|
اي كاش براي اين سوالات جوابي بود .............
|
|
۱۰:۱۵, ۲۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۲ ۲۰:۳۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
لطفاً بي انصاف ها نخوانند فقط برادراني كه توان پاسخ گويي به سوالات را دارند نظر دهند موفق باشيد يا حق آیا اهل تسنن، ابوبکر و عمر را عاقلتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میدانند؟! آنچه ذهن هر مسلمانی را به خود مشغول میسازد این است که اهل تسنن معتقدند پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنیا رفت و برای رهبری جامعة اسلامی بعد از خود جانشین تعیین نکرد. در حالی که با دقت در تاریخ روشن است که ابوبکر و عمر بعد از خود اُمّت را رها نکرده و برای اُمت اسلامی رهبر معیّن نمودند. اما سؤال اینجاست، پیامبری که از تمام جهات از سایر مسلمین برتر است، آیا به اندازه ابوبکر و عمر تدبیر نداشت؟! آیا حسّاسیت رهبری جامعة اسلامی و لزوم تدبیر برای آینده جهان اسلام را نفهمید؟! به بیانی دیگر: اگر تعیین رهبر و خلیفه برای جامعة اسلامی، کار پسندیدهای است چرا اهل تسنن معتقدند پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای بعد از خود جانشین معیّن نکرد. و اگر کار ناپسندی است، چرا ابوبکر و عمر برای پس از خود به فکر جانشین بودند؟ مگر شما خود را اهل سنت پیامبر نمیدانید؟ مگر معتقد نیستید که سنت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر این بود که بعد از خودش برای اُمت اسلامی رهبر و خلیفه معیّن نکند و این کار را به عهده مردم گذاشت؟ پس چرا ابوبکر و عمر بر خلاف سنت پیامبر برای بعد از خود جانشین و خلیفه معیّن کردند؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۱, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
من فقط برام عجیبه چرا وحدت همیشه از طرف شیعه باید مطرح شه
من تا حالا با سنی ها برخورد نداشتم،دوست یهودی،زدتشتی و ارمنی داشتم اما سنی نه وقتی کاربر سنی این تالار میگه من از شیعیان متنفرم!!!!!!!!!!! همیشه برام سواله که واقعا سنی ها میخوان با شیعه وحدت داشته باشن یا نه یعنی از بین شیعه و وهابی کدوم رو ترجیح میدن اگه شیعه رو ترجیح میدن چرا نسبت به گشتار وسیع شیعیان در جاهای دیگه سکوت میکنن؟ این ما نیستیم که نسبت به مردم میانمار و فلسطین که سنی هم هستن همیشه اعتراض داریم؟ من نمیدونم واقعا از همه کسانی که حرف باطن و ظاهرشون فرق داره خسته شدم |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
حتی اگه سنی ها نخوان که با ما متحد بشند،ما باید پیشگام این موضوع باشیم!
