کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مبحثی جامع درباره دشمن شناسی در اسلام از دیدگاه های مختلف
۲۰:۳۸, ۲۶/مهر/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
دشمن شناسی از دیدگاه امام علی(علیه السلام)

از مباحث مهم در سیره امام علی(علیه السلام)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، هم از جهت دشمن شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می آموزاند. امام علی(علیه السلام) با دشمنانی مواجه بود که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده بادبت!! می گفتند اما امام علی(علیه السلام) با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده داری بودند; با این همه از روح مکتب بی خبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدالت گستر مولا علی(علیه السلام)شد. امام علی(علیه السلام) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت تر از برخورد با کفر آشکاراست. بر این اساس است که امام علی(علیه السلام) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»حکومت حدودا پنج ساله امیر مؤمنان علی(علیه السلام) با سه جریان مخالف مواجه بود: 1- جاه طلبان و مقام پرستان که در خط مقدم بیعت کنندگان بامولا علی(علیه السلام) بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی(علیه السلام) به حکومت رسید و ارزش های الهی را به جای ارزش های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مایوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی(علیه السلام) شورش کردند نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » -پیمان شکنان می باشد. 2- ظالمانی که از حکومت پیشین بهره ها می بردند، دزدی ها وغارت گری ها می نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین » است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می گوید:«قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می شود و این مصداق ظلم است. 3- کوته فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودندو حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خوداستوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی(علیه السلام)برآوردند. نام این گروه «مارقین » است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق » به معنای پرش تیر از کمان است گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سخنان خود به صراحت پیش بینی فرموده بود: ابو ایوب انصاری گوید: «امر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علی بن ابی طالب(علیه السلام) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین; پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به علی(علیه السلام) دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...; هنگامی که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدندو دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی(علیه السلام) در برابر آنها;نقش ارزنده ای در آگاهی امت اسلامی ما از جریان های مخالف نظام ونیز الهام بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف ازدیدگاه مولا علی(علیه السلام) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می داریم.

دشمن شناسی

از اساسی ترین شرایط موفقیت در تمامی عرصه ها، شناخت دشمن است. در عرصه طبیعی، آدمی تا آن جا که دشمن را شناخته در دفع آن کوشیده و به موفقیت دست یافته است، ولی همین انسان ضربه های فراوانی از دشمن ناشناخته خود خورده است. به عنوان نمونه انسان از زمانی که دشمنی به نام میکرب را شناخت به آسانی توانست در پی دفع آن برآید و همو چون نتوانسته است سرطان رابشناسد هر روز قربانی های فراوانی در این عرصه می دهد. در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم وکلیدی دارد. بر این اساس است که بخش عظیمی از آیات قرآن مربوطبه معرفی دشمن است، معرفی شیطان، دشمنان انبیاء، کفار، مشرکان و منافقان و... در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می خوانیم:«الا و ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه;آگاه باشید عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از اوپیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانیش کند.» ودر حدیثی دیگر از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است: مردم اگر ده چیز را می شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تامین می شد یکی از آنها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می باشد. امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش می داند:«و اعلموا انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تاخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه...; و بدانید که رشد درنمی یابید مگر که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید،مگر که فروفکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.» و خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دوره حکومت به افشاگری چهره دشمنان خود پرداخت.

اقسام دشمن

از طرفی از سخنان حضرت استفاده می شود که دشمن بر دو نوع است ودو نوع برخورد می طلبد: 1- دشمن آشکار; 2- دشمن پنهان.از دیدگاه امام(علیه السلام) کم خطرترین دشمن، دشمنی است که دشمنی خودرا آشکار کرده است: حضرت فرمود: «اوهن الاعداء کیدا من اظهرعداوته; سست ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است.» «من اظهر عداوته قل کیده; آن کس که دشمنی اش را اظهارکرده توطئه و مکرش کم است.» و خطرناک ترین دشمن دشمنی است که دشمنی اش را پنهان می کند همان که قرآن کریم نامش را نفاق گذارده است. امام علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «شر الاعداء ابعدهم غورا و اخفاهم مکیده; بدترین دشمنان کسی است که عمیق تر بوده و بیش تر کیدش را مخفی می دارد. » در سخنی دیگر فرمود: «اکبر الاعداء اخفاهم مکیده; بزرگ ترین دشمنان کسانی اند که حیله خود را بیشتر پنهان می دارند. » این دشمنی خطرناک ترین دشمنی ها است، و بدترین ضربه به مکتب از ناحیه اینان بوده است. امام علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «انما اتاک بالحدیث اءربعه رجال لیس لهم خامس: رجل منافق مظهر للایمان متصنع بالاسلام لایتاثم و لا یتحرج یکذب علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم متعمدا فلو علم الناس انه منافق کاذب لم یقبلوا منه و لم یصدقوا قوله و لکنهم قالوا صاحب رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رآه و سمع منه و لقف عنه فیاخذون بقوله; افرادی که نقل حدیث می کنند، چهار دسته اند و پنجمی نخواهد داشت: نخست منافقی که اظهار اسلام می کند، نقاب اسلام را به چهره زده نه ازگناه باکی دارد و نه از آن دوری می کند و عمدا به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)دروغ می بندد. اگر مردم می دانستند که این شخص منافق و دروغ گواست از او قبول نمی کردند و تصدیقش نمی نمودند، اما چون ازواقعیت او آگاه نیستند می گویند وی صحابه رسول خدا است پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را دیده از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است به همین دلیل به گفته اش ترتیب اثر می دهند.»

هشیاری در برابر دشمن

از نکاتی که امام علی(علیه السلام) در رابطه با دشمن بر آن تاکید داردآن است که باید پیوسته هشیاری در برابر دشمن را حفظ کرد وهرگز نباید دشمن را کوچک شمرد: حضرت فرمود: «لا تستصغرن عدوا وان ضعف; هرگز دشمن را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد.» دانی که چه گفت زال با رستم گرد دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد نیز فرمود: «لا تامن عدوا و ان شکر; از دشمن در امان نباش،هرچند از شما سپاس گزاری می کند.» باید پیوسته دشمن را زیر نظرداشت که اگر لحظه ای غفلت صورت گیرد، چه بسا ضربه های آسیب ناپذیری از ناحیه دشمن وارد شود امام علی(علیه السلام) فرمود: «من نام عن عدوه، انبهته المکائد; کسی که از دشمن غفلت کند،حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.» حضرت در عهدنامه بعد از آن که مالک را سفارش به پذیرش صلح شرافت مندانه می کندمی فرماید: «و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العدوربما قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن; زنهار، زنهار سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد.بنابراین دوراندیشی را به کار گیر و در این موارد خوش بینی رامتهم کن!» و حضرت از ویژگی های خویش را، همین هشیاری در برابردشمن می داند و می فرماید: «و الله لا اکون کالضبع تنام علی طول اللدم حتی یصل الیها طالبها و یختلها راصدها; به خدا سوگند من هم چون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است غافلگیرش کند (من غافلگیر نمی شوم).» سخن مولا(علیه السلام) ضرب المثلی است پیرامون ساده لوحی و آن این است: کفتار حیوان ابلهی است وبه آسانی می توان آن را شکار کرد; به این ترتیب که صیاد آهسته با ته پای خود یا قطعه سنگ یا چوب دستی به در لانه کفتار می زندو او به خواب می رود سپس او را به راحتی صید می کند. حضرت(علیه السلام) دربرابر این پیشنهاد که از تعقیب طلحه و زبیر صرف نظر کند، سخن فوق را فرمود و به حق پیشنهاد فوق بسیار ساده لوحانه بود، چراکه نقشه این بود که آنها بصره و سپس کوفه را در اختیار خودبگیرند و معاویه با آنها بیعت کند و در شام از مردم نیز برای آنان بیعت بگیرد و به این ترتیب بخش های عمده جهان اسلام دراختیار جاه طلبان پیمان شکن قرار گیرد و تنها مدینه در دست علی(علیه السلام) بماند. امام علی(علیه السلام) با آگاهی کامل از این توطئه به سرعت ابتکار عمل را در دست گرفت و نخستین توطئه و تلاش جدایی طلبان را در نطفه خاموش ساخت و به آسانی بصره و کوفه و تمام عراق را نجات داد. این سخن امام علی(علیه السلام) درس است به همه زمامداران و مسئولان کشورهای اسلامی که برای مقابله با خطرات دشمن گاه روزها، بلکه ساعت ها و لحظه ها سرنوشت ساز است نباید فرصت را به سادگی ازدست بدهند و تسلیم پیشنهادهای سست عافیت طلبان گردند. امام(علیه السلام)افرادی که این لحظات حساس را از دست می دهند به کفتار تشبیه کرده است. این تشبیه از چند جهت قابل توجه است: «کفتار» حضور دشمن را احساس می کند، ولی با زمزمه های او به خواب می رود; خوابی که منتهی به اسارت و مرگ او می شود. «کفتار» در خانه و لانه خود شکار می شود. «کفتار» حتی بدون کم ترین مقاومت در چنگال دشمن گرفتارمی گردد و به دام می افتد. کسانی که فرصت های زودگذر را با خوش باوری ها یا ضعف و سستی یاتردید و تامل از دست می دهند، هم چون کفتارند، به خواب می روندو در خانه و لانه خود به دام می افتند و مقاومتی نشان نمی دهند.این سخن بدان معنی نیست که بی مطالعه یا بدون مشورت و در نظرگرفتن تمام جوانب کار اقدام کنند، بلکه باید با مشاورانی شجاع و هوشیار مسائل را بررسی کرد و پیش از فوت وقت اقدام نمود.

پدیدآورنده: حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۴, ۲۶/مهر/۸۹
شماره ارسال: #2
آواتار
انقلاب اسلامی یک تحول دگرگونی در تمامی ابعاد اجتماعی و فردی جامعه بود ،دشمنان نیز در تمام اشکال فرهنگی، اقتصادی ،نظامی و اخلاقی به مقابله با آن می پردازند و مسلمانان بویژه ایرانیان با اعتقاد به آیین مقدس اسلام و فرامین قرآن و انقلاب اسلامی موظفند تا ضمن شناخت عظمت و شکوه اسلام افزون بر ترویج فرهنگ اسلامی به جوامع بشری به شناسایی اندیشه ها و ترفندهای دشمنان بپردازند.

