|
فضایل محور عالم "
|
|
۱۲:۱۹, ۱/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۲ ۰:۱۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام و عرض ادب خدمت همه برادران و خواهران بزرگوار
حقیر بنا دارم در این تایپک فقط از فضایل مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مطلب بذارم لطفاً در صورت قابل دونستن این تایپک را با فضایلی از اقیانوس فضایل امیرالمومنین علیه السلام مزیّن بفرمایید . خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب همه شیعیان و محبان مولای غریب باد ان شاءالله موفق باشید یا علی علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند : خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابیطالب علیه السلام فضائلی قرار داده که از شدت زیادی به شماره در نمی آید . هر که فضیلتی از فضائل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد ، خداوند از گناهان گذشته و آینده او می گذرد [/align][/font] و هر که یکی از فضائل او را بنویسد ، مادام که اثری از آن نوشته باقی باشد ، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می کنند وهر که فضیلتی از فضائل او را بشنود خداوند آن دسته از گناهانی را که از راه گوش کسب کرده ، می بخشاید و هرکه به نوشته ای از فضائل او نظر افکند ، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد. [align=-WEBKIT-RIGHT]امالی صدوق، مجلس 28، حدیث 10 ![]() گر ز علی نگوييم، از كه گوييم آن هنگام كه علی، خير البشر است. و گر ز علی گوييم، چگونه گوييم كه به فرموده پيامبر، فضائل علی " لا تُحصَی " است و در شمار نمی گنجد.
نه اينكه زبان قادر نيست به بيان كه ذهن ناتوان است از درك ... [b]یا امیرالمؤمنین افتخار ما این است که شما پدر ما هستید، پیامبر فرمودند من و علی پدران این امّت هستیم، پدر جان چون فرزندان یعقوب از شما طلب می کنیم برای ما استغفار کنید و ما سیه رویان را ببخشید، فقط حیدر امیر المومنین است .
• محور عالم شما چه کاره ای آخر که تعیین تکلیف می کنی ؟؟ شما خدایی ؟؟ من متوجه نمی شوم این حرفهای به ظاهر روشنفکری چیست که بعضی ها می زنند ؟ خدا خواسته است که امیرالمومنین علی علیه السلام محور عالم باشد . عالم مگر برای خدا نیست ؟ وقتی همه ی عالم متعلق به خداست . این ها چه کاره اند که برای خداوند تعیین تکلیف می کنند و می گویند: « فضائل امیرالمومنین علیه السلام غلو است »؟؟؟ [font=Arial] خود خدا خواسته است، به شما چه مربوط است؟! البته شما را عرض نمیکنم، منظورم آن افراد تاریکفکر است که تحمل فضائل امیرمومنان علی علیهالسلام را ندارند. حضرت امام باقر علیه السلام میفرمایند: « خداوند عزوجل علی علیه السلام را بین خود و خلقش نشانه قرار داد . هر کس او را شناخت، مؤمن است، و آن که او را منکر شد، کافر است. آن که او را نشناخت، گمراه است، و آن که چیزی در کنار او مطرح کرد، مشرک است.هر کس با دوستی او بیاید به بهشت درخواهد آمد و آن که با دشمنی او بیاید به دوزخ خواهد رفت » (1) [sup][/sup] ------------------------ 1- الکافی:20:388:2 و:7:437:1. |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۴:۱۴, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
سلام
