|
خنده حلال 3 (قوانین را در پست اول مطالعه بفرمائید.)
|
|
۱۴:۲۸, ۱۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۱۸:۳۷ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از سلامتی،خنده بزرگترین نعمت خداست.(مولا علی علیهالسلام) خواهشمند است قبل از ارسال پست از رعایت قوانین زیر اطمینان حاصل کنید: 1- هرگونه توهین به اقوام ولهجه ها ،استفاده ازکلمات وعبارات نامناسب و [b]فحش به هر زبانی وتوهین به سایرکاربران ممنوع است. 2- لطفا ازقراردادن کاریکاتور دراین موضوع خودداری کنید کاریکاتور وتصاویر مرتبط بااحوال روز رودراین تاپیک قراربدید: عکس وکاریکاتور روز 3- به دلیل سنگین شدن صفحات وسرعت مناسب لود صفحات لطفا ازقراردادن تصاویرمتعدد درخنده حلال خودداری کنید. حداکثر درهرپست فقط 2تصویر قراردهید(بارعایت سایز وحجم حداکثر اندازه عرض تصاویر 800 پیکسل) 4- در مورد trol ها قبل از قرار دادن دقت کنید که حاوی فحش و تصاویر زشت و خشن و تحقیر مردم نباشد (توجه داشته باشیم که هر ایمیل دریافتی ارزش انتشار ندارد!) 5- درصورت رویت هرگونه پست نامربوط وعدم رعایت قوانین ،بدون تذکر مستقیم ازدکمه گزارش استفاده کنید. در صورت همکاری نکردن در امر نظارت، موضوع بسته خواهد شد 6- هرگونه ویرایش وحذف پستهای خلاف قوانین ،تکراری ونامربوط بدون اطلاع به کاربر مربوطه خواهد بود. 7- عدم رعایت قوانین و توجه نکردن به تذکرات پیشین ،اخطار ومحرومیت بهمراه خواهدداشت. 8- پست طنز سیاسی ، ممنوع است . ۹-انجام هرگونه مباحث مربوط به کــــَل کل بین خانمها و آقایان ممنوع است. همچنین از جناب EMPERATOR بابت پیشنهاددهنده اصلی این موضوع تشکر میشود. "شادبودن وداشتن لحظات خوش حق همه ماست،حق یکدیگر راضایع نکنیم." درپناه حق |
|||
|
| آغاز صفحه 41 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۰۷, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۲ ۰:۱۶ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #401
|
|||
|
|||
|
این .......... بی لایق اتش نشانی رو اگه یه ساعت دست من میدادن ، یه بلایی سرشون میوردم یادشون بره کی هستن.
توی فیلمی که از حادثه هست ، اون زن بدبخت خودشو 10 دقیقه اویزون نگه داشته و این افراد بی لباقت و خدا نشناس اتش نشانی حتی یه پتو هم زیرش نمیگیرن ! چه برسه به وسایل مخصوص اتش نشانی خدا با یزید محشورشون کنه . خدا صبر بده به خونوادشون. این بی لیاقت ها باید استعفا بدن. |
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #402
|
|||
|
|||
(۲/بهمن/۹۲ ۲۳:۰۷)Mohammad Trust نوشته است: این عمه ننه های بی لایق اتش نشانی رو اگه یه ساعت دست من میدادن ، یه بلایی سرشون میوردم یادشون بره کی هستن. عزیزم چرا اینقدر تند میری ؟!! دارن بررسی میکنن دیگه ، ببینن مقصر کیه داداش شما جمع نبند ، شهید امید عباسی رو یادتون رفته |
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #403
|
|||
|
|||
|
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی فیلم پسر شجاع میذاشت فکر میکردم پسر شجاع "خرسه"
البته اون موقع خیلیییی بچه بودم یه خورده بزرگتر که شدم پی بردم که پسر شجاع "شیر" هست
ولی الان که خیلییی دقت میکنم میبینم که نه سگ آبیه(حالا واقعا سگ آبیه یا شیر آبی؟)
نخند... تو خودت بدتر از من بودی.... ![]() -------------------------------------
اعتراف می کنم
رفتم دم یخچال دیدیم یه پارچ آب هویچ موجود است!
نصف شو خوردم، دوباره سرش آب ریختم شد مثل اولش ؛ هیشکی هم هیچی نفهمید!
خدایا منو ببخش... ![]() -------------------------------------
اعتراف میکنم بچه که بودم ، وقتی رفتم استادیوم ، همش دنبال این بودم که وقتی گل زدن ، صحنه تکرار گل رو دوباره نشون بدن ، اونم توی خود زمین ، ولی بعد از چندبار ندیدن این صحنه ، به طور کل نا امید شدم .
چیه مگه خو ؟!!
مگه من دلم ندارم ؟!!!
