کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فضایل محور عالم "
۱۲:۱۹, ۱/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۲ ۰:۱۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام و عرض ادب خدمت همه برادران و خواهران بزرگوار

حقیر بنا دارم در این تایپک فقط از فضایل مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مطلب بذارم


لطفاً در صورت قابل دونستن این تایپک را با فضایلی از اقیانوس فضایل امیرالمومنین علیه السلام مزیّن بفرمایید .

خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب همه شیعیان و محبان مولای غریب باد ان شاءالله
موفق باشید
یا علی علیه السلام



پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند :

خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابیطالب علیه السلام فضائلی قرار داده که از شدت زیادی به شماره در نمی آید . هر که فضیلتی از فضائل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد ، خداوند از گناهان گذشته و آینده او می گذرد
و هر که یکی از فضائل او را بنویسد ، مادام که اثری از آن نوشته باقی باشد ، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می کنند
وهر که فضیلتی از فضائل او را بشنود خداوند آن دسته از گناهانی را که از راه گوش کسب کرده ، می بخشاید
و هرکه به نوشته ای از فضائل او نظر افکند ، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد.

[align=-WEBKIT-RIGHT]امالی صدوق، مجلس 28، حدیث 10
[/align][/font]
[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]

گر ز علی نگوييم، از كه گوييم آن هنگام كه علی، خير البشر است.
و گر ز علی گوييم، چگونه گوييم كه به فرموده پيامبر، فضائل علی " لا تُحصَی " است و در شمار نمی گنجد.
نه اينكه زبان قادر نيست به بيان كه ذهن ناتوان است از درك ...
[b]یا امیرالمؤمنین افتخار ما این است که شما پدر ما هستید،
پیامبر فرمودند من و علی پدران این امّت هستیم،
پدر جان چون فرزندان یعقوب از شما طلب می کنیم برای ما استغفار کنید و ما سیه رویان را ببخشید،

فقط حیدر امیر المومنین است .



• محور عالم

شما چه کاره ای آخر که تعیین تکلیف می کنی ؟؟
شما خدایی ؟؟
من متوجه نمی شوم این حرفهای به ظاهر روشنفکری چیست که بعضی ها می زنند ؟
خدا خواسته است که امیرالمومنین علی علیه السلام محور عالم باشد .
عالم مگر برای خدا نیست ؟
وقتی همه ی عالم متعلق به خداست .
این ها چه کاره اند که برای خداوند تعیین تکلیف می کنند و می گویند:
« فضائل امیرالمومنین علیه السلام غلو است »؟؟؟
[font=Arial]
خود خدا خواسته است، به شما چه مربوط است؟!
البته شما را عرض نمی‌کنم، منظورم آن افراد تاریک‌فکر است که تحمل فضائل امیرمومنان علی علیه‌السلام را ندارند.
حضرت امام باقر
علیه السلام می‌فرمایند:
« خداوند عزوجل علی علیه السلام را بین خود و خلقش نشانه قرار داد .
هر کس او را شناخت، مؤمن است، و آن که او را منکر شد، کافر است.
آن که او را نشناخت، گم‌‏راه است، و آن که چیزی در کنار او مطرح کرد، مشرک است.هر کس با دوستی او بیاید به بهشت درخواهد آمد و آن که با دشمنی او بیاید به دوزخ خواهد رفت » (1)
[sup][/sup]
------------------------
1- الکافی:20:388:2 و:7:437:1.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، مجنون العباس ، ali0077 ، A L I ، Bahar ، علي ، help me ، sagheb ، عبدالرحمن ، لبخند خدا ، صبح صادق ، SAViOR ، رهگذر. ، حضرت عشق ، آیات ، aliakbar110 ، ali-0110 ، سیمرغ ، mahdy30na

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۱, ۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #21
آواتار
بخشش و ايثار على عليه السلام

و از اخلاق خاص على(علیه السلام) كرم و بخشش او بود كه حد و مرزى نداشت، ولى بخششى كه در اصول و هدف پاك و سالم بود نه مانند بخشش فرمانداران و زورمندانى كه از مال و كوشش مردم بخشش مى‏فرمايند!