![]() حضرت اميرالمومنين عليه السلام فرمودند : [/font] « ما را خدا نخوانيد و غيراز خدا هرچه در مورد فضائل ما بگوييد درست است و شما نمي توانيد فضايل ما را بشماريد .» [font=Tahoma] در سوره لقمان آيه 27 مي فرمايد : « ولو انما الارض من شجره اقلام و البحر يمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت كلمات الله »و اگر همه درختان عالم قلم شوند درياي بحر اعظم مركب شود هفت درياي ديگر به او ضميمه شوند كلمات الهي تمام نمي شود . حضرت امام هادي و امام حسن عسكري عليهم السلام فرمودند : « ما كلمات الله هستيم » (يعني فضايل رسول الله و فضايل علي و فاطمه و فضايل فرزندان معصوم آنها تمام نميشوند.) پيامبر اكرم صلي الله عليه واله فرمودند : « اگر درياها مركب شود و درختان عالم قلم شود انس و جن بنويسند نمي توانند فضايل علي را بشمارند .» سوره رعد آيه 43 و عن عنده علم الكتاب (آن كس كه علم كتاب در نزد اوست ) حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند : « منظور از اين آيه شريفه ، مائيم حضرت علي عليه السلام اول ماست افضل و بهتر از ماست بعد از پيامبر صل الله عليه واله وسلم سوره الرحمن مرج البحرين (دو دريا علي و فاطمه معرفي كرد و دو درياي علم و ايمان و زهد و عصمت صدوق در المالي نقل كرده تا رسيده به ابن عباس كه فرموده: بحق كسي كه محمد را ختم رسولان قرار داده : اگر تمام گياهان دنيا و درختانش قلم بشوند و انس و جن از اول دنيا تا آخر بنويسند نمي توانند يك دهم از فضائل علي عليه السلام را معرفي كنند در آيه مباهله خداوند علي عليه السلام را نفس پيامبرخواند . بعد پيامبر فرمود : علي جان من است - روح من است . علي در عظمت مثل من است . لقب اميرالمومنين را خداوند از زمان حضرت آدم به علي عليه السلام داده است . منابع " القطره - كوثر النبي - المالي صدوق - نهج البلاغه نقل از نشريه نداي آسماني هيئت مريدان حضرت زينب سلام الله عليها (209012572)فقط حيدر امير المومنين است
|
|||
|
|
۱۴:۴۹, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لعلی : مرحبا بسید المسلمین و امام المتقین .
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به امام علی (علیه السلام) فرمودند : آفرین بر آقای مسلمانان و امام متقیان . مطالب السئول\70 ان عمر جمع اصحاب رسول الله یستشیرهم و فیهم علی فقال له : قل یا ابا الحسن فانت اعلمهم و افضلهم . روزی عمر اصحاب رسول خدا را جمع کرد و با ایان در کار یمشورت کرد پس به حضرت علی که در بین ایشان بود رو کرد و گفت : ای ابا لحسن شما نظر خود را بفرمایید زیرا که از همه علم تر و فاضل تر هستید . مطالب السئول\142 ************************************************ ما پيرو آئين رسول اللّه يم گويندة لا اله الا اللّه يم داريم كتابُ الله و عترت را دوست خاك قدم علي، ولي اللّه يم |
|||
|
|
۱۸:۵۹, ۱۵/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۲ ۲۲:۴۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
• هفتاد فضیلت-دهم(فقط ابوتراب)
موضوع: مقام ابوتراب کلمات کليدي: ذی الحلیفه، سوره برائت، مسجدالنبی حسادت هم دارد! برای کسی که ذرهای خیر و نیکی در وجودش نیست حسادت آور است. حسادت آور است که ببیند کسی اینقدر مورد محبت رسول خدا است، حسادت آور است که ببیند در طول تمام زندگی پیامبر، یکبار هم مورد خشم و غضب ایشان قرار نگرفته است. حسادت آور است که ببیند ابوتراب این همه فضیلت دارد و او ذرهای هم از این فضائل سهم ندارد. حالا، ![]() الان که پیامبر نیست، موقع انتقام است؛ سیلی، تازیانه، آتش، دست بسته، ... شهادت بانوی ابوتراب تعزیت باد. یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، میدانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند». گفتم:ای امیر مؤمنان ! مرا از این