|
پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد.
|
|
۱۳:۳۸, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۱ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ویژه نامه آزادسازی خرمشهر ![]() جنگ آمده بود که ازخرمشهر دروازه ای به کربلا بازشود.ومحمدجهان آرا به آن غافله ای ملحق شودکه به سوی عاشورا میرفت.(شهید سیدمرتضی آوینی) اولین حسی که بهتون دست میده یااولین تصویری که درذهنتون نقش می بنده رو بنویسید. این تاپیک حرف دل شماست ،درسالروز افتخارآمیز آزادسازی خرمشهر.حتما شرکت کنید.
![]() برای اطلاع از چگونگی آزادی خرمشهر به این تاپیک مراجعه کنید. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۲, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة السلام علیکَ یا مولانا یا علیٍّ الهادی (علیه السلام) بچه ها ، اگر شهر سقوط کرد آنرا دوباره فتح میکنیم ، مواظب باشیم که ایمانمان سقوط نکند . شهید محمد جهان آرا این حقیر ارسالات دوستان را خواندم ، برخی زیبا و نکته دار بود و برخی احساسی . "اینکه ما شرمنده ایم و خجل از روی شما "معنایی برای مردان و زنان خدایی بیداری اندیشه ندارد ، دارد ؟؟ اگر تک تک ما به آنچه باید عمل نماییم ،عمل نماییم شرمندگی جایی ندارد . اگر آنان تقوی و پرستش خداوندی را سرلوحه گفتار و عملشان کردند ، چرا ما نکنیم ؟؟ حرف و کلام زیباست ، اما آنرا احساسی نکنیم . سوم خردادها می آیند و میروند ، خاطرات همت و باکری و کاظمی ، بروجردی و باقری و کلهر ، زین الدین و دستواره و تمامی آنانی که آشنا و گمنامند بازگو میشود ولی آیا این کافیست ؟؟؟ به خود قول داده بودم که دیگر فریاد و دادو بیداد نکنم ، ولی بازهم نتوانستم . ما تک تک مان باید افتخار نماییم که با شهید و جانباز و آزاده ای بوده ایم و هستیم . پدر ، برادر ، و یا بستگان و دوستان . و باید این افتخار را عملیاتی نماییم . احساس و کلام ابتدای راه هدایت است ولی در احساس ماندن و عمل به آنچه باید نمود نکردن ، آیا فایده ای در زنده ماندنمان دارد ؟؟؟ آنانی که رفتند باید میرفتند و آنانی که ماندند یا باید میماندند و یا ترسیدند از رفتن . دنیا را دوست داشتن و زندگی چند روزه را به زندگی ابدی ترجیح دادن ما را ماندگار نخواهد کرد و گذرا خواهیم شد . خیلی زود از یادها میرویم ، خیلی زود . وقتی به آن سالها باز میگردم کور سویی از زیبایی هایی میبینم که حال کمرنگ و حتی بیرنگ شده اند . چه بچه هایی که حال درگیر و دار دنیا ، آلوده شدند و در زرق و برق پُست و مقام ، ماشین و خانه و ویلا ، خود را گم کردند و حتی یادی از قطعه 24 و 25 نمیکنند ، حتی به دوستانشان در بیمارستان ساسان و آسایشگاههای بچه های جنگ سر نمیزنند . مگر اینان با هم در فکه و شلمچه و دشت عباس در یک سنگر نبودند ، پس چه بلایی سرشان آمده ؟؟؟ تنها عملشان در آن زمان به سکونی در این زمان تبدیل شده است . مراقب باشیم که ما اینگونه نشویم و سکون ما را فرا نگیرد . یکبار دیگر جمله شهید جهان آرا را برایتان در پایان گفتارم نقل مینمایم و دعوت به تفکر در آن میکنم . بچه ها ، اگر شهر سقوط کرد آنرا دوباره فتح میکنیم ، مواظب باشیم که ایمانمان سقوط نکند . برای شادی روح امام شهدا و شهدا صلوات . اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۶:۱۹, ۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
شهید جهان آرا : بچه ها اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح میکنیم ، مواظب باشید که ایمانمان سقوط نکند .
|
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون " مپندارید که کسانی که در راه خدا کشته و شهید میشوند،مرده اند، آنها زنده هستند و نزد پروردگارشان روزی میگیرند" نمیدونم ربط داره یا نه....ولی در مورد شهدا فقط میتونم بگم: زنده گی من از یک شب احیا در گلستان شهدای شهرمون شروع شد.... زنده است که زنده میکند..... دعاکنید که بتوانم شکرش را بجا آورم.... |
|||
|
|
۱۱:۱۰, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
همیشه در قلب ماهستید......