اما تعریف دشمن در اسلام به دشمنی بیرونی ختم نمی گرددو شامل نفس اماره و شیطان نیز می شودبه گونه ای که جهاد با نفس را برترین جهاد می خواند و هدف از آفرینش این دشمنان پنهان آن است که انسان با تکیه بر ارزشهای انسانی و اسلامی به مبارزه با آن بپردازدو با پرورش روح پرهیزکاری جود را در برابر دشمن ایمن سازد. اما آنچه قرآن بر آن تاکید نموده اینکه وجود دشمنان داخلی و خارجی نه تنها از نظر آفرینش به ضرر بشریت نبوده بلکه موجب تکامل او نیز می گردد.وجود ۱۰۶ بار واژه عدوومشتقاتش در قرآن به معنای دشمنی به کسانی اطلاق گردیده که در دل با انسان به عداوت پرداختند و در ظاهرنیز مطابق با آن رفتارمی کنندو خداوند در این آیات طریقه شناسایی باطن دشمنان را نیز نشان داده است و به مومنان هشدار می دهد که غیر از هم مسلکان برای خود دوست و همراز و یا همسر انتخاب نکنید تا بیگانگان از اسرارتان مطلع نگردند.

استاد مطهری در این زمینه می گوید"اسلام نمی گوید کار محبت آمیز منحصرا درباره مسلمین باشدو به هیچ وجه خیری از شما به دیگران نرسد دینی که پیغمبرش رحمت للعالمین است کی می تواند چنین باشدولی مسلمانان نبایداز دشمن غافل شوند پس منافاتی نیست میان آن که مسلمان به غیر مسلمان احسان کنددر همین ولای اورا نپذیردواما اساس دشمنی از نفاق سرچشمه می گیرد و کاربرد یک صدویازده بار نفاق در قرآن به معنای نفوذ و پیشروی موکد اهمیت آن می باشد.نفاق به معنای کانالهای زیرزمینی قابل استفاده از استتار یا فرار می باشدو در قرآن منافقان به عنوان خطرناکترین دشمن اسلام و مسلمانان مطرح شدند زیرا آنها نسبت به مسلمانان کینه توزی و عداوت دارند اما مسلمانان به دلیل چهره ظاهریشان آنان را دوست و هم کیش خود می دانند و ازاین رو مبارزه با آنان در مواردی غیرممکن می گردد.

بحث شناخت دشمن در مکتب سیاسی قرآن کریم از موقعیت ویژه ای برخوردار است و خداوند در آیات متعددی دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکل های گوناگونی معرفی می کند و چهره های پلید و گمراه کننده آنان را برای پیروان حق آشکار می نماید تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند ودر این آیات بیشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پیروزی حق به میان می آید که حتی اگر عقب نشینی نمایند باز خود تاکتیکی برای رویارویی دوباره و هشداری مهم برای پیروزی حق می باشد.

پیکار حق و باطل موقتی نیست و از آنجا که هدف مشترک نابودی نظام الهی است این نبرد تا قیامت هم استمرار دارد اگرچه به رغم تمامی توطئه های گوناگون دشمنان اسلام در طول تاریخ شاهد درخشش روزافزون حق باشیم زیرا خداوند مدافع حریم حق است.یکی از اساسی ترین شرایط موفقیت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصه ها شناخت دشمن است و هرگاه آدمی در پهنه طبیعی دشمن را شناخت به موفقیت دست خواهد یافت .

اما انسان از دشمنان ناشناخته خود ضربه های فراوان خورده است که امام خمینی طلایه دار آزادی و آزادگی از آغازین روزهای مبارزه خود بارها بر شناخت دشمنان و حربه های آنان در جهت نابودی اسلام تاکید نموده بود و بارها بر حضور دشمنان آشکار و پنهان در عرصه های سیاسی و اجتماعی هشدار داده بود.شاید مهم ترین حربه دشمنان ازدیدگاه امام خمینی (رحمة الله علیه)رواج تفکر جدایی دین از سیاست بودکه خوداز دووضعیت سرچشمه می گیرد.عده ای که آسایش خودرادر عدم دخالت در سیاست دانسته و گروهی که دین را سدی در برابر غارت گریهای خود می دانستند. این طرز تفکر از فرهنگ غرب و استعمارگران سرچشمه گرفته است که متاسفانه اشاعه آن در قشر فرهیخته و تحصیلکرده،

اثرات مخربی را به همراه داشت اما با توجه به جامعیت اسلام و عجین بودن دین و سیاست در این دین الهی لزوم تشکیل حکومت اسلامی بدیهی و غیرقابل انکار است وآنچه بدیهی تربه نظر می آیدآن است که خداشناسی منجر به دشمن شناسی و تشخیص حق از باطل می گرددوآغاز راه خداشناسی عبور از جاده خودشناسی است و انسان خودشناس،تفاوت حق از باطل را به خوبی درک خواهد کرد .مقام معظم رهبری نیز بارها در سخنان خود قشر فرهیخته را به دشمن شناسی و حفظ وحدت فراخوانده است .اما متاسفانه از آنجا که تفکرات خصماگین همچون سمی کشنده در قالب ایده های روشنفکرانه و شیرین وارد افکار نسل جوان شده که گاه ناخواسته آنان را در برابر حق و حق جویی بی منطق می نمایاند.حوادث اخیر نشان داد که برخی افراد بویژه جوانان و فرهیختگان با وجود آگاهی از حقانیت حق ، به دلیل عدم شناخت دشمن ،ارزشهایی را زیر پا گذاشتند که تبعات جبران ناپذیری را در نفوذ دشمن به جریانات داخلی به همراه داشت و نشان داد جامعه ای که فاقد شناخت دشمن می شود گاه به سادگی انگشتری را از دستان حقیقت بیرون می کشد و به دست دشمن می دهد که خود نیز از عداوت آن بی خبر است.



حمیده زند
روزنامه رسالت ( http://www.resalat-news.com )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۴, ۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
امير مؤمنان علي(علیه السلام) در كلام خود دراين باره مي فرمايند: «من نام عن عدوه انبهته المكايد.(1)» (كسي كه در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حيله هاي (غافلگيرانه دشمن) او را از خواب بيدار مي كند)

در همين رابطه بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) مي فرمايند: «نبايد غافل باشيم، ما بايد بيدار باشيم و توطئه هاي آنها را قبل از اينكه با هم جمع بشوند، خنثي كنيم. (2)»

همچنين رهبر معظم انقلاب در سخنراني اولين روز سال جديد در مشهد مقدس در اين باره مي فرمايند: «يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهيز كند. (3)»

دشمن شناسي :
بايد توجه داشت كه هر موجودي در عالم ، دشمناني دارد و همچنين انسانها، و بين انسانها ، قوم ها ، و مليتها و اديان هر كدام به دليلي ممكن است با عده اي ديگر در تعارض و دشمني باشد.

ما مسلمانان از اين موضوع مستثناء نمي باشيم بلكه به دليل اصرار بر حق و حقيقت ، دشمنان ما نيز بيشتر از ديگر اديان مي باشند ، دشمنان اسلام و مذهب شيعه و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر كنوني را در دو حوزه ديني و غير ديني مي توان شناسائي كرد كه حوزة غير ديني را به دليل گستردگي در مقاله اي مجزا مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف ) حوزه ديني :
از بين اديان جهاني ، بيشترين دشمني را با اسلام ، دين مسيحيت و دين يهود مي نمايد البته بايد توجه داشت كه دشمني هاي كنوني نه از جانب كل مسيحيت و يهوديت بلكه گروههايي خاص كه در هر دو دين نام صهيونيسم بر خود نهاده اند مي باشد. صهيونيستهاي يهودي و صهيونيستهاي مسيحي كه فرقه هائي از مسيحيت پروتستان با نام ايوانجليسم و نو انجيلي هستند ، با اسلام و مسلمانان دشمني خاصي داشته و هيچگاه اين موضوع را در گفتار و رفتار انكار ننموده اند اين دشمنان نيز در حوزه آخرالزمان و منجي گرائي ، نظرات خاص خودشان را دارند و قصد تحقق اين نظرات را نيز در عالم دارند يعني اعتقادات آخرالزمانیِ صهيونيسم مسيحي و يهودي ، همانند يهوديان و مسيحيان سنتي (كه بايد دست روي دست گذاشت تا منجي مان بيايد) نمي باشد،‌ بلكه اين صهيونيستها معتقدند كه بايد براي آمدن منجي كارهائي را انجام دهند مثلاً ايوانجليست ها مي گويند براي نزول عيسي ( كه مدعي اند منجي شان است ) بايد يهوديان عالم را در فلسطين جمع نمود و براي آنها حكومت تشكيل داد و آنها را ياري داد تا دشمنانشان ( كه مسلمانان هستند) را نابود كنند و مسجدالاقصي را تخريب و بجاي آن معبد موسوم به سليمان را ساخت تا اينكه منجي بيايد، و اينگونه ادعا ميكنند كه منجي مسلمانان دشمن منجي غربي ها و مسیحیان است و بايد منجي مسلمانان و پيروان او را نابود كرد تا جهان متعلق به خودشان گردد ، ناگفته پيداست كه اين اهداف صهيونيستي در تعارض با دين هاي آسماني خصوصاً اسلام و مسلمانان مي باشد اما متأسفانه صهيونيستهاي مسيحي و يهودي شديداً اين فكر را با رسانه ها و شبكه هاي ماهواره اي و فيلم هاي سينمائي ترويج مي نمايند و از حوزه فرهنگ سازي نيز گذشته و عملاً به لشكركشي به خاورميانه دست ميزنند و هدف خود را نيز زمينه سازي براي نزول منجي معرفي مي نمايند يعني با اسم دين مبارزه با اديان و به اسم منجي به مبارزه با منجي عالم مي روند!

