|
واکاوی معضلات زن امروز
|
|
۲۰:۵۸, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۲۳:۳۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
تایپکی تحت نهایت زن بودن توسط عبدالرحمن مطرح شد که به دلایلی حذف شد در این راستا سوالی دارم میدانیم که زن بودن در همسر بودن خلاصه نمیشود یک زن میتواند 4نقش داشته باشد 1.مادر بودن 2.همسر بودن 3.دختر بودن 4.خواهر بودن بحثهایی در پست های مختلفی صورت گرفت که در واقع جز جدل کردن به نتیجه خاصی نرسیدیم ایا حقوق یک زن تنها تحت عنوان نقش همسری نادیده گرفته میشود؟ یا این نادیده گرفتن شامل نقشهای دیگر زن هم میشود؟ . . . اما در خصوص تایپک نهایت زن بودن اسلام هیچ گاه زن را محدود به خانه داری نکرده و زن میتواند به امور خارج منزل بپردازد میتواند شغل داشته باشد ادامه تحصیل دهد میتواند ورزش کند..... اما وظیفه اصلی یک زن مدیریت خانواده است وتمام اموری که از انها نام بردیم نباید این وظیفه اصلی را تحت شعاع قرار دهد در جامعه امروزی اگر به دید عمیق نگاه کنیم معمولا یک زن به تمام امور فرعی میپردازد و از وظیفه اصلی خود غافل مانده است و این به نوبه خود سرچشمه بسیاری از مشکلات......... |
|||
|
| آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۵, ۲۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #101
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۲ ۱۳:۴۰)ELENOR نوشته است: خوبه یک چیزهایی رو داریم می فهمیم الان ... برم دفتر یادداشت بیارم بنویسم پس فردا یادم میره ...نه دیگه اینطوریام نیس ![]() یکم بچه ها از امتحانات فارغ شن ،ان شاء الله سرو سامانش میدیم فعلا تاپیک گرم میکنیم |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۲۵/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۲ ۱۵:۵۲ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #102
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۲ ۱۳:۴۰)ELENOR نوشته است: هر چی می خواهین دارید به ما مرد ها میگید ها سلام خدمت جناب النور! حق با شماست. اما قبول بفرمایید که اکثر مردای ایرانی این شکلی اند. حداقل یکی از این ایرادا رو دارن. ما هم سعی کردیم به ماکزیمم بپردازیم. وگرنه مردانی هستن که هم به زنانشون خوبی میکنن، هم مراعات نظافت رو میکنن. اونها که زندگی هاشون مشکلی نداره. ما داریم زندگی های مشکل دار رو بررسی میکنیم که ببینیم چی شد که زن از خونه و خانواده فراری شد.... در همین جا من از خانمها و آقایونی که بهشون توهین شد، عذر میخوام. اما از واقعیت های جامعه نمیشه گذشت... پیروز باشین. |
|||
|
|
۱۵:۱۸, ۲۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #103
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام متاسفانه این چند وقته عجیب سرم شلوغه و نمیتونم دائم تاپیک رو چک کنم، اما چون خیلی برام مهمه الان یه نیم ساعت به خودم آنتراک دادم که بیام نظرمو بگم نقل قول: در ضمن گویا مجرد ها هر حرفی هم بزنن.چون تجربه ی جنسی ندارن .گویا اصلا نوشته هاشون هم خونده نمیشه .چه برسه به بحث . من برای ازدواج عقلم رو گذاشتم وسط. قبله گاه من هم با تجربه سکس نمیشه شوهر . دختر خانم ها خیلی مسائل رو رک از خواستگارتون بپرسین . دیگه خودتون مطلب رو گرفتید . جواب هایی میشنوید که خیلی بهتون کمک میکنه . میفهمید این مرد زن ها رو در حد مطالعه میشناسه یا کاربردی . خیلی سربسته گفتم .ولی میدونم مطلب دسستون اومد.این مشکلاتی که دوست عزیز ما moze84 گفتن واقعیات جامعه هست . اما برای ما مجرد ها خوبه که پیشگیری کنیم .ما هنوز گرفتار نشدیم. خانم اسکای گرلز عزیز من همه ارسال هاتون رو خوندم و یه مورد دیگه اینکه شما از معدود افرادی هستید که معمولا همه ارسال هاتون رو میخونم چون از ارسال هاتون حس همدردی میاد ، حس همراه و همدل بودن البته بعضی جاها یه خرده تند میشید ![]() که البته در مقابل بقیه ارسال های زیباتون اصلا به چشم نمیاد *************** و اما بعد... نقل قول:عرض تشکر و خسته نباشید ویژه به عزیزانی که موضوع را تا اینجا دنبال کردن و پیش بردن.