است و همینطور نشانی از برده بودن نظام دولتی در دستان گروه ممتاز .


جامعه آگاه هم همانند جامعه ممتاز ، دنیای خود را کاملا می شناسد و از اطلاعات خود استفاده درست را می کند ، جامعه عادی بر او هم به این سادگی غلبه نخواهند کرد . چه بخواهید و چه نخواهید ، ما مردم عادی هستیم و آنقدر ناآگاهیم که اگر آگاه شویم ، از شدت ترس زندگیمان به لرزه خواهد افتاد .

لحظه تعقیب و گریز فرا می رسد ، ترینیتی با دیدن ماموران ( جامعه ممتاز ) فرار را می پسندد ، زیرا باقی ماندن او بهتر از جنگ است ، او با قدرت گروه ممتاز آشناست و میداند که برای شکست آنان چیزی بیش از یک جنگ عادی نیاز است ( به این خاطر که گروه ممتاز طی یک سال یا صد سال به این قدرت و آگاهی نرسیده اند ، آنها هزاران سال است که وجود دارند و هزاران چیز را سازماندهی می کنند و آنقدر غلط نوشته اند و پاک کرده اند که دیگر به اشتباه بر نخورند ولی یک مسئله وجود دارد " پیروزان نهایی ، صالحان خواهند بود" ) ، فیلم برداری و موزیک فوق العاده فیلم به این لحظه ها بسیار کمک می کنند ، ترینیتی و مامور را می بینیم که با سرعت می دوند و پلیس ها ( مردم عادی ) ، حتی به پای آنها هم نمی رسند . اینجا با صحنه ای فوق العاده رو به رو می شویم ، پرش ترینیتی و مامور ویژه از روی سقف و جمله پلیس : این غیر ممکنه ، بازهم یک سوال : چقدر به باورهای خود اطمینان دارید ، این را بدانید بسیاری از این غیر ممکن ها در اطراف شما وجود دارد و شما آنها را نمی بینید که به محض دیدن همین جمله شما خواهد بود ، با عین ناباوری می گوید :این غیر ممکنه ، مسئله اینجاست ، ممکن هایی که برای شما تعریف شما بسیار محدود هستند مگر نه خیلی غیرممکنه ها در نگاه ما ، در واقعیت امکان دارند .

ترینیتی به باجه تلفن می رود ، یک دفعه کامیون زباله دور می زند ، مامور ویژه داخل آن است ، آنها در همه جا هستند ، جاهایی که توقعش را ندارید ، جاهایی که در فکرتان نمی گنجد ، این دنیای در حال حاضر دنیای تحت کنترل آنهاست ، آنها همه جا می توانند باشند . این واقعیت است دوستان ، چه بخواهید ، چه نخواهید !

ترینیتی باید پنهان شود ، باید در تاریکی پنهان شود ، ولی در تاریکی هم خطرهایی وجود دارند .

شاید این فکر که نویسنده سعی در القا مطلبی دارد ، الان در ذهن شما بوجود آمده باشه ، من به شما این حق را کاملا می دهم ، و برای اثبات قسمت هایی از سخنرانی های جورج چارلین یکی از شخصیت های معروف آمریکایی در زیر آمده که از طریق سایت های مختلف می تونید ویدیو های این سخنرانی ها را نیز بدست آورید ( البته چارلین اعتقاد داشت که خدایی وجود نداره
، که به خاطر مسائلی که میدونم ، نه تنها به چارلین بلکه به خیلی از آمریکایی های دیگه هم داشتن این اعتقاد رو حق میدم ، ولی اصل ماجرا حرفهاش در مورد جامعه ست) .

" احتمالا متوجه شدید که احساس من راجع به اون جنگ ، اونطوری نیست که به من گفته شده و از ما انتظار میره ...... ، می فهمید ، من میگم ذهن من اونطوری کار نمی کنه ، من متوجه شدم که کاری که می کنم ، خیلی احمقانست ، بهش میگن فکر کردن ، و من یه آمریکایی خوب نیستم چون دوست دارم خودم نظرم رو شکل بدم ، من اونطوری که بهم گفته میشه حرکت نمی کنم ، متاسفانه بیشتر آمریکایی ها همونطور حرکت می کنند که بهشون دستور داده میشه .... ... دارم در مورد مالکان واقعی صحبت می کنم ، مالکان بزرگ ، ثروتمند ، .. بد .... مالکان تجاری ثروتمند و بزرگ که تصمیمات مهم رو کنترل می کنند ، سیاستمداران رو جدی نگیرید ، به اونا ربطی نداره ، ... ، شما مالک دارید ، اونا مالک شما ، مالک همه چیز هستند ، مالک همه زمین های مهم .... و اونها تقریبا تمام اخبار و اطلاعاتی که شما می شنوید رو کنترل می کنند ، شما تو مشت اونا هستید ، و سالانه میلیون ها دلار خرج تبلیغات می کنند تا آونچه رو که می خوان به شما تحمیل کنند .... اونا جامعه ای از شهروندانی که بتونند منتقدانه فکر کنند رو نمی خوان، شما می خواین خوب بفهمید ، اما اونا نمی خوان ، برخلاف منافعشونه .. اونا فقط کارگرای مطیع می خوان "
تمامی سخنرانی بالا کاملا و مستقیما از روی سخنرانی آقای چارلین بدون هیچ تغییری بوده ، قبل از اینکه کسی بخواهد شروع به انتقاد کند بگویم که همانند فیلم ماتریکس ، موضوع یک نهاد و یا یک کشور نیست ، موضوع تمامی این بشریت است . امیدورام بعد از همین متن کمی به جستجو بپردازید تا با حقایقی بیشتر رو به رو شوید .