فضایل، خبر ده. فرمود: ... « و امّا چهل و ششم، پیامبر خدا، به یاران و عموهایش فرمان به بستن درها [ی خانههایشان] داد و به دستور خداوند عزوجل، در خانه مرا [به مسجد ،] باز گذاشت و هیچ کس را منقبتی چون منقبت (فضیلت) من نیست. و امّا چهل و هفتم، پیامبر خدا در وصیتش مرا به پرداخت وامهایش و انجام دادن تعهّداتش فرمان داد. گفتم:ای پیامبر خدا! تو میدانی که من مالی ندارم. فرمود:" خدا تو را یاری میرسانَد ". تصمیم بر پرداختن چیزی از وامها و یا تعهّداتش نگرفتم، جز آن که خداوند، آن را برای من آسان ساخت تا آن که وامها و وتعهّداتش را پرداختم و شمردم؛ هشتاد هزار [سکّه] شد و مقدار کمی ماند که به حسن، وصیت کردهام آن را بپردازد. و امّا چهل و هشتم، پیامبر خدا ، روزی به خانهام آمد و ما سه روز بود که غذا نخورده بودیم. فرمود:" ای علی! آیا چیزی پیش تو هست؟ ". گفتم:سوگند به آن که تو را بزرگی بخشید و به پیامبری برگزید که از سه روز پیش، من و همسرم و دو فرزندم چیزی نخوردهایم. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:" ای فاطمه! برو داخل اتاق، ببین چیزی پیدا میکنی؟ ". گفت:همین الان از آن جا بیرون آمدم. گفتم:ای پیامبر خدا! من وارد شوم؟ فرمود:"به نام خدا، داخل شو ". وارد شدم، ناگهان یک سینی خرما و یک ظرف آب گوشت یافتم. آن را نزد پیامبر خدا آوردم. فرمود:"آیا فرستادهای که این غذا را آورد، دیدی؟". گفتم:آری. فرمود:"تعریف کن که چگونه بود؟ ". گفتم:چیزی بین سرخی، سبزی و زردی بود. فرمود:"این خطوطِ بال جبرئیل است که آمیخته به درّ و یاقوت است". از خورش، خوردیم تا سیر شدیم و جز جای دست و انگشتمان، چیزی از آن کم نشد. خداوند عزوجل از بین اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله مرا به این امر، ویژه ساخت.و امّا چهل و نهم، خداوند - تبارک و تعالی -، پیامبرش را به نبوّتْ ویژه گردانْد و پیامبر صلی الله علیه وآله مرا به وصایت، ویژه گردانْد. هرکس مرا دوست بدارد، سعادتمند است و در گروه پیامبران، محشور خواهد شد. ---------------- [1] اوّلین منزل بین راه مکّه و مدینه و میقات اهل مدینه است. [2] الخصال:1:572.
و امّا پنجاهم، پیامبر خدا [سوره] برائت را با ابوبکر فرستاد. وقتی رفت، جبرئیل فرود آمد و گفت:" ای محمّد! جز تو یا مردی از خودت، وظیفه تو را ادا نمیکند ". بنابراین، پیامبر خدا مرا با شتر تیزرو خود، فرستاد. در منطقه ذی الحُلَیفَه [sup][1][/sup] به وی رسیدم و "برائت" را از او گرفتم و خداوند عزوجل به این کار، مرا ویژه ساخت.»[sup][2][/sup] |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
حذيفه گويد رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
اگر علي را خليفه گردانيد كه من نمي بينم چنين كنيد او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت و شما را بر طريقي روشن قرار دهد. (حلية الأولياء/ج1/ص 64) حبشي بن جنادة گويد رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: علي از من و من از علي مي باشم و از طرف من چيزي به مردم ابلاغ نشود مگر اينكه خودم يا علي آن را ادا كرده و ابلاغ نمايد. (ينابيع المودة/ج1/ص 169) |
|||
|
|
۲۳:۱۲, ۱۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
عبد الله بن مسعود گوید که پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: ای عبد الله فرشته ای به نزد من آمد و گفت از رسولان گذشته بپرس که به چه امری مبعوث شدند. گفتم مگر بر په امری مبعوث شدند؟گفت : بر ولایت تو و علی بن ابی طالب(علیه السلام) .