به عنوان یکی از معدود موضوعاتی که به جدل کشیده نشد و حرف هاش تکراری نبود.واقعا هر پست این موضوع به اندازه یه موضوع جداگانه با ارزش و خواندنی است. ان شاءالله میخواهیم همدیگرو به رشد برسونیم و همه اعضای این تالار خواستشون همینه فقط بعضی موقع حس لجبازی شون! گل میکنه که خدا کنه این اتفاق نیفته و بتونیم به سلامت این تاپیک رو به انتها برسونیم... نقل قول:خوبه یک چیزهایی رو داریم می فهمیم الان ... برم دفتر یادداشت بیارم بنویسم پس فردا یادم میره ... آقای النور اینها حقایقی هستن که بالاخره باید گفته بشه دیگه! خب میبینید که ما خانم ها داریم درباره خودمون هم میگیم... مثلا خانم moze84 اشاره کردن که بعضی موقع یه خرده ما خانم ها خرده شیشه داریم! و یا بوی قرمه سبزی که درباره خانم ها همه میگن !!! اینجا میخوایم بی طرفانه حقایق رو بگیم... ******************** راستش یه مطلبی به نظرم خیلی بیس و پایه هستش چون این مشکلات بعد از ازدواج ناشی از همین موضوعات در دوران کودکی و نوجوانی فرد هستش ببینید عزیزان، یک خانم اول از همه وظیفه دختر بودن رو داره برای مادر و پدرش و یا نقش خواهری برای برادرش درباره دختر ها: 1- چرا یه دختر احساس میکنه تا سن 20 سالگی فقط باید درس بخونه و اصلا تو فکر ازدواج و غیره نیستش؟؟؟ 2- چرا باید خیلی از مسائل جنسی رو تو مدرسه مثلا تو دبیرستان از زبان دوستاش بشنوه؟؟!!! 3- چرا تنها موضوع مهم رو در کنار درسش فقط شرکت در کلاس های ورزشی و مثلا زبان و ریاضی میدونه و ذره ای به فکر آینده و ازدواج و فرزندش نیست!؟؟؟(میدونم خیلی زوده ولی به این فکر کنید که همیشه گفتن: ( در بیشتر موارد) فرزند شما اونی نمیشه که میخواهید باشه،،،بلکه اونی میشه که واقعا هستید!! این یک حقیقته) 4- چرا وقتی مهمون میاد خونشون مادر بیچاره باید هی راه بیفته تو آشپزخونه و دختر خونه مثل مهمونا! میشینه و فقط نگاه میکنه؟!!!؟؟و ذره ای احساس مسئولیت نمیکنه که بره به مادرش کمک کنه؟؟؟ 5- چرا وقتی مادرش خونه نیست، مراقب پدرش نیست؟؟؟و در حداقل و کمترین ذره هم حاضر نیست یه چند دقیقه به جای اینکه پشت سیستم بشینه، بیاد با پدرش یکم صحبت کنه ، یکم درد و دل کنه و در کل یکم با پدرش رفیق شه؟؟؟ 6- چرا همیشه داره با برادرش میجنگه؟؟؟!!! 7- چرا نمیتونه با خواهر و برادرش حتی به مدت یک ساعت با آرامش صحبت کنه و آخرش بهشون نگه: برو بابا!(عدم درک متقابل) 8- بقیه چرا ها رو بعدا میگم ![]() درباره پسر ها: (آقای النور یادداشت کنید برادر ) 1- چرا وقتی پدرش خونه نیست، نمیشه بهش تکیه کرد؟؟؟مثلا نمیشه گفت که خب الان که بابا خونه نیست داداشم همه کارها رو انجام میده 2- چرا هر موقع نگاه میکنی میبینی یا دارن تو اینترنت میچرخن یا دارن پلی استیشن بازی میکنن! یا کلا سرشون تو کامپیوتره؟؟؟!!!! 3- چرا تا موقعی که ازدواج نکردن عمرا! حاضر نیستن صبح ها از خوابشون بزنن و برن نون بگیرن!( منظورم عدم قبول هیچگونه مسئولیتی هستش) 4- چرا همدردی رو فقط در کمک مالی میبینن؟؟!!!(برادر عزیز خودم هر موقع پولی نیاز داشته باشم قبل از اینکه بخوام به پدرم بگم، ایشون در توانشون اون پولو به من میدن،البته من معمولا قبول نمیکنم اما همین معرفتشون یک دنیا ارزش داره چه برادر ماهی دارم من ) 5- شاید مادر یا خواهرتون نیاز داره که فقط با شما صحبت کنه و احساس کنه که حقیقتا یک پشتوانه داره،برای همدردی، همراهی 6- چرا وقتی یه پدر داره مثلا ماشینشو تعمیر میکنه، برادر یا پسر نمیره کمکش کنه؟؟؟؟شاید کاری هم نتونه انجام بده! ولی همین بودنش دلگرمیه... 7- چرا از همون سن کودکی به پسرا یاد نمیدن که مسئولیت لباس هات با خودته! یعنی نباید هر کدوم از لباسات یه گوشه خونه باشه! حداقل لطف اینه که لباس کثیف ها رو توی سطل بندازه! نه کنارش! یا روی سطل 8-چرا از همون سن کودکی به پسر ها آموزش نمیدیم وسایلشون رو خودشون مرتب کنن و نیازی نباشه یه آدم به شکل دائم! دنبالشون راه بیفته و وسایلشونو مرتب کنه (قبل از ازدواج این آدم مادر یا خواهرشه و بعد از ازدواج همسرش:dodgy![]() بقیه چرا ها باشه واسه بعد عزیزان این مطالب رو من از دوران کودکی شروع کردم چون به نظر من اگر یک مادر و پدر میتونستن از همون کودکی فرزندشون رو چند بعدی بار بیارن(نه فقط درس، نه فقط کار، نه فقط ...) چــــــند بعدی،،،اونموقع این بی مسئولیتی های بعد از ازدواج در مورد خانم ها و آقایون به وجود نمیومد ادامه دارد ... یا حق |