بخش دوم : جامعه امروزی ، مردم به ظاهر در رفاه و در عین حال ناآگاه

به اتاق نیو می رویم ، شخصیت اصلی داستان ، روی صفحه مانیتور چه چیزی در حال جستجو و اسکن است ، اخبار .... اخباری دنیای امروز ، اخباری که با کمک هم به طرف هدفی می روند و برنامه ریزی شده هستند ، هرچقدر هم در آنها جستجو کنید ، همه یک هدف دارند . اخبار همه در مورد مورفیس هستند و ندیده می توان گفت هیچ کدام دیدگاه خوبی نسبت به مورفیس ندارند ، کاملا قابل درک است ، یکی از قدرت های رسانه ، چگونه شخصیتی را تخریب کنیم ، یک مثال ساده ، تا حالا دیدگاه یک آمریکایی در مورد مسلمان ها ، اعراب ، ایرانیان را شنیده اید ؟ به نظر شما از کجا نشات گرفته و چرا ؟

نئو در حال گوش دادن به موسیقی است ، در اطرافش تکنولوژی است ، تکنولوژی زندگی او را هم در بر گرفته یا می توان گفت زندگی او را هم محدود کرده و اوهم زیر کنترل است ، کامپیوتر ، موسیقی که در گوش او خوانده می شود همه و همه نگاه به تاثیرات دارند که چگونه شما را از خیلی چیزها ( مخصوصا خودتان ) دور می کنند .

بازهم اتفاقی غیرممکن ، روی صفحه نمایش کامپیوتر نئو برای او پیام هایی می آید که از کنترل او خارج اند ، تعجب او به این خاطر است که نمی داند چقدر محدود است و چه حد از واقعیت و قدرت ها و توانایی ها را نمی بیند .

به شماره درب آپارتمان او دقت کنید ، بعدا به دردتان خواهد خورد .

وابستگی به تکنولوژی ، وابستگی به لذت ، هزاران دلار پول فقط برای تفریح ، خودمان هم می دانیم داریم به کجا می رویم . تو منجی من هستی ، عیسی مسیح خصوصی من ، منجی برای شما به چه معناست ؟ چی ؟ شوخی کردی !! آیا ارزش منجی را می دانی که آنرا به شوخی میگیری !!!! ، چه دیدگاه خامی نسبت به اعتقادات ، یعنی اینقدر اعتقادات بی معنا شده اند ، آیا این مسئله اتفاقی بوده ؟ یا کسانی در آن دست داشته اند ؟ .

تا حالا این حس رو داشتی که ندونی که بیداری یا هنوز داری خواب می بینی ؟ ( مشکل با درک کردن آنچه واقعا حقیقت است )
به نظرم باید خودت رو از پریز بکشی بیرون ( کنار کار کمی هم تفریح لازمه ) ، کار و تفریح ، چه تعریف زیبایی از زندگی !!!
خرگوش سفید ! نئو با دیدن آن سریعا به یاد مطلبی که در صفحه مانیتورش دیده بود می افتد و مهمانی را قبول می کند ، او به چیزی شک دارد ، مسئله ای درست نیست ، او حاضر است برای فهمیدن واقعیت خطر کند .

دوربین و موسیقی وحشیانه صحنه را به نمایش در می آورند ، رقص ، پایکوبی ، س ک س و در آخر به نیو می رسد ، کسی که فهمیده مشکلی در حقیقت وجود دارد ، او دیگر این مسائل تحمیل شده را نمی بیند ، او دیگر توسط تفریحاتی که برای دور کردن او از واقعیت در جامعه رشد کرده اند کور نمی شود ، جامعه ممتاز دیگر نمی تواند با مخفی کاری هایش او را بی چشم نگه دارد ، او بینا شده . در مورد دجال شنیده اید ؟ در مورد تهاجم فرهنگی چطور ؟ فکر کرده اید چیزی مثل تهاجم فرهنگی به همین کوچکی است که تلویزیون به شما می گوید ؟ من کلمه دجال را بیشتر برای آن می پسندم ، نه من خیلی های دیگر و به شما می گویم ، چیزی به نام تهاجم فرهنگی فقط برای شما ایرانیان نیست ! بلکه برای تک تک مردم زمین است ، چه آمریکایی ، چه اسرائیلی ، چه انگلیسی و چه و چه و چه !!! دجال به عرب ها بر میگردد ، اگر شتری زخمی می شد ، آنها بر روی زخمش قیر می ریختند تا هرکس آن شتر را ببیند ، آنرا سالم فرض کند ولی در واقع شتر در حال نابودی بود ، منظورم را متوجه شدید ؟ شما را کور کرده اند ، سریع به خود نگیرید که من ایرانی را می خواهند کور کنند ! این مقصود برای همه است ، همه دنیا ، حالا چرا ؟ اینجاست که باید خودتان آستینی بالاا بزنید .

