کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چمران بازرگان یا چمران خمینی و یا چمران حاتمی کیا؟
۲۰:۳۰, ۱۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
چمران بازرگان یا چمران خمینی


و یا چمران حاتمی کیا ؟



[تصویر: wz2g9idmju0o1xitv681.jpg]


وقتی 5 سال پیش فیلم چه در دو قسمت به کارگردانی استیون سودربرگ به نمایش درآمد، در انتهای تحلیل و بررسی آن فیلم چنین نوشتم :

"... اما نکته آخر اینکه پس از دیدن دو قسمت فیلم "چه" ضمن اینکه به یاد دو فیلم امیر قویدل درباره میرزا کوچک خان جنگلی افتادم که در اوایل پیروزی انقلاب با چه تلاش و خون دل خوردن هایی ساخته شد ، اما تاسف خوردم که ... علیرغم در اختیار داشتن اسطوره های زنده و جاوید در تاریخ 30 سال اخیرمان مانند دکتر چمران ( که زندگی اش از بار دراماتیک بسیار بیشتر از چه گوارا برخوردار بوده و به تصویر درآوردن خاطرات مکتوبش در آمریکا و مصر و لبنان و کردستان و ...خصوصا برای مخاطبان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی اروپا و آمریکا به شدت می تواند تاثیر گذار باشد ) و یا سید علی اندرزگو ( که در برابر 3-4 سال زندگی چریکی امثال چه گوارا ، بیش از 14 سال این نوع زندگی را در سخت ترین شرایط پلیسی و در کشورهای مختلف تجربه کرد ) و یا ...سینمای ایران کمترین حرکتی برای تهیه فیلم از چنین شخصیت هایی نشان نمی دهد...."

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، هادی... ، شیدا ، SAViOR ، یاســین ، mahdy30na ، شهیدطیبه واعظی ، رضوانه ، رمز شب ، black ، Havbb 110 ، سید ابراهیم ، سیمرغ ، میلاد.م ، m.hossein ، fatemeh ، مرضیه.م ، neyestan23 ، fiftynine ، السا ، لبخند خدا ، ali0077 ، Justice Bringer ، fazel ، عبدالرحیم ، azade ، سونای ، آفتاب ، دل خسته ، MohammadMeraj ، حضرت عشق

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۴۷, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #21
آواتار
به نام خدا

سلام..

دوست گرامی هم حقیر و هم شما نظرات خودمون رو بیان کردیم و اجازه بدیم که قضاوت با خواننده های گرامی باشه!

از نظر شما هم تشکر می کنم..

-------------------

به نظرم تمامی آن حیرت دکتر چمران در سکانس قرائت پیام امام، که حاتمی کیا به درستی در نماهای متوسط از چمران نشان داده و سپس آن قطرات اشکی که از پشت عینکش پاک می کند ، بیان سینمایی تاثیر گذاری از همین کلمات شهید چمران است.

اما چمران پس حماسه پاوه بیش از آنچه که بود، چمران خمینی شد . یادداشت ها و مکتوبات وی پس از آن واقعه که در کتابی به نام کردستان جمع آوری شد و به چاپ رسید، مصاحبه های متعددش چه درباره کردستان و چه درباره جنگ تحمیلی که تصاویرش نیز موجود است و قطعات عارفانه اش ، همه و همه نشان از همان دکتر چمرانی دارد که لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر در مسیر شدن ( یعنی همان مسیری که بخشی از آن را در فیلم "چ" می بینیم ) قدم برداشت تا در 31 خرداد 1360 در جبهه دهلاویه به شهادت رسید .

شهید دکتر چمران در جریان همان نبردهای کردستان در سال 1358 خطاب به نیروهای ارتشی که وی را همراهی می کردند ، نوشت :

"...ما می خواستیم گلوله های آنها را با منطق جواب دهیم ، اما متاسفانه دریافتیم که منطق و محبت و سلام بر قلب های تیره و بی ایمان تاثیری ندارد...از آزادی در ایران سوء استفاده کردند و سیل اسلحه و قاچاق را به این سرزمین گشودند. یکصد و هشتاد روزنامه و مجله با پول خارجی به راه انداختند تا جو ایران را مسموم کنند و جوانان را گمراه نمایند. (نشریاتی همچون پیغام امروز و تهران مصور مسعود بهنود و امید ایران علیرضا نوری زاده و ...که در همان روزها توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف شدند ). توطئه و تهمت و دروغ و خیانت ، کار و زندگی آنها شد مثل حماله الحطب. این حمال های استعمار از گنبد به سنندج و از سنندج به خرمشهر و از خرمشهر به نقده در حرکت بودند تا به آتش توطئه و خیانت دامن بزنند. ( اشاره شهید چمران به همه توطئه های تجزیه طلبانه ضد انقلاب است که در نقاط مختلف ایران اتفاق افتاد مانند ترکن صحرا و کردستان و خوزستان و ...)این خود فروختگان بی همه چیز می خواهند نظام اسلامی ایران را واژگون کنند ، اینان می خواهند شاه طاغوتی را به این سرزمین برگردانند و یا طاغوت دیگری را بپرستند..."

