کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
<<<<<وقتی خیلی عصبانی میشید چکار میکنید؟؟؟
۱۶:۱۸, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
سلام
خب دوستان این موضوع چون خیلی مهمه دوست داشتم یه خرده راجع به این موضوع صحبت کنیم
دقیقا بفرمایید که وقتی خییییلی عصبانی میشید و یا کسی یک حرفی بهتون میزنه که واقعا آتیش از سرتون بلند میشه!Wink چکار میکنید؟
راستش یه داستانی از آقای حداد خوندم که هنوز نتونستم درکش کنم...
حتما بخونید:
نقل قول:آقای حداد میگفتند:مادر همسرم بسیار مرا اذیت می کرد.بین اتاق ما و آنها کیسه های برنج خوشبو و ظرف های انباشته روغن فاصله می انداخت،اما انها چیزی به ما نمیدادندو او عمدا دوست داشت که ما را در تنگی و حرج ببیندو تنگدستی ما او را شاد میکرد و با وجود اینکه من مرتب کار میکردم ولی اکثر مراجعان من از فقیرای بودند که اجناس را نسیه میگرفتند و بعضی از انها پولی پرداخت نمیکردند؛در عین حال شاگرد من هر چقدر نیاز داشت برای خود برمیداشت و معمولا چیزی برای من باقی نمیماند.

وعلت ناراحتی آن زن با من مسئله فقر بود که از نظر او بسیار زشت می نمود از طرف دیگر شدت حالات روحانی و استفاده از محضر استاد بزرگوار ،مرحوم قاضی به من اجازه جمع مال و ثروت یا رد کردن فقیر و یا نسیه ندادن به نیازمندان را نمیداد.همسرم هم صبر میکرد اما تحملش محدود بود.ماجرا را برای اقای قاضی عرض کردم و از ایشان خواستم اجازه بدهند همسرم را طلاق بدهم.

مرحوم قاضی فرمودند:از این امر گذشته ایا همسرت را دوست داری؟گفتم :بله.فرمود :ایا همسرت تو را دوست دارد؟.گفتم:بله.

فرمود هرگز اجازه نمیدهم او را طلاق بدهی...برو صبر کن که خداوند مقدر کرده که تربیت تو به دست همسرت باشد و باید بردبار و صبور و حلیم باشی.

بنا به گفته ایشان عمل کردم و هرچه مادرزنم بر مشکلات می افزود تحمل میکردم.تا اینکه شبی با خستگی و تشنگی و گرسنگی تمام به منزل رسیدم،در حالی که به اتاق میرفتم،دیدم که مادرزنم کنار حوض نشسته،تا فهمید منم شروع به دشنام دادن کرد.من یکسره از پله ها بالا میرفتم و او صدایش را بالا برد تا جایی که همه همسایگان میشنیدند و آنقدر ادامه داد تا حوصله ام تمام شد.بدون انکه با او پرخاش کنم و یا یک کلمه جواب او را بدهم از پله ها پایین امدم و از خانه بیرون رفتم و سر به بیابان گذاشتم.

بدون هدف و مقصدی میرفتم و متوجه هیچ چیزی نبودم.در این حال دیدم که دو تا شدم ،یکی سید هاشمی که مادرزن به او تعدی و شتم میکرده است و یکی من هستم که بسیار مجرد و عالی و محیط هستم و ابدا فحش های او به من نرسیده است و اصولا به این سید هاشم فحش نمیداده است.
آن سید هاشم سزاوار هر گونه فحش و ناسزاست و این سید هاشم که اینک خودم هستم نه تنها سزاوار فحش نیست بلکه هر چه هم فحش بدهند به من نمیرسد.


در این حال برای من منکشف شد که این حال خوب و شادی زا به سبب آن ناسزاهایی است که وی به من گفت وهیچ نگفتم.و اگر اطاعت سید قاضی را نمیکردم تا ابد همان سید هاشم محزون و غمگین پریشان و ضعیف میبودم.

فورا از آنجا به خانه بازگشتم و دست و پای مادرزنم را می بوسیدم و می گفتم:مبادا خیال کنی الان از گفتارت ناراحتم!از این پس هر چه میخواهی بگو که آنها برای من فایده دارد!!!


به نظرم موقع عصبانی شدن باید به اندازه چند ثانیه مکس کرد و دلیل عصبانیت رو فهمید
اصلا طرف مقابلمون کیه
یه نفس عمیق بکشید
گاهی برخی انتظار ها فقط باعث عصبانیت و رنجش خاطره
[تصویر: 27.jpg]


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هانا ، یاســین ، أین المنتظر ، مصباح ، لبخند خدا ، nasimesaba ، صهبا ، Aryha ، پرنیان ، السا ، Havbb 110 ، help me ، انتصـار ، مجنون العباس ، مجید املشی ، Tolou ، fatemeh-55 ، عبدالرحمن ، فاطمه خانم ، mahdy30na ، Agha sayyed ، Banoo ، ضحی ، parisan ، جویای حقیقت ، آفتاب ، میم.حسین.الف ، Eve ، mohamad ، سیمرغ ، نورالسادات ، Hadiss313

