|
عشق هایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود، عاقبت ننگی بود.
|
|
۱:۴۴, ۲۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۲ ۱:۴۵ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
تایپکی تحت عنوان ایا عشق همان دینداری هست که نمیدونم خوندین یا نه نوشتم در اونجا نهایت عشق و من به تصویر کشیدم اما این واژه امروزه به نادرست و برای به دام کشیدن افراد بکار برده میشود لغتی مقدس ولی در بسیار اوقات استفاده ناحق میشود ولی امروزه مخصوصا در قشر جوان ما و تحت تاثیر نیازهای این دوران و بسیاری از عوامل دیگر......... عشق های واهی فراگیر شده و افراد حاضرند انسانیت خویش را له کنند بدترین ضربه ها را به خود بزنند برای پوج مثلا وقتی از درد هم سن وسال های خود میپرسم همه به نوعی درگیر این مسئله هستن به دور از چشم خانواده رابطه ای شروع میکنند و هروز نسبت به هم وابسته تر میشن و بعد از مدتی که ممکنه سال ها طول بکشه جدا میشن و چه اسیب هایی که بخود وارد نمی کنند این مسئله خواه نا خواه بر بنیان خانوادهایی که بعدها تشکیل خواهد شد تاثیر می گذارد نظر شما در مورد اشنایی هایی که به این سبک هستن چیست؟ ایا باید همچنان به شیوهای سنتی عمل کنیم؟ چرا کنترل احساسات در این دوره زمانه سخت شده است؟و فرد به محض اینکه به کسی علاقمند شد سریع این علاقه رو به طرف مقابل ابراز میکند و................................ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۴:۴۱, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
جواب همه این سوال ها در مبحث خودشناسی هست. یعنی شناخت نیازهای انسان در مقاطع مختلف زندگی و برطرف کردنشون از راه درست. باید سعی کرد احساساتی که در جوانی به اوج خودش میرسه هدایت کرد، چون احساسات پایه و زیر بنای زندگی ای باید بشه که خدا قول آرامش توی اون زندگی رو به انسان داده: « وَمِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنوُا اِلَيْها و جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّدةً وَرَحْمَةً، اِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَومٍ يَتَفَكَّرونَ .» و از نشانه هاي آيات الهي اين است كه از جنس خودتان همسراني برايتان آفريد تا در كنار او آرامش يابيد و با هم انس گيريد و ميان شما مودت و مهرباني برقرار ساخت. بحث نیاز به آب سالم و تشنگی شدید در دوران جوانی هست به باید از سرچشمه پاک سیراب بشه و اگر تشنگی با آب ناسالم رفع بشه تا همیشه در خاطر انسان میمونه و اثرات مخرب به همراه داره. مثال هاشم که در سطح جامعه ملموسه... پس قبل از شروع هر رابطه ای با هدف یا بهانه ازدواج بهتره با خودمون صادق باشیم و این سوال هارو از خودمون بپرسیم تعریف و توقع از رابطه؟؟؟ نیاز من در این مقطع از چه جنسیه؟ توجه؟؟ هم صحبت ؟؟ همدم ؟؟ و.... ثبات و بلوغ نیاز عاطفی خودمون در چه حده؟؟؟؟ آیا میتونم در رابطه با جنس مخالف عقلانی رفتار کنم و احساس رو کنترل کنیم؟؟ چون احساس همون طوری که میتونه انسان رو از فرش به عرش (عشق الهی یا مرتبه نازل تر محبت مادر-فرزند و زن -شوهر و...) برسونه میتونه از عرش به فرش بندازه( هوس) و اگر این مسایل برامون حل شده بود نفر دوم رو وارد ماجرا کنیم البته با فی*ل*تر خانواده به قول که Mohammad Trust همیشه یه نگاهتون به خدا باشه یه نگاهتون به خونواده و نگاه اخرتون به زندگی مشترک خودتون. |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۲۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۲ ۱۴:۰۷ توسط مجنون العباس.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
من معتقدم که آدم می بایست اون عشق حقیقی وآسمانی را که خدا می باشدابتدا به اوبرسدسپس ازاو بخواهدوبا قلب صاف به دنبال عشقی که درکناراوبه آرامش برسد وزندگی سالمی راشروع کندراطلب کند.....بخداعشقی که ازخیابون شروع بشه به هیچ جا ختم نمیشه ومن به شخصه دیدم که دوستی هایی که به این شکل شروع میشه وبعدبه ازدواج ختم میشه بی پایه واساس می باشد ومشکلاته زندگیشون دامن گیرسایراعضای خانواده میشه........دنیا داره پیشرفت میکنه ومدرن شده نمیشه ازدواج هامون یکم سنتی بشه وبااحترام آقاپسرا برن خواستگاری ودخترخانما سنگین ورنگین بشینن یه نفربیادخواستگاریش......آدم از خوب بودن وسالم زندگی کردن به همه جا میرسه به زندگی خوب وازدواج خوب وموفق........به خدابسپاریم فقط خداخداخدا.....صلوات یادمون باشه توجلسات خواستگاری هم سنگ جلوی پای هم قرارندیم همه چی ساده وبی ریاباشه قشنگ تره اگه خودمون روآدمای بااعتقادوباایمان می دونیم
|
|||
|
|
۱۴:۰۲, ۲۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۲ ۱۴:۰۳ توسط احمد شاکر.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۲ ۳:۳۸)رهگذر95 نوشته است: قبل از هر چیز منبع ارامش واقعی فقط خداستبر مبنای روابط صحیح قرار گرفته از منظر خودشون ازدواج به سبک سنتی بوده و چند جلسه ای با هم صحبت داشتند و بعد وارد زندگی شدن اما تماما مشکل از طرف دختر بود و من این رو بارها و بارها دیدم نه فقط زندگی اونها بلکه زندگی خیلی ها رو از نزدیک دیدم آمار بالای طلاقگردن دختران جامعه ی ماست دختران ایران باید حضرت زهرا و حضرت زینب رو سر لوحه ی زندگی خودشون قرار بدن ولی جامعه ی ما به اون سمت پیش نمیره مرد با غیرت و خوب زیاده که الان دارن میپوسن ولی دختران خوب فقط حرفشون هست حتی اونهایی که احساس میکنند خیلی متفاوت هستند از همه بدترند شوهر داری بلد نیستند دختر 15ساله با خانواده ی مذهبی و مهره ای بالا شرط کرده کار خونه و پختن غذا هیچ ربطی بهش نداره الانم دارن زندگی میکنن پسر صداشم در نمیاد یا یک طلبه ی دختر که داشت میگفت روش همسداری اینکه مرد خونه رو مجبور کنی تمام کارای خونه رو برسه اگر بحثی بین خودش و مادر شوهر پیش بیاد کاری کنی که به ناحق. شوهرت حق رو به تو بده اینه دختران جامعه ی ما! فرقی نمیکنه از چه قشری طرز فکرها یکی شده فقط راحت طلبی و پول..ما اصلا حدیث از خود امیر المومنین داریم دختران آخر الزمان حریص میشند..بخوایین منبعش هم میارم من یه چیزی بگم نخدید بهم..16سالگی رفتم خواستگاری اولین سوال دختره این بود که از نظر مالی چطور هستم ![]() ایمان و اعتقاد و این حرفا کشک پول داری یا نه؟ |
|||
|
|
۱۵:۴۷, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
البته جناب lord-crusader فكر مي كنم 16 سالگي يكم براي خواستگاري رفتن زود بوده و مسلما طرف مقابل هم با توجه به سن شما منظور اصلي اش از اين سوال اين بوده كه اصلا شما توانايي اداره يك خانواده را داريد يا خير؟ و اينكه مي فرماييد دختران در آخرزمان حريص مي شوند به همه نمي توان نسبت داد چون من به شخصه دختراني را از نزديكان مي بينم كه در كمال قناعت ازدواج مي كنند و البته زندگي خيلي راحتي ندارند ولي دارند مي سازند و گله اي هم نمي كنند. (شرايطي كه شايد من براي دختر خودم قبول نكنم)
|
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۲ ۱۵:۴۷)mahramaneh نوشته است: البته جناب lord-crusader فكر مي كنم 16 سالگي يكم براي خواستگاري رفتن زود بوده و مسلما طرف مقابل هم با توجه به سن شما منظور اصلي اش از اين سوال اين بوده كه اصلا شما توانايي اداره يك خانواده را داريد يا خير؟ و اينكه مي فرماييد دختران در آخرزمان حريص مي شوند به همه نمي توان نسبت داد چون من به شخصه دختراني را از نزديكان مي بينم كه در كمال قناعت ازدواج مي كنند و البته زندگي خيلي راحتي ندارند ولي دارند مي سازند و گله اي هم نمي كنند. (شرايطي كه شايد من براي دختر خودم قبول نكنم)کجاش زوده؟ خدا بیامرزه اون موقعی که سن بلوغ 15سالگی بود الان پسر 9ساله بالغه حالا می خواد 20یا25سالگی ازدواج کنه فاصله بلوغ تا ازدواج چقدر میشه؟ بیشتر از 10 سال ازدواج اگر بیاد زیر 18 سال خیلی از مشکلات حل میشه دوتا نوجوون راحتر با همدیگه میسازن یا بقولی همدیگر رو میسازن! یه فرد 20 ساله شخصیتش شکل گرفته وقتی می خوای باهاش ازدواج کنی باید تحملش کنی! پسرای الان مثل تشنه هایی هستند که لیوان آب رو دورشون میچرخونند ولی اجازه ندارن بهش دست بزنند آدم پولداری که بخواد زن بگیره خیلی کمه |
|||
|
|
۰:۰۹, ۲۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۲ ۰:۱۴ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۲ ۱۴:۰۲)lord_crusader نوشته است: بر مبنای روابط صحیح قرار گرفته از منظر خودشون اولا در هر قشری خوب وبد وجود دارد و این بد بودن و تعمیم ندین به کل دخترا دخترای خیلی خوب وجود دارن همینطور که پسرای خیلی خوبم وجود دارن دوما قرار نیست که حتما ازدواجای سنتی به مشکلی برنخوره این ازدواجا هم دچار مشکل میشن منظور من از این اصولی بودن اینکه که فرد با توکل به خدا و اینکه زمانی به بلوغ رسید چه بلوغ عاطفی یعنی اینکه به این باور برسه ثبات در احساساتش داره اینکه عشق و با هوس اشتباه نگیره اینکه به بلوغ اقتصادی برسه یعنی دستش به دهنش برسه اینکه به بلوغ اجتماعی برسه بدونه چطوری در اجتماع عمل کنه.............. بعد برای ازدواج اقدام کنه یاد بگیره که احساسات دیگران بازیچه نیست حالا شما بگو سن16سالگی یه فرد به چه بلوغی رسیده که برای ازدواج اقدام میکنه؟ جز یه احساس به جنس مخالف در برهه نوجوانی که باید کنترل بشه |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
كاملاً با نظر جناب رهگذر 95 موافقم.
|
|||
|
|
۱۳:۴۳, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
وای چه جالب
ما دخترا هی میگفتیم پسر خوب پیدا نمیشه الان واقعا برام عجیب بود که میگن دختر خوب پیدا نمیشه اما به عنوان تجربه میگم هم خانم ها هم اقایان،سولاتتون رو با مصداقش تو کاغذ بنویسید،هر وقت به ذهنتون میاد و در جلسات اشنایی و خاستگاری مطرح کنید. اون شخصی که با خانم مومن ازدواج کرده و دست به سیاه و سفید نمیزنه،از اول باید سنگاشونو وا میکندن،بعله متاسفانه اون خانم اون جوریه بره با هم کفو فکریش ازدواج کنه . شاید خنده دار باشه،من یه فلوچارت درست کرده بودم از نظرم در مورد خانواده،کار کردن در بیرون،جامعه،وظیفه مون به عنوان مسلمان و حتی شاید باور نکنید در فلوچارتم در مورد اسرائیل هم موضع گیری داشتم،در مورد همه چی باید صحبت کرد،با ادله،نه اینکه اینو دوست دارم اینو نه. همسرم هم نظرشون رو گفتن،حداقل میفهمید طرف در مورد یه سری مسائل تا حالا فکر نکرده اما واقعا حیفه،من کلی دختر خوب میشناسم که ادمای قانعی هم هستن اما ازدواج نکردن. امیدوارم خدا خودش که بنده هاشو میشناسه،دختر پسرای خوبو به هم برسونه |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۲۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۴ توسط احمد شاکر.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
رهگذر95 من تمام شرایط رو داشتم دقیقا یادم نمیاد کدوم یک از علما ی ما بود که در 14سالگی ازدوا[ کرد اون موقع چه شرایطی داشت که ازدواج کرد؟ ایشون اتوماتیک علامه ی دهر نشد یه پسر 16ساله ممکنه شرایط یک فرد 25یا30 رو داشته باشه و همچنین طرز فکری جلوتر از همه سن سال های خودش که این بر میگرده به فرهنگ خانوادگی طرف و بالعکس ممکنه یه مرد 30 ساله اندازه یه پسر 10ساله هم چیزی از زندگی کردن ندونه شما بچه ها رو با سنشون تفکیک میکنی چون از نظر شما یه فرد 16 ساله هیچی نمیفهمه اگه می خوایین بحث منصفانه داشته باشید لطف کنید تمام پست های رو من خط به خط بخونید و بعد جواب بدید تشکر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













