|
خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه)
|
|
۱۹:۱۱, ۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چند ساعت مانده بود به اذان صبح
طبق معمول بلند شده بود برای تجدید وضو هوا خیلی سرد بود از اتاق بیرون رفته بود آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده همان طور که روی زمین افتاده دارد ذکرهایش را می گوید گفته بودند خب چرا صدا نکردید گفته بود خب نخواستم اذیت بشوید آیت الله بهجت را می گویم |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۲, ۱۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
حجة السلام والمسلمین علم الهدی نیز می گوید:
« یکی از طلاب نقل می کرد که سالی برای تبلیغ می خواستم گیلان بروم، مخارج خانواده را فراهم کردم ولی هزینه راه را نداشتم ناچار به زیارت کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف شدم و گلایه و درددل کردم، ما که دربست در اختیار شما اهل بیت علیهم السلام هستیم و می خواهیم شریعت جدّتان را تبلیغ نماییم ولی کرایه راه نداریم، بالاخره بعد از زیارت قصد کردم به نماز جماعت حضرت آیت الله بهجت بروم. بعد از شرکت در نماز ظهر و عصر، هنگامی که ایشان می خواستند بروند، ناگهان به طرف من که در صف دوم نشسته بودم اشاره نمودند، من خیال کردم با کسی دیگر کار دارد دوباره اشاره کردند و فرمودند: با تو هستم. بلند شدم و به حضورش رسیدم. فرمودند: پشت سر من بیا. همراه با عده ای در رکاب ایشان رفتیم تا به دم در منزل ایشان رسیدیم. فرمودند: اینجا بایست تا من برگردم. داخل منزل تشریف بردند و بعد از چند دقیقه کوتاه برگشتند و دویست تومان پول ( که آن زمان خیلی ارزش داشت) به من دادند. عرض کردم: چه کنم؟ فرمود: مگر پول نخواستی؟ جریان یادم آمد. عرض کردم: این پول زیاد است. فرمود: نه، چند نفر دیگر هم احتیاج دارند آنها را هم تأمین می کنی. به هر حال خداحافظی کردم و عازم تهران شدم، در خیابان چراغ گاز که ماشین های گیلان از آنجا حرکت می کردند دیدم چند نفر از رفقا نیز می خواهند برای تبلیغ به گیلان بروند ولی پول ندارند. گفتم: نگران نباشید پول رسیده است، اول رفتیم و نهاری صرف کردیم و بعد سوار ماشین شدیم و به محض رسیدن به مقصد آن دویست تومان نیز تمام شد.! |
|||
|
|
۴:۱۳, ۲۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
به نام الله دانشجو بود… دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(رحمة الله علیه)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه: وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت… بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چند بار خواستم سلام بگم… منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن… امااصلا صورتشون رو به سمت من نمیگردوندن… درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن… یه لحظه تو دلم گفتم: "حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه… تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!! تو که خودت میدونی چقدر گند زدی" خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم… تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یک ماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم .وایستادم از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن، اما به هرحال قبول کردن… اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: "حمید... حمید… حاج آقا با شماست" نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر… آهسته در گوشم گفتن: یک ماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی |
|||
|
|
۴:۱۶, ۲۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
ارتباط آيت الله بهجت با خانواده
ارتباط ايشان با همسر و اعضاي خانواده خصوصا با نوهها بسيار خوب بود. نوهها در پناه ايشان آزادي خيلي بهتري داشتند و ايشان خيلي به آنها ميرسيدند. عبارت ايشان در مورد نوهها اين بود كه اينها جديدالورود از عالم بالا هستند و معصومند و چون معصومند آدم را به خودشان جذب ميكنند . نه تنها بچهها كه همه موجودات و جنبندههايي كه در خانه بودند در پناه ايشان آزادي داشتند. اصلا اجازه سم پاشي و كشتن موجودات را نميداد و بارها بنده را توبيخ ميكرد كه مگر نگفتم مگس را نكش! در فصل بهار معمولاً مگس به اتاق ايشان ميآمد. صبحها هنگام كارها و مطالعاتشان به وسيله بادبزن يا عصا مگسها را اين طرف و آن طرف ميكردند. |