همچنین در بخشی دیگر از جبهه دینی می توان از یهودیان صهیونیست نام برد که اعتقادات آخرالزمانی شان تقریباً با ایوانجلیست های مسیحی یکی است بجز قسمت آخر آن ، یعنی یهودیان به ایوانجلیست ها این خادمان حلقه بگوششان هم فرصت حیات نمی دهند و معتقدند منجی بنی اسرائیل که آمد ، حکومت جهانی یهود برپا می شود و تمامی ساکنان زمین بجز نژاد بنی اسرائیل کشته خواهند شد.

ب) حوزه غیر دینی:

مکتب دیگری که درباره آینده جهان در غرب و آمریکا نظرات جدی و خشنی دارد، لیبرال دموکراسی است، استراتژیست های این گروه که پایگاه اصلیشان در آمریکا حزب دموکرات است، نظرات خطرناکی درباره آینده جهان عنوان می نمایند.

از جمله این افراد فرانسیس فوکویاما، ژاپنی الاصل آمریکائیست که در نظریه و کتاب معروفش "پایان تاریخ" عنوان نمود، تمامی ادیان و مکاتب در طول تاریخ ، مارا به اینجا رساندند که بفهمیم لیبرال دموکراسی تنها دین و راه زندگی است و مابقی ادیان و مکاتب باید نابود شوند و بشر در آینده یک دین، یک حکومت و یک کشور دارد و در یک حکومت جهانی راه و رسم زندگی بشر ،روش لیبرالی یعنی سبک زندگی آمریکایی است و نه چیز دیگر.

فرد دیگر این جبهه نظریه پردازی به نام ساموئل هانتیگتون آمریکایی است که با ارائه نظریه " برخورد تمدن ها " راه را برای اقدامات صهیونیستهای لیبرال هموار نمود؛ او جهان را به چند حوزه تمدنی تقسیم می نماید و اعلام می کند هر تمدنی که قویتر است حق است! و چون تمدن غربی برپایه لیبرال دموکراسی از همه قویتر است پس باید حاکم باشد و مخالفیتش نابود شوند.

برای نابودی دیگر تمدن ها هم دو راه پیشنهاد می کند :
1- هزم شدن فرهنگی: مثلاً تمدن ارتودکس که شامل روسیه و حوزه پیرامونی اش می شود را در مقابل تهاجم فرهنگی غرب بی دفاع می داند و اعلام می کند که بزودی روسیه جزئی از فرهنگ غرب می شود و تمام ماهیت دینی، ملی، سنت ها و .... به روش ها و فرهنگ و ارزش های غربی تبدیل می شوند.

2- نبرد نظامی برای از بین بردن تمدن: درباره تمدن اسلامی با محوریت ایران ، عنوان می کند با تهاجم فرهنگی نمی شود تمدن اسلامی-ایرانی را بطور کامل از میان برداشت بلکه باید با جنگی تمام عیار مسلمانان و آثار اسلامی را از بین برد تا اثری از این تمدن باقی نماند!

با توجه به دو رویکرد دینی و غیر دینی فوق که در رأس آنها صهیونیستهای یهودی قرار دارند و هدف مشترکشان نابودی اسلام و مسلمانان است و رهبری هر دو جریان در آمریکا ( با مشخصه دو حزب سیاسی نامبرده) در اختیار صهیونیست ها قرار دارد ، صحنه نبرد آینده و دلیل دشمنی های غرب با اسلام و ایران اسلامی روشنتر می شود.

بصورت خلاصه بايد گفت دشمنان اسلام در حوزة ديني و غیر دینی ، نظراتي نسبت به آينده و منجي دارند و بر اساس آن نظرات دست به اقداماتي مي زنند كه اين اقدامات در حوزة فرهنگ، سياست ، اقتصاد و نظامي گری در جهت دشمني و ضربه زدن به اسلام و مسلمانان و فرهنگ اسلامي است .

اقسام دشمنان :
در يك تقسيم بندي كلي دشمنان ملت بزرگ و انقلابي ايران را در شرايط كنوني مي توان به دو بخش دشمنان دروني و بيروني تقسيم نمود «ما دو دشمن داريم؛ يك دشمن، دشمن دروني است، يك دشمن، دشمن بيروني است. دشمن دروني خطرناك تر است. (4)»

ميدانيم كه يكي از شرايط ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پذيرش مردمي براي حكومت الهيِ عادلانة جهاني مي باشد ، كه در فرج و ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأثیر مستقیم دارد ، درست در مقابل اين ديدگاه اقدامات فرهنگي دشمنان اسلام قراردارند ، آنها براي اينكه ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به تأخير افتد و حاكميت آنها بر مردم جهان ادامه داشته باشد ، دست به منحرف كردن مردم و ترويج گناهان در سطح جهان مي زنند و با اينكار به نتيجه مورد نظر خود (كه همانا گمراهي بشريت و خواست آنها براي ظلم و فساد و حكومتي مستكبر و جهاني و بي تفاوتي آنها در قبال اعمال ظالمانه حكّام بين المللي و زرسالاران جهاني مي باشد) ، می رسند و اين انحراف در تفكر و تيرگي باطني ،منجر به نتيجه غم انگيزي براي مظلومين و انسنهاي آزاد در سراسر جهان يعني تأخير در ظهور منجي بشريت حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي گردد .

نتيجه
براي جلوگيري از به تأخير افتادن ظهور ، مي بايست جلوي اعمال مستكبرين عالم مخصوصاً در حوزة فرهنگي ، گرفته شود براي جلوگيري از اقدامات آنها مي بايست در مورد عقايد ، اهداف و نظرات آينده شناسانه دشمنان اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مستكبرين عالم اطلاع كافي داشت و خودِ اين علم و اطلاع هم ، متوقف بر شناخت دشمن است ، بايد توجه داشت بررسي تمامي اين موارد و معلومات و اقدامات و نتايج از سري مباحث مهدويت مي باشد اگر ميخواهيم از منتظران واقعي حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و از زمينه سازان و ياوران قيام ايشان باشيم در تعجيل ظهور مؤثر باشيم مي بايست در زمينة ياد شده ، اطلاع كافي داشت .

پس با رويكرد دوم و دشمن شناسي نيز ضرورت طرح مباحث مهدويت روشن مي گردد و ما با اين رويكرد هم متوجه مي شويم كه چه نيازي به مطالعه و تحقيق در اين حوزه داريم .

در اين مقاله بيشتر از اين مجال گفتار نيست و تفصيل و ادامه اين موضوع را به مقالات آينده موكول مي نمائيم ، اميد كه مورد عنايت و رضايت مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واقع گردد .

پي نوشت ها:

1- غررالحكم ج5 ص344
2- صحيفه نور ج7 ص48
3- مقام معظم رهبري- اول فروردين 1386- مشهد مقدس- كيهان- 15فروردين ص7
4- همان

منابع :
خلاصه ای از مقاله ضرورت شناسي طرح مباحث مهدويت حجه الاسلام سيد مهدي غفاري
موسسه فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سایت نورپرتال

امضای Ramin_Ghn
گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عجل الله فرجه)است.حضرت علامه حسن زاده آملی

[تصویر: 58099_497.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۳, ۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام دوست من
مطلبتان جذاب و بسیار بجا بود اما چند انتقاد دارم بی غرض و دوستانه است که ان شاءالله مورد عنایت شما باشد.
اول اینکه بهتر بود در چند پست مطلبتان را مینوشتید تا بتوانیم درباره هر مطلب بحث کنیم و مطلبتان را غنی تر نماییم.
دوم اینکه بهتر بود ادله ها نگاه های علمی و دینیتان را جدا از هم بحث میکردید نه اینکه علم از دین جدا باشد خیر هرگز.بلکه بخاطر اینکه دلایل دینی عموما نقلی و دلایل علم عقلی است.لذا ممکن است دوستی باشد که هنوز آشنا به دلایل نقلی نباشد که حجت هستند و از دلایل عقلی قویترند و نیازمند این باشد که این موضوع جذاب برایش با دلایل عقلی تبیین شود.
با تشکر از عنایتتان .امیدوارم از این انتقادهای بی غرض این حقیر نرنجید.
یا حق

امضای asier
خود را بسازید؛ خود را با قرآن تطبیق دهید؛ رفتارتان، اخلاقتان را با دوستان، با مستکبران طبق برنامه قرآن تطبیق دهید، خداوند وعده کرده هرکس اینطور رفتار کند اجر دنیا و آخرت به او می دهد.
امام خامنه ای (مد ظله العالی)












ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۰, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #5
آواتار
مطلب خوبی بود
اما به نظر من شما در بخش دشمن شناسی حوزه دینی چیزی رو فراموش کردین
من فکر می کنم (( صهیونیست مسلمان )) هم وجود داره!
و می خوام بگم حتی (( صهیونیست شیعه ))هم هست!! که البته در ظاهر مسلمان یا شیعه هستند
دوستان اینجا جای بحث سیاسی نیست وگرنه برای حرفم دلایل قانع کننده زیادی دارم و البته مصادیق زیادی هم وجود داره!
خدا همه رو به راه راست هدایت کنه

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۲۸, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
دشمن شناسی یه مفهومه عامه
اگه به بحث توجه کنید می بینید منظور از آوردن بحث دشمن شناسی در این جا ارتباطش با ضرورت طرح مباحث مهدویت بوده و به فراخور موضوع اون بخشی از دشمنان مورد بررسی قرار گرفته که دشمنی علنی و د درصدی با اسلام و امام زمان دارند و همچنین در حال اجرای برنامه شون هستند
اما در کل با شما موافقم مکتب صهیونیسم همونطور که به بودیسم وارد شده به اسلام هم وارد شده و در اهل سنت وهابیت و در شیعه بهائیت رو ایجاد کرد و من مطمئنم که اونا هنوز هم دست به کارن تا موقعیت
یش بیاد و ....
موفق باشید
به ما هم سر بزنید البته با عنایت ارشاد وبلاگم ف. ی.ل ت. ر شده که باید با ش.ک.ن بیاید
ملتمس دعل/غفاری
westsun.wordpress.com

امضای westsun
پایگاه اطلاع رسانی خورشید مغرب Http://westsun.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۰, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #7

