|
شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله ضیاء آبادی
|
|
۱۱:۴۹, ۲۰/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۲ ۱۷:۱۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
این تاپیک رو مخصوص شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله سید محمد ضیاء آبادی تشکیل دادم همانطور که می دانید این زیارت صادره از امام علی بن محمد الهادی علیه السلام کلاس کامل امام شناسی است یک شرح دیگه ناتمام در این تاپیک وجود دارد ولی ان شاء الله این کامل بشه http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16071.html |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۹, ۴/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۲ ۱۴:۰۹ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خضوع امام(علیه السلام) در مقابل تقدير خداوند متعال حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام) در زندان خليفهي عباسي بودند. آري، همانها كه به اذن خدا مدير و مدبّر عالم هستند و نَفَس همهي جانداران به دست آنهاست، بايد در مقابل تقدير خدا خاضع بشوند و خود را در اختيار انسانهاي رذل و كثيف و جاهل و نادان بگذارند و اگر زندانيشان كردند، تحمّل كنند.*** مردي به نام صالح بن وصيف زندانبانشان بود. جمعي نزد او آمدند و گفتند: چرا بر اين زنداني سخت نمي گيري؟ گفت: چه كنم؟ من دو نفر از رذلترين و شرورترين افراد را انتخاب كردم و بر او گماشتم تا بر او سخت بگيرند ولي چند روز بيشتر نگذشت كه اينها اهل نماز و عبادت شدند.آنها حرف او را باور نكردند. دستور داد آن دو نفر را آوردند. ديدند آثار عبادت در رفتار و گفتارشان پيداست.گفتند: ما شما را مأمور كرديم آن زنداني را آزار دهيد. گفتند: ما چه ميتوانيم بكنيم درباره ي كسي كه دائماً در حال ذكر و تسبيح خداست. وقتي به ما نگاه مي كند بدن ما مي لرزد، آن چنان كه اختيار از دست مي دهيم و از خود بيخود ميشويم. اين گوشه اي از تسلّطشان بر ارواح آدميان است كه به هنگام اقتضا، آن را بروز مي دهند و با يك نگاه كوتاه، از رذل ترين افراد انساني الهي ميسازند. ________________ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۵:۲۲, ۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
يا صاحبالزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، عنايتيما هم از عمق جان عرض ميكنيم : اي سيّد و آقا و مولاي ما، يا صاحبالزّمان، آيا ميشود نگاهي از آن نگاههاي پر لطف و عنايت به قلبهاي ما بيفكنيد؟ ما هم به آن نگاهها شديداً نيازمنديم؛ آن نگاهي كه رذل ترين افراد را به خدا نزديك مي كند. آيا ميشود عنايتي هم به ما بشود؟ ما كه يك عمر است سر به آستان نهادهايم و عرض اخلاص و ادب ميكنيم. ما ناقص و جاهل و نادانيم، امّا شما اصولالكرم و قادة الامميد. شما حركت دهندگان تمام موجودات عالم به سوي كمالشان هستيد. از شما توقّع يك گوشه ي چشم عنايت داريم. (اَغِثْنا وَ اَدْرِكْنا يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمان)؛ شكنجهي امام حسن عسكري(علیه السلام) آخرالامر، امام را از صالح بن وصيف گرفته تحويل زندان مردي خبيث به نام نحرير دادند. او به امام سخت مي گرفت؛ روزي همسرش گفت: تو نمي داني چه كسي در زندان تو هست؟ او را نميشناسي؟ اين قدر به او اذيّت و آزار نرسان. او از شدّت خباثت گفت: حالا كه تو چنين گفتي، من او را ميان بِرْكَة السِّباع، يعني جايگاه درّندگان، مياندازم تا شيرها و پلنگها او را بخورند. پس از كسب اجازه از خليفه، امام را آوردند و داخل بركة السّباع كردند؛ به اين منظور كه درّندگان آنحضرت را بدرند و از بين ببرند. پس از يك شبانه روز، از نقطهاي كه مشرف به جايگاه درّندگان بود، تماشا كردند و ديدند امام مشغول نماز است و درّندگان گرداگرد آنحضرت حلقه زده و پوزه بر خاك نهاده اند. خليفه از ماجرا با خبر شد. دستور داد تا بين مردم شايع نشده، امام را با احترام از بركه بيرون بياورند و بنابر نقلي، خود آن مرد خبيث را در ميان بركه انداختند و حيوانات او را دريدند و به سزايش رساندند. ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۷:۵۰, ۶/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۲ ۷:۵۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ جملهي بعدي زيارت (جامعه) اين است: (اَوْلِياءَ النِّعَمِ)؛ «شما صاحبان تمام نعمتها هستيد». معنا و مفهوم نعمت نعمت به چيزي گفته ميشود كه آدمي را در رسيدن به هدف و سعادت مطلوبش كمك كند و در مسير زندگي، موجب آسايش و آرامشش گردد و موانع و مشكلات را از پيش پايش بردارد. و در مقابل، به آنچه مانع نيل به هدف و سبب اشكال و دشواري راه و موجب محروميّت از كمال گردد، بلاو نقمت(عقاب، پاداش به عقوبت)گفته مي شود. آب و هوا و نور و چشم و گوش و دست و پا و زبان را نعمت ميدانيم، از آن جهت كه هر كدام از اينها در حدّ خود، ما را در رسيدن به هدف هاي زندگي و مقاصد مطلوب كمك مي كنند؛ به طوري كه در اثر نبود يا كمبود يكي از اينها، مشكلاتي براي ما پيش ميآيد و احياناً منجرّ به مرگ و نابودي ما ميگردد. حالا ما وقتي مجموعهي موجودات عالم را در نظر بگيريم، ميبينيم كه هر موجودي در حدّ خود، به پيشرفت نظام عمومي عالم كمك ميكند و اثر ميبخشد و از اين جهت، تمام موجودات نعمت حساب ميشوند؛ و لذا خالق عالم مي فرمايد: "...وَ إنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تُحْصُوها...؛(سوره ابراهیم ـ آیه 34) ــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۵:۵۰, ۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
كرمش نامتناهي، نعمش بيپايان "...وَ أسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَة وَ باطِنَة...؛(سوره لقمان ـ آیه 20) هر موجود و مخلوقي، هر چقدر هم در نظر ما كوچك و بيارزش باشد، در سلسلهي نظام خلقت به منزلهي پيچ و مهرههاي بزرگ و كوچك يك ماشين است كه اگر يكي از مهرهها از رديف خارج شود، كار ماشين مختلّ ميشود. از اين نظر، تمام موجودات نعمتند. ولي از اين طرف ميبينيم خداوند حكيم با اينكه همهي موجودات را نعمت دانسته و فرموده است: "...وَ إنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تُحْصُوها...؛(سوره براهیم ـ آیه 34) معالوصف، بسياري از همينها را به پستي و بيارزشي توصيف كرده و لهو و لعب و بازيچهي بياساس معرّفي كرده است و ميفرمايد: "...إنَّمَا الْحَياة الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ...؛(سوره محمد ـ آیه 36) "...مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ...؛(سوره نسا ـ آیه 77) پس معلوم ميشود كه قرآن كريم هدفي را براي انسان در نظر گرفته است و همه چيز عالم را از نظر كمك يا مانع بودن با آن هدف ميسنجد. آنچه را نافع در رسيدن به آن هدف است، نعمت ميداند و آنچه را مانع رسيدن به آن هدف است، نقمت و بلا ميشمارد و هدف انسان در مسير حياتش از نظر قرآن همان است كه ميفرمايد: "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإنْسَ إلاّ لِيَعْبُدُونِ؛(سوره ذاریات ـ آیه 56) هدف، رسيدن انسان است به سعادت قرب به خدا و مسكن گرفتن در جوار رحمت پروردگار و مخلّد گشتن در غرفههاي جنّت المأويََ از طريق بندگي و عبوديّت خدا. ــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...( مبحث بعدی: تبديل نعمت به نَقمت |
|||
|
|
