|
چرا امیرالمونین با اینکه میدونستن ٬ به مسجد رفتن؟
|
|
۱:۱۶, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۱:۱۸ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
من همیشه این سوال در ذهنم بود... و هست چرا وقتی که میدونستن شهید میشن به مسجد رفتن؟ آیا مسلمانان تنها نماندن؟؟ آیا جهان اسلام به حضور ایشون نیاز نداشت؟؟؟؟ آیا به خاطر عده ای جاهل باید بی خیال کلی مردم نیازمند شد؟؟؟؟ چرا باید عمر و عاص و معاویه ای که مثل زالو بودن٬ اون شب از دست خوارج زنده میموندن و اونطوری جولان میدادن بعدش...؟؟؟؟ اما امام ما نموندن؟؟؟ چرا؟ چرا خود ایشون نخواستن که بمونن؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۲۶, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
به نظرم جواب اقا حامد کامل بود
قراره حکم به ظاهر شه قصاص قبل از جنایت هم جایز نیس یبار دیگه جواب ایشونو بخونید |
|||
|
|
۱:۲۷, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۹/تیر/۹۳ ۱:۰۵)رضوانه نوشته است: کسی سوال منو جواب نمیده؟صدردرصد یکی از مشکل ها نداشتن یار بوده، درسته مردم فارس بهتر از اعراب بودن در زمان حضرت، ولی از سخنان خود حضرت برمیاد الان خاطرم نیست توی کدوم صحبت حضرت امیر بوده که بارها از فقدان یاران درجه یکشون مثل مقداد و ابوذر و سلمان و ... گله کردن و در جایی فرمود ای کاش به جای این برادر (فک کنم عقیل) و عمو(فک کنم عباس ) ان برادر (فک کنم جعفر) و ان عمو (فک کنم حمزه) را داشتم مسئول بودن کسانی مثل زیاد بن ابیه و اشعث ابن قیس شما رو به فکر وانمیداره که آخه مگه آدم قحطی بود؟ از اینا معلوم الحال تر. علتی نداشت جز تنهایی حضرت این نظر منه |
|||
|
|
۲:۲۰, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۲:۲۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
فک کنم بهترین جواب رو خود حضرت امیر (علیه السلام) درست همون شب نوزدهم موقع مسجد رفتن دادند (علاوه بر توضیحاتی که دوستان راجع به علم و معرفت و خط قرمزای محدوده ی علم گفتن): وقتی حضرت واقعه را با دخترش، ام کلثوم در میان نهاد، ام کلثوم گفت : جعده را به مسجد بفرستید. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند : از قضای الهی نمی توان گریخت و آنگاه کمربند خود را محکم بست و عازم مسجد شد. البته قضا و قدر خیلی بحثش مفصله، اون قضایی که نمی شه ازش گریخت، قضای حتمیه . |
|||
|
|
۲:۳۳, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۲:۳۹ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲۹/تیر/۹۳ ۲:۲۰)مصباح نوشته است: به نام خدا فقط یک مطلبی امیرالمومنین میدونستن این اتفاق قراره بیفته ولی چون خدا خواسته بود امین بر علم داده شده صادره از خدا شدند و سوء استفاده نکردند یعنی نگفتن من که میدونم بزار نرم مسجد خدا اینطور خواسته بود و اینطور ادامه دادند قضای الهی این بود معنیش اینه و همینطور امامان دیگر یعنی خدا میدونست این علم رو به چه کسی بده که خیانت نکنه مسئله پیچیده ایه البته جبر و اختیار توشه |
|||
|
|
۲:۵۷, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۳:۰۲ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جواب ها را بزرگواران بسیار دقیق گفتند اون اشاره خانم موزه به فیلم نکست جالب بودو یطوری موید اینکه عمل به وظیفه مهمترین کار است از حد معصوم بیاییم پایین خیلی از شهدای جنگ ما از شهادت خود در فلان جا خبر میداداند پس نباید میرفتند در خاطرات شهید دکتر مجید بقایی میخوندم یک دفترچه داشت اسم هر کس را مینوشت در عملیات بعد شهید میشد نفر چهلمش خودش بود خیلی جالب بود نفر چهلم........... با حسن باقری میرن شناسایی شهید میشن یا خیلیای دیگر خیلی حوادث هست خود ما در زندگی معمولی بدان علم داریم که فلان کار را بکنیم نتیجه اش چی میشه ولی ان عمل بهترین عمل است در ان لحظه و عمل به وظیفمون کردیم مانند امام حسین ع در کربلا،شهادت اباعبدالله در کربلا که علم غیب نمیخواست هفتاد و اندی نفر مقابل سی هزار لشکر ،مهم عمل به وظیفه و حفظ دین بود همون که حضرت در محراب شهید شدند که خیلیها در شام نحت تاثیر عملیات روانی معاویه بودند پرسیدند مگر حضرت نماز هم میخوند؟ عمل به وظیفه مهمترین موضوع می باشد و خداوند علمش را میداند کجا و در دل چه کسی قرار دهد تا درست استفاده کند. |
|||
|
|
۳:۲۲, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
خوب آقا. درست پسند کجای این آیه ها اشاره داره که امام علی عز شهادت شون خبر نداشتن!
میشه واضح توضیح بدید! چون همه ما که به تفسیر قرآن مثل شما مسلط نیستیم! |
|||
|
|
۳:۴۳, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۳ ۱۳:۱۴)رضوانه نوشته است: دقیقا سوال من اینه (۲۹/تیر/۹۳ ۱:۰۵)رضوانه نوشته است: اگر امام حسین شهید شدن جواب شما داخل تاپیک های آقای علی110 هست. مطالعه بفرمایید به جواب میرسید آیت الکرسی، تعیین کننده ی شرط ظهور امام زمان!!!!!!! و شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! خلاصه ای از اونها رو مینویسم امام علی (علیه السلام) مقام امامت و ولایت داشتند. تفاوت ولی و نبی 1- نبی ملزم است که به سمت مردم برود اما این مردم هستند که باید به سمت ولی بروند. رسول اکرم هم نبی بودند و هم ولی، از ابتدای رسالت، نقش نبوت خود را آشکار به اجرا در آوردند و برای ابلاغ پیام خدا و برای تعیین راه سعادت به سمت مردم رفتند و مانند سایر انبیا به دعوت عموم پرداختند، اما نقش ولایت ایشان از کی ظاهر شد و ایشان کی در جامعه اعمال ولایت فرمودند؟ بعد از آنکه مردم به سمت ایشان روی آوردند عده ای از مردم مدینه به نزد ایشان آمده و از ایشان در خواست کردند تا ولایت و سرپرستی ایشان را به عهده بگیرند و اینجا بود که پس از اتمام حجت بر رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ایشان نقش ولایی خود را نیز به انجام رساندند. نقل قول:اگر لب تر میکردن کلی از ایرانی ها به کمکشون میرفتن همچنین است داستان امیرالمؤمنین، ایشان هم ولی اعظم خدا هستند، کی اعمال ولایت کردند در جامعه؟ زمانی که مردم رو به سوی ایشان آوردند و حجت را بر ایشان تمام کردند. امام حسن علیه السلام کی تن به صلح دادند؟ زمانی که مردم با عمل خود نشان دادند که حاضر به پذیرش ولایت امام حسن علیه السلام نیستند. امام حسین علیه السلام کی عزم کوفه کردند؟ زمانی که مردم با نامه های پرشمار ودرخواست های مکررشان حجت را بر ایشان تمام کردند و درخواست کردند که برای اعمال ولایت به نزد ایشان بروند!!!!!! چرا هیچ یک از ائمه دیگر برای اعمال ولایت عمومی اقدام نکردند؟ چون مردم حقیقتاً طالب ولایت و سرپرستی ایشان نبودند!!!!!!!! و.... و اینکه مفهوم این بود که مردم باید ظرفیت و قدرت درک امام رو داشته باشن و به سمتش رجوع کنن. نه اینکه امام(علیه السلام) از مردم درخواست کنن (طبق احکام امامت) مثال دیگه ای هم میشه گفت مردم باید طالب و تشنه باشن و به سمت آب خالص و سر چشمه برن. انسانی رو که تشنه نشده و نیست نمیشه سیراب کرد، هر چقدر هم آب خالص در دسترس باشه قدر نمیدونن و آب خالص براش مفهومی نداره. امام علی (علیه السلام) اول مظلوم عالم هستند. |
|||
|
|
۴:۵۶, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۵:۰۱ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
ممنون از جواب ها
و ممنون از ۱۳۵ چیزی که من فهمیدم امام یک جامعه خودشو از مردم میگیره اگر جامعه کنارش بزنه شایدم بهتر اینه که بگیم از مردم گرفته میشه! حتی اگر خیلی ها بهش احتیاج داشته باشن اما در عمل منفعل باشن با کسی هم شوخی نداریم!!! محافظشون نباشی از دستت میرن.... شاید این مثالمو ایراد بگیرید ولی میگم پیامبر مثل چشمست تو بخوای یا نخوای این آب همواره جاریه ولی امام مثل یک سد پر از آبه یا یه آب خوری خیلی بزرگ اما تا زمانی که خودت نخوای از آب استفاده کنی خب نمیتونی!!!! به اندازه همتت از اون نعمت بهره مند میشی . . |
|||
|
|
۵:۱۰, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
لطفاً منتظر باشید...
کارگران مشغول کارند... |
|||
|
|
۷:۲۹, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۲۹/تیر/۹۳ ۴:۵۶)رضوانه نوشته است: امام یک جامعه خودشو از مردم میگیره اگر جامعه کنارش بزنه (۱۹/اسفند/۸۹ ۱۲:۴۹)علی 110 نوشته است:فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها" به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست " در روایات داریم که عروة الوثقی ولایت علی بن ابیطالب است بسیار جالب است که خدا نمی گوید از ریسمان الهی بگیرید و خود رو بالا بکشید امر می کند که شما فقط چنگ بزنید بالا آمدنش با ماست و ما آن را به وسیله ی ولیِ خودمان انجام میدهیم!!!!!!! یعنی شما فقط بروید به سمت ولی اگر میخواهید از ظلمات گمراهی به سمت نور هدایت راه پیدا کنید!!!!!!! در این ظلمت کده ی عالم هم اگر میخواهیم جهان به نور توحید روشن شود و ما هم از ظلمات به نور واقعی برسیم باید متولی به ولایت امام زمانمان شویم!!!!!!!!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










