|
»»» چطوری با خدا ارتباط می گیرید ؟! ««««
|
|
۰:۵۵, ۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱۵:۴۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() دوستان گرامی مدتی هست که یک سوال دیگری ذهنم رو مشغول کرده ! می خواهم بدانم ...
آیا تلاشی در این رابطه دارید ؟ چطوری تلاش می کنید ؟؟! پ.ن از همه کاربران انتظار دارم که شرکت کنند و مطالب رو دنبال کنند . می خواهیم ذکری شیرین داشته باشیم از نگار !! تشکر نکنید و بروید! بنویسید لطفا ! یادداشت نگارنده 1 یادداشت نگارنده 2 یادداشت نگارنده 3 |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۳, ۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
فقط دلم می خواد یه شب صاف که توی آسمونش پر ستاره هست توی یه بیابون جایی که هیچ کس نباشه بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ اسم خدا رو فریاد بزنم (خیلی شاعرانه شد
)این حسرت سه چهار سالی هست به دلم مونده ![]() ![]() ![]() ![]() دعا کنید به آرزوم برسم ... |
|||
|
|
۲۳:۱۵, ۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
وقتی وجودخداباورت بشه خدایه نقطه میزاره زیرباورت میشه یاورت......من خداراباوردارم چون تنها خالق من اوهست وبس وخدایاورهمیشگی من هست درتمامی لحظاتم سختی وراحتی غم وشادی واورادوست دارم خدایاشکرت ممنونم که درهمه لحظاتم باهات درارتباطم....ارتباط
|
|||
|
|
۲۲:۲۳, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
سلام
من خودم رو خیلی از خدا و امام زمان دور کردم،خیلی وقته دیگه خدا رو تو زندگیم احساس نمیکنم،دیگه رضایت امام زمان برام شده اولویت آخر،امام زمان رو گذاشتم فقط برای دعای ندبه های جمعه صبح ها،حضرت زهرا رو گذاشتم برای مواقع سختی،ابی عبدالله رو گذاشتم برای روزهای خستگی،امام رضا رو گذاشتم برای روزهای بیکاری،امیرالمونین رو گذاشتم برای برای روز مباداو... خیلی وقت بود دیگه خدا رو حس نمیکردم،اما یکی از دوستان یکسری مطالب رو بهم گفت که واقعاً دیگه دلم برای خدا تنگ میشه،دیگه دوست ندارم ازش جدا بشم،میترسم ازش جدا بشم،دلهره دارم امام زمان رو خون به دل کنم،خجالت میکشم حضرت زهرا رو مادر صدا کنم اما اذیتش کنم،دیگه نمیخوام خدا و اهلبیت رو آزار بدم،از گذشته ام خجالت میکشم،نمیدونم چی میشه؟؟!! اما در جواب سوال فاطمه خانم: "امام سجاد(علیه السلام):اگر بندگان میدانستند که چه برکاتی در سجده است هیچگاه سر از بلند نمیکرند" من در سجده خدا رو با تمام وجود حس میکنم،مخصوصاً وقتی ذکر"لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ" بسیار با این ذکر آرامش میگیرم،خیلی دوست دارم این ذکر رو تو سجده خیلی میگم اما جدیداً شیطون میخواد من رو از این ذکر دور کنه،دعا کنید بتونم به همین یه ذکر عمل کنم. |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام روراست بگم من کمتر خدارو یاد میکرم تا وقتی که مستند ظهورو اتفاقی دیدم .من دیدم بعضی انسانها واسه قدرت درخدمت شیطان بودن شیطانیکه دوشمن قسم خورده ما انسانهاست.با خودم گفتم تو کجای کاری سر مو زیر برف کردمو خدا رو فراموش کردم .خدایا دستهای مارو رها نکن.
|
|||
|
|
۱:۵۴, ۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۷/آذر/۹۲ ۲۲:۰۳)در جستجوی سختی نوشته است: فقط دلم می خواد یه شب صاف که توی آسمونش پر ستاره هست توی یه بیابون جایی که هیچ کس نباشه بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ اسم خدا رو فریاد بزنم (خیلی شاعرانه شدخو برین سر پشت بوم داد بزنین ![]() ![]() ![]() ![]() اگه هم همسایه ها اعتراض کردن بگین ب جای دعبا بیاین مذاکره کنیم اونها هم ک حال ندارن بیان مذاکره موضوع ول میشه ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲:۱۲, ۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۲ ۲:۳۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
نقل قول:از گذشته ام خجالت میکشم،نمیدونم چی میشه؟؟!!وقتی کار به خدا افتاد ، راحت می شود! قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
یگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده روى روا داشته ايد از رحمت خدا نوميد مشويد در حقيقت خدا همه گناهان را می آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است (۵۳) سوره زمر آقا ما به شما می گوییم وقتی کسی واقعا گناهکار باشد ، پشیمان هم بشود برای خداوند کاری ندارد ... (۷/آذر/۹۲ ۲۲:۰۳)در جستجوی سختی نوشته است: فقط دلم می خواد یه شب صاف که توی آسمونش پر ستاره هست توی یه بیابون جایی که هیچ کس نباشه بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ بلندِ اسم خدا رو فریاد بزنم (خیلی شاعرانه شدمن به شما قول می دهم که این کار شما رو اغنا نخواهد کرد ! چون این راهش نیست ! خوب قول داده بودیم راجع به عشق حقیقی صحبت کنیم ولی هنوز یک پله مانده ، صبر داشته باشید ! همونطوری که من می دانیم ولی توجه ندارم ... همه چیز در این دنیا فانی هست یعنی اینکه بقا موجودات در آن مقطعی هست . مثلا کسی هست به ماشین خودش خیلی وابسته هست . همش فکر و ذکرش این هست که ماشینش تمیز باشد، لک نیفتد ... تصادف نکند و وسایل جانبی برایش می خرد . اگر مخاطره ای برای ماشینش پیش بیاید خیلی ناراحت می شود . ... خوب مگر این همون ماشین نبود که اونقدر دوستش می داشت ، پس چرا باعث اذیتش شده ؟؟! اصلا دلیل اینکه این ماشین رو دوست می داشت چه بوده ؟! یک وسیله محتاج به مراقبت که به زودی هم باطل خواهد شد . واقعا ارزشش رو داشت ؟! پس عشق رو باید چطوری خرج کرد ؟! به پای چه کسی ؟ چطوری دوست داشته باشم !؟ به عبارت دیگر خودم رو خرج چه کسی یا چه چیزی بکنم تا زیانکار نشوم ؟! باز هم دوستان راههای عشق ورزی خودشان رو به خداوند اعلام کنند ما شدیدا مشتاقیم یاد بگیریم . |
|||
|
|
۱۰:۱۸, ۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۲ ۱۲:۰۷ توسط mahramaneh.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام
بعضي از ارسال ها خيلي زيبا و ساده بيان شده بودن و واقعا به دل مي نشست. من خيلي فكر كردم واقعا چطوري بخوام ارتباطم با خدا را بيان كنم و ديدم براي من بيان اين مطلب واقعا سخته. چون تو زندگيم در تمام لحظات به ياد خدا هستم مثلا موقعي كه دارم يك فيلم مستند مي بينم به عظمت خدا فكر مي كنم وقتي يك دوش آبگرم مي گيرم و خيلي بهم مي چسبه از خدا بخاطر نعمت آب و پاكيزگي تشكر مي كنم حتي موقعي كه دارم يك نفس عميق مي كشم خدا را شكر مي كنم كه هنوز اين نفس داره راحت مياد و ميره و ياد مريضهايي مي افتم كه بخاطر شدت بيماري حتي نمي تونند يك نفس عميق بكشند..... ولي اينكه بگم بنده خيلي خوبي هستم مسلماً اشتباهه چون خيلي از كارهام خطا و اشتباهه و خواسته و ناخواسته پيش مياد و خيلي از اين بابت ناراحت مي شم ولي خوب اينكه بتونم تمام لحظات اعمالم را كنترل كامل كنم هم خيلي سخته ولي يكي از آرمانهاي من تو زندگيست. |
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۲ ۱۱:۴۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان من خيلي سواد ديني ندارم فعلاً دغدغه من اين نيست كه چطور با خدا ارتباط برقرار كنم. هر وقت كاري باهاش دارم رك و رو راست بهش ميگم. بعضي وقت ها هم اول و آخرش صلوات ميفرستم.
فعلاً تمام دغدغه من اينه كه گناه نكنم. اگر بتونم گناه نكنم حالا بعدا به باقي داستان هم فكر مي كنم. هنوز خيلي راه دارم براي طي كردن پ.ن. بعضي وقت ها هم نمازهاي قضا شدم رو مي خونم |
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۹/آذر/۹۲ ۲:۱۲)فاطمه خانم نوشته است: من به شما قول می دهم که این کار شما رو اغنا نخواهد کرد ! شاید منظورم رو اشتباه گفتم البته این راه ارتباط بنده با خداوند متعال نیست ![]() هر کسی به شیوه خودش این کار رو می کنه. منظور از این جمله این بود که برای یک دفعه هم که شده دوست دارم اینکار رو انجام بدم |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
سلام
تشكر از همه دوستان ارتباط با خداوند در كمال سختي و پيچيدگي وقتي واردش ميشوي بسيار شيرين و دلپذير است. من احساس ميكنم هرچه اين رابطه را كمتر حس كني شاديت بيشتر است!!! وقتي به رابطه بزرگان با خداوند اندكي دقت ميكنم ميبينم كه هرچه بيشتر عظمت را درك كرده اند انگار احساس حقارت پيش خداوند بيشتر انها را به عبوديت وادار كرده. رابطه حضرت علي را با خداوند در دعاهايشان ببينيد و صحبتهايي كه با چاه ميكرده اند. بيام پيائنتر نمازهاي آيت الله بهجت را حتما ديده ايد در اكثر نمازها ايشان به گريه ميافتادند. ولي من هر موقع به خدا نزديكتر ميشوم بيشتر ته دلم شاد ميشود!!! سر قنوت نماز سعي ميكنم دردلهايي با خدا كنم و درخواستهايم را بگويم. سعي ميكنم عربي ولي اگه نشد گاهي فارسي هم ميگويم. سر سجده بعد نماز احساس نزديكي بهتري با خداوند دارم. در كل خيلي دورم و خيلي غرقم. گاهي از اين زندگي دوگانه خودم شرمسار ميشوم (گاهي انچنان اسير هوي و هوس و گاهي ...) فكر كنم اگه به جز نماز يه ساعات خلوت با خدا تعريف كنيم و خودمون رو مقيد كنيم رابطه خوبي برقرار بشه. مثلا در ساعات حركت به سمت محل كار صبح اول وقت (براي من 6 صبح) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)




)




به پای چه کسی ؟ 