|
آوای خوار (شبهه افکنی در مورد امامت و پاسخ استاد رائفی )
|
|
۱۵:۳۸, ۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۲ ۲۱:۵۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() سرنویس مقاله:این نوشته در وبلاگ استاد رائفی بود ولی با توجه به اینکه مطلبش مفصل تر و مهم تر است آن را جدا کردم. ایجاد تفرقه از یک سو و از سوی دیگر مشغول کردن ذهن جامعه از موضوعات اصلی روز از اهداف این حرکت ضداسلامیست که مردم و مسئولین باید با برخورد قاطع جلوی این افراد را بگیرند. اینها همانها هستند که امام خمینی(رحمة الله علیه) آنها را مرتد نامیدند. در این تاپیک در مورد قصاص به افکار اینها پرداختم و اینکه در قالب های جدید قصد ایجاد فتنه را دارند. عزیزان هشیار باشید. روزنامه بهار در صفحه نخست شماره 253 خود (چهارشنبه اول آبان 1392) يادداشتي تحت عنوان «امام؛ پيشواي سياسي يا الگوي ايماني؟» به قلم علياصغر غروي از چهرههاي منتسب به حزب نهضت آزادي ايران منتشر کرد. (مشاهده) اين يادداشت که به گفته نگارنده آن «نظري است در ميان نظرها»، نه تنها از ارجاعات و مصادر متقن براي ادعاهاي خود بيبهره است، بلکه آيات قرآن کريم را نيز به صورت تقطيع شده به کار ميبرد و به صورت تحريفشده ترجمه ميکند. گفتمان وي در اين يادداشت نه تنها عليه شيعيان است، بلکه اهل تسنن را نيز هدف قرار ميدهد و در وهله بعدي، به نبوت اشکال ميکند. امري که نتيجهاي جز تفرقهافکني و نزاع درونديني ندارد. به زعم کارشناسان، شايسته است نگارنده اين يادداشت غيرعلمي که دانشآموخته فلسفه است، ضمن پرهيز از سفسطه و مغالطه، از ورود به مباحث تفسيري و حديثي که فاقد تخصص در آن است، پرهيز کند. خبرگزاري فارس در راستاي رسالت خبري خود و در جهت تنوير افکار عمومي به نقد اين يادداشت ميپردازد و در نخستين شماره، پاسخ حجتالاسلام جواد ابوالقاسمي از کارشناسان شبکه جهاني ولايت را منتشر ميکند: متاسفانه شاهد آن بوديم که نويسندهاي معلوم الحال که سابقه انکار بسياري از عقايد مسلم شيعه را در کارنامه خود دارد، در شب عيد غدير، بار ديگر شبهاتي تکراري را به صورت مقالهاي بر ضد عقيده شيعه در آورده و آن را به همراه الفاظي زشت و توهين آميز در صفحه اول يک روزنامه رسمي نشر داده است. البته نويسنده از طرفداران وهابيت درونشيعي است که در حقيقت، با عقايد شيعه دشمني ديرينه دارند و از يک سو براي سستکردن اعتقادات شيعيان تلاش ميکنند و از سوي ديگر مطالب را به اسم شيعه و بر ضد اهل سنت مطرح ميکنند تا موجبات جنگ مذهبي را فراهم کنند! سخناني در مورد نگارنده اين مقاله: ادامه دارد.......... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۸, ۱۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
غدير معرفي نامزد است و نه تعيين خليفه!
