کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهم ترین دغدغه زندگی من
۱۷:۳۶, ۲۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1

وقتی از خواب بیدار می شم دوست دارم به هوای یه مسئله خاص روزم و شروع کنم و وقتی به این فکر می کنم که کاری ندارم انجام بدم دوست دارم بیدار نشم چون می گم نباید بدون هدف یه روز و شروع کرد.
نابینایی بهم گفت هر روزش یک رنگ،در صورتیکه من هرگز نفهمیدم چرا به یه روزش سفید و یا یه روزش سبز می گفت!
انسان اگه دغدغه نداشته باشه که روزش روز نیست.انسان اگه در ماهش دغدغه نداشته باشه که ماهش ماه نیس ،و اگه دغدغه ش سال نباشه که سالش سال نیست چه برسه عمرش!
وقتی مدرسه می رفتیم دغدغه مون مشق شب بود یا غصه مون دیکته هر شب بود ،بزرگتر که شدیم دغدغه مون امتحان های دانشگاه و واحدهای پاس نشده و باز که بزرگتر که شدیم به فکر تشکیل زندگی و بچه داری و ...
هر کسی یه دغدغه داره که حتی شب و روزش و نمی فهمه،آدم وقتی دغدغه داره خوابش نمی بره!آدم وقتی دغدغه داره متمرکز یه چیزه.
تا حالا شده بی دغدغه باشین ؟مهم ترین دغدغه زندگیتون چیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Hadith ، نرگس مهدوی ، Eve ، آیات ، یاســین ، السا ، MohammadMeraj ، مصباح ، بیداری اندیشه ، مهشاد ، نورالسادات ، Islam ، Banoo ، مجید املشی ، zahra11 ، Farzaneh ، فانوس *7* ، حضرت عشق ، سدرة المنتهی ، 135 ، azade ، قلب ، یاوران مهدی ، محمدهادی ، شیدا ، mkashipazha

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۰۳, ۲۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
درحال حاضر مهمترین دغدغه زندگی من درس هست .بوده وخواهد بود چون کل فکرم روی درسه .واااای چقدر سختنBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، شیدا ، آفتاب ، آسمانه سجادی ، مهشاد ، علی امینی
۲۲:۵۹, ۲۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #42

دغدغه در سوره شمس
من تو تاپیک قبلی در مورد سوره شمس گفتم ولی کسی جواب نداد،خودم جواب می دمWink
سوره شمس در مورد پیامبر هست و ماه شخصی هست که ازشون پیروی می کنه.
کسی که دغدغه ش همون دغدغه پیامبر می شه تو مدار ایشون قرار می گیره .
ماه جسمی که از خورشید نورش و می گیره وقتی از هلال به کامل شدن تبدیل می شه سیر رشد و نشون می ده.
ماه همیشه پیرو خط خورشیده.
آدم ها وقتی پیرو می شن ماه می شن،تو زندگیشون توی مدار اصلی حق قرار می گیرن.
چرا قوم ثمود نتونست پیرو حضرت صالح(علیه السلام) بشه؟
اونها با سرکشی و طغیان نفسشون از مدار خارج شدن هرچند انگار از اول هم رو مدار نبودند.
دغدغه ها باید انقدر بزرگ باشه که بودنت فرقش بیشتر از نبودت بشه!
ردی به جا بذاری.
کافیه از خط ولایت تبعیت کنی اون موقع است که برای جامعه ای می توونی ماه باشی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، مهشاد ، یاســین ، علی امینی
۲۳:۴۳, ۲۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
(۲۷/آبان/۹۳ ۰:۰۳)ali amlashi نوشته است:  درحال حاضر مهمترین دغدغه زندگی من درس هست .بوده وخواهد بود چون کل فکرم روی درسه .واااای چقدر سختنBlush

پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ فرموده اند :

كسي كه راه علم آموزي را مي پويد خداوند او را در راهي به سوي بهشت پيش مي برد .
[ اصول كافي ، ج 1، كتاب فضل العلم، باب ثواب العالم و المتعلم ] .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، مهشاد ، یاســین ، Kol ، علی امینی ، علی املشی
۰:۰۶, ۲۹/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۳ ۰:۰۸ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #44

