|
شرح خطبه فدکیه : آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان
|
|
۱۸:۰۰, ۱۴/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۳ ۱۸:۰۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ---- ---- --- --- بصیرت فاطمه زهرا (علیها السلام) ---- در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان ----- ----- شرح خطبه فدکیه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
----- ----- خطبهی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مسجد مدینه پس از حاکمیت ابابکر و زیر پا گذاردن پیام غدیر، یک دایرةالمعارف عقیدتی، کلامی و سیاسی است که حکایت از بینش توحیدی و سیاسی دختر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دارد، بهنحوی که فاطمه (سلام الله علیها) بنیانگذار نهضتی است که هنوز ادامه دارد. یعنی فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل جریانی که پیام غدیر را زیر پا گذارد، جبههای را گشود که بالاخره اسلام را به مسیر خود بر میگرداند و به همین جهت شعار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چون ظهور فرماید، عبارت است از : «وَ فِی اِبنَةِ رَسولِ اللهِ لی اُسوَةٌ حَسَنَةٌ» (1)یعنی الگو و اسوه من در این راه دختر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. --- --- این خطبه از نظر سند علاوه بر متون شیعه، از جمله در قدیمیترین کتب اهل سنت نیز آمده است. (2) ---- ---- پس از هجرت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدینه، مسجد مدینه همواره مرکز اجتماع مسلمین بود و دختر پیامبر (سلام الله علیها) که میبیند با رحلت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نزدیک است حکومت در اسلام، باز رنگ قبیلهای و نژادگرایانه به خود بگیرد، این خطبه را در آنجا ایراد میفرماید که در این تاپیک ان شاءالله درصدد تأمل و دقت بر روی فرازهایی از آن هستیم. ---- ---- مشهور است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) با این خطبه میخواهند فدک را مطالبه کنند، ولی با دقت در محتوای خطبه متوجه میشویم، اگر فاطمه (سلام الله علیها) حق خود را مطالبه میکند و مسئله فدک را پیش میکشد از آن جهت که فدک را از دست ایشان خارج کردهاند نیست. بلکه حضرت میخواهند از آن طریق مشکل بزرگی را که پس از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر جامعهی مسلمین حاکم شده، گوشزد کنند و آن فکری است که در مقابل سخن رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خود اجتهاد میکند. ---- ----
البته فضای خطبه فقط در اعتراض به جریان مختلکنندهی تداوم نظام اسلامی خلاصه نمیشود و حضرت نظر خود را فقط به بعد سیاسی و اجرایی قضیه محدود نکرده، بلکه تمام ابعاد و جهتهای فاجعه –بخصوص ابعاد معنوی- را مورد توجه قرار داده است و افقهای دور مسئله را میبیند و به ما میآموزد که در وضع اعتراض نیز چگونه باشیم. --- --- 1- بحارالانوار، ج53، ص180 2- شرح ابن ابی الحدید، ج4، ص93 و اعلام النساء،ج3ف ص1208 --- --- ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۳:۵۰, ۱۷/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم برای اطلاع از خلاصه ای از جریان فدک این ارسال را ببینید.
سیمای کلی خطبه : · شروع خطبه با یک بحث عمیق و نسبتا طولانی راجع به توحید است. چرا که نباید مسئله غصب خلافت، عمق توحیدی این خطبه را محدود کند و در ادامه ارائه ی بحث عمیقی پیرامون نبوت و نقش آن در زندگی بشر
· بیان نقش مردم در برپایی انقلاب اسلام در جزیرة العرب با هدف ضایع نکردن زحمات آنها
· بیان فلسفه ی احکام و علم اهل بیت (علیهم السلام) به آن، معرفی خود (این معرفی جای تامل دارد : چرا حضرت خود را معرفی می کنند؟؟!! مگر مردم ایشان را نمی شناختند؟؟!!) · بیان نقش پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و بخصوص حضرت علی (علیه السلام) در تحقق این انقلاب و اینکه منهای علی (علیه السلام) این انقلاب محقق نمی شد و ذکر دلایل قوی و نمونه های تاریخی در این باره.
· بیان خصوصیات ابوبکر و عمر در دفاع از اسلام و بوجود آمدن آن و مقایسه ی جایگاه آنها با امام علی (علیه السلام) · بیان جایگاه نفاق و خصوصیات آن و دلایل سربرآوردن چهره ی نفاق و لرزش در ساختمان نوبنیاد اسلام پس از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
· قصه ی پشت کردن به قرآن که عامل اصلی جدایی از حاکمیت معصوم می گردد.
· طرح مسئله ی غصب فدک : حضرت (سلام الله علیها) در اینجا مواظب هستند که فدک در سخنانشان اصل نشود و آن را به عنوان نمونه ای از ضعف های خلیفه برای نشان دادن خطر بزرگی که جهان اسلام را تهدید می کند، بیان می کنند، در حالی که دشمن دانا و دوست ساده، مسئله غصب فدک را در خطبه ی حضرت اصل کردند!!! درست برعکس سیره ی اهل بیت (علیهم السلام). · بیان سستی مجاهدان نیمه کاره و ریشه های آن و نیز خطر بی تفاوت شدن مجاهدان دیروز در دفاع از اسلام در برابر انحراف : حضرت در اینجا می خواهند این نکته را متذکر شوند که نظام دینی اگر به آرمان های اصیل خود فکر نکند و ان ها را دائما مدنظر نداشته باشد، مبارزات قبلیش نیز جهتی بی محتوا و پوچ پیدا می کند.
· و در پایان : عنوان کردن بیان این مطالب به عنوان اتمام حجت تا چراغ هدایت و عامل تغذیه ی انسان های هوشیار تاریخ باشد. این دین با نشانه های خاصی به نتیجه می رسد و یارانی را طلب می کند که هوشیاری و تقوا را همراه با دوری از رفاه زدگی و ثروت اندوزی داشته باشند و مطمئن باشید که با روحیه ی رفاه زدگی و ثروت اندوزی نه از اسلام دفاع می شود و نه به نتیجه می رسند. ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۲۰:۴۳, ۱۹/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۲۰:۵۹ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . «اَلحَمدُ اللهِ عَلی ما اَنعَمَ و لَه الشُّکرُ عَلی ما اَلهَمَ» . ابتدای خطبه مملو از معاشقه و انس با حق است. تمام حرفهای این خانواده بر اساس استغراق در عالم غیب است. به جهت آتش بزرگی که در قلب حضرت شعلهور کردهاند، قاعدتاً نباید طاقتی برای ایراد این خطبه برایشان مانده باشد، اما دل اینها توکل محض است و مثل ما نیستند که در مقابل حوادث سیاسی زود جا بخوریم و دلمان جوش بزند که ای وای در جامعه انحرافی ایجاد شد و این گروه و این دسته بردند و آن دسته باختند. در این فرازها حضرت در حال سیر در عالم دیگری هستند، گویا خودشان هستند و خدا و دیگر هیچ. . . آقای سلیمان کتانیِ مسیحی در کتاب « فاطمهی زهرا، زهی در نیام » میگوید : « درست است که دختر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میخروشید، ولی با یک آرامش تاریخی میخروشید. » به واقع اگر به دقت به خطبه نگاه شود، انگار تمام بهشتها در وجود فاطمه (سلام الله علیها) شکوفا شده و مست معنویت و شعور است و حالا در چنین حال معنوی دارد اعتراض میکند. .. در اینجا این سوال پیش میآید که چرا حضرت در خطبهشان با اینکه بنای اعتراض به وضع سیاسی زمانهی خود را دارند، چشم ما را به سوی آسمان میاندازند؟؟!! از این کار حضرت باید بفهمیم که اگر شیعه هم باشیم و با تفکر شیعی هم حاکم شویم، ولی چشممان زمینی باشد، کنار فاطمه (علیها السلام) نخواهیم بود، نهایتاً همان بنی عباس هستیم. بنی عباس علویاند و طرف حاکمیت علی (علیه السلام)، ولی زمینیاند. پس باید مواظب این خطر بزرگ زمینی شدن باشیم. لذا اولین پیامی که خطبه حضرت دارد، قبل از اینکه وارد مسائل دیگر شوند، این است که میبینیم حضرت چشم خود را به آسمان انداختهاند و سخن خود را با «اَلحَمدُ اللهِ عَلی ما اَنعَمَ و لَه الشُّکرُ عَلی ما اَلهَمَ» شروع میکنند. یعنی میخواهند بگویند : « ای انسانها! ساحت حیات شما باید آسمانی باشد. » . بعد از آن حضرت باب نبوت را باز میکنند که در منظر ایشان جایگاهی بسیار عالی دارد. میفرمایند : هنوز عالم و آدم خلق نشده بودند که خداوند برنامهی تربیت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ریخته بود « اِذِ الخَلائِقُ بِالغَیبِ مَکنونَة » (آنگاه که هنوز مخلوقات در حجاب غیب بودند) و ظهور پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ظهور آن قائدی است که از قبل امضا شده بود. آنگاه حضرت (سلام الله علیها) معنی پیامبری و نقش پیامبر را در عالم تبیین میکنند. .. می فرمایند : پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در صحنه ی زندگی شما آمد و نگاه جدیدی به شما داد و موانع و پرده های درست اندیشیدن را کنار زد و رسالتی را که به عهده اش بود به نحو کامل به انجام رساند و هشدارها و خطراتی را که باید متذکر می شد، تذکر داد و جهت خود را از مشرکین جدا کرد و نظامی را به وجود آورد که شرک در آن دارای نقش نبود و گردن مشرکین را زد و گلوگاه تنفس شان را گرفت. اساسا جو شرک جوی بود که اصلا اجازه ی درخشش به تفکر و اندیشه نمی داد، و پیامبر آمد و گلوگاه شرک را فشار داد و فرهنگ آن را از درخشش و نقش آفرینی بازداشت. . بعضی وقت ها آدم فراموش می کند که در زمان ظهور اسلام چه شرایط و فضایی بر بشریت حاکم بوده است. مرحوم کاشف الغطاء می گویند : وقتی یهودیت و مسیحیت داشتند کهنه و بی آبرو می شدند، اسلام ظهور کرد و حتی یهودیت و مسیحیت را که تماما به عنوان یک دین از ارزش ساقط شده بود، دوباره به عنوان دین، زنده کرد. . . وظیفهی امت پس از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) . حضرت گفتند : ای مردم شما زحمت کشیدید تا اسلام به اینجا رسید. کسانی که در مسجد پای صحبت حضرت بودند همان مسلمانانی بودند که با مبارزه و جنگ و جهاد آنها اسلام در مکه و مدینه و جزیرة العرب پای گرفته بود. حالا یکدفعه میخواهند اسلام را نیمه کاره رها کنند. حضرت میخواهند اینها را متوجه و بیدار کنند که ای عزیزان! اسلامی که شما شناختید و تصور میکنید تمام شده است، اسلام منهای حاکمیت معصوم است و این در واقع اسلام نیست و با این کار اسلام ادامه نمییابد. نمونه این اشتباه را در طول تاریخ اسلام بسیار داشتهایم که مردم فکر میکنند بدون سیاست اسلامی میتوانند دیانت اسلامی داشته باشند. در حالی که دین منهای سیاست اصلاً دین نیست، مثل نماز نیمه کاره است. ما چون میخواهیم دیندار باشیم باید نماز را با تمام ابعادش اقامه کنیم تا به بهترین نحو بعدی از دینداریمان محقق شود. . . ای بندگان خدا! شما حاملان دین خدا و وحی او هستید. شما امینان خدایید نسبت به همدیگر. شما مبلغان دین خدا و وحی او هستید – مواظب باشید اسلامتان نیمه کاره نباشد- هم زمامدار حق در میان شماست و هم عهد و پیمانی از خدا نزد شماست. یعنی خدا تعهدی بر دوش شما گذاشته است که نباید با رحلت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را تمام شده بدانید. و اسلام را برای شما به جای گذاشته است تا شما حافظ و میراث دار آن باشید. .
. نتیجه اینکه : در این فراز حضرت مردم را متوجه وظیفهای که نسبت به اسلام دارند، مینمایند. خطر تمام شده دانستن کار را به آنها گوشزد میکنند که اگر فکر کنید کار تمام شده است، اسلام از دست میرود. .. در ادامه ان شاءالله چگونگی استفاده از قرآن بعد از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیان می شود...