وحدت که چیز بدی نیست؟هیچ کدوم از بزرگان ما هم که از وحدت امت اسلامی نهی نکردن؟تشویق هم کردن!حالا دیگه این کار ماست که ببینیم چقدر بهش عمل کردیم.صد البته سنی های معتدل هم بسیارند.من خودم دیدم افرادی رو که سنی اند اما هر وقت نامی از ائمه ( علیهم السلام ) می برند با احترام برخورد میکنند.نباید یادمون بره که سنی ها وجوه مشترک زیادی با ما دارند!اونها هم به خلافت حضرت علی ایمان دارن و پسرش (امام حسن) رو محترم میشمرند.بهتره جای تفاوت ها،روی شباهت ها متمرکز بشیم! ولی الان توی همین انجمن سر عقاید بعضی سنی های محترم درباره یزید کلی بحث درست شده!!در حالی که اکثر سنی ها هم از یزید به بدی یاد میکنند!این یعنی بولد کردن تفاوتها. با عرض معذرت این تایپیک هم (در بعضی ارسالها) به همین سمت رفته.مثلا یکی از پست های اخیر که رسما به خلیفه دوم توهین شده.خب آخه اینکار چه دردی رو از ما دوا میکنه؟که چی؟؟! |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۱۲:۰۲)Tishtar نوشته است: جناب ابوتراب!من به هدف شما احترام میذارم و اکثر حرفهاتون رو قبول دارم.اما الان وحدت مسلمانها از اثبات امامت حضرت علی مهمتره.به فتاوای رهبر مراجعه کنید...سرتاپا وحدت و سرتاپا نهی از ایجاد تفرقه.ابتدا سلام عرض مي كنم خدمت شما و همه برادران و خواهران اهل سنت و شيعه شما لطف داريد فقط نوع برداشت تان از ارسالهاي بنده كمي اشتباه بوده كه خدمتتان عرض مي كنم . حقير در اين تايپك نه از خود حرفي زدم نه از كتاب هاي اهل شيعه و اگر هم شما احترام گذاشتيد و قبول نموديد همان كتاب هاي اهل سنت بوده و بس . و اگر شما قبول داريد و اطمينان داريد كه حقايق را نوشته اند پس به همه بفهمانيد كه حق چه بوده و بپذيرند و در برابر حق سينه سپر ننمايند و از ايجاد تايپك هايي كه عليه شيعه و علي الخصوص انكار ولايت و غدير خم دست بردارند و ايجاد تفرقه بين مسلمين نكنند و باعث گمراهي نشوند . اخيراً كاربراني در تالار حضور پيدا كردند و باعث ايجاد شبهاتي در اين موارد نموده اند و با وقاحتي بسيار انكار ولايت و عصمت حضرت علي عليه السلام و حضرت رسول اكرم صل الله عليه واله وسلم مي نمايند و شما حرفي اعتراضي ننموديد . در اين تايپك فكر نكنم توهيني و بي حرمتي به مقدسات اهل سنت كرده باشم . و احياناً اگر هم نقل قول هايي نمودم كه در آن به زعم شما بي حرمتي صورت گرفته از داخل كتابهاي خودشان بوده ولاغير . بله حضرت ابوتراب عليه السلام براي جلوگيري از تفرقه سالها سكوت نمودند و از حق خلافت خود دم نزدند و ما هم ان شاءالله حول محور ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام تا ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف سكوت مي كنيم و برادران و خواهران اهل سنت و شيعه را به وحدت در برابر دشمنان دعوت مي نماييم . التماس دعا براي فرج انا و جميع من فوق التراب / فداء تراب نعل ابي تراب / موفق و سلامت باشيد يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۲۲:۲۴, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
حق با شماست،بنده هم با محتوای تایپیک های شما هم رای هستم.اما یکی از تایپیک های اخیرتون درباره اینکه عمر در جنگ ها فرار میکرده بود!خواهشا با حساسیت بیشتری اقدام به انتشار مطالبی از این دست کنید...چون اون برادر یا خواهر سنی که این مطالب رو میخونه ناخودآگاه نسبت به تشیع گارد میگیره!
