کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا دغدغه‌ی رهبر انقلاب در دهه‌ی چهارم انقلاب سبک زندگی است؟
۱۵:۰۰, ۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مهر/۹۲ ۱۵:۰۲ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز موضوع سبک زندگی چه اهمیتی دارد؟ چرا دغدغه‌ی رهبر انقلاب در دهه‌ی چهارم انقلاب سبک زندگی است؟

پاسخ از استاد طاهرزاده


جواب: بسم الله الرّحمن الرّحیم
لازم است در مقدمه این نکته را عرض کنم چطور می شود که در تاریخ جدید بحثی به نام سبک زندگی مطرح می‌شود. حتماً می‌دانید که این واژه، واژه‌‌ای است که ابتدا در فرهنگ مدرنیته مطرح شد. بشریت در دویست سال پیش موضوعی به نام سبک زندگی در محاورات خود نداشت و اساساً چنین پرسشی در آن زمان‌ معنا نمی داد. ولی امروز این واژه نه‌تنها معنا می‌دهد بلکه باید به‌طور جدّی به آن پرداخته شود.
در دوران گذشته حساسیت‌های بشر بیشتر در امور حقیقی و معنویِ زندگی بود. بنابراین شکل و ظاهر زندگی خیلی نقش اساسی برای ادامه‌ی زندگی نداشت. برای بشری که بیرون از فرهنگ مدرنیته زندگی می‌کرد بیشتر زندگی بستری بود که بتواند به اهداف عالی و حقیقی خودش برسد.

بنابراین در عین آن‌که زندگی او شکل‌های مختلفی داشت حساسیتی نسبت به ظاهر زندگی از خود نشان نمی‌داد، چون در عالمی ماوراء این عالم، زندگی خود را جستجو می‌کرد و لذا تا این حد از ظاهر و شکل زندگی متأثر نمی‌شد.

دنیای مدرن زندگی را در حد سطح و در حد شکل درآورد، در هیچ دورانی شکل زندگی و ظاهر زندگی این اندازه نقش نداشته که روح و روان بشر بدان مشغول شود و از آن تأثیر بگیرد. وقتی زندگی در حد شکل و سطح تقلیل یافت و نظر به حقایق به حاشیه رفت و ظاهر زندگی مهم شد و نه عمق زندگی، بشر خود را در شکل از زندگی معنا می‌کند و معلوم است که در چنین شرایطی باید زندگی را در شکلی درآورد که جهت‌گیری بشر به‌کلی از بین نرود.


ان شا الله ادامه دارد...


امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، rastin ، عبدالرحیم ، meshkat ، sagheb ، SAViOR ، حسن.س. ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، yamin ، Hadith ، آلاله ، medad.sefid ، عبدالرحمن ، najmeh ، mahramaneh ، حسن عزتي ، محمد حسین ، help me ، chekel
۸:۴۰, ۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



با توجه به این مقدمه عرض می‌کنم موضوع سبک زندگی از غرب شروع شد و در کنار نفوذ فرهنگ غرب در سایر ملل، موضوع سبک زندگی در سایر ملل نیز به میان آمد. این‌که امروز بشر معنای خود را در شکل زندگی جست و جو می کند چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت. باید بدانیم وقتی انسان‌ها خود را در شکل زندگی معنا می‌کنند از شکل زندگی نیز تأثیر می‌پذیرند و در همان مسیری قدم می‌گذارند که شکل زندگی آن‌ها را به آن مسیر راهنمایی می‌کند در حدّی که در رابطه با بشر امروز می‌توان گفت: «بگو چگونه و به چه شکل زندگی می‌کند تا بگویم چگونه فکر می‌کند».

در صورتی که قبلا چون بشر معنای خود را در نسبتش با حقایق عالم و سنن پیدا کرده بود شکل زندگی نقشی این‌چنین حساس برایش نداشت هرچند در آن دوران هم سعی می‌کرد زندگی خود را طوری شکل دهد که بتواند به بهترین شکل با حقایق عالم مأنوس باشد ولی در هرحال بیشتر به بالاها نظر داشت.
اول باید روشن شود چه شد که ظاهر زندگی دغدغه‌ی بشر شد. وقتی معلوم شد با به حاشیه‌رفتن حقیقت و اصالت پیداکردن ظاهر، ما گرفتار چنین دغدغه‌ای شدیم و موضوع را آسیب‌شناسی کردیم، راه حل برون‌رفت از آن ظهور می‌کند.