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۲۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۲ ۲۱:۱۷ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #104
|
|||
|
|||
|
به نام خدا سلام خب یک سری سوال ها اول از همه باید برای ما خانم ها حل بشه تا بعد ان شاءالله بتونیم سر موارد دیگه با هم مباحثه کنیم خانم های عزیز لطفا این ارسال رو کامل بخونید، اگر چه طولانیه، تا ان شاءالله یک بار و برای همیشه حجت برامون تموم بشه ببینید قبل از همه باید بگم ،همه ما قبل از پاسخ دادن به هر شبهه پیش آمده باید اول ببینیم که اون شبهه درسته یا نه؟ثانیا اگر درست بود از صمیــــــــــــــــم قلب ایــــــــــــــمان داشته باشیم که اســــــــلام حق است و جز حق نمی گوید. اســــــــلام حق است و جز حق نمی گوید یعنی چی؟یعنی خودمون به این ایمان رسیده باشیم که اسلام عین حقیقته این ما هستیم که باید بریم دنبالش ببینیم چرا اون مطلب گفته شده یعنی دلیلشو بفهمیم.امیدوارم تونسته باشم منظورمو کامل بیان کنم. مولا، امیر و سرور ما، حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ايمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّيامِ فى اَيّامِ حَيْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواريثُهُنَّ عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواريثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ اى مردم، زنان از نظر ايمان و ارث و عقل ناقصند. اما نقصان ايمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه در ايام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اينكه سهم ارث آنان نصف سهم ارث مردان است. خب توضیح: ارث زن: یک مثال:حقو ق كارگر روز مزد بيشتر از كارمند رسمي است . اين به خاطر آن نيست كه شخصيت كارگر از كارمند بيشتر است ، بلكه به خاطر آن است كه بر اي كارمند ، بيمه ، بازنشستگي ، مرخصي ،حق ماموريت ، حق مديريت ، حق عائله ، سختي كار ، بدي آب و هوا و ... در نظر گرفته شده است كه اگر همه آنها محاسبه شود ، حقوق كارمند ازكارگر بيشتر است. اسلام ارث زن را نصف مرد قرار داده ولي در عوض هزينه زندگي را ازدوش او برداشته و هزينه هاي خوراك ، پوشاك ، مسكن و درمان او را توسط مرد تامين كرده است . زن سهم ارث خود را براي خود حفظ مي كند و تمام مخارج زندگي خود را از شوهر مي گيرد . به علاوه مهريه اي را هم از او دريافت مي كند ، كه اگر مهريه و هزينه زندگي را در كنار سهم ارث بگذاريم ، سهم زن بيشتر مي شود . و اما پاسخ به بقیه موارد: کلمه «نواقص» به معنای نقصان نیست بلکه به معنای «تفاوت» و «اختلاف» است. اگر به معنای ظاهری خطبه توجه نماییم، درمی یابیم که کلمه ی «نواقص» مخالف آیات قرآن کریمُ و عقائد و فلسفه اسلامی است. آیا می توان گفت که خداوند عزوجل، نیمی از انسان ها «زنان» را ناقص آفریده است؟! آنهم این سخن از شخصیتی باشه که خود محور خلقت دو عالم است. شخصیتی که طبق کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله ): «على در قضاوت از همه شما اولىٰ تر است.» (۱) «من شهر علم ام و على دروازهٔ آن است»(۲) «من سراى حكمت و على ورودى آن است»(۳) «علی با قرآن و قرآن با علی است»(۴) «من از علی و علی از من است»(۵) «على با حق و حق با على است»(۶) حال، استنباط ما از این خطبه طبق معنای ظاهری آن، چگونه است؟! آیا قاضی ترین و عالم