کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
*** مناظره پیرامون شهادت حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها
۲:۲۷, ۱۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


جناب عایشه درخواستی کردند مبنی بر مناظره پیرامون این موضوع و ادعایی کردند مبنی بر اینکه ما هرگز پیرامون این موضوع، مناظره نخواهیم کرد.

حقیر إن شاء الله آماده برای این مناظره هستم.

جناب عایشه؛ نظرتون رو بیان بفرمایید.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، help me ، SAViOR ، فاطمه خانم ، Havbb 110 ، عایشه ، fighters ، میلاد.م ، ali-0110 ، وحید110 ، حسنیه ، سید ابراهیم ، حضرت عشق ، عبدالرحیم ، sagheb ، حسن.س. ، رضوانه ، علمدار133 ، یاســین ، azade ، Farzaneh ، mahdy30na ، ترنم ، صهبا ، yamin ، آیلار ، انتصـار ، انصارالمهدی ، ZaHrA110M ، صبح صادق ، السا ، bagheri4 ، neyestan23 ، مسجد عشاق

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۴۳, ۲۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
(۲۴/اسفند/۹۲ ۱:۴۶)farshid2002002 نوشته است:  با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت صدیقه طاهره،حضرت فاطمه سلام الله علیها، با توجه به اینکه ظاهرا قرار نیست خانم عائشة برای بحث و مناظره نه در این موضوع و نه در موضوع خلافت و امامت تشریف بیارن،بنــــــده یک پیشنهاد دارم و اون هم اینه که برای پیش رفتن بحث و بالا رفتن سطح توان پاسخگویی به شبهات در اعضا،بنده به عنوان یک وهابی در ظاهر شبهات مربوط به شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها رو در این جا مطرح کنم و تا جایی هم که میشه پیچیده اش کنم و بقیه ی دوستان پاسخ بدن و در نهایت خودم هم اگر لازم دیدم کامل کنم پاسخ ها رو.

دوستان بگن نظرشون در این مورد چیه تا بنده هم شروع کنم.

ممنون.
ولی این پیشنهاد خوبیه ها...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ali-0110 ، علمدار133 ، مصطفي مازح7610
۹:۱۹, ۲۸/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۲ ۹:۲۰ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

آيا كتاب «صحيح بخارى» را مى شناسى؟ آيا مى دانى اين كتاب چقدر مهم است؟

صحيح بخارى، بهترين كتاب اهل سنّت مى باشد. آن ها به اين كتاب، اعتقاد زيادى دارند و آن را برادرِ قرآن مى خوانند.

نويسنده اين كتاب، استاد بُخارى است، او در شهر «بخارا» به دنيا آمد، براى همين او را استاد بُخارى نام نهاده اند، او براى كسب علم و دانش، از شهر خود به عربستان و مصر و عراق سفر نمود. استاد بُخارى، به هر استادى اعتماد نمى كرد، همين ويژگى اوست كه باعث شده تا كتاب او، حرف اوّل را در ميان صدها كتاب بزند.[1]

من خبردار شده ام كه استاد بُخارى در شهر كوفه است. من دوست دارم او را ببينم، براى همين از فرصت استفاده مى كنم و به شهر كوفه مى روم. يادت نرود ما قرن سوم هجرى هستيم. استاد بُخارى به كوفه آمده است تا نزد علامه ابن ابى شَيبه شاگردى كند.[2]

* * *

به من مى گويى كه علامه ابن ابى شَيبه كيست؟ گويا بار اوّلى است كه نام او را شنيده اى!

علامه ابن ابى شَيبه از بزرگ ترين دانشمندان اين روزگار است، او درياى علم است، هر كس مى خواهد از علم و دانش بهره ببرد، نزد او مى آيد، بى جهت نيست كه استاد بُخارى اين روزها در كوفه است و در درس اين علامه حاضر مى شود.

بيا با هم به مسجد كوفه برويم، الان درس علامه ابن ابى شَيبه شروع مى شود.

وارد مسجد كوفه مى شويم، اين مسجد چه حال و هوايى دارد! در اينجا معنويت موج مى زند. ابتدا دو ركعت نماز مى خوانيم.

