کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روضه های شهید محراب،آیت الله دستغیب(رحمة الله علیه)
۱۶:۲۰, ۱۸/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۲ ۱۹:۲۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا»

شهيد آيه الله سيد عبدالحسين دستغيب در شب عاشوراي 1292 شمسي در شهر شيراز ، در يك خانواده روحاني پاي به عرصه وجود گذاشت. اين تولد مبارك در خانه اي محقر در يكي از كوچه هاي قديمي شيراز، كنار بازار مرغ كه امروز « خيابان احمدي » ناميده مي شود ، صورت گرفت. ولادت او در شب عاشورا ، سبب گرديد كه به « عبدالحسين» مسمي شود و حياتش مصداق بارزي از نام شريفش گردد.

پدرش سيد محمد تقي فرزند ميرزا هدايت ا... مرجع بزرگ فارس بود كه به هنگام تولد فرزندش در كربلا بسر مي برد. شهيد دستغيب در سن 12 سالگي از نعمت داشتن پدر محروم گرديد و از همان تاريخ سرپرستي مادر، سه خواهر و دو برادر خويش را بعهده گرفت. خاندان دستغيب از خاندان هاي اصيل و شريف استان فارس و شيراز است كه سابقه اي 800-700 ساله دارد و از اين سلسله رجال ، دانشمندان بزرگ ، ادباء و خطباي شايسته اي برخاسته اند. اين خاندان با 33 واسطه به حضرت امام سجاد عليه الصلوه و السلام مي رسد .

شهيد بزرگوار آيت ا... دستغيب ، در ميان مردم و با آنها زندگي مي كرد و اين امر را سعادتي انكار ناپذير مي دانست. يكي از محافظين ايشان مي گويد : « روزهاي جمعه حدود ساعت 5/11 ظهر براي رفتن به نماز جمعه آماده مي شديم و هرچه اصرار مي كرديم كه اجازه بدهند ماشين براي رفتن آماده كنيم ، قبول نمي كردند و مي گفتند كه مي خواهم در اين كوچه ها در ميان مردم باشم تا اگر كسي سؤالي و يا گرفتاري داشته باشد و خجالت بكشد به منزل بيايد ، به كارش رسيدگي كنم . » با آنكه بارها از وي خواسته شده بود كه منزل خويش را از درون كوچه هاي پرپيچ و خم و قديمي شهر تغيير داده و به جايي رحل اقامت افكند كه حفاظت و حراست از ايشان امكان پذير باشد ، بپذيرفت. او مي فرمود كه در بين مردم بوده ام و تا آخرين نفس هم بايد در بين اينان و با ايشان باشم و در سختي و شاديشان شريك و سهيم. بنابراين در همان خانه ساده و بي آلايش سكونت نمود و در همان كوچه هاي پرپيچ و خم هم به شهادت رسيد. ماشين ضد گلوله و مسائلي از اين قبيل كه نگاه حسرت آميز مردم را بخود مي كشيد و آه و درد و رنج را از نهادها بر مي آورد. در زندگي وي راه نداشت. او معتقد بود كه تشريفات جدايي آفرين است و همه مصائب از جدايي است. در خانه ايشان به روي همه باز بود و به جوانان از هر طبقه و گروه عشق مي ورزيد و آنها را تكيه گاه واقعي و حقيقي حكومت و انقلاب مي دانست. درباره ايشان مي فرمود : « عليك بالاحداث فانهم اسرع الي كل خير » جوانان را دريابيد ، آنها برپاكي و خير مشتاق ترند.


[تصویر: 1448_403.jpg]

آنچه در ادامه می خوانید،روضه هایی از این شهید بزرگوار است که به همّت "محمد رحمتی شهرضا" در کتابی تحت همین نام،یعنی "روضه های شهید محراب،مرحوم دستغیب(رحمة الله علیه)"،جمع آوری شده است و توسط انتشارات صبح پیروزی،به چاپ رسیده است.

قسمت هائی از این کتاب و این روضه ها را باهم مرور می کنیم..

شایسته است اگر با خواندن این روضه ها،دلتان لرزید،فاتحه ای نثار روح این شهید بزرگوار بفرمائید.