[تصویر: 15122838433830922561.jpg]

همانطور که گفته شد یکی از هوشمندی های حاتمی کیا در فیلم "چ" ، انتخاب مقطع حماسه پاوه برای روایت حماسه چمران و باورهایش است. چراکه امروز، خیلی ها سنگ چمران را به سینه می زنند، از جمله همان ها که در همین نوشته دکتر چمران، مصادیق گفته هایش هستند. همان ها که در آن زمان در صف شبه روشنفکران در مقابل انقلاب و امام و چمران ایستاده بودند و با انتشار همان نشریاتی که شهید چمران منحرف کننده جوانان می خواندشان، از ضد انقلابیون و امثال عزالدین حسینی (به قول دکتر چمران ضد الدین یزیدی ساواکی) و حزب دمکرات و جلادان کومله (که به شیوه تکفیری های امروز ، بسیاری از پاسداران و مردم را سر بریدند ) حمایت می کردند و در همان نشریات، دکتر چمران و یاران پاکبازش را ضد خلق جلوه می دادند. همان ها که بعدها و حتی امروز در نشریات شبه روشنفکری به ارزش های انقلاب تاختند و می تازند و برای سازش با امپریالیسم آمریکا ، پشتک و وارو می زنند!!

شهید دکتر چمران در سخنرانی که در سالگرد حماسه پاوه در جمع مردم همان شهر ایراد کرد ، گفت :

"...در یک کلمه می گویم که توطئه گران کردستان ، نوکران طاغوت هستند با دولت عراق ، با اویسی ها ، با پالیزبان ها ، با اشرف ها ، همکاری می کنند و آلت دست آنها هستند. بنابراین آنجا که آمریکا و عراق می خواهند به ایران حمله کنند ، نوکران آنها هم در کردستان شروع به حمله می کنند. بنا براین ، اینان آلت دست امپریالیزم غرب اند و شما می دانید که آمریکا می خواهد به ما ضربه بزند. آمریکا به طور رسمی، به طور واضح و روشن نیروهای نظامی خود را در طبس به ایران گسیل داشت که علیه استقلال و تمامیت ارضی ایران وارد عمل شد و در کودتایی که در ماه پیش کشف شد، آمریکا گرداننده آن بود. بختیار نوکر آمریکاست ، عراق نوکر امریکاست، بنابراین هنگامی که امپریالیزم غرب می خواهد به ایران ضربه بزند که ما شاهد این ضربات هستیم، نوکران آنها در کردستان نیز به حرکت درمی آیند..."

پایان

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، سید ابراهیم ، captaincharisma ، سونای ، fiftynine ، ztb ، آفتاب ، حضرت عشق
۲۱:۴۳, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #22

(۲۵/فروردین/۹۳ ۱۹:۴۷)Admirer نوشته است:  سلام..
علیک سلام

(۲۵/فروردین/۹۳ ۱۹:۴۷)Admirer نوشته است:  دوست گرامی هم حقیر و هم شما نظرات خودمون رو بیان کردیم و اجازه بدیم که قضاوت با خواننده های گرامی باشه!

از نظر شما هم تشکر می کنم..
وای!
بازم اینطوری شد!
وقتی توی بحثها با چنین جوابی روبرو میشم احساس می‌کنم که داشتم توی خواب جواب می‌دادم! اون همه زحمت اصلاً معلوم نشد چی به چی.
حداقل بگید چرا حرفهای کارگردان قبول نیست، یا بگید پاسخ سؤالی که پرسیده بودم چیه.
تشکر از نظر من، با ارزش قائل شدن هست.
بحث برای اینه که آدم بفهمه کجای حرفش اشتباه می‌کرده.
اگر اینطوریه که نه من رو روشن می‌کنید و نه خودتون قانع شدید، واقعاً خستگی آدم به تنش میشینه.
قضاوت دوستان دیگه رو میخوام چی‌کار؟Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer
۱۴:۵۵, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #23
آواتار
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۱:۴۳)درست پسند نوشته است:  بحث برای اینه که آدم بفهمه کجای حرفش اشتباه می‌کرده.
اگر اینطوریه که نه من رو روشن می‌کنید و نه خودتون قانع شدید، واقعاً خستگی آدم به تنش میشینه.

سلام،

دوست عزیز جناب درست پسند ... ببینید ، بالاخره بعد از چندین ساعت بحث (اونم به این سبک یعنی نامه نگاری) ... خسته میشن افراد و وقتی احساس میکنی حرفی رو میزنی، طرف مقابل متوجه نمیشه (قانع نمیشه) دیگه بدتر. واسه همین ادامۀ بحث رو دیگه مفید نمی بینن دو طرف یا یکی از طرفین. خیلی مسئلۀ عادی ای هستش.