اينان وقتى كه چنين بخششى مى‏كنند فقط به خويشان و نزديكان و يا هوادارانشان مى‏بخشند كه در راه حكومت و سلطنت آنها شمشير مى‏زنند واگر گامى بالاتر نهند براى آن بخشش مى‏كنند كه گفته شود آنها اهل كرم و بخشش هستند! تا مورد توجه عامه مردم قرار گيرند و اختلاسها و دزديها و ستمها و ضعف ادارى امور و غيره را بدين ترتيب پرده پوشى كنند.

و اين شكل از اشكال بخشش را كه در واقع فرقى با رشوه ندارد - و اكثريت كسانى كه در تاريخ ما و تاريخ قدرتمندان ديگران به كرم و بخشش مشهورند با اين نوع بخشش سرو كار داشتند -



على بن ابيطالب در سراسر زندگى خود نديد و يك بار هم به آن دست نيالود و آن را نشناخت. كرم و بخشش على(علیه السلام) چيزى است كه از همه مردانگيهاى او پرده برمى‏دارد و با جان و دل او به هم آميخته است او با اينكه دختر خود را از اينكه گردنبندى را از بيت المال به امانت گرفته كه در عيدى از اعياد به آن آرايش كند توبيخ مى‏كند و با اينكه برادر خود عقيل را كه مختصرى از مال عمومى مردم را بيجا خواسته بود از خود مى‏رنجاند و با اينكه او هرگونه رشوه خوار و هوادار مال بى‏كوشش و بدون حق را، از خود طرد مى‏كند، با اين حال، چنانكه در روايات صحيح آمده است او با دست‏خود نخلهاى گروهى از يهوديان را در مدينه سيراب مى‏كند، تا آنجا كه دست او تاول مى‏زند و زخم مى‏شود و آنگاه مزدى را مى‏گيرد و به بيچارگان و درماندگان مى‏بخشد و يا با آن بندگانى را مى‏خرد و بلافاصله آزاد مى‏سازد.

«شعبى‏» از زبان كسانيكه على(علیه السلام) را خوب مى‏شناختند روايت مى‏كند كه او بخشنده ترين مردم بود كه از مال خود براى مردم مى‏بخشيد واگر گواهى دشمن در بعضى موارد صحيحترين شهادتها باشد بايد فهميد كه بخشش و كرم على(علیه السلام) تا چه پايه بوده كه معاوية بن ابى سفيان هم به آن شهادت داده، در حالى كه او هميشه مى‏كوشيد كه از على(علیه السلام) عيب جويى كند و از او انتقاد نمايد.

معاويه مى‏گويد: «اگر على خانه‏اى پر از طلاى ناب و خانه‏اى پر از علوفه داشته باشد، طلا را پيش از علوفه مى‏بخشد!»


[b]امام على (علیه السلام) صداى عدالت انسانى. ج 2 - 1 صفحه 122
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق
۲۳:۵۵, ۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #22

(۲۳/دی/۹۲ ۱۱:۰۸)علی 110 نوشته است:  
چند وقت پیش مطلبی خوندم از کتاب "خدا خانه دارد" که ...........
گفتم بد نیست شما هم بخونیش ..

حراج گنج

روی شیشه نوشته: “قیمت ها شکسته شد” ما پشت ویترین صف می کشیم تا شاید کلاهی یا پیراهنی را ارزانتر از آنچه می ارزد، بفروشند.
صف می کشیم و نوبت می گذاریم. هول می زنیم. از هر کدام دو تا می خریم برای روزهای مبادایی که گاهی اصلاً نمی آیند.