از مقاله ی جالبتون متشکرم و امیدوارم همونطور که گفتید ادامه داشته باشه و باز همونطور که گفتید مورد عنایت امام زمان علیه السلام واقع بشه .
آیه ای در قران کریم هست که می فر ماید " لَتَجِدَنّ َ اشدّ النّاس عَداوةً لِلّذین آمنوا الیهود و الّذین اشرکوا"
یعنی " حتما شدید ترین مردمان در دشمنی با کسانی که ایمان آورده اند را یهود و کسانی که شرک می ورزند خواهی یافت"
نمی خواهم سریعاً استنباط کنم که یهودیان همگی دشمنان اصلی ما یند و همینطور همه ی کسانی که در ظاهر خدا را قبول ندارند قابل بازگشت نیستند و دشمن اصلی مایند . همانطور که خودتان هم اشاره فرمودید دشمنان اصلی ما یکی نفس بدخواهِ ماست و دیگری شیاطین جنی و انسی بیرونی . اما شاید بشه گفت این یه نشونه هست برای اینکه دشمنان اصلی رو از میان یهودیان منحرفِ از اصالت دینشون و همینطور مشرکینی که بر اصالتِ بی دینیشون تکیه می کنن پیدا کنیم.
guided نوشته:
"مطلب خوبی بود
اما به نظر من شما در بخش دشمن شناسی حوزه دینی چیزی رو فراموش کردین
من فکر می کنم (( صهیونیست مسلمان )) هم وجود داره!
و می خوام بگم حتی (( صهیونیست شیعه ))هم هست!! که البته در ظاهر مسلمان یا شیعه هستند
دوستان اینجا جای بحث سیاسی نیست وگرنه برای حرفم دلایل قانع کننده زیادی دارم و البته مصادیق زیادی هم وجود داره!
خدا همه رو به راه راست هدایت کنه"
در این مورد باید بگم من از اینی که میگید تا حدودی اطلاع دارم اما امیدوارم حواسمون باشه که یکی از دشمنان اصلی ما صهیونیست هان و این به این معنا نیست که هرجا مطمئن شدیم که کسی یا کسانی در یک مذهب یا فرقه ای دارن با ایمان واقعی و اصل اسلام دشمنی می کنن لزوماً به این معنیه که صهیونیستن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۲, ۹/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/فروردین/۹۰ ۱۵:۴۸ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #8
آواتار
پيش گفتار

از محورىترين مسايل دفاعى كشور, دشمن شناسى است. با شناخت دشمن مى توان احتمال پيروزى و يا شكست را مشخص كرد و به ايجاد زمينه هاى دفاعى همت گماشت.
در عرصه مسايل سياسى و اجتماعى نيز دشمن شناسى از اهميت ويژه اى برخوردار است و از مهمترين عوامل در تإمين امنيت فردى و اجتماعى محسوب مى شود. برهمين اساس بخش عظيمى از آيات قرآن كريم به معرفى دشمن اختصاص يافته است.

در سيره پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار(عليهم السلام) نيز به دشمن شناسى توجه بسيار شده است. و در ميان معصومين, رفتار حضرت على عليه‏السلام با دشمنان از همه درسآموزتر است. على عليه‏السلام با توجه به شرايط زمانى و شيوه حكومتش با دشمنانى روبرو بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله و ديگر ائمه(عليهم السلام) با آن روبرو نشدند.
كسانى كه سابقه درخشانى در خدمت به اسلام داشتند; انسان هايى كه اهل عبادت و شب زنده دارى بودند ولى از روح تعاليم اسلام بى خبر بودند از اين گروه هاى معارض به شمار مىآيند.

على عليه‏السلام با نفاق پنهان روبرو بود; دشمنانى كه مقابله با آن ها به مراتب سخت تر از مبارزه با نفاق آشكار است. حضرت على عليه‏السلام در حكومت پنج ساله خود با سه جريان مخالف روبرو شد: ناكثين, قاسطين و مارقين.

بررسى و شناخت عملكرد اين سه گروه مخالف و مواضع آن حضرت, در برابر آن ها, مى تواند نقش بسيار مهمى در آگاهى از شيوه برخورد با دشمنان داشته باشد.

به عبارت ديگر, تبيين انديشه هاى اميرالمومنين على عليه‏السلام در زمينه شناخت دشمن به ما كمك مى كند تا در اصلاح روش و سلوك خود به منظور مقابله با دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى به شكل آگاهانه ترى اقدام نماييم.

اهميت دشمن شناسى

شناخت دشمن از ضروريات اوليه هر مبارزه است و از طريق آن مى توان بقاى خود و جامعه را تضمين كرد. در طول تاريخ جوامع, تمام شكست ها ناشى از بى توجه اى به دشمن بوده است.

امروز, قدرت هاى بزرگ با ايجاد سازمان ها و تشكيلات اطلاعاتى و جاسوسى و اختصاص بودجه هاى كلان براى اين مراكز, تلاش مى كنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسايى كنند و قبل از آنكه نقشه دشمنان كارساز شود آن ها را درهم شكنند. اين تشكيلات در تصميم گيرى و برنامه ريزىهاى اساسى اين دولت ها نقش مهمى دارند.
در مكتب رهايى بخش اسلام نيز درباره شناخت دشمن, توصيه هاى فراوان شده است.

صفات دشمنان از ديدگاه قرآن

قرآن كريم نيز به شناخت دشمن, براى حفظ و سلامت جامعه سفارش كرده و در قالب داستان هاى عبرتآموز به معرفى دشمنان توحيد در اشكال گوناگونى چون شيطان شناسى, منافق شناسى, طاغوت شناسى و كفار و مشركان اشاره مى كند.
قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامى را از حساس ترين وظايف مسلمانان عنوان مى كند. مهمترين ويژگى دشمنان اسلام از نظر قرآن, پيمان شكنى آن ها است.

قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد:
((كيف وان يظهروا عليكم لايرقبوافيكم الا و لاذمه(1)چگونه (پيمان مشركان ارزشى دارد) در حالى كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مى كنند و نه پيمانى را (پايبند هستند).


قرآن دشمنان اسلام را داراى خصلت هاى ناپسندى نظير نژادپرستى, قانون شكنى, خوى استكبارى و... مى داند. در آيه پنجم سوره حجر(2) و در آيه 96 سوره بقره(3) يكى از ويژگى هاى دشمنان اسلام دنياپرستى عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نسإ(4) و آيه 105 سوره بقره(5) حسادت و بدخواهى يكى ديگر از خصلت هاى ناپسند دشمنان شمرده شده است.

همچنين در آيه 100 سوره اسرإ(6) و آيه 53 سوره نسإ(7) و آيه هاى 75 و 119 سوره آل عمران(8) و آيه 74 سوره نسإ(9) و آيه 175 سوره آل عمران(10) و آيه 71 سوره طه(11) و آيه 22 سوره انفال(12) تنگ نظرى, خيانت, خشم و كينه, شيطان صفتى, خود را قيم مردم دانستن, و بالاخره بى شعورى از خصلت هاى ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.

قرآن در جاى ديگر خطر دشمن را چنين بيان مى كند:
((اگر (دشمنان) برشما دست يابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هايشان (به تبليغات) به بدى به سوى شماباز است و دوست دارند كافر شويد و از ارزش هاى خويش دست برداريد.))(13)


دشمن شناسى در روايات

همچنين درباره لزوم شناخت دشمن احاديث فراوانى از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) وجود دارد كه به پاره اى از آن ها اشاره مى كنيم:

پيامبر صلی الله علیه و آله درباره ضرورت شناخت دشمن مى فرمايد:
((إلا و ان إعقل الناس عبد عرف ربه فإطاعه و عرف عدوه فعصاه))
آگاه باشيد, عاقل ترين مردم كسى است كه خدايش را بشناسد و از او پيروى كند, و دشمن را نيز بشناسد و آنگاه نافرمانيش نمايد.(14)


در حديثى ديگر پيامبر صلی الله علیه و آله مى فرمايد:
((مردم اگر به ده چيز شناخت پيدا كنند, سعادت دنيا و آخرتشان تإمين است, كه يكى از آن امور شناخت ابليس و ياورانش مى باشد.))(15)


دشمن شناسى در نهج البلاغه


حضرت على عليه‏السلام در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بينش معرفى مى كند و مى فرمايد:
واعلموا انكم لن تعرفوا الرشد, حتى تعرفوا الذى تركه ولن تإخذوا بميثاق الكتاب حتى تعرفوا الذى نقضه و لن تمسكوا به حتى تعرفوا الذى نبذه...;
((و بدانيد كه رشد نمى يابيد مگر كه ترك كنندگان آن را بشناسيد و هرگز به كتاب خدا چنگ نمى زنيد, مگر كه فرو فكننده آن را چنانكه بايد, شناخته باشيد.))(16)


علىعليه‏السلام ماهيت دشمنان اسلام را چنين معرفى مى كند:
((به بالا دست خود نافرمان, به زير دست ستم كننده, و با ستمكار هم دست اند. ))(17)

آن حضرت درباره مكر و حيله دشمن مى فرمايد:
((كن للعدو المكاتم إشد حذرا منك للعدو المبارز))
((از دشمن پنهان بيشتر از دشمن آشكار(18) برحذر باش))


نيز در جاى ديگر به عدم غفلت از دشمن و پرهيز از كوچك شمردن آن سفارش كرده و مى فرمايد:
((لاتستصغرن عدوا و ان ضعف))
((هرگز دشمنى را كوچك مشمار, هر چند ضعيف باشد)).(19)

همچنين مى فرمايد:
((آفه القوى استضعاف الخصم))
((آفت قدرتمند ضعيف شمردن دشمن است.))(20)


حضرت امام جوادعليه‏السلام نيز يكى از اركان مهم دفاع را شناخت دقيق دشمن مى داند و مى فرمايد:
((من لم يعرف الموارد اعتيه المصادر))
((كسى كه نقشه ها و مواضع كليدى دشمن را نشناسد, در رسيدن به هدف عاجز است)). (21)

از اين احاديث و رهنمودها در مى يابيم, كه يكى از اساسى ترين عوامل پيروزى, شناخت دشمن است. بررسى انقلاب هاى توحيدى نشان مى دهد كه رهبران اين انقلاب ها براى ايجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسايى و سپس مبارزات علنى خود را شروع كردند.