مهمترین دغدغه ابوذر غفاری

نماز ابوذر غفارى در حال چوپانى
ابوذر غفارى از ياران و شيفتگان پيامبراكرم صلى الله عليه و آله على عليه السلام بود و مقامى بلند و شانى عظيم داشت اما با اين همه ،گوسفندانش را خود شخصا به چراگاه مى برد و چوپانى مى كرد روزى در چراگاه به نماز ايستاده بود ناگهان گرگى به گله اش حمله برد و گوسفندى را از آن جدا ساخت ابوذر همچنان با خشوع و حضور قلب به نماز خود ادامه داد بطورى كه هيچ اتفاقى نيفتاده باشد! شيطان او را وسوسه كرد تا از نماز دست كشد و به دنبال گوسفندش برود ولى او مقاومت كرد و با خود گفت : ((اگر تمام گوسفندان را از دست بدهم ،محبت خدا و رسول خدا و ولى خدا على بن ابيطالب و دودمانش مراكفايت مى كند. ))
در اين هنگام شير درنده اى در برابر گرگ ظاهر گشت و گوسفند نجات يافت و گرگ در پنجه هاى شير پاره پاره گشت از آن به بعد،آن شير نگهبانى گله ابوذر را به عهده گرفت و وقتى منافقان مدينه اين داستان را شنيدند، باور نكردند تا اينكه به چراگاه آمده و از نزديك آن صحنه شگفت انگيز را به چشم خود ديدند.
آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:(( اى اباذر... تو بندگى خداوند را به خوبى انجام دادى و خداوند نيز آن شير را در آن بيابان به تسخير تو در آورد تا نگهبانى گوسفندانت باشد،تو از گرامى ترين انسانهايى هستى كه خداوند كه آنان را ستوده است كه نماز را بر پا مى دارند. ))


برگرفته ازوب سایت پژوهشی واقعهhttp://waqia.ir/visitorpages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=4991,1
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، یاســین
۱:۳۲, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
یکی از مهمترین دغدغه های رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
مسئله جانشینی پس از خود بود . چرا که آن بزرگوار می دانست ، پیروی مسلمین از غیر آنکه ایشان از جانب خداوند متعال تعیین نموده است آنها را به بیراهه و گمراهی می کشاند و اختلاف و چند دستگی بین امت اسلامی را به ارمغان می آورد . به همین دلیل ، از روزی که مأمور شد دعوت خود را آشکار سازد و ابتدا این دعوت را از اقوام خود آغاز نماید ، وصی و جانشین خود را معرفی کرد.

پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در همان مأموریت که بستگان خود را میهمان کرد ، فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! من به خدا سوگند هیچ جوانى را در عرب نمى شناسم که براى قومش چیزى بهتر از آنچه من آورده ام، آورده باشد ، من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده ام ، و خداوند به من دستور داده است که شما را دعوت به این آئین کنم...
سپس دست بر گردن على (علیهاسلام) نهاد و فرمود :
« یَا بَنِی عَبْدِالْمُطَّلِبِ هَذَا أَخِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا » (1)
ای فرزندان عبدالمطلب این برادر و وصى و جانشین من در شما است ، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید .

چنانکه به وضوح پیداست شروع مأموریت حضرت با دغدغه گمراهی پیروانش آغاز شد و پایان مأموریت نیز حکایت ازچنین نگرانی دارد چنانکه در آخرین خطبه ای که ایراد کرد ، فرمود :
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ » (2)
همانا من دو چیز گرانبها در میان شما باقى مى‏گذارم ، تا زمانى که به آن دو پناهنده شوید گمراه نخواهید شد : کتاب خدا و عترتم که خاندان منند. این دو از یک دیگر جدا نمى‏ شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند.
....
تاریخ‏الطبری ، محمد بن جریر طبری، دار التراث ، بیروت، دوم، ۱۳۸۷ش، ج‏۲،ص۳۲۱ ؛ الکامل فی التاریخ، عزالدین أبو الحسن على بن ابى الکرم المعروف بابن الأثیر، بیروت، دار صادر - داربیروت، ۱۳۸۵ش، ج‏۲،ص۶۳؛ شرح‏نهج‏البلاغة ، ابن ابى الحدید معتزلى، ۲۰ جلد در ۱۰ مجلد، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى، قم، ۱۴۰۴ ق، ج۱۳، ص ۲۱۱
...
2. إمتاع الأسماع بما للنبى من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تقى الدین أحمد بن على المقریزى، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسى ، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۲۰ق، ج‏۵،ص ۳۷۸؛ الطبقات‏ الکبرى، ابن سعد ، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة ، اول ، ۱۴۱۰ق ،ج‏۲،ص۱۵۰؛ کنز العمال ج۱، ص۱۶۸، ش۹۴۵؛ وسائل‏الشیعة، حر عاملى ، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، قم، اول، ۱۴۰۹ق، ج ۲۷، ص ۳۴
[font=Times New Roman][/font]نقل از جهان نیوز
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Banoo ، محمدهادی ، یاســین ، آسمانه سجادی
۲۰:۰۹, ۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #46

فقط نیروی قوی به نام ایمان است که می تواند حتی کوهی را جابه جا کند.