ترینِ مردم و دروازه شهر علم پیامبر، زنان را ناقص العقل و ایمان می داند؟!!! مسلماً این چنین نیست. برای درک صحت مطلب به این آیه قرآن توجه نمایید: {مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ }. معنای آیه طبق ظاهر آن: (ای انسان) در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه تفاوتی نمىبينى. در اصل معنای آیه به صورت روان، طبق ظاهر آن چنین است: « ای انسان، آیا نمی بینی که در خلقت پروردگارت هیچ تفاوتی وجود ندارد؟» اگر دقت کنیم در می یابیم که چنین ترجمه ای صحیح نیست زیرا میان خلائق، تفاوت های بسیاری وجود دارد. مثلاً انسان قدرت تعقل دارد اما حیوان اینگونه نیست. یا اینکه پرندگان و خزندگان باهم زمین تا آسمان فرق دارند. در حالی که «تفاوت» در این آیه به معنای تفاوت نیست بلکه به معنای نقص و کاستی است. یعنی ترجمه ی آیه اینگونه خواهد شد: «(ای انسان) در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه نقص و کاستی نمی بینی.» اگر بخواهیم این آیه را طوری ترجمه کنیم که فهم آن بسیار ساده و روان باشد، اینگونه است: «ای انسان، آیا نمی بینی که در خلقت پروردگارت هیچگونه نقصی وجود ندارد؟ نه اینکه هیچ تفاوتی وجود ندارد!!!!! در کل باید گفت که در این آیه، کلمه «تفاوت» به معنای «نقص و کاستی» و کلمه «نواقص» در خطبه ی امیرالمؤمنین به معنای «تفاوت» است. آنگاه تضاد ظاهری این خطبه با قرآن کریم و مبانی اعتقادی بر طرف می شود. امام (علیه السلام) می خواهد بفرماید که زن و مرد هر کدام روحیّات و صفات مخصوص به خود دارند و جایگاه هرکدام باید حفظ گردد. پس عایشه که یک زن است، سوار بر شتر، فرمانده خود قرار ندهید که شورش بصره را بپا کند و آن همه خون مسلمانان را بر زمین ریزد. در جملات آخر این خطبه، امام (علیه السلام) زن سالاری را نفی می کند و زن شناسی را ترجیح می دهد. در ضمن، درباره نقصان عقل زن، روایات دیگری نیز وارد گردیده و این منحصر به نهج البلاغه نیست . (۷) یکی از این روایت به نقل از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می باشد. پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم): به زنانى گذشت ، ايستاد و فرمود: من ناقص دين و ناقص عقلى نديدم كه بيش از شما عقل مردان را بدزدد، و من ديدم كه اكثر دوزخيان در قيامت شماييد، پس تا مى توانيد به خدا تقرب جوييد. زنى گفت : يا رسول الله نقصان دين و عقل ما چيست ؟ گفت : اما نقصان دينتان از حيض است كه مدتى از نماز و روزه محروميد و اما نقصان عقل شما در آن است كه شهادت شما، نصف شهادت يك مرد است . (۸) علامه جوادی آملی در این باره می فرمایند: «آن عقلی که ممکن است در مرد بیش از زن باشد، عقل علوم سیاست و کارهای اجرایی است و اگر کسی در مسائل سیاسی و اجرایی عاقل تر و خردمندتر بود، نشانه آن نیست که به خدا نزدیک تر است . چه بسا همین هوش سیاسی یا علمی او را به جهنم بکشاند . چه بسا مردی در علوم اجرایی بهتر از زن بفهمد، اما توان تعدیل و عقال کردن غرایز خویش را نداشته باشد .» (۹) از فرمایشات استاد مطهری درمورد خطبه ۷۹ نهج البلاغه چنین است: ما اين جملات (خطبه) را بايد معنا كنيم. جمله اول اين است كه زن ناقص الايمان تر از مرد است. دليلش اين است كه نماز و روزه از او در يك برهه اي از زمان كه ايام عادتش هست، ساقط است. اينجا يك سؤال پيش مي آيد كه موضوع سقوط نماز و روزه، چه ربطي به ايمان دارد كه ايمان او ضعيف تر و ناقص تر است؟ جواب اين است [كه] ما اصطلاحات را نبايد با يكديگر مخلوط كنيم. اينجا مقصود از ايمان آن چيزي است كه با اثر ايمان ارتباط دارد. يعني عمل. پس در واقع مقصود اين نيست كه خود ايمان و آن حالت قلبي، آن عقيده زن از عقيده مرد ضعيفتر است. بلكه [زن] يك ابتلايي دارد كه به موجب اين ابتلا، از بعضي از بهره هايي كه بايد از ايمان ببرد، بعضي از ثمراتي كه بايد از ايمان ببرد، موفقيتهايي كه بايد از ناحيه ايمان كسب كند، محروم است. مقصود اين جهت است. پس مقصود از اينكه ايمان زن ضعيفتر است اين نبوده كه عقيده زن ضعيفتر است. چون در روايات گاهي وقتها، به خود عمل، ايمان اطلاق مي شود و يك بحثي از قديم بوده كه ايمان عبارت است از اعتقاد قلبي فقط يا مجموعه اعتقاد قلبي و شهادت زباني و عمل، همه اينها ايمان است؟ خلاصه آيا عمل جزء ايمان هست يا نيست؟ اينها روي اين حساب آمده است. حقيقت اين است كه عمل جزء ايمان نيست. عمل ثمره ايمان است. در اينجا كه فرموده، ايمان ناقص است يعني نتيجه اي كه بايد از ايمان ببرد، به موجب اين علت، نتيجه اش كمتر بدست مي آيد. اما مسأله نقصان عقل چطور؟» و بدين ترتيب استاد شهيد به شرح اين فراز مي پردازد. استاد توضيح مي دهند كه وقتي ما بر اساس اصطلاحات فلسفي لفظ «عقل» را به كار مي بريم، منظور همان قوه خاصي است كه فلاسفه براي ما تعريف كرده اند. يعني همان قوه اي كه «كليات» را ادراك مي كند. به عبارت ديگر همان قوه اي كه علوم را ادراك مي كند. ولي معلوم نيست كه در گذشته نيز اصطلاح مذكور تنها به همين معنا به كار مي رفته است. ادامه توضيح استاد چنين است: «[در گذشته] مجموع دستگاه فكري را عقل مي گفتند كه حافظه هم جزء عقل بوده است. يعني در اصطلاح جزء عقل بوده است. البته اين توجيهي است كه من مي كنم. اينجور احتمال مي دهم كه منظور از اينكه فرموده عقل زن ضعيفتر است. آن چيزي كه در اينجا ضعيفتر است همان حافظه زن است نه چيز ديگر.» آيت اللّه حاج شيخ قدرت اللّه نجفى قمشه اى در کتاب خود «با سالکان وادی نور» آورده است که: زنان به لحاظ جنسيت جسمى و جسمانى كه دارند، نيروى عاطفه و احساس خيلى در آن ها سنگين است و نوعا بر اقتضاى عقل و عقلانيت غلبه پيدا مى كند و هوا و هوس و خيالات و اوهام نمى گذارد عقل پيروز شود، بلكه نوعا عقلشان اسير هوايشان مى شود. البته ين بدين معنا نيست كه زن ها در استعداد، كم عقل اند؛ زيرا اگر كم عقل بودند، تكليف متوجه آن ها نمى شد و در برابر خدا و دين مسئوليت دامن آن ها را نمى گرفت ؛ زيرا آن ها مى توانستند عذر بياورند كه ما عقلمان كم بود!! پس زن از نظر استعداد عقلانى كامل است، به شرط آن كه آن را هوازده و اسير نكند. اين هم كه رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام فرموده اند ((نواقص العقول))؛ يعنى زن ناقص عقل است ، به قرينه محكمات قرآن و عقل و محكمات روايات ، معنايش اين است كه چون زن عقلش را دچار سبك سرى مى كند، عقلش ناقص مى شود، نه اين كه در اصل انسانيت و آفرينش ناقص العقل آفريده شده باشد. پس اين به زنان باايمان يك هشدار است كه مواظب باشند كارى نكنند كه عقل ، اسير هوا شود. اين مساءله اسارت عقل ، در مرد هم وجود دارد، ولى اقتضاى قوّت عقل در مرد بيشتر است. آراى ديگرى نيز در معناى اين حديث عرضه شده كه بدان اشاره مى شود: 1ـ استاد محمّدتقى جعفرى، زنان و مردان را در عقلِ عملى برابر مى داند و تفاوت را در عقل نظرى مى بيند. وى عقل نظرى را چنين تعريف نموده است: عقل نظرى همان فعّاليت استنتاج هدفها يا وصول به آنها با انتخاب واحدها و قضايا و وسايلى است كه مى توانند براى رسيدن به هدف ها كمك نمايند، بدون اينكه واقعيت يا ارزش آن هدفها و وسايل را تضمين نمايد. سپس مى افزايد: بنابراين، آنچه كه صنف مرد به او مى بالد و مغرور مى شود، فى نفسه داراى ارزش نيست، و اعتبارى بيش از شكل دادن به واحدها و قضايايى كه آنها را صحيح تلقّى كرده است ندارد؛ بلكه از آن جهت است كه اشتياق آدمى به دريافت واقعيّت و رشد شخصيّت، به شرط اعتدال روانى، سطوح شخصيّت وى را اشغال مى نمايد. لذا با حاكميّت عقلِ نظرى، درباره واقعيّتها و رشد شخصيت، همواره دچار نوعى تشويش خاطر و وسوسه مى باشد. 2ـ آقاى لبيب بيضون، مؤلف «تصنيف نهج البلاغة» معتقد است: قدرت تمييز خوب و بد در امور اساسى، به تمامى انسانها تعميم دارد؛ ولى در تشخيص خيروشر در امور فرعى، عنصر مردانه اندكى بر عنصر زنانه ترجيح دارد. ايشان معتقد است: مردان در تشخيص امور فرعى و دقيق، بر زنان برترى دارند. به علاوه، از آنجاكه زن فطرتاً موجودى عاطفى است، در تمام امور زندگى پيروى وى از اميال باطنى قويتر از فرمانبرى وى از عقل مى باشد. 3 ـ برخى معتقدند زنان در هويّت ذاتى، با مردان برابرند و عقل آنان به لحاظ كمّى و كيفى، تفاوتى با عقل مردان ندارند؛ ليكن خصوصيّات طبيعى زن از قبيل: كمى صبر و استقامت، تحمّل و بردبارى اندك و حافظه كم، مانع بروز اين قوّه خدادادى است. 4ـ برخى ديگر گفته اند: عقل، به دو نوع انسانى و اجتماعى منقسم مى شود كه زنان و مردان در عقل انسانى برابرند، امّا در عقل اجتماعى، مردان برترى دارند. 5ـ استاد مصطفوى، تفاوت عقل زنان و مردان را ذاتى نمى داند، بلكه بر بُعد تجربى و اكتسابى عقل مردان تأكيد مى ورزد و مى فرمايد: زن به افزايش عقل خويش، به آن اندازه كه مرد نيازمند افزايش آن است، نيازمند نيست؛ زيرا كه حيطه فعّاليتش محيط خانه است. وى براين باور است كه: عوامل رشد اين عقل و تجربه، به حكم طبيعت و فرمان خالق طبيعت، بيش از زنان، دردسترس مردان است. با اين تشتّت آرا در تفسير حديث يادشده، چگونه مى توان از كنار آن به آسانى گذشت؟ جالب است دانسته شود كه در باب شرح و تفسير اين حديث، چند كتاب مستقل نگاشته شده است. ضمناً ما هرگز نمي توانيم با ديدن يك روايت حكمي بدهيم. روايات و آيات قرآن در مقام استنباط ناسخ و منسوخ دارند ، محكم و متشابه دارند ، مجمل و مبيّن دارند . به اين راحتي نمي توان با يك روايت ادّعا كرد كه منظور اين روايت همان است كه از ظاهرش فهميده مي شود . لذا استنباط از روايات كار مجتهدين است . امام صادق عليه السّلام مي فرمايند: « احدي از شما فقيه نمي شود تا زماني كه بتواند مكانها و زمانهايي كه در آن شرايط سخني گفته ايم بشناسد و بداند گاهي يكي از كلمات ما تا هفتاد معنا دارد ( كنايه از كثرت ) كه با همه اين معاني درست در مي آيد . » [۱] - نهج الايمان، ص301 ; مفردات غريب القرآن، ص407 ; بحار الانوار، ج 48، ص127 ; شبهاى پيشاور، ص645 «عليّ أقضاكم». [۲] - المستدرك، ج 3، ص127 ; مسند ابويعلى، ج 2، ص58 ; الجامع الصغير، ج 1، ص415 ; شبهاى پيشاور، ص644 «أنا مدينة العلم و عليّ بابها». [۳] - العمدة، صص285 و 295 ; سنن الترمذى، ج 5 ، ص301 ; ينابيع المودة لذوى القربى، ج 1، ص218 ; شبهاى پيشاور ص644 «أنا دار الحكمة و عليّ بابها». [۴] - نورالابصار شبلنجی ص89، الفتح الکبیر نَبْهانی 2/242، کنز العمال 6/153، مناقب خوارزمی ص 110، ینابیع المودة ص 90، مستدرک حاکم 3/124. « عَلِیٌّ مَعَ الْقُرآنِ وَ الْقُرآنِ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضْ» [۵] - صحیح بخاری ج2، ص76؛ صحیح ترمذی ج5، ص300؛ سنن ابن ماجه ج1، ص44. [۶] - تاريخ بغداد، ج 14، ص322 ; تاريخ مدينه دمشق، ج 42، ص449 ; الامامة والسياسية، ج 1، ص98 ; شبهاى پيشاور، ص643 «عليّ مع الحقّ و الحقّ مع عليّ حيث دار» [۷] - ر . ک: من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 391 و ر . ک: وسائل الشیعه، ج 2، ص 344 . [۸] - مكارم الأخلاق: ص ۲۰۲. [۹] - آیت الله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 251 . منبع: .blogfa.comwww.imam_ali یا حق ![]() |
|||
|
|
۱۹:۰۸, ۲۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۲ ۱۹:۱۰ توسط Aryha.)
شماره ارسال: #105
|
|||
|
|||
|
با یاد حق
از اون جایی که موضوع این تایپیک بسیار برام مهم بود کارهام رو تعطیل کردم و تقریبا از ساعت خواب سه تا الان.... همه ی ارسال ها رو خوندم خط به خط ... بخصوص ارسال های خانم moze84 که حقیقتا بهره بردم ... حرف دل ما خانم ها رو زدند ... مختصر و سودمند .... مطمئنم اگه آقایون حرف های ارسال های ایشون رو خوب بفهماند و سعی در به کار بردنشان داشته باشند .. حداقل 10 پله در زندگی با همسرشون (یا همسر آینده شون ) پیشرفت میکنند ... یا حتی خواهر و مادرشان ... یاالله |
|||
|
|
۱۹:۳۶, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #106
|
|||
|
|||
|
من نمیتونم به تنهایی این موضوع رو پیش ببرم.