مردی گنجی را حراج کرده است. گنجی را بی بها می فروشد. گفته لازم نیست چیزی بدهید، یعنی اگر گفته بود لازم است، ما چیزی درخور این معامله نداشتیم.
گفته: “فقط ظرف بیاورید! ظرف!” حجمی که در آن بشود چیزی ریخت. گنجایش گنج!

هیچ کس نمی آید … هیچ کس صف نمی بندد …
مرد فریاد می زند : «کیلاً بغیر ثمنٍ لو کان له وعاء؛ بی بها پیمانه می کنم اگر کسی را ظرفی باشد» و ظرف نیست و گنجایش ظرف در هیچ کس نیست …

ما از کنار این حراج بزرگ، خیلی ساده می گذریم و می دویم سمت جایی که جورابی را به نصف معمولش می فروشند. ظرف های ما این دل های انگشتانه ای است! چه چیز در آن جا می شود که او بخواهد بی بها به ما ببخشد؟؟

ما به اندازه “یک پیاله گندم عشق” هم جا نداریم. کف دستی دانایی اگر در ما بریزند پر می شویم! سرریز می کنیم و غرور از چشم ها و زبان هامان بیرون می تراود …

با ما چه کند این ابر مرد که گنجی را حراج کرده است؟؟ گم شده ایم. سرگردان در کوچه های زمین! نشانی در دست، مبهوت به تمام درهای بسته نگاه می کنیم. هیچ کدامشان شبیه دری نیستند که ما گم کرده ایم! شبیه جایی نیستند که روزی از آن راه افتادیم و حالا دلمان می خواهد به آن برگردیم.

مرد ایستاده کنار دیوار کوچه. ما گیج و سردرگم از کنارش رد می شویم. دستمان را می گیرد. یک لحظه چشم در چشم می شویم …
می گوید: «کجا؟!» می گوییم: «رهامان کن، پی جایی می گردیم!»
می گوید: «من بلد راهم، پی ام بیایید، می رسانمتان.»
می گوییم: «نه! خودمان می گردیم، خودمان می یابیم.»
می گوید: «این کوچه، زمین است! نشانی شما اصلاً مال این طرف ها نیست!» مکث می کند. زیر لب می گوید: «فلانا بطرق اسماء اعلم منّی بطرق الارض؛ من به راه های آسمان داناترم تا راه های زمین.»
ما می گوییم: «نه! گمشده ی ما، همین جا لابلای آدم های زمین است.» از کنارش می گذریم و باز گم می شویم، بیشتر از قبل!
می گوید: «پیش از آنکه بروم، سوالی بپرسید»
ما می خندیم: «سوال؟! کی حوصله دارد چیزی بپرسد؟!
ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر با این خاک پست، هم عیار شده ایم که همه ی فراز و فرودهایش را می شناسیم. همه ی تپه ها و دره ها را!
مرد می پرسد: «مگر همه ی جهان، همین خاک است؟»
ما می گوییم: «بله! برای ما بله …» و تا بخواهد چیزی بگوید می خندیم.یکی مان به مسخره
می گوید: «تو اگر دانایی، موهای سر مرا بشمار!!»
و چشم های مرد به اشک می نشیند.


مرد، خبر بزرگ است، نباء عظیم.
و ما عادت داریم خبرهای بزرگ را تکذیب کنیم و دل ببندیم به خبرهای کوچک. به اینکه امروز چی ارزان شده؟!!!!!!!!
یا در کدام اداره میز می دهند یا …. ما خبرهای بزرگ را تکذیب می کنیم. علی را! نباء عظیم را باور نمی کنیم و علی مجبور می شود نفرینمان کند. چه نفرینی! خدایا مرا از این ها بگیر!
از این بالاتر نمی شد چیزی گفت. مردمی که بودن او را نمی فهمند، باید به نبودنش گرفتار شوند.

می گوید: «خدایا! من از اینها خسته ام، این ها از من. مرا از این ها بگیر.»
و ما تا ابد در تاریکی، بعد از این نفرین دست و پا می زنیم.
.
.
.
سکوت ..