کفایة الطالب\66 *************************** الا كه رحمت، آيتي ز رحمت علي بُوَد همه كتاب انبيا حكايت علي بُوَد بهشت و هر چه اندر او حكايت علي بُوَد أجلّ نعمت خدا، ولايت علي بُوَد |
|||
|
|
۰:۳۵, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
امام علی(علیه السلام)درنهج البلاغه حکمت130 فرمودند:اگربه اهل قبوروخفتگان گوراجازه داده می شدکه باشمازندگان سخن گویندوپیام خودراازآن دنیا به شمابرسانند قطعابه شماچنین خبرمی دادند که بهترین ره توشه برای اینجاتقوااست................یاعلی جان مددی صلوات
|
|||
|
|
۲۲:۴۳, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
• هفتاد فضیلت-یازدهم(رازدار وحی) موضوع: مقام ابوتراب کلمات کليدي: رازدار وحی، رازدار پیامبر، گردآورنده قرآن، مولا، قائم آل محمد مولا شما هستید،رازدار وحی شمایید،قائم آل محمد از شمااست، گردآورندهی قرآن شمایید. نفرین بر تکذیب کنندهی شما. یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، میدانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند». گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده. فرمود: ... ![]() « و امّا پنجاه و یکم، پیامبر خدا، در روز غدیر خم، مرا در مقابل همه مردم به پا داشت و فرمود:" آن که من مولای اویم، این علی مولای اوست. پس نابودی و مرگ بر گروه ستمکاران! ". و امّا پنجاه و دوم، پیامبر خدا فرمود:" ای علی! آیا میخواهی کلماتی به تو بیاموزم که جبرئیل آنها را به من آموخت؟ " گفتم:آری. فرمود:"بگو: ای روزی ده بینوایان، ای رحم کننده بر مسکینان! ای شنونده ترینِ شنوندگان، ای بیناترینِ بینندگان، ای مهربانترینِ مهربانان! به من مهر بورز و روزیامده" . و امّا پنجاه و سوم، خداوند - تبارک و تعالی-، دنیا را پایان ندهد تا آن که " قائم " ما قیام کند، کینهدارانِ نسبت به ما را بکُشد، جزیه نپذیرد، صلیبها و بتها را بشکند، جنگْ پایان پذیرد و مردم را به گرفتن مال، فراخوانَد و اموال را بین آنان به تساوی تقسیم کند و بین مردم، به عدلْ رفتار کند. و امّا پنجاه و چهارم، از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود:" ای علی! بهزودی بنیامیه، تو را نفرین میکنند و در برابر هر نفرینی، فرشتهای هزار نفرین بر آنان بکند و هنگامی که قائم ما قیام کند، آنان را چهل سال، نفرین کند ". [font=Tahoma]و امّا پنجاه و پنجم، پیامبر خدا به من فرمود:"سوگند به آن که مرا به حق برانگیخت، اگر تو آن (قرآن) را به دقّتْ گِرد نیاوری، هیچگاه گِرد نیاید." پس خداوند عزوجل مرا از بین اصحاب او بر این کار، ویژه ساخت.»[sup][1][/sup] ------------------ [1] الخصال:1:572. |
|||
|
|
۲۳:۲۳, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
ابوذر غفاری گوید: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:هرکس که پس از من در امر خلافت با علی (علیه السلام) در افتد بی شک کافر بوده و به جنگ خدا ورسول او رفته و هرکس که در باب علی (علیه السلام) شک کند او هم کافر است .
مناقب ابن مغازلی\58 *********************************** هر كه را فيض ازل از بخت برخوردار كرد جاي در ظلّ لواي حيدر كرّار كرد مظهر الطاف يزدان، قبلة امكان، علي كه حق او را معينِ احمد مختار كرد |
|||
|
|
۲۰:۲۴, ۱۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
قال النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : یا علی لک سبع خصال لا یحاجک فیهن احد یوم القیامة انت اول المومنین با الله ایمانا و اوفاهم بعهد الله و اقومهم بامر الله و ارأفهم بالرعیة و اقسمهم بالسویة و اعلمهم بالقضیة و اعظهم مزیة یوم القبامة .