۱۲:۵۷, ۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تبديل نعمت به نَقمت تمام اسباب و وسايل حياتي كه در دسترس انسان است، از اعضا و جوارح بدن و قواي ظاهري و باطني و آب و هوا و آفتاب و علم و قدرت و ثروت و فرزند و زن، از نظر قرآن تا زماني نعمت است و موجب آسايش و آرامش واقعي انسان مي شود كه آدمي را در رسيدن به هدف كه تقرّب الي الله است كمك كند و انسان هم آنها را در همين راه مصرف كرده از آنها طوري بهره برداري كند كه قرب به خدا و نيل به رضاي خدا نصيبش شود؛ امّا همين كه از اين مسير منحرف شد و در راهي كه راه رسيدن به هدف خلقت انسان نيست افتاد و آدمي هم آنها را در همان راه كج مصرف كرد و از آنها طوري بهره برداري كرد كه قرب به خدا و نيل به رضاي خدا نصيبش نشد، بلكه ـ العياذ بالله ـ همين چشم و گوش و عقل و هوش و آب و هوا و آفتاب و علم و قدرت و ثروت را طوري مصرف كرد كه دوري از خدا و منفوريّت و مبغوضيّت*در پيشگاه خدا نصيبش شد، تمام اين اسباب و وسايل بلا و نقمت محسوب ميشود و موجب محروميّت و هلاك ابدي است. و از اين نظر است كه خداوند در قرآن دنيا و شؤون دنيايي را لهو و لعب و بازيچهي كودكانهي بياساس ميداند و مي فرمايد: " مَتاعٌ قَلِيلٌ...؛(سوره نحل ـ آیه 117) "...كَسَرابٍ بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً...؛(سوره نور ـ آیه 39) "...كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ...؛(سوره ابراهیم ـ آیه 18) ــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: استفاده شایسته از نِعَم الهی |
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۹/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۷ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
استفادهي شايسته از نِعَم الهي قرآن كريم وقتي اين چشم و گوش و عقل و هوش را نعمت مي داند كه انسان از طريق اينها به تدبّر و تفكّر در آيات الهي بپردازد و بر ميزان معرفت و محبتّش به خالق چشم و گوش و آفريدگار عقل و هوش بيفزايد. به فرمودهي امام سيّدالشّهدا(علیه السلام) در دعاي عرفه: (وَ مَتِّعْنِي بِجَوارِحِي وَ اجْعَل سَمْعي وَ بَصَري الوارِثَيْنِ مِنّي)؛ «خدايا، موفّقم كن كه از اعضا و جوارح خود بهره برداري كنم و چشم و گوش و قواي ظاهر و باطنم پس از مرگ من وارث من باشند». وارث سعادتمند آن كسي است كه از مورّثش ثروت فراواني باقي بماند كه در سايهي آن به آسايش برسد. چشم و گوش انسان پس از مردن در صورتي مي توانند وارث خوشبختي باشند كه مورّثشان ماتركي(ارثی) از خود گذاشته باشد و از دريچهي اين چشم و گوش ديدنيها و شنيدنيهايي ذخيره كرده و باقيات صالحاتي فراهم كرده باشد. در اين صورت است كه چشم و گوش و دست و پا و دل و مغز انسان، وارث خوشبختي خواهند بود و در پرتو آن باقيات صالحات، به سعادت و آسايش جاودانه خواهند رسيد. امّا بدبخت و بينوا آن چشم و گوش و دست و پا و دل و مغزي كه مورّثشان در ايّام حياتش، جز آتش قهر و غضب خدا، چيزي از رهگذر اعضا و جوارح و قواي ظاهر و باطنش ذخيره نكرده است. بي بهرگي از چشم و گوش؟ به فرمودهي امام سيّدالشّهدا(علیه السلام) در دعاي عرفه: (عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها قيباً و خَسِرَتْ صَفْقَة عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً)؛ واي بر بدبختي و كوري و نابينايي، آن چشمي كه در دنيا تو را اي خدا حاضر و ناظر بر حركات و سكناتش نديده و همچنان بي پروا و بياعتنا به فرمانت به همه جا خود را كشيده و در هر منظر و چشمانداز نامرضّي تو، بيپروا از آتش قهرت چريده و سرانجام با دست خالي از سود جاودانيِ معرفت و محبّتت به خانهي قبرش خزيده است. وا اسفاه از اين زیان و خسران! اين بنده ي بيچارهاي كه يك عمر در اين بازار دنيا دويده و سرمايهي عمر عزيز از كف داده و عاقبت، محروم از سود جاودان و بيحظّ و نصيب از مايهي حيات اَبدي در كفن پيچيده شده و رفته است. گوشي كه در اين ايّام مهلت، هر صداي آتشافروزي را در خود جا داده و اعتنايي به نداي حياتبخش انبياء و اولياء نكرده است، فرداست كه شَهيق(بانگ) لرزانندهي جهنّم را در خود جا خواهد داد كه: إذا اُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ؛(سوره ملک ـ آیه7) ـــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...( مبحث بعدی: استفاده شایسته از نعم الهی ـ بخش دوم |
