|
اندر احوالاتــــ من و تالار ...
|
|
۱۲:۳۹, ۶/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۳۵ توسط SAViOR.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
.
![]() _______________________________________________________________
![]() ______________________________________________________________
با توجه به استقبال دوستان از مجموعه طنزهای " اندر احوالات من و تالار "
تصمیـــم گرفتـــم تاپیـــک مجــزایی رو بــرای ایــن موضــــوع ایـجاد کنـــم. امیـدوارم مورد توجـه دوستان عزیــز قرار بگیره. قوانین تاپیک : هــــرگونه توهین و تمسخر و استفاده از کلمات و عبارات نامناسب ممنوع است. مطالبی که قرار میدهید حتی الامکان در قالب تصویر و ترول و مرتبط با تالار باشد. انـــجام هـــرگونـــه شــوخی و کل کل بیـــن آقایــان و خانــم ها ممنـــــوع اســـت! درصورت مشاهده هــرگونه پست خلاف قوانیـــن ، از دکمه گزارش استفاده کنید. در صورت همکاری نکردن در امــر نظارت ، متاسفانه موضـــوع بسته خواهد شد.ادامه دارد ...
![]() .اا |
|||
|
| آغاز صفحه 17 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۳, ۲۹/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #161
|
|||
|
|||
![]() من تا حالا اندیشه بیدار ندیده بودم تو تالار ![]() بیشترین حدش کاربر پیشرو بود که رویت شده بود
![]() |
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۳۰/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #162
|
|||
|
|||
|
یک روز زیبای تابستانی،وقتی بعد از سرکشی به تایپیک ها آخرین ارسال ها رو نگاه میکنم،با همچین صحنه ای مواجه میشم : ![]() احساسی که من نسبت به خودم دارم : ![]() احساسی که کاربرا نسبت به من دارن : ![]() چیزی که واقعا هستم : ![]() ![]() |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #163
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱۱:۰۳, ۵/تیر/۹۳
شماره ارسال: #164
|
|||
|
|||
|
یک موضوع جالب اینکه ..
من بعد از مدتها حضور در تالار و خوندن مطالب انتقادی آقای عبدالرحمن ، امروز به طور اتفاقی (با خوندن یک تاپیک که ارجاع میداد به یک تاپیک سال قبل) متوجه شدم که آقای عبدالرحمن همون آقای تلمیخا هستند ... مدیونید اگر فکر کنید نام قدیم آقای Justice Bringer رو هم فراموش کردم و توی همون تاپیک متوجه شدم ...
|
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۵/تیر/۹۳
شماره ارسال: #165
|
|||
|
|||
|
|
۲۰:۰۷, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۳ ۱۸:۲۴ توسط soora.)
شماره ارسال: #166
|
|||
|
|||
|
توی این چند روزی ها من و رضوانه و آلاله جان یک ملاقات و مذاکراتی در برج میلاد داشتیم!
طبق برنامه , مذاکرات باید 9:30 شروع میشد ولی بدلیل تاخیر یکی از طرف های مذاکره کننده , زمانش به ساعت 10:15 تغییر کرد !!! .........مدیونید فکر کنید آلاله! اگر از صحنه های منکراتی موجود تا محل جلسه بگذریم!!!(خدا پدر برادران گشت ارشاد رو بیامرزه ) و خود صحنه های منکراتی شربت خونه! http://s5.picofile.com/file/8127908942/IMG_4.jpg , به جز گرمای هوا , اتفاق بد و خطرناک دیگه ای وجود نداشت, شربتخانه سنتی محل اصلی مذاکرات بود . ... ![]() ![]() دور میز مخصوص کنار دیوار شیشه ای نشستیم . اونطرف مرزهای شیشه ای , کلبه چوبی قهوه خونه ست و قراره هرشب محل برگزاری رقص های سنتی باشه! اولین نکته قابل تامل در محل مذاکرات نبودن دیوار حائل برای جداسازی سالن و همچنین دستگاه تغییر صداهای " زیر " به صدایی شبیه به " اورگ ها " جهت جلوگیری از به گناه افتادن جوانان این مرزو بوم بوده, که در دستور جلسه قرار گرفت ! کمبودهای زیادی داشت ! هرچند از لحاظ پذیرایی حرف نداشت ! ![]() http://s5.picofile.com/file/8127908692/IMG_1.jpg http://s5.picofile.com/file/8127908750/IMG_2.jpg http://s5.picofile.com/file/8127908918/IMG_3.jpg http://s5.picofile.com/file/8127908968/IMG_5.jpg http://s5.picofile.com/file/8127909034/IMG_6.jpg نتایج مذاکرات کاملا مخفیانه ست اما درعوض سطح توافقات به هیچ عنوان قابل بیان نیست ! بعد از جلسه اولیه تصمیم گرفتیم بریم روی سکوی بازدید بالای برج ! انقدر مذاکرات سخت و فشرده روی اعضای گروه فشار آورد که یادمون نمیومد دقیقا منظور از سکو چی بوده ! حس مذاکرات هسته ای کشور انقدر برما حکمفرما بود تا جایی که یکی از بچه ها از لیدر ها پرسید: ببخشید خانم, سکوی پرتاب کجاست !؟ ......مدیونید فکر کنید رضوانه بود! خلاصه دنیای اسباب بازی گونه ی آدم ها از اون ارتفاع , از پشت خونه های کوچیک فنس های فلزی , کمی پایین تر از جایی که خدا نگاهمون میکنه , اونم همراه با دوستانی که تالار بهمون هدیه داده , تجربه جدید و بی نظیری بود ! خدا, تالار , برج میلاد ازتون متچکریم پ.ن : در آخر حواسمون نره که کم مصرف باشیم ...... |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #167
|
|||
|
|||
![]() ![]() |
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #168
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۷/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۳ ۱۴:۴۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #169
|
|||
|
|||
|
|
۱۴:۳۸, ۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #170
|
|||
|
|||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سکته دانید چیست؟؟؟! من از دیدن آواتار قبلی ایشون و نیز آواتار آقا محمد میترسیدم ! در حد سکته! النور»»»» Ezra...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 81456504639948755461.png]](http://www.shiaupload.ir/images/81456504639948755461.png)
![[تصویر: 11157633718430464662.png]](http://www.shiaupload.ir/images/11157633718430464662.png)
![[تصویر: 62090469347603422337.gif]](http://www.shiaupload.ir/images/62090469347603422337.gif)



![[تصویر: 112.bmp]](http://s5.picofile.com/file/8127045650/112.bmp)


![[تصویر: 2014_06_20_081504.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127185268/2014_06_20_081504.jpg)
![[تصویر: IMG_08188_2_e1304239980345.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127185326/IMG_08188_2_e1304239980345.jpg)
![[تصویر: 517623abee100.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127185276/517623abee100.jpg)
![[تصویر: speed_up.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127185334/speed_up.jpg)



![[تصویر: ssds.png]](http://s5.picofile.com/file/8127349784/ssds.png)
![[تصویر: ddd.png]](http://s5.picofile.com/file/8127766018/ddd.png)

)
![[تصویر: 2014_06_28_090155.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127911342/2014_06_28_090155.jpg)
![[تصویر: 2014_06_28_090206.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127911400/2014_06_28_090206.jpg)
![[تصویر: 2014_06_29_030450.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127992426/2014_06_29_030450.jpg)
![[تصویر: mhv5k7ahs016283qvwgc.jpg]](http://8pic.ir/images/mhv5k7ahs016283qvwgc.jpg)