|
|||
|
|
۱۸:۰۲, ۲۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۳ ۱۸:۲۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . حضرت می فرمایند : خداوند چیزی را برای شما باقی می گذارد که عبارت است از : . « کتاب الله الناطق» کتاب ناطق خدا « والقرآن الصادق» و قرآن صادق « و النور الساطع» و نور فروزان « و الضیاء اللامع» و شعاع درخشان « بینة بصائرة ، منکشفة سرائرة» بیان و حجت های آن روشن و اسرار باطن و لطائف دقیق آن آشکار است. « متحلیة ظواهره» با ظواهری زیبا و قابل پذیرش . حضرت زهرا (سلام الله علیها) شروع می کنند از قرآن و خصوصیاتش نکاتی را بیان کنند. وقتی جامعه ای قرآن را آن گونه که حضرت بیان می کنند مورد توجه قرار دهند حتما سیر جامعه به آن جایی که حضرت انتظار دارند کشیده می شود و جامعه به بینش اهل البیت (علیهم السلام) نزدیک می شود و لذا اگر می بینید مردم به بینش اهل البیت نرسیده اند به دلیل آن است که قرآن را به نحو صحیح مورد توجه قرار نداده اند. . تعبیرهای حضرت در رابطه با قرآن مثل تعابیر حضرت علی (علیه السلام) در خطبه 2 نهج البلاغه است. . . چگونگی استفاده از قرآن بعد از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت می فرمایند : قرآن نوری است که شما را بصیر می کند و افق بینش و تحلیل های شما را روشن می نماید و کمک می کند تا شما آینده و نهایت جریانات مختلف را همین حالا ببینید. بصیرت دادن قرآن کاملا آشکار است. یعنی قرآن بصیرتی به آدمی می دهد که واقعا می تواند مسائل جامعه و خانواده و دنیا و آخرت را درست تحلیل کند. از نظر حضرت اینطور نیست که فکر کنید تا وحی تمام شد شما دیگر چیزی کم ندارید، بلکه برعکس؛ باید با این قرآن آشنا شوید و از حقایق آن بهره گیرید و لذا جامعه را باید آماده ی درک و فهم قرآن کنید و این کار با رجوع به کسانی انجام می شود که حقایق قرآنی را می شناسند. آیا شما تصور می کنید هرکس می تواند اسرار قرآن را بشناسد و بشناساند؟ یا زعیمی از طرف خداوند نیاز است که پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را به شما معرفی کرده و شما باید کار را به دست او بسپارید؟ . « مغبط به اشیاعه» پیروان قرآن مورد غبطه ی جهان اند. « قائد الی الرضوان اتباعه» و تبعیت و پیروی از آن، انسان را به سوی رضوان الهی می کشاند. « مؤد الی النجاة استماعه» سخن شنوی از آن همان راهِ به سرانجامِ نجات است. « به تنال حجج الله المنورة» به وسیله ی قرآن به حجت های نورانی خدا می توان دست یافت. « و عزائمه المفسرة» و به فرائضی که خدا واجب فرموده رسید « و محارمه المحرة» و به محارمی که انسان ها را از ارتکاب آن ها باز داشته است، علم یافت. . . تزلزل در تصمیم گیری حضرت می فرمایند : پیروان قرآن مورد غبطه ی جهانند. یعنی اگر ملتی تفکرش تفکر قرآنی شود، به نحوه ای از خصوصیات اخلاقی و شرایط اجتماعی دست می یابد که دیگران غبطه او را می خورند. چون به کمالاتی می رسد که مطلوب حقیقی همه ی انسانهاست. شما به اندازه ای که قرآنی فکر کنید سرمایه دارها و زرنگ ها و اهل دنیا همه می گویند ای کاش ما هم اینطور می شدیم، هرچند شیطان عموما به آن ها اجازه نمی دهد که به سراغ قرآن بیایند. . حضرت می فرمایند : ملتی که از قرآن تبعیت کند مسیرش به سوی رضایت الهی است، و اگر ملتی قرآن را بپذیرد نجات پیدا می کند و وسوسه ها و فتنه ها نمی توانند آن را خسته کنند و از راه منصرف نمایند. اگر به قرآن نزدیک شوید به دلیل ها و حجت های الهیِ نورانی آن، نائل می شوید و به انجام واجبات الهی توفیق پیدا می کنید . نیز به همت های بلندی دست می یابید تا به آنچه حرام است و نباید انجام دهید فائق آیید. . آقای « نیل پستمن» جامعه شناس مذهبی آمریکایی می گوید : « غربی ها چون عقیده ثابتی ندارند نمی دانند چه کاری را باید حتما انجام دهند و چه کاری را نباید انجام دهند و به چه دلیل بایدها و نبایدهای زندگی خودشان را بپذیرند.» او می گوید : « مردمِ امروزِ غرب نسبت به قرون وسطی که دین نیم بندی داشتند در تصمیم گیری بسیار ناتوان هستند.» حالا قرآن عکس آن است مثلا می گوید : این کار را نباید انجام دهی، آدم هم می فهمد که نباید انجام دهد، این چیز ساده ای نیست! وقتی انسان و جامعه قرآن داشته باشد، از استحکام خوبی در تصمیم گیری برخوردار می شود البته حضرت زهرا (سلام الله علیها) متوجه است که شرط آن حاکم شدن کسانی است که قرآن را به خوبی می شناسند، و متذکر می شوند : با دست به دامن قرآن شناسی که در بین شما نامشخص نیست می توانید قله های دنیا و آخرت را فتح کنید. . به روایت اهل سنت داریم که یک اعرابی سوالاتی از خلیفه دوم کرد و او به علی (علیه السلام) رو کرد و آن سوالات را از حضرت پرسید و حضرت هم جواب گفتند. اعرابی به عمر اعتراض کرد که تو امیرالمومنین هستی چرا جواب مرا ندادی؟ عمر گفت : « ویحک ماتدری من هذا؟ هذا مولای و مولی کل مومن و من لم یکن مولاه فلیس بمومن » یعنی : وای بر تو!! آیا می دانی این مرد کیست؟ این مرد مولای من و مولای هر مومنی است و کسی که علی مولای او نباشد مومن نیست (کتاب مقام الامام امیرالمومنین عند الخلفاء، ص29) . پس آن کس که قرآن را بشناسد در بین مردم معلوم بود ولی مردم غفلت کرده بودند که با تمام شدن وحی، تازه کار شروع شده است و از این به بعد یک قرآن شناس می خواهیم که فرهنگ قرآن را در جامعه و جهان پیاده و نهادینه کند. . . ادامه دارد ان شاءالله...