سلام نئو - اسم منو از کجا می دونی - من خیلی چیزا در مورد تو می دونم معلوم است که او توقع ندارد کسی نئو را بشناسد ، معلوم است او هنوز دنیای اطراف خود را کامل نشناخته است .

اومدم بگم که تو در خطری ، من اومدم که بهت هشدار بدم ، - چیرو ؟ - اونا مراقب هستند نیو -چه کسانی ؟ ترینیتی دلیل آرامش نداشتن نیو را بیان می کند ! تو دنبال اون می گردی ، منم دنبالش می گشتم ، ولی وقتی پیداش کردم بهم گفت دنبال اون نبودم بلکه دنبال یه جواب بودم اون سوال ما هدایت میکنه ، حال سوال چیست ؟ ماتریکس چیه ؟ یا می تونم بهتر بگم " حقیقت چیه ؟ " ، پاسخ اون بیرونه نیو ، بیرون از این دیوار ها ، بیرون از این رسانه ها ، اون دنبالت می گرده ، پیدات می کنه اگه خودت بخوای .

نئو دوباره دیر از خواب بیدار شده ، او قوانین جامعه اش را نقص کرده ، او شهروند مطیعی نبوده و چندباری به قوانین احترام نگذاشته است ، او از مسیر عادی بودن و مقرراتی بودن خارج شده ، مطمئنا بدون اینکه پرسیده شود چرا با او برخورد خواهد شد .

نیو به حقیقت نزدیک است ، پستی برای او آمده ، یک تلفن ، تلفن سریعا زنگ می خورد ، نمی دونم برای دیدن چیزی که می خوام نشونت بدم آمادگی داری یا نه ، اما متاسفانه وقت زیادی نداریم . آنها به دنبال نئو آمده اند ، ممتازها ، دلیلش بسیار واضح است . نیو با کمک مورفیس کمی از دست آنها فرار می کند ، تا به اتاقی میرسد ، مورفیس از او می خواهد که از لبه ساختمان عبور کند ولی ترس جلوی نیو را می گیرد ، او می بازد ، او ترسید .

بازهم به یکی از قسمت های جذاب داستان می رسیم ، قسمتی که مثالی دیگر از وضع فعلی است . شما یک زندگی دوگانه دارید آقای اندرسون ، در یکی کارمندی بسیار تابع عواملی که اجتماع از شما خواسته هستید ، حتی به صاحبخانتان رد حمل کیسه زباله کمک می کنید ( به جزئیات دقت کنید ، آنها همه چیز را می دانند ، شما تحت کنترلید ) ، و در دیگری ، هکری به نام نئو که تمامی قوانین مربوط به کامپیوتر را شکسته اید ( بازهم دقت کنید ، آنها گناه های نئو را می دانند ، ولی تا حالا به آنها بی محلی می کرده اند چون مشکلی برایشان پیش نمی آورده و به مسیرشان کمک هم می کرده است ) یکی از این زندگی ها آینده ای داره و دیگری نه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer ، Reza2035 ، Admirer ، Imam12 ، مجتبی110 ، Woodi2020 ، m.hossein ، Deviance

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۳۶, ۳/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/مرداد/۹۲ ۲:۵۰ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #11

برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ... در واقع توی فیلم ماتریکس اصلا خدا وجود نداره !
نکته ی دوم اینکه آرشیتکت توی دنیای مجازی ماتریکس وجود داره نه توی دنیای واقعی ! ضمن اینکه حتی اگه بخوایم رئیس شهر ماشین ها رو که در اخر نسخه ی 3 با نئو صحبت میکنه رو خدا بگیریم باز خودش مخلوق انسان هاست ! خود جامعه ی بشری انسان ها هم مخلوق خدا هستند چیزی به اسم مسیح و امام زمان و ... باور نداردن و ناجی شون یک انسانه معمولیه بدون اینکهخ خدا انتخاب کرده باشه ... وقتی معشوقه ی مورفیوس توی نسخه 2 اگر اشتباه نکنم به نئو کشتی لوگوس رو میده مورفیوس بهش میگه : تو که گفتی به خدا باور نداری !
--- هنوزم باور ندارم من به اون(نئو) باور دارم

نئو هم که به غیر باور خودش چیزی رو قبول نداره حتی پیشگویی های اوراکل و حرف های آرشیتکت و ... پس به نوعی میشه خدا رو توی ماتریکس اومانیسم بیان کرد .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Imam12 ، m.hossein ، عدالت ، Justice Bringer ، صهبا
۳:۰۷, ۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
اقای متی شما هرجا که دلیل قانع کننده ی برای ماسونی بودن فیلم پیدا نمی کنی صحبت از هالیوود و تیم فوتبال میکنی تقریبا توی تحلیل تمام فیلما این مطلبو (تیم فوتبال) بیان کردی