قرار نیست سر یه مسئله تا ابد بحث بشه و هیچ کس هم قانع نشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: PWLG ، Admirer ، فدايي ولايت
۵:۵۸, ۷/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۳ ۵:۵۹ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #24

(۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۵۵)MaTeY نوشته است:  سلام،

دوست عزیز جناب درست پسند ... ببینید ، بالاخره بعد از چندین ساعت بحث (اونم به این سبک یعنی نامه نگاری) ... خسته میشن افراد و وقتی احساس میکنی حرفی رو میزنی، طرف مقابل متوجه نمیشه (قانع نمیشه) دیگه بدتر. واسه همین ادامۀ بحث رو دیگه مفید نمی بینن دو طرف یا یکی از طرفین. خیلی مسئلۀ عادی ای هستش.

قرار نیست سر یه مسئله تا ابد بحث بشه و هیچ کس هم قانع نشه.
سلام
متوجه منظور بنده نشدین.

البته که مواقعی پیش میاد که دو طرف در آخر یک بحث در تنها چیزی که توافق پیدا میکنن اینه که نظرات مخالفی دارن!
اما این بعد از تلاش کافی هست.
بعد از اینکه به قدر کافی بر نظرات مخالفشون پافشاری کنن، میتونن چنین نتیجه‌ای بگیرن.
در ارسال قبلم گفته بودم هم:
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۱:۴۳)درست پسند نوشته است:  حداقل بگید چرا حرفهای کارگردان قبول نیست، یا بگید پاسخ سؤالی که پرسیده بودم چیه.
این قسمت از بحث جایی نیست که بتونیم بگیم به نظرمون امکان رسیدن به راه فهمیدن حرف طرف مقابل وجود نداره!
بنابراین چنین نتیجه‌گیری‌ای مال اینجا نیست و خیلی زوده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۹, ۲۰/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #25
آواتار
در شرایطی که همه جناحها و گروهها سعی دارند حاتمی کیا را از دست ندهند و هر کس بخشی از سخنان و مواضعش را به نفع خود مصادره می کند، نوشتن متنی که نهایتاً نقد استاد سینمای ایران است سخت است و شاهدم این است که تاکنون کسی حاضر به چاپ این مطلب نشده است! اما به نظرم در عین احترام به این سرمایه ملی باید حقیقت را هم گفت... [تصویر: 2049215_620.jpg]

چمران خمینی یا بازرگان؟ این سوالی بود که اصغر وصالی از دکتر چمران در فیلم چ پرسید. آیا حاتمی کیا آنگونه که برخی ادعا کرده اند (آسمان، ش75، ص174) با پرسش «چمران خمینی یا چمران بازرگان؟» به ایدئولوژی زدایی از مصطفی چمران پرداخت؟

می دانیم آنچه که بیشتر از چمران نشان داده شده بعد عارفانه اوست. اما در «چ» کلیشه شکنی رخ داده است. چمرانی که من می شناختم عضو نهضت آزادی بود و وزیر کابینه بازرگان. این ها را می دانستم. اما اینها را هم می دانستم که: وقتی دوستش در درس ریاضی رد شده بود ؛ زار زار گریه می کرد. وقتی که شب بود وسرما، فقیری را دید،چیزی نداشت که به او بدهد، نمی توانست اورا به خانه ببرد تا صبح با او توی سرما لرزید. برای ملی شدن صنعت نفت طومار درست می کرد،درحادثه 16 آذر حضور داشت، وقتی پانزده خرداد شد ، مبارزه مسلحانه را به کار پارلمانی ترجیح داد . لذات آمریکا را سه طلاقه می کند و به لبنان می رود. از سیاست متنفر بود و به فکر رئیس جمهور شدن نیفتاد. اگرچه وزیر دفاع بود اما در تهران آرام و قرار نداشت.

در این فیلم حرفی از بی تعلق بودن چمران نیست. چرا چمران زن و فرزندانش را ترک می کند؟ چرا واکنش سیروان به همسرش، هانا، که می خواست پیشش بماند این بود که اگر میخواهی پیشت بمانم برو یک دست لباس زنانه از خانه برایم بیاور! اما پاسخ چمران به دکتر عنایتی که چرا زن و بچه ات را رها کردی؟ فقط سکوت بود! چرا به جای خاطرات ساحلی خانواده درآمریکا این خاطره روایت نمی شود که همسرش غاده ، که اسمی از او در خاطرات چ نیست، او را مدتی گم می کرد ؛ وقتی دنبالش می گشت به جای خودش کاغذی پیدا می کرد که رویش نوشته شده بود : اترکک لله (برای خدا ترکت می کنم). او (حداقل در مقطعی از زندگی) شناسنامه هم نداشت. این «عدم تعلق» شواهد اندک در زندگی چمران ندارد که حاتمی کیا آن را نادیده گرفته است.

برخی (مانند کمال تبریزی) به روایت شخصی فیلم اعتراف می کنند ولی کسی اعتراض نمی کند. گویی همه پذیرفته اند که هنرمند مجاز به روایت شخصی از واقعیت است. این مسئله منجربه این شد تا یک بار دیگر مسئله مهم پیش فرضهای هرمنوتیکی و نگاه شخصی هنرمند به واقعیت برای من مطرح شود. یادم هست هنرمندان مجموعه مختارنامه در پاسخ به برخی روایت های غیرواقعی در مختارنامه پاسخ می دادند که ما هنرمند هستیم نه مورخ! واقعاً حد دخالت پیش فرضها در هنر چقدر است؟ و این توجیه که «ما هنرمندیم نه مورخ» چقدر توجیه کننده نگاه غیرواقعی به تاریخ است؟

واقعیت این است که پیش فرضها همیشه در ذهن هنرمند موثر هستند و حد هر هنرمند بضاعت او از درک هنری اش را نشان می دهد. حاتمی کیا هم به صراحت گفته که : «چمران در قاب من و بضاعت من اینگونه است».اما فرق بضاعت فهم با تفسیر به رأی این است که در دومی مفسر بین خود و متن جدایی می بیند و از بالا به متعلق خود می نگرد. اما در «فهم به قدر طاقت و بضاعت بشری» اتصال راوی با واقعیت روایتی را منکشف می کند که به اندازه وسع اوست والبته مصون از پیش داشت، پیش دید و پیش برداشت نیست. اما به نظرم مسئله، فقط حد فهم یک هنرمند نیست.

در جشن[1] سینمایی مردم کرمانشاه، یک سخنران و مجری چند بار ضمن تقدیر از او ،به خاطر ساخت چ ، درخواست کردند که فیلم عملیات مرصاد را بسازد. در پاسخ این درخواست که همراه با سوت و کف و فریاد مردم همراه بود. حاتمی کیا سکوتی کرد و همان پاسخی را داد که پیش بینی می کردم. او ضمن تشکر از لطف مردم گفت من به سینمای سفارشی معتقد نیستم! البته امیدواری در صحبتهایش نسبت به روایت مرصاد در آینده وجود داشت.[2]

سفارشی نساختن نقطه قوت هنر حاتمی کیاست و جز این پاسخی از سینماگر خوش سابقه توقع نداشتم. حاتمی کیا روایت های شخصی اش را به فیلم تبدیل می کند یعنی به موضوعاتی که درگیر آنهاست می پردازد برای همین آثارش بر دل می نشیند. هر جا هم هنرش مقبول نشده به علت دور گرفتن از موضوع بوده است.

حاتمی کیا در نشست خبری فیلم گفته است: «من «دستمال سرخ‌ها» را از نزدیک می‌شناسم و اساساً یک طرف ذهن من را اصغرها تشکیل می‌دهند و با چمران از طریق دیگری آشنا شدم». حاتمی کیا چمران را از نزدیک نمی شناسد و چیزی که از نزدیک ندیده روایت کرده است. حاتمی کیا «از دور» چمران را روایت کرده است. کاری که معمولا مرتکب نمی شود:او از کرخه تا راین سفر کرده است؛ با حاج کاظم در همدان هم نفس شده، مباحثات فکری با دخترش را در موج مرده و به نام پدر روایت کرده است اما حالا کسی را که از نزدیک ندیده به تصویر کشیده است. گرچه فیلمش با افشاگری هایی همراه بوده اما بخش زیادی از واقعیت ها را ندیده است. او خودش هم معترف است که : حادثه پاوه دو بخش دارد؛ بخش اول تا شکست محاصره است و بخش دوم آمدن نیروها؛ که تا قبل از شکست محاصره دکتر چمران با کت و شلوار به منطقه رفته بود و به دنبال صلح بود و لباس پلنگی که شهید چمران را در قاب نشان می‌دهد مربوط به مرحله دوم است. این تفکیک به وضوح در تمام فیلم دیده می شود. جالب است که بخش دوم کلاً نادیده گرفته می شود! نشان ندادن لباس پلنگی وتأکید بر چریک کت و شلواری، تعمد اوست نه بضاعت او.

حاتمی کیا گفته: «دکتر(چمران) بر خلاف جو انقلابی آن دوران که برخی علاقه داشتند در شمایل یک چریک ظاهر شوند، علاقه ای برای این خودنمایی نداشت. تصاویر کت و شلوار ساده چمران در آرشیو تاریخ فراوان است. متأسفانه در همین قرائت های رسمی اصرار بر آن است که چمران را با راز و نیازهای شبانه معرفی کنند که با صدای برادرشان در ایام رمضان پخش می شود» (گفت و گو با ویژه نامه نوروزی مهرنامه). حاتمی کیا برای آنکه چمران را از مصادره بیرون بیاورد او را از چریک عارف به دیپلمات تبدیل کند اما این تقلیل شخصیت خود هم مصادره به مطلوب محسوب می شود.

چ یک چهره غیرنظامی است که اهل صلح و مذاکره، حقوق بشر و عقلانیت است. ولی چمران را نباید به اینها تقلیل داد.مناجات و احساسات و عواطف قوی ، به شهادت کتاب ها ، یادداشتها و خاطرات ، دو عامل مهم در شخصیت چمران هستند. اما در این فیلم دیگر احساسات و عواطف قوی اش را نمی بینیم، اواگر هم گلی در دست می گیرد طوری آن را می گیرد که نزدیک است از کادر بیرون بزند! او گل را نه برای لذت بردن که برای صلح (کنار تفنگ قرار دادن) می خواهد. اینجاست که حاتمی کیا با نگاهی همدلانه به دشمن می نگرد. سرگردانی هانا میان همسر (سیروان) و برادر (اویس) را نشان می دهد و از برادرکشی می گوید. اینجاست که معتقد است: «عنایتی برای من عضو آزادیخواهی است که مسیر خود را اشتباه انتخاب کرده و احساس می‌کند به ملتش اجحاف و ظلم شده و تنها راه را مبارزه مسلحانه می‌داند. تا جایی که می‌دانم او کشته می‌شود و هنگامی که پاسداری به جسد او لگد می‌زند با عتاب شهید چمران روبرو می‌شود». حاتمی کیا ترجیح می دهد که جمله چمران را در فیلمش بازتاب ندهد که :« توطئه گران کردستان، نوکران طاغوت هستند». گویی کلیشه شکنی و رفع حجاب از شخصیت چمران کار را به تحریف شخصیت او کشانده است. ما حتی یک حرکت چشمگیر از چمران بزرگ و مشهور نمی بینیم. در فیلم اگر معجزه ای هست مال عصای خمینی است و چمران فقط متحیر است!

چمران در پاوه اشکی نمی ریزد. دیپلمات کت و شلواری را چه به اشک ؟! البته خود او نوشته در این چند روز مصیبت، می‌توانم به جرات بگویم که حتی یک قطره اشک نریختم و در برابر سخت‌ترین فاجعه‌های منقلب کننده با اینکه درون خود گریه می‌کردم. اما در ادامه چمران عاطفی در همان پاوه دوباره ظهور می کند: ... همه درد‌ها و رنج‌ها و ناراحتی‌ها را در ضمیر نابخود حبس می‌کردم تا لحظه‌ای که در فرمانداری به عکس امام برخوردم، یکباره سیل اشک ریختن کرد و همه عقده‌ها و فشار‌ها و ناراحتی‌ها آرامش یافت و خوب احساس می‌کردم که فقط یک قدرت روحی بزرگ در یک ابرمرد تاریخ قادر است چنین معجزه‌ای کند...

در اینجا بهتر است این سوال را هم مطرح کنیم که چرا بازیگر چمران اینقدر ضعیف بود؟ شنیده ام که عرب نیا با حاتمی کیا بر سر نوع روایتش از چمران اختلاف پیدا کرد. چمرانی که عرب نیا می شناخت آنی نبود که حاتمی کیا می گفت و بنابراین عرب نیا در اعتراض به شخصیت فیلم نامه – اعتراضی که از سوی یک بازیگر خلاف عادت و شاید پا از گلیم دراز کردن بود- بازیگری یادش رفت و بسیار ضعیف بازی کرد و حتی در حد نامزدی دریافت سیمرغ هم نبود.

در اینجا یک سوال دیگر را هم می توان مطرح کرد. چرا جایزه نگاه ملی را به چ دادند ولی جایزه کارگردانی را نه؟ در پاسخ قصد ندارم وارد مجادلات حاشیه ای جشنواره فجر شوم . فیلم چ از نظر کارگردانی فیلم شاخصی است. تصویربرداری، جلوه های ویژه بصری و میدانی، چهره پردازی همه قابل تحسین بودند. بازی های خوبی (به جز عرب نیا) هم انجام شد. از همان ورود به پاوه حس غربت و محاصره تماشاگر را تسخیر می کرد و ما به عنوان تماشاگر مانند مردم پاوه آنقدر غریب بودیم که هیچ تصویری از بیرون پاوه (جز در ذهن و ضمیر چمران) نمی دیدیم. چ از لحاظ روایت حصر پاوه تأثیر گذار است و می توان سخن مهدی چمران را بیان کرد که«فیلم حاتمی‌کیا اقتباسی وفادارانه از کتاب «کردستان» نوشته شهید چمران در مورد وقایع پاوه است»[3]. اما به جز پاوه مظلوم و مقاوم، خط روایت پررنگی در داستان وجود دارد و آن، چمران از آمریکا تا ایران است. آیا ما - از جمله برادر چمران- نباید جدا از شهر درباره شخصیت اصلی شهر سخن بگوییم؟ واقعاً اعطای جایزه نگاه ملی به چ چقدر درست بود؟ چ نگاه شخصی حاتمی کیاست نه نگاه ملی. جوایز جشنواره فجر نشان داد که پرواز سیمرغ ملاک خوبی برای قضاوت نیست. واگر جایزه ها برعکس می شد روا بود و می شد گفت: جایزه کارگردانی شایسته چ بود نه جایزه نگاه ملی!

چمران برای حاتمی کیا وقتی چمران شد که مرد صلح (نه به هر قیمتی) بود. بنابراین او چریک عارف را نمی فهمد. این همین حرفی است که اصغر وصالی به چمران می زند؛ وقتی که به آرامی به صورتش نزدیک می شود و می گوید:«تو رو نمی فهمم!». این اصغر نبود که این جمله را زمزمه کرد ، ابراهیم بود که اعتراف کرد: من چمران را نمی فهمم؛ من چ را می شناسم. چمران کیست؟ چرا رفت؟ چرا آمد؟ چرا نرفت؟ چرا نیامد؟ چرا ؟ .... چرا؟[4] گویی حاتمی کیا حسرت عنایتی ضدانقلاب را دارد که کاش زنده بمانی (می ماندی) و یک دریا سوال بی پاسخ را از تو می پرسیدم! چ قبلا نماد چه گوارابود اما اکنون چ «چه؟» است: فیلم آکنده از پرسش است. شاید بشود چ را همان ایکس (حرف مجهول) دانست. چ پر است از ایکس ها و چرایی ها.

حاتمی کیا فرد مناسبی برای تبیین شخصیت پیچیده چمران نیست. شاید بتوان گفت موضع او همان موضع اصغر وصالی (که نیمی از درگیری ذهنی اش را تشکیل می دهد) است که چمران را نفهمید! او خواسته است از چمران تفسیر عصری ارائه دهد تا شاید به زعم خود چمران را برای نسل امروز معرفی کند. اما این تفسیر عصری به قیمت تحریف چمران تمام شده است. حاتمی کیا به فکر زمان حال بوده است اما آیا این روایت برای آیندگان و برای تاریخ ماندگار خواهد بود؟

فیلم چ با پایان حصر پاوه تمام نمی شود. بلکه رؤیای چ است که خاتمه دهنده فیلم است؛ رویایی آشفته از درگیری با خاطرات آزاردهنده ترک خانواده! (صحنه درگیری عصبی چ با نگاتیو خاطرات خانوادگی آزاردهندگی را نشان می دهد!)چمران برای حاتمی کیا «چ» است نه «چم ران»[5] عرفانی، که اهل مناجات بود و می بینیم که شب قدر چ تنها چند ثانیه است و فرقی با شب قدر تیمسار (فلاحی) ندارد.

اکنون چه باید گفت؟ حاتمی کیا صادقانه حرف دلش را زده است؛ «چ» ساخته شد و سوالات درافکنده شد، اکنون دیگران باید پاسخ بدهند وبه قدر بضاعت خود «چمران» را بسازند.




[1] 28بهمن1392



[2] در ادامه صحبتهای جشن کرمانشاه، حاتمی کیا گفت در زمان عملیات مرصاد، به عنوان فیلمبردار گروه روایت فتح حضور داشته است و شاهد یک تراژدی انسانی بوده است: انسانهای یک شکل و یک زبان که با هم می جنگیدند و دو طرف تا حدی مشتبه شده بودند که گاهی با هم اشتباه گرفته می شدند و این خطر وجود داشت که ممکن بود با حاتمی کیای فیلمبردار به عنوان منافق برخورد کنند! (ترسیم تراژدی مرصاد گویا به قلم خود حاتمی کیا قبلاً در مطبوعات منتشر شده است). مجموع این خاطرات و تحلیل حاتمی کیا از تراژدی مرصاد نشان می دهد که او یک موضوع نزدیک دیگر برای روایت کردن دارد که امیدوارم موجب ظهور یک اثر هنری شاخص دیگر از استاد سینما باشد.در آنجا حاتمی کیا درخواستها برای ساخت فیلم مرصاد را قبول نکرد. اما امیدوارم در آینده مرصاد روح حاتمی کیا را رها نکند و مدام به سراغش بیاید. چنانچه که سالهاست مرصاد در جان او مانده است...





[3] البته جالب است که وی در گفت و گویی با خبرگزاری کتاب ایران گفته است: اگرچه این کتاب دستمایه اصلی فیلم «چ» قرار گرفته است اما در کل، شاکله و چارچوب این فیلم کاملا مستند نیست تا به طور دقیق سیر تاریخی کردستان و حوادث پاوه را بیان کند... این فیلم دارای اضافات بسیاری است که صرفا مبتنی بر متن این کتاب نیست یا مقدار زیادی از مطالب این کتاب در این فیلم به تصویر کشیده نشده است. ...عوامل این فیلم تلاش داشته‌اند بیشتر کار هنری خود را به مخاطبان عرضه کنند (http://www.ibna.ir/vdccomqs12bqoe8.ala2.html)



[4]این سوالات را محمد قوچانی فهرست کرده است: فیلم سراسر آکنده از پرسش است: چرا چمران به هنگام اقامت در آمریکا در یک شرکت آمریکایی کار می­ کرد؟ چرا همسر آمریکایی داشت؟چرا همسر آمریکایی ­اش بی حجاب یا حداقل بدحجاب بود؟( گویا حاتمی کیا در اینجا مجبور شده تن به خودسانسوری بدهد)چرا خانواده­ اش را ترک کرد؟ چرا به هنگام انقلاب ایران در لبنان بود؟ چرا امام موسی صدر به عنوان رهبر فکری چمران هم در آن زمان به جای ایران در لبنان بود؟چرا به همان اندازه که از حقوق شیعیان لبنان دفاع می ­کند از حقوق کردهای ایران دفاع نمی­ کند؟ چرا چمران در مذاکره با دکتر عنایتی فرمانده کردهای دموکرات حمله ور به پاوه کوتاه می­ آید و پاسخ نمی­ دهد؟چرا چمران در اوج محاصره مقر پاسداران هنگامی که می­ تواند عنایتی را بکشد از صحنه می­ گریزد؟ و از همه مهم تر چرا چمران به هنگام طرح سؤال اصغر وصالی میان مهندس بازرگان و امام خمینی انتخابی نمی­ کند و فقط می­ گوید:خمینی هم سرباز خداست. و ده ها چرای دیگر. (آسمان، ش75، ص174)



[5] عبارت «چم ران» با توجه به تفکیک واژه «چم» می تواند مبین بعد عرفانی چمران باشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، سید ابراهیم ، حضرت عشق
۰:۵۸, ۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #26

سلام
من فیلمسازم و هنوز این فیلم و ندیدم!!
ای کاش با توجه به زمان حال ،حاتمی کیا یه چمران امروزی می خواست.چمرانی که چمران های دیگه رو درست می کرد.
ما احتیاج داریم مخاطب عام خودش و توش ببینه.
چمران انسان بود نه فرشته!
اگه جنگ نبود چمران ،چمران معروف نمی شد.
یه فیلمساز باید این نگاه و داشته باشه .
اگه وصیت یه سرباز یا یه رزمنده هم بخونید خصوصیات مشترکی و با چمران می بینید.
ما تو شهیدامون صفات و ویژگی های چمرانی داریم.
علم و از چمران حذف کنید ،فرض کنید دکترا نداشت،فرض کنید خارج رفته نبود،جنگ نبود ،آیا چمران ،چمران معروف می شد!
یه فیلمساز دور از هرگونه....باید اول سئوالاتی از خودش بپرسه و جوابی بده که به مخاطب بتونه جواب بده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، آفتاب ، حضرت عشق
۱۸:۲۱, ۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #27
آواتار
(۷/مهر/۹۳ ۰:۵۸)آسمانه سجادی نوشته است:  سلام
من فیلمسازم و هنوز این فیلم و ندیدم!!
ای کاش با توجه به زمان حال ،حاتمی کیا یه چمران امروزی می خواست.چمرانی که چمران های دیگه رو درست می کرد.
ما احتیاج داریم مخاطب عام خودش و توش ببینه.
چمران انسان بود نه فرشته!
اگه جنگ نبود چمران ،چمران معروف نمی شد.
یه فیلمساز باید این نگاه و داشته باشه .
اگه وصیت یه سرباز یا یه رزمنده هم بخونید خصوصیات مشترکی و با چمران می بینید.
ما تو شهیدامون صفات و ویژگی های چمرانی داریم.
علم و از چمران حذف کنید ،فرض کنید دکترا نداشت،فرض کنید خارج رفته نبود،جنگ نبود ،آیا چمران ،چمران معروف می شد!
یه فیلمساز دور از هرگونه....باید اول سئوالاتی از خودش بپرسه و جوابی بده که به مخاطب بتونه جواب بده.
علیکم السلام

آخر فیلم رو ببینید خواهر من !
وقتی ندیدین هنوز ، چطوری می تونید روش قضاوت داشته باشید !
واقعا حال من بد مبشه وقتی کسی فیلم رو ندیده دربارش میاد و قضاوت می کنه و این یعنی پیش داوری !
حالا چه فبلم بد یا خوب (به لحاظ ساخت یا داستان )

اصلا این فیلم نه قصد داره از آقا مصطفی فرشته بسازه ! یا همچین چیزی رو القا کنه .
یک جا رو مثال میزنید که چمران در طی اون دست به معروف کردن خودش زده باشه ؟!
این آدم ذاتا بزرگ بود چه این فیلم بد باشه و چه خوب .که البته بد نبود .
به نظر من ایشون یک قهرمان بوده و هستند چه در عرصه علم و چه جنگ .
فیلم فقط یک ماجرا رو توصیف می کنه .
شما یزرگترین ادمها رو هم مثال بزنید و برترین خاصیت ها رو ازشون حذف کنید طبیعیه که از افتخاراتشون زدید ، شخصیتشون پایین میاد !
حسی که سر مزار شهید چمران هست رو یک بار درک کنید ، با من هم نظر میشید از روح بزرگی که ایشون دارند .

بی تعارف برای من که ایشون یک " اسطوره " هستند .

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، سید ابراهیم ، آفتاب ، حضرت عشق
۱۹:۰۹, ۷/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۳ ۲۰:۱۸ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #28
آواتار

هر كس سینما را بشناسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی كیا را به مثابه یك فیلمساز در خواهد یافت. اما حاتمی كیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان هایی است كه با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور كرده اند و آنان را باید « طلایه داران عصر معنویت » خواند. او یك « بسیجی » است.

در میان كلمات، كلمه ای بدین زیبایی بسیار كم است: « بسیجی ». نه از آن لحاظ كه سخن از موسیقی الفاظ می رود و نه از لحاظ ایماژی كه در ذهن می سازد؛ نه، جای این حرف ها اینجا نیست. از آن روی كه این كلمه بر مدلولی دلالت دارد كه تجسم كامل آن روحی است كه در « آوردگاه جهاد در راه خدا » تحقق یافته است. بگذار بگویند فلانی رمانتیك می نویسد، اما من اگر بخواهم در بند این حرف ها باشم دیگر نمی توانم عاشق بسیجی ها بمانم.

اما تو « ابراهیم جان »، بسیجی و عاشق بمان و جز درباره عشاق حق و بسیجی ها فیلم مساز، و هرگاه خسته شدی، این شعرگونه را كه یك جانباز برایت نوشته است بخوان:

ای بلبل عاشق، جز برای گل ها مخوان!

دست دعای دلسوختگان

آن همه بلند است

كه تا آسمان هفتم می رسد.

من پاهایم را بخشیده ام

تا این رل سوخته را

به من بخشیده اند.

اما اگر پاهایم را باز پس دهند

تا این دل سوخته را بازستانند

آنچه را كه بخشیده ام

باز پس نخواهم گرفت.

دل من یك شقایق است، خونین و داغدار.

ای بلبل عاشق،

جز برای شقایق ها مخوان!


شهید خوب خدا سید مرتضی آوینی

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، هادی... ، مهشاد ، سید ابراهیم ، حضرت عشق
۲۱:۰۰, ۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #29

سلام فاطمه جان
من دوست دارم وقتی شما از این شهید اینطور حمایت می کنید ،منم شهید و خیلی دوست دارم.
ولی بهتره کمی واضح تر این جواب و بدم.تمام رزمنده ها در عرض 30روز شاید بیشتر شاید کمتر به دست نوشته هایی رسیدن که خیلی ها رو متحیر می کنه!
انسان در موقعیت مکانی هر چقدر مقدس تر به درجه ای می رسه که نور ایمان تمام روح و جسم شو می گیره.شما وقتی تحصیل می کنید درجه علم تون بالا می ره.وقتی هروز به خدا فکر می کنید درجه ایمانتون. من از اعتبار شهبد چیزی کم نکردم فقط این و گفتم که فطرت یکییه فقط اینکه شما چطور می خواهید درونتون بسازید مهمه.شهید شهید بزرگی شد چون علم +ایمانش در جهت هدف مقدس بود.
من می گم چمرانها باید یاشه ، توی دوره ای که احتیاج به چمران داریم.
خواهشا یکبار دیگه و با دقت مطلب و بخونید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، سید ابراهیم ، فاطمه خانم ، مهسا110
۲:۳۴, ۹/مهر/۹۳
شماره ارسال: #30
آواتار
(۷/مهر/۹۳ ۲۱:۰۰)آسمانه سجادی نوشته است:  سلام فاطمه جان
من دوست دارم وقتی شما از این شهید اینطور حمایت می کنید ،منم شهید و خیلی دوست دارم.
ولی بهتره کمی واضح تر این جواب و بدم.تمام رزمنده ها در عرض 30روز شاید بیشتر شاید کمتر به دست نوشته هایی رسیدن که خیلی ها رو متحیر می کنه!
انسان در موقعیت مکانی هر چقدر مقدس تر به درجه ای می رسه که نور ایمان تمام روح و جسم شو می گیره.شما وقتی تحصیل می کنید درجه علم تون بالا می ره.وقتی هروز به خدا فکر می کنید درجه ایمانتون. من از اعتبار شهبد چیزی کم نکردم فقط این و گفتم که فطرت یکییه فقط اینکه شما چطور می خواهید درونتون بسازید مهمه.شهید شهید بزرگی شد چون علم +ایمانش در جهت هدف مقدس بود.
من می گم چمرانها باید یاشه ، توی دوره ای که احتیاج به چمران داریم.
خواهشا یکبار دیگه و با دقت مطلب و بخونید.


سلام عزیزم .

حرف شما متین هست .

اما

بله . زندگی و شهادت هر شهید خودش یک قصه خیلی جذاب و معنوی می تونه داشته باشه اما مسلم هست که یک فیلم همه ابعاد دفاع مقدس رو نمی تونه نشون بده . آقای حاتمی کیا هم طبق سلیقه خودش خواسته از شهید چمران فیلم بسازه ...

پس


آب دریـــــــــا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید


تشکر از شما .Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، آسمانه سجادی ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (( چ )) ، آخرین حرف حاتمی کیا هادی... 27 11,130 ۳۱/خرداد/۹۴ ۰:۴۶
آخرین ارسال: انتصـار

پرش در بین بخشها:


بالا