کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«مهم» (مجردها حتما بیان تو) از ازدواج چه می دانیم؟؟؟ «مهم»
۱۶:۱۸, ۱۱/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۶:۳۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


تشـــنه مـي‌نـالـد که اي آب گوار
آب هـم نـالد که کو آن آب ‌خـــوار
جذب آبست اين عطش در جان ما
مـــــا از آن او و او هم آن مـــــــا
حـکمت حـق در قضـا و در قــدر
کــرد مــا را عـاشـقـان هـمـدگــر
جمله اجزاي جهان زان حکمِ پيش
جفت جفت و عاشقان جفتِ خـويش
هست هر جزوي ز عالم جفت ‌خواه
راســت هـمـچون کـهربا و بـرگ کاه
آسـمـان گـويـد زمـيـن را مـرحبا
بـا تـو ام چــون آهـن و آهـن ‌ربــا
آسـمـان مَـرد و زميـن زن در خرد
هــرچـه آن انـداخـت ايـن مي ‌پرورد


عرض سلام و وقت بخیر خدمت برادران و خواهران عضو و میهمان تالار بیداری اندیشه.

بحث ازدواج اینقدر موضوع مهمیه و اینقدر درباره اهمیتش شنیدیم که دیگه نیاز به توضیح دادن بیشتر دربارش نیست. Cool


از بین مشاوران و کارشناسان زیادی که در این حیطه فعالیت میکنند، همچون دکتر فرهنگ، استاد دهنوی، دکتر انوشه و... بنده چند وقتی هست که با دکتر حبشی آشنا شدم.
ایشون اهل مشهد مقدس هستند و از کارشناسان و مشاوران بسیار قوی در بحث ازدواج، خانواده و تربیت فرزند هستند.
من بطور تصادفی یکی از مجموعه های ایشون بنام «پایه ریزی ازدواج موفق» (کلیک کنید) بدستم رسید که حدود 7 ساعت فیلم بود. این مجموعه رو مشاهده کردم که بسیاااااااااااار مفید و جالب بود. مطالب جدید و نابی که هیچوقت و از هیچکس تابحال نشنیده بودم.
از طرف دیگه ایشون از کارشناسان و مشاوران مذهبی ما هستند.


گرچه الان فرصت مشاوره حضوری به هیچ وجه ندارند، ولی افرادی که در این موضوعات، مشکلات و یا سؤالات خاصی دارند، میتونن با این شماره که شماره مستقیم آقای دکتر هست، تماس بگیرند. ایشون گفتند که میشه بصورت تلفنی با ایشون تماس برقرار کرد:

09155011764


در ضمن:
یک سایتی هم دارند که میتونید سؤالاتتون رو بعد از عضویت در اون سایت، از ایشون بپرسید. معمولا زود هم جواب میدن:
مجتمع فرهنگی شاهدان


*** اما علّت اصلی ایجاد این موضوع...

بنده مباحث مجموعه «پایه ریزی ازدواج موفق» رو بصورت خلاصه و جمع بندی شده در آوردم.
إن شاء الله قراره تو این موضوع بصورت مداوم این مباحث رو خدمت شما تقدیم کنم. و در پایان، word و pdf این مجموعه رو برای دانلود قرار بدم.



جهت دانلود فایل PDF این مجموعه ، کلیک کنید.
جهت دانلود فایل WORD این مجموعه ، کلیک کنید.



سرفصل مباحثی که قراره ارائه داده بشه:

الف) ضرورت شناسي ازدواج
ب) انگيزه ها
ج) معیارها:
1. سن
2. اشتغال و اقتصاد
3. زیبایی
4. مهر و انس
5. خانواده ، تحصيلات ، اخلاق و ايمان ، فرهنگ ها
د) گزینش
ه) جلسه خواستگاری



إن شاء الله تا پایان همراهی میکنید...

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۶, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

قبل از شروع بحث، نکته ای رو به عرض شما میرسونم:

1. این خلاصه نویسی، ممکنه دارای اشکالاتی باشه. و نتونه بدرستی مفهوم رو به شما منتقل کنه. (البته ممنکه اینطور باشه.)
2. و یا ممکنه بعضی جاها خیلی خلاصه شده باشه. (البته ممکنه اینطور باشه.)
3. بعضی جاها، خودمونی نوشته شده و بعضی جاها رسمی. بعضی جاها خطاب به خودمه و بعضی جاها سوم شخص و دوم شخص. این ها بخاطر تندنویسی و عدم توجه به این نکات بود.
بنابراین:
اولا: به بزرگواری خودتون ببخشید.
ثانیا: پیشنهاد میکنم حتما مجموعه تصویری ایشون رو بخرید و مشاهده کنید.

4. از اونجایی که سعی کردم مطالب مهم رو فقط خلاصه کنم، شاید جمله به جمله و کلمه به کلمه این متون، مهم باشه. پس لطفا دقیق بخونید.

....................................................................................................​..............................................