شما میگی باید دیدمون رو نسبت به هالیوود عوض کنیم سوال من اینه مگه ما داریم میگیم هالیوود دوست ماست یا دوسته اسلامه ؟؟
ما هم میدونیم هالیوود چقدر شیطانیه نیازی نیست دیدمون رو عوض کنیم ولی میدونی من چی میگم هیچ چیز توی این دنیا کاملا بد و هیچ چیز هم کاملا خوب نیست

من از ماتریکس حمایت نمی کنم چون کامل ندیدمش ولی باید بپذیری که نکات خوب توی این فیلم هست(نه اینکه کاملا خوبه) حتی تو همون فیلم ارباب حلقه ها و خیلی فیلمای دیگه که ما میگیم شیطانین نکات مثبت بسیاری پیدا میشه

یه سوالی که هست شما طبق چه مدرکی میگی هالیوود بدست شیطان اداره میشه؟ ؟؟ شما واسه خودتون یه حدسی زدید و اون حدسو تبدیل به فرضیه کردید و طبق اون فرضیه درباره ی همه ی فیلمای هالیوود دارید نظر میدید حالا اگه اون حدستون اشتباه در بیاد تمام فرضیه هاتون رد میشه!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer
۲۰:۳۸, ۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
(۳/مرداد/۹۲ ۲:۳۶)Reza2035 نوشته است:  برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ...

راستش دیشب که پستت قبلیتون رو جواب دادم، این تیکه رو بعداً رفتم بهش فک کردم (همینی که فرمودین مورفیوس به نئو میگه یکی توی ماتریکس بوجود اومد) ... تا اونجا که یادمه منظور مورفیوس ازون کسی که توی ماتریکس بوجود میاد همون نئو (نسخۀ اول منجی) هستش !

که بعداً آرکیتکت و مرووینجین هم اشاره میکنن به این قضیه که قبل از نئو ، منجی های دیگه ای هم توی ماتریکس بودن و همه اونا اون طوری که آرکیتکت خواسته بود عمل کردن !

به نظرم اینکه نئو بر خلاف برنامه ای که آرکیتکت براش مشخص میکنه عمل میکنه، (=اختیار مطلق انسان) ، میخواد ضعف خدا (=آرکیتکت) رو نشون بده و بگه که خدا تو همه چی تسلط نداره !

راستش فیلمش خیلی پیچیده هستش که بخوایم کامل تحلیلش کنیم ! ولی نکاتی رو میتونیم از داخلش بیرون بیاریم !

خیلی نکات هم تو این نوع فیلم (مثلا فیلم fountain) مبهم ــه ! مثلا اینکه چطوری Agent Smith از داخل ماتریکس به بیرون (یعنی دنیای واقعی) راه پیدا کرد ؟!؟ Huh


مثلا برای اینکه بخوایم نکات این فیلم رو متوجه بشیم باید در مورد اوراکل در اساطیر بریم تحقیق کنیم. مهمترین کاراکتر تو این فیلم به نظرم اوراکل هستش !


×××××××××××××

جناب امام 12 ، این فیلم پیچیده تر از اون هست که بخوایم تحلیل کاملی ازش ارائه بدیم ! اینم که بنده همیشه اون مثال تیم فوتبال رو میزنم ، از روی ضعف نیست (باور کن!) . از روی دلسوزی ــه !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، عدالت
۲۳:۵۵, ۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #14

نقل قول:راستش دیشب که پستت قبلیتون رو جواب دادم، این تیکه رو بعداً رفتم بهش فک کردم (همینی که فرمودین مورفیوس به نئو میگه یکی توی ماتریکس بوجود اومد) ... تا اونجا که یادمه منظور مورفیوس ازون کسی که توی ماتریکس بوجود میاد همون نئو (نسخۀ اول منجی) هستش !
که بعداً آرکیتکت و مرووینجین هم اشاره میکنن به این قضیه که قبل از نئو ، منجی های دیگه ای هم توی ماتریکس بودن و همه اونا اون طوری که آرکیتکت خواسته بود عمل کردن !



سلام مجدد .

برادر گرامی لطفا فیلم را مجددا تماشا کنید و این بار قسمت بازجوی مامور اسمیت از مورفیوس رو هم کنار تعاریف حقیر قرار بدید ...اسمیت به مورفیوس میگه میدونی اولین ماتریکسی که ایجاد شد جایی بود که انسان ها داخلش شاد و راحت بودن ولی خودشون اون رو خراب کردند و اون دیالوگ فوق العاده که میگه : انسان ها بیماری این سیاره هستند !

اون کسی که در ماتریکس متولد شده و وجود خارجی نداره و همون شخص هم اولین انسان ها رو ذهنشون رو آزاد کرده مطمئنا هیچ ربطی به نئو نداره چون خود نئو به خاطر اینکه مورفیوس باور داره اون ناجیه ذهنش آزاد میشه . من این رو به اطمینان و یقین کامل خدمت شما عرض میکنم که آرشیتکت به هیچ وجه نماد خدا نیست و خدا در این فیلم چیزی به جز اومانیسم نیست چون همه کاراکترها برای سرپوش گذاشتن روی رفتارهای غیر عقلانیشون از این جمله استفاده میکنن : [b]من به فلان مسئله باور دارم
.



نقل قول:خیلی نکات هم تو این نوع فیلم (مثلا فیلم fountain) مبهم ــه ! مثلا اینکه چطوری Agent Smith از داخل ماتریکس به بیرون (یعنی دنیای واقعی) راه پیدا کرد ؟!؟

در پست های قبلی به این مسئله پرداختیم که :

1.نئو نماد اختیار مطلق
2.دنیای مجازی ماتریکس و آرشیتکت جبر مطلق

اما در مورد مامور اسمیت در قسمت دوم واچوفسکی ها به وضوح اشاره میکنن که اسمیت نماد نیهیلیسم و پوچ گراییه در سکانسی که در قسمت دوم پیش نئو میرسه اینطور صحبت میکنه :


533
00:51:29,244 --> 00:51:32,305
.هر اتفاقي كه افتاده، دليلي براش وجود داشته

534
00:51:32,515 --> 00:51:34,140
و اون دليل چي هست؟

535
00:51:34,637 --> 00:51:38,564
.من تو رو كشتم آقاي اندرسون
.من مرگت رو تماشا كردم

536
00:51:38,778 --> 00:51:41,969
.اون هم با رضايتي وصف ناپذير

537
00:51:42,188 --> 00:51:45,663
.و بعد اتفاقي افتاد، اتفاقي كه مي‌دونستم غيرممكنه

538
00:51:45,841 --> 00:51:47,644
.اما به هر حال، اتفاق افتاد

539
00:51:48,416 --> 00:51:51,536
.تو منو نابود كردي، آقاي اندرسون

540
00:51:53,565 --> 00:51:58,121
.بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
.من فهميدم كه چيكار بايد بكنم

541
00:51:58,332 --> 00:52:01,286
.اما نكردم

542
00:52:01,742 --> 00:52:05,632
.يعني نتونستم. مجبور شدم بمونم

543
00:52:06,125 --> 00:52:09,636
.مجبور شدم سرپيچي كنم

544
00:52:10,266 --> 00:52:13,979
.و حالا، اينجا ايستادم به خاطر تو، آقاي اندرسون

545
00:52:14,163 --> 00:52:18,090
.به خاطر تو، من ديگه مآمور اين سيستم نيستم

546
00:52:18,303 --> 00:52:21,458
.به خاطر تو من تغيير كردم، جدا شدم

547
00:52:21,678 --> 00:52:26,470
،اصلا آدم جديدي شده‌ام
.مي‌تونم بگم مثل تو، كاملا آزاد

548
00:52:26,862 --> 00:52:28,178
.تبريك مي‌گم

549
00:52:28,984 --> 00:52:31,273
.متشكرم

550
00:52:31,907 --> 00:52:36,498
،اما خودت خوب مي‌دوني كه
.ظواهر مي‌تونه فريبنده باشه

551
00:52:36,708 --> 00:52:41,821
و من رو به اين سوال برمي‌گردونه كه چرا اينجا هستيم؟

552
00:52:42,032 --> 00:52:46,860
.ما اينجا نيستيم چون آزاد هستيم
.ما اينجا هستيم چون آزاد نيستيم

553
00:52:47,077 --> 00:52:50,968
،هيچ دليل نجات بخشي
.بدون هدفي كه تكذيب كرد

554
00:52:51,182 --> 00:52:54,516
...چرا كه هر دوي ما مي‌دونيم، بدون دليل

555
00:52:54,731 --> 00:52:59,523
.ما هم وجود نداشتيم -
.همون هدفي كه ما رو آفريده -

556
00:52:59,741 --> 00:53:02,695
...هدفي كه ما رو به هم مي‌پيونده -
...هدفي كه ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

557
00:53:02,804 --> 00:53:04,780
...كه ما رو رهبري مي‌كنه -
.كه ما رو به حركت وامي‌داره -

558
00:53:04,890 --> 00:53:09,576
.هدفي كه ما رو تعريف مي‌كنه -
.هدفي كه ما رو محدود مي‌كنه -

559
00:53:09,796 --> 00:53:12,193
.ما به خاطر تو اينجاييم، آقاي اندرسون

560
00:53:12,406 --> 00:53:16,748
ما اينجاييم، تا آن چيزي رو كه تو
:سعي داشتي از ما بگيري، ما از تو بگيريم

561
00:53:18,738 --> 00:53:20,790
!هدف



همون طور که میدونیم نیهیلیسم و پوچ گرایی زاده پست مدرنیسمه و معروفترین جمله ی فیلسوف پست مدرن نیچه اینه که خدا مرد !!! اگه بخوایم خود نیهیلیسم رو به زبان ساده تعریف کنیم یعنی بی هدف بودن همه چی !!! به همین خاطره که ناجی پست مدرن ما در کنارش پوچ گرایی اسمیت تعیف میشه و لازم و ملزوم همدیگه میشند ...نیهیلیسم به عنوان یک باور میتونه هر چیزی رو که هدفی داره رو نابود کنه و حتی وارد دنیای واقعی بشه :

1.مامورهای درون ماتریکس
2.انسان های معمولی در سیستم
3.اوراکل
4.نئو
5.افراد ازاد زایان

خاطرتون باشه در پست های قبلیم هم اشاره کردم که وقتی نئو از اسمیت شکست میخوره به دلیل بی معنی شدن همه چیز اسمیت هم نابود میشه .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer ، عدالت
۱۰:۱۲, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
به نظرم ما تفاوتمون ریشه ای ــه ! Big Grin

شما دوست دارین فیلم رو از بعد فلسفی بررسی کنین.

