|
دانلود تلاوت های امام المسجد الحرام+ یک بحث مبنایی اعتقادی
|
|
۱۶:۴۶, ۲۷/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۸:۳۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [b]اگر اين قرآن را بر کوه نازل میکرديم ، از خوف خدا آن را ترسيده و شکاف خورده می ديدی و اين مثالهايی است که برایمردم می آوريم ، شايد به فکر فرو روند سوره : الحشر آیه : 21 سلام بر همه کاربران عزیز یکی از بزرگترین شعائر حضرت سید الشهداعلیه السلام قران کریم هست که به خاطر هر چه بیشتر انس با ان حمله دشمن را یک روز تاخیرانداختند .... بنده بیشتر مواقع از اصوات ملکوتی قاریان قرآن کریم بهره میبرم و یکی از بهترین قاریان قرآن کریم که براستی انسان از شنیدن صوت ایشان لذت میبرد و روحش پروازمیکند امام جماعت مسجد الحرام شیخ ماهر المعقیلی هست که بنده صوتی زیباتر از صوت ایشاندر ترتیل قرآن کریم نشنیده ام .... به شما عزیزان پیشنهاد میکنم به لینکی که در زیرقرار داده شده بروید و از شنیدن صوت ایشان لذت ببرید و ما را هم از دعای خیر خود فراموش نکنید ... به خصوص سوره حمد و المعارج و الحاقه و الغاشیه و الرحمن و الواقعه و الفجرایشان که فوق العاده است ..... التماس دعا ![]() دانلود تلاوت های جامع قرآن کریم ماهر المعقیلی امام الحرم المکی : http://www.mp3quran.net/maher.html |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۵, ۲۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بنده خدا که نگفت طرف آدم خوبیه گفت صوت خوبی داره حال ماهم فقط از صوتش فیض میبریم...
|
|||
|
۱۲:۴۴, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۲:۴۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۵)yashar1374 نوشته است: بنده خدا که نگفت طرف آدم خوبیه گفت صوت خوبی داره حال ماهم فقط از صوتش فیض میبریم... دقیقاً حضرت امیرالمومنین هم خواست کمیل رو که داشت از صوت آن اهل خوارج فیض می برد نهی کنه! این فیض چون گرایش قلب به منبعی باطل است از نظر تکوینی ایمان رو نابود می کنه! (۲۳/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۵)yashar1374 نوشته است: بنده خدا که نگفت طرف آدم خوبیه گفت صوت خوبی داره حال ماهم فقط از صوتش فیض میبریم... اظهار نظر خوتون رو با روایت زیر مقایسه بفرماید: شبي امام علي، (علیه السلام)، از مسجد كوفه خارج شد و به سوي خانه ميرفت و كميل نيز با آن حضرت بود. در راه به درِ خانهاي رسيدند كه صداي تلاوت قرآن از آنجا به گوش ميرسيد و صاحبِ آن خانه، اين آيه را با سوز و گداز مخصوصي، ميخواند: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ؛[1] آيا كسي كه شب را به اطاعت خدا به سجود و قيام پرداخته و از عذاب آخرت، ترسان و به رحمت الهي اميدوار باشد. (با كسي كه شب و روز به كفر و عصيان مشغول است يكسان خواهد بود؟) نواي دلنواز و آهنگ حزين آن شخصِ ناشناس، چنان بود كه كميل را سخت تحت تأثير قرار داد و مجذوب خود ساخت و دلداده و فريفتة آن شخص، گرديد. و ليكن چيزي نگفت و از اين نشاط و جذبة باطني خود، سخني به ميان نياورد. امام اميرالمؤمنين، (علیه السلام)، با علم خدادادي و بينش آسماني، درك كرد كه قلب كميل دلباختة آن شخص گرديده است. فرمود: اي كميل، نغمه و نواي مناجات اين مرد، تو را فريب ندهد، چه او از دوزخيان است و من به همين زوديها، از حقيقت اين موضوع، براي تو پرده برميدارم. كميل از اين مكاشفه و آگاهي و اين كه آن قاري پرسوز و گداز را اهل دوزخ خواند، سخت در شگفت شد. اين ماجرا گذشت تا قائلة خوارج پيش آمد. آنان كه قرآن را به دقت ـمطابق ضبط الفاظ و عبارات، بدون كم و زيادـ حفظ كرده بودند، روبروي امام خود ايستادند و مبارزه كردند و امام هم به اجبار با آنان جنگيد. در همين وقايع بود كه امام، در ميدان ايستاده و شمشير خونين در دست داشت و قطره قطره خون از آن ميچكيد و سرهاي آن تبهكاران، حلقهوار روي زمين قرار داده شده و كميل روبروي امام ايستاده بود. حضرت با سر شمشير خود، به سري از آن سرها اشاره كرد و فرمود: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ. اشاره به اين كه كميل، يادت هست شبي كه با من بودي و صداي تلاوت قرآن از خانهاي بلند بود و صاحبخانه، اين آيه را ميخواند؟ اينك اين همان شخص است كه در آن وقتِ شب، با آن حال و شور، اين آيه را قرائت ميكرد و تو را مجذوب خود ساخته بود [2]. پی نوشت [1] . سورة زمر، آية 9. [2] . سفينهالبحار، ج 2، ص 496. شرحی نیاز ندارد این روایت کاملاً گویا است! نماز بی ولایت قرآن بی ولایت و هر عمل عبادی بی ولایت (ائمه ی معصومین) چون تحت ولایت طاغوت است به جای خروج از ظلمات به سمت نور آدمی را از نور به سمت ظلمات خواهد کشاند!!!!!!!!!!!!!!!!!!! -------------------------------------------------------------------------------- گرایش قلبی پیدا کردن نسبت به کسی که حب اهل بیت را ندارد یا از آن مهمتر بغض دشمنان اهل بیت را ندارد شدیداً نور ایمان را از دل انسان می زداید!!!!!!! دقیقاً حضرت می خواهند به کمیل بفهمانند که صوتش را نباید ازش لذت ببری و فیض ببری چون منشأ آن باطل است و در قلب تو اثر تاریک می گذارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۵:۰۲ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
شما راست می گید و روایت هم راست میگه.