شروع بحث:

در ازدواج با سه عنصر روبرو هستيم:
* خودم
* انتخابي که مي کنم که چقدر با خودم ميتونه هماهنگ باشه
* روش و منش انجام زندگي
(1- اول خودم رو بشناسم و شرايطم رو ببينم 2- و با توجه به شرايطم هم کفو خودم رو انتخاب کنم 3- و بعدش هم براي زندگي بايد روش خوبی رو پیاده کنم.)


الف) ضرورت شناسي:

1. احساس ضرورت:
احساس کردن فکري و ميلي ضرورت ازدواج. يعني ضرورت تراشي نکنم. بلکه واقعا حس و فکر و ذهنم ضرورت ازدواج باشه.

2. قابليت آميختگي: (خیلی خیلی مهم)
در ازدواج لزوما قرار نيست دو شخص با ويژگي هاي کاملا مشابه با هم وصلت کنند. بلکه قرار است يک آب با يک قند در هم ممزوج شوند تا تبديل به شربت شود. لازم است در دو طرف قابليت آميختگي پيدا شود. نه اينکه وقتي در زندگي اختلافي در تفکر پيش آمد، بگوييم انتخابم غلط بود. بلکه اصل بر اين است که دو چيز مختلف بتوانند قابليت ممزوج شدن با هم را پيدا کنند. و البته بايد به يک قدرت جامعيتي براي اين آميختگي برسيم. حال بعضي ها مي خواهند آب و نفت را که تشابهات زيادي در رنگ و... دارند باهم مخلوط کنند. اين دو ظاهرا شبيه هم هستند. ولي قابليت ممزوج شدن و آميختگي ندارند. اينها حقيقتا از هم تفکيک اند. مثل بعضي ها که فکر مي کنند تفکرات مشترکي دارند، ولي وقتي زندگيشان شروع مي شود، مي بينند که اينطور نيست...
و نکته مهم اينکه تمرين قابليت ممزوج شدن و رسيدن به ترکيب مشترک، قبل از ازدواج بايد حل شود. مثلا در زندگي با والدين و خواهر و برادر و تقابلاتي که در اين زندگي رخ مي دهد. (مثلا من و برادرم سر انتخاب يک کانال تلويزيون دچار تعارضيم... يا بعد از 2 دقيقه صحبت به دعوا منجر مي شود... يا مثلا میگم: غذا رو زود بندازيد. مادره میگه: صبر کن داداشت بياد. میگم: به اون چيکار دارم؟ اون خودش مياد ميخوره...) خب اينها بايد حل شود. وگرنه در زندگي مشترک دچار مشکل مي شويم... بايد اين قابليت را در خود توليد کنيم. هرچقدر اين قابليت بيشتر شکل بگيره، بهره مون از ازدواج بيشتره. وگرنه هرچقدر احساس جمع کنيم، نميتوانيم آن را درست و صحيح در زندگي خرج کنيم. وگرنه همه مي گويند وقتي وارد زندگي مشترک شوم، همه چيز را فراهم مي کنم اعم از احساس و مديريت و...
(دو نفر براي طلاق پيش مشاور رفتند.
زن مي گفت: شوهرم چرت ميزند.
مرد گفت: من چرت مي زنم به تو چه آسيبي مي رسه؟
زن: همه منو مسخره ميکنن. نه تو رو.
مشاور به شوهر گفت: اگه يک لکه در بدن زنت باشد، و لکه بارزي هم باشد، تو با او زندگي مي کني؟ و نسبت به او احساسي داري؟
شوهر: نه.
مشاور: خب. چرا؟ علامت پوستي ايشون به تو چه؟
شوهر: تو روح من اثر مي گذاره.
مشاور:خب علامت رفتاري تو هم در روح زنت اثر مي گذاره...)


اين يعني آميختگي...


توضیح بیشتر از خودم !!!:
دستیابی به قابلیت آمیختگی ، کار دشواری نیست. در صورتیکه در تمام شؤون زندگی، در برخورد با دیگران و همچنین در مسائل شخصی خودمان، تلاش کنیم برای ایجاد تعادل در رفتار و برخورد و اعمال، با دیگران بسازیم، رذائل خود را کنار گذاشته و فضائل را کسب کنیم و... ، به این قابلیت میرسیم إن شاء الله.


إن شاء الله ادامه دارد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۲, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
احسنت جلال جان. ما خیلی نیاز داریم به چنین کارهایی که عزیزی مجموعه دانشی ارزشمند از مسائل جامعه رو از اساتید مذهبی و حوزوی دریافت کنه و اونها رو چکیده و مفید در یک تاپیک مطرح کنه. ان شاءالله دیگر دوستان الگو بگیرند از شما و دیگر دوستانی که چنین زحمت می کشن.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۹, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


ب) انگيزه ها:

همدلي و همزباني / استقلال خواهي (تأسيس زندگي جديد با گرايشها و آرمانهاي جديد) / بلاتکليفي و نابساماني / تأمين غرايز / تمکين حکم ديني / علاقه هاي ناگهاني ناخواسته / تحت تأثير قرارگرفتن توسط حرف هاي ديگران (مادر: اين عروس خوبيه. زود باهاش ازدواج کن) / مجاورتها (قومي و خويشي: پسرخاله و دخترخاله ، مکاني ، کيفيتي: چت ، فعاليتهاي نزديک به هم. مثل: دو شاگرد اول ، دو شخص حافظ قرآن و...) و... ... ...