بنده دوست دارم فیلم رو از بعد آخرالزمانی بررسی کنم !


باید فیلم رو 2باره ببینم !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۱۱:۳۸, ۵/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۲ ۱۲:۴۸ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #16
آواتار
(۳/مرداد/۹۲ ۲:۳۶)Reza2035 نوشته است:  برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ... در واقع توی فیلم ماتریکس اصلا خدا وجود نداره !
نکته ی دوم اینکه آرشیتکت توی دنیای مجازی ماتریکس وجود داره نه توی دنیای واقعی ! ضمن اینکه حتی اگه بخوایم رئیس شهر ماشین ها رو که در اخر نسخه ی 3 با نئو صحبت میکنه رو خدا بگیریم باز خودش مخلوق انسان هاست ! خود جامعه ی بشری انسان ها هم مخلوق خدا هستند چیزی به اسم مسیح و امام زمان و ... باور نداردن و ناجی شون یک انسانه معمولیه بدون اینکهخ خدا انتخاب کرده باشه ... وقتی معشوقه ی مورفیوس توی نسخه 2 اگر اشتباه نکنم به نئو کشتی لوگوس رو میده مورفیوس بهش میگه : تو که گفتی به خدا باور نداری !
--- هنوزم باور ندارم من به اون(نئو) باور دارم

نئو هم که به غیر باور خودش چیزی رو قبول نداره حتی پیشگویی های اوراکل و حرف های آرشیتکت و ... پس به نوعی میشه خدا رو توی ماتریکس اومانیسم بیان کرد .


به نام خدا

صحبتهای شما تا حد زیادی درسته و فیلم به شدت اومانیستی میباشد ولی چند نکته را هم نباید غافل شد

یکی اینکه در قسمت پایانی نسخه اول، جملاتی توسط نئو خطاب به ماتریکس از طریق تلفن عمومی بیان میشود که اگر این جملات را تفسیر کنیم به این نتیجه میرسیم که روی صحبت خداوند متعال میباشد ولی در فیلم در ظاهر، خطاب به ماتریکس است.

در قسمت پایانی هم نئو، موفق به نابودی ماتریکس نمیشود، بلکه با فدا کردن خود یعنی ((ایمان)) و معشوقش ترینیتی یعنی ((عشق))، از نابودی انسانها توسط ماتریکس جلوگیری میکند و در انتها میبینیم که امپراتوری ماتریکس، با احترام او را تدفین میکنند چون، نئو به نوعی هم انسانها را نجات داد هم خود ماتریکس را از نابودی بوسیله مامور یا همان ویرووس کامپیوتری، نجات داد.

در واقع شخص عاشق و باایمان، باید برای نجات بشر به نوعی خودرا قربانی کند که شاید استعاره ای باشد از حضرت مسیح (علیه السلام)

به هر حال با تمام این تفاسیر،‌ در پایان هم ماتریکس نجات پیدا میکند هم انسانها و ماتریکس هم برای قدردانی از خدمتی که نئو به او کرد، از نابودی انسانها، صرف نظر میکند، البته میتوان در قسمت پایانی به این نکته هم پی برد که اوراکل، درست میگفت و نئو نجات دهنده بشر و نابودکنند ماتریکس نبود، بلکه ماتریکس به واسطه فداکاری نئو ((فعلا)) از نابودی انسانها صرفنظر کرده است و ممکن است در آینده نظرش تغییر کند به هر حال پیروزی نهایی انسانها منوط به نابودی کامل ماتریکس است که آن هم احتیاج به یک منجی واقعی دارد که آن منجی نئو نبود، بلکه نئو با تکیه بر ایمان به خود ( اومانیسم) و عشق به ترینیتی، از حالت یک انسان معمولی خارج میشود و به یک شبه منجی بدل میشود ولی منجی نهایی او نبود زیرا منجی نهایی ماتریکس را نابود خواهد کرد.

به هر حال باز هم میگویم تناقض در این فیلم بسیار زیاد است و گاهی انسان به شدت از تفکر سازندگان خوشحال میشود ولی در اوج خوشحالی به فرض در قسمت اول ناگهان آن جملات در انتهای فیلم از زبان نئو، بیان میشود.

