کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصدق قهرمان ایران .
۲۲:۵۶, ۲۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQzorOXB5EKgukvruQSBNO...czhVJ0SzHw]
دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود.


مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره تقنینیه انتخاب گردید؛ ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود رد شد. مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا می شود. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس که آنرا ” وطن ثانوی ” خود می خواند می نویسد: ” در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید…. تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کارهایم از ایران مهاجرت نمایم. این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم…” دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد چون کمونیستها بر این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند ” به دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلی ) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم.” بعد از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند. در مراجعت دکتر مصدق به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس و والیگری ( استانداری ) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدمهای موثری برداشت. با وقوع کودتای سید ضیا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت تا کابینه سید ضیا پس از ۱۰۰ روز ساقط گردید. با سقوط کابینه ضیا، وقتی قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه ( دارائی ) انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید پذیرفت. با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دوت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن ۱۳۰۰ با اواسط سال ۱۳۰۱ این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت. پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید. دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. زمانیکه عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه نشین شد و در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت. دکتر مصدق در انتخابات شور انگیز دوره ۱۲ مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت. در انتخابات دوره ۱۵ مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزیر ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال ۱۹۳۳ دوره رضا شاه را که بمدت ۶۰ سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسید.
[تصویر: mosadegh.jpg]
در همین دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبههً ملی ایران را نمودند ( ۱۳۲۸ ). بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس ۱۶ با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد و هژیر وزیر دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه خیانت در پیش نگرفته بودند، بمجلس راه یافتند؛ که در همین مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا قانون ملی شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری رسید. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت نفت بود. بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت. انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را صادر کرد. دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ در مقام نخست وزیری استعفا میکند. یکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود. مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات و قیامهای پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند، و در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری ایران رسید. در روز ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب ” خاطرات و تالمات دکتر مصدق” بقلم خود ایشان مراجعه کنید). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را بقتل برسانند. ولی از آنجائیکه مصدق از نقشه اطلاع یافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت. سرتیپ افشار طوس رئیس وفادار شهربانی دکتر مصدق، بوسیله عمال دربار و افسران اخراجی به طرز وحشیانه ای بقتل رسید. بعلت اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاری همه پرسی در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنین جدا بودن محل صندوقهای مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ راسما انحلال یافت. در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئیس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای ۲۵ مرداد به شکست انجامید. در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیقتری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی دکتر مصدق زدند که اینبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. بدلیل خیانت رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری نمودند! همچنین شایان ذکر است که اعضای حزب کمونیست توده که در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز ۲۸ مرداد هیچ عملی بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند. در دادگاهی نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. در پایان دادگاه وی را به ۳ سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن ۳ سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود. در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق ۲ پسر و ۳ دختر بود. در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر وی در یکی از اتاقهای خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.روحش شاد و یادش گرامی باد
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQS6sLGkHiPRzNGEpFsBgG...DPTw2IvgJP]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۳۷, ۲۹/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۲ ۲۱:۴۶ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #11
آواتار
ما هنوزم نمی تونیم درست انتقاد کنیم .
ما هنوزم فرق فداکاری رو با خیانت رو نمی دونیم.

ما هنوزم فقط حرف میزنیم .
ما هنوزم شهید رو کسی می دونیم که تنش پر گلوله باشه و هدفش با ما یکی باشه .

ما هنوزم معنی شرف و ایثار برای حق رو نمی دونیم.
و، ای، وای بر ما ، که عادت کردیم چشمانمان را ببندیم .


[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSSMQfokcNbbRw_OY5MAU9...jH3zEcP6DQ]

(۲۹/مرداد/۹۲ ۱۸:۱۲)عبدالرحمن نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم

ببخشید منظور از قهرمان چیه؟!!!!