|
|||
|
۲۳:۰۸, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۲۲:۲۴)Tishtar نوشته است: حق با شماست،بنده هم با محتوای تایپیک های شما هم رای هستم.اما یکی از تایپیک های اخیرتون درباره اینکه عمر در جنگ ها فرار میکرده بود!خواهشا با حساسیت بیشتری اقدام به انتشار مطالبی از این دست کنید...چون اون برادر یا خواهر سنی که این مطالب رو میخونه ناخودآگاه نسبت به تشیع گارد میگیره! مجدداً خدمت شما برادر عزيز جناب علي آقا سلام عرض مي كنم ممنونم از اينكه اهل قبول حق و حقيقتيد . و اما اون برادر و خواهري كه اين مطالب را مي خونه اگر اهل حق باشه ، بايد نسبت به ناحق و دشمنان حق گارد بگيره نه به اهل تشيع . زيرا درستي و نادرستي ارسال به منبع ارسال مربوطه و اين سخنان از كتاب هاي شيعه نيست .بلكه تمامي ارسالها از كتاب صحيح و بعضاً از ديگر كتابهاي اهل سنت مي باشد . آخر بايد روزي به خود بيايند و تكليف ما را روشن كنند كه آيا واقعاً كتابهاي آنان صحيح است يا نا صحيح ؟ هر چند كه برخي از اهل سنت (وهابيت) ذره اي به كتاب هاي اهل سنت اعتقادي ندارند و تماماً و چشم و گوش بسته فقط و فقط از مفتي هاي وهابيت تاسي و پيروي مي كنند و مجري اوامر و فرامين آنها در جنايات عليه مردم بي دفاع و مظلوم شيعه و محب و بعضاً اهل سنت مي شوند . و سكوت بيش از يك ميليارد مسلمان اهل سنت هم تاييدي ميشود بر اعمال ننگين اين جنايت كاران خوناشام (وهابيت ) موفق و سلامت باشيد يا حق |
|||
|
|
۲۳:۲۰, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
الان داره شب اسمانی رو نشون میده با موضوع مخالفت و موضع گیری اهل سنت نسبت به تفکر تخریب گنبد قبور توسط وهابیت
هوووم !جالبه |
|||
|
|
۲۲:۳۸, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
برخی از صحابه مرتد شدند یا صحیح بخاری دروغ میگوید؟ کسانی که نسبت به اصحاب پیامبر تعصب نشان میدهند و همة آنها را عادل میدانند و دین خود را از آنان میگیرند، آیا این حدیث صحیح بخاری را خواندهاند؟[/font] آنجا که به نقل از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنین نقل میکند: [b]إنّ إناساً من أصحابی یؤخذ بهم ذات الشمال فأقول: أصحابی أصحابی. فیقال: أنّهم لم یزالوا مرتدین علی أعقابهم منذ فارقتهم.[50]
[/b] پیامبر فرمودند: گروهی از اصحاب من را در قیامت به سمت جهنم میبرند و من میگویم: اصحابم اصحابم، گفته میشود اینها بعد از تو مرتد شدند. آیا باز هم میشود به همة صحابه خوشبین بود و هرآنچه را گفتهاند و عمل کردهاند را بدون تحقیق پذیرفت؟ آیا معقول است دینمان را از صحابهای بگیریم که طبق این حدیث بسیاری از آنان بعد از پیامبر مرتد شدند؟! آیا شما از صحابه شرابخوار پیروی میکنید؟! اهل تسنن معتقدند که پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در ضمن حدیثی میفرماید: أصحابی کالنّجوم بأیّهم إقتدیتم إهتدیتم.[51][/b] اصحاب من مانند ستارگانند، از هر یک پیروی کنید هدایت میشوید. صحیح بخاری حدیث نقل کرده که ولید بن عقبه (صحابی) شراب خورد و عثمان دستور داد او را هشتاد ضربه تازیانه بزنند. آیا به نظر شما اگر کسی از او پیروی کند و شراب بخورد هدایت شده؟ صحابة زناکار قابل پیروی است؟ صحیح مسلم حدیثی نقل کرده است که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یکی از صحابه را به خاطر زنای محصنه سنگسار کرد. عن أبی هریرة انه قال: أتی رجل من المسلمین رسول الله و هو فی المسجد. فناداه فقال: یا رسول الله إنی زنیت. فأعرض عنه. فتنحی تلقاء وجهه فقال له یا رسول الله إنّی زنیت فأعرض عنه حتی ثنی ذلک علیه أربع مرّات فلمّا شهد علی نفسه أربع شهادات، دعاه رسول الله فقال: إبک جنون؟ قال: لا. قال: فهل أحصنت؟ قال: نعم. فقال رسول الله: إذهبوا به فأرجموه.[52]