|
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق علیه السلام میفرمایند : پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گروهی را به جنگ با کفار فرستاد و چون بازگشتند، فرمود : خوشا به حال مردمی که جهاد کوچک را به پایان رسانده و جهاد بزرگتر برایشان باقی مانده است . سوال شد : ای رسول خدا جهاد بزرگتر کدام است ؟ فرمود : جهاد با نفس . . . . . . امیدوارم روزی بشنویم که : paradise آزاد شد ، paradise را خدا آزاد کرد . و paradise ها و paradise ها و ... که اشغال شدهاند و محصور ماندهاند در حصار و قفس ِ تن ِ فانی .. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم تشکر ویژه از آقا سَیّد بزرگوار
|
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۱۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز : یه مطلب از یکی از ایثارگران یادم اومد ، گفتم بد نیست که شما هم بدونید . یکی از رزمندگان جبهه که هم شیمیایی هستش و هم موجی ، یه سری مشکلات براش پیش اومده که شاید باورش براتون سخت باشه . این برادر رزمنده با یه رزمنده دیگه (بخوانید رزمنده نما) توی ساخت یه ساختمان شراکت میکنه و رزمنده دوم سر این بنده ی خدا رو کلاه میذاره و کل پول رو بالا میکشه . خدا عاقبت همه رو هم بخیر کنه . . . اینا مهم نیست . . . مهم اینه : این بنده ی خدا با درجه سرلشکری بازنشست شده و هم از لحاظ بدنی !!! (یعنی واقعا هیبت یه سرلشکر رو داره) و هم از لحاظ منش و رفتار این درجه براش برازنده اس . با اینکه اون نارفیق پولش رو خورده ، اما میگه رفیقه ؛ درست نیست آبروش رو ببرم . چندتا چک داشت که تا مرز برگشت خوردن رفت ؛ اما از اون نارفیق شکایت نکرد . میگفت به دور از مرام و معرفته . الان خودش داره توی یه سوپرمارکت اجاره کار میکنه . بسیار هم شوخ طبعه . اما متاسفانه بخاطر فشار مالی ، دچار مشکلات عصبی شد و سکته مغزی خفیفی رو رد . . . چند روز پیش هم شیمیایی اش دوباره اذیتش کرد و چند روزی تهران بستری بود . خدا شفاش بده انشاءالله . . . اما بازهم شکایت نکرد . . . !!! الله اعلم . . . در پناه الله یا مهدی مدد
|
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلام
رفقا فقط می تونم بگم شهدا خیییییییییییییلی باحال اند محاله ازشون چیزی بخواید و دستتون رو نگیرند خصوصا توی حوائج معنوی الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا مردم در خواب اند وقتی که مردند بیدار می شوند بحار ج50ص136 ما میگیم همه انسانها وقتی مردند بیدار(زنده) می شوند به شهدا هم که میگیم زنده اند اما این زنده کجا و آن زنده کجا!!!! ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون همونطوری که از آیا بالا پیداست زنده ای هستند که نزد خدا روزی می خورند کی می تونه درک کنه احیا عند ربهم یرزقون یعنی کجا؟؟؟!!!! پس شهدا رو دست کم نگیریم |
|||
|
|
۱۸:۲۷, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
جبهه ای بود و جنگی که ز هم وا ماندیم جمع خوبان همه رفتند کنون ما ماندیم شب لبیک که ان مستی بی می کردند ز همه مست و غزلخوانیشان جا ماندیم. |
|||
|
|
۱۵:۴۴, ۲/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۲ ۱۵:۵۰ توسط rastin.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سوم خردادماه سالروز آزادی خرمشهرگرامی باد. در این ویرانه هاچه می جویی؟ با خود می گفتم: آن لوح محفوظ که می جویی در همین جاست. درهمین ویرانه هایی که از گمرک خرم شهر بر جای مانده است،در همین آهن پاره هایی که ترکش ها سوراخ سوراخشان کرده اند و . . .آیا نام خرم شهر به همین خانه ها و خیابان ها و کوچه ها و نخلستان هایی اطلاق می شود که در آتش کینه متجاوزان می سوزند؟و یا نام خرم شهرشایسته آن خطه ای است که جوانانش مبعوث شدند تا حقیقت متعالی وجود انسان را ظاهر کنند؟ سیدمرتضی آوینی