التماس دعا.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، rastin ، sagheb ، عبدالرحمن ، مجید املشی ، مصباح ، Agha sayyed ، azade ، وحید110 ، Admirer ، ali-0110 ، لبخند خدا ، m.hossein

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۰۹, ۲۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
در روایت دارد که سلیمان نبیّ، تا اسم ملک الموت را شنید،لرزید و وحشت کرد. گفتم مگر می شود کسی نترسد؟!
در روایت رسیده است کسی که اسم مرگش را شنید و نه تنها نترسید بلکه شاد هم شد، بی بی ِ عالم،هجده ساله ی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. زهرای عزیز (سلام الله علیها) است. چه مقام یقینی و چه دل ِ پاکی!
هنگامی که پیغمبر می خواهد از دنیا برود زهرا گریه می کند،صورت روی پای پیغمبر گذاشته می نالد،پیامبر او را صدا زد. نزدیک بیا!
قطیفه را بر سرش کشید و چیزی در گوشش فرمود فاطمه با خوشحالی برخواست.
بعد عایشه از او پرسید آن روز پیامبر در گوش شما چه فرمود که گریان بود،شاد شدی؟ گفت پدرم بشارت داد فرمود بعد از من خیلی در دنیا نمی مانی و اوّل کسی هستی از اهل بیت(علیهم السّلام) که به من ملحق می شوی.

صبت علی مصائب لو انها/صبت علی الایام صرن لیالیا*

*بحارالانوار،ج79،ص107

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، لبخند خدا ، m.hossein
۱۹:۴۲, ۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
«وَ العَاقِبَةُ لِلمُتَّقین» سعادتمند کسی است که آخر ِ کار را ببیند و راه موسی بن جعفر(علیه السلام) را بگیرد و راه هارون را ترک کند. نفس و قلدری و هوی پرستی را کنار بگذارد.
بنده‌ی خدا باش تا سلطان ِ مُلک و ملکوت شوی.

خیال سلطنتم بود بندگی تو کردم ~~~~~~~~~~~~~~~هوای خواجگیم بود،بندگی تو کردم

می‌خواهی بزرگ شوی،پیش ِ خدایت کوچک شو! نَفست را کنار بگذار! مثل ِ خود موسی بن جعفر (علیه السلام) به درگاهِ خدا،صورتت را به خاک بگذار! «حَلیف السَّجدَةِ الطَّویلَة» چقدر راز و نیازها و سجده‌ها دارد! در زندان،ناله‌ها و گریه‌ها و بندگی دارد. خشوع و خضوع‌ها دارد.
خودش هم از خدا جای خلوتی می‌خواست.
امّا آخر کار نمی‌دانم چطور شد که آقا می‌گفت:«خدایا مرا نجات بده!»


[تصویر: Demo_Shahadat_Emam_Moosa_Kazem.jpg]


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein
۱۶:۲۰, ۲۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
حارث همدانی پیر شده بود.خمیده،مریض،خیلی سخت و با زحمت،خودش را خدمت علی(علیه السلام) رساند و اظهار غصّه و حسرت کرد که از دیدار ِ جمال ِ آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) به واسطه‌ی دوری راه و پیری محروم است.
حضرت فرمود: ای حارث! «مَن یَمُت یَرَنی (1)» ساعت مرگ،هرکس می‌میرد،مرا می‌بیند.
و به تو ای حارث می‌گویم که: نزدِ صراط،مرا می‌بینی. من آنجا حاضرم که بهشت و دوزخ را تقسیم کنم. بهشتیان را در بهشت و جهنّمیان را در جهنّم جا می‌دهم..
اگر دوستی از دوستانم در آتش باشد،بیرونش می‌آورم.


تفسیر سوره‌ی مبارکه‌ی حجرات،ص304



------------------------------------------------------------------------------

1-سفینة البحار،ج1،ص224،دیوان الإمام علی(علیه السلام)،ص352
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) عبدالرحمن 14 9,017 ۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹
آخرین ارسال: ماحی
  در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه) Hadith 222 94,179 ۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۰
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) Agha sayyed 315 128,006 ۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶
آخرین ارسال: saloomeh
  زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه آوا 14 4,638 ۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹
آخرین ارسال: آوا
  خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) ترنم 18 8,222 ۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹
آخرین ارسال: رضوانه
  به یاد آیت‌الله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) علمدار133 9 5,869 ۱۷/آذر/۹۳ ۱۳:۲۸
آخرین ارسال: یاوران مهدی
  آیت الله آقا مصطفی خمینی (رحمة الله علیه) Agha sayyed 1 2,158 ۲۸/آبان/۹۲ ۱۹:۱۹
آخرین ارسال: عبدالرحمن

پرش در بین بخشها:


بالا