یعنی من باب توانایی میشه ها!!! من باب رعایت ادب و حق مشارکت دوستان فعلاً استپ کردم. من سعی ام در این بود که تمام مسائلی رو که زنان رو اینجوری کرده بگم. از نقش پدر و مادر در خانواده تا رسانه و همسر و دوست و خود زن رو مطرح کنم. در نهایت هم راه حل هاش رو تا اونجایی که عقل و اسلام حکم میکنه مطرح کنم. اما خانم نینا توصیه کردن تا اینجا یه جمعبندی بکنیم. راستشم بگم: من تو پهن کردن اوستام.. اما تو جمع کردن نگو و نپرس... به همین دلیل وایستادم تا بقیه هم نظراتشون رو مطرح کنن. بعد من دوباره میام نقش های دیگه رو مطرح میکنم. خوبه؟ |
|||
|
|
۲۰:۰۲, ۲۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۲ ۲۰:۱۰ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #107
|
|||
|
|||
|
میخواستم این سوال رو در پ.خ از نینا جان بپرسم که ترجیح دادم همینجا بگم
اینهایی که درمورد ازدواج و بچه نوشتن درسته؟ نمیدونی از خوندن اینها چه تهوع عجیبی گرفتم، احساس میکنم دیگه هیچی و هیچکس رو نمیخوام درک کنم برام اعصاب خردکن بود خوندن نظرات بچه ها(من زیادی حساسم) البته تا حدودی واقعیات جامعه هست اما واقعا مردان همینی هستند که مثلا خانم 84 میگن، از ازدواج بدم میومد بدترم شد زن متاهل دنیاش همینه؟!؟ چه دنیای ابلهانه ای! ------------- چند وقت پیش که رفته بودم خونه خواهرم همسایه بالاییشون یه زن و شوهر جوان بودند خواهرم میگفت مرده هر چند وقت یک بار وحشی میشه زنشو به طرز فجیعی میزنه یک بار چنان دعوا کرده بودند تا ساعت 5 صبح و بدجور آقاهه زنشو زده بود که تا چند روز صدای خانمه در نمیومد من همش نگران بودم نکنه مـُرده! مردی که نخواد تکیه گاه باشه چطور زنش براش همسر باشه،مادر بچه هاش باشه،دوست باشه!؟ زنی که شوهرش این باشه چطور نسلی رو تربیت کنه، چطور .... چطور......... مردی که همسرش اینطوری خشمگینش کنه ، چطور........چطور...... -------------- انگار همه نقش ها استحاله شده واقعا متاسف شدم حیف وقت چندانی ندارم ،روال تایپک رو حفظ کنین که برای من خیلی آموزنده بود |
|||
|
|
۲۰:۲۲, ۲۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۲ ۲۰:۲۴ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #108
|
|||
|
|||
|
ای دادو بیداد...
چرا حالت تهوع؟ من قبلاً هم چند تا نکته رو گفتم که با این نوشته شما لازم شد حتماً دوباره یادآوری کنم: 1. این برای مشکلات بچه های متولدین آخر دهه 50 و اوایل دهه 60 هست. البته بیشتر مباحث. 2. ما داریم زندگی های مشکل دار رو بررسی میکنیم. یعنی زندگی هایی که زن ناراضیه. اگر این اتفاق ها برای همه زن ها میفتاد که هیچ زنی خونه شوهر دووم نمیاورد. ان شاءالله برای انتخاب همسر چشماتونو باز میکنین و با عقل تصمیم میگیرین و بعدش هم به خدا توکل میکنین تا یه ازدواج خوب مثل ازدواج من داشته باشین و هیچکدوم از این مشکلات رو نداشته باشین. در ضمن... این که دختر خانمی از ازدواج بدش بیاد، کاملاً طبیعیه و نشان از حیا و عفت اون خانم داره. اگر عاشق ازدواج بودین و با این نوشته ها راغب تر میشدین، حتماً مشکل داشتین و باید به پزشک مراجعه میکردین...D: موفق باشین. |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #109
|
|||
|
|||
|
سلام هامون جان
البته من تجربه بچه داری ندارم و نظر دادن در موردش بی فایده است،اما میگن که بچه سختی داره اما شیرینه از استاد فیزیکمون پرسیدن بهترین لحظه زندگیتون چیه گفت وقتی دخترام بغلم میکنند!! اما در مورد خود ازدواج سه حالت داره:1-عالی 2-متوسط 3- بد طبق معمول،بر اساس همون امار واون شکل زنگوله ایه، حالت عالی و بد در جامعه اماری کم رخ میده من در دور و اطرافم مثلا تو 100 نفر هیچکس زنش رو نمیزنه متاسفانه خوبا رو هیچ وقت تعریف نمیکنیم،اما اتفاقای بد همیشه دهن به دهن نقل میشه یه زن باهوش،مهربان میتونه یه ازدواج متوسط رو به عالی سوق بده،مردشم میتونه،اما در ازدواج مرد واقعا اسیر زن میشه به شرطی که زن اقتدار مرد رو نشکنه که تو تاپیک ویژه متاهلین و مجردین در اینده بهش میرسم، باید با اگاهی زندگی کرد،مثل کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد،پنیر هر لحظه داره جابجا میشه،زیبایی زندگی به اینه،زیباییش به اینه که اگه دقت کنیم یکنواخت نیست،هر روز معمای خودش رو داره. امروز دوستم یه چیزی بهم یاد داد،میگه من اعتقاد دارم اگه خدا رب العالمین،اگه پرورش دهنده و به کمال رساننده است،پس تو زندگی اتفاقاتی رو جلوی پات میذاره که تو نیاز داری،اگه پاسش نکنی تا ابد باید اون واحد رو بگیری. اگه غر زدن های مادرتون رو تحمل نمیکنید،اگه با یه اخلاق پدر و مادرتون خیلی مشکل دارید،اگه الان حلش نکنید(حداقل اینه درکش کنیم که خلقتش اینجوریه و ...)