آن طرف را نگاه كن!، چه جمعيّت زيادى در آنجا جمع شده است، آن ها شاگردان علامه ابن ابى شَيبه هستند. آيا مى توانى آن ها را بشمارى؟ تعداد آن ها بسيار زياد است. من شنيده ام در سفرى كه استاد به بغداد داشت، سى هزار نفر در درس او شركت مى كردند.

گوش كن! استاد دارد سخن مى گويد: «عزيزان من! هرگاه خواستيد مطلبى را نقل كنيد، دقّت كنيد كه آن مطلب داراىِ سند و مدرك باشد. چند روز قبل، باخبر شدم كه يكى از بزرگان، حديثى را نقل كرده است. من نمى دانم او اين مطلب را از كجا نقل كرده است؟ من همه كتاب ها را مطالعه كردم، چنين حديثى نيافتم».

اين سخن علامه ابن ابى شَيبه مرا به فكر فرو مى برد، استاد ابن ابى شَيبه كسى است كه نسبت به نقل مطلب بدون سند، واكنش نشان مى دهد، او آدم بى خيالى نيست، او از اين كه يك نفر مطلبى را بدون سند و مدرك نقل كرده است، ناراحت شده است.

او چندين كتاب را بررسى كرده است. اكنون كه مدرك و سندى براى آن حديث نديده است، وظيفه خود دانسته كه در جمع شاگردان خود اين نكته را بيان كند. آرى! او با شجاعت تمام در مقابل كج روى ها مى ايستد، او دوست دارد وقتى ديگران مطلبى را نقل مى كنند، مدرك آن را هم بيان كنند.

درس علامه ابن ابى شَيبه تمام مى شود، الان فرصت خوبى است كه من نزد او بروم و سؤال خود را بپرسم:

ـ استاد! من در مورد حوادث بعد از وفات پيامبر تحقيق مى كنم. من مى خواستم بدانم نظر شما در اين مورد چيست؟

ـ بعد از وفات پيامبر حوادث زيادى روى داده است. منظور شما كدام حادثه است؟

ـ حوادث خانه فاطمه(سلام الله علیها).

ـ مگر شما كتاب مرا نخوانده ايد؟

ـ كدام كتاب؟

ـ كتاب «المصنّف». برويد و اين كتاب را بخوانيد، پاسخ خود را خواهيد يافت.

* * *

كتاب را باز مى كنم و چنين مى خوانم: «مردم مدينه با ابوبكر بيعت كردند، يكى از ياران على به خانه او مى آمد و آن دو با هم گفتگو مى كردند. اين خبر به گوش عُمَر رسيد. عُمَر نزد فاطمه آمد و به او گفت:

اى دختر پيامبر! پدر تو و تو نزد من حرمت داريد، امّا اين باعث نمى شود كه من خانه تو را آتش نزنم. وقتى على به خانه آمد، فاطمه به او گفت: امروز عُمَر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر شما باز هم در اين جا جمع شويد، او ما و اين خانه را در آتش بسوزاند.[3]

به راستى چرا عُمَر چنين تهديدى نمود؟چرا او با فاطمه اين گونه سخن گفت؟ مگر فاطمه پاره تن پيامبر نبود، چرا عُمَر فاطمه (سلام الله علیها) را به سوزاندن خانه و اهل خانه اش تهديد كرد؟

نمى دانم، آن برادر يا خواهر سُنّى كه همه مطالب را دروغ مى دانست، آيا او اين مطالب را نخوانده است؟[4]





[1]. «محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة، أبو عبد الله الجعفي البخاري: الإمام في علم الحديث، صاحب الجامع الصحيح والتاريخ، رحل في طلب العلم إلى سائر محدّثي الأمصار، وكتب بخراسان والجبال، ومدن العراق كلّها، وبالحجاز والشام ومصر... ورد بغداد دفعات وحدّث بها، فروى عنه من أهلها... ولد يوم الجمعة بعد صلاة الجمعة لثلاث عشرة ليلة خلت من شهر شوّال سنة أربع وتسعين ومئة، وتوفّي ليلة السبت عند صلاة العشاء ليلة الفطر، ودُفن يوم الفطر بعد صلاة الظهر يوم السبت لغرّة شوّال من سنة ستّ وخمسين ومئتين، عاش اثنتين وستّين سنةً إلاّ ثلاثة عشر يوماً... طلب العلم وجالس الناس، ورحل في الحديث ومهر فيه وأبصر، وكان حسن المعرفة، حسن الحفظ، وكان يتفقّه... قال محمّد بن إسماعيل: أخرجتُ هذا الكتاب ـ يعنى الصحيح ـ من زهاء ستمئة ألف حديث... ما أدخلت في كتابي الجامع إلاّ ما صحّ، وتركت من الصحاح لحال الطوال... فما في هذه الكتب أجود من كتاب محمّد بن إسماعيل البخاري، قال لي محمّد بن إسماعيل البخاري: ما وضعت في كتاب الصحيح حديثاً إلاّ اغتسلت قبل ذلك وصلّيت ركعتين...»: تاريخ بغداد ج 2 ص 5; «البخاري شيخ الإسلام وإمام الحفّاظ، أبو عبد الله محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة بن بردزبه الجعفي، مولاهم البخاري، صاحب الصحيح والتصانيف، مولده في شوّال سنة أربع وتسعين ومئة، و أوّل سماعه للحديث سنة خمس و مئتين، و حفظ تصانيف ابن المبارك وهو صبي، ونشأ يتيماً، و رحل مع أُمّه و أخيه سنة عشر و مئتين بعد أن سمع مرويات بلده من محمّد ابن سلام والمسندي و محمّد بن يوسف البيكندي. وسمع ببلخ من مكّي بن إبراهيم، وببغداد من عفّان، وبمكّة من المقرئ، وبالبصرة من أبي عاصم والأنصاري، وبالكوفة من عُبيد الله بن موسى، وبالشام من أبي المغيرة والفريابي، وبعسقلان من آدم، وبحمص من أبي اليمان، وبدمشق من أبي مسهر. شدا وصنّف وحدّث وما في وجهه شعرة، وكان رأساً في الذكاء، رأساً في العلم، ورأساً في الورع والعبادة... وكان شيخاً نحيفاً ليس بطويل ولا قصير، إلى السمرة، كان يقول: لمّا طعنت في ثماني عشرة سنة، جعلت أصنّف قضايا الصحابة والتابعين وأقاويلهم في أيّام عُبيد الله بن موسى، وحينئذ صنّفت التاريخ عند قبر النبيّ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) في الليالي المقمرة، وعن البخاري قال: كتبت عن أكثر من ألف رجل... وقال محمّد بن خميرويه: سمعت البخاري يقول: أحفظ مئة ألف حديث صحيح، وأحفظ مئتي ألف حديث غير صحيح. وقال ابن خزيمة: ما تحت أديم السماء أعلم بالحديث من البخاري»: تذكرة الحفّاظ ج 2 ص 555; «محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة الجعفي، أبو عبد الله البخاري، جبل الحفظ، وإمام الدنيا في فقه الحديث من الحادية عشرة، مات سنة ستّ وخمسين في شوّال وله اثنتان وستّون سنة»: تقريب التهذيب ج 2 ص 55; «أبو عبد الله البخاري، محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة بن بردزبه، وقيل: بذدربّه، وهي لفظة بخارية، معناها الزرّاع. أسلم المغيرة على يدي اليمّان الجعفي والي بخارى، وكان مجوسياً، وطلب إسماعيل بن إبراهيم العلم...»: سير أعلام النبلاء ج 12 ص 391; «محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة بن بذدزبة، وقيل: بردزبة، وقيل: ابن الأحنف الجعفي، مولاهم، أبو عبد الله بن أبي الحسن البخاري الحافظ، صاحب الصحيح، إمام هذا الشأن، والمقتدى به فيه، والمعوّل على كتابه بين أهل الإسلام. رحل في طلب الحديث إلى سائر محدّثي الأمصار، وكتب بخراسان والجبال، ومدن العراق كلّها، وبالحجاز والشام ومصر...»: تهذيب الكمال ج 24 ص 430; «محمّد بن إسماعيل البخاري... هو محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة بن بردزبة البخاري الجعفي، وبردزبة مجوسي مات عليها، والمغيرة بن بردزبة أسلم على يدي النعمان البخاري الجعفي...»: التعديل والتجريح ج 1 ص 282; «محمّد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة الجعفي البخاري، أبو عبد الله، يروي عن عُبيد الله بن موسى وأبي عاصم والمكّي بن إبراهيم، مات ليلة عيد الفطر سنة ستّ وخمسين ومئتين، وقبره بخرتنك على فرسخين من سمرقند، ودُفن من الغد يوم الفطر يوم السبت، وكان من خيار الناس، ممّن جمع وصنّف ورحل وحفظ وذاكر وحثّ عليه، وكثرت عنايته بالأخبار وحفظه للاثار، مع علمه بالتاريخ ومعرفة أيّام الناس، ولزوم الورع الخفي والعبادة الدائمة إلى أن مات»: الثقات لابن حبّان ج 9 ص 113.

[2]. «قال الذهبي في ترجمة ابن أبي شيبة: حدّث عنه الشيخان (البُخاري ومسلم) وأبو داود وابن ماجة»: سير أعلام النبلاء ج 11 ص 122.

[3]. «حين بويع لأبي بكر بعد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، كان عليّ والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول الله فيشاورونها ويرتجعون في أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن الخطّاب خرج حتّى دخل على فاطمة فقال: يا بنت رسول الله! والله ما من أحد أحبّ إلينا من أبيك، وما من أحد أحبّ إلينا بعد أبيك منك، وأيم الله ما ذاك بمانعي إن اجتمع هولاء النفر عندك إن أمرتهم أن يُحرّق عليهم البيت! قال: فلمّا خرج عمر جاووها فقالت: تعلمون أنّ عمر قد جاءني وقد حلف باللّه لئن عدتم ليحرقنّ عليكم البيت، وأيم الله ليمضين لما حلف عليه، فانصرفوا راشدين، فروا رأيكم ولا ترجعوا إليَّ. فانصرفوا عنها، فلم يرجعوا إليها حتّى بايعوا لأبي بكر...»: المصنّف لابن أبي شيبة ج 8 ص 572.
[4]. «ابن أبي شيبة: عبد الله بن محمّد بن القاضي أبي شيبة إبراهيم بن عثمان، الإمام العلم، سيّد الحفّاظ، وصاحب الكتب الكبار: المسند والمصنّف والتفسير، أبو بكر العبسي، مولاهم الكوفي، أخو الحافظ عثمان بن أبي شيبة، والقاسم بن أبي شيبة الضعيف، فالحافظ إبراهيم بن أبي بكر هو ولده، والحافظ أبو جعفر محمّد بن عثمان هو ابن أخيه، فهم بيت علم، وأبو بكر أجلّهم، وهو من أقران أحمد بن حنبل، وإسحاق بن راهويه، وعلي بن المديني في السنّ والمولد والحفظ، ويحيى بن معين أسنّ منهم بسنوات. طلب أبو بكر العلم وهو صبي... وكان بحراً من بحور العلم، وبه يُضرب المثل في قوّة الحفظ. حدّث عنه: الشيخان وأبو داود وابن ماجة... قال يحيى بن عبد الحميد الحماني: أولاد ابن أبي شيبة من أهل العلم، كانوا يزاحموننا عند كلّ محدّث... واجتمع عليه نحو من ثلاثين ألفاً، وجلس أبو بكر في مسجد الرصافة، وكان أشدّ تقدّماً من أخيه، اجتمع عليه نحو من ثلاثين ألفاً. قلت: وكان أبو بكر قويّ النفس بحيث إنّه استنكر حديثاً تفرّد به يحيى بن معين عن حفص بن غياث، فقال: من أين له هذا؟ فهذه كتب حفص ما فيها هذا الحديث»: سير أعلام النبلاء ج 11 ص 122; «عبد الله بن محمّد بن أبي شيبة إبراهيم بن عثمان بن خواستي، أبو بكر العبسي، مولاهم الكوفي الحافظ، أحد الأعلام... قال يحيى الحماني: أولاد ابن أبي شيبة من أهل العلم، كانوا يزاحموننا عند كلّ محدّث. وقال أحمد بن حنبل: أبو بكر بن أبي شيبة صدوق، وهو أحبّ إليَّ من أخيه عثمان. وقال أحمد بن عبد الله العجلي: كان ثقةً حافظاً للحديث... وقال عمرو الفلاّس: ما رأيت أحفظ من ابن أبي شيبة، قدم علينا مع علي بن المديني، فسرد الشيباني أربعمئة حديث حفظاً وقام. وقال أبو عُبيد: انتهى الحديث إلى أربعة، أبو بكر بن أبي شيبة أسردهم له، وأحمد بن حنبل أفقههم فيه، ويحيى بن معين أجمعهم له، وعلي بن المديني أعلمهم به...»: تاريخ الإسلام ج 17 ص 227; «أبو بكر بن أبي شيبة الحافظ، عديم النظير، الثبت النحرير، عبد الله بن محمّد بن أبي شيبة إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي، مولاهم الكوفي، صاحب المسند والمصنّف وغير ذلك...»: تذكرة الحفّاظ 2 ص 432; «عبد الله بن محمّد بن أبي شيبة، إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي، مولاهم، أبو بكر الحافظ الكوفي... انتهى العلم إلى أربعة، فأبو بكر أسردهم له، وأحمد أفقههم فيه، ويحيى أجمعهم له، وعلي أعلمهم به...»: تهذيب التهذيب ج 6 ص 3.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، Ali#59 ، صبح صادق ، محب الزهرا ، al-shia ، حضرت عشق
۱۹:۲۵, ۲۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام بر محبین اهلبیت علیهم السلام
هر کدام از طرفهای مناظره یا مباحثه که حرف مستند و مستدل یا به عبارت دیگر محکمه پسند نداشته باشد متوسل به انواع بهانه های خنده دار میشود تا خود را از بن بستی که در آن قرار دارد برهاند ، لذا به همین دلیل و دلایل بسیار دیگر که جناب عایشه خودشان بهتر از ان خبر دارند نمیخواهند که به این بحث با جناب این المنتظر ادامه دهند.
خواهر گرامی: شما که از هر کس دیگری بهتر میدانید که حقانیت مذهب اهلبیت علیهم السلام(شیعه) را از هر زاویه ای میتوان از کتب صحیح شما خصوصاً صحیحین (بخاری و مسلم) اثبات کرد،پس بهتر این است که بیش از این تعصب و عناد به خرج نداده و خود را بیشتر مورد تمسخر دیگران قرارندهیدBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، أین المنتظر ، neyestan23 ، Ali#59 ، محب الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) عبدالرحیم 11 29,612 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  رقـــــــــــیـــــــّـــــــــــه (سلام الله علیها) میلاد.م 40 20,151 ۱۶/آبان/۹۵ ۱۳:۴۶
آخرین ارسال: سرباز منتظر
  حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مصمم برای شهادت، در تکلیفی الهی bahmaneyar 0 1,161 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۲۶
آخرین ارسال: bahmaneyar
Star داستان هایی کوتاه از زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها آفتاب 11 7,738 ۱۷/اسفند/۹۴ ۲:۵۸
آخرین ارسال: آفتاب
  حضرت زینب سلام الله علیها قبیله منتظر 0 1,097 ۲۵/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: قبیله منتظر
  حضرت رقیه سلام الله علیها ghoran 1 1,648 ۱/آبان/۹۴ ۱۷:۳۵
آخرین ارسال: mahdy30na
Question شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) واقعيتى انكار ناپذير قبیله منتظر 1 1,375 ۵/فروردین/۹۴ ۹:۵۱
آخرین ارسال: قبیله منتظر

پرش در بین بخشها:


بالا