|
|||
|
|
۱۸:۳۵, ۲۳/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . . در قسمت قبل خواندیم که : اگر بناست قرآن را فقط با صوت خوب بخوانیم، خیلیها میتوانند بخوانند ولی اگر بخواهیم بفهمیم و در زندگی خود پیاده کنیم، در این صورت است که قرآن شناس واقعی نیاز است. . حضرت در قسمت بعدی خطبهشان فلسفهی احکام دین را مطرح میکنند تا : اولاً : یک روشنگری بکنند که آدم بداند که این دین همهی ابعاد نیازهای ما را بر اساس احکامش برآورده میکند. ثانیاً : معلوم شود که فلسفهی احکام را فقط این خانواده میدانند و اگر فردی یا جامعهای دین را از طریق این خانواده نگیرد به فلسفهی احکام راه پیدا نمیکند. . مثلاً شما میدانید باید حج را انجام داد اما چرا باید انجام داد و چرا اینگونه که هست باید انجام داد را نمیدانیم. آگاهی به فلسفهی احکام در رسیدن به سعادت و هدایت مردم بسیار موثر است. حضرت میفرمایند : فلسفهی احکام نزد معصوم است. شما که جای معصوم نشستهاید و میخواهید منهای معصوم، احکام را اجرا کنید نمیتوانید درست اجرا کنید چون فلسفهاش را نمیدانید. مثل همهی متحجران که ظاهر احکام و قالب اعمال را میگیرند و روح آنها را رها میکنند و عملا به آن نتایجی که میتوانستند به کمک همین اعمال برسند، نمیرسند. . . فلسفهی احکام . حضرت میفرمایند : « فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک» پس خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داد. « و الصلوة تنزیها لکم من الکبر» و نماز را برای پاک کردن شما از کبر مقرر فرمود. میفرمایند : ای مردم! خداوند ایمان به خود را قرار داده است تا شما از افقهای پراکنده نجات پیدا کنید. وقتی فلسفهی ایمان را ندانید چگونه میخواهید ایمان بیاورید و آن را بشناسید و بشناسانید؟؟!! حضرت در رابطه با فلسفهی احکام میفرمایند : خدا نماز را گذاشته است که خودبینی از تو برطرف شود، حق بینی جای خودبینی را بگیرد. تفسیر « اقم الصلوة لذکری» همین است. وقتی میتوانی یاد خدا باشی که یاد خود نباشی یعنی خودت برای خودت مهم نباشی. خودبینی و خودخواهی و خودپسندی ریشهی همهی انحرافهای از حق است و نماز آمد تا کبر را یعنی همهی آن نگاههای بر خود را به سوی خدا و بندگی خدا بکشاند و دیدید وقتی اهلالبیت (علیهم السلام) از مسند حکومت و هدایت جامعه حذف شدند دیگر ظاهر نماز ماند ولی هیچ یک از نتایجی که باید از نماز به دست میآمد نماند، جامعه گرفتار قبیله گرایی شد و از آن به بعد هرکس خود و قبیلهاش را برتر میدانست. . « و الزکوة تزکیة للنفس و نماء فی الرزق» و خداوند زکات را برای پاک کردن جان و رشد و نمو رزقتان قرار داد. « و الصیام تثبیتا للاخلاص» و روزه را تشریع فرمود جهت تثبیت و محکم نمودن اخلاص. میفرمایند : خداوند زکات را قرار داد تا نفس انسان از حب ذات تزکیه و پاک شود و رزق انسان نمو پیدا کند. امروزه انسانها عموماً در ادای زکات آن اشتیاقی که باید داشته باشند ندارند، و درنتیجه رزقها چه بسیار تنگ و خسته کنندهاند. مثلاً هجده ساعت کار میکند و چند برابر دیگران هم حقوق میگیرد اما رزقش نمو ندارد، تنگ و خسته کننده است چون زکات نمیدهد – زکات در اینجا به معنای عام آن است که عبارت است از زکات اصطلاحی و خمس و سهم امام و سایر اتفاقها - . . بعد میفرمایند : خداوند روزه را قرار داد تا ملکهی اخلاص در ما تثبیت شود. یعنی ما باشیم و خدا؛ روزه برای رسیدن به مقام خلوص است یعنی مقام یگانه شدن با خدا و سرّ این مسئله در اختیار اهلالبیت است. به همین جهت باید مسائل روزه را از آنها پرسید و آنها طوری ما را راهنمایی میکنند که از آن مقصد اصلی محروم نشویم. . . ادامه دارد ان شاءالله...
|
|||
|
|
۱:۱۳, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . . « والعدل تنسیقا للقلوب» و عدل تنظیمی است برای قلوب انسانها. حضرت میفرمایند : خداوند عدل را برای انضباط گرفتن قلبها قرار داد. یعنی قلب باید انضباط داشته باشد که این از طریق عدل حاصل میشود. اگر میخواهید قلبتان از افراط و تفریط نجات پیدا کند باید به عدل فکر کنید. مثلاً مواظب باشید بین فرزندتان عدالت را رعایت کنید. در خرید و فروش مواظب عدل باشید. این مسئله شما را انضباط میبخشد. حالا شما وقتی فهمیدید که با این عدل چه قلبی پیدا میکنید عاشق عدل میشوید. اما آن خلیفهای که اصلاً نمیداند عدل برای چیست و فلسفهی عدل کدام است ، هر روز باید مردم را به چوب بزند و بترساند تا عدل را رعایت کنند و تازه نه آن عدلی که در منظر حضرت علی (علیه السلام) مطرح است که انسان را متعالی میکند بلکه عدلی که بیشتر به تحجر شبیه است. . حضرت در ادامه میفرمایند : جهاد به شما عزت میدهد و صبر در دینداری باعث زیاد شدن اجر شماست و علما با صبرِ در دینداری ، دینداریِ ما از حالت بالقوه به بالفعل میرسد و ارزش اجر دادن پیدا میکند. امر به معروف عموم جامعه را نجات میدهد و برّ و نیکی به والدین شما را از خشم الهی نجات میدهد و صلهی رحم شما را رشد و هیبت میدهد. این فرهنگ و چشم بصیرت فاطمی است که میتواند ریشهی آتش خشم خدا به بعضی از خانوادهها را در عدم برّ به والدین ببیند. . « و توفیة المکاییل و الموازین تغییرا للبخس» و رعایت وزن و اندازهها موجب تغییر رذیلهی صفت بخل است. « و النهی عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس» و نهی از شرابخواری را سبب پاکیزگی از آلودگیهای شخصیت قرار داد. « و اجتناب القذف حجابا عن اللعنة» و دوری گزیدن از تهمت زدن را برای دور ماندن از لعنت الهی قرار داد. حضرت میفرمایند : کم فروشی نکن و به اندازه وزن کن تا خفت شخصیت و پستی بخل در تو از بین برود. مشروب نخور تا شخصیت تو آلوده نشود، شراب خواری انسان را پست و رذل و سبک میکند. . نوع نگاه حضرت را دقت کنید! بعضیها میگویند : مشروب کبد و بدن تو را خراب میکند پس مشروب نخور. یعنی نگاهِ صرفاً بدنی و مادی به احکام الهی دارند. در حالی که حضرت میفرمایند : مشروب نخور تا از پستی و خواری آزاد شوی. از تهمت زدن دوری کن چرا که تهمت تو را از رحمت خدا محروم میکند. یعنی با انجام ظاهر این عبادات روح انسان دارای کمالات معنوی میشود که خیلی ارزشمند تر از نتایج ظاهری است. و باید افق نیت خود را در انجام این وظایف و احکام الهی به بالاتر از این نتایج ظاهری سوق داد. ..... . . علت افراط و تفریط در دین . اگر جهان اسلام به این