حال که معني روايت غدير در نظر شيعه و سني مشخص شد نگاهي به شبهه ديگر نويسنده مياندازيم ؛ وي ميگويد: پيام غدير از سوي رسول آزادي و رهايي و عدل، معرفي ولي و امام مردم است تا قيام قيامت، نه تعيين و نصب حاکم سياسي براي مدتي کوتاه پاسخ: آيا تعيين حضرت علي عليهالسلام به عنوان يک نامزد، اين همه تبريک و تهنيت در بر دارد؟! مگر نويسنده ادعا نميکند که حضرت علي(علیه السلام) خود واجد اين صفات بوده است؛ معني اين سخن آن است که حضرت، در واقع نامزد اين مقام بوده است چه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابلاغ ميکردند و چه نميکردند! اما اين مطلب نه با آيه اکمال سازگاري دارد و نه با آيه تبليغ؛ و نه با تبريک گفتن خليفه دوم به حضرت علي(علیه السلام)؛ و نه با بيعت مردمان با حضرت! چون هيچکس به صرف نامزدي کسي به خلافت با او بيعت نميکند! در کتاب قرب الاسناد با سند صحيح چنين از امام صادق(علیه السلام) روايت ميکند که : 186 - حدثني السندي بن محمد قال : حدثني صفوان بن مهران الجمال ، عن صفوان الجمال قال : قال أبو عبدالله عليه السلام: " لما نزلت هذه الآية في الولاية ، أمر رسول الله صلى الله عليه وآله بالدوحات في غدير خم فقمن ، ثم نودي : الصلاة جامعة ، ثم قال . أيها الناس ، من کنت مولاه فعلي مولاه ألست أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا : بلى ، قال : من کنت مولاه فعلي مولاه رب وال من والاه ، وعاد من عاداه . ثم أمر الناس يبايعون عليا ، فبايعه لا يجئ أحد إلا بايعه وقتي که اين آيه براي ولايت نازل شد، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور دادند که زير چند درخت که در غدير خم بود جارو شود؛ سپس دستور دادند که همگان جمع شوند و فرمودند: اي مردم «هرکس که من مولاي او هستم علي مولاي او است! آيا من بر جان شما از شما شايستهتر نيستم؟ گفتند: آري! اي رسول خدا! باز فرمودند: هر کس من مولاي او هستم علي مولاي او است؛ خدايا هر کس که دوستدار او است دوست بدار و هر کس که دشمن او است دشمن بدار ، سپس به مردم دستور دادند که با حضرت علي بيعت کنند؛ و همگان آمدند و با حضرت بيعت کردند! قرب الاسناد - الحميري القمي - ص 56 ارتباط حضرت علي با خلفاي پيش از خود حضرت علي و دفاع از ابوبکر و عمر وي با مطرح کردن شبهاتي در اين زمينه مينويسد: او به عدم انتخاب خود در شوراي سقيفه هيچ اعتراضي ندارد 6- رفتار علي (علیه السلام) با هر سه خليفه پيش از خود و بهويژه ابوبکر و عمر... که وي آنها را کساني نميپندارد که سخن پيامبر را بر زمين زده و حکومت را غصب کرده باشند! همکاريهاي شگفتانگيز علي (علیه السلام) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکيد قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جاي هيچ شائبهاي باقي نميگذارد. به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفي شيعي از قول اميرالمومنين علي(علیه السلام) آورده است که: «چون رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرائضي را که بر عهده اوست به انجام رسانيد، خداوند عزوجل او را از اين جهان فاني به ديار باقي برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمين دو نفر امير شايسته را جانشين او کردند و آن دو امير به کتاب و سنت عمل کرده و سيره خود را نيکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تجاوز نکردند آنگاه خداي عزوجل ايشان را قبض روح کرد. خداوند ايشان را مورد مرحمت قرار دهد.» پاسخ : همانطور که در بخشهاي قبل گذشت ، حضرت علي(علیه السلام) خلافت خلفاي قبل از خويش را غير مشروع ميدانست ؛ همچنين در صحيح مسلم از معتبرترين کتب اهل سنت آمده است که حضرت علي(علیه السلام) ابوبکر و عمر را «دروغگو بدکار حيله گر و خيانتکار مي دانست»! البته اين روايت در کتب اهل سنت است و تنها از باب الزام به آن استدلال ميشود! اما تنها مدرک ارائه شده توسط نويسنده مقاله براي اين ادعاي خويش يعني مدح خلفاي قبل توسط حضرت علي(علیه السلام)، نامهاي است که در کتاب الغارات ثقفي آمده است! اما کتاب الغارات ثقفي ، همان طور که در مقدمه محقق آن آمده است: اولا: نسخه معتبري از اين کتاب موجود نيست ثانيا: تنها نسخه موجود دچار اغلاط و اشکالات فراوان متني است! حال نويسنده اين مقاله به جاي استناد به ادله متقن و روايات معتبر، به منبعي رو کرده است که نه اصل آن ثابت است و نه متن آن ! و جالب اينجا است که ادعاي بي طرفي نيز دارد! |