امروزه بخواهید یا نخواهید شما در کل دنیا با این موضوع مواجه هستید که بشریت خود را در شکل زندگی‌اش می‌جوید. حال اگر شکل زندگی‌ ما به صورتی باشد که هویت اصیل الهیِ ما را به ما متذکر شود به شکلی از زندگی می‌رسیم که هویت شیعی- ایرانی ما اقتضا می‌کند.

ان شاالله ادامه دارد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، sagheb ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، حسن.س. ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، meshkat ، آلاله ، عبدالرحمن ، mahramaneh ، حسن عزتي
۲۰:۳۵, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الر حیم

باید بپذیریم حتی افراد مذهبی هم هنوز به این خودآگاهی نرسیده‌اند که امروزه شکل زندگی بر عقاید و اخلاق و رفتار انسان‌ها اثر می‌گذارد. ممکن است از جهتی حق با کسانی باشد که می‌گویند ما عقاید و اخلاقی داریم که در هر شرایطی می‌توان به آن مقیّد بود و به آن عمل کرد.

بعضی از کسانی که جنبه‌های روحانی آن‌ها بر جنبه‌های مادی آن‌ها غلبه دارد، می‌توانند همین طور که می‌گویید عمل کنند اما از خود نمی‌پرسند چرا عموم افراد و از جمله فرزندان خودشان با آن‌ها همراهی نمی‌کنند.

این افراد باید متوجه باشند که این دوران، دوران جدیدی است که در این دوران عقاید به تنهایی نمی‌تواند شکلی از زندگی را که بر ما حاکم شده است مدیریت کند بلکه شکل زندگی نوین توانسته انسان‌های متوسط در عقیده و اخلاق را در مسیری از افکار بکشاند که این زندگی را شکل داده. یعنی شکل زندگی دارای نقشی شده که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، حسن.س. ، mahdy30na ، meshkat ، آلاله ، عبدالرحمن ، mahramaneh
۷:۴۴, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


بنده معتقدم پیچیده‌ترین قسمت بحث در اینجا است و نباید امید داشت به‌راحتی موضوع تصور و تصدیق شود، خودِ مقام معظم رهبری هم فرمودند: «بحث امروز ما آغاز یک بحث است» در واقع شروع خوبی است که باید به مرور ابعاد آن روشن شود. این مسئله‌ای نیست که به سرعت روشن شود. فرمودند: «در این زمینه باز هم حرف خواهیم زد، انتظار داریم اهل فکر و اهل نظر در این زمینه کار کنند» چون هنوز موضوع به تفصیل نرسیده است.

برای این‌که روشن شود چرا می‌گوییم شکل زندگی، عقاید و اخلاق را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد شما به شکل آشپزخانه‌های گذشته و حال بنگرید. اگر آشپزخانه‌ی
OPEN داشته باشیم و هال بزرگی هم داشته در مقابل آن باشد که همه‌ی مهمان‌ها در آن جمع شوند، وقتی خانم‌ها و آقایان به عنوان میهمان در آن‌جا جمع شوند، طبیعی است که خانم‌ها برای میهمانی آرایش کنند و بهترین لباس‌هاشان را هم بپوشند. اگر مذهبی باشند خانم‌ها این طرف سالن می‌نشینند و مردها هم طرف دیگر. حال هرقدر هم که خانم‌ها بخواهند خود را از چشم نامحرم بپوشانند شکل محیط طوری است که نمی‌توانند و لباس‌های میهمانی هم که عموماً مقداری باز است، معلوم است که در این فضا رعایت احکام الهی سخت می‌شود لذا در این سبک از زندگی چاره‌ای نیست جز این‌که خانم‌ها از احتیاط‌های دینی کوتاه بیایند، بدون این‌که بخواهند. فضا است که این بی‌احتیاطی را تحمیل می‌کند.