|||
|
|
۱۲:۵۷, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
استفادهي شايسته از نِعَم الهي ـ بخش دوم اگر بنا شود كه هر چشم و گوش ناپاك و هر دل و مغز هوسبازي به بهشت خدا راه بيابد، بهشت عين صحنهي دنيا خواهد شد كه پاك و ناپاك و خبيث و طيّب با هم بياميزند؛ در حالي كه اين نشدني است: "فِي جَنَّة عالِيَة* لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَة؛(سورهي غاشيه، آيات 10 و 11) "لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأثِيماً؛(سورهي واقعه، آيهي 25) بهشتيان هيچ لغو و گناهي به گوششان نمي رسد؛ زيرا آنها در دنيا كساني بودند كه: "وَ إذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أعْمالُنا وَ لَكُمْ أعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ؛(سورهي قصص، آيهي 55) چشمي كه در اين دنيا از هر منظرهي شيطاني خود را پر كرده و هرگز نظري به آيات بيّنات الهي نيفكنده است، فرداست كه: "فَلَمَّا رَأوْهُ زُلْفَة سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ؛(سورهي ملك، آيهي 27) از ديدن منظرهي وحشت بار جهنّم كه مظهر قهر خداست، چهره ها در هم كشيده ميشود و قيافهها در هم مي رود. آن روز ميفهمند كه اين چشم و گوش و اين دست و پا و زبان، اين علم و دانش و اين ثروت و قدرت، به جاي اين كه براي آنها نعمتي باشند و آسايش و آرامششان را تأمين كنند، بلا و نقمت بودهاند و بدبختي و عذاب ابدي براي آنها به وجود آوردهاند. ميبينند آن ثروت و قدرتي كه خيال مي كردند مايهي سعادت و خوشبختي آنها خواهد شد، مايهي بدبختي و شقاوت آنها گرديده است. فريادشان بلند مي شود: "يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَة *ما أغْنَي عَنِّي مالِيَهْ *هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ؛(سورهي حاقّه، آيات 27تا29) «اي كاش من خودم نيز دنبال ثروت و قدرتم محو و نابود ميشدم و از بين ميرفتم. واويلا! آن همه ثروت و مكنت دردي از من دوا نمي كند؛ آن همه قدرت و شوكت دفع بلايي از من نمي كند». ــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: هدف تنها جلب رضای خداست |
|||
|
|
۱۰:۵۳, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
هدف فقط جلب رضاي خداست پس بالاترين نعمت براي انسان، آن نيرو و آن وسيلهاي است كه تمام اين اسباب و وسايل حياتي را، از بدن و اعضاي بدن و قواي جسمي و روحي و ساير شرايط زندگي، همه را در راه تأمين هدف اساسي از خلقت انسان كه تقرّب جستن به خالق سبحان است، بيفكند و آدمي را وادار كند كه تمام شؤون حياتي خود را در همان راه به كار ببرد و به منظور نيل به آن هدف اصلي فعّاليّت كند و آن نيرو و آن وسيله همان نيروي دين است كه در همه جا و در همه حال و در هر مرحلهاي از مراحل زندگي، خدا و قرب به خدا را به انسان نشان مي دهد و خاطرنشان مي سازد كه هر هدفي جز خدا و رضاي خدا را در نظر گرفتن، سبب ابطال عمر و تضييع حيات است و عاقبت، افتادن در آتش حسرت و ندامت و محروميّت بيپايان. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: دين در پناه امام معصوم(علیه السلام) سعادت بخش بشر |
|||
|
|
۱۶:۰۲, ۱۲/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۲ ۱۶:۰۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دين در پناه امام معصوم(علیه السلام) سعادت بخش بشر بنابراين، نعمت بزرگ خدا بر بشر همان نعمت دين است كه تمام اسباب و وسايل حياتي را در راه تأمين هدف مي افكند و در نتيجهي هدايتها و راهنماييهاي دين است كه چشم و گوش، دست و پا و زبان، عقل و هوش و ساير قوا و شرايط براي انسان نعمت ميشوند و در طريق نيل به هدف، آدمي را كمك ميكنند و سعادت ابدي او را فراهم ميسازند و اگر نعمت دين از بشر گرفته شود، تمام قوا