ایمان در کنارش اراده ست.
وقتی نیروی ایمان از شخصی یا جامعه ای گرفته شود دیگر برایش فرق نمی کند چگونه زندگی کند!
چه ساعتی از خواب بیدار و چه ساعتی بخوابه،چون کاری نداره که انجام بده.
اینکه هر لحظه فکر کنیم ما در قبال نعمتی که داریم مسئول هستیم خودش عزم مون و بیشتر می کنه که روزامون و یکی نکنیم.
دغدغه کسی کاره ،اما تا دنبالش نباشه که اتفاقی نمیفته!!
کاری که دشمن داره انجام می ده اراده مو ضعیف می کنه که ایمانمون به سستی برسه.
بدترین مرگ اینکه ایمانت و ازت بگیرن و با هستی و نیستی روبه روت کنند.

دوستان
افراد موفقی که از لحظات زندگیشون به خوبی استفاده می کنند و معرفی کنند در حد یک یا چند خط از شخص بنویسن،این مطلب می تونه عزم بزرگی ایجاد کنه و خیلی ها رو کمک کنه که دغدغه مند بشند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، آفتاب
۲۲:۵۹, ۴/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۳ ۲۳:۰۰ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #47

یک ارده قوی می تواند...
به گزارش سرویس کشکول جام نیوز، یک دختر چینی به نام «کویان هونجیان» وقتی سه ساله بود، تصادف وحشتناکی کرد. پزشکان برای نجان دادن این دختر، مجبور شدند، پاهایش را به طور کامل قطع کنند.
والدین فقیر این دختر در ناحیه ای به نام «ژوانگژا» در چین زندگی می کنند و نمی توانستند هزینه یک پروتز مدرن را بپردازند. فقر و ناچاری باعث شد، نیمی از یک توپ بسکتبال و دو دسته چوبی، پروتز این دختر شود.
[تصویر: 62%2818%29.jpg]
اما کویان به جای نفرین کردن بخت و اقبالش و ناامید شدن از زندگی به ورزش روی آورد و امیدوار است یکی از ورزشکاران تیم ورزشی چین در پاراالمپیک شود.
[تصویر: 63%2811%29.jpg]
به همین خاطر و با وجود همه دشواری ها، او سخت تمرین می کند و روزی دو هزار متر شنا می کند. کویان حالا پروتزهای واقعی دارد، ولی خودش می گوید هنوز هم دوست دارد از پروتزهای قبلی اش استفاده کمد، چون با آن پروتز راحت تر می توانست به داخل استخر برود یا از آن بیرون بیاید.
[تصویر: 64%288%29.jpg]
زندگی کن، نه ،درست زندگی کن!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، یاســین
۱۹:۱۰, ۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #48

موفق ترین دختر دنیا
[تصویر: 16%20-%20Copy.jpg]

والاسکوئز دختر 23ساله اهل ایالات متحده است.او گرفتار بیماری مرموزی است که تنها 2 نفر دیگر در جهان به آن گرفتارند. این بیماری باعث شده بدن این دختر هرگز چربی ذخیره نکرده، عضله ای نسازد و وزنی اضافه نکند. جز اینها یک چشم او نابینا و چشم دیگرش کم بیناست.
او با وجود تمام مراقبت های پزشکی فقط 26 کیلو گرم وزن دارد و باوجود مصرف 6 وعده غذایی در روز و استفاده از ویتامین و قرص آهن یک ذره چربی هم در بدنش وجود ندارد. شاید خیلی وقت ها، فکر خلاصی از این بیماری، والاسکوئز را به سمت خودکشی برده باشد، شاید بارها و بارها به زمین و زمان بد گفته، گریه کرده، داد زده و از خدا خواسته یک جایی راحتش کند. اما والاسکوئز نمی خواست تسلیم شود. درست از یک جایی به بعد به این نتیجه رسیده که او هم حق زندگی دارد و حالا که نمی تواند تقدیرش را تغییر دهد، باید نگاه مردم را عوض کند.
کتاب اول او منتشر شد و با استقبال خوبی هم روبه رو شده و الان هم روی جلد دوم کتابش کار می کند. والاسکوئز در این کتاب ها، جملات مثبت و عبارت های ماندگار بزرگان را جمع آوری کرده، چون به گفته خودش همین جملات زندگی اش را ساخته و به او چگونه نگاه کردن به زندگی را یاد داده است؛ مثل جمله ای که به او آموخته باید برای جبران زشتی اش، به زیبایی درون خود بپردازد.[/i]
[تصویر: 17.jpg]