اگه دقت بکنید در روایت آمده که: نواي دلنواز و آهنگ حزين آن شخصِ ناشناس، چنان بود كه كميل را سخت تحت تأثير قرار داد و مجذوب خود ساخت و دلداده و فريفتة آن شخص، گرديد. و امام علی هم فرمودند که نگذار فریبت دهد. در اینجا نهی از حب شخص شد نه صوت چنانکه از امام علی (علیه السلام) داریم که اشاره به استفاده از خوبی های منافق می کند : خذاالحکمه انی کانت، فان الحکمه تکون فی صدر المنافق فتلجلج فی صدره حتی تخرج فتسکن الی صواحبها فی صدر المومن. و قال علیه السلام: الحکمه ضاله المومن. سخن حکیمانه هرجا بود دریافت کن؛ زیرا حکمت در سینه منافق است و بدین سو و آن سو میچرخد تا از آن به درآید و خود را به یارانش در سینه مؤ من برساند. و فرمود که: حکمت گمشده مؤ من است.(1) 1-کتاب نهج البلاغه موضوعی قائمیه اصفهان شماره 2172 -کاری از مرکز تحقیقات رایانه ای |
|||
|
۱۵:۱۱, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۵:۳۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۶)yashar1374 نوشته است: در اینجا نهی از حب شخص شد نه صوت چنانکه از امام علی (علیه السلام) داریم که اشاره به استفاده از خوبی های منافق می کند : دقیقاً از حب به صوت نهی کرده اند، چرا که حب به صوتی که منشأ باطل دارد تکویناً اثر منفی دارد گرایش قلب به هرچیزی که منشأش باطل است ویرانگر ایمان است بحث استفاده از حکمت ربطی به گرایش و لذت قلبی از یک چیز ندارد کمیل حبی داشت به صوتی که منشأش باطل است و اصلاً آن شخص را نمی شناخت حضرت نگفتند که آن شخص را دوست نداشته باش اما به صوتش گوش بده! گفتند گوش به صوتی که منشأ باطل دارد نده (۲۳/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۶)yashar1374 نوشته است: که اشاره به استفاده از خوبی های منافق می کند : مومن حق جو است و حکمت حق است و مفهومی است که حق است حتی اگر شخصی که آن حق را میگوید خودش به آن اعتقاد نداشته باشد مومن از باب حق دوستی اش آن را می پذیرد نهی از تشبه به کفار که در روایات ذکر شده از باب همین مسئله است!!!!!!!!!!!!! این دو مسئله ربطی به هم ندارد استدعا دارم به دقت به کلام ثقة المحدثین شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان دقت فرماید که در کتاب منتهی الآمال ذکر شده است: بیست و یکمین علامت آخرالزمان: فرو گرفتن ظلمت كفر و فسوق و معاصى است تمام عالم را و شايد مقصود از ايـن عـلامـت غـلبـه كفر و فسق و فجور و ظلم است در عالم و انتشار اين امور است در تمام بـلاد و كـثـرت مـيـل خلق است به اطوار و حالات كفار و مشركين از گفتار و كردار و تعيش و اوضـاع دنـيـويـه و تـشـبـه بـه ايـشـان در حركات و سكنات و مساكين والبسه؛ و ضعف و سـسـتـى حـال ايـشـان اسـت در امـر ديـن و آثـار شـريـعت و عدم تقيد ايشان به آداب شرعيه خصوصا در جزء اين زمان كه روز به روز حالات مردم در تزايد و اشتداد است در تشبه به اهـل كـفـر از جـمـيـع جـهـات دنـيـويـه بـلكـه در اخـذ قـواعـد كـفـر و عـمـل نـمـودن بـه آن در امـور ظـاهـريـه و بـسـيـار اسـت كـه اعـتـقـاد و اعـتـمـاد كـامل به اقوال و اعمال ايشان مى نمايند و وثوق تمام در كليه امور به آنها دارند و بسا بـاشـد كـه سـرايـت بـه سـوى عـقـايـد كـثـيـرى خـواهـد نـمـود كـه بـالمـره اصـل عـقـايـد ديـنـيـه اسـلام را از دسـت مـى دهـنـد بـلكـه اطفال خردسال را به آداب و قواعد ايشان تعليم مى نمايند؛ چنانچه فعلا مرسوم است كه در بـدايـت امـر نـمـى گـذارنـد كـه آداب و قـواعد دين اسلام در اذهان ايشان رسوخ نمايد و حـال كـثـيـرى از ايـشان بعد از بلوغ منجر به فساد عقيده و عدم تدين به دين اسلام خواهد شـد و بـر ايـن مـنوال تعيش خواهند نمود و هكذا حال كسانى كه معاشرت با چنين اشخاصى دارنـد و اهـل و عـيـال ايـشـان كـه تـبـعـه ايـشـان انـد؛ ... پس در روى زمين باقى نخواهد ماند فـعـلا از اسـم اثـرى مگر بسيار قليل كه آن هم مغلوب و منكوب و از وجود ايشان به ظاهر شـرع در تـرويـج ديـن اثـرى مـترتب نخواهند شد و ( معروف ) در نزد مردم بالمره ( منكر ) و ( منكر ) ، ( معروف ) شده است و از اسلام باقى نمانده مگر مـجـرد اسـم و رسـم ظـاهـرى ... و آنچه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به