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: ای علی تو را هفت خصلت است که در روز قیامت کسی بر تو در اینها برتری نیابد: تو اولین مومن به خدا هستی تو از همه به عهد خدا وفا دار تری تو از همه مردم در مورد امر خدا ثابت قدم تری تو از همه نسبت به رعیت مهربان تری تو در تقسیم اموال به طور مساوی از همه سرتری تو در علم قضاوت از همه عالم تری و در روز قیامت از همه در سنجش اعمال حسنه ترازوی تو عظیم تر(سنگین تر ) است جامع الاحادیث سیوطی,ج9,ح27888,ص180 ********************************************************* آفریده شدم برای علی تا بیفتم به دست و پای علی اینکه ما از چه آفریده شدیم علتش هست خاک پای علی |
|||
|
|
۲۰:۴۱, ۱۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
• هفتاد فضیلت-دوازدهم(وارث محمد)
موضوع: ارتباط با پیامبر کلمات کليدي: خیبر، عمرو، معجزه چون شما وارث پیامبر بودید، دروغ بستند و گفتند که پیامبر از خود ارث برجا نمیگذارد. دنیا چه میکند با آدمیزاد! چقدر شما بعد از پیامبر تنها و بی یاور شدید، که جرات کردند طناب بر دستان فاتح خیبر ببندند! یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، میدانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند». گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده. فرمود: ... « و امّا پنجاه و ششم، خداوند - تبارک و تعالی-، مرا به آنچه که اولیا و فرمانبرانش را ویژه ساخته است، ویژه ساخت و مرا وارث محمّد صلی الله علیه وآله قرار داد. (با دست به مدینه اشاره کرد و فرمود آن که او (خدا) را ناخشنود ساخته، او (پیامبر صلی الله علیه وآله) را ناراحت کرده، و آن که او (خدا) را خشنود ساخته، او را خشنود ساخته است.و امّا پنجاه و هفتم، پیامبر خدا در جنگی بود که آب تمام شد. به من فرمود:" ای علی! برخیز و به سوی آن صخره برو و بگو:من فرستاده پیامبر خدایم، برای من آب بجوشان! ". سوگند به خدایی که او را به نبوّتْ گرامی داشت، پیام او را رساندم. از صخره، چون پستان گاو، آبْ فَوَران کرد و از هر کدام از پستانهایش آب جاری شد. چون چنین دیدم، با سرعت به سوی پیامبر صلی الله علیه وآله آمدم و به وی خبر دادم. فرمود:" ای علی! برو و آب بردار " و مردم آمدند و مَشکها و ظرفهایشان را پُر کردند، چارپایانشان را آب دادند، نوشیدند و وضو گرفتند. خداوند عزوجل، از بین صحابیان، مرا ویژه این کار ساخت. امّا پنجاه و هشتم، پیامبر خدا در یکی از جنگها - که آب تمام شد -، به من فرمان داد که:" ای علی! تور (ظرف آب) را بیاور " و من آن را آوردم. دست راست خود را در حالی که دست من هم با آن بود، بر تور گذاشت و فرمود:" بجوش! " و آب از بین انگشتان ما جوشید. و امّا پنجاه و نهم، پیامبر خدا، مرا به سوی خیبر اعزام کرد. وقتی به آنجا رفتم، در قلعه را بسته یافتم. با شدّت آن را تکان دادم. آن را کَندم و چهل قدم آن سوتر پرتاب کردم و وارد شدم. مَرحَب به جنگ با من پیشقدم شد به من یورش آورد. من به او یورش بردم و زمین را از خونش سیراب کردم، و پیش از این، پیامبر صلی الله علیه وآله دو تن از یاران خود را فرستاده بود که شکست خورده، برگشته بودند. امّا شصتم، من عمرو بن عبدوَد را که به تنهایی هزار نفر به شمار می آمد، کُشتم.»[sup][1][/sup] ---------------- [1] الخصال:1:572.
|
|||
|
|
|
|
|





![[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]](http://www.ghadirioon.com/images/stories/poster%20ghadir-01.jpg)


![[تصویر: 3.jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/QURANemajid/3.jpg)


![[تصویر: 6747507a9e32bb51d8daab92affa48c0_500.jpg]](http://shiaplus.com/file/pic/photo/2013/01/6747507a9e32bb51d8daab92affa48c0_500.jpg)


![[تصویر: member13512-albums761-5406t.jpg]](http://www.askdin.com/member13512-albums761-5406t.jpg)
![[تصویر: 1437718186894323261961512618321266641.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1386/07/1437718186894323261961512618321266641.jpg)
آن که او (خدا) را ناخشنود ساخته، او (