معرفى دشمن يكى از اهداف اساسى معصومين(عليهم السلام)

پس از رحلت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم), اسلام واقعى از مسير اوليه اش منحرف و خلافت از خاندان پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گرفته شد, از اين رو, از همان ابتدا, امامان شيعه تلاش خود را صرف شناسايى چهره دشمنان اسلام كردند. حضرت على, امام حسن, امام حسين و ديگر ائمه(عليهم السلام) تلاش هاى زيادى در جهت معرفى دشمن به جامعه مسلمين انجام دادند و مهمترين رمز پيروزى آن ها, بويژه پيروزى نهضت حسينى در اين بود كه دشمن را به مردم معرفى كرده بودند. بى ترديد, مهمترين عامل در پيروزى انقلاب اسلامى ما نيز تإكيد حضرت امام(رحمة الله علیه) برشناخت و معرفى دشمنان بوده است و در سايه اين شناخت انقلاب اسلامى به ثمر رسيد.



تاكتيكهاي دشمنان

سه جريان عمده مخالف حكومت حضرت علي عليه‏السلام هر يك به روشي به دشمني با حضرت پرداختند و براي دستيابي به اهداف خويش توطئه هاي فراواني به راه انداختند. از اين سه جريان، ناكثين از همه بيشتر در اين راه پيش قدم بوده اند. اينها كساني بودند كه جزء اصحاب پيامبر و از اولين بيعت كنندگان با حضرت امير عليه‏السلام بودند. سمبل اين جريان طلحه و زبير هستند.

بررسي اين جريان مي تواند ما را در شناخت دشمنان داخلي انقلاب اسلامي كه در لباس دوستي تيشه به ريشه انقلاب مي زنند، ياري دهد. جريان ناكثين (پيمان شكنان) قصه دردناك خودي هاي بريده از آرمان ها است. ناكثين داستان عبرت آميز برگزيدگاني است كه دنياطلبي، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام عليه‏السلام كشاند. اين جريان آينه عبرت است. درسي براي تمامي كساني كه باور دارند دنيا محل امتحان است و ماده امتحاني آن، عشق به خداست.

«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مكر و حيله نيستم.»


مهمترين روش ها و تاكتيك هاي دشمنان اسلام از ديدگاه حضرت علي عليه‏السلام عبارتند از:


انجام فعاليتهاي سازماني و تشكيلاتي

فعاليت تشكيلاتي و سازمان يافته، تأثير مهمي در پيروزي يك جريان دارد. ناكثين با آگاهي از نقش و تأثير فعاليت سازماني تلاش كردند تا در قالب يك گروه، حزب و سازمان، متشكل شوند و اهداف خود را به آساني پيش ببرند.
عليعليه‏السلام بيان مي دارند، با اينكه اهل باطل در درون خود جهنمي از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب يك تشكل به مقابله با حق مي پردازند. علي عليه‏السلام در نهج البلاغه آنگاه كه سخن از پيمان شكنان مي كند بر روي اين نكته تأكيد مي كند كه اينان گروهي متشكل و سازمان يافته هستند.

دشمنان براي رسيدن به اهداف خود با يكديگر متحد شده و همكاري مي كنند. علي عليه‏السلام طلحه و زبير، يعلي بن اميه و عبدالله بن عامر را مثال مي زند و مي فرمايد:
«با اينكه طلحه و زبير از شورشيان عليه عثمان بودند هزينه سپاه خود را در جنگ جمل از طريق فرمانداران عثمان تأمين مي كردند به طوري كه يعلي بن اميه كه از طرف عثمان در صنعا حكومت مي كرد و اموال زيادي اندوخته بود چهار هزار دينار و هفتصد شتر در اين راه، در اختيار زبير قرارداد.»

عبدالله بن عامر نيز كه از فرمانداران عثمان بود همين اندازه بودجه سپاه را تأمين كرد و شتري به نام عسكر در مقابل ششصد درهم در اختيار طلحه قرار داد.

ابن ابي الحديد مي نويسد:
وقتي طلحه و زبير شورش كردند، معاويه در نامه اي به زبير از وي به عنوان اميرالمؤمنين ياد مي كند:
«به نام خداوند رحمان و رحيم، به بنده خدا، زبير امير مؤمنان، از معاويه پسر ابوسفيان. درود بر تو، همانا من براي تو از اهل شام بيعت خواستم، آنان پذيرفتند و دسته جمعي اطاعت نمودند. بر شما باد كه بصره و كوفه را در يابيد كه فرزند ابوطالب بر شما سبقت كرد. بعد از به دست آوردن اين دو شهر، ديگر مشكلي در كار نيست و من بعد از تو با طلحه بيعت نمودم. پس خونخواهي عثمان را اعلام كنيد و مردم را نيز به اين مطلب دعوت نماييد و بايد جديت فراوان و چابكي براي اين كار داشته باشيد.»

اينجا است كه علي عليه‏السلام از اين مجموعه به عنوان حزب شيطان تعبير مي كند و مي فرمايد:
«الا و ان الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله
آگاه باشيد شيطان حزب خويش را گرد آورده و سواران و پيادگان لشكر خويش را فراخوانده است.»
بنابراين، علي عليه‏السلام به مسلمانان هشدار مي دهد كه دشمنان براي رسيدن به مقاصد خويش و سرنگوني حكومت اسلامي، با همديگر متحد مي شوند و در قالب سازمان و يا حزب به مبارزه خود ادامه مي دهند.
«و اينان در طلب حقي هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خوني كه خود آنرا ريخته اند.»


شعارها و بهانه هاي عامه پسند

يكي از مهم ترين روش هاي مخالفان، طرح شعارهاي عامه پسند است. از اين طريق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه مي كنند و براي مردمي جلوه دادن حركت خود، شعاري مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب مي سازند.
اين شعار و بهانه بنابر مقتضيات زمان به شكلي خاص مطرح مي شود. درزمان حكومت علي عليه‏السلام سوژه پيراهن عثمان براي مخالفان آن حضرت بهانه مناسبي بوده است. عجيب اين است كه كساني كه خود در رأس مخالفان حكومت عثمان بودند حتي شادي خود را از قتل عثمان پنهان نكردند، پيراهن خونين عثمان را علم كردند و به مخالفت با علي عليه‏السلام برخاستند.

ابن ابي الحديد مي گويد:
طلحه، سخت ترين تحريك كنندگان عليه عثمان بود و بعد از او زبير در اين قسمت از همه بيشتر پافشاري مي كرد.

بلاذري از ابي مخنف و ديگران نقل كرده است:
وقتي مردم، عثمان را محاصره كردند، طلحه براي آنكه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان كشته شود از ارسال آب و نان براي عثمان جلوگيري مي كرد. تا آنجا كه علي عليه‏السلام از اين ماجرا به خشم آمد و براي عثمان آب فرستاد.

حضرت علي عليه‏السلام اين جريان را چنين تحليل مي كند:
«به خدا سوگند او (طلحه) براي خونخواهي عثمان با عجله دست به كار نشد، جز اينكه مي ترسيد خون عثمان از خود او مطالبه شود زيرا او متهم به قتل عثمان است و در ميان مردم از او حريص تر بر كشتن عثمان يافت نمي شود...»


و در جاي ديگري مي فرمايد:
«... و انهم ليطلبون حقاً هم تركوه و دماء، هم سفكوه...»
«و اينان در طلب حقي هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خوني كه خود آنرا ريخته اند.»


به هر حال، ناكثين براي ايجاد ترديد در مسلمانان و مغالطه كاري، گروهي را به عنوان خونخواه دور خود جمع كردند تا حكومت علي عليه‏السلام ساقط شود. علي عليه‏السلام شيوه پيمان شكنان را بهانه جويي و سوژه يابي معرفي مي فرمايد:
بهانه هايي كه مي آورند چيزهايي است كه تنها در ظاهر، رنگ و رويي دارد و در باطن هيچ.
رهنمودهاي علي عليه‏السلام درباره بهانه تراشي هاي دشمنان، ما را به هوشياري در برابر دشمنان و بهانه هايي كه آن را دستاويز توطئه هاي خود قرار مي دهند دعوت مي كند.

استفاده ابزاري از چهره هاي مقبول

شخصيت ها و چهره هاي شناخته شده، همانگونه كه يكي از عوامل مهم پيروزي بوده اند، گاهي بزرگترين عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش مي كنند تا با استفاده از اين چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناكثين در راه هدف شوم خود، عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله را با خود همراه كردند زيرا عقيده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پيامبر صلی الله علیه و آله، همراه عايشه در راه مبارزه با علي عليه‏السلام همگام مي شوند و اين نقشه نيز مؤثر واقع شد.

علي عليه‏السلام درباره اين روش مبارزه ناكثين چنين مي فرمايد:
«پس اينان شورش كردند، در حالي كه همسر رسول خدا را همچون كنيزي كه براي فروش مي برند، به دنبال خود كشاندند در حالي كه همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بيگانگان دور باشند) و پرده نشين حرم پيامبر را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند»


عايشه عالي ترين چهره براي تبليغات طلحه و زبير بود. اين دو از عنوان ام المؤمنين سوءاستفاده فراوان كردند و از اين راه توانستند مردم را در جنگ جمل عليه علي عليه‏السلام بسيج كنند. علي عليه‏السلام در برخورد با اين شيوه دشمن مي فرمايد: «راه جلوگيري از انحراف اين است كه حق را شناخت نه شخصيت افراد را»
اين طريق بهترين شيوه براي حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و بايد مورد توجه ملت ايران نيز قرار گيرد.

امضای -Ali-
[تصویر: 1_Untitle2.png]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۸, ۱۳/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
ايجاد شبهه

از آنجا كه حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمي است، باطل با وصف بطلانش نمي تواند ظاهر شود. باطل آنگاه مي تواند نفوذ كند كه لباس حق بپوشد و اين همان چيزي است كه علي عليه‏السلام از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه ياد مي كند. شبهه چيزي است كه شبيه به حق است.

علي عليه‏السلام مي فرمايد:
«شبهه را از اين رو شبهه نام نهادند كه شباهت به حق دارد اما براي دوستان خدا، نوري كه آنان را در تاريكي هاي شبهه راهنمايي كند، يقين آن ها است، و راهنماي آن ها، مسير هدايت است، ولي دشمنان خدا، گمراهي شان آنان را به شبهات دعوت مي كند.»