آن خبر داد كـه اسـلام در اول ظهورش غريب بود و بعد از اين هم بر مى گردد و غريب مى شود در جـزء ايـن زمـان ظـاهر و هويدا شد علت ضعف ايمان در مسلمانان مـؤلف گـويد: كه شايسته ديدم در اينجا نقل كنم ملخص كلام شيخ خود ثقة الاسلام نورى رضـى اللّه عـنـه را در ( كـلمـه طـيـبه ) بعد از آنكه اثبات كرده كه فرقه اثنى عـشـريـه اهـل نجات اند از هفتاد و سه فرقه ، فرموده : و نجات اين جماعت در اين اعصار در غايت ضعف و پستى و قلت و سستى است به سبب امورى چند كه عمده آن كثرت تردد و آمد و شد كفار است به بلاد مقدسه ايران و شدت مراوده و تحبب مسلمين با ايشان و فرو گرفتن امـتـعـه و اقـمـشـه و آلات و اثـاث البـيت اهل كفر و شرك هر شهر و دهكده را تا آنكه نمانده چيزى از ضروريات زندگى و اسباب راحت بدن و آسودگى جز آنكه از آنها در آن نشانه و اسـمـى و يـادگـار و رسمى هست و نتايج اين كار و آثار اين رفتار مفاسد و مضارى است بى شمار كه در دين اسلام پيدا شده . اول ـ آن اسـت كـه بـغـض قـلبـى كـفـار و مـلحـديـن كـه از اركـان ديـن و اجزاء ايمان است از دل بـرده و مـحـبـت و دوسـتى آنها را كه در مناقضت با دوستى خداوند و اوليائش چون آب و آتـش اسـت آورده بـلكـه مـراوده و آمـيـزش بـا آنـهـا مـايـه افـتـخـار و سـبـب مـبـاهـات شـده و حال آنكه حق تعالى مى فرمايد در آيه ( لاتَجِدُ قَوْما... ) (221)[يعنى :] نمى يابى قومى را كه ايمان آوردند به خداوند و روز باز پسين دوست دارند كسى را كه دشـمـنى و مخالفت كند خدا و رسول او را هر چند پدران يا پسران يا برادران يا عشيره او باشند چه رسد به بيگانه پس دوست ايشان را حظى از ايمان نباشد. و نيز فرموده : ( يـا اَيُّهـَا الَّذيـنَ آمـَنـُوا لاتَتَّخِذُوا عَدوِّى وَ عَدوَّكُمْ اَوْلِياَّءَ... ) (222) ترجمه : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى مگيريد.] و در ( مـن لايـحـضره الفقيه ) از جناب صادق عليه السلام روايت كرده كه خداوند وحـى فـرسـتـاد بـه سـوى پيغمبرى از پيغمبران خود كه بگو به مؤ منين نپوشند لباس اعـداى مـرا و نخورند غذاى اعداى مرا و نروند به راه هاى اعداى من پس مى شويد ا دشمنان مـن چـنانچه ايشان دشمنان من اند.(223) و در ( كتاب جعفريات ) به همين مـضـمـون از حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام نـقـل كـرده و در آخـر آن فـرمـوده : و متشكل نشوند به شكلهاى دشمنان من .(224) و در ( امـالى صـدوق مروى است كه جناب صادق عليه السلام فرمود: كسى كه دوسـت دارد كـافـرى را، دشـمـن داشـتـه خـداوند را و كسى كه دشمن شود كافرى را، دوست داشـتـه خـدا را. آنـگـاه فرمود: دوست دشمن خدا، دشمن خدا است .(225) و در ( صـفـات الشـيعه ) از جناب امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود: به درستى كـه از كـسـانـى كـه به خود بستند محبت ما اهل بيت را كسانى اند كه فتنه ايشان سخت تر است بر شيعيان ما از دجال ، راوى گفت : به چه سبب ؟ فرمود: به دوست داشتن دشمنان ما و دشـمـن داشـتـن دوسـتـان مـا، زيـرا كـه چـون چـنـيـن شـود مـخـتـلط مـى شـود حـق بـه باطل و مشتبه مى شود پس شناخته نمى شود مؤ من از منافق .(226) و نـيـز آن جـنـاب دربـاره اهـل جـبـر و تـشـبـيـه و غـلات فـرمـود چـنـانـچـه در ( خـصـال عـ( مروى است كه هركس دوست دارد ايشان را، دشمن داشته ما را و كسى كه دشمن دارد ايـشـان را، دوسـت داشـتـه مـا را و كسى كه مواصلت كند ايشان را، بريده است با ما و كـسـى كه بريده از ايشان ، مواصلت كرده با ما و كسى كه بيازارد ايشان را، نيكى كرده اسـت بـا مـا و كـسى كه نيكى كند ايشان را، آزرده است ما را و كسى كه اكرام كند ايشان را، اهـانت كرده ما را و كسى كه اهانت كرده ايشان را، اكرام نموده ما را و كسى كه رد كند ايشان را، پـذيـرفـتـه از مـا و كـسـى كه بپذيرد از ايشان ، رد نموده ما را و كسى كه احسان كند ايـشان را، بدى نموده با ما و كسى كه بدى كند با ايشان ، احسان نموده با ما و كسى كه تـصديق كند ايشان را، ما را تكذيب نموده و كسى كه تكذيب كند ايشان را، نصدى نموده ما را و كسى كه عطيه دهد ايشان را، محروم كرده ما را و كسى كه محروم كرده ايشان را، عطيه داده مـا را. اى پـسـر خـالد! هـر كه از شيعيان ما است نگيرد از ايشان دوستى و ناصرى ، و چـون حـال ايـن قـسـم كـفـره چـنـيـن بـاشـد حال ساير كفار اگر بدتر نباشد كمتر نخواهد بود.