سخنان دقت کند خواهد پذیرفت آن خانوادهای که از اسرار احکام الهی باخبر است به واقع باید مجری اصلی احکام در جامعه باشد و دیگران باید با تبعیت از آنان نظام اسلامی را به جریان در آورند. شما ببینید «ولایت فقیه» میگوید : کار فقیه این است که حکم معصوم را برای شما بیابد و بیان و اجرا کند نه اینکه فکر و اندیشه خود را برای شما بیاورد. همه باید از طریق معصومی که فلسفهی احکام را میداند زندگی خود را سیر دهند. هرگاه ستون و محور آسیای جریان احکام الهی از صحنه خارج شود اجرای احکام به افراط و تفریط کشیده میشود و ملاک حقانیت و صحت امور گم میشود و هرکس بر اساس فکر خود عمل میکند. مالک بن نویره گفت : من فقط به اهلالبیت زکات میدهم خالد بن ولید را فرستادند که یا زکات بگیرد یا با او بجنگد. خالد ، مالک را کشت و همان شب با همسر او همبستر شد. وقتی قضیه به گوش ابابکر رسید و به ابابکر اعتراض کردند که باید حد زنا بر خالد جاری شود ، ابابکر در جواب گفت : شمشیری را که در راه خدا به حرکت در آمده است نمیگیرم. یعنی آیا شمشیر خالد شمشیر خداست؟؟!! آیا این افراط در طرفداری از کسی نیست که حکم خدا را زیر پا گذارده است؟؟!! . . نتیجه : فرهنگی که ابابکر و عمر به صحنه آوردند فرهنگ افراط و تفریط است و فرهنگی که از معصوم جدا شود و فلسفهی دین را نداند دائم در افراط و تفریط است. لذا حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبهی خود به طور مفصل فلسفهی وجودی هر حکمی را بیان میکند تا مدعیان خلافت رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اجرای دین ، خود را اندازه بزنند و ارزیابی کنند ببینند آیا در جای درستی قرار گرفتهاند؟!
. . |
|||
|
|
۱۸:۴۴, ۲۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . . فلسفه ی امامت اهل البیت در بین جامعه ی اسلامی . « و اطاعتنا نظاما للملة» و اطاعت از ما خانواده را سبب نظم یافتن امت اسلام و دین اسلام قرار داد – در فرهنگ دین، ملت به معنی دین است.- « و اماممتنا امانا للفرقة» و امامت و رهبری ما را برای در امان ماندن امت اسلامی از تفرقه قرار داد. حضرت می فرمایند : ای بندگان خدا! همانطور که خدا نماز و روزه و حج و ... را برای شما قرار داده است و در آن رمز و رازی هست ، اطاعت ما را هم برای شما واجب کرده است تا امت و دیانت نظم پیدا کند و اختلافات در جامعه از بین برود. . یکی از دانشمندان اهل سنت می گوید : اگر حضرت علی (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حاکم شده بود در جامعه اسلامی هیچ اختلافی بوجود نمی آمد (الموفیقات ص 580، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2، ص273). همین که خلیفه ی اول سرکار آمد، مهم ترین اصحاب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعتراض کردند. اما اگر حضرت علی (علیه السلام) سرکار آمده بود همه می گفتند : حق با علی است، کسانی هم که مخالفت می کردند دلیلی برای مخالفتشان نداشتند. ولی وقتی خلیفه ی اول سرکار آمد مخالفان او دلیل های محکم و قانع کننده ای داشتند. . ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می گوید : وقتی خبر خلافت ابابکر به سلمان رسید، گفت : « پیرمرد را انتخاب کردید؟! اما در مورد اهل البیت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خطا رفتید.» یعنی اگر علی (علیه السلام) را بر می گزیدند کسی مخالفت نمی کرد. و مخالفت معنای منطقی نداشت و دیگر فرقه های حنبلی و شافعی و مالکی و حنفی در اسلام بوجود نمی آمد. . در شرایط حذف اهل البیت بود که هرکس و هر فرقه ای می گفت : من درست می گویم و دلم اینطور گواه می دهد و خود را بر حق می دانست چرا که باید یک وجود مقدس معصوم در صحنه باشد تا این ها عقاید و افکار و احوالاتشان را با او بسنجند و چنین وجود مقدسی را خدا برای مردم در جامعه تعیین فرمود ولی او را حذف نمودند. لذا هرج و مرج فکری و اخلاقی و عملی در همه جا پیدا شد. . . حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قبل از این که اختلافات و هرج و مرج ها بوجود آید درست همان روزهای اول خلافت ابابکر می فرمایند : « و اطاعتنا نظاما للملة و اماممتنا امانا للفرقة» ای مردم! اگر از ما اطاعت کنید شیرازه ی دینتان حفظ می شود و تفرقه از بین می رود. ما خانواده ای هستیم که خداوند به ما یک لطفی کرده است برای شما. . امام خمینی (رحمة الله علیه) در وصیت نامه شان می فرمایند : « فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برای همه ی اسلام حجت است.» اهل سنت هم الان قبول دارند که سند این خطبه صحیح است . پس با طرح دقیق و عمیق این خطبه می توانیم جهان اسلام را نجات دهیم. . . بعضی از جنگ های زمان ابابکر با کسانی بود که نمی خواستند زکات را به غیر از اهل البیت بدهند (مانند همان جریان مالک بن نویره). با رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عده ای گفتند : اسلام رفت پس ما زکات نمی دهیم. عده ای هم گفتند : ما زکات را باید به اهل البیت و جانشینان واقعی پیامبر بدهیم نه به ابابکر. حالا ابابکر با هر دو گروه به اسم خروج از دین جنگید. گروه دوم را هم به اسم اینکه از دین خارج شده اند کشتند. این اختلاف ها عملا جامعه ی اسلامی را تکه تکه کرد و سرخوردگی بوجود آورد و آن امیدواری اولیه ای که امکان داشت با بودن حکیمانی مثل سلمان و اباذر و مقداد در کنار اهل البیت یک اسلام پسندیدنی را در جهان گسترش دهد، از بین رفت. . یعنی اسلامی بهر صحنه آمد که در این اسلام حضرت علی (علیه السلام) باید از صحنه می رفت و لذا کسانی میدان دار شدند که از فرهنگ اهل البیت فاصله داشتند. با آمدن ابابکر فرهنگ خطرناک میل مردم به صحنه آمد. در حالی که اگر علی (علیه السلام) بر سرکار آمده بود حاکمیت حکم خدا بر مردم به صحنه می آمد. چرا که در قلب امام معصوم جز حکم خدا چیز دیگری نیست. آدم خوب هرچه هم خوب باشد آخرش حکمش همان حکم مردم است نه حکم خدا. . در فرهنگ اسلامی بنا بود که معصوم یعنی کسی که قلبش ظرف حکم خداست حاکم باشد ولی با ابابکر و فرهنگ غیر معصوم که سرکار آمد، همه ی تاریخ آخرالزمان تغییر کرد!!!. . نتیجه : غم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) غم عظیمی است و این غم و این خطبه بر همه ی مسلمین حجت است که اسلام از مسیر اصلی خود فاصله گرفته و گرفتار تفرقه شده است. .
. ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۹:۰۷, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم .. « ایها الناس! اعلموا انی فاطمة و اَبی محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) » ای مردم! بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. . چرا حضرت خودشان را معرفی می کنند؟ از این جمله متوجه می شویم که تمام تلاش سقیفه سازان این بود که فاطمه (سلام الله علیها) را نبینند و حتی گوششان را نسبت به اینکه فاطمه (سلام الله علیها) آمده است با آن ها سخن بگوید، به نشنیدن بزنند همانطور که با آن همه تاکیدات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در معرفی وجود مقدس فاطمه (سلام الله علیها) خود را به نشنیدن زدند. اینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) خودشان را معرفی می کنند یک پیام تاریخی دارند تا زمانه ای را ترسیم کنند که بنای نشناختن فاطمه (سلام الله علیها) را گذاشته بودند. بعد ادامه می دهند : . . « اقول عودا و بدءاً» آنچه ابتدا گویم همان را در انتها به زبان آورم و خلاصه حرف اول و آخر یک نکته بیش نیست! « و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا» آنچه می گویم غلط و مغالطه نیست و آنچه را هم انجام می دهم ظلم و پراکنده گویی نیست! . از ابتدا تا حال برای شما از توحید و قرآن و پیامبر و فلسفه احکام و ... گفتم حالا هم در ادامه ی حرفم می خواهم از خلافت و ولایت حرف بزنم همان ها را می گویم و جلوه ی قرآن و اسلام را در صورت دیگری عرض می کنم. آنچه می گویم غلط و پرت و پلا نیست با آرامش کامل و بدون عصبانیت هم می گویم. آنچه می گویم ظلم و جور هم نیست – پس بر مبنای یک رسالت سخن می گوید نه به جهت عصبانیت و خشم-. . . «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رؤوف رحیم» اشاره به آیه 128 سوره توبه است که خدا می فرماید : رسولی از طرف خدا از بین خودتان برایتان آمد. بر او سخت است آنچه شما را آزار می دهد. بر سعادت و ایمان آوردن شما حریص است و نسبت به مومنین در مهربانی و رحمت خاص قرار دارد.. « فاِن تعرفوه تجدوه ابی دون نسائکم» پس اگر پدرم را بشناسید می دانید که من پدری دارم که هیچ یک از زنان شما چنین پدری ندارد. « و اخا اِبن عمی دون رجالکم» و آن پیامبر برادر پسر عموی من بود نه برادر مردان شما. « و لنعم المعزی الیه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) » و چه خوب است با او نسبت داشتن. . ای مردم! پیامبری از خود شما به سوی شما آمد که رنج های شما بر او گران است و دلسوز بر شماست و بر مومنین مهربان و رئوف است. اگر شما نسب پیامبر را دنبال کنید او پدر من است و هیچ یک از زنان شما چنین پدری ندارد. و برادر پسر عموی من بود و نه برادر مردان شما. چون پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی به مدینه هجرت کردند با حضرت علی (علیه السلام) عقد اخوت بستند و چه خوش نسبتی است نسبت با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و با علی (علیه السلام). یعنی یک فرهنگی است که این فرهنگ در رابطه با ما به جامعه می آید. شما حواستان باشد که دارید از این فرهنگ منصرف می شوید و درواقع دلسوزهای واقعی خود را رها کرده اید که آزار شما برای آن ها سخت و طاقت فرساست. . . خلوص، شرط احیاء دین « و فهتم بکلمة الاخلاص» و به کمک پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دهان های شما به کلمه ی اخلاص باز شد. « فی نفرٍ من البیض الخماص» در میان گروهی که سپیدروی و شکم به پشت چسبیده بودند. . حضرت می فرمایند : شما آرام آرام با نور دین پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به جایی رسیده اید که سخن از توحید می گویید. مگر این چیز ساده ای است؟؟!! شما به جایی رسیده اید که وقتی مشکلی برایتان پیش می آید متوجه می شوید پای خدا در کار است و تذکری است الهی. وقتی نعمتی به شما می رسدمی بینید پای خدا در کار است و می خواهد امتحانی را اجرا نماید. این که آدم بفهمد فوق جریانات زندگی و حوادث روزگار یک نیروی لایزال قدرتمند حکیم عادل مدبر در کار است یک شعور پیامبری است و این از طریق دین به ما رسیده است. اخلاص یعنی همه چیز را به خدا ربط دادن و او را تمام مقصد و مقصود خود گرفتن. . این دین و این فرهنگ توحیدی و اخلاص را پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با کسانی به صحنه آورد که روسفیدان شکم تهی بودند. یعنی مسلمانان نورانی که شکم پُر و عشرت زده و عیاش نبودند. یعنی هیچ وقت دین از طریق مرفهین روی کار نمی آید. به تعبیر امام خمینی (رحمة الله علیه) : « مبارزه، با رفاه طلبی سازگار نیست» . « تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت را چشیده باشند». . . نتیجه : حضرت خصوصیات سینه چاکان و پایه گذاران دین را تبیین می کند : روسفیدانی متعبد و متدین، کسانی که شکم چران نیستند. اهل شهرت و شهوت نیستند. اصلا خدا به کسانی که اهل هوس و شهوت اند توفیق ایجاد نظام توحیدی و اسلامی را نمی دهد. این موضوع برای شما عبرت هم باشد که اگر می خواهید در احیاء دین به معنای واقعی نقش داشته باشید باید نگهبان شکم و شهوتتان باشید. انسانی که عبودیت را از دست داد غیرممکن است بتواند کار حسابی بکند. کارهایش برای جامعه پیش از آنکه خدمت باشد ضرر است چون خداوند هیچ وقت به او توفیق خدمت نخواهد داد. . . ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۳۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . . راز عزت و ذلت ملت ها . « و کنتم علی شفا حفرة من النار» و شما بر کناره پرتگاهی از آتش بودید. « مذقة الشارب و نهزة الطامع» مانند جرعه ای آب (که به سادگی شما را می توانستند بنوشند) و آنقدر ضعیف که هرکس طمع به چیزی داشت به سراغتان می آمد. حضرت می فرمایند : ببینید چه فکر و فرهنگی به صحنه آمد و شما را تا کجا اوج داد و شما تا قبل از آن در چه شرایطی بودید. مگر شما در لبه ی پرتگاه سقوط در آتش نبودید؟ قبل از اینکه اسلام برای شما بیاید زندگی شما از نظر ناامنی مانند حالتی بود که هر لحظه خطر سقوط در آتش را احساس می کردید. شما همانند « مذقة الشارب» آب بسیار اندک و قلیلی بودید که در یک گوشه ی گودال جمع شده و هرکس می خواست به راحتی از آن کمی برمی داشت و می برد و هیچ وقت هم کسی نمی گفت چرا برداشتی و کجا بردی . موقعیت شما مثل موقعیت چنین آبی بود. شما مثل لقمه ای بودید که هرکس می خواست می توانست به راحتی بخورد و به اصطلاح، شما را یک لقمه کند و آب هم از آب تکان نمی خورد. راستی این هیبت و قدرت امروزی را از کجا بدست آوردید؟ که نه تنها دیگر لقمه نیستید بلکه تعیین کننده ی سیاست های منطقه نیز شده اید. . یکی از دانشمندان می گوید : « عربستان آنقدر بی ارزش بود که ارزش مستعمره شدن توسط یکی از دو قدرت آن روز یعنی ایران و روم را هم نداشت» . . « و موطی ءالاقدام» و مثل محل لگدکوب شدن روندگان زیر پا له شده بودید. « تشربون الطرق و تفتاتون القد و الورق» از آبی که شتران در آن رفته و آن را آلوده می کردند می آشامیدید و از پوست حیوانات و برگ درختان غذا می گرفتید. « اذلة خاسئین» خوار بودید و مطرود. « تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم» می ترسیدید که اطرافیان شما را بربایند. . حضرت می فرمایند : شما به راحتی لگدکوب می شدید و کسی هم در بین شما نبود که تصمیمی بگیرد. شما از آب آلوده می آشامیدید همان آبی که حیوانات در آن وارد و آن را آلوده می کردند و می خوردند. شما در بدترین شرایط ذلت آنقدر بی مقدار بودید که هر لحظه امکان ربوده شدنتان می رفت. توجه داشته باشید که حضرت نمی خواهند به کسی توهین کنند. قصد حضرت این است که فضای زمان ظهور اسلام را برای آنها ترسیم کنند تا سری از اسرار فاطمی را آشکار نمایند. . هرکسی به واقع دقت کند متوجه خواهد شد که یک قدرت غیرمنتظره ای در ملتی روی آورد و اگر مسلمانان مبنای این قدرت و هیبت را متوجه نشوند آن را طبیعی می دانند و سعی نمی کنند با ادامه ی حیات اسلامی حفظش کنند و لذا پس از مدتی آن عزت را از دست خواهند داد. حضرت نقش اسلام را در این عزتمندی گوشزد می کنند که کمال و عُلوّی که مسلمانان پیدا نمودند در اثر رابطه با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. اگر پس از پیامبر این رابطه – که به صورت ربط با امام می تواند باقی بماند- از بین برود هم جاهلیت گذشته و هم خواری و ضعف دوباره برمی گردد و چقدر پیش بینی حضرت زهرا (سلام الله علیها) درست از آب درآمد. . « فانقذکم الله تعالی بمحمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) » تا آنکه خدای محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طریق اسلام شما را نجات داد. حضرت می فرمایند : حالا شما ببینید به وسیله چه کسی نجات پیدا کردید؟ حضرت این خطبه را در شرایطی ایراد می کنند که مکه و مدینه یکی از قطب های جهان آن روز به حساب می آید. . طبق اسناد تاریخی آنقدر جزیرة العرب قبل از اسلام بی مقدار بود که پادشاه ایران به فرماندار یمن نامه می نویسد : شنیده ام کسی در عربستان ادعای پیغمبری کرده است. برو او را دستگیر کن بیاور اینجا یا او را بکش. ببینید چقدر جزیرة العرب را بی مقدار می دیدند. حالا در آخرین روزهای حیات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امپراطوری روم نیرو تهیه کرده است تا با مسلمانان بجنگد و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مسلمانان دستور داده اند به طرف منطقه موته بروید و آمامده جنگ شوید. یعنی آنقدر مسلمانان توانا شده بودند که می خواهند با روم بجنگند. یکی از دانشمندان می گوید اینکه اسلام به اراده ی خدا می آید در پایین ترین منطقه های جهان از نظر فکری و فرهنگی – یعنی عربستان- نهضت خود را شروع می کند شاید سرّش این باشد که می خواهد توانایی اسلام را در تغییر دادن شرایط نشان دهد. به عنوان مثال شهید حاج مهدی باقری می گوید : شهید نواب صفوی در ابتدای کارش سراغ لختی های یکه بزن تهران تهران رفت و گفت من روی اینها کار می کنم تا به دو نتیجه برسم. یکی اینکه مردم از شر بدی های اینها راحت شوند. دیگر اینکه به بقیه ثابت کنم که اسلام در اصلاح انسانها چقدر توانایی دارد. . نتیجه : این عزت را مردم از اسلام دارند و گوشزد می کنند مواظب باشید با حذف جریان صحیح اسلامی، نقطه ی عزت خود را تیر باران خواهید کرد. . . ادامه دارد ان شاءالله...