به نبودن امام زمانم گرفتارم، چون نبودن او را نمی فهمم!

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30665.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق ، حسن.س.
۰:۲۳, ۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) می گوید



دفاع از حق و حقیقت ساده نیست[b]. اگر کسی بخواهد از حق دفاع کند جلویش می‌ایستند و با او دشمنی می‌کنند
. بندگان شیطان از هیچ کس ابایی ندارند، هر کس که می‌خواهد باشد؛ حتی اگرفاطمه دختر پیامبر خداباشد.

فاطمه زهرااز امام زمانش دفاع کرد و با او آنگونه رفتار کردند. ما هم به وقتش جرات زدن چنین حرف‌هایی را برای امام زمانمان داریم؟!
فاطمه علیها السلام: [b]« ای مردم! بدانید که من،فاطمه‌ام و پدرم
محمّدصلی الله علیه وآلهاست. اوّلین و آخرین سخن را می‏ گویم. آنچه می‌گویم، خطا نیست، و آنچه انجام می‌دهم، بیرون از اندازه نیست:[/b]
«لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ؛(1)
قطعاً برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. به [هدایت] شما حریص و نسبت به مؤمنان، دلسوزِ مهربان است».

اگر عزیزش می‌دارید و او را می‌شناسید، او پدر من است، نه پدرِ زنان شما و برادرِ پسر عموی من است و نه برادرِ مردان شما.... خداوند - تبارک و تعالی - به وسیله پدر من، شما را نجات داد، پس از آن حوادث و پس از آن که وی را به مردانِ جسور و گرگ ‏های عرب و سرپیچی کنندگان اهل کتاب، مبتلا کرد.
«کُلَّمَآ أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ؛(2)
هر بار که آتشی برای پیکار بر افروختند، خدا آن را خاموش ساخت»

یا سلطه‏ گری شیطانی سر برآورد و یا گروهی از مشرکان، دهان گشودند و او برادرش[علی] را در کامشان افکند وعلی، جز آن هنگامی که گوش‏‌هایشان را پاکوب کرد، برنگشت و با شمشیرش شعله‌افروزی آنان را خاموش ساخت، با پذیرا بودن رنج در راه خدا و کوشش در کار خدا، نزدیک بودن به پیامبر خدا، سروری در بین اولیای خدا، تلاشگر، ناصح، پرتلاش و جدّی که در راه خدا، ملامت هیچ ملامت‏ کننده‏ ای را پذیرا نشد(3) دفاع از حق ساده نیست، جرات می‌خواهد، ایستادگی می‌خواهد، ایمان می‌خواهد،عشقمی‌خواهد.


در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
[b]شرط اول قدم آن است که
مجنونباشی

............ -------------------

[1]
توبه، آیه 128

[2] مائده، آیه 64
[3] الاحتجاج:49:259:1، شرح الأخبار:974:34:3.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق
۱۵:۲۰, ۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
عن انس ان النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال لا بنته فاطمه: قد زوجتک اعظمهم حلما و اقدمهم سلما و اکثرهم علما .

انس گوید: پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دخترشان فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: تو را به تزویج کسی در اوردم که از همه علمش فزونتر و در اسلام از همه پیشگام تر و از همه علمش بیشتر است .

تاریخ الاسلام عهد خلفا راشدین \628

*******************************************


يا علي ذاتت ثبوت قل هو الله احد
نام تو نقش نگين امرِ اَلله الصّمد



لم يلِد از مادر گيتي و لم يولَد چو تو
در جهان بعد از نبي، مِثلت لهُ كُفواً احد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق
۲۳:۴۷, ۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : اوحی الی فی علی ثلاث : انه سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین .

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : خدا در باره ی علی (علیه السلام) سه چیز به من وحی فرستاد : اینکه آقای مسلمانان و امام و پیشوای اهل تقوی و رهبر پیشانی سفیدان است .