والا . . . ![]() --------------------------------
|
|||
|
|
۰:۱۶, ۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۲ ۱:۱۱ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #404
|
|||
|
|||
(۲/بهمن/۹۲ ۲۳:۱۳)نهج الحسین (علیه السلام) نوشته است: عزیزم چرا اینقدر تند میری ؟!! من یک لحظه خودمو جای خونوادشون قرار میدم. من گفتن این اتش نشان ها ، نه همشون ! والا ادم مادر خودشو میبینه خدای نکرده پاش پیچ میخوره، دنیا رو سرش خراب میشه چه برسه یه بچه، سقوط کردن مادرشو ببینه |
|||
|
|
۲:۱۴, ۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #405
|
|||
|
|||
|
دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی اش افتاد و گفتا او سلام بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام دختر اما ناگهان و بی درنگ سوی او برگشت مانند پلنگ گفت با او بچه پروی خفن می دهی زحمت به بانویی چو من؟ من که نامم هست آزیتای صدر من که زیبایم مثال ماه بدر من که در نبش خیابان بهار میکنم در شرکت رایانه کار دختری چون من که خیلی خانمه بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه دختری که خانه اش در شهرک است کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت در چه مورد با تو گردد هم کلام با تو من حرفی ندارم والسلاااااااام!!! ( دور از چشم نامحرمان -- >> ![]() ![]() )
|
|||
|
|
۱۱:۵۵, ۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #406
|
|||
|
|||
|
بی خیالی من توی این روزای امتحان در عکس پایین خلاصه میشه
![]()
|
|||
|
|
۱۳:۴۲, ۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۲ ۱۳:۴۷ توسط aleerz.)
شماره ارسال: #407
|
|||
|
|||
|
سلام......
دوباره اومدم.... آقا من خیلی وقته نبودم ممکنه مطالبم تکراری باشه اگه بود از الان ببخشید.... چند تا مورد هست میگم قشنگ با حس بهش فکر کنین… باشه ؟!! ۱-کشیدن دندون رو چوب بستنی ۲-ناخون کشیدن رو موزایک ۳-جویدن کانوا ۴-کشیدن ناخون رو تخته سیا ۵-کشیده شدن سفت بیل رو آسفالت زیر ماسه ۶-کشیدن سکه رو موزاییک ۷-کشیدن دو تا یونولیت به هم ۸-کشیدن چنگال رو فلز ۹-کشیدن دندون ها بهم ۱۰-کشیدن ناخن رو دیوار امروز رفتم بازار لپ تاب بگیرم . . . . . . هیچی دیگه پولم نرسید تی تاب گرفتم :| ديروز بابام داشت ميومد خونه همه رفته بودن به جز من وقتي منو ديد گفت: تويي؟ فكر كردن آدميه ترسيدم هر وقت رابطمون با آمریکا خوب شد، می خوام یه دیزی فروشی بزنم اسمشو بذارم واشینگتن دی زی به داییم میگم : دایی شکم زدی نمیخوای آبش کنی؟ میگه:مرد باید این قدر شکم داشته باشه که دسته چکشو بزاره رو شکمش امضا کنه! استدلال از این شیک تر؟ یه بار آهنگ پیشوازم رو سلام الاغ عزیز گذاشته بودم هه هه هه. بعد همون روز استادم بهم زنگ زد ایـن نـامـه رو سـارا فـقـط بـخـونـه...... . . . . . . . . . وژدانا تـو سـارایـی..... از سـنـت خـجـالـت بـکـش..... تـا کـی فـضـولـی..... تـا کـی سـرک کـشـیـدن تـو نـامـه هـای سـارا..... :| پـیـنـوکـیـو ادم شـد تـو ادم نـشـدی..... من بی معرفتم که فقط پنج بار نامزد کردم یا اسکار که هروز نامزد یکیه....اصلا یه وضع شنیعی دکمه تلویزیونو 20بار میزنی روشن نمیشه،اعصابت خرد میشه 2بار پشت سرهم میزنی،روشن میشه و دوباره خاموش میشه فقط یه ایرانی میتونه آدمو صدا کنه و زمانی که رفتی پیشش ازت سوال کنه : چی کارت داشتم ؟؟؟ جالب اینکه ما هم میشینیم حدس می زنیم یارو چیکارمون داشته از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که : بدن انسان چه جوری 2 تا استکان چایی می گیره از اون ور 2 لیتر تحویل میده اعتراف ميكنم قبلا لحظه شماري ميكردم هفته به آخر برسه ي روز استراحت كنم اما حالا لحظه شماري ميكنم دو روز تعطيلي زود تموم شه كه هفته شروع شه بتونم آواي باران رو ببينم تفاوت قصه گفتن والدین من با بقیه :| والدین اونا: یکی بود یکی نبود.یه پری کوچولو بود که..... والدین من: یه روز یه جن از یه قبرستون اومد بیرون و گفت اومدم اون بچه ای که نمیخوابه رو بخورم.....منم هر شب غش میکردم ولی اینا فک میکردن خوابیدم.هیچی دیگه اینجوری شد که الان به سکوت بره ها و .... میخندم. دقت کردین بعضیا اینجوری جوک میگن: : )))))) یــه روز : ))))) یه یارو : )))))))) میره کتاب فروشی : ))))))))))))))) میگه آقا : )))))))))))))))) کتاب : ))))))))))))))))))))))))))))) رو : )))))))))))))))))))))))) به : )))))))))))))))))))))))))))))))))))) یلذ: ))))))))))))))))))))))))))) بیدهثقت: )))))))))))))))))))))))))))))))))))))خ! سغبسغامن : )))))))))))))))))خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ. اینم قیافه منه :| |