از طرفی وقتی آشپزخانه‌ی
OPEN در انتهای سالن در معرض دید مردان است خانم خانه نمی‌تواند خود را حفظ کند و این سبک زندگی او را مجبور می‌کند از عقاید خود عدول کند، حتی اگر قبول داشته باشد باید نسبت به نامحرم حجاب را رعایت کند، اما این سبک زندگی آن حجابی را که او می‌خواهد رعایت کند، نمی‌پذیرد. در حالی‌که اگر محل پذیرایی مردان از زنان جدا بود، مانند خانه‌های سنتی که دور تا دور حیاط خانه اتاق بود، خانم‌ها در اطاق مخصوص به خود به راحتی چادرهای خود را بر می‌داشتند و زیبایی‌های خود را ظاهر می‌کردند و مردان هم جدا بودند و آشپزخانه هم گوشه‌ای از خانه بود، هم مردان در امنیت بودند که چشمشان به نامحرم نیفتد و بخواهند بقیه‌ی زنان را با همسر خود مقایسه کنند و هم زنان راحت بودند. در این مثال ملاحظه کنید چگونه وقتی سبک زندگی عوض شود عقاید و اخلاق هم در تعرض قرار می‌گیرد.

قشر مذهبی ما باید به این نکته برسند که اگر خواستند زندگی دینی خود را ادامه دهند باید زندگی خود را مطابق عقاید خود طراحی کنند، آن روزی که آشپزخانه‌ی OPEN را پذیرفتند نفهمیدند که دیر یا زود مجبورند همسر خود را با مانتو و شلوار بپذیرند.

ان شاالله ادامه دارد...
[b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، عبدالرحیم ، مجید املشی ، حسن.س. ، mahdy30na ، meshkat ، yamin ، آلاله ، عبدالرحمن ، najmeh ، mahramaneh ، حسن عزتي
۲۲:۱۸, ۱۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» تا حدّی بحث شده که هر تکنیکی با فرهنگ خاصی شکل گرفته و آن فرهنگ را به همراه می‌آورد. تصور عموم این است که می‌توان هر وسیله‌ی تکنولوژی را وارد زندگی کرد و بر همان فرهنگ قبلی خود هم باقی ماند. از نظر انتزاع ذهنی این حرف درست است ولی در عمل موضوع فرق می‌کند. می‌گویند استفاده از هواپیما چه ربطی به پوشیدن دامن دارد؟ در ذهن می‌توان تصور کرد با چادر و مقنعه سوار هواپیما شد و به سفر حج رفت، ولی وقتی به فرودگاه می‌روید ملاحظه می‌کنید غلبه با حضور خانم‌های بی‌حجاب است. معنی این‌که می‌گوییم شرایط، خود را به انسان‌های عادی تحمیل می‌کند به این صورت است وگرنه انسان‌هایی که با حقیقت مانوس‌اند از این قاعده استثنا هستند و البته آن‌ها اکثریت را تشکیل نمی‌دهند، ما باید شرایطی به‌وجود آوریم که این اکثریت در بستر صحیح قرار بگیرد. پیامبر خداص یک تنه دنیای شرک را عوض می‌کنند. اگر ملتی به حقیقتی برسد حقیقت آن‌قدر قدرت دارد تا هرشکل از زندگی را در خدمت خود در آورد. ولی این روش برای عموم نیست. ما باید برای عمومِ مردم فکر کنیم و نه برای خواص.

چرا تجدید نظر در سبک زندگی؟

اگر ما پذیرفتیم در حال حاضر که ما مدرن شده‌ایم سبک زندگیِ موجود عقیده و اخلاق ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و پذیرفتیم فعلاً سبک زندگیِ غربی بر زندگی ما احاطه دارد و در این سبک از زندگی آن عقیده و اخلاق و رفتاری که می‌خواهیم محقق نمی‌شود، به فکر چاره می‌افتیم. این سبک زندگی را غرب برای خودش درست کرده که برایش اختلاط زن و مرد مهم نیست. غرب تعمداً معماری‌اش را بر اساس فرهنگ خود شکل داده در حالی‌که ما در سبک زندگی به روش غربی چیزهایی از عقاید و فرهنگ خود را از دست می‌دهیم که برای آن‌ها اهمیت نداشته. این است راز این‌که باید در سبک زندگی که با تقلید از غرب پذیرفتیم تجدید نظر کنیم.

البته فراموش نشود که سبک زندگی غربی میوه‌ی درختی است که ریشه در اومانیسم و سکولاریسم دارد و نتیجه‌ی آن عقیده این مدل در زندگی است. در غرب ابتدا نگرش‌های انسان به عالم و آدم عوض شد و پیرو آن این نوع شهرسازی و معماری و آموزش و اقتصاد ظهور کرد در همین رابطه است که باید به نوع شهرسازی و معماری و آموزش و اقتصاد غربی حساس باشیم.

رهبر انقلاب با آن هوشیاری فوق‌العاده‌شان این موضوع را مطرح کردند و اگر ما بفهمیم در چه شرایطی قرار داریم سخنان ایشان را جدّی می‌گیریم. عموما ما مذهبی ها متوجه نیستیم وقتی حقیقت در نظام اجتماعی ما حاکم نیست سبک زندگیِ غربی خود را به ما تحمیل می‌کند و ارزش‌های خودش را القاء می‌نماید.

مقام معظم رهبری فرمودند: ما در بخش ابزاریِ تمدن نوین اسلامی پیشرفت خوبی داشته‌ایم، در قسمت‌های عمرانی کار کردیم اما در بخش حقیقی و اصلی تمدن نوین اسلامی نه، مثل مسئله‌ی خانواده، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، مسئله‌ی کسب و کار، رفتار ما در فعالیت‌سیاسی، رفتار ما با پدر و مادر و همسر، رفتار ما با بیگانه. فرمودند این‌ها بخش‌اصلی تمدن است که اگر در این بخش‌ها پیشرفت نکنیم همه‌ی پیشرفت‌هایی که در بخش اول کردیم، نمی‌تواند ما را رستگار کند.


ان شاءالله ادامه دارد.....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Tolou ، mahdy30na ، arnh ، سید ابراهیم ، meshkat ، آلاله ، عبدالرحمن ، حسن.س. ، mahramaneh ، chekel
۱۲:۳۲, ۱۵/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۲ ۱۲:۳۵ توسط arnh.)
شماره ارسال: #6
آواتار
همیشه و در همه جوامع سبک زندگی life style‎ وجود داشته. و بعضی از جوامع هم روی این سبک زندگی خیلی تعصب داشته اند.

اما نکته ای که امروز مطرح است. رشد مصرف گرایی و تمایل به یکی شدن همه سبک های زندگی هست .که فقط یک سبک زندگی باقی بماند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Tolou ، آلاله ، عبدالرحمن ، حسن.س.
۱۶:۱۵, ۱۵/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۲ ۱۶:۱۷ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری در 14 شهریور سال 72 فرمودند: «این‌که فلان کشور پیشرفت علمی دارد دلیل رستگاری آن کشور و ملت نیست، این را بدانید، ای بسا ملت‌هایی که از لحاظ علمی امروز در اوج‌اند اما تا خرخره در لجن
[b]وفسادغوطه‌می‌خورند»


ملاحظه کنید در چه تاریخی این تذکر را می‌دادند. ایشان در زمان دولت سازندگی دائماً تذکر می‌دادند که آنچه شما می‌خواهید به عنوان رفاه غربی به ملت بدهید همه‌ی مطلب نیست. آن نوع سازندگی که دولت وقت دامن می‌زد و در آن موضوعات معنوی به حاشیه رفته بود کار را به این‌جا می‌رساند. روش دولت سازندگی صرفاً شیفتگی در عمران کشور بود آن هم به روش غربی و معلوم بود چه نتیجه‌ای در پیش دارد و مرحوم شهید آوینی در همین رابطه مقالات کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» را می‌نوشت تا متذکر آن انحراف بشود.

بحث از سبک زندگی، یک بحث فکری است و نه یک بحث سیاسی. یک فکر بود که توسعه به روش غربی را اصالت می‌داد و به نظرم مقام معظم رهبری با جمله‌ی این‌که «باید آسیب‌شناسی کنید» می‌خواهند گذشته را بازخوانی نماییم و بعد علاج کنیم. جبهه ملی و نهضت آزادی شدیدا معتقد بودند که ایرانی می‌خواهیم به مثابه‌ی ژاپن با دین اسلام، به این معنا که مسیحیت دین مردم اروپا باشد با آن سبک زندگی و اسلام دین ما باشد با همان سبک زندگی غربی. حال این سؤال بماند که آیا در غرب مسیحیت حاکم است که زندگی‌آن‌ها را معنا کند و یا سبک زندگی غربی در آن تکلیف مسیحیت را هم تعیین کرده است.

جان‌لاک می‌گوید: حاکمان باید جای دین را تعیین کنند. در صورتی که دین آمده است تا تکلیف همه را تعیین نماید. حرف ملی مذهبی‌ها این بود که یک واتیکانی برای رهبری و شخصیت‌های مذهبی باشد که در آن‌جا توصیه‌های اخلاقی بکنند ولی سبک زندگی باید به روش مدرن اداره شود. در حالی‌که اگر متوجه باشیم در اطراف ما چه خبر است و در چه شرایط تاریخی قرار داریم و اگر بخواهیم از غرب عبور کنیم باید نظام‌سازی کنیم؛ به عمق نظر رهبری پی می‌بریم.

بنده معتقدم این یک نور الهی است که به قلب رهبری اشراق شده است؛ اصطلاحاً ما می‌گوییم خودآگاهی، وقتی همراه با دل‌آگاهی شد روح زمانه درست درک می‌شود و رهبری با خودآگاهیِ همراه با دل‌آگاهی متوجه‌اند ما باید از چنگال سبک زندگیِ غربی خود را نجات دهیم تا بتوانیم نظام‌سازی کنیم. در جلسه‌ای که با اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام داشتند فرمودند: «يكى ديگر از هدف‌ها - انقلاب‌های پیش‌آمده- نظام‌سازى است. اگر در اين كشورهائى كه انقلاب كردند، نظام‌سازى نشود، آنها را خطر تهديد ميكند. در همين كشورهاى شمال آفريقا ما يك تجربه‌اى داريم مربوط به شصت هفتاد سال پيش؛ اواسط قرن بيستم. در همين تونس انقلاب شد، نهضت شد، كسانى آمدند سر كار؛ در همين مصر انقلاب شد، كودتا شد، نهضت شد، كسانى آمدند سر كار - در جاهاى ديگر هم همين طور - اما نتوانستند نظام‌سازى كنند؛ نظام‌سازى كه نكردند، اين موجب شد كه نه فقط آن انقلاب‌ها از بين رفت، بلكه حتّى آن كسانى كه به نام آن انقلاب‌ها سر كار آمده بودند، خودشان از اين رو به آن رو شدند، صد و هشتاد درجه جايشان را عوض كردند؛ خودشان هم خراب شدند.» این می‌رساند تا سبک زندگی ما تغییر نکند نظام‌سازی شروع نمی‌شود و از ذیل فرهنگ غربی خارج نمی‌شویم.


ان شاءالله ادامه دارد.......
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، آلاله ، عبدالرحمن ، حسن.س.
۱۵:۱۱, ۱۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۱۵:۱۳ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


آیا گفتمان راهبردی سبک زندگی صرفا مقوله فرهنگی است یا ابعاد سیاسی اقتصادی هم دارد؟
[b] وقتی به این نکته برسیم که ما با فرهنگمان، اقتصاد و سیاست و تعلیم و تربیت خود را شکل می‌دهیم، می‌پذیریم که سبک زندگی ابعاد سیاسی اقتصادی هم دارد، این یک چیز روشنی است که مسائل سیاسی و اقتصادیِ یک ملت مبتنی بر فرهنگ آن ملت است و آن فرهنگ است که سیاست و اقتصاد آن ملت را تعریف می‌کند، به همین جهت می‌گوییم سبک زندگی ما با عناصر هویتی شیعی ایرانیِ ما همراه است. در حال حاضر این فرهنگ با توجه به غلبه‌ی فرهنگ دنیای جدید تحت تاثیر آن قرار گرفته و دنیای غرب با سبک زندگی مناسب فرهنگ خود، خود را به ما تحمیل کرده است.

وقتی سبک زندگی ما طوری شد که پذیرفتیم نهایت تمتع را از زمین بگیریم مجبوریم قناعت را به حاشیه بفرستیم. چون انسانِ مدرن خودش را این‌طور تعریف کرده که هرکس به اندازه‌ای که مصرف می‌کند پیشرفته است. به اصطلاح می‌گویند: شاخصه‌ی پیشرفت، تولید کلان و مصرف کلان است. وقتی چنین فرهنگی در میان باشد بقیه‌ی ابعاد زندگی در همین مسیر قرار می‌گیرد. این نگاه، نگاهی نیست که معتقد باشد ما در این زمین بر اساس محدوده‌ای که طبیعت برای ما معلوم می‌کند زندگی خود را تنظیم می کنیم. در نگاه فرانسیس بیکن ما باید مطابق میل خود عمل کنیم. در این حالت باید تکنولوژی‌هایی که امیال ما را از طبیعت می‌گیرد بسازیم و عملاً در این نگاه طبیعت نابود می‌شود. این سبکی است برای برآورده‌شدن نفس امّاره، در حالی‌که در زندگی دینی سبکی مطرح است که می‌داند طبیعت به طور طبیعی تنها میل‌های منطقی ما را برآورده می‌کند و اگر بیش از حدّ از آن گرفتیم آن را نابود می‌کنیم.
ان شاءالله ادامه دارد......
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، آلاله ، عبدالرحمن ، حسن.س.
۱۴:۴۶, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در این صورت آیا می‌توانیم بگوییم سبک زندگی به مسائل تربیتی و سیاسی و اقتصادی مرتبط نیست؟