بخشی از سخنان رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) در اول خرداد سال 1381 در دیدار اقشار مختلف مردم بمناسبت سالروز آزادی خرمشهر:
... واقعه خرمشهر از دور فقط یك حادثه ی تاریخی است كه برای ملت ایران هیجان آور و افتخار آمیز است، ولی از نزدیك، این قضیه شبیه یك معجزه بزرگ بود. وقتی رژیم عراق با تشویق دولتهای دشمن انقلاب به مرزهای ما حمله كرد، هدف گیری دقیقی كرده بود . خرمشهر، قدم اول و بسیار موثر از این هدفگیری بود . . . ... در قدم اول، نیروهای عراقی پیشرفت هایی كردند و تا سیزده چهارده كیلومتری اهواز هم رسیدند اما وقتی خواستند به خرمشهر - كه مرز نزدیكتر بود - حمله كنند، دچارمانع شدند. علت هم این بود كه نیروهای مردمی، جوانهای مومن و مرد و زن انقلابی وارد میدان شدند؛ یعنی در اینجا انقلاب شروع كرد خود را نشان دادن؛ بنابراین دشمن نزدیك اهواز زمین گیر شد. آنجا نیروهای مسلح وارتش و نیروهای مردمی پشت سر هم مثل كوه در مقابل دشمن ایستادند؛ این اولین تودهنی ای بود كه به آنها زده شد. اما غم، دل ملت ایران را گرفته بود؛ چون هزاران كیلومتر از خاك كشور زیر چكمه ی دشمن بود. بنده در ماههای اول جنگ ، در همان مناطق بودم؛ هم وضع مردم و هم وضع نیروهای مسلح را می دیدم. نیروهای مسلح ، عازم و جازم بودند؛ اما غم سنگینی بردلشان نشسته بود. ... در چنین شرایطی كه غم، دلها را فرا گرفته و رجزخوانیهای عراق همه ی دنیا را پر كرده بود، نیروهای ما از كمترین امكانات مادی برخوردار نبودند. این كه می گویم كمترین امكانات مادی، یك حقیقت است. من فراموش نمی كنم، یكی از سرداران و فداكاران آن روز - كه امروز بحمدالله در همین جلسه حضور دارند - به اتفاق چند نفر از اهواز پیش ما آمدند و چند قبضه خمپاره انداز می خواستند تا بتوانندقدری در مناطق جلوتر ایستادگی و مبارزه كنند؛ اما كسی نبود به اینهااین چند قبضه خمپاره انداز را بدهد! ما برای سیم خاردار و گلوله و آر.پی.چی مشكل داشتیم؛ تانك و نفربر و امثال اینها كه به جای خود. آنچه در اختیار ملت ایران بود، عبارت بود از یك اراده ی قوی و نشاط همه جانبه كه برخاسته از ایمان و آگاهی بود. این كه امام فرمودند: "خرمشهررا خدا آزاد كرد"، یعنی این.
|
|||
|
|
۱:۱۷, ۲۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
آن كه دائم هوس سوختن ما ميكرد
كاش ميآمد و از دور تماشا مي کرد با خود میگفتم: جنگ بر پا شده بود تا از خرمشهر دروازهای به كربلا باز شود و محمد جهانآرا به آن قافلهای ملحق شود كه به سوی عاشورا میرفت. مسجد جامع خرمشهر رازدارِ حقیقت است و لب از لب نمیگشاید. از خود میپرسم: كدام ماندگارتر است؟ این كوچههای ویران كه هنوز داغ جنگ بر پیشانی دارند و یا آنچه در تنگنای این كوچهها و در دل این خانهها گذشته است؟ در این ویرانهها چه میجویی؟ دفترچههای مشق شب كودكانی كه اكنون سالهاست دوران كودكی را ترك گفتهاند؟ و یا كهنهتصویرهایی از مُشتهای فروبسته و دهانهایی كه به فریاد باز شدهاند؟ بر فراز پلههای ویران، از روزن پنجرهها، در لابهلای نخلهای آتشگرفته... چه میجویی؟ لوحی محفوظ كه همهی آنچه را كه گذشته است بر تو عرضه دارد؟ این لوح هست، اما تو كه چشم دیدن و گوش شنیدن نداری. شهید خوب خدا سید مرتضی آوینی |
|||
|
|
|
|
|






![[تصویر: 136359_658.jpg]](http://apr59.persiangig.com/image/136359_658.jpg)
![[تصویر: 136258_393.jpg]](http://apr59.persiangig.com/image/136258_393.jpg)