در پاسخ به دوست بسیار عزیز یعنی جناب matey در مورد ورود مامور اسمت به دنیای واقعی هم باید بگویم که در انتهای قسمت اول بعد از معجزه عشقی که نئو را دوباره زنده میکند شاهد هستیم که ترکیب ایمان به خود و عشق باعث میوشد که نئو به شبه منجی تبدیل شود و توانایی درک دنیای دیجیتال ماتریکس را داشته باشد به همین دلیل به راحتی به درونه وجوده مامور اسمیت نفوذ میکند و در ظاهر او را نابود میکند ولی در قسمتهای بعدی شاهد هستیم که در واقع نفوذ نئو به باطن مامور اسمیت، باعث ایجاد یک دگردیسی در او میشود یعنی باطن او که محل تلاقی خیر (نئو) و شر (ماتریکس) میباشد به ناگاه موجودی جدید را به وجود میاورد که در حال تکثیر میباشد و همه را شبیه به خود میکند که دوست خوبمون Reza2035 در مورد اشاره به نهیلیسم و پوچگرا بودن مامور اسمیت به خوبی توضیحاتی را ارائه کردند.

در مورد نفوذ مامور اسمیت به دنیای بیرون هم، میتوان اینگونه تفسیر کرد که چون داخل این برنامه کامپیوتری یعنی مامور اسمیت، یک ذهن انسانی یعنی نئو،‌ در دنیای دیجیتال ماتریکس نفوذ کرده، حال مامور اسمیت توانایی هک کردن و فاسد کردن ذهن انسانها را هم مانند دنیای دیجیتال دارد ( یعنی این ارتباطی دو طرفه است و همانگونه که انسانها میتوانند به دنیای دیجیتال نفوذ کنند، دنیای دیجیتال هم توانایی نفوذ به سیستم عصبی انسانها را دارد چون به هر حال هر دو الگوی مشابهی دارند و بر اساس حرکت الکترونها به نوعی کار میکنند ) و از طریق اتصال انسانها به شبکه ماتریکس توانایی تخریب ذهنی آنها البته آنهایی که از نظر اعتقادی ضعیف تر هستند را به واسطه سیستم عصبی انسان دارد در نتیجه میبینیم که فردی که تا حدی از نظر اخلاقی مشکل دارد به راحتی توسط مامور اسمیت، ذهنش هک و به قولی ویرووسی میشود و او در ظاهر یک انسان است ولی همانطور که نئو باطن اورا نیز میبیند، این شخص باطنی شیطانی یا همان مامور اسمیت را دارا میباشد.

در واقع شخصیت دگردیس شده مامور اسمیت سمبلی از تفکری میباشد که اعتقاد دارد نه خیری وجود دارد و نه شری و نه هدفی و نه انگیزه ای و در واقع تنها چیزی که وجود دارد پوچی میباشد، شاید بشر امروز بیشتر از اینکه شبیه به نئو یا انسانهای زایون باشد، به مامور اسمیت شبیه میشود آنهم به واسطه سلطه رسانه ای غرب.

البته شخصیت مامور اسمیت را میتوان، بدلی از شیطان هم دانست زیرا او به شدت به دنبال نجات از ماتریکس میباشد و میخواهد همه را به کیش و آئین خود در آورد و در واقع همه را مانند خود کند. به هر حال این فیلم دارای چندین لایه میباشد و در مورد آن میتوان ساعتها بحث کرد.

یک نکته کوچک هم راجب تیتراژ پایانی قسمت اول و موسیقیهای انتهای آن ذکر کنم که یکی از ترکهای تیتراژ پایانی متعلق به شخص مریلین منسون که همه میدانیم به پوچگرایی و شیطان پرستی، شهیر است میباشد که استفاده از این خواننده برای تیتراژ پایانی شاید به نوعی تفکر مثبت و الهی، سازندگان را زیر سوال ببرد. و نکته آخر هم که باید به آن اعتراف کنم که واقعا بنده در هیچ فیلم دیگری صحنه ای به این عظیمی و میخکوب کننده را ندیده بودم و تاثیر فوق العاده حیرت آوره موسیقی به همراه تصویر که شاید فقط در دو یا سه فیلم دیگر تکرار شده باشد، سکانسی میباشد از صحنه آخر قسمت سوم فیلم که به جنگ آخرالزمانی نئو و مامور اسمیت میپردازد و ترکیب موسیقی ارکستر سمفونیک با قدمهای نئو در زیر باران و جنگ سخت او با مامور اسمیت در فضایی به شدت حماسی با تم موسیقی آخرالزمانی، شاهکاری را خلق میکند که شاید تا سالها نتوان مانند آنرا دید. البته وقتی عظمت این صحنه در یک سینمای خانگی کوچک اینگونه باشد در سینماهای سه بعدی آیمکس با صدای دالبی و کوبنده تاثیری بس،‌ عظیمتر خواهد داشت.

موسیقی تیتراژ پایانی قسمت سوم هم که موسیقی اورجینال فیلم میباشد جای بحث زیادی دارد و در آن میتوان به راحتی تم های شرقی و به خصوص هندی را شنید. این موسیقی ترکیب جالبی از ارکستر سمفونیک، موسیقی الکترونیک و مدرنه ترنس و موسیقی سنتی هندی و شرقی میباشد که به زیبایی هرچه تمامتر همه آنها با هم ترکیب شده اند، دقیقا مانند خود فیلم که تفکری شرقی را در غالب یک داستان آخرالزمانی مدرن و تکنولوژیک ولی با قالبی اسطوره ای عرضه میکند. به هر حال سکانس پایانی قسمت سوم ماتریکس و ترکیب زیبای موسیقی و تصاویر، جزو شاهکارهای تاریخ سینما میباشد. حیف که در راه منفی از آن استفاده شد.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Imam12 ، Justice Bringer ، Reza2035
۱۹:۳۰, ۵/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۲ ۲۳:۵۳ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #17

نقل قول:به نظرم ما تفاوتمون ریشه ای ــه ! [تصویر: biggrin.png]

شما دوست دارین فیلم رو از بعد فلسفی بررسی کنین.