(227) منتهی الآمال، حلد 2، باب 14، فصل هفتم : در بيان بعضى از علامات ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]221-[/url] سوره مجادله (58)، آيه 22. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]222-[/url] سوره ممتحنه (60)، آيه 1. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]223-[/url] ( كلمه طيبه ) محدث نورى ص 12، ( من لايحضره الفقيه ) 1/163. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]224-[/url] ( كلمه طيبه ) ص 12، ( جعفريات ) ص 234. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]225-[/url] ( كـلمـه طيبه ) ص 12، ( امالى ) صدوق ص 702، مجلس 88، حديث 960. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]226-[/url] ( كلمه طيبه ) ص 12، ( صفات الشيعه ) ص 50. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/jhistory.go(-1)]227-[/url] ( كلمه طيبه ) ص 12، ( عيون اخبار الرضا عليه السلام ) 1/143. |
|||
|
|
۱۵:۵۰, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۵:۵۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
همان مطلب داداش علي 110
موقتي « استدعا دارم به دقت به کلام ثقة المحدثین شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان دقت فرماید که در کتاب منتهی الآمال ذکر شده است: بیست و یکمین علامت آخرالزمان: فرو گرفتن ظلمت كفر و فسوق و معاصى است تمام عالم را و شايد مقصود از ايـن عـلامـت غـلبـه كفر و فسق و فجور و ظلم است در عالم و انتشار اين امور است در تمام بـلاد و كـثـرت مـيـل خلق است به اطوار و حالات كفار و مشركين از گفتار و كردار و تعيش و اوضـاع دنـيـويـه و تـشـبـه بـه ايـشـان در حركات و سكنات و مساكين والبسه؛و ضعف و سـسـتـى حـال ايـشـان اسـت در امـر ديـن و آثـار شـريـعت و عدم تقيد ايشان به آداب شرعيه خصوصا در جزء اين زمان كه روز به روز حالات مردم در تزايد و اشتداد است در تشبه به اهـل كـفـر از جـمـيـع جـهـات دنـيـويـهبـلكـه در اخـذ قـواعـد كـفـر و عـمـل نـمـودن بـه آن در امـور ظـاهـريـه و بـسـيـار اسـت كـه اعـتـقـاد و اعـتـمـاد كـامل به اقوال و اعمال ايشان مى نمايند و وثوق تمام در كليه امور به آنها دارند و بسا بـاشـد كـه سـرايـت بـه سـوى عـقـايـد كـثـيـرى خـواهـد نـمـود كـه بـالمـره اصـل عـقـايـد ديـنـيـه اسـلام را از دسـت مـى دهـنـد بـلكـه اطفال خردسال را به آداب و قواعد ايشان تعليم مى نمايند؛ چنانچه فعلا مرسوم است كه در بـدايـت امـر نـمـى گـذارنـد كـه آداب و قـواعد دين اسلام در اذهان ايشان رسوخ نمايد و حـال كـثـيـرى از ايـشان بعد از بلوغ منجر به فساد عقيده و عدم تدين به دين اسلام خواهد شـد و بـر ايـن مـنوال تعيش خواهند نمود و هكذا حال كسانى كه معاشرت با چنين اشخاصى دارنـد و اهـل و عـيـال ايـشـان كـه تـبـعـه ايـشـان انـد؛... پس در روى زمين باقى نخواهد ماند فـعـلا از اسـم اثـرى مگر بسيار قليل كه آن هم مغلوب و منكوب و از وجود ايشان به ظاهر شـرع در تـرويـج ديـن اثـرى مـترتب نخواهند شد و( معروف )در نزد مردم بالمره( منكر )و( منكر )،( معروف )شده است و از اسلام باقى نمانده مگر مـجـرد اسـم و رسـم ظـاهـرى... و آنچه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به آن خبر داد كـه اسـلام در اول ظهورش غريب بود و بعد از اين هم بر مى گردد و غريب مى شود در جـزء ايـن زمـان ظـاهر و هويدا شد[/b] [b]علت ضعف ايمان در مسلمانان مـؤلف گـويد: كه شايسته ديدم در اينجا نقل كنم ملخص كلام شيخ خود ثقة الاسلام نورى رضـى اللّه عـنـه را در( كـلمـه طـيـبه ) بعد از آنكه اثبات كرده كه فرقه اثنى عـشـريـه اهـل نجات اند از هفتاد و سه فرقه ، فرموده : و نجات اين جماعت در اين اعصار در غايت ضعف و پستى و قلت و سستى است به سبب امورى چند كه عمده آن كثرت تردد و آمد و شد كفار است به بلاد مقدسه ايران و شدت مراوده و تحبب مسلمين با ايشان و فرو گرفتن امـتـعـه و اقـمـشـه و آلات و اثـاث البـيت