این دختردر 23 سالگی، توانسته [b]در مدت زمان 7سال، بیشتر از 200 کارگاه آموزشی برپا کند. این کارگاه ها آنقدر کاربردی اند که آدم های زیادی جذب آن شده اند و هرکدام از آنها که از کارگاه بیرون می روند به یک بلندگوی تبلیغاتی تبدیل می شوند و دیگران را برای رفتن به این کارگاه ها تشویق می کنند.
او از طریق این کارگاه ها، با خانواده های زیادی در ارتباط است. به آنها یاد می دهد چطور مشکلات شان را برای دیگران، تعریف کنند و راه حل های دیگران را بشنوند و فقط بخواهند تغییر کنند و از آنچه هست فاصله بگیرند. والاسکوئز در حال حاضر، یک پست کارشناسی ارشد در رشته ارتباطات دانشگاه تگزاس دارد. گذشته از این، او در یک انجمن خیریه کار کرده و برای بچه های بی سرپرست، لباس و مواد غذایی تهیه می کند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۱۷:۴۵, ۱۴/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۳ ۱۷:۴۸ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #49

[تصویر: 678owtr9myw8zc9m8ohb.jpg]


ـ عجيب‌ترين‌ راز زندگي‌ اين‌ است‌ : «انسان‌ به‌ درستي‌ همان‌ مي‌شود كه‌ به‌ آن‌ فكر مي‌كند» :
آيا فكر مي‌كنيد مي‌توانيد موفق‌ شويد. باورتان‌ در مورد خود و آينده‌ و موفقيت‌ در تصميماتتان‌ چيست‌. اگر قدم‌هاي‌ خودتان‌ را در راهي‌ كه‌ انتخاب‌ كرده‌ايد با ترديد و سستي‌ برداريد و حتي‌ در انديشه‌‌ خود هم‌ ترديد به‌ خود راه‌ دهيد، مطمئن‌ باشيد در راه‌ رسيدن‌ به‌ پيروزي‌ دچار مشكل‌ خواهيد شد. پس‌ از اين‌ راز به‌ خوبي‌ استفاده‌ كنيد.

موفقيت و پیروزي‌ يعني‌ داشتن‌ رفتارهاي‌ مسئولانه‌ و قبول‌ مسئوليت‌ :
مسئولانه‌ رفتار كردن‌ يعني‌ نسبت‌ ندادن‌ عواقب‌ و نتايج‌ اعمال‌ و رفتارهاي‌ خود به‌ عوامل‌ بيروني‌ و ديگران‌. انسان‌هاي‌ موفق،‌ علل‌ و عوامل‌ موفقيت‌ها و شكست‌هايشان‌ را مي‌شناسند. موفقيت‌هايشان‌ را كه‌ خودشان‌ عاملش‌ بوده‌اند به‌ ديگران‌ و عوامل‌ بيروني‌ نسبت‌ نمي‌دهند. و برعكس‌ مسئوليت‌ شكست‌ها و ضعف‌هايشان‌ را هم‌ مي‌پذيرند.
از طرف‌ ديگر قبول‌ مسئوليت‌ يعني‌ فرار نكردن‌ از قبول‌ برخي‌ امور، زير بار برخي‌ كارها و فشارهاي‌ ناشي‌ از آن‌ رفتن‌ و شانه‌ خالي‌ نكردن‌ از وظايف‌ زندگي‌ و سختي‌هاي‌ زندگي‌؛ انسان‌هاي‌ موفق‌ در خودشان‌ احساس‌ برتري‌ و اقتدار ( منظور غرور بيجا و خود برتر بيني نيست) دارند و اين‌ احساس‌ را از طريق‌ قبول‌ مسئوليت‌ها، درگيري‌ با زندگي‌ و عهده‌دار شدن‌ وظايف‌ و انجام‌ آن‌ها در زندگي‌ و مشاهده‌‌ موفقيت‌ها و نتيجه‌ تلاش‌هاي‌ خود و ... به‌ دست‌ آورده‌اند. پس‌ شما هم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ پيروزي‌ بهتر است‌ عهده‌دار وظايف‌ و نقش‌ها و مسئوليت‌ها و پذيرش‌ سختي‌هاي‌ آن‌ها باشيد.

ـ پيروزي‌ يعني‌ محبت‌ كردن‌، صميميت‌ و همکاري‌ و دوستي‌ با ديگران‌ :
انسان‌ در زندگي‌اش‌ جدا از ديگران‌ در نظر گرفته‌ نمي‌شود. هر چند در خيلي‌ از تصميمات‌ زندگي‌ ممكن‌ است‌ فرد احساس‌ كند، فقط‌ تلاش‌هاي‌ فردي‌ و پشتكارش‌ باعث‌ رسيدن‌ به‌ اهدافش‌ خواهد شد، امّا در اين‌ تلاش‌ چگونگي‌ ارتباط‌ با ديگران‌، افراد خانواده‌، دوستان‌ و فاميل‌ و حتي‌ همه‌‌ مردم‌ كه‌ به‌ نوعي‌ با آن‌ها ارتباط‌ داريم‌، نقش‌ به‌سزايي‌ دارند.
در محيط‌ خانه‌، كتابخانه‌ يا در هر محيطي‌ كه‌ شما براي‌ رسيدن‌ به‌ موفقيت‌ تلاش‌ مي‌كنيد حضور ديگران‌ و صداي‌ديگران‌ مي‌تواند سه‌ نوع‌ احساس‌ را ايجاد كند : الف) احساس‌ خوشايند (شادي‌، لذت‌، خنده‌، رضايت‌ و ...) ؛ ب) احساس‌ ناخوشايند (نفرت‌، خشم‌، عصبانيت‌، ناراحتي‌ و ...)؛ ج) حالت‌ خنثي‌ و بي‌اثر. به وجود آمدن‌ احساس‌هاي‌ ناخوشايند از انرژي‌ رواني‌، دقت‌ و تمركز و شادابي‌ شما در فعاليت‌ مي‌كاهد و برعكس‌ احساس‌هاي‌ خوشايند به‌ انرژي‌ رواني‌تان‌ مي‌افزايد و در نهايت‌ روي‌ فعاليت‌هاي‌ شما اثر مثبت‌ مي‌گذارد. پس‌ بهتر است‌ با ديگران‌ رابطه‌ صميمانه‌ و دوستانه‌ برقرار كنيد و محبت‌ و روحيه‌‌ هم‌كاري‌ را ايجاد كنيد و اگر نمي‌توانيد يا نمي‌خواهيد حداقل‌ از عكس‌ آن‌ بپرهيزيد. براي‌ اين‌ كار شما نياز به‌ يك‌ خانه‌ تكاني‌ عاطفي‌ و رواني‌ داريد. سعي‌ كنيد تمام‌ ناراحتي‌ها، عقده‌ها و دل‌خوري‌ها و عصبانيت‌هاي‌ خودتان‌ را در مورد تمام‌ انسان‌ها از دل‌ و حافظه‌‌تان‌ پاك‌ كنيد. و اين‌ كار را در درجه‌‌ اوّل‌ به‌ خاطر آرامش‌ خودتان‌ انجام‌ دهيد و در درجه‌‌ دوّم‌ به‌ خاطر ديگران‌ و براي‌ بهبود روابط‌ خود با ديگران‌.؛كه‌ آن‌ هم‌ در نهايت‌ به‌ خودتان‌ باز مي‌گردد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۰:۵۶, ۱۵/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۳ ۰:۵۷ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #50

دغدغه
یعنی اینکه
تو بدونی برای چی به این دنیا اومدی !
تو جزیی از زنجیره ای هستی که می تونه جریانی و به راه بندازه و خوش به حال کسی که در هر لحظه از زندگیش جریان سازی می کنه و نمونه بارزش
پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
سوره نصر گواه بر این جریان سازیه.
درود بر محمد و خاندان محمد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، فانوس *7*
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا