|
چرا وقتی می بخشیم، طبقی از آسمان برایمان نمیاید؟
|
|
۱۵:۱۰, ۱۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۵۸ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۲۹, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نیت ببخشش چیه ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حتما که نباید همون لحظه جواب خوبی رو بگیریم... |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۴۰, ۱۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۴۱ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام مهم در بخشیدن چیه ،و اینکه جواب خداوند حتما مثل همین که انار بخشید و پشت سرش طبقی از انار بیاد یا به شرایط و صلاح بندگان چه چیز است بستگی دارد؟ حتما قضیه روزه و بخشیدن افطار هر شب به مسکین و فقیر و اسیر و در شب سوم طعام بهشتی امد نه اول و ایه برای ان بعد از سه روز بخشش نازل شد و بعد ایا ائمه نیتشان گرفتن جواب بعد از بخشش بود!؟ چقدر این مورد برایشان مهم بود؟ یاعلی. |
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۱۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۴۵ توسط mahpare.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۴۰)مهدی 313 نوشته است:خوب برای من گرفتن جواب اینقدر واضح مهمه.یعنی طبقی از انار میخوام. چرا یکبار هم اتفاق نمیفته؟ حضرت ابراهیم گفت: من ایمان دارم به زنده شدن مرده ها میخوام قلبم مطمئن شه(نقل به مضمون) منم میگم چرا نباید همچی چیزی برا من اتفاق بیفته؟ ![]() نکته دیگه اینکه: چه چیزی از اون داستان برمیاد. حس میکنم اصلا داستان عمیقی نیست. داستان زندگی امامای ما عمیق تر از این حرفهاست... |
|||
|
|
۱۵:۵۰, ۱۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۵۱ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:خوب برای من گرفتن جواب اینقدر واضح مهمه.یعنی طبقی از انار میخوام. چرا یکبار هم اتفاق نمیفته؟ اولش خوب اگر نیتتان گرفتن جواببه که دیگر جای خدا کجاست؟ و مطمئنید نشانه ها برای شما اتفاق نیوفتاده!؟شاید طور دیگری بوده است! بعضی مواقع یه دقت به وقایعی برامون میافته میبینیم دستی تو کار بوده هست فقط باید چشم ها را شست جور دیگر دید(البته اول خطاب به خودم) به مقام حضرت ابراهیم برسیم یا حرکتی از خودمون بکنیم تا برکت ان از جانب خداوند بیاید یاعلی. |
|||
|
|
۱۵:۵۶, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۲/مهر/۹۲ ۱۵:۵۰)مهدی 313 نوشته است:برادر! من میگم من جواب گرفتم مخلص خدام هستم. من میگم شما فرض کن این ماجرا برای من و همسرم پیش بیاد ینی من انار دلم بخواد و... چرا نتیجه حتی یکبار هم به این صورت که در داستان بوده ، برای من حاصل نمیشه؟ از کجا معلوم؟ شاید اگر من هم نشانه های آنچنانی میدیدم ایمانم به قوت حضرت ابراهیم نبود؟ |
|||
|
|
۱۶:۲۲, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:من میگم من جواب گرفتم مخلص خدام هستم.برای کارتان شرط میگذارید دیگه!دقیقا ببینید نیتتان چیست؟ در اون داستان ببنید دقیقا انتظار مولا چیست و یا این بود اون جوابو بگیرد ؟برای چی بخشید؟ دقیقا محل بحثتان همین جاست میگید من این سیب را میبخشم و انتظار دارم خداوند این سیب را بدهد و داستان حضرت ابراهیم با این قضیه فرق میکند اگر منظور شما معجزه ای از طرف خدا تا ایمان بیاورید یه حرف است و اینکه بعد از بخشش بخواهید جواب انرا بدان صورت بگیرید یه سخن دیگر یاعلی. |
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
البته هرکدام از ما حدودا چنین اتفاقاتی برایمان افتاده است .
مثلا نشانه ای یا مسئله ای که حدودا حضور خداوند و جریانی که دنیا رو اداره می کند برایمان ثابت کند . همونطوری که در جریان انار آمده است ، خانوم فاطمه زهرا فقط یک بار از همسر خودشان چیزی تقاضا کردند و امیرمومنان هم با کرمی که داشتند اون انار رو بخشیدند . حالا خداوند می آید و جبران می کند . به هر حال ایشون دردانه آفرینش هستند . حالا ما بیاییم اعمال خودمان رو با ایشون مقایسه کنیم زیاد کار پسندیده ای نیست . مثلا بله . حواریون از خداوند خواستند تا برایشان مائده فرستاده شود تا ایمانشون مستحکم تر شود . مائــــده ولی این پایین آوردن مقام معصومین (علیه السلام) هست که بگوییم با یک انار ایمان آآوردند چون معصومین ایمانشون تکمیل هست و با این مسائل نیست که به مقام کبریایی ایمان بیاورند . از طرفی اگر کسی نشانه ای ببیند و ایمان نیاورد دیگر حجت برایش تمام هست و خداوند مهلت می دهد . و این لطف خداوند هست که اجازه می دهد ما فرصت داشته باشیم . حجت تمام رو که دیگر دوستان خودشان می دانند : خدا فرمود من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد و[لى] هر كس از شما پس از آن انكار ورزد وى را [چنان] عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را [آن چنان] عذاب نكرده باشم (۱۱۵)سوره مائده ما اصلا اعمال خودمون و بندگی خودمون رو که بسیار ناقص هست ، چه انتظاری ازش داریم !!!!!! تازه انار هم می خوایم
|
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۱۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۲ ۱۸:۰۲ توسط mahpare.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۲/مهر/۹۲ ۱۶:۳۷)فرشته مهربون نوشته است: بله . چه اشکالی داره؟ من با همین اعمال ناقض خودم از خدای کریمم انار میخوام.... ببینید. بحث من انار و اینها نیست.... بحث من اینه که احساس میکنم این داستان واقعی نیست و یا حداقل کامل نیست و پس و پیش زیاد شده تا به ما برسه... من واقعا روم نمیشه همچین داستانی رو واسه کسی که اعتقادش یه خورده ضعیفه تعریف کنم .مسخرم میکنه...میگه اهل بیت شما اینجورین؟ در ازای بخشش یه انار طبقی از انار میگرفتن؟ من ترجیح میدم داستان رشادت های امامم رو در جنگ ها و یا اخلاق خوبش رو تو خونه و رفتارش رو با مستضعفین توضیح بدم بدون اینکه همچی داستانی رو نقل کنم... ویا داستان از خودگذشتگی های امام حسین رو ، بدون ذره ای چشم داشت... خدا با ائمه اتفاقا سخت تر برخورد میکنه به لحاظ امتحان و... یه مور دیگه اینکه در خط آخر داستان اومده : ناگاه صداى در به گوشم رسيد فضه خادمه در را گشود، مردى را ديد كه طبق انار دارد. آن مرد گفت : اين طبق انار را اميرمؤمنان على عليه السلام براى فاطمه فرستاده است . (*) این درحالیه که روح امیرالمومنین هم از این موضوع بیخبر بوده: در حالى كه از شدت حيا غرق در فكر بود به در خانه رسيد، ولى حيا كرد وارد خانه شود. از شكاف در به درون خانه نگاهى كرد تا ببيند فاطمه عليها السلام خواب است يا بيدار طبق جمله بالا امام علی (علیه السلام) کاملا از انار بیخبر بوده...پس اون شخص که انار رو آورده چرا گفته اینرا امیرالمومنین فرستاده؟ بحث من اینه اصلن حس میکنم داستان، شان بخشش ائمه رو درحد یک طبق انار پایین آورده... [/b] |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| گناهی زبانی که برایمان عادت شده! | وحید110 | 6 | 4,193 |
۱۵/خرداد/۹۲ ۱۵:۲۶ آخرین ارسال: mohaddese |
|





![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)