حضرت علي عليه‏السلام يكي ديگر از روش هاي دشمنان را ايجاد شبهه در ميان مردم مي داند و معتقد است براي مردمي كه به حقايق واقف نيستند، بزرگترين خطر، شبهه است، زيرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزيه و تحليل ندارند كه باطل را تشخيص داده و لباس حق را از تن باطل بركنند و دشمنان نيز در پي همين فرصت هستند.

به اعتقاد علي عليه‏السلام ، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه مي دهند، تا آنجا كه گاه حتي بر نزديكان هم، حق مشتبه مي گردد. كار شبهه، گاه به آنجا مي رسد كه حتي «حق ناطق» و «تبلور راستين حق» هم بايد تلاش زيادي براي معرفي حق كند تا شبهه داران باور كنند كه لباس حق را بر باطل پوشانيده اند.

هنگامي كه علي عليه‏السلام نزديك بصره رسيد، پيمان شكنان كسي را نزد حضرت فرستادند تا حقيقت حال را جويا شود و بدانند با شورشگران (ناكثين) چگونه رفتار خواهد كرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام عليه‏السلام چگونگي رفتار خويش را به شكلي بيان فرمود كه براي اين شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در اين هنگام كه امام

اعتراف او را نسبت به حقانيت خويش يافت از او خواست بيعت كند،اما او پاسخ داد:
من فرستاده گروهي هستم و از پيش خود كاري نمي كنم. امام عليه‏السلام فرمود:

- اگر آن ها تو را گسيل مي داشتند كه محل ريزش باران را برايشان بيابي و سپس به سوي آن ها باز مي گشتي و از مكان سبزه و آب آگاهشان مي كردي اگر مخالفت مي كردند و به سرزمين هاي بي آب و علف روي مي آوردند تو چه مي كردي؟
- آن ها را رها مي ساختم و به جايي كه آب و گياه بود مي رفتم.
- پس دستت را دراز كن و بيعت نما.
آن شخص مي گويد:
سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق بر من، توانايي امتناع را نيافتم و با آن حضرت بيعت نمودم.
بزرگترين آفت انقلاب اسلامي ايجاد شبهه و شك و ترديد در ميان مردم است. طرح مسايل بي-اساس در جامعه بويژه در زمينه مسايل اعتقادي و ديني از سوي برخي گروه ها مي تواند اعتماد مردم را به انقلاب و نظام سست نمايد و در دراز مدت خطر جدي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي به حساب آيد. مقابله با اين ترفند دشمن از ضرور ي ترين وظايف نيروهاي مؤمن و انقلابي است و دراين زمينه بايستي توصيه هاي عليعليه‏السلام را جدي گرفته و سرلوحه كارشان قرار دهند.

يكي از شگردهاي دشمنان اين است كه سعي مي كنند پيوسته مردم را در جهل و ناداني نگه دارند و براي مبارزه از اين روش بهره ها مي گيرند. از ديدگاه علي عليه‏السلام طلحه و زبير با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا كنند.

امام عليه‏السلام دراين باره خطاب به مردم بصره مي فرمايد:
«سرزمين شما به آب نزديك است و از آسمان دور، عقل هايتان سبك و افكار شما سفيهانه است، پس هدف خوبي براي تيراندازانيد و لقمه چربي براي مفتخواران و صيدي براي صيادان!
افراد جاهل، سريع ابزار و آلت دست زيرك ها قرار مي گيرند و سد راه مصالح عاليه اسلامي واقع مي شوند. هميشه منافقان بي دين، مقدس نماهاي احمق را عليه حكومت اسلامي برمي انگيزانند.»


مكر و حيله

عليعليه‏السلام مكر و حيله را از اصولي ترين روش هاي دشمنان اسلام مي داند و علت اتخاذ اين روش را در دوري آن ها از اخلاق و معنويت عنوان مي كند. زيرا سياست درنظر آن ها عبارت است از مكر و حيله، و از سياست چيزي جز آن نمي فهمند. شورشگران بصره نيز از راه مكر و حيله وارد صحنه كارزار شدند. اينها از اولين كساني بودند كه با آن حضرت بيعت كردند و بعداً پيمان خود را شكستند. يكي از آن ها مروان بن حكم بود. وي در جنگ جمل اسير شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسين عليه‏السلام آزاد شد. پس حسنين عليه‏السلام از امام علي عليه‏السلام خواستند كه مروان مي خواهد با شما بيعت كند.

حضرت بالحني خشم آلود فرمود:
«مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نكرد. هرگز نيازي به بيعت او ندارم دستش دست يهودي (دست خيانتكار و بي وفا) است، اگر با دستش بيعت كند، با پشت خود به شكستن پيمان اقدام مي كند.»


زماني كه عده اي مي گفتند معاويه از علي عليه‏السلام سياستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:
«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مكر و حيله نيستم.»
بنابراين يكي از راهكارهاي دشمنان اسلام از ديدگاه علي عليه‏السلام استفاده از مكر و حيله است. اين مكر و حيله در زمان هاي مختلف به اشكال متفاوت رخ مي نمايد.

تبليغات و جوسازي

يكي ديگر از شگردهاي هميشگي اهل باطل، جوسازي و تبليغات منفي است. دشمنان با ايجاد جريان هاي انحرافي، افرادي را اسير خود كرده به دنبال خويش مي كشانند.

عليعليه‏السلام مي فرمايد:
«اي مردم! در طريق هدايت از كمي افراد وحشت نكنيد زيرا مردم در اطراف سفره اي اجتماع كرده اند كه مدت سيري آن كوتاه و گرسنگي آن طولاني است.»


امام عليه‏السلام از تبليغات دشمنان به رعد و برق تعبير مي كند و تأكيد مي كند كه آنان از طريق سرو صدا هم نمي توانند به نتيجه برسند زيرا باطل محكوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولي اهل ايمان اول عمل مي كند بعد شعار مي دهد.

«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتي نوقع ولانسيل حتي نمطر
«بازيگران كارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هياهو و خروش، شكست خوردند ولي ما براي تهديد ديگران رعدآسا نمي خروشيم تا شكست دشمن تهديد عملي براي آنان گردد و تا باران سيل آور نبارانيم سيلي به راه نمي اندازيم.

ايجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمين

برنده ترين سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از اين طريق مي كوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار كند. اميرالمؤمنينعليه‏السلام بيشترين تاكيد را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند كه براي استحكام نظام و حركت اجتماعي وحدت و هماهنگي، لازم و تفرقه زيانبخش است.

آن حضرت بيان مي دارند كه دشمنان وي از طريق تفرقه در صفوف يارانش توانستند غائله جمل و صفين را به وجود آورند و مردم را به شورش عليه حكومت اسلامي دعوت كنند. آن حضرت درباره دشمنانش مي فرمايد:
«بر مأموران من و خزانه داران بيت المال مسلمين كه در اختيار من است وارد شدند و در شهري كه همه مردمش در اطاعت و بيعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعيت آن ها را كه همه با من بودند به شورش واداشتند.

از نظر حضرت علي عليه‏السلام، تفرقه، آثاري همچون از ياد بردن اهداف الهي، حضور دشمن دركشور و شكست و نابودي و ذلت مؤمن را به همراه دارد.
وحدت در نزد علي عليه‏السلام آن چنان مهم و با ارزش است كه به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامي بيست و پنج سال سكوت را درپيش گرفت.

فرصت طلبي

دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه هاي مختلف عليه حكومت اسلامي قيام مي كنند. در واقع، يكي از ويژگي هاي دشمنان اسلام فرصت طلبي آن ها است. آن حضرت خاندان ابوسفيان و قاسطين را فرصت طلباني معرفي مي كند كه هيچ گاه قلبا به اسلام گرايش پيدا نكردند و هرگاه فرصتي حاصل مي شد، دست به شورش مي زدند.
مهمترين نشانه اين فرصت طلبي برخوردهاي نابخردانه آنان با حكومت علي عليه‏السلام بود و بر همين اساس بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله با الهام الهي، باطن معاويه را شناخته و طبق نص صريح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرين قرار داده و محشورشان در قيامت بر غير امت اسلام را براي او پيش بيني كرده است.
بنابراين، از ديدگاه عليعليه‏السلام دشمن هميشه در كمين است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور مي شود.

استفاده ابزاري از مقدسات

يكي از شيوه هاي دشمنان در طول تاريخ، استفاده ابزاري از مقدسات بوده است. سوءاستفاده از تقدسات، گريزگاه حق گريزي در طول تاريخ بوده است. استفاده معاويه در جنگ صفين از قرآن براي فريب ياران عليعليه‏السلام نمونه اي از اين شيوه است.

حضرت علي عليه‏السلام پس از فتنه تحكيم، در نامه اي به معاويه نوشت
«ثم انك قد دعوتني الي حكم القرآن و لقد علمت انك لست من اهل القرآن و لاحكمه تريد»
تو مرا به حكم قرآن دعوت كردي در حالي كه اهل قرآن نيستي و حكم او را نمي خواهي»


از نظر علي عليه‏السلام خوارج، گروهي خشكه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نيز با تفسيرهاي غلط از دين از اين جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را عليه عليعليه‏السلام شوراندند.

تبیان حسن رضایی گروه حوزه علمیه
نویسنده فرخنده زرگران
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۰, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
از محورى ترين مسايل دفاعى كشور, دشمن شناسى است. با شناخت دشمن مى توان احتمال پيروزى و يا شكست را مشخص كرد و به ايجاد زمينه هاى دفاعى همت گماشت.در عرصه مسايل سياسى و اجتماعى نيز دشمن شناسى از اهميت ويژه اى برخوردار است و از مهمترين عوامل در تإمين امنيت فردى و اجتماعى محسوب مى شود. برهمين اساس بخش عظيمى از آيات قرآن كريم به معرفى دشمن اختصاص يافته است.در سيره پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار(عليهم السلام) نيز به دشمن شناسى توجه بسيار شده است. و در ميان معصومين, رفتار حضرت على عليه‏السلام با دشمنان از همه درسآموزتر است. على عليه‏السلام با توجه به شرايط زمانى و شيوه حكومتش با دشمنانى روبرو بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله و ديگر ائمه(عليهم السلام) با آن روبرو نشدند.كسانى كه سابقه درخشانى در خدمت به اسلام داشتند; انسان هايى كه اهل عبادت و شب زنده دارى بودند ولى از روح تعاليم اسلام بى خبر بودند از اين گروه هاى معارض به شمار می آيند.
على عليه‏السلام با نفاق پنهان روبرو بود; دشمنانى كه مقابله با آن ها به مراتب سخت تر از مبارزه با نفاق آشكار است. حضرت على عليه‏السلام در حكومت پنج ساله خود با سه جريان مخالف روبرو شد: ناكثين, قاسطين و مارقين.