اولا باید انگیزه های خود را بشناسیم.
ثانیا نباید انگیزه ها عامل و یا تنها عامل تصمیم ما برای زوجیت باشد. علّت؟ این انگیزه ها برای 50 سال زندگی، قدّ کافی ندارند. و بعد از مدتی تمام می شوند. برای همین بعضی ها بعد از چند سال زندگی به بن بست می رسند. (مثل افرادی که قرار است با اتوموبیل، به سفر بروند. ابتدای سفر، شور و هیجان دارند. تنقلات میخرند. خوشحالند. اما وقتی که بنزین اتوموبیل در بین راه سفر، تمام میشود، عصبانی می شوند. و حتّی پشیمان می شوند و...)

ما باید دو ویژگی را وارد انگیزه هایمان کنیم:
اول اینکه انگیزه باید از متن من ایجاد شود. نه اینکه دیگری بر من اثر بگذارد و من نسبت به آن واکنش نشان دهم و باعث شکل گیری رفتاری شوم. و اگر آن تأثیر بر من نبود، من اصلا وارد این مسائل نمی شدم. (به خانم میگن برای چی با این آقا ازدواج کردی؟ میگه خیلی اصرار کرد. / به آقا میگن چرا؟ میگه یتیم بود. دلم براش سوخت.)
به چوب میزنی یک صدا می دهد. به رویش خط می کشی صدای دیگری می دهد. چوب، منتظر اثر ماست. ولی انسان نباید اینگونه باشد.
دوم اینکه انگیزه هایمان نباید آسیب پذیر باشد. به میزان انحراف یک انگیزه، من هم آسیب می بینم.

پس باید برای انتخاب هامان، فراتر از قابلیتهای ضعیف خودمان انگیزه بگذاریم. باید یک انگیزه آسیب ناپذیر انتخاب کنیم. میدان کار خود را بیشتر کنیم. نگوییم من سخاوتمندم و زنم خسیس است. خب آیا من توانستم از سخاوتم به او ببخشم و او را سخاوتمند کنم؟ یا فقط به او اعتراض کردم؟ اگر تکیه من به تکیه گاه امن الهی باشد، هیچ آسیبی برنمی دارم. کلّ من علیها فان و یبقی وجه ربّک. با تکیه گاه امن خداند می توانیم حتی دیگران را تغییر دهیم. دیدگاهمان در انگیزه ی تکیه بر خداوند، با دیدمان در انگیزه ی تکیه بر خودمان تفاوت دارد. در انگیزه ی صحیح و تکیه گاه درست میتوان در سختی زندگی کرد و خوشحال بود و با آنها کنار آمد...


در ارسال بعد می خوانیم:
ج) معیارها:
1. سن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۸, ۱۲/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۲ ۲۰:۳۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


ج) معیارها:

1. سن:


در بحث سنّ ازدواج با دو مفهوم اساسی روبرو هستیم:
1. سنی که میخواد ازدواج کنه، برداشتش از فرایند ازدواج چقدره.
2. چقدر میتونه از عهده این فرایند بر بیاد؟


توانایی مقاطع مختلف سنی نسبت به این دو ویژگی:

مقطع اول: راهنمایی و دو سال اول متوسطه
مقطع دوم: دو سال دوم متوسطه
مقطع سوم: سن بالاتر از آن


در جنس دختر:

یک دختر در مقطع اول، درک و برداشتش از عملیات ازدواج چیست؟ سطحی نگری. جشن عروسی ، کادو ، هدیه و شهرت و... (ظاهر ازدواج) هنوز قابلیت برای انجام زندگی مشترک با تمام شؤونش را ندارد.

در مقطع دوم، پا را از این ظواهر فراتر می گذارد. او به آدم مقابل فکر می کند. این آدم را هم در نمای ظاهر و هم در مشخصاتی که باید داشته باشد، می بیند. (مذهبی باشه ، اهل عبادت باشه، پولدار باشه و...) اما با اینحال، هنوز نمی تواند یک زندگی موفق را اجرا کند... هنوز هم در نوع پرداخت در تمایل زوجیت، آمادگی ندارد. بجای اینکه برود تغییرات لازم را برای چیدن یک زندگی فراهم کند، عمدتا درگیر کیفیت و مشخصات همسرش است. همسرش را با دیگران مقایسه می کند. می گوید: این همونیه که من میخوام. یا میگه تو چرا مثل داداش من نیستی؟ داداش من اینجوریه...

در مقطع سوم، برای انجام زندگی انتظار است که کاملا قابل شود.

از این مقطع که عبور کرد، سن انتظار و توقع اوست. یعنی از او می پرسند هنوز عروس نشدی؟؟؟ چرا ازدواج نکردی؟؟؟

نتیجه: پس سن متعادل و خوب، همان مقطع سوم است.