[تصویر: %D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82-%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7.jpg]

مصدق در حال بوسیدن دست ثریا زن شاه خائن به وطن و اسلام




اگر آن هست این هم هست.
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT756Z3htLKJbbQ5OYVbml...1ZH64Ej4lg]

من قهرمان را چه کسی بدانم: شعبان بی مخ

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcS1G28B6Cxfo4VVrbmY-hJ...PoloUxOw_x]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۵, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
(۲۹/مرداد/۹۲ ۱۹:۴۹)دیدگاه نوین نوشته است:  کاملا سنخیت دارند ...

1. در هر دو مسئله ، دشمنان قسم خورده ما هم پیمان شدند و تمام توانشون رو برای متوقف کردن ما به کار بستند
2. در هر دو مسئله موفقیت ایران مساوی است با به خطر افتادن منافع غرب
3. در هر دو مسئله به دلیل تحریم نفت ایران توسط دشمن ، اوضاع اقتصادی مردم بسیار به هم ریخت ... مصدق برای برپا نگه داشتن بودجه مملکت مجبور شد اوراق قرضه پخش کند ( یعنی از مردم خرده خرده پول جمع کنه )
4. در هر دو مسئله کشور ما به عنوان کشور پیش رو در منطقه و جهان به شمار میرفته ... ایران اولین کشور نفت خیزی بود که یک نهضت ملی برای ملی کردن نفت خودش به راه انداخت و الان هم اولین کشوری است در منطقه که دارد با دست خودش اورانیوم غنی سازی میکند و هسته ای شده


میبینید از لحاظ اصولی ( جدا از تفاوت های ظاهری ) این دو مسئله کاملا شبیه هم اند . شما اگر دلیلی دارید که این دو مسئله شبیه نیستند ، به صورت مستند و منظم ارائه بدید .

1- اون موقع چون بحث منافعشون در میان بود بعله،اما بازم مانند الان تمام جهان نبودن،آمریکا و فرانسه و بیشتر انگلیس بودن

2-قبول ندارم،موفقیت ایران در بحث صلح آمیز هسته ای چه خطری میتونه برای غرب داشته باشه؟!حتما یه چیزی دیدن که میگن دیگه

3-بازم مشکالات عین الان نبود،الان مطمئن باشید که شدت مشکلات اقتصادی چندین برابر اون موقع هست

4-خب به چه قیمتی برادر من؟نفت رو برای این تلاش کردیم تا ملی کنیم چون اقتصادمون بر پایه نفت بود(و هنوز هم بر پایه نفته)،سود سرشاری که در صورت ملی شدن نفت به کشور میرسید بسیار زیاد بود،اما ما این همه هزینه کردیم برای مسئله هسته ای،بالای 30 میلیارد دلار به روسیه دادیم برای راه اندازی فقط یه نیروگاه هسته ای،مسئله ای که برای کشور فقط هزینه بوده

برادر من قبول کن مقایسه ات اشتباه بوده،نمیگم اصل حرف اولت ینی اینکه برای احقاق حقوقمون داریم تلاش میکنیم غلط بوده،نه،باید در همون سطح نگهش میداشتی نه اینکه همه چیزو اومدی به هم ربط دادی و مسائل رو بیخودی تو در تو کردی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۴, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۹/مرداد/۹۲ ۲۱:۳۷)ندا دهنده نوشته است:  ما هنوزم نمی تونیم درست انتقاد کنیم .
ما هنوزم فرق فداکاری رو با خیانت رو نمی دونیم.

ما هنوزم فقط حرف میزنیم .
ما هنوزم شهید رو کسی می دونیم که تنش پر گلوله باشه و هدفش با ما یکی باشه .

ما هنوزم معنی شرف و ایثار برای حق رو نمی دونیم.
و، ای، وای بر ما ، که عادت کردیم چشمانمان را ببندیم .