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۳۸, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
کلا تا حالا عصبانی نشدم و فکر نکنم کسی یا چیزی بتونه عصبیم کنه .... ( همچین آدم ریلکسم منBig GrinWink )

ناراحت میشم، شاید اشکم رو هم در بیاره ( البته جلوش ک اشک نمیریزم، جری تر میشه ) ... اما عصبانی، هرگز Angel
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، انتصـار ، رضوانه ، nasimesaba ، مجنون العباس ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan ، Hadiss313
۲۰:۴۶, ۲۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۲ ۲۰:۴۹ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #12
آواتار
من متاسفانه خیلی زود عصبانی میشم
و از اونجور آدماییم که همه سعی میکنن کاری نکنن که عصبانی بشمBig Grin

اگر هر کسی هم به جز پدر و مادرم اعصابمو خورد کنه ، حسابی قاطی میکنم (متاسفانه) رفیق و داداش و معلم(!) هم نمیشناسه

ولی اگه پدر و مادرم اعصابمو خورد کنند ، سعی میکنم سکوت کنم و خیلی زود بپرم تو اتاقم Wink

(بچه های تالارم نمیشناسمBig Grin)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، Aryha ، یاســین ، رضوانه ، nasimesaba ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan
۲۰:۵۵, ۲۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۲ ۱۷:۳۴ توسط السا.)
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۲۰:۴۶)نهج الحسین (علیه السلام) نوشته است:  من متاسفانه خیلی زود عصبانی میشم
و از اونجور آدماییم که همه سعی میکنن کاری نکنن که عصبانی بشمBig Grin

اگر هر کسی هم به جز پدر و مادرم اعصابمو خورد کنه ، حسابی قاطی میکنم (متاسفانه) رفیق و داداش و معلم(!) هم نمیشناسه

ولی اگه پدر و مادرم اعصابمو خورد کنند ، سعی میکنم سکوت کنم و خیلی زود بپرم تو اتاقم Wink

(بچه های تالارم نمیشناسمBig Grin)


خب آخه برادر من، شما ک می دونی مشکل کارت کجاست، چرا حلش نمی کنی ؟؟؟؟
می دونی چ شرایطی برای اطرافیانت ایجاد می کنی ؟

اونوقت هیچ کس نمی تونه واقعیات رو بهتون بگه .....

حالا عصبانی نشی، یزنی با زمینه تالار یکیم کنی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، رضوانه ، help me ، nasimesaba
۲۱:۰۳, ۲۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۲ ۲۱:۰۶ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۲۰:۵۵)Aban نوشته است:  خب آخه برادر من، شما ک می دونی مشکل کارت کجاست، چرا حلش نمی کنی ؟؟؟؟
می دونی چ شرایطی برای اطرافیانت ایجاد می کنی ؟

اونوقت هیچ کس نمی تونه واقعیات رو بهتون بگه .....

حالا عصبانی نشی، یزنی با زمینه تالار یکیم کنی Big GrinWink

البته یکم غلو هم کردم Wink
درسته من اگه عصبانی بشم بد عصبانی بشم ، ولی در عوض خیلی کم عصبانی میشم
الته اینم بگم بحث خواهرا متفاوته ، سعی میکنم خیلی زود از اون نواحی فاصله بگیرم Big Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، رضوانه ، nasimesaba ، السا
۲۱:۳۹, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
متاسفانه منم بدعصبانی میشمConfused
سعی کردم جلوی خودمو بگیرم ولی افاقه نمیکنهSadخصوصاوقتی بدونم حرفم درسته وطرفم داره خودشومیزنه به اون راه....
یاکسی بخواد بهم زوربگهConfused
چیکارکنم دیگهههههههههههههConfused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، رضوانه ، انتصـار ، help me ، nasimesaba ، السا ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan
۲۱:۴۲, ۲۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۲ ۲۱:۴۲ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #16
آواتار
خانوم غریب گفتن موقع عصبانیت یه دفعه خندشون میگیره
منم همینطوریم
Blush
یه دفعه یادمه داشتم با دوستم صحبت میکردم
بعد یه سوءتفاهمی براش پیش اومد
Wink حالا منم خندم گرفته تو خیابون!
هی میخواستم براش توضیح بدم اصلا خنده اجازه نمیداد حرف بزنم
Big Grin
اونم همینطوری فوران میکرد(آتشفشان!)
بیچاره خیلی حرص خورد

