|
یک سوال اساسی
|
|
۲۰:۵۰, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
اول از همه تشکر می کنم از تالار های پر محتوای شما ![]() من تقریبا یک سال و نیم هست که در مورد مسائل مطرح در این تالار ها مطالعه می کنم و از همان اوایل برای دانلود مستند ظهور با این جا آشنا شدم و به طور کلی به یک منبع جامع و پویا رسیدم. چند وقت پیش یه مستند توی بی بی سی دیدم که خبرنگارش می خواست از توی جلسات فراماسون ها سر در بیاره و اجازه نمی دادن.اونجا بود که متوجه شدم که این آئین چقدر سری است(البته از قبل هم در مورد اینها می دونستم مثلا خاطرات فردریک رو خونده بودم!) و به نتیجه ی کلی رسیدم: ما داریم در مورد یه گروه مخفی بحث می کنیم!
نتیجه ی مهمیه اگه ازش ساده نگذریم.ما در مورد یه گروه مخفی چی می دونیم؟...دشمن خدا؟تروریست؟مبارزان جنگ روانی؟بزرگان استعمار و سیاست های شوم؟... .اگه هم چیزی می دونیم.این چیز ها رو از کجا می دونیم؟حتما با جست و جو توی گوگل! یا پرسش از بزرگتر ها(!) به روباه می گن شاهدت کیه، می گه «دمم» ما برای آگاهی از ماسون ها داریم از کسی اطلاعات می گیریم که خودش هم ضد ماسون ها است.قبل از گرفتن اطلاعات می تونم حدس بزنم به شما چی تحویل می دن!من به این می گم «قضاوت یک طرفه» آیا تا به حال با یک فراماسون صحبت کردید؟ تا حالا از خودتون پرسیدید چند تا از این اتهام ها واقعا(بهتره بگم واقعا!)به اونها بر می گرده؟ دزد کفش کدخدا رو می گیرن،همه دزدی ها رو می ندازن گردنش! اگه توی تلوزیون یکی انگشتشو بکنه تو یه سوراخی آیا باید بندازیم گردن اونا!(؟) من چند وقته که توی یکی از انجمن ها شون عضو شدم.نه به عنوان یه فراماسونر بلکه به عنوان یه بچه مسلمون(تازه کار) که می خواد با هاشون بحث منطقی داشته باشه.اما اونها بحث رو به جا هایی کشوندن که من رو به شک انداختن. گفتم بیام اینجا مطرح کنم تا شاید جوابمو دادین.اگه راضی هستید ادامه بدم. لطفا به تمسخر نپردازید(اگر خودتان را مسلمان می پندارید). با تشکر گروه سرخ ایران |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۳۸, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
چشم
حرف من اینه که آیا حتما صفتی با عنوان 《نامحدودیت》 وجود داره که به واجب الوجود نسبتش بدیم؟ چجوری وجود این صفت رو ثابت کنیم؟ |
|||
|
۱۳:۴۱, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۲ ۲۱:۳۸)bidel نوشته است: چشم آهان این شد...تشکر میکنم از اینکه بحث را به خوبی ادامه می دهید. ![]() الان هردو دقیقا می دونیم مشکل کجاست. و الحمدالله مبانی مان هم مشترک است. الان دیگر راه روشن است... خواهشا دقت فرمایید: می توان با استناد به صفات اولیه خداوند، همچون وجوب وجود برای او و عله العلل بودنش، عقلا ثابت کرد که هر وصفی که حاکی از کمال وجودی است، به نحو نامحدود و خالی از هرگونه شائبه نقص و محدودیت، برای خدا ثابت است. حالا چگونه و چرا: 1- خداوند علت ایجادی همه موجودات است و همه موجودات عالم معلول اویند. 2- براساس یکی از قواعد فلسفی در باب علیت علت ایجادی(یعنی ایجاد کننده) به نحو اتم و اکمل دارای همه کمالات معلول خود است، خداوند به مثابه عله العلل هستی واجد تمام کمالا موجود در معلولات خویش به نحو اتم و اکمل است. اگر تا این جا را قبول دارید تشکر را بزنید تا ادامه بدهم وگرنه نقدی اگر هستم بفرمایید. |
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۲۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
کسی رو می شناختم که می گفت نمی شه این رو ثابت کرد.با عقل نمی تونه این مورد رو بررسی کنه.
امروز ازش پرسیدم که جاره چیه. گفت باید به پیامبران پناه برد. پیامبر حامل وحی است و حرفش حق است. اما قبل از اینکه وحی ای شه ایشون هم مثل ما همچین تفکری داشتن. یعنی پی به خدا برده بودن. اما خدایی نامحدود یا خدایی محدود؟ فکر منو مشغول کرده.اگه به خدایی نامحدود پی برده بود.پس حتما اثری از پیامبران پیشین دیده بود. فکر کنم باید این مورد را در تاریخ جست و جو کرد. اگه موافقید که بحث رو ببندیم و در تاریخ بگردم. اگر هم نه پس ادامه بدید تا قانع شویم. د ه حال تشکر می کنم از بردباری تون توی جلو بردن این بحث د ر ضمن من آخریت پستتون رو قبول دارم. |
|||
|
|
۱۰:۵۲, ۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
نه نه اصلا. خواهش من اینه که اصلا به تاریخ نرویم... تاریخ پر است از ابهامات عجیب و غریب. و بنیاد محکمی ندارد.
فعلا که ما داریم بر مبنای عقل می رویم جلو و اتفاقا هم به جاهای خوبی رسیدیم. خب اگر ارسال فوق را قبول دارید این هم باقی ماجرا: ![]() خیلی دقت کنید خواهشا: ما گفتیم موجودی هست که وجود برایش واجب است. که او چی بود؟؟؟ واجب الوجود. حالا میگیم وجوب وجود(یعنی واجب بودن آن وجود) مستلزم آن است که سلب وجود از ذات الهی در هیچ فرضی از فرض ها ممکن نباشد و این بدین معناست که ذات الهی هیچ راهی به عدم نداد. نه سابقش و نه لاحقش. یعنی هیچ عدمی در او راه ندارد پس هیچ نقصی هم در او نیست. یعنی چون خداوند واجب الوجود است پس: 1- باید در مرتبه اوج کمال باشد. 2- اوج کمال یعنی هیچ نقصی نباید داشته باشد. 3- یکی از مصادیق نقص محدودیت است. 4 پس حالا که ذات اقدس الهی نباید نقص داشته باشد و محدودیت هم یکی از مصادیق نقص است نتیجه چه می شود؟؟؟ این را دیگه خودتون بگید. البته این 5 سطر که حقیر نوشتم را 500 صفحه کتاب می باید. ولی فضای اینجا اینگونه نوشتن را می طلبد. خواهش میکنم با دقت مطالعه بفرمایید و اگر سوال یا نقدی بود بفرمایید که در خدمتیم. ![]() یا علی مدد. |
|||
|
|
۱۱:۳۳, ۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
ببخشید با کفش میام وسط بحث
ما وقتی حدود رو تعیین میکنیم یعنی ان چیزی که طول و عرض و ارتفاع دارد . چیزی که این گونه باشد ماده است و نیاز دارد خلق شده باشد وقتی مهمترین خصوصیت واجب الوجود ازلی ابدی بودن است و عدم وجود حلقه بالاتر . پس محدود هم نیست یعنی ما محدود رو تعریف میکنیم میشه مخلوق . یعنی وجوش وابسته هست . واجب الوجود میشه عکس این . پس نامحدوده . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