*** توضیح اضافی خودم: البته ممکنه استثنائاتی هم وجود داشته باشه. مثلا ممکنه یک خانم دوم دبیرستانی، (انتهای مقطع دوم) بخاطر شرایطی که تو اون، محیط بزرگ شده، به اون حدّ پختگی رسیده باشه و از جهت فکری، قابلیت های مرحله سوم رو داشته باشه. (البته ممکنه اینطور باشه. نمیدونم.)


در جنس پسر:

آقا نسبت به خانم، یک کیفیت عمومی مهمی دارد. او دیرتر وارد آن دو ویژگی می شود. اما سریعتر قابل می شود و با سرعت زیادی پیش می رود.

در مقطع اول، هیچی نمی فهمد. چون هنوز وارد قابلیت های تأمین نشده.

***
مرد، اساسی ترین کیفیتش برای ورود به ازدواج، قدرت تأمین است. تأمین هم دو حوزه روانی - عاطفی دارد و معیشت و اقتصاد.


پسری که در خانه هنوز برای قرانی پول متوقف به پول تو جیبی پدر است، هنوز تمرین برای تأمین خودش را حتی نکرده.
خب. وقتی به جایی برسد، که ذهنش فعال شود، اساسی ترین کاری که می کند، دنبال کسب درآمد می رود. دوست دارد یک پول مجزا داشته باشد. دو چیز از سن بلوغ به بعد در پسر کلید می خورد. یکی میل به مالکیت و دیگری میل به تأمین. هم می خواهد واجد شود و هم می خواهد عرضه کند.

در انتهاي مرحله دوم، پسر وارد آن دو مرحله مالکيت و تأمين مي شود. اما به محض ورود قابليت کمال ندارد. اما سرعتش زياد است.

نتیجه: ازدواج پسر 18-19 ساله با يک دختر 15-16 ساله، غلط است. وقتي مرد به 20 تا 21 مي رسد، هم از نظر جايگاه کارکردي و اجتماعي و هم از نظر روح و روانش به اندازه هاي قابل قبولي از تأمين رسيده است و مي تواند وارد مرحله ازدواج شود.
وقتي به 24 تا 25 مي رسد، حتي قادر است زن بزرگتر از خود را نيز مديريت کند.

پس ما در بحث سن، بايد به اين قابليت ها فکر کنيم...



در ارسال بعد، معیار اشتغال و اقتصاد را بررسی خواهیم کرد إن شاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۴, ۱۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


2. اشتغال و اقتصاد: متأسفانه الان شاخص هاي اقتصادي از طرف خانواده پدر و مادر اشتباه است. مردي را براي ازدواج مناسب مي دانند که از امکانات خوبي برخوردار باشند. دختر هم که تحت تأثير اين تفکرات است، شاخص اساسي اش اين است که اين آقا چه دارد؟ حتي خود مرد بخاطر ترس از عدم تأمين معيشت زندگي، از ازدواج ابا مي کند.

مرد، شکوه و عزتش را در قدرت تأمين کنندگي خود مي بيند. تا اينجا خوب است. اما مشکل اينست که مردم، تأمين کنندگي را فقط در بخش اقتصاد مي دانند. درحاليکه يکي از ابرازهاي اصلي مرد و نياز هاي جدي زن، تأمين کنندگي عاطفي مرد است. بيشترين حوزه سنّي مرد براي عرضه عاطفه، 20-21 سال تا 26-27 سال است. از آن به بعد، عاطفه، ديگر اولويت اول نيست. امور ديگر زندگي اولويت پيدا مي کند. و عاطفه نقش کمتري ايفا مي کند.

*** اگر موارد پایین را خانم بداند، ديگر خيلي معطل براي يک مرد با قابليت هاي تأمين کننده اقتصادي کاملش نيست. و به اندازه هاي حد اقلي کفايت مي کند. و مرد هم ترسش را از انجام زوجيت از بين مي برد و منتظر نمي ماند تا امکاناتش کامل شود:

الف) سقوط عاطفه: در مرد از بالاي 27 آغاز مي شود و وقتي از 30 عبور کرد، خيلي جدي مي شود. ديگر بحث، سر امور ديگر همچون خانه، غذا، مهريه و... است. بالاي سن 50-60 سال، فقط بحث امورات ديگر است. بدون هيچ عاطفه اي. (توضیح خودم: البته استثنائاتي هم ممکن است داشته باشد...)

ب) ذهنيت مادي: کسي که وارد امور اقتصادي شد، وارد سود و زيان شد، ذهنيتش مادي مي شود. کسيکه رفته است و با تأخير آمده براي ازدواج تا درآمدي را کسب کند، حالا آمده تشکيل زندگي بدهد. خب بجاي همسر ديدن و احساسات فکر مي کند ما در اين زوجيت سود کرديم يا ضرر؟؟؟ نگاه صرف اقتصادي دارد.
(مثال: احساس مي کنم سرم کلاه رفت. خريد اونها شد 800000 و خريد من شد 1200000 . وقتي هزينه اي براي زن مي کند، آن را به رخ او مي کشد: برات پيراهني که خريدم... يه مسافرت حضرت عالي اينقدر خرج ورداشت و...)