خداوند در قرآن می‌فرماید:

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً»

هرکس معتقد به قیامت است و همواره در یاد خدا است، رسول اکرم ص را الگوی خود قرار دهد و سبکی از زندگی که ایشان می‌نمایانند را برای خود انتخاب کند. یعنی اگر کسی ابدیت برایش معنا دارد مثل رسول‌الله ص زندگی می‌کند و سبک مطلوب خود را در سیره‌ی عملی آن حضرت می‌جوید ولی اگر کسی نگاه آخرتی به دنیا نداشت هرگز رسول الله ص را الگوی مطلوبی نمی‌بیند.

در واقع این آیه متذکر می‌شود که آن سبک از زندگی که بتواند آرمان‌های الهی را برآورده سازد آن سبکی است که رسول خدا ص در آن برای ما مطلوب باشند، مگر این‌که معنای زندگی‌مان را تا ابدیت وسعت ندهیم و متوجه نباشیم ابدیت یک قسمتِ درخشان زندگی ما است. ملاحظه می‌فرمایید که خیلی فرق می‌کند بین آن سبکی از زندگی که غرب پیشنهاد می‌کند با آن نوعی که دین مدّ نظر دارد. شما نگاه آخرتی به زندگی را بردارید هر ملیّتی که می‌خواهید داشته باشید؛ ژاپنی، چینی، ایرانی، دیگر فرق نمی‌کند، به راحتی سبک زندگی غربی را می‌پذیرید.

ان شاءالله ادامه دارد....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، آلاله ، عبدالرحمن ، حسن.س.
۲۳:۳۳, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

با تشکر از جناب مهدی 313 بابت پیگیری و ادامه تاپیک

نقل قول: هرکس معتقد به قیامت است و همواره در یاد خدا است، رسول اکرم ص را الگوی خود قرار دهد و سبکی از زندگی که ایشان می‌نمایانند را برای خود انتخاب کند. یعنی اگر کسی ابدیت برایش معنا دارد مثل رسول‌الله ص زندگی می‌کند و سبک مطلوب خود را در سیره‌ی عملی آن حضرت می‌جوید ولی اگر کسی نگاه آخرتی به دنیا نداشت هرگز رسول الله ص را الگوی مطلوبی نمی‌بیند.

فکر میکنم همه مشکلات از همین ناشی میشه...
اونهایی که یک بار انتخاب کردند، تکلیفشان با خودشان و زندگیشان و سبک اش مشخص است
سختی هاشو تحمل میکنندو اگه بعضا به خطا رفتند زود باز میگردند...

اما امان از آن زمان که انتخاب نکرده باشی یا در انتخابت مردد شوی...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، حسن.س.
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دختر انقلاب کیست؟ MohammadSadra 74 17,925 ۸/اردیبهشت/۹۷ ۲:۲۱
آخرین ارسال: amirabdi
  دختر ان انقلاب یا بدبخت خیابان انقلاب yektasepas 21 5,225 ۲۴/بهمن/۹۶ ۱۷:۳۹
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  دختر خیابان انقلاب دختر انقلاب 272 48,654 ۲۴/بهمن/۹۶ ۱۶:۰۱
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  سبک زندگی دینی از منظر رهبر معظم انقلاب SAViOR 12 6,223 ۲/بهمن/۹۶ ۰:۲۷
آخرین ارسال: as2017
  احزاب و انقلاب اسلامی mohamadhossein1 0 888 ۱۷/مرداد/۹۵ ۱۱:۳۲
آخرین ارسال: mohamadhossein1
  سبك زندگي دانشجوي انقلاب اسلامي مصطفي مازح7610 0 1,056 ۱۶/تیر/۹۳ ۸:۱۸
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  شیوه رفتار با مخالف در دیدگاه رهبر معظم انقلاب فانوس *7* 0 1,617 ۳۰/دی/۹۰ ۱۷:۵۴
آخرین ارسال: فانوس *7*

پرش در بین بخشها:


بالا