و شرايط زندگي انسان از راه هدف اصلي خلقت منحرف گشته تمام نعمتها تبديل به نقمت و بلا ميگردد و آدمي را به واديهاي سوزان بدبختي و هلاك ابدي ميكشاند. آن وقت بايد ديد نعمت دين در پناه چه نيرويي بايد محفوظ بماند تا بتواند حيات بشر را تدبير كند و در صراط مستقيم به سوي هدف پيش ببرد. چون بديهي است كه دين و قانون آسماني، هر چقدر هم كه جامع و كامل باشد، از خود قدرت تدبير ندارد؛ بلكه نياز به يك مدّبر معصوم الهي دارد كه با تدبير عادلانه و حكيمانهي او به مرحله ي اجرا گذاشته شود تا حيات بشر را منظّم كند و دنيا را براي او نعمت گرداند. و آن مدبّر معصوم الهي همان است كه ما او را امام و وليّ امر ميناميم و تدبير و ادارهي حكيمانهي او را ولايت معرّفي ميكنيم. ولايت يعني اداره و رهبري جمعيّت در راه هدف و تدبير شؤون حياتي ملّت به منظور رساندن به مقصد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...( مبحث بعدی: وليّ امر ما كيست؟ |
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۱۳/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۲ ۱۵:۲۷ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وليّ امر ما كيست؟ * وليّ امر، در درجهي اوّل، خدا و خالق مهربان انسان است كه با وضع قوانين و جعل شرايع آسماني، هدايت و تدبير حيات بشر را به عهده گرفته است. "اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إلَي النُّورِ...؛(سوره بقره ـ آیه 257) "ذلِكَ بِأنَّ اللهَ مَوْلَي الَّذِينَ آمَنُوا وَ أنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلَي لَهُمْ؛(سوره محمد ـ آیه 11) مردم منحرف از راه خدا، مدبّر امر ندارند و عاقبت سر از هلاك ابدي در ميآورند. * در درجهي دوّم، وليّ امر بشر رسول عظيمالشّأن خداست كه آورندهي دين است و شريعت. "فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً؛(سوره نساء ـ آیه 65) «تا تو را [اي رسول] حاكم مطلق بر خود ندانند و تبعيّت بيچون و چرا از اوامرت نكنند، به راه اصلي خود نيفتادهاند و به مقصد نهايي خود نخواهند رسيد». * در درجهي سوّم، وليّ امر آن كسي است كه خدا و رسول خدا او را به عنوان حافظ و مجري ديانت و هادي و مدبّر امور جمعيّت تعيين كرده باشند كه مي فرمايد: "إنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاة وَ يُؤْتُونَ الزَّكاة وَ هُمْ راكِعُونَ؛(سوره مائده ـ آیه 55) "...أطِيعُوا اللهَ وَ أطِيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي اْلاَمْرِ مِنْكُمْ...؛(سوره نساء ـ آیه 59) پس نتيجهي مطلب اين شد كه تمام وسايل و اسباب و شرايط حياتي بشر، كه از داخل وجودش يا خارج از وجودش، از آب و هوا و زمين و آسمان و زمان و مكان، اطراف او را گرفته و دست به دست دادهاند تا حيات و زندگي او را منظّم كنند و جلو ببرند، تا وقتي نعمت براي او شمرده ميشوند كه او را در راه رسيدن به هدف اصلي خلقتش، كه تحصيل رضاي خدا و مقرّب گشتن در پيشگاه خداست، كمك كنند و اين معني حاصل نمي شود، مگر در سايهي ولايت خدا؛ يعني در سايهي تدبير و اداره و رهبري و هدايت خدا. تدبير و هدايت خدا هم براي بشر ممكن نيست، مگر از راه تشريع شريعت و انزال كتاب. دين و شريعت خدا هم به دست بشر نمي رسد، مگر از طريق وحي و نبوّت و آمدن پيامبر. ولايت و هدايت پيامبر هم به نتيجه نمي رسد و بقايي پيدا نمي كند، مگر با نصب امام و تعيين وليّ امر كه اجرا كنندهي ديانت و شريعت است و تدبيركننده ي امور جمعيّت. ــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم به قدم با زیارت جامعه کبیره....شرح و تفسیر | یا ثارالله | 48 | 29,983 |
۲۹/مهر/۹۲ ۲۳:۰۵ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|
| چرا ثواب زیارت کربلا بسیار عظیم تر از زیارت کعبه است؟# | جویای حقیقت | 6 | 5,134 |
۲۲/اسفند/۹۰ ۱۹:۲۳ آخرین ارسال: جویای حقیقت |
|