بررسى و شناخت عملكرد اين سه گروه مخالف و مواضع آن حضرت, در برابر آن ها, مى تواند نقش بسيار مهمى در آگاهى از شيوه برخورد با دشمنان داشته باشد.

به عبارت ديگر, تبيين انديشه هاى اميرالمومنين على عليه‏السلام در زمينه شناخت دشمن به ما كمك مى كند تا در اصلاح روش و سلوك خود به منظور مقابله با دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى به شكل آگاهانه ترى اقدام نماييم.

اهميت دشمن شناسى

شناخت دشمن از ضروريات اوليه هر مبارزه است و از طريق آن مى توان بقاى خود و جامعه را تضمين كرد. در طول تاريخ جوامع, تمام شكست ها ناشى از بى توجه اى به دشمن بوده است.

امروز, قدرت هاى بزرگ با ايجاد سازمان ها و تشكيلات اطلاعاتى و جاسوسى و اختصاص بودجه هاى كلان براى اين مراكز, تلاش مى كنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسايى كنند و قبل از آنكه نقشه دشمنان كارساز شود آن ها را درهم شكنند. اين تشكيلات در تصميم گيرى و برنامه ريزىهاى اساسى اين دولت ها نقش مهمى دارند.
در مكتب رهايى بخش اسلام نيز درباره شناخت دشمن, توصيه هاى فراوان شده است.

صفات دشمنان از ديدگاه قرآن

قرآن كريم نيز به شناخت دشمن, براى حفظ و سلامت جامعه سفارش كرده و در قالب داستان هاى عبرتآموز به معرفى دشمنان توحيد در اشكال گوناگونى چون شيطان شناسى, منافق شناسى, طاغوت شناسى و كفار و مشركان اشاره مى كند.
قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامى را از حساس ترين وظايف مسلمانان عنوان مى كند. مهمترين ويژگى دشمنان اسلام از نظر قرآن, پيمان شكنى آن ها است.

قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد:
((كيف وان يظهروا عليكم لايرقبوافيكم الا و لاذمه(1)چگونه (پيمان مشركان ارزشى دارد) در حالى كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مى كنند و نه پيمانى را (پايبند هستند).

قرآن دشمنان اسلام را داراى خصلت هاى ناپسندى نظير نژادپرستى, قانون شكنى, خوى استكبارى و... مى داند. در آيه پنجم سوره حجر(2) و در آيه 96 سوره بقره(3) يكى از ويژگى هاى دشمنان اسلام دنياپرستى عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نسإ(4) و آيه 105 سوره بقره(5) حسادت و بدخواهى يكى ديگر از خصلت هاى ناپسند دشمنان شمرده شده است.

همچنين در آيه 100 سوره اسرإ(6) و آيه 53 سوره نسإ(7) و آيه هاى 75 و 119 سوره آل عمران(8) و آيه 74 سوره نسإ(9) و آيه 175 سوره آل عمران(10) و آيه 71 سوره طه(11) و آيه 22 سوره انفال(12) تنگ نظرى, خيانت, خشم و كينه, شيطان صفتى, خود را قيم مردم دانستن, و بالاخره بى شعورى از خصلت هاى ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.

قرآن در جاى ديگر خطر دشمن را چنين بيان مى كند:
((اگر (دشمنان) برشما دست يابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هايشان (به تبليغات) به بدى به سوى شماباز است و دوست دارند كافر شويد و از ارزش هاى خويش دست برداريد.))(13)

دشمن شناسى در روايات

همچنين درباره لزوم شناخت دشمن احاديث فراوانى از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) وجود دارد كه به پاره اى از آن ها اشاره مى كنيم:

پيامبر صلی الله علیه و آله درباره ضرورت شناخت دشمن مى فرمايد:
((إلا و ان إعقل الناس عبد عرف ربه فإطاعه و عرف عدوه فعصاه))
آگاه باشيد, عاقل ترين مردم كسى است كه خدايش را بشناسد و از او پيروى كند, و دشمن را نيز بشناسد و آنگاه نافرمانيش نمايد.(14)

در حديثى ديگر پيامبر صلی الله علیه و آله مى فرمايد:
((مردم اگر به ده چيز شناخت پيدا كنند, سعادت دنيا و آخرتشان تإمين است, كه يكى از آن امور شناخت ابليس و ياورانش مى باشد.))(15)

دشمن شناسى در نهج البلاغه


حضرت على عليه‏السلام در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بينش معرفى مى كند و مى فرمايد:
واعلموا انكم لن تعرفوا الرشد, حتى تعرفوا الذى تركه ولن تإخذوا بميثاق الكتاب حتى تعرفوا الذى نقضه و لن تمسكوا به حتى تعرفوا الذى نبذه...;
((و بدانيد كه رشد نمى يابيد مگر كه ترك كنندگان آن را بشناسيد و هرگز به كتاب خدا چنگ نمى زنيد, مگر كه فرو فكننده آن را چنانكه بايد, شناخته باشيد.))(16)

علىعليه‏السلام ماهيت دشمنان اسلام را چنين معرفى مى كند:
((به بالا دست خود نافرمان, به زير دست ستم كننده, و با ستمكار هم دست اند. ))(17)

آن حضرت درباره مكر و حيله دشمن مى فرمايد:
((كن للعدو المكاتم إشد حذرا منك للعدو المبارز))
((از دشمن پنهان بيشتر از دشمن آشكار(18) برحذر باش))

نيز در جاى ديگر به عدم غفلت از دشمن و پرهيز از كوچك شمردن آن سفارش كرده و مى فرمايد:
((لاتستصغرن عدوا و ان ضعف))
((هرگز دشمنى را كوچك مشمار, هر چند ضعيف باشد)).(19)

همچنين مى فرمايد:
((آفه القوى استضعاف الخصم))
((آفت قدرتمند ضعيف شمردن دشمن است.))(20)

حضرت امام جوادعليه‏السلام نيز يكى از اركان مهم دفاع را شناخت دقيق دشمن مى داند و مى فرمايد:
((من لم يعرف الموارد اعتيه المصادر))
((كسى كه نقشه ها و مواضع كليدى دشمن را نشناسد, در رسيدن به هدف عاجز است)). (21)

از اين احاديث و رهنمودها در مى يابيم, كه يكى از اساسى ترين عوامل پيروزى, شناخت دشمن است. بررسى انقلاب هاى توحيدى نشان مى دهد كه رهبران اين انقلاب ها براى ايجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسايى و سپس مبارزات علنى خود را شروع كردند.

معرفى دشمن يكى از اهداف اساسى معصومين(عليهم السلام)

پس از رحلت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم), اسلام واقعى از مسير اوليه اش منحرف و خلافت از خاندان پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گرفته شد, از اين رو, از همان ابتدا, امامان شيعه تلاش خود را صرف شناسايى چهره دشمنان اسلام كردند. حضرت على, امام حسن, امام حسين و ديگر ائمه(عليهم السلام) تلاش هاى زيادى در جهت معرفى دشمن به جامعه مسلمين انجام دادند و مهمترين رمز پيروزى آن ها, بويژه پيروزى نهضت حسينى در اين بود كه دشمن را به مردم معرفى كرده بودند. بى ترديد, مهمترين عامل در پيروزى انقلاب اسلامى ما نيز تإكيد حضرت امام(رحمة الله علیه) برشناخت و معرفى دشمنان بوده است و در سايه اين شناخت انقلاب اسلامى به ثمر رسيد.


تاكتيكهاي دشمنان

سه جريان عمده مخالف حكومت حضرت علي عليه‏السلام هر يك به روشي به دشمني با حضرت پرداختند و براي دستيابي به اهداف خويش توطئه هاي فراواني به راه انداختند. از اين سه جريان، ناكثين از همه بيشتر در اين راه پيش قدم بوده اند. اينها كساني بودند كه جزء اصحاب پيامبر و از اولين بيعت كنندگان با حضرت امير عليه‏السلام بودند. سمبل اين جريان طلحه و زبير هستند.

بررسي اين جريان مي تواند ما را در شناخت دشمنان داخلي انقلاب اسلامي كه در لباس دوستي تيشه به ريشه انقلاب مي زنند، ياري دهد. جريان ناكثين (پيمان شكنان) قصه دردناك خودي هاي بريده از آرمان ها است. ناكثين داستان عبرت آميز برگزيدگاني است كه دنياطلبي، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام عليه‏السلام كشاند. اين جريان آينه عبرت است. درسي براي تمامي كساني كه باور دارند دنيا محل امتحان است و ماده امتحاني آن، عشق به خداست.

«به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست وي نيرنگ مي زند اما من اهل مكر و حيله نيستم.»


مهمترين روش ها و تاكتيك هاي دشمنان اسلام از ديدگاه حضرت علي عليه‏السلام عبارتند از:


انجام فعاليتهاي سازماني و تشكيلاتي

فعاليت تشكيلاتي و سازمان يافته، تأثير مهمي در پيروزي يك جريان دارد. ناكثين با آگاهي از نقش و تأثير فعاليت سازماني تلاش كردند تا در قالب يك گروه، حزب و سازمان، متشكل شوند و اهداف خود را به آساني پيش ببرند.
عليعليه‏السلام بيان مي دارند، با اينكه اهل باطل در درون خود جهنمي از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب يك تشكل به مقابله با حق مي پردازند. علي عليه‏السلام در نهج البلاغه آنگاه كه سخن از پيمان شكنان مي كند بر روي اين نكته تأكيد مي كند كه اينان گروهي متشكل و سازمان يافته هستند.

دشمنان براي رسيدن به اهداف خود با يكديگر متحد شده و همكاري مي كنند. علي عليه‏السلام طلحه و زبير، يعلي بن اميه و عبدالله بن عامر را مثال مي زند و مي فرمايد:
«با اينكه طلحه و زبير از شورشيان عليه عثمان بودند هزينه سپاه خود را در جنگ جمل از طريق فرمانداران عثمان تأمين مي كردند به طوري كه يعلي بن اميه كه از طرف عثمان در صنعا حكومت مي كرد و اموال زيادي اندوخته بود چهار هزار دينار و هفتصد شتر در اين راه، در اختيار زبير قرارداد.»

عبدالله بن عامر نيز كه از فرمانداران عثمان بود همين اندازه بودجه سپاه را تأمين كرد و شتري به نام عسكر در مقابل ششصد درهم در اختيار طلحه قرار داد.

ابن ابي الحديد مي نويسد:
وقتي طلحه و زبير شورش كردند، معاويه در نامه اي به زبير از وي به عنوان اميرالمؤمنين ياد مي كند:
«به نام خداوند رحمان و رحيم، به بنده خدا، زبير امير مؤمنان، از معاويه پسر ابوسفيان. درود بر تو، همانا من براي تو از اهل شام بيعت خواستم، آنان پذيرفتند و دسته جمعي اطاعت نمودند. بر شما باد كه بصره و كوفه را در يابيد كه فرزند ابوطالب بر شما سبقت كرد. بعد از به دست آوردن اين دو شهر، ديگر مشكلي در كار نيست و من بعد از تو با طلحه بيعت نمودم. پس خونخواهي عثمان را اعلام كنيد و مردم را نيز به اين مطلب دعوت نماييد و بايد جديت فراوان و چابكي براي اين كار داشته باشيد.»

اينجا است كه علي عليه‏السلام از اين مجموعه به عنوان حزب شيطان تعبير مي كند و مي فرمايد:
«الا و ان الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله
آگاه باشيد شيطان حزب خويش را گرد آورده و سواران و پيادگان لشكر خويش را فراخوانده است.»
بنابراين، علي عليه‏السلام به مسلمانان هشدار مي دهد كه دشمنان براي رسيدن به مقاصد خويش و سرنگوني حكومت اسلامي، با همديگر متحد مي شوند و در قالب سازمان و يا حزب به مبارزه خود ادامه مي دهند.
«و اينان در طلب حقي هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خوني كه خود آنرا ريخته اند.»

شعارها و بهانه هاي عامه پسند

يكي از مهم ترين روش هاي مخالفان، طرح شعارهاي عامه پسند است. از اين طريق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه مي كنند و براي مردمي جلوه دادن حركت خود، شعاري مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب مي سازند.
اين شعار و بهانه بنابر مقتضيات زمان به شكلي خاص مطرح مي شود. درزمان حكومت علي عليه‏السلام سوژه پيراهن عثمان براي مخالفان آن حضرت بهانه مناسبي بوده است. عجيب اين است كه كساني كه خود در رأس مخالفان حكومت عثمان بودند حتي شادي خود را از قتل عثمان پنهان نكردند، پيراهن خونين عثمان را علم كردند و به مخالفت با علي عليه‏السلام برخاستند.

ابن ابي الحديد مي گويد:
طلحه، سخت ترين تحريك كنندگان عليه عثمان بود و بعد از او زبير در اين قسمت از همه بيشتر پافشاري مي كرد.

بلاذري از ابي مخنف و ديگران نقل كرده است:
وقتي مردم، عثمان را محاصره كردند، طلحه براي آنكه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان كشته شود از ارسال آب و نان براي عثمان جلوگيري مي كرد. تا آنجا كه علي عليه‏السلام از اين ماجرا به خشم آمد و براي عثمان آب فرستاد.

حضرت علي عليه‏السلام اين جريان را چنين تحليل مي كند:
«به خدا سوگند او (طلحه) براي خونخواهي عثمان با عجله دست به كار نشد، جز اينكه مي ترسيد خون عثمان از خود او مطالبه شود زيرا او متهم به قتل عثمان است و در ميان مردم از او حريص تر بر كشتن عثمان يافت نمي شود...»

و در جاي ديگري مي فرمايد:
«... و انهم ليطلبون حقاً هم تركوه و دماء، هم سفكوه...»
«و اينان در طلب حقي هستند كه خود آنرا ترك كرده اند و خواهان خوني كه خود آنرا ريخته اند.»

به هر حال، ناكثين براي ايجاد ترديد در مسلمانان و مغالطه كاري، گروهي را به عنوان خونخواه دور خود جمع كردند تا حكومت علي عليه‏السلام ساقط شود. علي عليه‏السلام شيوه پيمان شكنان را بهانه جويي و سوژه يابي معرفي مي فرمايد:
بهانه هايي كه مي آورند چيزهايي است كه تنها در ظاهر، رنگ و رويي دارد و در باطن هيچ.
رهنمودهاي علي عليه‏السلام درباره بهانه تراشي هاي دشمنان، ما را به هوشياري در برابر دشمنان و بهانه هايي كه آن را دستاويز توطئه هاي خود قرار مي دهند دعوت مي كند.

استفاده ابزاري از چهره هاي مقبول

شخصيت ها و چهره هاي شناخته شده، همانگونه كه يكي از عوامل مهم پيروزي بوده اند، گاهي بزرگترين عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش مي كنند تا با استفاده از اين چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناكثين در راه هدف شوم خود، عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله را با خود همراه كردند زيرا عقيده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پيامبر صلی الله علیه و آله، همراه عايشه در راه مبارزه با علي عليه‏السلام همگام مي شوند و اين نقشه نيز مؤثر واقع شد.

علي عليه‏السلام درباره اين روش مبارزه ناكثين چنين مي فرمايد:
«پس اينان شورش كردند، در حالي كه همسر رسول خدا را همچون كنيزي كه براي فروش مي برند، به دنبال خود كشاندند در حالي كه همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بيگانگان دور باشند) و پرده نشين حرم پيامبر را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند»

عايشه عالي ترين چهره براي تبليغات طلحه و زبير بود. اين دو از عنوان ام المؤمنين سوءاستفاده فراوان كردند و از اين راه توانستند مردم را در جنگ جمل عليه علي عليه‏السلام بسيج كنند. علي عليه‏السلام در برخورد با اين شيوه دشمن مي فرمايد: «راه جلوگيري از انحراف اين است كه حق را شناخت نه شخصيت افراد را»
اين طريق بهترين شيوه براي حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و بايد مورد توجه ملت ايران نيز قرار گيرد.

ايجاد شبهه

از آنجا كه حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمي است، باطل با وصف بطلانش نمي تواند ظاهر شود. باطل آنگاه مي تواند نفوذ كند كه لباس حق بپوشد و اين همان چيزي است كه علي عليه‏السلام از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه ياد مي كند. شبهه چيزي است كه شبيه به حق است.

علي عليه‏السلام مي فرمايد:
«شبهه را از اين رو شبهه نام نهادند كه شباهت به حق دارد اما براي دوستان خدا، نوري كه آنان را در تاريكي هاي شبهه راهنمايي كند، يقين آن ها است، و راهنماي آن ها، مسير هدايت است، ولي دشمنان خدا، گمراهي شان آنان را به شبهات دعوت مي كند.»

حضرت علي عليه‏السلام يكي ديگر از روش هاي دشمنان را ايجاد شبهه در ميان مردم مي داند و معتقد است براي مردمي كه به حقايق واقف نيستند، بزرگترين خطر، شبهه است، زيرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزيه و تحليل ندارند كه باطل را تشخيص داده و لباس حق را از تن باطل بركنند و دشمنان نيز در پي همين فرصت هستند.

به اعتقاد علي عليه‏السلام ، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه مي دهند، تا آنجا كه گاه حتي بر نزديكان هم، حق مشتبه مي گردد. كار شبهه، گاه به آنجا مي رسد كه حتي «حق ناطق» و «تبلور راستين حق» هم بايد تلاش زيادي براي معرفي حق كند تا شبهه داران باور كنند كه لباس حق را بر باطل پوشانيده اند.

هنگامي كه علي عليه‏السلام نزديك بصره رسيد، پيمان شكنان كسي را نزد حضرت فرستادند تا حقيقت حال را جويا شود و بدانند با شورشگران (ناكثين) چگونه رفتار خواهد كرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام عليه‏السلام چگونگي رفتار خويش را به شكلي بيان فرمود كه براي اين شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در اين هنگام كه امام

اعتراف او را نسبت به حقانيت خويش يافت از او خواست بيعت كند،اما او پاسخ داد:
من فرستاده گروهي هستم و از پيش خود كاري نمي كنم. امام عليه‏السلام فرمود:

امضای nooromahdi
[تصویر: 136752608386691.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Thumbs Up اونا چی میگن؟ (دشمن از زبان دشمن) عبدالرحمن 48 10,012 ۲۲/دی/۹۵ ۱۷:۰۷
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  جملات قصار امام خمینی (رحمة الله علیه) پیرامون دشمن‌شناسی vahrakan 13 1,166 ۱۸/خرداد/۹۵ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: vahrakan
  دشمن شناسی یعنی ؟ yektasepas 0 559 ۱۵/خرداد/۹۳ ۲۰:۱۱
آخرین ارسال: yektasepas
Lightbulb دشمن شناسی یا سفسطه! وحید110 17 6,146 ۲۰/بهمن/۹۲ ۱۹:۵۴
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  وضیعیت یهود در آخرالزمان از دیدگاه اسلام؟ HOS 1 657 ۲۹/دی/۹۲ ۱۸:۲۳
آخرین ارسال: Ali#59
Lightbulb تاپیک جامع اسلام آمریکائی عبدالرحمن 1 720 ۲۹/دی/۹۲ ۲:۵۸
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  پیشنهاد و انتقاد درباره بخش دشمن شناسی در اسلام mohamad 31 14,090 ۵/دی/۹۲ ۰:۰۸
آخرین ارسال: NARJES

پرش در بین بخشها:


بالا