اون دوستم هم از اونایی هستش که با سرعت نور عصبانی میشه!
خیلی وحشتناک بود! آخر سر دستشو گرفتم میگم تو رو خدا بزار من خندم قطع بشه برات توضیح بدم
Big Grin
درکل موقعی که کسی عصبانیه اصلا نخندید بیچاره میشید!Wink
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان ، مرهم ، انتصـار ، help me ، nasimesaba ، السا ، جویای حقیقت ، mahdy30na
۲:۰۳, ۲۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۲ ۲:۰۴ توسط help me.)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۱۶:۴۶)رضوانه نوشته است:  روش خودمو بگم؟
من اصولا وقتی خیلی خیلی عصبانی بشم، هیچی نمیگم!
یعنی وقتی هیچی نمیگم همه میدونن که نباید با من حرف بزنن چون خیلی عصبانیمBlush
در این مواقع برای خالی کردن انرژی پا میشم کارای خونمونو انجام میدمCool(ظرفا رو میشورم،.... کتابامو مرتب میکنم ....اتاقا رو مرتب میکنم،،،،لب تاپمو مرتب میکنم!)
شاید باورتون نشه ولی بعد از انجام دادن این کارها معمولا عصبانیتم فروکش میکنهSmile
به قول یه بنده خدایی : وقتی عصبانی بشم خونه برق میزنهBig Grinچون دیگه با هیچکسی حرف نمیزنم و فقط به کارا میرسم...
(خوش به حالی بقیه!)
اینا دقیقا کارایی هست که من انجام میدم چه جالب شمام .......
بعضی وقتام با عصبانیت تمام ،محکم و بلند صلوات میفرستم (البته از رو عادته نه ریا Big Grinاز پدرم یاد گرفتم) اون وقت دیگه کسایی که منو میشناسن (مخصوصا خواهرم) میفهمن الان دیگه یا خودمو میزنم یا طرفو سریع جیم میشن Big GrinBig Grin و من خود به خود اروم میشم.....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، رضوانه ، السا ، انتصـار ، جویای حقیقت ، mahdy30na
۲:۱۵, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۲۰:۰۲)Aryha نوشته است:  با یاد حق

راستش رو بگم ؟!!
من اصولا چند تا راهکار دارم ...
[تصویر: blush.png]

سطح1: میرم تو اتاقم و روی تختم دراز میکشم و با گوشیم میام اینترنت!

سطح2: میرم تو اتاقم یه کاغذ بر میدارم هرچی به ذهنم میرسه می نویسم!( کاغذ قطعا در پایان کار نابود میشه)

سطح3:میرم تو اتاقم کاغذ بر میدارم طراحی کار میکنم یا ترجیحا خط خطی !

سطح4:میرم تو اتاقم حوله رو برمیدارم میرم حمام!

دقت کردید ! ؟؟ همش به اتاقم ختم میشه!
بنابر این خدا نکنه! اونی باعث عصبانیتم شده دنبالم بیاد تو اتاق!!![تصویر: wink.png]

یاالله



دقیقا یاد فیلم اره افتادم Cool

خیلی وحشتناک بود!!!!

===============

جواب تاپیک

قبلنا یکمی زود از کوره در میرفتم

ولی الان تقریبا از من خونسردتر تو فامیل وجود نداره!!!! (خواستید میتونید مسابقه بزارید)

البته منظور در چیزای شخصیه نه اعتقادی

تنها کاری که میکنم اینه که آن شخص را به خدا واگذار میکنم (اگر ظلم کرده باشه نه یه چیز عادی)

خیلی مجرب هم بوده !!!!

چون چوب خدا بی صداست!

و در ضمن آدم از کسی عصبانی میشه که ازش انتظار بدی نداشته باشه

ولی وقتی انتظار نداشتی دیگه عصبانی هم نمیشی!!!! به همین راحتی

کلا اعصابتونو برا این چیزا خرد نکنید

خونسردی انقدر چیز خوبیه (البته اعضای خانوادم میگن ..... خیلی خونسردی کشتی ما رو Big Grin )
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، nasimesaba ، رهگذر. ، Aryha ، رضوانه ، السا ، انتصـار ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan
۱۲:۴۱, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام بستگي داره كي باشه

اگه مامانم باشه مثل لبو قرمز ميشم و سكوت ميكنمConfused

اگه داداشم باشه مشت و لگد و كوبيدن متكا تو كله طرفSmile

اگه دوستام باشن كاملا خونسرد چون ميدونم حرصشون بيشتر در ميادBig Grin

ساير افراد اول يك ليوان آب چاره شه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، Aryha ، help me ، رضوانه ، السا ، انتصـار ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan
۱۳:۰۲, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
من نمیدونم جریانش چیه عصبانی که میشم رسما کاری نمیتونم بکنم....
یعنی دقیقا هیچ کار... همین جوری بیکار و سرگردون...
ولی خب کم عصبانی میشم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، رضوانه ، السا ، انتصـار ، جویای حقیقت ، mahdy30na ، parisan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اهمیت حلم و مضرّات عظیم زود عصبانی شدن!!! علی 110 0 1,497 ۲۴/شهریور/۹۸ ۱۳:۰۶
آخرین ارسال: علی 110
  با بی اخلاقی های دنیای مجازی چکار کنیم؟ سعدی 1 1,027 ۲۸/آبان/۹۶ ۱۵:۵۳
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  چکار کنیم تا عاقبت به خیر شویم! N.Mahdavian 0 1,262 ۲۷/اسفند/۹۰ ۱۲:۱۹
آخرین ارسال: N.Mahdavian

پرش در بین بخشها:


بالا