|
»»»»»»» آخر چرا ما رایت الا جمیلا ؟!؟!
|
|
۳:۰۵, ۲۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۲ ۲:۵۱ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان گرامی ام حتما تا حالا بارها شنیده اند که :
پس از حادثه كربلا وقتي خانواده شهدا را، به همراه حضرت زينب (سلام الله علیها) به اسارت به نزد عبيدالله بن زياد بردند،
او كه خود را پيروز اين نبرد مي ديد، براي اينكه زخم زباني به اهل بيت امام حسين (علیه السلام) بزند رو به حضرت زينب (سلام الله علیها)كرد و گفت: خدا را شكر مي كنيم كه او شما را رسوا كرد و تكذيب نمود. حضرت هم در پاسخ، اين جمله معروف خود را به زبان آوردند كه « والله ما رأيت الا جميلاً»: آن چه براي ما اتفاق افتاد همه زيبا بود خوب! به نظر شما چطور شد که این کلام از خانم صادر شد ؟! زیبایی که ایشون دیدند در چه بود !؟ می دانید که هر کلامی از عقیله بنی هاشم همینطوری صادر نمیشود . گفتند که ما بیاندیشیم پس فکر کنید و جواب بدهید . پ.ن دیگر خودتان می دانید که کپی پیست نباید بفرمایید . دیگر ما تاکید نکنیم ![]() یادداشت نگارنده |
|||
|
|
۳:۴۹, ۲۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۳:۵۳ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
طــــــــــــــــــــــس گفتید کپی پیست نکنیم ولی خب نقل میکنم چون خودم که نمیدونم حماسه عاشورا از یک بعد بزرگترین صحنه عرفان است.آن هم عرفان عملی از این حماسه بالاتر نداریم در عرفان در طول تاریخ نه افراد عادی و نه بزرگان به چنین قربی نرسیده اند. مثلا حضرت ابراهیم تا پای قربانی کردن جوانش رفت ولی جوانش قربانی نشد. ولی علی اکبر امام حسین علیه السلام اربا اربا شد. یا همان پسرش و "نه پسری دیگر" موقعی که نوزاد بود در عطش بود ولی سیراب شد. ولی علی اصغر امام حسین در تشنگی تیر سه شعبه خورد. یا همسرش در صحرا دوید به دنبال آب ولی در امنیت بود(هاجر علیها سلام) ولی حرم امام حسین علیهم السلام دویدند،کتک خوردند،گوشواره و ... دزدیده شد.......... در سه جای قرآن عبارت الكرب العظيم آمده و در هر سه جا یک پیامبر الهی از آن نجات پیدا کرده ولی اینجا هر کرب و بلایی به سر امام حسین علیه السلام آمد یا در مورد مثلا حضرت ایوب علیه السلام داریم موقعی که بلاها وارد شدند(یک هزارم امام حسین هم نبود) به خدا گفتن خدایا به من آسیب رسیده و ...(83 انبیا) ولی اینطور شنیدم موقعی که امام حسین در گودال بودند و جان در بدن داشتند جبرئیل خدمت رسید و گفت دیگه تمام شد و از امتحان سر بلند بیرون آمدی و اگر دستور بدهی همشون نابود میشن ولی حضرت فرمودند کنار برو و بین من و پروردگارم حائل نشو! مثل زیاد است که خاطرم نیست در مجموع مثل من که در حجاب هستم نمیفهمم اینها چه هستند. یک مثال بزنم برای این مفهومی که هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند دیدید یکی اگر باهاش چندان صمیمی نباشید چطور باهاش خوش و بش میکنید؟ یک دست دادن عادی و تمام ولی اگر خیلی خیلی باهاش صمیمی باشید(دوستام میدونن!) همچین میگیردش فشارش میدید که دوستیتونو نشون بدید مثلا خونتون که بیاد بهش میگید بیا آشپزخونه کمک کن(این اشاره داشت به یک مفهومی در مورد 14 معصوم) =========== حضرت زینب علیها السلام معلم عرفان عملی بودند و این را ثابت کردند. ما چه می دانیم نماز شب خواندن در شب شام غریبان یعنی چه!!؟ یا اینکه خود امام حسین علیه السلام به خواهرشان میگویند در نماز شب من را فراموش نکن!!! (امام التماس دعا دارند!!!) بله همچین شخصیتی که به مقام رضا و فنا رسیدند براحتی این اتفاق را زیبا میبینند. ................................................... |
|||
|
|
۱۱:۱۸, ۲۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
زیبایی در محو شدن در خداست همونطور که جناب عبد الرحمن هم گفتن یعنی هیـــــــــچ حجاب و مانعی بین خودت و خدا نباشه یعنی اطاعت محض و بی چون و چرا دیگه خودشون رو نمیدیدن و فقط خدا و خدا و خدا میگن عرفا به مقامی میرسن که اختیاری بهشون میدن که میتونن کاهایی انجام بدن( از اطرف خدا این اجازه رو دارن) امام حسین (علیه السلام) هم که سرور عارفان هستن، هم صد در صد همچین اجازه ای داشتن بزرگی میفرمودن امامان ( علیهم السلام) با اختیاری که داشتن از خودشون سلب اختیار کردن( من که فقط نقل قول میکنم وگرنه فهمیدنش با نوشتنش فاصله فرانجومی داره) پاسخ سوال رو تنها زمانی میشه درک کرد که به اون مقام رسیده باشی |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۲۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۱۲:۲۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۲ ۳:۰۵)فاطمه خانم نوشته است: |
|||
|
|
۳:۳۵, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند ...