[/b] ابو هریره میگوید: پیامبر در مسجد بودند که یکی از اصحاب، خدمت آن حضرت رسید. صدایش را بلند کرد و گفت: یا رسول الله من زنا کردم. پیامبر اکرم اعتنایی نکرد. تا اینکه چهار مرتبه بر زنا اعتراف کرد، پس از آن پیامبر خطاب به آن صحابی فرمودند: آیا دیوانهای؟ گفت: نه. پیامبر فرمودند: آیا مرتکب زنای محصنه شدی؟ پاسخ داد: آری. سپس پیامبر فرمودند: او را ببرید و سنگسار کنید. برادران اهل تسنن! آیا باز هم معتقدید که همة صحابة پیامبر مانند ستارگانند و از هر کدام پیروی کنید هدایت میشوید؟! آیا شما دینتان را از این صحابة بیدین گرفتهاید؟! آیا عقل شما حکم نمیکند که به خاطر وجود چنین افراد فاسدی نباید به همة صحابه اعتماد کرد؟ چرا اهل بیت پاک پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را رها کرده و به اینگونه افراد فاسق فاسد اقتدا کردهاید؟ ........[font=Tahoma] [50] . صحیح بخاری: 4 / 596 حدیث 1505، کتاب الانبیاء، باب قوله الله: (و اتخذ الله إبراهیم خلیلاً). [51] . صحیح بخاری: 50 / 75، کتاب فضائل اصحاب النبی، باب مناقب عثمان. [52] . صحیح مسلم: 3 / 1318 حدیث 1691، کتاب الحدود، باب رجم الثیب فی الزنا.
|
|||
|
|
۲۲:۳۶, ۱۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
باز هم شرابخواری صحابه؟
محمد بن جریر طبری این عالم توانمند و معتبر اهل تسنن نقل کرده است که آیة تحریم خمر سه مرتبه نازل شد و در هر مرتبه باز برخی از اصحاب پیامبر شراب میخوردند. بعد از اینکه برای دومین مرتبه آیة تحریم خمر نازل شد، خبر به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید که یکی از صحابه شراب خورده و بر کشته شدگان از کفار در جنگ بدر نوحه سرایی میکند: [/font]حتّی شربها رجل فجعل ینوح علی قتلی بدر، فبلغ ذلک رسول الله فجاء فزعاً یجرّ ردائه من الفزع حتی انتهی البه... فرفع رسول الله شیئاً کان بیده لیضربه قال: أعوذ بالله من غضب الله و رسوله فأنزل الله تحریمها: (یا أیها الذین آمنوا إنما الخمر (الی قوله) فهل أنتم منتهون) فقال عمر بن الخطاب: انتهینا انتهینا. [/b] تا اینکه بعد از تحریم دوم فردی از صحابه شرب خمر کرد و بر کشته شدگان بدر نوحه سرایی میکرد، خبر به رسول اکرم رسید. حضرت با عصبانیت به راه افتادند بهگونهای که عبای حضرت از شدت عصبانیت به زمین کشیده میشد تا اینکه به آن شخص رسیدند، چیزی را بلند کردند تا او را بزنند، گفت: پناه میبرم از غضب خدا و رسولش. در اینجا بود که برای سومین بار آیة تحریم خمر نازل شد تا آنجا که خداوند فرمود: آیا خودداری خواهید کرد؟ عمر بن الخطاب گفت: از نوشیدن شراب خودداری میکنیم، خودداری میکنیم. [b] آیا میدانید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میخواستند عمر بن الخطاب را به خاطر شرابخواری کتک بزنند؟[/b] آیا تا به حال به مردم گفتهاید که زمخشری این عالم بزرگ و معتبر اهل تسنن، نام آن صحابی که به خاطر شرب خمر رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به غضب آورد تا آنجا که پیامبر میخواستند او را کتک بزنند، فاش کرده است؟ گرچه طبری و دیگران همین جریان را نقل کردهاند اما به خاطر حفظ آبروی خلیفه از آوردن نام او خودداری کردهاند. زمخشری مینویسد: فشربها من شرب من المسلمین حتی شربها عمر بن الخطاب... ثم قعد ینوح علی قتلی بدر... فبلغ ذلک رسول الله فخرج مغضباً یجرّ ردائه فرفع شیئاً کان فی یده لیضربه فقال: أعوذ بالله من غضب الله و رسوله فأنزل الله تعالی: انما یرید الشیطان... إلی قوله: فهل أنتم منتهون. فقال عمر: انتهینا.[53]
[/b] بعد از آنکه برای دومین مرتبه آیة تحریم شرب خمر نازل شد، همچنان برخی از صحابه شراب میخوردند، تا اینکه عمر بن الخطاب شراب خورد و در حال مستی بر کشته شدگان جنگ بدر نوحه سرایی میکرد. خبر به رسول اکرم رسید. پیامبر آنچنان غضبناک شدند که در هنگام راه رفتن عبای آن حضرت روی زمین کشیده میشد؛ پیامبر چیزی را بلند کردند تا عمر را بزند، عمر گفت: به خدا پناه میبرم از غضب خدا و رسولش. سپس این آیه نازل شد... تا آنجا که خداوند فرمود: آیا خودداری خواهید کرد؟ عمر گفت: از نوشیدن شراب خودداری میکنیم. [b]آیا خلیفة دوم تا روزهای آخر عمرش شراب میخورده؟ احمد بن حنبل از عبدالله بن عمر این حدیث را نقل کرده است: فقال سالم: فسمعت عبدالله بن عمر یقول: قال عمر: إرسلوا إلی طبیبنا ینظر جرحی هذا. قال: فأرسلوا إلی طبیب من العرب فسقی عمر نبیذاً فشبّه النبیذ بالدّم من الطعنة التی تحت السرّة.[54] سالم میگوید: از فرزند عمر شنیدم که گفت: پدرم عمر بن الخطاب فرستاد تا دکتر او را حاضر کرده تا به جراحتش (همان جراحتی که ابو لؤلؤ به او زد) نگاهی بیندازد. طبیب شراب به عمر داد و او خورد و از آن جراحتی که زیر نافش ایجاد شده بود، خون همراه شراب خارج شد. ابن سعد در طبقات همین جریان را نقل کرده است اما با این اضافه که بعد از آنکه عُمر مجروح شد، مردم به خلیفه گفتند: یا امیرالمؤمنین لو شربت شربةً، فقال: إسقونی نبیذاً و کان من أحبّ الشراب الیه.[55] [/b] مردم گفتند: ای خلیفه خوب است مایعی بخوری. عمر گفت: برای من شراب بیاورید. راوی میگوید: شراب دوست داشتنیترین نوشیدنی نزد عمر بوده است. آیا در این زمان هنوز آیة تحریم شرب خمر نازل نشده بود؟برادران اهل تسنن! با توجه به حدیثی که نقل میکنید و پیروی از همة صحابه را باعث هدایت میدانید و با دقت در این اعمال و رفتار برخی از صحابه و حتی خلیفة دوم که به شرابخواری مشغول بودند آیا شما پیروی از آنها را باعث هدایت میدانید؟ آیا مسلمانان اجازه دارند به تبعیت از اصحاب پیامبر و مخصوصاً عمر بن الخطاب شراب بنوشند؟! [font=Tahoma]....... [53] . ربیع الابرار، زمخشری: 1 / 51، باب اللهو و اللعب و اللذات و القصف و ذکر التبذیر و ما یتصل به. [54] . مسند احمد بن حنبل: 1 / 42، مسند عمر بن الخطاب، و نیز ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق 44 / 414، رقم 6 / 52، شرح حال عمر بن الخطاب. [55] . طبقات ابن سعد، محمد بن سعد: 3 / 267 ـ 270، طبقات البدریین من المهاجرین، طبقه اولی، ذکر استخلاف عمر.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