|||
|
|
۱۴:۱۵, ۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #408
|
|||
|
|||
نقل قول:اعتراف ميكنم قبلا لحظه شماري ميكردم هفته به آخر برسه ي روز استراحت كنم اما حالا لحظه شماري ميكنم دو روز تعطيلي زود تموم شه كه هفته شروع شه بتونم آواي باران رو ببينم اینو واقعا منم اعتراف می کنم. البته اونقدر داره یارو بد میاره که دیشب از وسط فیلم پاشدم رفتم پای کارم و کلا تحریمش کردم. بازیگر نقش نادر گفته فیلم یهویی تموم میشه آخرش رو باید بینندگان قضاوت کنن. ![]() باران یه ذره عقل تو کلش نیست بره پیش پلیس. اعتراف می کنم همیشه فیلما که خوب تموم میشد اه اه میکردم که چرا اینقد همشون آخرش به ازدواج و خاله زنک بازی ختم میشه ولی وقتی آوای باران این بلا رو سرم آورد (هی نرسیدن) از خدامه زودتر اون قسمتی که همه توش سرویس میشن رو ببینم.
|
|||
|
|
۱۹:۳۱, ۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #409
|
|||
|
|||
|
یه بار رفتم مغازه اسد آقا دختره اومده میگه عدس آقا اسد دارین؟
من اسد دختره عدسا بیچاره دختره فک کنم دیگه روش نشه بیاد مغازه ------------------------- بعضی شبا که خوابم نمی بره، یه جوری که مغزم بشنوه می گم: خوب! برم یه کتابی بیارم بخونم… هیچی دیگه، اصلا بیهوش می شم ... ------------------------- تنبلی بد دردیه... یک ساعت پیش یه آلو خوردم، هستش هنوز تو دهنمه حال ندارم برم بندازم سطل آشغال کسی می دونه چند ساعت طول می کشه تا با بزاق دهن تجزیه بشه؟ ------------------------- اصن کارخونۀ رانـــــــــــی باید با شرکت جــــی ال ایــــکس همکاری کنه یه آبمیوه بدن بیرون که میوۀ تهش راحـــــــــت از تو قوطی در بیاد |
|||
|
|
۳:۴۱, ۴/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۲ ۵:۳۴ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #410
|
|||
|
|||
|
یه بار رفته بودم کافی نت خواستم به صاحب مغازه بگم کارم تموم شده ،
حواسم نبود یهو داد زدم آقا من پیاده میشم ! [ بعده چند لحظه کل کافی نت رفت رو هوا … منم اومدم پول بدم از خجالت در برم که طرف گفت : داداش دلمونو شاد کردی نمیخواد پول بدی … من ![]() افراد حاضر در کافی نت ![]() ![]() ![]() بازم من ![]() ------------------------------------------ هی بگین انگلیسی آسونه...!!! سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند . ... . حالا به انگلیسی ترجمه کن!!!!! . Three witches watch three Swatch watches Which witch watch which Swatch watch یکی تو ژاپن راننده تاکسی میشه، هر کی براش دست بلند میکنه میگه: شوخی نکن دیگه تو رو الان رسوندم!!! |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خنده چیست، حلال چیست | درست پسند | 63 | 43,095 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۵۲ آخرین ارسال: درست پسند |
|
| خنده حلال 6 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | mohamad | 329 | 223,292 |
۱۱/تیر/۹۳ ۰:۰۰ آخرین ارسال: السا |
|
| خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | میلاد.م | 713 | 275,649 |
۲۴/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۰ آخرین ارسال: mohamad |
|
| خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | Hadith | 718 | 277,291 |
۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۷:۱۰ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) | rastin | 719 | 254,654 |
۱۵/مهر/۹۲ ۱۴:۳۰ آخرین ارسال: rastin |
|
| خنده حلال2(لطفا قبل ازارسال پست قوانین را مطالعه کنید.) | MAHDI59 | 707 | 298,915 |
۸/تیر/۹۲ ۹:۴۲ آخرین ارسال: rastin |
|
















![[تصویر: 8.gif]](http://www.rahpouyan.ir/images/smilies/new_smilies/8.gif)
![[تصویر: 24.gif]](http://www.rahpouyan.ir/images/smilies/24.gif)
![[تصویر: 21.gif]](http://www.rahpouyan.ir/images/smilies/21.gif)
![[تصویر: th_running1.gif]](http://www.rahpouyan.ir/images/smilies/new_smilies/th_running1.gif)