[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSSMQfokcNbbRw_OY5MAU9...jH3zEcP6DQ]

اگر آن هست این هم هست.
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT756Z3htLKJbbQ5OYVbml...1ZH64Ej4lg]

من قهرمان را چه کسی بدانم: شعبان بی مخ

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcS1G28B6Cxfo4VVrbmY-hJ...PoloUxOw_x]


اول اینکه شعبان بی مخ لعنت خدا بر او باد

دوم اینکه یک نفر آدم درست نمیره دست زن رو بوس کنه

اصلا متوجهید؟

زن

ولی ممکنه یه نخاله برا عوامفریبی در کنار افراد موجه قرار بگیره

در مورد عکس اولتون

سران جنایتکار نازی هم در دادگاه اهل باطل محاکمه شدند با وضع خیلی بد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۸, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
چه توقع زیادی از خواننده تاریخ دارین که انصاف داشته باشه و حب و بعض رو کنار بذارهAngry
همین ثریا خانمی که شما عکسشو گذاشتین شاه رو ترغیب به امضای حکم نخست وزیر ارتشبد زاهدی کرد و ادامه اون فجایای تاریخی . اما واقعا انتظار داشتین از این عکس برداشت کنیم آقای مصدق بد بد بد بوده؟
طرف کلی با امثال رضا خان جنگیده بعد با یه عکس کلهم بد میشه؟ اتفاقا من هم دست بوسی زور رو نمی پسندم ولی اگه بخواد با همچین چیزی قیاس بشه که مصدق بد بوده میشه گفت اعلی حضرت گفتن آقای کاشانی هم بد بوده!حالا اگه دست خط مبارک نشونه بد بودن مصدقه اوامر شاه هم ........ ! افتضاحه این حرف ها اینقدر دامنگیر ماها شده که تو مناظره های تلویزیونی هم کشیده شده.
هیچ شخصیت تاریخی نیست که خوب و بد مطلق باشه!
هردو در این اشتباهات مقصر نبودن حرفیه که تو کتاب تاریخ معاصر مدارس ودانشگاه های! ما تکرار میشه، که ..........Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
حداقل اگه ایشون اینهمه بده! رفتار ایشون وقتی رفته بودن دیوان لاهه در مقابل مقامات انگلیسی برای همه ما و مقامات ما درس بزرگیه.
من هم در مورد حق داری ملت ایران تو مسئله انرژی موافقم .
دوستان هم گفتن که اون موقع هم وضع مردم بد شده بود اوراق پخش میکردن اما از حق خودشون کوتاه نیومدن اتفاقا خود آقای مصدق هم گفته بودن هدفش از تلاش برای ملی کردن بازدهی اقتصادی در اون موقع نبوده بلکه به فکر آیندگان کشورش بوده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۹, ۲۹/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۲ ۲۲:۱۲ توسط anti.)
شماره ارسال: #15
آواتار
نقل قول:دوم اینکه یک نفر آدم درست نمیره دست زن رو بوس کنه

اصلا متوجهید؟

شما هم حتما متوجهید که تفتیش عقاید کار درستی نیست دیگه؟

اومدیم و طرف اصن مسلمون نبود،یا مسلمون اسمی بود و در عمل اعتقادی بهش نداشت(که مرحوم مصدق احتمالا اینطور بوده)

چنان میگن زن انگاری زن یه موجود فضاییه،برای شماها که با دیدن یه زن بی حجاب حالی به حولی میشین بعله درست نیست،اما برای خیلی ها بدین شکل نیست،بگذریم بحث اصلی این نیست

اما بهتر هست که همه چیز رو این وسط با متر اسلام نسنجیم،عقاید دیگه رو هم قبول داشته باشیم،عقاید متفاوت رو
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۹, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
(۲۹/مرداد/۹۲ ۲۲:۰۹)anti نوشته است:  شما هم حتما متوجهید که تفتیش عقاید کار درستی نیست دیگه؟

اومدیم و طرف اصن مسلمون نبود،یا مسلمون اسمی بود و در عمل اعتقادی بهش نداشت(که مرحوم مصدق احتمالا اینطور بوده)

چنان میگن زن انگاری زن یه موجود فضاییه،برای شماها که با دیدن یه زن بی حجاب حالی به حولی میشین بعله درست نیست،اما برای خیلی ها بدین شکل نیست،بگذریم بحث اصلی این نیست

اما بهتر هست که همه چیز رو این وسط با متر اسلام نسنجیم،عقاید دیگه رو هم قبول داشته باشیم،عقاید متفاوت رو


مغالطه میکنید و البته از بحث هم خارج شدید

ولی

مهم ترین نکته همینجاست که مسلمان نبوده و اعتقادی هم نداشته و اینکه اسم مسلمانی داشته ....(معنی خاصی دارد)

در مورد اون حالی به حولی هم بستگی به شما داره

اینکه تعریف شما از حالی به حولی چیه زمین تا آسمونه

اما آدم فضایی ها ......

در ضمن ما همه چیز رو با متر اسلام باید بسنجیم چون مسلمانیم

قرار نیست عقاید دیگر رو قبول داشته باشیم چون پلورالیست نیستیم

ولی احترام میگذاریم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۲, ۲۹/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۶ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۲۹/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۵)anti نوشته است:  1- اون موقع چون بحث منافعشون در میان بود بعله،اما بازم مانند الان تمام جهان نبودن،آمریکا و فرانسه و بیشتر انگلیس بودن

2-قبول ندارم،موفقیت ایران در بحث صلح آمیز هسته ای چه خطری میتونه برای غرب داشته باشه؟!حتما یه چیزی دیدن که میگن دیگه

3-بازم مشکالات عین الان نبود،الان مطمئن باشید که شدت مشکلات اقتصادی چندین برابر اون موقع هست

4-خب به چه قیمتی برادر من؟نفت رو برای این تلاش کردیم تا ملی کنیم چون اقتصادمون بر پایه نفت بود(و هنوز هم بر پایه نفته)،سود سرشاری که در صورت ملی شدن نفت به کشور میرسید بسیار زیاد بود،اما ما این همه هزینه کردیم برای مسئله هسته ای،بالای 30 میلیارد دلار به روسیه دادیم برای راه اندازی فقط یه نیروگاه هسته ای،مسئله ای که برای کشور فقط هزینه بوده

برادر من قبول کن مقایسه ات اشتباه بوده،نمیگم اصل حرف اولت ینی اینکه برای احقاق حقوقمون داریم تلاش میکنیم غلط بوده،نه،باید در همون سطح نگهش میداشتی نه اینکه همه چیزو اومدی به هم ربط دادی و مسائل رو بیخودی تو در تو کردی


1. الانم تمام جهان نیستند ، صرفا چندتا کشور غربی اند ... 120 کشور عدم تعهد از برنامه هسته ای ما بارها حمایت کرده اند . شما یک نمونه بیارید که در داخل اون اکثریت کشور های جهان رای به محکومیت برنامه هسته ای ما داده باشند
جالبه که بدونید مخالفین مصدق هم یکی از ایرادتشون همین بود ... به مصدق میگفتند چرا مملکت رو با دنیا در انداختی ؟!!!

2. هسته ای شدن ایران یک جرقه است برای اینکه باقی کشور ها هم به سمت سوخت هسته ای برند . فقط کافیه ایران بتونه این مبارزه رو ببره ، مطمئنا غربی ها بعد از ایران جلوی هیچ کشور دیگه ای رو نمیتونند بگیرند

3. این حرفتون کاملا بی اساس و نشون دهنده اینه که در مورد اون زمان اطلاع دقیقی ندارید .
الان ما سالی نزدیک به 60 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داریم و با چندین کشور قرار داد نفتی داریم و با تحریم ها اوضاع این شده . اون زمان صادرات غیر نفتی مون تقریبا چیزی از بودجه رو در بر نمیگرفت و تنها خریدار نفت ما هم انگلیس بود که تصمیم گرفت نخره ( یعنی عایدات نفت شد صفر ، الان صفر نیست ) .
یکی از بزرگترین ایراداتی که به مصدق گرفته میشد همین وضع اقتصادی اون زمان بوده .
و برای شما نوشتم که مصدق در مورد جنبه اقتصادی و اخلاقی نفت چه اعتقادی داشت ... مصدق بیش از اونکه دنبال منافع اقتصادی مملکت باشه ، دنبال استقلال و آزادی مملکت بود .

4. این 30 میلیارد دلار رو از کجا آوردید ؟!!!
اگه از روند بودجه کشور خبر داشته باشید متوجه میشید که این حرف دروغه ، مثل خیلی دیگه از دروغ های بالاترین .