نظر دیگری نبود ؟!! |
|||
|
|
۹:۵۵, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
میخوام از یه منظر دیگه به سوالتون جواب بدم:
این جمله را اگر در فضای جنگی مقایسه کنیم و با ادبیات نظامی حرف بزنیم، مثل بمب اتمی بود که برسر یزیدیان و امویان ریخته شد... یعنی در جنگ به ظاهر مغلوبه با همین عبارت ورق بر میگردد. نظر شخصی من اینه که اگر این جمله از لسان مقدس خانم، بیان نمی شد شاید مسیر تاریخ به گونه ای دیگر بود... این جمله را در حد یک عبارت سه چهار کلمه ای نبینید، این گزاره ی کوتاه کل فلسفه قیام نه تنها ابا عبدالله بلکه فرهنگ شیعه را مشخص کرد... فرهنگی که در عین شکست ظاهری فاجعه آمیز، یک پیروزی عظیم را در خود دارد، پیروزی که به خاطر وصل بودن به جای دیگری است... اصلا این جمله را میتوان از منظرهای مختلفی دید و مقایسه کرد: 1- فلسفی و اعتقادی 2- سیاسی و نظامی 3- فرهنگی و اجتماعی 4- عرفانی در هر 4 منظر حضرت زینب رسالت خویش را انجام داد لذاست که خیلی شنیده اید که کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود... از فاطمه خانم گرامی خواهش میکنم در صورت توان این بحث را بتوانند گسترده تر ادامه دهند چون هنوز راز و رمزهای بسیاری مانده است... |
|||
|
|
۱۱:۱۰, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خوب همه رو دوستان گفتن ولی یه حالت دیگه ام داره همانطور که میدونیم هر عملی در این دنیا یه صورت حقیقی در اون دنیا داره که فقط عده خاصی میتونن ببینن مثل همون غیبت کردن که مثلا طرف داره گوشت برادر مرده اش رو میخوره و بالاعکسش هم اعمال خوب با زیباترین مصداق ها و حقیقت ها در پس پرده ظاهر میشن همانطور که دوستان گفتن،عاشورا دیگه اخر عرفان عملی بود که در کل تاریخ بی تکرار خواهد ماند،کلا ظرفیت رو پر کرد خوب یه همچین اتفاق عظیمی،یه همچین ایثاری،عشقی و ... چه صحنه ای در عالم معنا میتونه نشون بده نمیدونم شاید حضرت زینب این رو هم میدیدن! |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/دی/۹۲ ۱۶:۳۵ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
برای اینکه واقعهء عاشورا نهایت عشق و دلدادگی بود
و این عشق زیباست...
و هر انچه از این عشق به پا خاست و هر انچه از این عشق بر جای ماند و هر انچه از این عشق هنوز می جوشد |
|||
|
|
۲۰:۳۱, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
یکی از سوالات اساسی من در چند سال اخیر !!!
هیچ جوابی براش نیست ... فقط خانم خودش فهمید که چی میگفت , ما چطور میخوایم اون شخصیت عظیم رو درک کنیم ؟ یک زن در اون شرایط وحشتناک همچین جمله ای بگه , اصلا قابل درکه ؟؟؟ یا مثلا حضرت عباس (علیه السلام) که همه کار در میدان انجام داد ولی آخر کار شرم کرد بره خدمت آقا , اخه چی کم گذاشته بود که نخواست برگرده ؟ اصلا کربلا مکان و زمان عجیب و غریبیه , من که نفهمیدم چی شد و چی نشد , خیلی هنر کنم روایت تاریخ و مقتل بگم , دیگه هیچی از کربلا نفهمیدم |
|||
|
|
۲۰:۴۳, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دوصد تشکر از حضور دوستان در بحث ...
دوستان همانطور که میدانید مجمل سخن گفتن خودش خیلی هنر هست در ادبیات . واقعا خانم یک چیزی فرمودند ، هزار جمله شاید هم بیش بشود ازش برداشت کرد همه نیکو ... . . . یکی از هزاران این ماجرا که همیشه در نظر خود من بوده این بوده که ما در زندگی خودمون از یک نوع دو بینی رنج می بریم !! یعنی نمی توانیم خواست خودمون رو با خواست خداوند تطبیق بدهیم . وقتی خانوم می فرماید" ما رایت ... " یعنی "ندیدم جز ..." چه می فرماید ؟!! مگر نه اینکه خانم فقط خواست خداوند رو دیدند ... . . . باز هم بگویید حقیقا حظ می برم ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| احکام کپی رایت | antiKabbalah | 15 | 14,594 |
۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: aryansoleimani |
|





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)






![[تصویر: 873724.jpg]](http://shiayan.ir/wp-content/uploads/2013/11/873724.jpg)