بنده دوست دارم فیلم رو از بعد آخرالزمانی بررسی کنم !

بسم الله

من که تفاوتی نمیبنیم ... هر دو ما معتقدیم که هالیوود الت دست یهود و صهیونیزم است که ریشه در تفکرات ملحدانه دارد .
وقتی میخوایم فیلمی رو نقد کنیم باید چند مرحله رو مد نظر قرار بدیم :

1.نماد گرایی در فیلم
2.محتوای هر سکانس و دیالوگ
3.بررسی این اطلاعات در تفکر غربی
4.مطالعه ی تطبیقی بین تفکر غربی و اسلامی (بررسی فیلم از نگاه اسلامی )


اشکالی که حقیر در تحلیل ها شما میبینم اینه که مورد اول و چهارم میگید و از قسمت دوم و سوم به سادگی میگذرید. به عنوان مثال شما میگید که آرشیتکت در فیلم ماتریکس نماد خداست به این دلیل که در اکثر فیلم های هالیوودی خدا اینگونه تصویر شده .

اما حقیر گفتم به چند دلیل این کاراکتر نمیتونه خدا باشه :

1.خدا در فلسفه ی غرب می افریند و رها میکند ولی آرشیتکت خود مخلوق ماتریکس است و از ان محافظ میکند .
2.به خاطر این که فیلم ماتریکس پست مدرن است و در فلسفه ی پست مدرن به قول نیچه خدا مرده است .

پس نمیتوانیم وی را خدا بدانیم در صورتی که در طرف مقابل در پست مدرنیسم خودمحوری خدا تعریف میشود و این دیالوگ در اکثر گفت و گو های بین کاراکتر ها وجود دارد که وقتی عملی غیر عقلانی انجام میدهند میگویند : من به فلان مسئله ایمان (belive) دارم یعنی من به خودم ایمان دارم . پس میتوان خدا را در فیلم خود محوری و یا اگوئیسم معرفی کرد چون مفهوم اومانیسم انسان خدایی به معنای عام است ولی اگوئیسم خود محوری انسان است یعنی هر انسان و باورش مساویست با یک خدا !

مرحله چهارم : بررسی تطبیقی مفهوم غربی با مفهوم اسلامی


أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ سوره : الجاثية آیه : 23



آيا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده ای ? اگر خدا هدايت نکند چه کسی او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمی گيريد ؟

در مود موارد دیگه فیلم هم باید همین طور برخورد کنیم باید اول بفهمیم منظور کارگردان و نویسنده در فیلم چی بود و بعدش اون نظر و دیدگاه رو با مفاهیم قرانی و اسلامی تحلیل کنیم . مثلا خود کاراکتر نئو بدون شک شخصیت ناجی در فیلمه ولی اگر کسی شک داشت میتونم با نمادگرایی و بررسی مفاهیم هم این رو براش اثبات کنم . اما اینکه بدون هیچ دلیلی بگیم نئو = امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غلطه به چند دلیل :

1. نئو نمیدونه که ناجیه
2.نئو هیچ باور ماورایی نداره
3.نئو انسان ها رو فقط از کنترل نجات میده ولی هیچ حکومتی نداره

تنها چیزی که توی هالیوود مهمه اینه که یک باور غلطی رو به شما بخورونند همین ! همین که مثه نئو باور کنیم که هیچ قاشقی وجود نداره ...همین که باور کنیم ما انسان هایی هستیم که اختیار کامل باید داشته باشیم و کسی نباید ما رو کنترل کنه برای هالیوود پیروزیه ! هالیوود قراره ما رو به سوی باوری سوق بده و عقایدمون رو عوض کنه همین !

البته گاها یه توهین هایی هم میشه که معمولا جواب عکس میده .

یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer ، عدالت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تحلیل سه گانه ی "ماتریکس" rezakarimi 25 20,663 ۱۸/دی/۹۵ ۱۳:۴۷
آخرین ارسال: سرباز منتظر
  عاقبت حیرت انگیز! برادران واچوفسکی سازندگان فیلم ماتریکس علائم ظهور 3 2,801 ۲۱/اسفند/۹۴ ۱۶:۴۳
آخرین ارسال: عدالت
  فیلم (They Live(1988 ، افشای پیامهای مخفی و کنترل ذهن فراماسونها به دست خودشان!!! melanie2222 10 9,579 ۱۸/شهریور/۹۰ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: arman mohseny
  آموزش ارتباط با اجنه برای کودکان (فیلم Imagine That) علائم ظهور 6 6,532 ۱۰/شهریور/۹۰ ۱۳:۲۴
آخرین ارسال: Mitsonary

پرش در بین بخشها:


بالا