|||
|
|
۵:۰۹, ۱۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
نتيجهگيري
1. واضح شد که نگارنده که تفکر وهابيت درونشيعي را دارد و با زير سؤال بردن عقايد شيعه از يک سو و مطرح کردن مسائلي بر ضد اهل سنت از سوي ديگر که موجب درگيري بين شيعه و سني را فراهم ميسازد، تلاش براي برهم زدن وحدت بين مسلمانان و تخريب عقيده شيعيان را دارد. 2. نويسنده هم به عقايد اهل سنت جسارت کرده است (که به فرموده صريح مقام معظم رهبري خيانت است) و هم نسبت به شيعيان الفاظ توهين آميز به کار برده است. 3. نويسنده آيات قرآن را به صورت ناقص و تقطيع شده ذکر کرده و ترجمه آن را به صورت تحريف شده بيان ميکند. 4. نويسنده به هيچ منبع معتبري در مقاله خويش استدلال نکرده است و تنها و تنها به مصادري که بدون سند هستند و يا هيچ نسخه صحيح از آنها وجود ندارد ارجاع ميدهد! 5. بسياري از اشکالات نويسنده، به نوعي اشکال به نبوت به حساب ميآيد و سابقه چنين افرادي، دقيقاً مانند سابقه کسرويها است! توضیح اضافه: ![]() احمد کسروی از تاریخ نگاران دوران پهلویست که بخاطر دشمنی اش با تشیع مورد حمایت استکبار قرار گرفت. وی بخاطر توهین به مقدسات توسط فدائیان اسلام به هلاکت رسید. بیشتر بخوانید لینک یک لینک دو |
|||
|
|
۱:۱۷, ۱۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۲ ۱:۳۱ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تبار شناسی نویسنده مقاله موهن علیه غدیر 1-سید جواد غروی در سال ۱۲۸۵ در نائین متولدشد.در سن یازده سالگی راهی حوزه علمیه اصفهان شد وبه فراگیری علوم اسلامیپرداخت.نامبرده دارای افکار انحرافی درباب معراج پیامبر اسلام ،فرشتگان الهی ،شفاعت ،طهارت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و….میباشد. در سال ۱۳۵۶ وی به ساواک دعوت شد که ویخود را فردی شاه دوست ومیهن پرست معرفی و ساواک نیزنامبرده را از روحانیون مثبت وعلاقمند به رژیم شاهنشاهی اعلام نمود.(اسنادساواک – کتاب نوزدهم ص ۱۹۴ و۱۹۵) [/i] [b]نامبرده دارای افکار انحرافی درباب معراج پیامبر اسلام ،فرشتگان الهی ،شفاعت ،طهارت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و….میباشد. به دنبال اعتراض علما اصفهان به سخنرانیها و نوشته جات انحرافی وی در جلسه ای که علما اصفهان نزد مرحوم ایت الله ارباب برگزار نمودند ،ایشان اظهار نمودند از ترس اینکه مبادا مورد ضرب وشتم مردم قرار گیرد وی را طرد نمیکنم.پس از اوج گیری انحرافات نامبرده استفتائاتی از طرف علما از حضرت امام خمینی ره و ایت الله العظمیخوئی ره صورت گرفت. امام خمینی ره در باره او نوشتند: “با صحت مطالب فوق چنین شخصی منحرف از مذهب اهل بیت است ولازم است مومنین از او احتراز کنند وحضور در جماعت ومنبر این شخص حرام ودر معرض گمراهی است.خداوند مسلمین را از شر این عناصر فاسده حفظ فرماید.” مرحوم ایت الله خوئی ره نیز مرقوم نمودند: “شخص مزبور از مصادیق واضحه ضال ومضل است وترویج چنین شخصی به حضور منبرش یا غیر ان فضلا از اقتداء به او جائز نیست وبر مومنین لازم است که از ترویج عقاید فاسده او جلوگیری نمایند” او در تاریخ۵مهر۱۳۸۴از دنیا رفت. ۲-سید علی اصغر غروی متولد سال۱۳۲۵در اصفهان فرزند نامبرده بالا(سید جواد غروی ) میباشد.او عضو شورای مرکزی نهضت ازادی و مسئول شاخه اصفهان نهضت ازادی میباشد. در میانه سال ۱۳۵۳ برای ادامۀ تحصیل به لبنان رفت و در سال ۱۳۵۵ به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشتۀ فلسفه اسلامیاز دانشگاه لبنان و در سال ۱۳۵۸ به اخذ درجۀ دکترا در همان رشته از دانشگاه سن ژوزف بیروت نائل آمد. نامبرده در مدت تحصیل در لبنان ارتباط نزدیکی با سرلشکر منصور قدر سفیر شاهنشاه اریامهر !!