|
مرد جوان 34 ساله با ده فرزند و پنج نوه
|
|
۷:۳۵, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مرد جوان آستارایی متولد 1358 و 34 سال دارد. او در سال 1370 ازدواج کرد و هماکنون 10 فرزند، 2 داماد، یک عروس و 5 نوه دارد.
کمالبین که به شغل آرماتوربندی ساختمان مشغول است در خصوص ازدواج زود هنگام خود توضیح داد: پس از به وقوع پیوستن مشکلات جسمانی که برای مادرم در دوران نوجوانی بنده پیش آمد، بزرگان خانواده تصمیم به ازدواجم گرفتند تا علاوه بر تشکیل خانواده، من و همسرم کمکی برای خانواده باشیم. وی ادامه داد: «مرتضی، رقیه، لیلا، علی، رضا، رباب، محمد، حسین، ابوالفضل و عباس» ده فرزند بنده هستند که 5 نوه، شیرینی و گرمی دیگری به زندگیام بخشیده است. اکبر کمالبین با اشاره به اینکه در سال 1371 نخستین فرزند وی متولد شد، در پاسخ به این سوال که «آیا از زندگی خود راضی هستی؟» جواب داد: «راضیم به رضای خداوند متعال.» وی در پایان در خصوص وضعیت معیشتی خود تصریح کرد: تا دو سال گذشته که کار ساختمانسازی به شکل مداوم برقرار بود، مشکلی نداشتیم، ولی هماکنون با کاهش شدید کار، فشار سنگین ناشی از مشکلات مالی را بیشتر احساس میکنم. وی در کنار همسرش که متولد 1351 و چند سال از او بزرگتر است زندگی می کند. به نظرم یه نمونه خوبه برای آدمایی که به خیلی چیزا غر میزنن... سن مادر خانواده بیشتر از سن آقا کماله... 10 تا بچه دارن... همه هم اسما مذهبی، اونم اکثراً منتخب صحرای کربلا... یه آرماتور بند ساده است، برج ساز نیست که... اما تا وقتی کار باشه، روزگارشون میچرخه... خداییش من یکی که خیلی دوست دارم از زندگی شهری یکم جدا شم. خوش به حالشون... هوای خوب، غذای خوب، دل خوش... آدم دیگه از دنیا مگه چی میخواد؟؟؟ |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خب تا دوستان بیان و دعوا به پا بشه تو این تاپیک من یه چیز بگم اینجور چیزا به ایمان آدما بستگی داره. بعضی وقتها ما بخاطر ضعف ایمان به حرف خدا (که گفته من روزی رو میرسونم) میترسیم بریم جلو میترسیم ازدواج کنیم میترسیم بچه های زیاد بیاریم ، مبادا توی مسائل مادیش بمونیم. دیگه کسی که به حرف خدا اعتماد نداشته باشه تکلیفش مشخصه (در حدیثی چنین شخصی رو فاسق خونده بودن) |
|||
|
|
۱۳:۳۱, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۳۲ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۱۲)Havbb 110 نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمبرادر من همه چیز که ایمان نیست... پس این همه زوج جوان که به خاطر بی پولی از هم جدا میشن چین این وسط؟ الان صحبت اینه من میخوام ازدواج کنم.آیا نباید (حداقل) یک خونه داشته باشم؟؟ پ.ن : دعوای اصلی رو الان شما شروع کردی
|
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
![]() خب سوال من از شما اینه که آیا خدا فرموده که روزی رسان هستم و در صورت ازدواج کردن یا بچه دار شدن روزی اونها رو هم میرسونم یا نفرموده؟ سوال دومم اینه که آیا ممکنه خدا به وعده ش عمل نکنه؟ اینکه بعضی فکر میکنن خدا به وعده ش عمل نمیکنه ایا چیزی غیر از ضعف ایمان به خدا هستش؟ |
|||
|
|
۱۳:۴۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۴۲ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۳۵)Havbb 110 نوشته است:خدا به وعده ش عمل میکنه،اما وعده ی خدا که بخور و بخواب شما و روزی رسانی اون نیست! ![]() شما اول آمادگی روحی مادی برا ازدواج پیدا کن،بله بقیه ش رو بسپار به خدا... . کسی که هنوز اونقدر سرمایه نداره که برای زنش یک انگشتر بخره،و هیچ شغلی هم در حال حاظر نداره و خبری هم از شغلی براش نیست،بره زن بگیره به این امید که حالا خدا همه ی اینا رو جور میکنه؟ عین این میمونه من درس نخونم،برم سر امتحان بگم چون خدا گفته،من به مومن ها کمک میکنم و الهام میکنم. دیگه همه چی یاد من میاد خود به خود
|
|||
|
|
۱۳:۵۶, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول:خدا به وعده ش عمل میکنه،اما وعده ی خدا که بخور و بخواب شما و روزی رسانی اون نیست! احسنت خدا گفته از تو حرکت از من برکت ولی این حرکت فقط رفتن دنبال کار نیست. جزئی از این حرکت ازدواج و بچه دار شدن هستش. گاهی افراد فکر کنن اول باید روزی زن و بچه بیاد بعد خود زن و بچه. این تفکر اشتباهه. وقتی شما بچه دار نشدی برای چی روزی اون بچه باید بیاد دست شما؟ برکت بعد از اعتماد به خدا و قدم گذاشتن در این راه میاد. یه مثال میزنم برای درک بهتر ، در جنگ بدر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با تعداد بسیار کمی که خیلی هاشون اسلحه ی درست و حسابی نداشتند و عده ای حتی با چوب! و بدون اسب به جنگ شمشیر رفتند ، پیروز شدند. خداوند میفرماید شما برید اول بجنگید و نشون بدید که اعتماد کردید و ایمانتون قوی هست ، بعد من برکت و کمکهای خودم رو میفرستم. بنابر این استدلال شما مسلمانان و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باید میگفتند ما اول باید مهمات و ابزار و اسب و... برامون برسونی ای خدا ، تا بعد بریم بجنگیم. اگر کسی به شغل خودش بخواد اتکا کنه هیچکس کمتر از 30 سالگی نباید ازدواج کنه... حتی برای بعضی 40 سالگی. البته کسی منکر خودسازی و پختگی اخلاقی و خروج از عالم بچه گی نیست ، این مسئله قطعا قبل از اینکه کسی ازدواج کنه باید اتفاق بیوفته و به قول معروف «مرد» شده باشه. نقل قول:کسی که هنوز اونقدر سرمایه نداره که برای زنش یک انگشتر بخرهآیا طلا و انگشتر از واجبات شروع زندگیست؟ نمیشه بعدا بخره این انگشتر رو؟ |
|||
|
|
۱۴:۱۱, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
آقای تیشتر!
از شما بعید بود... اگه الآن کسی به خاطر بی پولی زن نمیگیره، ایراد از جامعه و دختر و پسرامونه... یعنی حضرت علی (علیه السلام) انگشتر طلا برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) خرید؟؟؟ دو تا خونه داشت، یکیش رو اجاره داده بود و توی باغ ویلاش با زن و بچه هاش زندگی کرد؟ چرا راه دور میریم؟ مگه مامان و بابای ما وقتی عروسی کردن جز لباس تنشون چی داشتن؟ تا یه نسل قبل از ما همه چیز خیلی عادی تر بود... ای مردشور رسانه رو ببرن که تا اومده چنین فجایعی به بار آورده... آقا تیشتر! شما به من بگو دختر تحصیل کرده توی جنوب تهران که خوشگل و با ادب و مومن باشه پیدا نمیشه؟ من خودم میشناسم دخترایی رو از جنوب شهر که ازدواج کردن با شوهرشون رفتن توی روستاهای اطراف تهران زندگی کردن... تو رو خدا نگین همچین دخترایی نیستن... تقصیر شما پسراست که میرین دنبال دخترایی که ازتون همه چی میخوان... متاسفم که اینو میگم، اما واقعیته: اگه شما پسرا چشماتون تا حدی درویش بود که به هیچ وجه ظاهر هیچ دختری رو نمیدیدین، 100% دخترای قانع و با اوضاع مالی پایین تر رو برای زندگی انتخاب میکردین... شما فکر میکنین کسی که فقط لباسای آنچنانی میپوشه خوشگله و خوش قد و بالاست... اما اونی که دامن چین چینی رنگی میپوشه و روسری گلدار سر میکنه و توی روستا زندگی میکنه، نه ادب داره، نه دین و ایمون داره و نه زیبایی... نه بالام جان! زیبایی و عشوه و همه چی هم داره. فقط کسی تا حالا ندیده... یه انقلابی باید از جانب شما پسرا ایجاد بشه و دخترای بد حجاب و دخترایی با سر و وضع آنچنانی و گرون از جانب شما طرد بشن، اونوقت اون دخترا هم از فرط بیشوهری خواسته هاشون رو میارن پایین... انگار همه دکترا باید تو تهران طبابت کنن... انگار شهرستان ها مهندس و معمار و نقاش و بنا و پرستار و ... نمیخوان. به پدر و مادراتون و خودتون روزی 100 بار یادآوری کنین که اونا هیچی نداشتن و به همه چی رسیدن... ما هیچی از پدران و مادرانمون کم نداریم... ما هم عرضه داریم... ما فقط مصرف کننده نیستیم... مرگ بر آمریکا...
|
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۲۵ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نظرم مشکل اصلی توقع هاست
یکی از دوستام ازدواج کرد،حلقه ای که واقعا یه رینگ ساده بود،سرویسش هم بدل بود،میگه هر وقت تونستیم بعدا میخریم. از خدا به جای مادیات،همسر شایسته بخوایم وگرنه همون خانم پرتوقع وقتی مرد ورشکست شه(کم از این موردا نداریم) ترکش میکنه چون واسه پول میخواستتش یه کس دیگه ای رو میشناسم که همه پولاشونو دادن رهن خونه،کتابخونه نداشتن،اما اینقدر به خودشون مطمئن بودن که راه درستی رو انتخاب کردن که هیچ کس جرئت نمیکرد ازشون انتقاد کنه وقتی کتابهاشون رو کنار پذیرایی چیده بودن. الانم خدا رو شکر سال به سال چیزایی که نیاز دارن میخرن. مسئله بعدی چیزایی که رزق و روزی رو کم و زیاد میکنه،ما یه فامیل داریم که اول ها وضعشون خیلی خوب بود اما الان نه،حالا جز خدا که کسی نمیدونه اما اینا خمس نمیدادن،میگفتن ما پول دست اخوندا نمیدیم،حالا بیا بهش ثابت کن این پول کلا مل تو نیست. صله رحم کم،کسی هم که میخواس قرض بگیره زودی میگفتن نداریم و .... بالاخره با هر دست بدی با همون دست میگیری خیلی کارها هست که روزی رو کم میکنه و اغلب ادما نمیدونن یا بی توجهن،حتی مثلا دور ریختن غذا و اذیت کردن والدین و ... |
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بابا به جان خودم،من به شخصه میگم ازدواج هر چی آسون تر بهتر!
![]() اما یه نمه واقع بین باشیم. ناموسا (!) وضعیت ازدواج الان چه طوریه؟؟ الان دیگه مثل قدیم نیست،نه دخترا مثل قدیمند نه پسرا... . من نمیدونم بعضی از موارد از کجا یافت میشن مثلا خانم moze این رو میگن : (۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۱۱)moze84 نوشته است: من خودم میشناسم دخترایی رو از جنوب شهر که ازدواج کردن با شوهرشون رفتن توی روستاهای اطراف تهران زندگی کردن...واقعا برای من قابل باور نیست! ![]() البته اون موضوع هم هنوز معتقدم،باید یه سرمایه ای باشه،یه پشتکاری هم باشه تا مصداق این ضرب المثل باشه که خدا میگه از تو حرکت از من برکت. |
|||
|
|
۱۴:۳۹, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۴۰ توسط soora.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اخه برادر من شما به این میگی زندگی ؟ اون زن بدبخت تا اومده یه نفس بگیره حاماه شده ... باور کن راضی نیست چی فهمید از زندگی جز کهنه شوری اونم ده تا!!!!!!!!!!!!!
خدا روزی رسونه اما عقل هم خوب چیذیه !!!!! با اوردن 10 تا بچه میخواستخه کمک مادرش کنه!!!!!!!!!!!! اگه کمک حال یه مملکت میخواست بشه چیکار میکرد! تو این دوره خرج خودشو ادم بتونه در بیاره هنر کرده ... ! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