اهل كفر و شرك هر شهر و دهكده را تا آنكه نمانده چيزى از ضروريات زندگى و اسباب راحت بدن و آسودگى جز آنكه از آنها در آن نشانه و اسـمـى و يـادگـار و رسمى هست و نتايج اين كار و آثار اين رفتار مفاسد و مضارى است بى شمار كه در دين اسلام پيدا شده . [b]اول ـ آن اسـت كـه بـغـض قـلبـى كـفـار و مـلحـديـن كـه از اركـان ديـن و اجزاء ايمان است از دل بـرده و مـحـبـت و دوسـتى آنها را كه در مناقضت با دوستى خداوند و اوليائش چون آب و آتـش اسـت آورده بـلكـه مـراوده و آمـيـزش بـا آنـهـا مـايـه افـتـخـار و سـبـب مـبـاهـات شـده و حال آنكه حق تعالى مى فرمايد در آيه [b](لاتَجِدُ قَوْما...)[/b] (221)[يعنى :] نمى يابى قومى را كه ايمان آوردند به خداوند و روز باز پسين دوست دارند كسى را كه دشـمـنى و مخالفت كند خدا و رسول او را هر چند پدران يا پسران يا برادران يا عشيره او باشند چه رسد به بيگانه پس دوست ايشان را حظى از ايمان نباشد. و نيز فرموده : ( يـا اَيُّهـَا الَّذيـنَ آمـَنـُوا لاتَتَّخِذُوا عَدوِّى وَ عَدوَّكُمْ اَوْلِياَّءَ... ) (222) ترجمه : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى مگيريد.] و در ( مـن لايـحـضره الفقيه ) از جناب صادق عليه السلام روايت كرده كه خداوند وحـى فـرسـتـاد بـه سـوى پيغمبرى از پيغمبران خود كه بگو به مؤ منين نپوشند لباس اعـداى مـرا و نخورند غذاى اعداى مرا و نروند به راه هاى اعداى من پس مى شويد ا دشمنان مـن چـنانچه ايشان دشمنان من اند.(223) [b]و در( كتاب جعفريات )به همين مـضـمـون از حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام نـقـل كـرده و در آخـر آن فـرمـوده : و متشكل نشوند به شكلهاى دشمنان من .(224) و در(امـالى صـدوقمروى است كه جناب صادق عليه السلام فرمود: كسى كه دوسـت دارد كـافـرى را، دشـمـن داشـتـه خـداوند را و كسى كه دشمن شود كافرى را، دوست داشـتـه خـدا را. آنـگـاه فرمود: دوست دشمن خدا، دشمن خدا است .(225) و در( صـفـات الشـيعه ) از جناب امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود: به درستى كـه از كـسـانـى كـه به خود بستند محبت ما اهل بيت را كسانى اند كه فتنه ايشان سخت تر است بر شيعيان ما از دجال ، راوى گفت : به چه سبب ؟ فرمود: به دوست داشتن دشمنان ما و دشـمـن داشـتـن دوسـتـان مـا، زيـرا كـه چـون چـنـيـن شـود مـخـتـلط مـى شـود حـق بـه باطل و مشتبه مى شود پس شناخته نمى شود مؤ من از منافق .(226) و نـيـز آن جـنـاب دربـاره اهـل جـبـر و تـشـبـيـه و غـلات فـرمـود چـنـانـچـه در( خـصـال عـ( مروى است كه هركس دوست دارد ايشان را، دشمن داشته ما را و كسى كه دشمن دارد ايـشـان را، دوسـت داشـتـه مـا را و كسى كه مواصلت كند ايشان را، بريده است با ما و كـسـى كه بريده از ايشان ، مواصلت كرده با ما و كسى كه بيازارد ايشان را، نيكى كرده اسـت بـا مـا و كـسى كه نيكى كند ايشان را، آزرده است ما را و كسى كه اكرام كند ايشان را، اهـانت كرده ما را و كسى كه اهانت كرده ايشان را، اكرام نموده ما را و كسى كه رد كند ايشان را، پـذيـرفـتـه از مـا و كـسـى كه بپذيرد از ايشان ، رد نموده ما را و كسى كه احسان كند ايـشان را، بدى نموده با ما و كسى كه بدى كند با ايشان ، احسان نموده با ما و كسى كه تـصديق كند ايشان را، ما را تكذيب نموده و كسى كه تكذيب كند ايشان را، نصدى نموده ما را و كسى كه عطيه دهد ايشان را، محروم كرده ما را و كسى كه محروم كرده ايشان را، عطيه داده مـا را. اى پـسـر خـالد! هـر كه از شيعيان ما است نگيرد از ايشان دوستى و ناصرى ، و چـون حـال ايـن قـسـم كـفـره چـنـيـن بـاشـد حال ساير كفار اگر بدتر نباشد كمتر نخواهد بود.(227) منتهی الآمال، حلد 2، باب 14، فصل هفتم : در بيان بعضى از علامات ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام [/font][/url][url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=] history.go(-1)"> 221- سوره مجادله (58)، آيه 22. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=]history.go(-1)"> 222- سوره ممتحنه (60)، آيه 1. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=]
history.go(-1)"> 223- ( كلمه طيبه ) محدث نورى ص 12، ( من لايحضره الفقيه ) 1/163. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=] history.go(-1)"> 224- ( كلمه طيبه ) ص 12، ( جعفريات ) ص 234. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=] history.go(-1)"> 225- ( كـلمـه طيبه ) ص 12، ( امالى ) صدوق ص 702، مجلس 88، حديث 960. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=] history.go(-1)"> 226- ( كلمه طيبه ) ص 12، ( صفات الشيعه ) ص 50. [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=][font=Tahoma] history.go(-1)"> 227- [url=http://forum.bidari-andishe.ir/j</div></font></font><b><font face=][/url] ( كلمه طيبه ) ص 12، ( عيون اخبار الرضا عليه السلام ) 1/143. » |
|||
|
|
۱۶:۳۴, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۳۸ توسط ema1392.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام
یاشار عزیز میگه: خذاالحکمه انی کانت، فان الحکمه تکون فی صدر المنافق فتلجلج فی صدره حتی تخرج فتسکن الی صواحبها فی صدر المومن. و قال علیه السلام: الحکمه ضاله المومن. سخن حکیمانه هرجا بود دریافت کن؛ زیرا حکمت در سینه منافق است و بدین سو و آن سو میچرخد تا از آن به درآید و خود را به یارانش در سینه مؤ من برساند. و فرمود که: حکمت گمشده مؤ من است.(1) پس نتیجه میشه گرفت که منافق میتونه حکمت هم داشته باشه و اون حکمتش خوبه ولی باید تو هم بهش دست پیدا کنی. ولی این بحث که منظور امام حکمت و دانش است نه فیض بردن از هنر طرف، هم جای بحث دارد! امام علی (علیه السلام) می فرماید صوت خوش او تو را فریب ندهد ؛ یعنی فکر نکن که چون طرف صدای خوبی دارد آدم خوبی است؛ نتیجه گیری این که آن آدم، آدم خوبی است عین این می ماند که بگوییم چون طرف صورت قشنگی دارد آدم خوبی است در صورتی که نمی توان این نتیجه گیری را محکم گفت! (چون ممکن است طرف به خاطر دوست داشتن خدا و رعایت حلال و حرام و سایر راهنمایی های دین صورتش زیبا باشد ولی برخی دیگر هم هستند که سیرتی شیطانی دارند ولی زیبا هستند.) اما نرفتند یقه اش را بگیرند که، تو که قرار است از خوارج شوی غلط می کنی با صوت خوش می خوانی! حتی ممکن است چندین نفر هم به خاطر صوت زیبای آن فرد وارد دین اسلام شوند. شاید بگویید خوب از همان منحرف پیروی خواهند کرد!!! ولی من میگویم قرآن و پیامبر آنقدر اظهر من الشمس هستند که همه میبینند و راه درست را انتخاب می کنند ! آیا شما خودتان الان استاد پرهیزگار که همه قبولش داریم یا یکی از مراجع تقلید که میلیون ها نفر پشت سر ایشان هستند منحرف شود و کفر بگوید باز هم طرفدارش خواهید بود؟ مسلماً خیر ؛ اصل برای من و شما اصل دین است؛ پیامبر می فرماید هرچیزی را که شنیدید با دو چیز تطبیق دهید: قرآن و عترت من خدا را شکر آنقدر حدیث درست و صدق داریم که مو به موی زندگیمان را می توانیم بسازیم من واقعاً از این اخلاق بچه مذهبی ها خوشم نمی آید تا یکی حرفی می زند همه می زنند توی سرش که نه این درست نیست، این اشتباه است، تو داری کافر می شوی و ما همه چیز را می دانیم. در دومین پست گفتند که کار خوبی نیست و یک تشکر هم نشد من این بنده خدا را نمیشناسم ولی این رفتار شایسته شیعه علی نیست! وهابی ها فرقه ای ضاله از اسلام هستند ولی قرآن ریشه در اسلام ناب دارد، قرآن خوب است، پس خواندن آن با صوت خوش هم خوب است و ثواب دارد، و شنیدنش برای ما هم خوب است چون ما صوت قرآن را می شنویم حرف خدا را میشنویم و نه عقیده و مزخرفات آن فرد را به نظر من طرف ثواب خواندن صوت خوشش را می برد، اگر یکی بد بود نمی شود گفت تمام رفتار و کردار و اخلاق و همه چیزش بد مطلق است و خود شیطان رجیم که می گویند همین است!!!!! ممکن است 10 رفتار بد داشته باشد ولی یک رفتار خوب هم داشته باشد که ثوابش را می دهند. |
|||
|
|
۱۶:۴۸, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۳۴)ema1392 نوشته است: به نظر من طرف ثواب خواندن صوت خوشش را می برد، اگر یکی بد بود نمی شود گفت تمام رفتار و کردار و اخلاق و همه چیزش بد مطلق است و خود شیطان رجیم که می گویند همین است!!!!!راستش نظر من و دیگران اصلاً اهمیت ندارد مهم این است که نظر خدا چیست ما مفهومی داریم به نام احباط که تمامی اعمال را نابود می کند! اگر عملی تحت ولایت الله که متجلی در ولایت امیرالمومنین است انجام نشود بنابر طبق صریح آیات قرآن آن شخص را شدیداً از نور به سمت ظلمات می برد! وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿۸۲- اسراء﴾ و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مىكنيم و[لى] ستمگران را جز زيان نمىافزايد (۸۲) وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۷-اعراف﴾ و كسانى كه آيات ما و ديدار آخرت را تکذیب کردند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه مىكردند كيفر مىبينند (۱۴۷) امیرالمومنین بر طبق روایات بزرگترین آیه ی خدا هستند که نفس و باطن رسول خدا هستند! کسی که تکذیب گر حقانیت امیرالمومنین است تمام اعمالش حبط است تا چه رسد به تلاوت قرآنش! آیات و روایات ذکر شده نظرات هم داده شده به قدر کفایت و گفته شده است که تمایل قلبی داشتن به چیزی که منشأ باطل دارد از نظر تکوینی ظلمت آفرین است در قلب انسان!!! (۲۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۳۴)ema1392 نوشته است: ممکن است 10 رفتار بد داشته باشد ولی یک رفتار خوب هم داشته باشد که ثوابش را می دهند. این برای مومن است و خداوند تنها عمل رو از متقین می پذیرد: إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿۲۷-مائده﴾ همانا قطعاً خداوند تنها از تقواپيشگان مىپذيرد (۲۷) و همانطور که در تایپک تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ هم ذکر کردیم رسول اکرم میفرمایند: ُ يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ إِيمَانٌ وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ ای علی حب و محبت تو، تقوا و ایمان است و بغض و دشمنی باتو کفر و نفاق است این حدیث شریف در منابع بسیار معتبر مانند أمالی و معانی الأخبار شیخ صدوق، روضة الواعظين فتال نیشابوری و... آمده است. تفصیل این معنا که ریشه ایمان به خدا و تقوا حب مولا علی هست را میتوانید در مقاله ی بسیار مهم رابطه ی حب اهل بیت و ایمان مشاهده بفرماید. از حدیث بالا مشخص میشود که مغز و ریشه تقوا محبت امیر المومنین است و همانطور که در تایپک پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! هم ذکر کردیم پذیرش این ولایت منحصر در دین اسلام نیست بلکه از هبوط آدم شرط پذیرش ایمان قبول ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است. بنابر این کسی که منکر ولایت امیرالمومنین است بر طبق صریح آیات محکم قرآن اعمالش حبط و نابود است! وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۷-اعراف﴾ و كسانى كه آيات ما و ديدار آخرت را تکذیب کردند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه مىكردند كيفر مىبينند (۱۴۷) |
|||
|
|
۱۷:۰۲, ۲۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۶:۴۸)علی 110 نوشته است: راستش نظر من و دیگران اصلاً اهمیت ندارد ولایت بحثی جداست شما می گویید یعنی تمام انسان های قبل از امام علی (علیه السلام) جهنمی اند. مسیحی و کافری که اما علی (علیه السلام) را نمی شناسد ولی راه او را می رود در درگاه خدا جایگاهش قابل مقایسه با شیعه ای که امام علی (علیه السلام) را قبول داشته باشد ولی از او پیروی نکند نیست. ولایت را لقلقه ی زیان نمی شود کرد؛ اصل راه است و منش اسلام اسم است ولی در حقیقت حضرت آدم،ابراهیم،نوح،موسی،عیی و ... همه شیعه امام علی بوده اند چون کارهایشان کار شیعی بود و این طور هم می شود گفت که پیامبر و امامن شیعه ابراهیم و موسی و ... بود اند چون حرفشان، گفتارشان،کردارشان و همه چیزشان برای خدا بود. اگر کافر از خدا می گوید تصدیقش باید کرد چون حرفش حق است نه این که آن را چون کافر است تکذیب کنیم و بعد وقتی همان حرف را از دهان پیامبر شنیدیم تصدیق کنیم! |
|||
|
|
۱۷:۱۲, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۷:۱۴ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
در کل اگر شخص ایمانش قوی و منطقی باشه و منطقش مستحکم ، تنها تاثیری که صوت بیگانه میزاره افزایش ایمان به قران هست نه تغییر دیدگاه نسبت به فرد قاری و مذهبش ( ظاهر بین نیست )...
در ضمن کمی دقت کنید : نواي دلنواز و آهنگ حزين آن شخصِ ناشناس، چنان بود كه كميل را سخت تحت تأثير قرار داد و مجذوب خود ساخت و دلداده و فريفتة آن شخص، گرديد. و ليكن چيزي نگفت و از اين نشاط و جذبة باطني خود، سخني به ميان نياورد. امام اميرالمؤمنين، (علیه السلام)، با علم خدادادي و بينش آسماني، درك كرد كه قلب كميل دلباختة آن شخص گرديده است. فرمود: اي كميل، نغمه و نواي مناجات اين مرد، تو را فريب ندهد، چه او از دوزخيان است و من به همين زوديها، از حقيقت اين موضوع ( که او دوزخی است ) ، براي تو پرده برميدارم. آقا علی منهم دلایل خودم رو گفتم و شما هم فلسفه های خودتون رو ،دیگه تصمیم با خواننده گان هست |
|||
|
۱۷:۱۴, ۲۳/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۷:۳۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۲ ۱۷:۰۲)ema1392 نوشته است: ولایت بحثی جداست از کجای سخنان من این برداشت را فرمودید بنده خدمت شما عرض کردم که در این لینک مطلب به طور مبسوط ارائه شده است که پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! است منتها گویا شما مطالعه نفرمودید بنده قسمتهایی از اون تاپیک رو اینجا نقل می کنم خدمت شما: همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم: الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3) وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4) أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره) آنان كه به غيب ايمان مىآورند، و نماز را بر پا مىدارند، و از آنچه به ايشان روزى دادهايم انفاق مىكنند (3) و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4) آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5) زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم: الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف) همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مىيابند...(157) همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!! ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است. اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه امام کاظم علیه السلام میفرمایند: وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ. ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده. بصائر الدرجات/72 (۲۳/بهمن/۹۲ ۱۷:۰۲)ema1392 نوشته است: مسیحی و کافری که اما علی (علیه السلام) را نمی شناسد ولی راه او را می رود در درگاه خدا جایگاهش قابل مقایسه با شیعه ای که امام علی (علیه السلام) را قبول داشته باشد ولی از او پیروی نکند نیست. ببخشید یک مسئله را حقیر درک نمی کنم و آن این است که چگونه ممکن است کافر راه امیرالمومنین را برود ایمان به خدا و بندگی او راه امیرالمومنین است کسی که به خدا ایمان ندارد راه امیرالمومنین را می رود؟ در مورد مسیحی هم اگر قاصر باشد و مستضعف باشد و تلاش برای رسیدن حق در حد خود کرده باشد اما نرسیده باشد به ولایت امیرالمومنین و به آن حد از حقیقت که دست یافته عمل کند اهل نجات است! اما بر طبق صریح آیات قرآن و روایات منکران و دشمنان امیرالمومنین در بهشت جایی ندارند! (۲۳/بهمن/۹۲ ۱۷:۰۲)ema1392 نوشته است: ولایت را لقلقه ی زیان نمی شود کرد؛ اصل راه است و منش در این موضوع حقیر خودم در تالار چندین تاپیک و چندین ارسال قبلاً داشته ام و این بدیهیات را میدانیم تنها به عنوان نمونه یکی را ارائه می کنم: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-25...#pid190658 (۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۱۰:۱۸)علی 110 نوشته است: |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان | السا | 4 | 3,458 |
۲۱/تیر/۹۳ ۱:۵۸ آخرین ارسال: السا |
|
| دانلود تلاوت های استاد حامد شاکرنژاد | razhaypenhan | 17 | 8,690 |
۲۹/اسفند/۹۲ ۲۰:۰۶ آخرین ارسال: razhaypenhan |
|
| دانلود تلاوت سوره یس با صدای استاد عبدالباسط | میثاق | 0 | 9,584 |
۸/آذر/۹۱ ۱۹:۰۰ آخرین ارسال: میثاق |
|
| دانلود چند تلاوت زیبای قرآن کریم | naderfez | 6 | 8,967 |
۲۷/اسفند/۹۰ ۱۴:۱۳ آخرین ارسال: freewish |
|





![[تصویر: 59472552066796364941.png]](http://upload7.ir/images/59472552066796364941.png)