در لبنان برقرار میکند.به نحوی که سرلشکر قدر در دیباچه جلدسوم کتاب “فلسطین واسرائیل”از “مساعدتهای بسیار ارزنده و همکاریهای پر ارزش یکی از دانشجویان دوره دکترای دانشگاه لبنان اقای علی اصغر غروی تشکر وقدردانی “نموده است. سرلشکر قدر که بود؟ منصور قدر فرزند کاظم، در سال ۱۳۰۲ه.ش به دنیا آمد؛ وی پس از طی تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم ریاضی، برای ادامه تحصیلات به دانشکده افسری وارد شد و تا درجه سرهنگی در مشاغل مختلف نظامیبه کار مشغول بود؛ در سال ۱۳۳۷ه.ش با درجه سرهنگی به ساواک رفت و در قسمت اطلاعات خارجی (اداره کل دوم) مشغول به کار شد. منصور قدر پس از مدتی به عنوان مامور ساواک به سفارت ایران در دمشق رفت و سپس به عنوان دبیر اول سفارت ایران در بیروت برگزیده شد. همچنین وی توانست پس از یک سال حضور در سفارت ایران در بیروت، در سال ۱۳۴۰ه.ش به ریاست اداره خاورمیانه در سازمان اطلاعات خارجی ساواک برسد. در سال ۱۳۴۰ه.ش به مدیریت اداره کل دوم ساواک (اطلاعات خارجی) رسید. در سال ۱۳۴۲ه.ش دوباره به لبنان سفر کرد و به عنوان رایزن درجه دو سفارت ایران در شهر بیروت مشغول به کار شد. در همین زمان همزمان با کار در سفارت ایران در لبنان، مسئول اداره ساواک در کشور سوریه نیز بود. پس از مدتی وی توانست به رایزن درجه یک سفارت و همچنین کاردار سفارت ایران در لبنان برسد. منصور قدر از سال ۱۳۴۶ه.ش تا ۱۳۵۲ه.ش به اردن رفت و به عنوان سفیر ایران در آن کشور مشغول به کار شد.در سال ۱۳۵۲ه.ش به سفیری ایران در لبنان برگزیده شد و تا پیروزی انقلاب اسلامیدر سال ۱۳۵۷ه.ش در این سمت مشغول به کار بود. سرلشکر قدر از مخالفین ودشمنان سرسخت امام موسی صدر در لبنان بوده است ،واز سوی دیگر اقای علی اصغر غروی که در ان ایام همکاریهای ارزنده ای با این مقام بلند پایه ساواک داشته است ،خود را همراه و نزدیک به امام موسی صدر معرفی مینموده است.قضاوت بر عهده خوانندگان! 3-روز چهارشنبه، اول آبان ماه ۹۲، روزنامه «بهار» یادداشتی با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» به مناسبت عید غدیر منتشر کرد که در آن، شبهات زیادی درباره دلالت واقعه غدیر خم بر مسأله خلافت و زعامت سیاسی امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطرح شده بود. نویسنده این مقاله موهن که باعث شد سعید پورعزیزی مدیرمسئول روزنامه بهار رسما از خوانندگان بخاطر درج ان عذرخواهی کند ،کسی نبود جز فرزند سید جواد غروی وهمکار پرارزش سرلشکر ساواکی منصور قدر![/b] به نقل از سرویس وبلاگستان فریاد گیلان |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مباهله استاد رائفی پور(حتماببینید) | saeed6121 | 2 | 1,500 |
۳/بهمن/۹۳ ۱۳:۲۱ آخرین ارسال: saeed6121 |
|
| حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مکاشفات (بحث پیرامون تئوری استاد رائفی پور) | Justice Bringer | 14 | 7,470 |
۱۸/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۱۳ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| اعمال، عبادات و چیزهایی که خیری ندارد!!+پاسخ به یک شبهه | علی 110 | 7 | 5,470 |
۸/فروردین/۹۲ ۱۴:۰۷ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| استاد رائفی پور (بداء در امامت چگونه ممکن است؟)% | ANTi666 | 16 | 11,090 |
۳/اسفند/۹۱ ۲۳:۴۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| سخنی با زنانی که شیعه هستند ! و پاسخ به شبهه ناقص العقل بودن زنان ! | سنت | 1 | 2,321 |
۶/مهر/۹۱ ۲۱:۵۸ آخرین ارسال: علی 110 |
|





![[تصویر: bahar.jpg]](http://baharnewspaper.com/Images/Logo/bahar.jpg)


![[تصویر: 20090306134453t200-kasravi.jpg]](http://www.irdc.ir/storage/Images/20090306134453t200-kasravi.jpg)