|
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۷/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . . نقش حضرت علی (علیه السلام) در ایجاد اسلام . « بعد اللتیا و التی» بعد از چنین و چنان (بعد از حوادث زیادی که بر سر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمد) « بعد ان مُنِیَ بِبُهِمَ الرجال» و بعد از آنکه حضرت بلاهایی از دست قلدران و گردنکشان کشید، « و ذؤبان العری و مردة العرب» هم از گرگ های عرب و هم از سرکشان اهل کتاب. . « کلما اَو قدوا ناراً للحرب اطفاها الله» هرگاه که آتش جنگ برافروختند، خدا خاموشش فرمود. « او نجم قرن للشیطان» یا هر هنگام که شاخ شیطان سر برآورد، « او فغرت فاغرة من المشرکین» یا اژدهایی از مشرکین دهان باز کرد، « قذف اخاه فی لهوتها» رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برادرش – علی (علیه السلام) – را در کام اژدها و گلوگاه آن افکند. . سیر بحث حضرت را دقت کنید. در ابتدا از سبک و بی ارزش بودن ملت قبل از گرایش به اسلام سخن گفتند بعد فرمودند : عزت پیدا کردید و این عزتی که پیدا کردید از اسلام و پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. حال می فرمایند این عزت به راحتی و سادگی به دست نیامد. بعد از خون دل خوردن ها و مجاهده کردن ها و مبارزه کردن با سران کفر و گرگ های عرب و سرکشان اهل کتاب اسلام به صحنه آمد و حالا می تواند شما را از حقارت و پستی نجات دهد و عزت بخشد. هروقت آتشی برافروخته می شد خدا آن را از طریق مجاهده های پیامبر خاموش می کرد و وقتی شاخی از شیطان سر بر می کشید یا دهان اژدهایی از مشرکان باز می شد پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برادرش علی (علیه السلام) را در دل این آتش می انداخت. مگر جز این است که دشمن دائم حمله و توطئه و نقشه های گوناگون علیه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اسلام داشت. حالا با کدام شجاعت ها و مبارزات بود که این توطئه ها فرو نشست که امروز شما قدرت و عزت پیدا کردید؟؟!! مگر جز با مبارزات علی (علیه السلام) این کار عملی بود؟؟!! . . حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از این مقدمات امیرالمومنین را ترسیم می کند. حال ببینید چقدر این ترسیم برای امروزه ی جهان اسلام راهگشاست. حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرمایند : وقتی به امیرالمونین ماموریتی داده می شد، انقلاب را از خودش می دانست، نمی گفت این کار شدنی نیست و یا به کس دیگری واگذار کنید. آنچه باعث ماندگاری دین اسلام شد پاکبازی یاران اصلی اسلام بود که در راس آنها علی (علیه السلام) قرار داشت. بطوری که خلیفه دوم نیز اقرار کرد : « لو لا سیفه لما قام عمود الاسلام» و حضرت زهرا در این فراز رمز بوجود آمدن اسلام و هر انقلابی را متذکر می شوند تا ما امروز بتوانیم صاحبان اصلی انقلاب را از فرصت طلبان و وارثان دروغین جدا کنیم و بدانیم « علت مبقیه همان علت محدثه است.» یعنی با همان روحیه ای که اسلام و انقلاب بوجود آمد ، با همان روحیه و افرادی که همان روحیه را دارند اسلام و انقلاب پایدار می ماند. . .[/b] همیشه با هر دینی سه نوع برخورد می شود : برخورد مقابله و مخالفت، برخورد رندانه و فرصت طلبانه و برخورد مادرانه و دلسوزانه. . 1. عده ای صریحا مخالف دین و مخالف حاکمیت دستورات آن هستند. . 2. عده ای مخالف دین نیستند ولی دین را از خودشان نمی دانند. اگر دین محقق شد می گویند : ما هم هستیم. شاید هم دلشان می خواهد اسلام محقق شود، حالا محقق هم که نشد شخصیتشان را با اسلام گره نزده اند که بخواهند تمام وجودشان را خرج اسلام بکنند. . 3. عده ای هم مدافع سرسخت اسلام هستند و زندگی را با بندگی حق و دفاع از دین خدا معنادار می بینند که در راس آنها علی (علیه السلام) است. علی بن ابی طالب (علیه السلام) تمام وجودش را خرج اسلام می کرد تا فتنه ها و توطئه هایی را که مانع تحقق اسلام است دفع کند. . . حضرت زهرا (سلام الله علیها) خصوصیات امیرالمومنین را بیان می کنند و می پرسند شما چطور بودید؟ مگر جز این بود که شما در راحتی و رفاه نشسته و نظاره گر بودید؟ به تحلیل تاریخی حضرت دقت کنید. شما دیده اید بعضی ها دلشان می خواهد که در آخر سینه چاکان اسلام و انقلاب شکسته شوند و از صحنه خارج گردند تا خودشان بیایند و میراث خور انقلاب و اسلام شوند. حالا حضرت می فرمایند خوب چشمتان را باز کنید و بدانید که اسلام فقط و فقط با این خصوصیاتی که در علی (علیه السلام) است می ماند. یعنی شما آمده اید وارث دینی شده اید که این دین هنوز هم زیر حمله دشمنان است. حالا خودتان بگویید آیا حاضرید از دین آنچنان دفاع کنید که خودتان بروید ولی دین بماند؟ سابقه شما نشان می دهد که این چنین نیستید. پس بدانید در حمله هایی که به دین می شود شما دین را می دهید و خودتان را حفظ می کنید بنابراین با حاکمیت شما دین از بین می رود. . . حضرت می فرمایند : هروقت مشکلی پیش می آمد و اژدهایی دهان باز می کردپیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برادرش علی (علیه السلام) را در دل آتش می انداخت. . همین جا اشاره ای کنیم به یکی از شبهاتی که گاهی مطرح می شود : شبهه : می پرسند چرا پیغمبر اقوام خودش را امام قرار داد؟ و یا ائمه فرزندان خودشان را به عنوان امام تعیین می کردند ؟ جواب : حالا با این مسئولیت که به عهده ی آنها گذاشتند نقل و نبات تقسیم فرزندانشان کردند؟ یا خود و فرزندان خود را تا شهادت جلو بردند؟ ائمه (علیهم السلام) که از آینده خبر داشتند پس این تهمت که آقا پارتی بازی شده درست نیست بلکه برای این کار مهم، پاکبازان و سینه چاکانی نیاز بود که همه چیزشان را در طبق اخلاص بگذارند و ارائه دهند و این روحیه در ائمه معصومین (علیهم السلام) به نمایش درآمد. آیا انتخاب پیامبر و بقیه ائمه (علیهم السلام) عالی ترین انتخاب نبود؟ آیا ائمه تا پای جانشان در دفاع از اسلام ایستادگی نکردند؟؟!! و آیا برای حفظ اسلام تنها همین روحیه ها نیاز نبود ؟؟!! . . نتیجه : حضرت روی این نکته انگشت می گذارند که این اسلام با سینه چاکی های علی (علیه السلام) ماند و فقط با علی (علیه السلام) می تواند ادامه یابد و اگر او را از مسند حاکمیت حذف کنید پس از مدتی نه آن عزت آمده می ماند و نه از آن اسلام شور آفرینِ قدسی دیگر خبری خواهد ماند. . .
ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واکاوی یکی از مهمترین آفات در مسیر خود سازی (پست ویژه)$# | علی 110 | 56 | 31,777 |
۵/اسفند/۹۲ ۱۵:۳۴ آخرین ارسال: mohebALI |
|





![[تصویر: 0111.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8118806334/0111.jpg)