ج) خستگي رواني:
چون بدست آوردن امکان اقتصادي، هزينه روحي رواني زياده دارد، اينها از نظر تحمل ها و قابليتهاي رواني ضعيف اند و زود واکنش نشان مي دهند...

د) غايب بودن زن: مرد قبل ازدواج خيلي براي تأمين اقتصادي، تلاش کرد. حالا زن زمان آسايش و راحتي وارد زندگي مرد شد. خب او فقط از راه رسيد و خواست بخورد. اين، حس بدي در مردش ايجاد مي کند. در اولين برخوردها حس مرد را آزرده مي کند. مي گويد من جمع کردم و او مي خورد. مي گويد اينقدر به او دادم و چند قورت و نيمش هم باقيست. انتظار مرد بالا مي رود. درحاليکه مرد و زن از همان ابتدا باهم، در شرايط سبک و ساده اي زندگي را شروع کردند. مستأجر بودند، ماشين لباسشويي نداشتند و با تلاش همديگر، وضع خوبي پيدا مي کنند، وقتي صاحب چيزي مي شوند، احساس لذت مي کنند. پس اينکه زن بخواهد مرد با شرايط کامل بيايد، نتنها به نفع زن نيست، بلکه عليه او و به ضرر او است.

البته اينطور نيست که اصلا نبايد به اندازه هاي اقتصادي مرد توجه نکرد.

*** براي اينکه بتوان ترسيم درستي از کيفيت اقتصاد مرد آينده کرد، لازم است اين سه علامت در مرد باشد تا قابل بودنش براي تأسيس زندگي فهميده شود:

يک. در مسير تأمين باشد: چون تأمين از اساسي ترين کارهاي مرد است، سير اين مرد طوري است که امکان دستيابي به فرصتهاي معيشتي را دارد. توانايي تأمين اقتصادي دارد. مهم اين است که مرد در مسير تأمين باشد.
(مثل خيلي از دانشجوياني که مي گويند من الان هيچي ندارم. ولي خب بالقوه توانايي تأمين معيشت را دارند. و مي توانند بعد از فارغ شدن، شاغل شوند. / سربازي که 4 ماه از سربازي اش مانده. هيچ پولي ندارد. ولي تراشکاري بلد است. برود کار کند، ماهي 300000 مي گيرد در ابتدا. خب برود ازدواج کند.)
نه مثل بعضي ها که درخانواده متمکن فقط مصرف کردند و اصلا به فکر تأمين نبودند. آنها آماده نيستند.

دو. همّت اشتغال داشته باشد.

سه. پشتيباني خانواده پسر و دختر: ممکن است بگويند تا او بيايد شاغل شود و به جايي برسد، و بتواند من را تأمين کند، خب من نيازهايي دارم. منتظر بمانم تا او به آن قابليت برسد؟ 10 سال صبر کنم و سختي بکشم تا او برسد؟ در اينجا، پشتيباني و حمايت خانواده لازم است. نه اينکه تمام امکانات را آماده کند. حامي باشد.


در ارسال بعد، معیار زیبایی را بررسی خواهیم کرد إن شاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۰, ۱۳/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۲ ۲۱:۱۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


3. زیبایی:

چند ابزار برای شاخص صحیح گذاشتن در معیار زیبایی وجود دارد:

الف) زیبایی امری است خصوصی و کمی عمومی. ولی متأسفانه افراد بیشتر حوزه عمومی را نافذ می دانند. مثلا پدر و مادر باید زن را مورد عنایت و تأیید قرار بدهند تا پسر هم قبول کند. پسر می گوید: پسندیدینش؟ قبولش کردید؟ در انتخاب تمایل، باید حوزه خصوصی را جدی بگیریم. نظر بقیه مهم نیست. نظر خودم مهم است. ممکنه پدر و مادر بگن: بَه. من ببینمش بگم أأأأه ه ه.

ب) ما معیار زیبایی خالص نباید داشته باشیم. همواره زیبایی + محتوا است. اکثر جوانان فقط زیبایی را می بینند و بعد از ورود به جریان زندگی، از زن محتوا هم می خواهند. ندارد. حالا دیگر نمی گویند خب محتوا ندارد، لااقل زیبایی دارد. خیر. اینها باهم باید باشند. (زن با مرد ازدواج کرد بخاطر اینکه شبیه محمدرضا گلزار بود. به جایی رسید که میگفت من الان از محمدرضا گلزرا هم بدم میاد. چون شبیه شوهرمه. این بخاطر اینه که مرد محتوا نداشت.)

ج) زیبایی ای را میتوان از آن بهره برد که توأم با امنیت باشد. بعضی ها با وجود زیباییشان، قابلیت حراست و نگهداری از آن را ندارند. زیبایی که در معرض آسیب باشد، هم برداشت کننده و هم صاحب زیبایی را تخریب می کند. (زنی بخاطر زیبایی مرد، با او ازدواج کرد. ولی بعد از ازدواج، از نزدیک شدن او به خواهرش می ترسید. / وقتی بیرون می رود، تا برگردد من نگرانم و سوء ظن به او دارم. / و یا مرد بخاطر زیبایی زن او را کلّا محصور می کند. حتی در سلام و روبوسی با محارم)

د) زیبایی باید حدّ یقف داشته باشد و بایستد. مردی کفش زیبایی می خرد. چند ساعت بعد کفش زیباتری پای دیگری می بیند. می گوید واااای پولم را تلف کردم. این کفش بهتر بود... (مردی با زنی ازدواج کرد. بعد خواهرش را دید که زیباتر است...)

نکته آخر در بحث زیبایی، انتخاب است. زن زیبا بگیریم یا نگریم؟ فقط به محتوا توجه کنیم یا نکنیم؟ زیبایی را در نظر بگیریم یا نگریم؟ چند درصد به آن توجه کنیم؟ و...

وقتی با کسی برخورد می کنیم، چند حالت برایمان پیش می آید:

1. گاهی آنقدر خوب است که فکر و ذهنم متمایل به او می شود. مشتاق به او می شوم.
2. گاهی تمایل دارم. آن اشتیاق و التهاب نیست. ولی تمایل است.
3. از تمایل پایین تر، تردید است. مردد هستم که آیا بدردم می خورد یا نه؟
4. بعدش اکراه است.
5. و بعدش هم انزجار.


1. وقتی اشتیاق دارم، خیالم می تواند راحت باشد. می توانم با خیال راحت، به سایر ویژگی هایش برسم. اما نباید این اشتیاق باعث کوری شود. بگوییم اونش درست میشه. اینش درست میشه. نباید چشمش را ببندد. نباید فقط به اشتیاق قناعت کرد.
2. در تمایل، اقدام کنیم. بعد از زندگی بسمت اشتیاق می رود.
3. در تردید، اصلا تصمیم گیری غلط است. ولش کن. باید از فضای تردید خارج شد، آنوقت تصمیم گرفت.
4 و 5. در اکراه و انزجار هم که معلوم است.


*** گاهی در گرایش ما، یک موانعی وجود دارد که حقیقتا مانع نیستند ولی ذهن من در طرح زیبایی روی آن مانع حساس است. (مثلا: من دوست نداشتم خانمم عینکی باشد... خیلی جدی نگرفتم. ولی در ذهنم یک چالش هایی با این دارم.) اینها را نباید اجازه دهیم که وارد زندگی شوند و باید قبل از آن حل و فصل و رفع شود. چون این چالش ها هرچه بزرگتر شود، مانع وسیع تر می شود. باید مانع را حل کرد. باید جدی بگیریم. ولی رفعش کنیم. اگر در ذهنمان حل نشد، او را ول کنیم.

ارسال بعد:
4. مهر و انس

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۶, ۱۴/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۲ ۱۷:۵۸ توسط zahra11.)
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول:شما (یا جناب استاد) فرمودید که زیبایی ملاک مناسبی برای انتخاب همسر نیست.
تا حد زیادی این حرف شما رو قبول دارم اما می خواستم خدمت دوستان عرض کنم که به این نکته توجه داشته باشند که این حرف درسته زیبایی همسر بعد از مدتی در زندگی مشترک عادی می شه و یا حتی در مواقعی دردسر ساز هم میشه اما اگر همسر ما از نظر زیبایی چهره و تناسب اندام با ما همخوانی نداشته باشه (مثلاً خانم قدش بلند تر باشه) این موضوع در دراز مدت تاثیر بدی در روابط زوجین میزاره.

- اما باید دقت داشته باشید به مرور زمان همین حرف ها اگر روی شما اثر بدی نداشته باشه اما اگر طرف مقابل شما ایمان ضعیف تری داشته، روی اون تاثیر میزاره پس بهتر هست که در موقع انتخاب همسر دنبال کسی باشید که با شما تناسب داشته باشه نه اینکه حتماً زیباتر باشه.


باید بگم تو دهه های گذشته این مسئله جدی نبود! گاهی زن سر بود گاهی شوهر ! ولی پذیرش اجنماعی خیلی بالاتر بود بخصوص زمانی که خانم از نظر ظاهری یا سطح خانواده بالاتر بود ! حتی گاهی مورد تجلیل جامعه قرار می گرفت اون خانم!
اما تو زمان حاضر این طور نیست و مردم بیشتر کار به کار طرف دارند !(شوهرشو دیدی چقد زشته به خاطر پولش زنش شذه! ....حیف پسر به این خوشتیپی گیر چه ..... افتاده معلوم نیست چجوری .....کرده!) خلاصه اینکه مردم زیادی کار دارند به کار زوجین بخصوص اگه تناسب وجود نداشته باشه ! و در بیشتر موارد هم این اظهار نظرها تاثیر خودش رو میذاره و به اختلاف و دلزدگی زوجین از همدیگه منجر می شه!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۰, ۱۴/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۲ ۱۹:۱۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

بعد از اتمام بحث پایانی، نوبت به نظرات شما بزرگواران میرسه إن شاء الله...



4. مهر و انس:

در بحث چگونگی ایجاد مهر و انس:

دسته اول، شیوه سنتی است. اینگونه بود که مادر می رفت برای پسرش زن انتخاب می کرد. مرد اول با زن ازدواج می کرد، بعد حالا یا مهر و انس پیش می آمد و یا خیر.

دسته دوم: الان وقتی بخواهیم زندگی تشکیل بدهیم، اول باید مهر و انس و علاقه داشته باشیم. بعدش زندگی کنیم. این کار مشکلاتی هم دارد. ما داریم شرایط التهاب روانی خود را برای قبل و بعد از ازدواج فراهم می کنیم. و آن این است که آیا این خانم قبل از من رابطه ای با کسی نداشت؟؟؟ در حالیکه این مسائل اصلا در گذشته نبود. و مشکل دیگر اینکه عاطفه ها گاها اجازه انتخاب صحیح را می گیرد.

این شاخص مهر و انس بر جنس پسر و دختر چه اثری گذاشت؟

در جنس دختر: اگر دختر بخواهد انسی به او اصابت کند، نمی تواند پوشیده باشد. باید بیاید در معرض و عرضه شود و خودش را نشان دهد. و این عرضه شدن حتی می تواند در حد تخریب روانی آسیب بزند.

در جنس پسر:

پسرها دو دسته اند:

1. نجیب اند. اینها یا منتظر می مانند تا یک انسی در دلش سقوط کند. (مادر می گوید: پسرم بیا برویم خواستگاری. می گوید: نه حالا باشد. پیدا شود، خودم خبر می کنم. آخرش هم خسته می شود و به مادر می گوید برو و پیدا کن.)

یا اینکه اول می گوید من میخواهم ارشد بگیرم و بعد بطور اتفاقی مشتاق یکی می شوند. (مثلا می رود چرخ ماشین یک دختر را عوض کند، عاشقش می شود.)

2. نانجیب اند. اینها منتظر نمی مانند تا یک علاقه ای شکل بگیرد. بلکه به ولگردی بین دختر ها می پردازند و... (نیاز به توضیح بیشتر نیست.)

دسته سوم آمدند گفتند: اول انس آنگاه زندگی. نه اول آشنایی، آنگاه زندگی. همان دوره نامزدی.

غافل از اینکه: ما وقتی مبنایمان آشنایی باشد، دو خطر وارد روابط می شود:

اول اینکه اگر این آدم تصمیم به زوجیت با من داشت، احتمال معلق شدنش هم زیاد است.
دوم اینکه ما در این آشنایی به هیچ تشخیصی نمی رسیم و به نقطه عکسش هم گرفتار می شویم. چون آدم ها دو وجهه خصوصی و عمومی دارند. که هرکدام را در شرایط خاصی بروز می دهد.

*** (خیلی مهم): در حوزه خصوصي، رفتارهاي فردي و در حوزه عمومي رفتار هاي اجتماعي بروز مي کند. در حوزه خصوصي فردي، هست هايمان و در حوزه عمومي اجتماعي بايد ها معلوم مي شود. در خصوصي، بود هامان را زندگي مي کنيم و در عمومي نمايش عرضه هامان را مي دهيم. خب انسانها وقتي از حوزه خصوصي مي خواهند به حوزه عمومي بيايند، الزاما چيزي بنام «رعايت» را رعايت مي کنند!. ما يک هست هايي داريم که اصلا در عرضه هامان پيدا نيستند. پس نميتوان در زوجيت فقط به حوزه عمومي قناعت کرد. چون بعد از زندگي، وارد حوزه فردي و خصوصي فرد وارد مي شويم. حالا اگر آمديم روي اين «رعايت»، يک «نظارت» هم گذاشتيم. خب. اين رعايت تشديد مي شود و آن شخص، با هشياري رعايت مي کند و کار بدتر مي شود و هرگز نمي توانيم حوزه خصوصي او را دريابيم. حالا اگر بدانيم که اين نظارت ها دارد به انتخاب منجر شود. خب اينجا احتياط و رعايت خيلي تشديد مي شود. طرف معتاد است، عصباني است، خسيس است. ولي در دوران نامزدي رعايت مي کند تا به شخص مقابل برسد. پس دوران نامزدي هم پذيرفته نيست. چون ناقص است. و نه تنها به تشخيص نمي رسيم، بلکه حتي به يک تشخيص غلط مي رسيم.

*** خب بايد چکار کنيم؟ مهر و انس را در نظر نگيريم؟

ما يک مهر و انسي داريم که از مجراي شناخت مي آيد. يک وقت انس مي گيريم، بعد انتخاب مي کنيم، بعد شناخت پيدا مي کنيم، بعد شناخت ها، تفاوت و تعارض ها را با شاخص ما توليد مي کنند، آنگاه اين تعارض ها تخريب انس مي کند...

اما يک وقت ابتدا در معرض ويژگي هاي يک آدم قرار مي گيرم
(اينکه چطور بتوان بطور صحيح و خالص ويژگيها را بدست آورد، در ادامه مي آيد)، بعد به شناخت ميرسم، بعد از شناخت، بعلت پيدا کردن هماهنگي ها، انس شکل مي گيرد و زياد مي شود. اين، دقيق و پايدار است. مسير انس صحيح اين است.
دوست داشتن و عاطفه هم بايد منجر به رفتار شود. نه اینکه فقط بگويد من دوستت دارم.



در ارسال بعد، معیارهای خانواده ، تحصیلات ، اخلاق و ایمان ، و فرهنگ ها رو بررسی خواهیم کرد إن شاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۲, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


5. خانواده ، تحصيلات ، اخلاق و ايمان ، فرهنگ ها:

اينها خود به خود ارزش اول و تعيين کننده نيستند. اول خود اون شخص مهمه که معيارهاش همون 4 تاي اوله. اينها تو رده دوم هستند. يه وقت خانواده نامطلوبه. ولي زن خوبه و خود زن تو رنجشي بوده بخاطر اين خانواده يا برعکس. طبقات اجتماعي هم تعيين کننده نيستند. نگيم من طبقم پايينه و اين خانم طبقش از من بالاتره پس بدرد نمي خوريم. ممکنه يکي تو طبقه فقيري باشه ولي يک عطشي از يک زندگي مفصل داره. و يکي هم از زندگي خوبي برخورداره ولي قانعه و اصلا يکي از رنجش هاش همين زندگي مرفه هست.

*** اما يک سري ملاحظاتي در اين مسائل هستند:

1. طبقه اجتماعي:

دو ملاحظه داريم:

يک: آدمي که در يک طبقه هست، خودش ميتونه با من بسازه. ولي واسطه هاش يا دنباله هاش (مثل خانوادش) ممکنه تحمل اين وضع رو نداشته باشند. اينجا بايد شخص مقاومتش رو اولا در مقابل آثار اون طبقه اجتماعي و آزارهاي موجود در اون طبقه بالا ببره. و بسنجه که ميتونه با اون شرايط کنار بياد يا نه. اگه بخواد با شخص مقابل ازدواج کنه. ثانيا در بحث خانواده شخص مقابل اگه وضعيت خيلي آشفته مثل اعتياد يا درگيري هميشگي و... نبود، شرايط فراهمه براي ازدواج. حالا يه پدر، کارمنده يکي بقاله. يکي با سواده يکي بي سواد. مهم نيستند.

دو: نکته مهم ديگر اين است که آشفتگي، صرف وجودش مهم نيست. اتصال به آن مهم است. اگر زياد اتصال با آن خانواده ی آشفته نداريم و در زندگي ما تأثيري نمي گذارد، مشکلي نيست که با شخص ازدواج کنيم. گرچه فردي هم که در خانواده آشفته هست، حتما بايد تکليف خود را با خانواده اش روشن کند.


2. در تحصيلات هم ملاحظاتي هست. يکي اهميت بخشي من است. چقدر تحصيلات برايم مهم است. اگه تحصيلات مرد بالاتر از زن باشد، امتياز محسوب مي شود. ولي برعکسش براي هردو نفر آزار دهنده هست. دو اشکال دارد: مرد احساس پستي مي کند نسبت به زن. براي جبران اين پستي، براي اداره زندگي گاهي شديد عمل مي کند. زن هم دوست مي داشت که تحت سايه مرد بود. وقتي نگاه مي کند در تحصيل سايه اش بالاتر است، آسايش ندارد. مرد را مجبور به تحصيلات مي کند. براي حل اين مشکل، زن بايد نسبت به تحصيلات پايين مردآرام باشد و مرد هم مشتاق به تحصيلات بيشتر زن باشد.

3. در اخلاق و ايمان ، بهره برداري از اخلاق و ايمان و همچنين سليقه استفاده از اينها مهم است. (دو نفر مي گويند ما به حريم خانم خيلي معتقديم. يکي منظورش از حريم، اين است که اين زن بنده خداست و امانت الهي است و وظيفه من است که حريمش را حفظ کنم. ديگري تعصب توأم با بددلي کج بيني سوء ظن دارد. سختگيري مفرط دارد. تلفن را قطع مي کند و...)

4. فرهنگ ها هم در طراحي زندگي و هم در چگونگي رفتارها خيلي مؤثرند. سطح فرهنگ ها بايد باهم سازگار باشند.


*** (خیلی مهم) در اسال بعد، بحث گزینش را شرح خواهیم داد إن شاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نظرسنجی(عامل ناکامی در ازدواج مجردها) یا زهرا 27 4,046 ۱۱/آذر/۹۵ ۱۷:۳۳
آخرین ارسال: soheyl68
  پیشنهاد راه هایی برای تسکین و آرامش دل مجردها nafas 3 893 ۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۲۸
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
Heart خانواده چیست؟ *مجردها یا علی * مرهم 22 6,772 ۴/مهر/۹۴ ۱۲:۵۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
Smile خبر های خیلی خووووب از طرف مجردها ... Mohammad Trust 42 16,682 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۱:۳۹
آخرین ارسال: zaviyehdid

پرش در بین بخشها:


بالا