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۱۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
![]() یکی از دوستان می گفت: خانم من باردار بود و نزدیک ماه رمضان می خواستم به مسافرت بروم. برای خداحافظی و التماس دعا رفتم خدمت آقای بهجت. ایشان مرا دعا کردند و فرمودند: « در این ماه خدا پسری به شما عطا خواهد کرد، اسمش را محمد حسن بگذارید. » در حالی که آقا علی الظاهر اصلا" اطلاعی نداشتند که خانم من حامله است، و طبعاً راهی برای تشخیص اینکه پسر است یا دختر و در چه تاریخی متولد می شود نبود. اتفاقاً در شب نیمه رمضان بچه ما متولد شد و اسمش را محمد حسن گذاشتیم. از این گونه امور برای ایشان خیلی ظاهر می شد، اما ابداً ایشان اظهار نمی کنند و همین ها را هم راضی نیستند جایی نقل بشود، ولی برای اینکه مؤمنین بدانند که در این زمان هم خدا به بعضی از بندگانش عنایت دارد و اگر کسانی صادقانه راه بندگی خدا را طی کنند، خدا آنها را راهنمایی می کند؛ که: « والَّذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: و حتماً آنان را که در راهِ ما تلاش و مجاهدت کنند، به راههای خود هدایت می کنیم. سوره عنکبوت/ 69 » راه تکامل و انسانیت بسته نیست و در این زمان نیز کسانی که بخواهند راه تقرب خدا را طی کنند، در سایه عنایات ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و احیاناً به دست این چنین بندگانی که در بین مردم حضور دارند، می توانند به مراتبی از کمال و قرب خدا نایل گردند. اینها همه برای ما می تواند امید بخش باشد و بر ایمان ما بیفزاید. اینها حقایق ثابتی است. شوخی نیست، حقایق عینی است که وجود دارد و می توانیم ببینیم و آثارش را درک کنیم و خود را قدری از شیفتگی به دنیا و زرق و برقهای آن رها کنیم و بدانیم که لذت و خوشی منحصر به لذتهای حیوانی و شیطانی نیست. انسان می تواند به کمالاتی و لذتهایی برسد که قابل مقایسه با این لذتهای مادی نیست؛ ولی افسوس که ضعف معرفت و ایمان از یک طرف، و هجوم عوامل شیطان داخلی و خارجی، انسانی و جنّی از طرف دیگر آن قدر زیاد است که کمتر به این گوهرهای گرانبها توجه می کنیم. » |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
آقای خسرو شاهی نیز در این رابطه می گوید:
« از یکی از طلاب که در قید حیات است شنیدم که می گفت: بعد از ازدواج، خانه ای در قم اجاره کردم، پس از استقرار در منزل، از نظر مالی دچار تنگدستی عجیبی شدیم تا روزی رسید که حتی به این فکر افتادیم که غذای شب را چگونه تهیه کنیم. و در شرایطی بودیم که نمی توانستیم از کسی قرض بگیریم. از خانه بیرون آمدم و برای زیارت به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف شدم، پس از زیارت و هنگام خداحافظی دیدم کسی از پشت سر مقداری پول به من داد و گفت: این باید به شما برسد. برگشتم دیدم آیت الله العظمی بهجت است. در حالی که اصلاً به ایشان اظهار نیازی نکرده بودم. شبیه این قضیه را از یکی دیگر از طلاب نیز شنیده ام. از اینجا به یاد مطلبی افتادم که آیت الله بهجت می فرمودند: « آیا می شود مولایمان از ما بی خبر باشد یا ما را به حال خودمان وا بگذارد؟ اگر طلاب به وظایف خود عمل کنند نگران چیزی نباشند، خود مولا مواظب ما هست. اینطور نیست که ما را از چشم بیندازد. » |
|||
|
|
۱۶:۱۴, ۲۶/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
جناب حجة السلام والمسلمین حاج آقا شوشتری می فرمودند:
« شخصی خدمت آیت الله بهجت می رسد و می گوید: آقا! من اکثر شبها برای نماز شب خواب میمانم چه کار کنم؟ دعایی بفرمایید. آقا هم می فرمایند: چه ساعت دوست داری بیدار شوی؟ میگوید: ساعت سه نصف شب. آقای بهجت به ایشان می فرمایند: برو ان شاءالله بیدار میشوید. » حاج آقا شوشتری ادامه می دهد: « اینک چندین سال است از آن جریان می گذرد، و آن شخص به من گفت: از آن تاریخ به بعد هر شب سر همان ساعت بیدار می شوم، هر چند یک ساعت قبل خوابیده باشم، و هیچگاه نماز شبم ترک نشده است. و این از کرامات آیت الله بهجت است. |
|||
|
|
۵:۰۸, ۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
10 توصیه آیت اله بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت میدانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیهالسلام به کسی فرمودند: از بعضی گریهها ناراحت هستم!1 زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. 1. هنگامی که از حضرت رضا علیهالسلام اذن دخول میطلبید و میگویید: «أ أدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟» زیارت امام رضا علیهالسلام از زیارت امام حسین علیهالسلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیهالسلام میروند ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام میآیند. 2. به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیهالسلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سید الشهداء علیهالسلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیهالسلام اذن دخول دادهاند و وارد شوید. 3. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید. 4. بسیاری از حضرت رضا علیهالسلام سۆال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول میگرفت و به حرم میبرد. چیزهای عجیبی را میدید. 5. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غدهای داشت و میبایستی مورد عمل جراحی قرار میگرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(علیه السلام) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب میشود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است. ادامه دارد...... |
|||
|
|
۲:۱۷, ۱۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نظر آیتالله بهجت(رحمة الله علیه) درباره حوادث یمن
حجتالاسلام کاظم صدیقی در سخنانی که چندی پیش در دانشگاه شریف ایراد کرده بود، تصریح کرد: حضرت آیتالله العظمی بهجت(رحمة الله علیه) گفتند: مراقب اوضاع یمن باشید؛ جرقهای در یمن زده میشود که با ظهور ارتباط دارد و ما باید خودمان را برای ظهور آماده کنیم. به گزارش مشرق، حجتالاسلام کاظم صدیقی، خطیب موقت جمعه تهران روز 25 آبانماه سال 1388 در جلسه تفسیر زیارت جامعه کبیره در دانشگاه صنعتی شهید شریفواقفی، به کشتار شیعیان یمن به دست رژیم وابسته و دستنشانده این کشور اشاره و بشارتگونهای را از زبان مرحوم آیتالله العظمی بهجت(رحمة الله علیه) مطرح کرد که بازخوانی آن خالی از لطف نیست. او در این سخنان که فایل صوتی آن در فضای مجازی موجود است، تصریح کرد: شخصی در ایوان حرم امام رضا(علیه السلام) به محضر آیتالله العظمی بهجت(رحمة الله علیه) رسید و پرسید "از ظهور چه خبر؟"؛ حضرت آیتالله العظمی بهجت(رحمة الله علیه) جواب دادند: مراقب اوضاع یمن باشید؛ جرقهای در یمن زده میشود که با ظهور ارتباط دارد و ما باید خودمان را برای ظهور آماده کنیم. حجتالاسلام صدیقی با بیان اینکه "معلوم است که این وقایع یمن درباره ظهور است"، خطاب به جوانان افزود: ما اگر خودمان را بسازیم آقا ظهور میکنند. چون خودم دنبال منبعش بودم گفتم شما هم داشته باشید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-26...#pid333396 http://www.mashreghnews.ir/fa/news/34340...-حوادث-یمن |
|||
|
|
۹:۰۹, ۱۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
آیت الله بهجت(رحمة الله علیه):
ای کاش ما می نشستیم درباره زمان ظهور حضرت حجة (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با هم صحبت می کردیم. . شما هم زياد معطل نميشويد ان شاء الله . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| در محضر آیت الله بهجت | بیداری اندیشه | 41 | 24,526 |
۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱ آخرین ارسال: Hadith |
|
| در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) | عبدالرحمن | 14 | 9,015 |
۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹ آخرین ارسال: ماحی |
|
| در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه) | Hadith | 222 | 94,167 |
۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۰ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | Agha sayyed | 315 | 127,981 |
۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶ آخرین ارسال: saloomeh |
|
| زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه | آوا | 14 | 4,636 |
۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: آوا |
|
| به یاد آیتالله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) | علمدار133 | 9 | 5,866 |
۱۷/آذر/۹۳ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|
| دعایی که آیتالله بهجت خواندن آن را به رهبر انقلاب توصیه کرد | monazzah.51 | 0 | 1,326 |
۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۱۸ آخرین ارسال: monazzah.51 |
|









![[تصویر: n00207605-b.jpg]](http://www.afkarnews.ir/images/docs/000207/n00207605-b.jpg)