،اون اخلاق رو در شوهر یا مادر شوهر یا .... دوباره میبینید،اینقدر تکرار میشه تایه جا حلش کنی. من خونه پدرم ،همه کارا رو مادرم میکرد و من نقش دختر فتح علی شاه رو داشتم،چقدرم کار اشتباهیه،اوایل زندگی تمام وقت من شده بود گردگیری،اشپزی،به خودم برسم ،فکر کنم چی بپزم و .... تمام وقتم،احساس بدی داشتم،مشکل از زندگی نبود،مشکل از من بود که واسه ازدواج تربیت نشده بودم،اما دانشجوی خوبی بودم،کتابخونه خوبی بودم،نقاش خوبی بودم اما چه فایده! شوهر که هیچی ،من تنها نیاز های عادی خودمم نمیتونسم اراورده کنم.اینقدر اوایل ظرف شکوندم،عین معلولا که نمیتونن دست و پاشون رو کنترل کنن خیلی از اشکالهای ما اینجاس که الان نمیتوونیم خوب زندگی کنیم،برای ازدواج هیچ کس تربیتمون نکرد،هیچ تمرینی نداشتیم چرا کارهای خونه برامون سخته،چون تمرین نکردیم،الان دیگه برام اسون شده میگن زن در خانه هر وسیله ای رو جابجا کنه واسش حسنه مینویسند،حسنه یعنی چی،یعنی به خدا نزدیک شدی،چه جوری؟حجابی برداشته شده که به خالق نزدیک شدی،همون ترفیعی که قراره مثلا با فلان دعا خوندن واسمون بوجود بیاد،با مثلا غذا پختن بوجود میاد.نگاه کنید دستور یکیه،اما مصداق که عوض میشه،دعا که میشه اشپزی ما هنگ میکنیم. میخوام بگم یه سری کارها هست که برای خیلی خانم ها انجامش نفرت انگیزه،مثل گردگیری اما اگه طرز نگرش عوض شه،طرف نیت قربت عندالله میکنه.... پس در شیرین و تلخ شدن زندگی نگرش مهمتره البته خانم موزه این فکر رو کرده که چیزای خوبو همه میدونن ،بذار بدهاشو بگم .............................................................................. الان خیالتون راحت،متوسط و عالی تعدادشون زیاده اما حالا اومدیم و کسی شوهر بدی گیرش اومد،خدا نصیب هیچ کس نکنه یه عده شون رو میشه تغییر داد بریم سراغ بدهاشون اول بگم واقعا ظرفیت میخواد،من خودم ندارم،همیشه ام به خدا میگم خدایا با من از این شوخیا نکن ![]() من خیلی دوست داشتم راجع به زنان در قران کار کنیم تو این تاپیک اگه اسیه زن فرعون نبود ایا به این مقام رفیع ،زنان بهشتی میرسید؟ اگه یه ادم معمولی بود شاید این امکان رو نداشت که ظرفیتش رو در این دنیا نشون بده،اگه زن فرعون میشد موسی رو بزرگ میکرد و باقی ماجرا خیلی سخته ها،رفوزه ام زیاد داره،اما کسی که قبول شه واقعا گل کاشته میخوام بگم حتی یه شوهر بد هم مانع کمال انسان نمیشه میشه زن پیغمبر بود و جهنمی شد واقعا این عالم عجیب عالمیه ....................................................................... حالا باز ادامه بدم ندم؟ منم از اونام که برم بالا منبر،شبم اونجا میخوابم ![]() به نظرت تعریف خیر یا شر چیه؟ ایا بیمار شدن شره؟ اگه دوست داشتی به این سوالا جواب بده که یه چیز بگم بری فضا
|
|||
|
|
۲۰:۵۳, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #110
|
|||
|
|||
|
سلام
![]() خانم 84 و نینا جان خیلی عالی دارین توضیح میدین راستش به خاطر شرایط خاصی که داشتم من همیشه برای خودم هم مادر بودم و هم دوست ،خداروشکر خواهر داشتم که بعضی از این چیزها رو به من بگه اما تا این حدی که اینجا نوشته رو واقعا نمیدونستم برای همین اینجوری شدم در مورد آسیه عالی گفتی ![]() نقل قول:به نظرم هر سختی شر نیست اما میخام خودتون بگین |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ازدواج دختران جوان با مردانی به سن پدرشان! واکاوی علت!! | AMINI | 0 | 1,143 |
۲۰/آبان/۹۵ ۱۳:۳۱ آخرین ارسال: AMINI |
|













الان یه نیم ساعت به خودم آنتراک دادم
که البته در مقابل بقیه ارسال های زیباتون اصلا به چشم نمیاد
(قبل از ازدواج این آدم مادر یا خواهرشه و بعد از ازدواج همسرش:dodgy