به چه قیمت ؟؟؟ من همین حرف مصدق رو برای شما دوباره مینویسم تا متوجه بشید به چه قیمت :
نقل قول:یک خانه خراب که مالک بتواند از حق مالکیت خود استفاده کند به از قصوری است که در آن سکنی کنند ولی نتواننددر خانه دخل و تصرفی بنمایند .

حتی اگر شده به این قیمت :

امام حسین :

انّی لا اَری الموتَ الّا سعادةً و الحیاة مع الظالمین الّا برماً
من مرگ را جز سعادت و زندگانی در کنار ستمگران را جز ننگ نمیدانم


کل حرف من این بود که اگر قرار است دم از مصدق بزنیم ... باید اول خوب بشناسیمشون و به راهی که رفتند عمل کنیم ... نه اینکه فقط توی سالروز کودتا 28 مرداد ، بگیم عجب مرد بزرگی بود ولی توی عمل پشت مصدق های زمان رو خالی کنیم و هر چی از دهنمون در بیاد بهشون بگیم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۵, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
عادت خوبی نیست یه فرد رو مطلق بد بدونید !
اونم کسی مثل دکتر مصدق بزرگوار ، بیارم براتون کسایی که دست زنی رو بوس نکردن یغشونم تا خرخره بستن ولی مملکتمون رو بفروش رسوندن ؟!
از روحانی جماعت نام ببرم ؟

من به نیت و بزرگواری آقای مصدق هیچ شکی ندارم ، تنها شاید اشتباهات تاکتیکی داشت (مثل انحلال مجلس).
اسم قهرمان برازنده ایشونه !Heart

یه مقداری لازمه آدم مغز و محتوای آدم ها رو بررسی کنه ، نه سایز ریش و یقه و . . .
ضمنا اون زمان رو با الان مقایسه می کنید ؟! همین مادر و پدرها محترمتان که قبل انقلاب بودن و الان حجابشونم مثلا کامله نشنیدید از گذشته چی می گن ؟! آدم لازمه یه جو انصاف داشته باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۹, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
نقل قول: اگر آن هست این هم هست.
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT756Z3htLKJbbQ5OYVbml...1ZH64Ej4lg]

من قهرمان را چه کسی بدانم: شعبان بی مخ

شما یه چیزی گفتید الان مرغ پخته هم داره تو قابلمه میخنده........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۱, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
نقل قول:کل حرف من این بود که اگر قرار است دم از مصدق بزنیم ... باید اول خوب بشناسیمشون و به راهی که رفتند عمل کنیم ... نه اینکه فقط توی سالروز کودتا 28 مرداد ، بگیم عجب مرد بزرگی بود ولی توی عمل پشت مصدق های زمان رو خالی کنیم و هر چی از دهنمون در بیاد بهشون بگیم .
آره خدایی دمت گرم ،

درود بر شرف مصدق ، که برای استقلال و آزادی کشورش از همه چیزش مایه گذاشت.
اتفاقا قضیه هسته ای دقیقا تکرار چیزی مثل همون شرایطه !
به قول ایشون نقل به مضمون ، اگه حتی الان نتونیم به اندازه کافی استخراج کنیم (شما در مورد انرژی هسته ای و بهره وری فرض کن) ، حداقل به اینصورت برای آیندگان مملکت چیزی خواهد موند !!

دوست آنتی که گفتی براشون ضرری نداره ، میشه بفرمایید پس چرا اینقدر مخالفت می کنند ؟! دوربین هاشون که دیگه تا مستراح نیروگاه های ما رو کشیک میدن ؟! ما که بارها رسما اعلام کردیم دنبال استفاده صلح آمیز هستیم ، همکاری فراتر از وظیفه مون رو هم انجام دادیم. برادر من باید یاد می گرفتید تا امروز قضیه چیه ، اگه یاد نگرفتید امیدی نیست به اینکه متوجه جریان بشید !! هر جا حرکتی برای پیشرفت بدون وابستگی کشور اتفاق بیوفته امپریالیست خونش به جوش میاد ! به خصوص اگه اون کشور نقش الگو و مبتکر باشه !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا