کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مبحثی جامع درباره دشمن شناسی در اسلام از دیدگاه های مختلف
۲۰:۳۸, ۲۶/مهر/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
دشمن شناسی از دیدگاه امام علی(علیه السلام)

از مباحث مهم در سیره امام علی(علیه السلام)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، هم از جهت دشمن شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می آموزاند. امام علی(علیه السلام) با دشمنانی مواجه بود که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده بادبت!! می گفتند اما امام علی(علیه السلام) با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده داری بودند; با این همه از روح مکتب بی خبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدالت گستر مولا علی(علیه السلام)شد. امام علی(علیه السلام) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت تر از برخورد با کفر آشکاراست. بر این اساس است که امام علی(علیه السلام) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»حکومت حدودا پنج ساله امیر مؤمنان علی(علیه السلام) با سه جریان مخالف مواجه بود: 1- جاه طلبان و مقام پرستان که در خط مقدم بیعت کنندگان بامولا علی(علیه السلام) بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی(علیه السلام) به حکومت رسید و ارزش های الهی را به جای ارزش های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مایوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی(علیه السلام) شورش کردند نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » -پیمان شکنان می باشد. 2- ظالمانی که از حکومت پیشین بهره ها می بردند، دزدی ها وغارت گری ها می نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین » است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می گوید:«قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می شود و این مصداق ظلم است. 3- کوته فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودندو حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خوداستوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی(علیه السلام)برآوردند. نام این گروه «مارقین » است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق » به معنای پرش تیر از کمان است گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سخنان خود به صراحت پیش بینی فرموده بود: ابو ایوب انصاری گوید: «امر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علی بن ابی طالب(علیه السلام) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین; پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به علی(علیه السلام) دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...; هنگامی که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدندو دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی(علیه السلام) در برابر آنها;نقش ارزنده ای در آگاهی امت اسلامی ما از جریان های مخالف نظام ونیز الهام بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف ازدیدگاه مولا علی(علیه السلام) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می داریم.

دشمن شناسی

از اساسی ترین شرایط موفقیت در تمامی عرصه ها، شناخت دشمن است. در عرصه طبیعی، آدمی تا آن جا که دشمن را شناخته در دفع آن کوشیده و به موفقیت دست یافته است، ولی همین انسان ضربه های فراوانی از دشمن ناشناخته خود خورده است. به عنوان نمونه انسان از زمانی که دشمنی به نام میکرب را شناخت به آسانی توانست در پی دفع آن برآید و همو چون نتوانسته است سرطان رابشناسد هر روز قربانی های فراوانی در این عرصه می دهد. در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم وکلیدی دارد. بر این اساس است که بخش عظیمی از آیات قرآن مربوطبه معرفی دشمن است، معرفی شیطان، دشمنان انبیاء، کفار، مشرکان و منافقان و... در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می خوانیم:«الا و ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه;آگاه باشید عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از اوپیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانیش کند.» ودر حدیثی دیگر از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است: مردم اگر ده چیز را می شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تامین می شد یکی از آنها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می باشد. امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش می داند:«و اعلموا انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تاخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه...; و بدانید که رشد درنمی یابید مگر که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید،مگر که فروفکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.» و خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دوره حکومت به افشاگری چهره دشمنان خود پرداخت.

اقسام دشمن

از طرفی از سخنان حضرت استفاده می شود که دشمن بر دو نوع است ودو نوع برخورد می طلبد: 1- دشمن آشکار; 2- دشمن پنهان.از دیدگاه امام(علیه السلام) کم خطرترین دشمن، دشمنی است که دشمنی خودرا آشکار کرده است: حضرت فرمود: «اوهن الاعداء کیدا من اظهرعداوته; سست ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است.» «من اظهر عداوته قل کیده; آن کس که دشمنی اش را اظهارکرده توطئه و مکرش کم است.» و خطرناک ترین دشمن دشمنی است که دشمنی اش را پنهان می کند همان که قرآن کریم نامش را نفاق گذارده است. امام علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «شر الاعداء ابعدهم غورا و اخفاهم مکیده; بدترین دشمنان کسی است که عمیق تر بوده و بیش تر کیدش را مخفی می دارد. » در سخنی دیگر فرمود: «اکبر الاعداء اخفاهم مکیده; بزرگ ترین دشمنان کسانی اند که حیله خود را بیشتر پنهان می دارند. » این دشمنی خطرناک ترین دشمنی ها است، و بدترین ضربه به مکتب از ناحیه اینان بوده است. امام علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «انما اتاک بالحدیث اءربعه رجال لیس لهم خامس: رجل منافق مظهر للایمان متصنع بالاسلام لایتاثم و لا یتحرج یکذب علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم متعمدا فلو علم الناس انه منافق کاذب لم یقبلوا منه و لم یصدقوا قوله و لکنهم قالوا صاحب رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رآه و سمع منه و لقف عنه فیاخذون بقوله; افرادی که نقل حدیث می کنند، چهار دسته اند و پنجمی نخواهد داشت: نخست منافقی که اظهار اسلام می کند، نقاب اسلام را به چهره زده نه ازگناه باکی دارد و نه از آن دوری می کند و عمدا به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)دروغ می بندد. اگر مردم می دانستند که این شخص منافق و دروغ گواست از او قبول نمی کردند و تصدیقش نمی نمودند، اما چون ازواقعیت او آگاه نیستند می گویند وی صحابه رسول خدا است پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را دیده از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است به همین دلیل به گفته اش ترتیب اثر می دهند.»

هشیاری در برابر دشمن

از نکاتی که امام علی(علیه السلام) در رابطه با دشمن بر آن تاکید داردآن است که باید پیوسته هشیاری در برابر دشمن را حفظ کرد وهرگز نباید دشمن را کوچک شمرد: حضرت فرمود: «لا تستصغرن عدوا وان ضعف; هرگز دشمن را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد.» دانی که چه گفت زال با رستم گرد دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد نیز فرمود: «لا تامن عدوا و ان شکر; از دشمن در امان نباش،هرچند از شما سپاس گزاری می کند.» باید پیوسته دشمن را زیر نظرداشت که اگر لحظه ای غفلت صورت گیرد، چه بسا ضربه های آسیب ناپذیری از ناحیه دشمن وارد شود امام علی(علیه السلام) فرمود: «من نام عن عدوه، انبهته المکائد; کسی که از دشمن غفلت کند،حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.» حضرت در عهدنامه بعد از آن که مالک را سفارش به پذیرش صلح شرافت مندانه می کندمی فرماید: «و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العدوربما قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن; زنهار، زنهار سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد.بنابراین دوراندیشی را به کار گیر و در این موارد خوش بینی رامتهم کن!» و حضرت از ویژگی های خویش را، همین هشیاری در برابردشمن می داند و می فرماید: «و الله لا اکون کالضبع تنام علی طول اللدم حتی یصل الیها طالبها و یختلها راصدها; به خدا سوگند من هم چون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است غافلگیرش کند (من غافلگیر نمی شوم).» سخن مولا(علیه السلام) ضرب المثلی است پیرامون ساده لوحی و آن این است: کفتار حیوان ابلهی است وبه آسانی می توان آن را شکار کرد; به این ترتیب که صیاد آهسته با ته پای خود یا قطعه سنگ یا چوب دستی به در لانه کفتار می زندو او به خواب می رود سپس او را به راحتی صید می کند. حضرت(علیه السلام) دربرابر این پیشنهاد که از تعقیب طلحه و زبیر صرف نظر کند، سخن فوق را فرمود و به حق پیشنهاد فوق بسیار ساده لوحانه بود، چراکه نقشه این بود که آنها بصره و سپس کوفه را در اختیار خودبگیرند و معاویه با آنها بیعت کند و در شام از مردم نیز برای آنان بیعت بگیرد و به این ترتیب بخش های عمده جهان اسلام دراختیار جاه طلبان پیمان شکن قرار گیرد و تنها مدینه در دست علی(علیه السلام) بماند. امام علی(علیه السلام) با آگاهی کامل از این توطئه به سرعت ابتکار عمل را در دست گرفت و نخستین توطئه و تلاش جدایی طلبان را در نطفه خاموش ساخت و به آسانی بصره و کوفه و تمام عراق را نجات داد. این سخن امام علی(علیه السلام) درس است به همه زمامداران و مسئولان کشورهای اسلامی که برای مقابله با خطرات دشمن گاه روزها، بلکه ساعت ها و لحظه ها سرنوشت ساز است نباید فرصت را به سادگی ازدست بدهند و تسلیم پیشنهادهای سست عافیت طلبان گردند. امام(علیه السلام)افرادی که این لحظات حساس را از دست می دهند به کفتار تشبیه کرده است. این تشبیه از چند جهت قابل توجه است: «کفتار» حضور دشمن را احساس می کند، ولی با زمزمه های او به خواب می رود; خوابی که منتهی به اسارت و مرگ او می شود. «کفتار» در خانه و لانه خود شکار می شود. «کفتار» حتی بدون کم ترین مقاومت در چنگال دشمن گرفتارمی گردد و به دام می افتد. کسانی که فرصت های زودگذر را با خوش باوری ها یا ضعف و سستی یاتردید و تامل از دست می دهند، هم چون کفتارند، به خواب می روندو در خانه و لانه خود به دام می افتند و مقاومتی نشان نمی دهند.این سخن بدان معنی نیست که بی مطالعه یا بدون مشورت و در نظرگرفتن تمام جوانب کار اقدام کنند، بلکه باید با مشاورانی شجاع و هوشیار مسائل را بررسی کرد و پیش از فوت وقت اقدام نمود.

پدیدآورنده: حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۱۱, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
ردمی که می خواهند در راه خدا قدم بگذارند، ای کاش نصف آن مقدار که از گمراه کردن شیطان می ترسند، به حفظ و هدایت خداوند متعال وثوق و اعتماد می کردند.
خدای متعال در قرآن شریف درباره شیطان می فرماید:
{ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاَ}"نساء-76" (بدون شک کید و حیله ی شیطان ضعیف است!!)
ودر جای دیگر می فرمایند
{إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطان}((در حقيقت، تو را بر بندگان من تسلطى نيست))"حجر-42"
پس اول نیت را بر قصد کردن جنابش خالص کن و بعد به صاحب خانه بگو: صاحب خانه! سگ خود(ابلیس) را بگیر که من می خواهم بنا به خواست خودت که فرموده ای{وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}"الذاریات-56" به فرمانت سر سپارم. بگو و بخواه و زاری کن که او خود فرموده است:{اُدْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم}"غافر-60".
نقل از کتاب ارزشمند سفینه الصادقین، شرح حال عالم ربّانی، جناب آقای حاج سیّد حسین یعقوبی قائنی


آیت الله شاه آبادی (استاد عرفان امام خمینی): شیطان سگ درگاه خداست اگر می بینی به تو پارس می کند بدان که یا با خدا کاری نداری و یا با او آشنایی نداری ،
نقل از کتاب چهل حدیث امام خمینی
اگه کسی حقیقتاً طالب شناخت خدا باشه خدا از هر نزدیکی نزدیکتره
آیا فکر می کنید نعوذ بالله نمی تونه جلوی وسوسه شیطان رو بگیره ، اونم برای کسی که حقیقتاً طالب خداست
خود خدا میگه کیدش ضعیف است
ما از عمل نکردن به دانسته هامون هست که داریم از شیطان لعین صدمه می خوریم
روال کار انبیا و اولیا هم که الگو و اسوه ی ما باید باشه با معرفی خدا و شناساندن اسما و صفاتش آغاز شد و نه با معرفی شیطان.
از شیطان باید به گفته ی خدا ، به خود خدا پناه برد
اما آنچه اهمیت بیشتری داره آشنایی با خداست و استمداد از او در سایه ی شناختش و بی شناخت خدا هر چه هم شیطان را بشناسیم نمی توانیم بر او فائق شویم باید عبد مخلص خداشد برای رهایی از شیطان

امضای MEYSAM.NAJJAR
منتظران مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آگاه باشید: حسین را «منتظرانش» کشتند

امام مهدی عج :
یا جدّاه ! شما در کربلا تنها ماندید و من هم در این زمان تنها ماندم!
یا صاحب الزمان عج
اللهم عجل لولیک الفرج
[تصویر: vdyzl824oqxq8q8wfv.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۵, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
علي(علیه السلام) مكر و حيله را از اصولي ترين روش هاي دشمنان اسلام مي داند و علت اتخاذ اين روش را در دوري آن ها از اخلاق و معنويت عنوان مي كند. زيرا سياست درنظر آن ها عبارت است از مكر و حيله، و از سياست چيزي جز آن نمي فهمند. شورشگران بصره نيز از راه مكر و حيله وارد صحنه كارزار شدند. اينها از اولين كساني بودند كه با آن حضرت بيعت كردند و بعداً پيمان خود را شكستند. يكي از آن ها مروان بن حكم بود. وي در جنگ جمل اسير شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسين(علیه السلام) آزاد شد. پس حسنين(علیه السلام) از امام علي(علیه السلام) خواستند كه مروان مي خواهد با شما بيعت كند. حضرت بالحني خشم آلود فرمود:

«مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نكرد. هرگز نيازي به بيعت او ندارم دستش دست يهودي (دست خيانتكار و بي وفا) است، اگر با دستش بيعت كند، با پشت خود به شكستن پيمان اقدام مي كند.»

زماني كه عده اي مي گفتند معاويه از علي(علیه السلام) سياستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:

«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مكر و حيله نيستم.»

بنابراين يكي از راهكارهاي دشمنان اسلام از ديدگاه علي(علیه السلام) استفاده از مكر و حيله است. اين مكر و حيله در زمان هاي مختلف به اشكال متفاوت رخ مي نمايد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۶, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
برنده ترين سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از اين طريق مي كوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار كند. اميرالمؤمنين(علیه السلام) بيشترين تاكيد را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند كه براي استحكام نظام و حركت اجتماعي وحدت و هماهنگي، لازم و تفرقه زيانبخش است.

آن حضرت بيان مي دارند كه دشمنان وي از طريق تفرقه در صفوف يارانش توانستند غائله جمل و صفين را به وجود آورند و مردم را به شورش عليه حكومت اسلامي دعوت كنند. آن حضرت درباره دشمنانش مي فرمايد:

«بر مأموران من و خزانه داران بيت المال مسلمين كه در اختيار من است وارد شدند و در شهري كه همه مردمش در اطاعت و بيعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعيت آن ها را كه همه با من بودند به شورش واداشتند.

از نظر حضرت علي(علیه السلام)، تفرقه، آثاري همچون از ياد بردن اهداف الهي، حضور دشمن دركشور و شكست و نابودي و ذلت مؤمن را به همراه دارد.

وحدت در نزد علي(علیه السلام) آن چنان مهم و با ارزش است كه به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامي بيست و پنج سال سكوت را درپيش گرفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۷, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #14
آواتار
نگاه اسلام به دشمن شناسی
از آنـجـا كه جامعه اسلامى در پى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبيعى مورد بغض و كينه دشمنان انسانيّت ، توحيد و ارزش ها قرار مى گيرد كه آنان عبارتند از:
1 ـ مـشـركـان : كـسـانـى كـه حـاكميت جهل را پذيرفته و با تراشيدن خدايان دروغين در كنار حق تـعـالى ، انـسـان هـا را بـه وادى شـرك ، حـيـرانـى ، ضـلالت و حـيوانيت سوق مى دهند، آنان از سـرسـخـت تـريـن دشـمـنـان مـسـلمـانـان مـى بـاشـنـد. آنـهـا مـنـافـع دنـيـايـى خـويـش را در جـهـل و خـرافـه پـرسـتـى انـسـان هـا مى بينند و براى حفظ اين منافع ، تيغ دشمنى عليه هدايت يافتگان هدايتگر بركشيده اند.
فطرت انسان بر توحيد و خداشناسى استوار است و شرك يعنى هلاك انسانيّت و مرگ فطرت ؛ پـس شـرك و مـظـاهـر آن دشـمـن انـسانيّت بوده و مشرك يعنى كسى كه انسانيت خود را كشته و در صـدد از بـيـن بـردن انـسـانـيـت ديگران است ؛ بنابراين مشركان از بدترين دشمنان موحدان مى بـاشـنـد. البته لازم است توجه شود كه بسيارى از مشركان به گمراهى خود توجه نداشته و با هشدار و تذكر متنبّه شده به جبهه ايمان و توحيد مى آيند ولى سردمداران شرك ، آگاهانه از مـسير انسانيّت خارج شده اند و اين گونه افراد دشمن انسانيت مى باشند. آنان علاوه بر آن كه خـود حـق را نـمـى پـذيـرنـد، بـا دسيسه ، شبهه پراكنى ، توطئه و هجوم نظامى مانع گسترش تـوحـيـد هم مى گردند و حكم قتال در مورد اين گونه مشركان است . بنابراين بر مسلمانان لازم است كه با تبيين توحيد و تبليغ صحيح ، مشركان را هدايت كنند و با آن گروه از مشركان كه حق را نـپـذيـرفـتـه يـا بـراى جلوگيرى از رسيدن حيات توحيدى به ديگران تلاش مى كنند، به مبارزه برخيزند و تا ريشه كن كردن شرك و چندگانه پرستى به اين مبارزه الهى ادامه دهند.
2 ـ اهل كتاب : يهود، نصارا و ديگر پيروان اديان آسمانى كه خود را موحّد مى دانند ولى تحريف ، جـعـل و خـرافـه در ديـانـت آنـان نـفـوذ كـرده و گـمـراهـشـان سـاخـتـه اسـت . آنـان نـيـز در اثـر جـهـل ، تـعـصـّب ، دنـيـاگـرايـى و عوامل ديگر در مقابل مسلمانان موضع گرفته و نه تنها خود اسـلام را نـمـى پذيرند كه حتى نمى گذارند سخن حق مسلمانان به گوش جهانيان هم برسد و براى ريشه كن كردن مسلمانان و حكومتهاى اسلامى به هر توطئه اى دست مى يازند.
در بـيـن اهـل كتاب يهوديان گوى سبقت در دشمنى با مسلمانانِ موحد را از ديگران ربوده اند و از اين نظر در رديف مشركان معاند، بلكه جلوتر از آنهايند. قرآن مى فرمايد:
((لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ امَنوُا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ اَشْرَكُوا))
هر آينه شديدترين مردم در دشمنى با مؤ منان ، يهود و مشركان هستند.
يـهـود داراى ويـژگـى ها و پندارهايى است كه شناختن آنها سبب آشكار شدن رازدشمنى و عداوت شديدشان با مسلمانان موحد مى گردد. اجمالى از اين ويژگى ها و روحيات به شرح زير است :
الف ـ تـاءكيد بر خداى محسوس و ديدنى : اصولاً عامّه يهوديان به خداى نامحسوس و ناديدنى ايـمـان نـيـاوردنـد و بـا وجـود هـمـه آيات و معجزات بى شمارى كه از موساى پيامبر(ع ) مشاهده كـردنـد، بـه پـروردگـارش ايـمـان نـيـاوردنـد. هـنـگـامـى كـه بـعـد از سـال هـا اسـارت بـا اعـجـاز موسى (ع ) از دريا گذشتند و غرق شدن فرعونيان را با چشم خود ديدند، به قومى برخوردند كه خدايان و بتهاى مادى را سجده مى كردند. با ديدن خدايان آنها، وقـيـحـانـه از مـوسى (ع ) خواستند: ((...اِجْعَلْ لَنا اِلهاً كَمالَهُمْ الِهَةٌ...))؛ براى ما نيز مانند آنان خدايى محسوس قرار بده .
وقـتـى حـضرت موسى (ع ) به ميعاد رفت و به امر خدا ده روز بيشتر توقف كرد، آنان گوساله طلايى سامرى را به خدايى پذيرفتند، زيرا دلشان از محبت بت پرستى و گوساله پرستى سيراب شده بود. وقتى هم به ميقات رفتند به صراحت گفتند:
((لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً))
(اى موسى ) ما به تو ايمان نمى آوريم تا زمانى كه خدا را آشكارا ببينيم .
همه اين فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق ومحبت به خدايى ديـدنـى مـثـل گـوسـاله طـلايـى كـه تـلا لوى طـلاى آن چـشـم را خـيـره كـنـد، دل آنها را سيراب كرده و واله و شيدا ساخته بود و هيچ گاه حاضر نبودند به خدايى غير مادى و محيط بر جهان ماده و ناديدنى ايمان بياورند.
ب ـ دنـيـا طـلبـى و دنيا خواهى زايد الوصف : يهود حرص و ولع بسيارى نسبت به دنيا و مطامع دنيايى دارد:
((وَلَتـَجـِدَنَّهـُمْ اَحـْرَصَ النـّاسِ عـَلى حـَيـوةٍ وَ مـِنَ الَّذيـنَ اَشـْرَكـوُا يـَوَدُّ اَحـَدُهـُمْ لَوْ يـُعـَمَّرُ اَلْفـَ سَنَةٍ))
و آنـهـا را حـريـص ترين مردم و حتى حريص تر از مشركان بر دنيا خواهى يافت . هر يك ازآنها دوست دارد كه هزار سال عمر كند.
هـمـيـن عـلاقـه بـسـيـار، آنـهـا را نـسـبـت بـه جـمـع آورى مـال ، حـريـص و نـسـبـت بـه بخشش آن ، بخيل كرده و به حرام خوارى و رباخوارى كشانده است قرآن كريم در مورد اين خصلت زشت يهود چنين مى فرمايد:
((فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادوُا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمَْ وَ اَخْذِهِمُ الرِّبوا وَ قَدْنُهوُا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ))
بـه خـاطـر ظـلم يـهـوديـان و ربـا خـوارى آنـان بـا ايـنـكـه از آن نـهـى شـده بـودنـد و خـوردن اموال مردم به باطل ، طيباتى كه براى آنان حلال بود، بر آنان حرام كرديم .
هـمـيـن دنـيـاطـلبـى ، شـهـوت پـرسـتـى ، مـال دوسـتـى ، حـرام خـوارى ، بـخـل و خـسـّت آنـان را بـه دشمنى با پيامبران و تكذيب و كشتن آنان وادار نمود؛ زيرا پيامبران الهى آنان را از اين اعمال زشت باز مى داشتند و مانع هواپرستى آنان مى شدند:
((اَفـَكـُلَّمـا جـاءَكـُمْ رَسـوُلٌ بـِمـا لا تـَهـْوى اَنـْفـُسـُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلوُنَ))
هرگاه پيامبرى با دستوراتى مخالف هواى نفس شما آمد، استكبار ورزيديد و گروهى را تكذيب كرديد و گروهى را كشتيد.
ج ـ جـعـل ، تـحريف و كتمان : يهوديان براى رسيدن به اهداف پليد و توجيه اقدامات ناصحيح خود در طول تاريخ به جعل ، تحريف و كتمان متوسل شده اند، قرآن به مسلمانان آگاهى مى دهد كه به ايمان آوردن يهوديان اميدوار نباشيد؛ زيرا اينان كتاب و كلام خدا را بعد از فهميدن آن ، تـحـريـف مـى كـنـنـد. تـورات را ورق ورق كـرده و قـسـمـت هـايـى از آن را كه به نفعشان است يا بـرايـشـان ضـررى نـدارد آشـكـار مـى كنند و بقيه را پنهان مى سازند. حقايق ، پيشگويى ها و بـشـارت هـاى تورات و پيامبران را كتمان مى كنند و عامّه يهود نيز با اينكه مى دانند عالمانشان اهل فساد، خلاف ، جعل و تحريف اند از آنان پيروى مى كنند.
د ـ پندارهاى باطل : درست است كه در برهه اى از زمان ، يهود به خاطر اين كه به موسى ايمان آوردنـد و در دوران اسـارت فـرعـونـيـان بـر تـعاليم اجدادشان ابراهيم ، اسحاق و يعقوب (ع ) اسـتـقـامـت ورزيـدنـد ، مـورد عـنايت خدا قرار گرفتند و خداوند آنان را به عنوان قوم برگزيده انـتخاب كرد و وارث زمين ساخت و...؛ ولى آنها به ملاك اين عنايت خداوندى توجه نكردند و آن را تـفـسـيـر قـومى و نژادى كردند و خود را به طور مطلق و در هر صورت قوم برتر پنداشتند و هـنـوز نـيـز ايـن پـنـدار بـاطـل را در سـرمى پرورانند و نژاد يهود را نمونه انسان و انسان هاى نـمـونـه دانسته و بقيه نژادها را پست تر از حدّ انسانيّت مى دانند و معتقدند كه آنان براى خدمت بـه نـژاد يـهـود آفـريده شده اند و يهود در مقابل ظلم و ستم بر آنان به هيچ وجه بدهكار نمى گردد و مؤ اخذه نمى شود.
ه‍ ـ دشمنى با مبلغان توحيد و عدالت و فضيلت : ويژگى هايى كه بر شمرديم از يهود، قومى لجـوج ، طـغـيـانـگـر، دنـيـا طـلب و خـشـن سـاخـتـه اسـت كـه در طول تاريخ ، با پيامبران ، مصلحان و موحدان در افتاده اند؛ زيرا آنان را سدى در برابر هوا و هوس خود ديده اند و اين دشمنى و عداوت با وارثان پيامبران ادامه يافته است . از پيامبر در اين باره نقل شده است كه فرمود:
((هـيـچ فـرد يـهـودى بـا مـسـلمـانـى خـلوت نـكـرد، مـگـر ايـنـكـه تـصـمـيـم بـه قتل آن مسلمان گرفت .))
دشـمـنـى يـهـود با مسلمانان از صدر اسلام تا كنون باشدتى رو به تزايد ادامه يافته و كم بوده اند يهوديانى كه در اين مدت طولانى از عداوت و تعصب دست بر داشته باشند و اسلام را پـذيـرفـتـه بـاشـند و امروزه نيز صهيونيستها و يهوديان نژادپرست و افراطى بزرگ ترين دشمن مسلمانان به شمار مى روند.
نـصـارا و ديـگـر گـروه هـاى اهـل كتاب نيز گر چه در دشمنى با مسلمانان به پايه يهود نمى رسـنـد، ولى آنـهـا نـيـز بـه خـاطـر پـنـدارهـاى غـلط، حـسـادت و ديـگـر عـوامـل ، عـلَم دشـمـنـى بـا مـسـلمـانـان را بـر افـراشـتـه در طـول تـاريخ اسلام بارها و بارها با مسلمانان در افتاده اند. بر مسلمانان لازم است كه در مرحله اول بـا تـبـليـغ و تـبـيـيـن صـحـيـح ديـن خـود و تـشـريـح مـواضـع جعل و خرافه در آن مذاهب ، آنان را هدايت كرده و به جبهه ايمان رهنمون شوند و در صورتى كه عـنـاد و سـركـشـى آنـان را بـه انـكـار، مـعـانـدت ، تـوطـئه و هـجوم واداشت عليه آنان به مبارزه برخيزند و تا تسليم شدن يا ايمان آوردن آنها به اين مبارزه ادامه دهند.
3ـ دشـمـنـان ديـگـر جـوامـع اسـلامـى : در صـدر اسـلام فـقـط يك حكومت اسلامى وجود داشت و همه مـسـلمـانـان تـحت لواى آن حكومت بودند و دشمنان در جبهه مخالف اين حكومت قرار داشتند؛ ولى در قـرنـهـاى بـعـد بـه دلايل مختلف حكومت اسلامى از قالب وحدت بيرون شد و متعدد گشت و امروز كـشـورهاى مختلفى وجود دارند كه غالب مردم آنها مسلمان بوده و حكومتهاى اين كشورها نيز داعيه اسلامى بودن دارند ـ گر چه ميزان صداقت اين ادعاها مورد بحث است ـ همچنان كه اقليت هاى مسلمان در كـشـورهـاى غـيـر اسـلامـى نيز وجود دارد. از آن جا كه مسلمانان در حكم پيكر واحد مى باشند و هـمـگـى بـرادرنـد، ( 92) اگـر گـروهـى از مسلمانان ـ چه يك كشور اسلامى و چه يك اقليت مـسـلمـان ـ مـورد ظـلم و سـتم مشركان و كافران قرار گرفت ، بر ديگر مسلمانان واجب است در حد تـوان بـه كـمـك بـرادران مـسـلمـان خـود شتافته و آنان را يارى دهند همچنان كه از امام على (ع ) نقل شد، دشمن دوست انسان ، دشمن انسان است و مسلمانان برادران دينى ، هستند و دشمن آنها دشمن ما هم هست . در حقيقت آنچه كينه و عداوت دشمنان را عليه مسلمانان برانگيخته ، داعيه اسلام خواهى ، حـق طـلبى و عدالت گسترى مسلمانان است و اگر فعلاً با ما اعلام دشمنى نكردند و با گروه ديـگـرى از مسلمانان سر عداوت دارند، از اين جهت است كه توان بيشترى ندارند. آنها با از ميان برداشتن آن اقليت مسلمان يا آن كشور مسلمان ، به سراغ ديگرى مى روند و همين طور سرستيز را دنـبـال مى كنند تا نوبت به ما برسد؛ پس نبايد گمان كنيم كه دشمنى آنان با گروه ديگرى اسـت و بـا مـا عـداوت نـدارند لذا ما هم با آنها دشمنى نداشته باشيم ! آنها با اسلام و تعاليم انسان ساز، عدالت گستر و ظلم ستيز آن دشمنى دارند نه با گروهى خاص از مسلمانان .
4 ـ مـسـلمـانـان تـجـاوزگـر: گـروهـى از مـسلمانان كه براى منافع دنيوى و دشمنى هاى نشاءت گـرفـتـه از انگيزه هاى غير الهى ، گروه ديگر را مورد تجاوز قرار داده اند، بر همه مسلمانان لازم اسـت آنـان را از تـجـاوز و سـركـشـى بـازداشـتـه و بـيـن دو گروه متخاصم صلح و دوستى بـرقـرار سـازنـد و اگـر گـروه تجاوزگر حاضر به پذيرش صلح و دست كشيدن از تجاوز نشد، بايد با آنها مبارزه كرد و آنها را به پذيرش ‍ صلح وادار نمود.
((وَ اِنْ طـائِفـَتـانِ مـِنَ الْمـُؤْمِنينَ اقْتَتَلوُا فَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَيهُم ا عَلَى الاُْخْرى فـَق اتـِلوُا الَّتـى تـَبـْغـى حـَتـّى تـَفـى ءَ اِل ى اَمـْرِ اللّ هِ فـَاِنْ ف اءَتْ فـَاَصْلِحوُا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا))
اگـر دو طـايـفـه از مـؤ مـنـان بـا هـم بـجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر يكى از آن دو بر ديـگـرى تـعـدّى كـرد، بـا آن كـه تعدّى مى كند بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت ، ميان آن دو را به عدالت سازش دهيد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۹, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
بنام خدا



آیا این همه تاکیید در قرائت و تدبر در قرآن کریم از سوی رسول خدا صل الله علیه و آله و ائمه اطهار تنها به این دلیل است که مسلمان از خواندن و تفکر در آیات آن تنها به رقت قلب برسد و از دوزخ بترسد و آرزوی بهشت در دل بپروراند ؟

آنچه که دشمنان آیین محمدی را آنگونه به وحشت آورده است که هر از چندی سلمان رشدیها را بسیج میکند نشان دادن هویت مستکبران – منافقان و ... است و آموختن چگونه زیستن و چه واکنشی در برابر مستکبرین عالم اتخاذ کردن است .

آیا میدانیم قران کریم آیات فراوانی در شناسایی دشمنان و حتی چگونگی برخورد با هر دسته از آنان دارد ؟

از سایر دوستان دعوت میشود آیاتی از این دست را بدون تفسیر به رای با ذکر ادرس دقیق آن در این بحث ثبت کنند .







"« ای کسانیکه ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید .

شما نسبت به آنان اظهار محبت میکنید درحالیکه آنان به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده اند

و رسول الله و شما را بخاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون میرانند .اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده اید شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار میکنید در حالیکه من به آنچه پنهان یا آشکار میسازید از همه داناترم . و هر کس از شما چنین کاری کند از راه راست گمراه شده است .»"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۰, ۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
دشمن شناسي از ديد مقام معظم رهبري
در سال 1357 مهمترین اتفاق برای ایران و ایرانی اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید. انقلابی که در ابعاد گوناگون، منشاء پیامدهای بنیادی و شگرفی در سـطـح جهان گردید و علاوه بر آن، به انسان کرامت، به مسلمانان شوکت و به مؤ منان عزّت و عظمت بخشید.
در این میان حرکتی انجام شد که باید روی آن تفکر بیشتری کرد،. آن هم خط بطلان کشیدن بر منافع بیگانگان است. این امر باعث ساخته شدن دشمنانی برای انقلاب اسلامی شد. دشمنان پس از پیروزی انقلاب آرام نشسته و همواره در تولید طرح و نقشه‌هایی جدید در جهت دست درازی به خاک، هویت، فرهنگ و منافع ملت ایران بوده و هستند.
به طور قطع و یقین ازجمله عوامل مهم ناکامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است . از این رو در این نوشتار در تلاش آنیم هستیم تا دشمن را با کنکاشی در سخنان مقام معظم رهبری شناسایی کنیم.

ضرورت دشمن شناسی
بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید.(1)» (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند)
در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. (2)»
همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال 86 در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. (3)»

اقسام دشمنان
در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است. (4)»

تشریح ابعاد مختلف دشمن درونی
ازجمله عوامل عقب ماندگی ملت ها که زمینه تسلط بیگانگان را بر منابع مادی و معنوی یک کشور فراهم می سازد، پدیده شوم تنبلی اجتماعی و عدم خودباوری و اعتماد به نفس در یک ملت می باشد که رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن درونی ملت بزرگ ایران یاد نموده و می فرمایند: «اگر ملتی این بیماری ها را داشته باشد، این ملت پیشرفتش ممکن نیست، اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت، اینهامثل موریانه ای که در درون پایه بنا بیفتد، بنا را ویران می کند.»

تشریح ابعاد مختلف دشمن بیرونی و برنامه های آن
رهبر معظم انقلاب دشمن بیرونی ملت ایران را نظام سلطه بین المللی دانسته و جنگ روانی، جنگ اقتصادی و همچنین مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی کشور را ازجمله محورهای مهم برنامه های دشمن بیرونی ارزیابی نمودند «دشمن بیرونی عبارتست از نظام سلطه بین المللی، یعنی همان چیزی که به آن استکبار جهانی می گوییم... امروز مظهر این دشمن عبارتست از شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی ایالات متحده آمریکا. (5)»
«امروز دشمنان بیرونی ما هم برای ملت ایران نقشه دارند. ما سیاست های پنج ساله خودمان را تعریف می کنیم، افق چشم انداز بیست ساله را تعریف می کنیم، برای اینکه راه را مشخص کنیم، دشمن ما هم همین طور، او هم برای ما برنامه دارد، او هم سیاستی دارد، باید سیاست او را بشناسیم. من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم: «اول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. (6)»

تشریح ابعاد مختلف جنگ روانی دشمن
یکی از مهمترین ابعاد جنگ دشمنان بیرونی، بهره گیری از جنگ روانی می باشد که در آن تلاش بر این است که با طراحی قبلی و حتی المقدور بدون بکارگیری از ابزار نظامی به نتایج موفقیت آمیز یک جنگ تمام عیار در عرصه دیپلماسی، سیاسی فرهنگی اجتماعی دست یافت در تعریف جنگ روانی آمده است: «عملیات روانی شامل اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت ها، سازمان ها، گروهها و افراد می باشد. (7)»
آنچه می توان از آن بعنوان مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن در کلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از:
1- مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور
2- تضعیف اراده عمومی مردم.
3- تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه.
4- سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور.
5- ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور.
6- ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران.
7- عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای.
8- ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی.
9- دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی
یکی از ابزارهای مهم دشمن در جنگ روانی ایجاد اختلاف و تشتت آراء در بین یک ملت با بهره گیری از گروهها، شخصیت ها و جریانات سیاسی وابسته به خود می باشد که رهبر معظم انقلاب در کلام خود این دسته از عناصر سیاسی را نصیحت دوستانه نموده و فرمودند: «من به همین مناسبت به عناصر سیاسی داخلی هم دوستانه نصیحت می کنم، مراقب باشند، طوری حرف نزنند، طوری موضعگیری نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانی کمک شود. (8)»
به همین مناسبت مقام معظم رهبری در موضوع فناوری هسته ای نیز به عده ای که در داخل کشور همان حرف های دشمن را تکرار می کنند نصیحت کرده و فرمودند: «عده ای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار می کنند که: آقا! چه لزومی دارد؟... همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته ای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند. (9)»
در این زمینه مواضع برخی جریانات سیاسی داخلی که در واقع با موضع گیری خود بخشی از عملیات روانی دشمن را در داخل کشور کلید می زنند قابل تأمل است که چگونه پس از صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت بر علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران برخی احزاب و جریانات سیاسی با اتخاذ مواضع منفعلانه در جهت اهداف جنگ تبلیغاتی و روانی دشمن گام برمی دارند که بعنوان نمونه می توان به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اشاره نمود که در بخشی از آن آمده است: «دولت نهم با افراطی گری و بی منطقی خود در حوزه سیاست خارجی و پرونده هسته ای، مصالح و منافع یک کشور را در معرض تاراج قرار داده است. (10)»
این درحالی است که در همین ایام روزنامه واشنگتن پست با سرزنش اعضای دائم شورای امنیت می نویسد: «این شورا به جنگ اراده یک ملت رفته است و برگ برنده جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای با غرب، به میدان آمدن خواست و اراده ملی است، اراده ای که چون متکی بر پشتوانه یک ملت است به هیچ وجه شکستنی نیست. (11)»

سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت، خواست دیگر دشمن
از جمله نکات مهم دیگری که رهبر معظم انقلاب از آن بعنوان خواست دشمنان نام بردند تلاش آنان برای سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت می باشد و در این زمینه ضمن حمایت خاص از تلاشهای بی وقفه دولت فرمودند: «اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزی است که دشمنان می خواهند نباشد دشمنان می خواهند مردم به دولت- که مسئولیت اداره امور کشور را دارد- بی اعتماد باشند، سعی کنید این نقشه دشمن را خنثی کنید. من از دولت حمایت می کنم از همه دولتهای بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می کنم، این حمایت، بی دلیل و بی حساب و کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت گیری عدالت ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم. (12)»

پی نوشت ها:

1- غررالحکم ج5 ص344
2- صحیفه نور ج7 ص48
3- مقام معظم رهبری- اول فروردین 1386- مشهد مقدس
4- همان
5- همان
6- همان
7- فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی- شماره دوازدهم ص41
8- مقام معظم رهبری- اول فروردین 1386- مشهد مقدس
9- همان
10- هفته نامه صبح صادق- 20فروردین 86
11- همان
12- مقام معظم رهبری- اول فروردین 86- مشهد مقدس

امضای Abasaleh
هر که در این بزم مقرب تر است
جام بـــلا بیـــشتــــرش می دهـــند

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۰۴, ۴/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۰ ۵:۳۶ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۳۰/آذر/۸۹ ۰:۴۰)guided نوشته است:  من فکر می کنم (( صهیونیست مسلمان )) هم وجود داره!
و می خوام بگم حتی (( صهیونیست شیعه ))هم هست!!
د
سلام مهدي جان عزيز،
برادرم،مسلمان صهيونيست ممكنه وجود داشته باشه،من هم قبول دارم.
ولي شيعه صهيونيست امكان نداره!
شيعه كسيه كه تو دين و عقايدش هيچ مشكلي نيست،چه برسه به پيامبران اعتقاد نداشته باشه و به آخرالزمان اعتقادي نداشته باشه و....
شما چه تعريف كلي از شيعه و مسلمان در ذهن خودتون داري؟
موفق باشيد.
يا علي.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۰, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام برادر
البته خنده داره Blush
ولی منظور بنده از ((صهیونیست شیعه)) منافقینی هستن که در چهره شیعه به این مملکت ضربه می زنن.
پیدا کردنشون زیاد سخت نیست!

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۳۶, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
بیانات مقام معظم رهبری : پنج دشمن اصلي جامعه اسلامي مدينة النبي

خبرگزاري فارس:تمايلات نفسانى، خودخواهيها، ميل به انحراف، ميل به گمراهى و لغزشهايى كه زمينه‌ى آن را خود انسان فراهم مى‌كند...خطر بزرگ براى جامعه‌ى اسلامى اين است؛ هرجا هم كه شما در تاريخ مى‌بينيد جامعه‌ى اسلامى منحرف شده، از اين‌جا منحرف شده است.
پيغمبر نگاه مى‌كند و مى‌بيند پنج دشمن اصلى، اين جامعه‌ى تازه متولّد شده را تهديد مى‌كنند:

يك دشمن، كوچك و كم‌اهميت است؛ اما درعين‌حال نبايد از او غافل ماند. يك وقت ممكن است يك خطر بزرگ به وجود آورد. او كدام است؟ قبايل نيمه‌وحشى اطراف مدينه.

دشمن دوم، مكه است كه يك مركزيّت است. درست است كه در مكه حكومتِ به معناى رايج خودش وجود نداشت؛ اما يك گروه اشرافِ متكبّرِ قدرتمندِ متنفّذ با هم بر مكه حكومت مى‌كردند.

دشمن سوم، يهوديها بودند؛ يعنى بيگانگانِ نامطمئنى كه على‌العجاله حاضر شدند با پيغمبر در مدينه زندگى كنند؛ اما دست از موذيگرى و اخلالگرى و تخريب برنمى‌داشتند. اگر نگاه كنيد، بخش مهمى از سوره‌ى بقره و بعضى از سوره‌هاى ديگر قرآن مربوط به برخورد و مبارزه‌ى فرهنگى پيغمبر با يهود است. چون گفتيم اينها فرهنگى بودند؛ آگاهيهايى داشتند؛ روى ذهنهاى مردم ضعيف‌الايمان اثرِ زياد مى‌گذاشتند؛ توطئه مى‌كردند؛ مردم را نااميد مى‌كردند و به جان هم مى‌انداختند. اينها دشمن سازمان‌يافته‌اى بودند. پيغمبر تا آن‌جايى كه مى‌توانست، با اينها مدارا كرد؛ اما بعد كه ديد اينها مدارابردار نيستند، مجازاتشان كرد.

دشمن چهارم، منافقين بودند. منافقين در داخل مردم بودند؛ كسانى كه به زبان ايمان آورده بودند، اما در باطن ايمان نداشتند؛ مردمان پست، معاند، تنگ‌نظر و آماده‌ى همكارى با دشمن، منتها سازمان‌نيافته. فرق اينها با يهود اين بود. پيغمبر با دشمن سازمان‌يافته‌اى كه آماده و منتظر حمله است تا ضربه بزند، مثل برخورد با يهود رفتار مى‌كند و به آنها امان نمى‌دهد؛ اما دشمنى را كه سازمان‌يافته نيست و لجاجتها و دشمنيها و خباثتهاى فردى دارد و بى‌ايمان است، تحمّل مى‌كند. عبداللَّه‌بن‌ابىّ، يكى از دشمن‌ترين دشمنان پيغمبر بود. تقريباً تا سال آخر زندگى پيغمبر، اين شخص زنده بود؛ اما پيغمبر با او رفتار بدى نكرد. درعين‌حال كه همه مى‌دانستند او منافق است؛ ولى با او مماشات كرد؛ مثل بقيه‌ى مسلمانها با او رفتار كرد؛ سهمش را از بيت‌المال داد، امنيتش را حفظ كرد، حرمتش را رعايت كرد. با اين‌كه آنها اين همه بدجنسى و خباثت مى‌كردند؛ كه باز در سوره‌ى بقره، فصلى مربوط به همين منافقين است. وقتى كه جمعى از اين منافقين كارهاى سازمان‌يافته كردند، پيغمبر به سراغشان رفت. در قضيه‌ى مسجد ضرار، اينها رفتند مركزى درست كردند؛ با خارج از نظام اسلامى - يعنى با كسى كه در منطقه‌ى روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار كردند و مقدّمه‌سازى كردند تا از روم عليه پيغمبر لشكر بكشند.

و اما دشمن پنجم. دشمن پنجم عبارت بود از دشمنى كه در درون هر يك از افراد مسلمان و مؤمن وجود داشت. خطرناكتر از همه‌ى دشمنها هم همين است. اين دشمن در درون ما هم وجود دارد: تمايلات نفسانى، خودخواهيها، ميل به انحراف، ميل به گمراهى و لغزشهايى كه زمينه‌ى آن را خود انسان فراهم مى‌كند. پيغمبر با اين دشمن هم سخت مبارزه كرد؛ منتها مبارزه‌ى با اين دشمن، به وسيله‌ى شمشير نيست؛ به وسيله‌ى تربيت و تزكيه و تعليم و هشدار دادن است.
خطر بزرگ براى جامعه‌ى اسلامى اين است؛ هرجا هم كه شما در تاريخ مى‌بينيد جامعه‌ى اسلامى منحرف شده، از اين‌جا منحرف شده است. ممكن است دشمن خارجى بيايد، سركوب كند، شكست دهد و تار و مار كند؛ اما نمى‌تواند نابود كند بالاخره ايمان مى‌ماند و در جايى سر بلند مى‌كند و سبز مى‌شود. اما آن‌جايى كه اين لشكرِ دشمن درونى به انسان حمله كرد و درون انسان را تهى و خالى نمود، راه منحرف خواهد شد. هرجا انحراف وجود دارد، منشأش اين است. پيغمبر با اين دشمن هم مبارزه كرد.

* بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 82/02/01

امضای warior
کسی که از ابتدا نا بینا به دنیا آمده است معنی تاریکی را نمی فهمد زیرا هرگز روشنایی را تجربه نکرده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۵, ۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
سه گونه دشمن برای انسان
نفس انسان كه دشمن انسان است، چگونه دشمنی است؟ آیا دشمن بودن نفس انسان با انسان به معنی این است كه احساسات كینه توزانه با انسان دارد، یا فقط می خواهد به هوا و میل خودش رفتار كند ولی همین كه می خواهد به هوا و میل خودش رفتار كند، نتیجه اش رفتاری دشمنانه خواهد بود؟ دومی صحیح است. این است كه می فرماید: «فَاحْذَرُوهُمْ» بترسید و احتیاط كنید از دشمنی این دشمنها. آن دشمنی كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 388
با چهره ی دشمنانه با انسان روبرو می شود خطرش كمتر است از دشمنی كه با چهره ی دشمنانه روبرو نمی شود و حتی با قصد دشمنی هم روبرو نمی شود. از اینجا معلوم می شود كه انسان سه گونه دشمن می تواند داشته باشد:
دسته ی اول دشمنانی هستند كه با قصد دشمنی و با چهره ی دشمنی با انسان روبرو می شوند كه دشمنهای آشكار و علنی هستند.
دسته ی دوم دشمنانی هستند كه با قصد دشمنی و با چهره ی دوستی با انسان روبرو می شوند. مسلّماً خطر دوستان منافق برای انسان از خطر دشمنان صریح بیشتر است.
دسته ی سوم كسانی هستند كه با چهره ی دوستی می آیند و با قصد دوستی هم می آیند ولی رفتارشان و تقاضاهایشان به گونه ای است كه از تیرباران كردن یك دشمن، بیشتر و بالاتر است. گاهی مادر انسان ضررش برای انسان از هر دشمنی بیشتر و بالاتر است. مادر با چهره ی دوستی و با قصد دوستی، با فرزندش رفتاری می كند كه دشمن آن گونه رفتار نمی كند.
یك امر كوچك را به عنوان مثال عرض می كنم: در بین الطلوعین پدر می خواهد فرزندش را برای نماز بیدار كند. مادر خطاب به پدر می گوید: آیا دلت می آید بچه ات را از این خواب خوش بیدار كنی؟ دلش برای این فرزند می سوزد و می خواهد به او مهربانی كند و او را ناراحت نكند و لذا او را برای نماز بیدار نمی كند.

این مادر دشمنی است كه با چهره ی دوستی و با قصد دوستی سراغ فرزند خود آمده است.
پس معلوم می شود خطر دشمنی كه با چهره ی دوستی و با قصد دوستی می آید و آنچه را كه بر ضرر انسان است می خواهد، از خطر كافر و حتی منافق بیشتر است.

لهذا قرآن در این آیه خطر این جور دشمنها را به انسان گوشزد می كند، دشمنی كه با چهره ی دوستی و با قصد دوستی با انسان مواجه می شود.
در ادامه ی آیه می فرماید: «وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اَللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» .

تفاوت دشمنی نوع سوم با دشمنی نوع دوم و نوع اول در این است كه دشمنی نوع سوم از آندو خطرناكتر است ولی این تفاوت نیز هست كه در اینجا سوء نیت در كار نیست، با حسن نیت دشمنی صورت می گیرد یعنی دشمنیِ از روی جهالت است.
در صدر اسلام مسلمینی بودند كه در مواردی كه همسران و فرزندان مانع
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 389
می شدند هیچ به حرف آنها گوش نمی كردند. بعدها كه اوضاع به نفع مسلمین گردش كرد و خود آن همسران و فرزندان هم مجبور شدند مهاجرت كنند، بعضی از مسلمین می خواستند به انتقام آن روزهایی كه آنها مانع بودند دیگر با آنها هیچ معاشرتی نكنند و آنها را از خودشان طرد كنند. قرآن می فرماید: شما به حرف آنها گوش نكنید ولی كینه ی آنها را هم در دل خود نگه ندارید، عفو كنید و صفح كنید.

شهید مطهری

امضای NARJES
[تصویر: 62359037342452177806.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Thumbs Up اونا چی میگن؟ دشمن از زبان دشمن عبدالرحمن 54 11,578 ۲/شهریور/۹۶ ۱۲:۴۸
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  ««««« .......دشمن شناسی ..... »» خطر اول داعش؟؟ فاطمه خانم 4 313 ۱۸/خرداد/۹۶ ۱۹:۰۱
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  جملات قصار امام خمینی (رحمة الله علیه) پیرامون دشمن‌شناسی vahrakan 13 1,472 ۱۸/خرداد/۹۵ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: vahrakan
  دشمن شناسی یعنی ؟ yektasepas 0 632 ۱۵/خرداد/۹۳ ۲۰:۱۱
آخرین ارسال: yektasepas
Lightbulb دشمن شناسی یا سفسطه! وحید110 17 6,625 ۲۰/بهمن/۹۲ ۱۹:۵۴
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  وضیعیت یهود در آخرالزمان از دیدگاه اسلام؟ HOS 1 754 ۲۹/دی/۹۲ ۱۸:۲۳
آخرین ارسال: Ali#59
Lightbulb تاپیک جامع اسلام آمریکائی عبدالرحمن 1 815 ۲۹/دی/۹۲ ۲:۵۸
آخرین ارسال: عبدالرحمن

پرش در بین بخشها:


بالا