مناقب ابن مردویه\58


*************************************

ای دل به علی نگر خدا را بشناس

وز روی علی رمز ولا را بشناس

خواهی که مقام عشق را بشناسی

برخیز و علی مرتضی را بشناس
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق
۰:۰۹, ۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
بهترین پدر دنیا


[تصویر: 623.JPG]
بعد از بازی با بچه‌ها روی چمن‌ دراز کشیدیم و رو به آسمان با هم درباره‌ی

پدرهایمان می‌گفتیم.
محسن می‌گفت: «بابای من رییس ادارشونه.»
حامد می‌گفت: «بابای من، فقط ماشینش به اندازه خونه‌ی همتون می‌ارزه.»
هرکسی داشت از باباش می‌گفت که دیدم میلاد خیلی رفته تو خودش و خیلی ناراحته، تازه یادم افتاد که میلاد پدرش از دنیا رفته!
توی این فکر افتادم که چه جوری میلاد رو خوشحال کنم که یاد جمله‌ی پدرم افتادم که همیشه می‌گفت:
«عزیزم! تو به جز من یک پدری داری که از همه‌ی پدرهای دنیا مهربان‌تره و هیچ‌کس نیست که به اندازه‌ی او حسن و خوبی داشته باشه.»
رفتم کنار میلاد نشستم و به بچه‌ها گفتم:
من و میلاد یک پدری داریم که تمام دنیا حسرت داشتن یک دونه از خوبی‌هاش رو دارند.
«پدر من و میلاد، وزیره، باغی داره که هیچ‌کس نداره، اصلا این رو بهتون بگم، تمام دنیا برای اونه. هرکسی پدر ما رو دوست داشته باشه، خدا هم دوستش داره و هرکسی با پدرمون دشمن باشه خدا هم با او دشمنه.»
میلاد تازه فهمید که من دارم از چه کسی می‌گم، به خاطر همین بهم لبخند زد و گفت:
«آره، راست میگه، البته این پدر، پدر همه‌ی ماست.»
امیرالمومنین علیعلیه السلاممی‌فرمایند:
من ده ویژگی ازپیامبر خدادارم که پیش از من به هیچ کس داده نشده است و پس از من هم به کسی داده نخواهد شد.

پیامبرصلی الله علیه وآلهبه من فرمود:
«ای علی! تو در دنیا و آخرت، برادر منی؛ در روز قیامت، نزدیک‏ترینِ مردم به منی؛ خانه من با خانه تو در بهشت، مثل خانه دو برادر روبه‏روی هم است؛ تو وصی‏ای؛ تو ولی‏ای؛ تو وزیری؛ دشمن تو، دشمن من، و دشمن من، دشمن خداست؛ دوست تو دوستِ من و دوست من، دوست خداست.»

[sup][1][/sup]
-----------------------
[1] الخصال:7:429، الأمالی، صدوق:135:136، الأمالی، طوسی:222:137.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق
۱۲:۳۶, ۶/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۷ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #27
آواتار
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ) : انا و علي ابوا هذه الامة.
در روايتي از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده: من و علي پدران اين امت هستيم.
[/b]بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسي، ج36، ص5.
[تصویر: rqbuy9ogzw43k8kyhyph.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، ali0077 ، sagheb
۱۳:۱۹, ۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
هفتاد فضیلت(بخش نخست)
یک خبر خوب و یک خبر بد می خواهم بهتان بدهم!
احتمالا شما هم دوست دارید اول خبر خوب را بشنوید؛
خبر خوبم این است که شما جزو 2درصد جمعیت کره ی زمین هستید که بزرگترین نعمت نصیبتان شده است.
خبر بدم هم این است که میلیاردها نفر، از انسان و جن، تلاش می کنند که این نعمت را از شما بگیرند.
حدود 2 درصد از جمعیت کل جهان شیعیان هستند و طبق فرموده ی خدا و پیامبر، تنها شعیان و محبین امیرالمومنین علیه­ السلام سعادتمند هستند و بهشت را فقط به اینان عطا خواهند کرد.
پس اگر شیعه و محب مولا هستیم، قدر خودمان را بدانیم، خداوند می توانست ما را یهودی، مسیحی و یا حتی بی دین بیافریند، اما این لطف را به ما کرده است و ما را از همان ابتدا در صراط مستقیم قرار داده است. اما مواظب باشیم، زیرا شیطان و دوستانش در تمام ساعات و لحظات تلاش می کنند تا ما را گمراه کنند.
مواظب خودت باش!
هفتاد فضیلت امیرمومنان؛ ابوتراب علیه‌السلام را از زبان ایشان خواهیم خواند.
مکحول از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام
نقل می کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‏ دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
· نخستین فضیلت من این است که به مقدار یک پلک بر هم زدن، شرک بر خدا نورزیدم و لات و عُزّی را عبادت نکردم.
· دوم آن که هرگز شراب نخوردم.
· سومْ آن که پیامبر خدا
در زمانی که خُردسال بودم، مرا از پدرم گرفت و من همخور، همنوش، مونس و هم‏سخن او بودم.
· چهارم آن که من نخستین مسلمان و مؤمن بودم.
· پنجم آن که پیامبر خدا به من فرمود:"ای علی! تو نسبت به من، چون هارون نسبت به موسی ‏علیه السلام هستی، جز آن که پیامبری پس از من نیست".
----------------------
[11] الخصال:1:572.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، ali0077 ، sagheb
۲۳:۱۴, ۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
• هفتاد فضیلت(بخش دوم)
[/font]
در ادامه‌ از زبان امیرمومنان علی علیه‌السلام، پنج فضیلت دیگر ایشان را می‌خوانیم و خدا را بر این نعمت سپاسگزاریم.
مکحول از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می­ کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّدصلی الله علیه وآله، می‏ دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
· « ششم آن که من آخرین نفری بودم که از پیامبر خدا جدا شدم و او را در قبرش گذاشتم.
· هفتم آن که هنگامی که پیامبر خدا به غار رفت، مرا در بسترش خوابانْد و با رواندازش مرا پوشاند. هنگامی که مشرکان فرا رسیدند، فکر کردند من محمّد صلی الله علیه وآله هستم و بیدارم کردند و گفتند:همراهت کجاست؟ گفتم:در پی نیازش رفت. گفتند: اگر فرار می‏ کرد، این هم با او فرار می‏ کرد [و از تعقیب پیامبر صلی الله علیه وآله بازماندند].
· و امّا هشتم، پیامبر خدا هزار باب از دانش را به من آموخت که از هر بابی، هزار بابْ گشوده می‏ شود و به هیچ کس غیر از من نیاموخت.
· و امّا نهم، پیامبر خدا به من فرمود:" ای علی! هنگامی که خداوند عزوجل پیشینیان و پسینیان را برانگیخت، برای من منبری برتر از منبر پیامبران گذاشته خواهد شد و برای تو منبری برتر از منبر اوصیا گذاشته خواهد شد و تو بر آن خواهی شد ".
·[font=Times New Roman] و امّا دهم، از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود:" ای علی! در روز رستاخیز، چیزی به من داده نخواهد شد، جز آن که نمونه آن را برای تو خواهم خواست ".»[sup][1][/sup]
-----------------------
[1] الخصال:1:572.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، حضرت عشق
۲۳:۴۷, ۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
قال النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیاتها من بابها .

پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : من شهر علمم و علی (علیه السلام) در آن شهر پس هر کس که علم می خواهد از درش وارد شود.

کنز العمال , ج 11, ح32979 , ص 614 .



***********************************************


چنانچه سَرور عالم به جز پيمبر نيست

وليّ خاص خدا نيز غير حيدر نيست

عليست گنج حقايق، عليست باب علوم

دلي مجوي كه مشتاق سوي آن در نيست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا