کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حقیقت نامه // نوجوان،کبک،قاتل
۱۲:۲۵, ۱۶/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۳ ۱۲:۲۸ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
میدونم این روزا یه سری بحثا تو تالار زیاد شده. تاپیکو بخونید متوجه میشید کدوم بحثا
اما بذارید بگم ، چون چیزیه که کمتر بهش پرداخته شده

من الان ، تابستون 93 ، یه نوجوون 17 ساله ام. تاپیکای مفصلم درباره ی ازدواجو که احتمالا به یاد دارید ( Big Grin .)
بیخودی نپیچونم قضیه رو . سوالم اینه : چرا من مجبورم گناه کنم؟ ( حالا منظورم از " من " ، کل جامعه ی نوجووناست )
چرا ؟ مگه جامعه اسلامی نیست ؟
- هه ... چه سوالیه ! خودمم میدونم نیست
چرا من هرکاری میکنم ، آخرش چشمم به گناه باز میشه؟ چرا حتی اگه نخوام نگاه کنم ، مجبورم نگاه کنم ( و پیامد های بعد از اون ) ؟؟؟

این روزا ، دیگه جایی نمونده که بری و چشمت حتی اتفاقی ، به حرام باز نشه . حتی امامزاده کوه دور افتاده مون که ایندفعه فقط تونستم سرمو پایین بگیرم ، یه زیارت ساده کنم و برگردم . حتی نتونستم سر قبر فامیلا برم
به جلو نگاه کنی...گناه
عقب...گناه
بالا...گناه
پایین...گناه
چپ...گناه
راست...گناه
و کل زندگی شده گناه . که گفتم ، پیامد هایی واسه نوجوونا و حتی همه داره . و احتمالا میدونید که این پیامد ها چی هستن

میخوام رک صحبت کنم ، عادتم هم همین بوده . پس به قصد کشت جوابمو ندید ، من فقط دارم واقعیاتی رو که هممون کمو بیش باهاش آشنایی داریم اما از یادمون رفته ، رو میکنم .

و هر جا رفتیم گناه ، گناه و باز هم گناه...
و کسی نبود از ترکش بگه ، از درمانش
خیلی از خانوما تو خیابونا خوش میچرخن...به خیالی که خوشگلن. اما به خیال من ، اونا یه قاتل پست فطرتی بیش نیستن . عین واقعیت : نه بیشتر و نه کمتر
و من معمولا لعنشون میکنم . چون اون قاتل من و امثال منه و قاتل ، شایسته ی لعنه

و جالب اینجاست که در جامعه ی به اسم اسلامی و در خانواده ی به اسم مذهبی ، هیچ کسی نیست که بگه چرا این جامعه اینطور شده؟ چرا نمیشه بدون گناه زندگی کرد
اما من هستم . جامعه و خانواده ی کبک صفتیو میبینم...همه مشکلات جامعه مون هم تقصیر همین کبکیه که خیلی وقته سرش زیر برفه و اصلا علاقه نداره ببینه کیا قاتلن...کیا مقتولن...کیا دارن نابود میشن...! این کبک صفات خاص دیگه ای هم داره دیگه فکر کنم نیازی به توضیح نداشته باشه

به قول یه تاپیکی : [i]هیس !! مسلمانان خوابیده اند...[/b]

گاهی اوقات فکر میکنم مثل شخصیت اول بازی های sniper ام که خود یه تنه باید دنیارو عوض کنم!
بگذریم...

من بعنوان نوجوون 17 ساله تا حالا حتی یه ذره هم از نیازای عاطفیم برآورده نشده ! انگار نه انگار خانواده ای هست! دیگه چه برسه به سایر نیاز ها...
- باشه . دنیا و جامعه خراب . پس حداقل بذار ازدواج کنم . هدف و درک از ازدواج به جای خود ، اما دلیلم برای ازدواج توی این سن ، حداقلش اینه که کمتر گناه کنم ( دوباره میگم ، هدف اصلی این نیست . اهداف و درک ازدواج به جای خود ، به اندازه کافی شنیدم )
- نه نمیشه .سنت پایینه ، کسی قبولت نمیکنه
- بابا اگه طرف قبول کرد چی؟
- تو پول داری ؟ کار داری ؟
- هزار بار گفتم . ازدواج حتی دورادور . نمیخوام همین الان زیر سقف زندگی کنم که
- به هر حال نه
- چرا؟
- بچه جان ، تو هنوز نفهمیدی میخوام بپیچونمت؟؟ پس اینقدر گیر نده

!!!
حالا من از طبقه هفتم جهنم دارم باهاتون حرف میزنم ، چون خبر از گناه های خودم دارم...گناهایی که اگه نبود مقصرهاشون ، اون گناه ها هم نبود . (همون قاتلا رومیگم) . گناهی که من انجام دادم اما باعثش یکی دیگه بود...
و حالا من ، نوجوون ، تنهام و مثل همون اسنایپر ها ، خودم به تنهایی باید همه چیو راست و ریس کنم !
تنهایی که باعثش ، گند کاری نسل قبل بوده و حالا هم نسلی های من و بعد از من دارن چوبشو میخورن .
حالا نکته خنده دارش هم اینجاست که از نظر همه ، مقصر خود ما نسل جدیدیا هستیم . تو فکر شما هم مطئنم که همینه ... چونه نزنید
قدیما هفت تا خواهر برادر اینقدر سرشون با خودشون گرم بود و دور هم بودن که دیگه مشکلات عاطفی دوران نوجوونی و خیلی چیزای دیگه واسشون حل شده بود

اما حالا من چی؟ یه داداش دارم 10 سال بزرگتر
و بقیه هم نسلی هام هم همینطور
و حالا ما شدیم مقصر. که چرا تنهاییم...چرا تو سن پایین میخوایم ازدواج کنیم...چرا دوستای حقیقیمون کمه...چرا اجتماعی نیستیم!
که اگه بخوایم اجتماعی باشیم ، بازم بحث قاتلایی که همیشه هستن در میونه !

و همه این تقصیرا بخاطر گندکاری یه نسل بوده (همون کبک ها ) که اتفاقا به خودشون اجازه نمیدن حتی یه لحظه به این فکر کنن که مقصر ما نیستیم ، بلکه خودشونن

من دارم تو آتیش میسوزم و زجر میبینم و شب و روزم شده گناه ، بخاطر چیزی که باعثش من نیستم
و من هیکدوم از باعثان و بانیان این قضیه رو نمیبخشم. چه کبک ها و چه قاتل ها

کبک ها هنوز هم نفهمیدن مشکل از خودشون بوده ، و به هر صورتی هم که هست فقط بلدن بگن سنت واسه ازدواج کمه و خلاصه ازین بهانه های مفتکی که همه ازش خبر داریم

امیدوارم تونسته باشم بخشی از دِینمو به هم نسلی های با ظاهر گناهکارم ادا کنم

اینهمه مطلبو ننوشتم که زیرش فقط تشکر بزنین...دوست دارم بحث کنم

یکی بهم بگه چطور باید ازدواج کنم...چطور گناه نکنم!

یا علی (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، sakineh110 ، 59-11(یامهدی) ، Mohammad Trust ، صبا ، azade ، aaaaa ، fazel ، sarallah ، نرگس مهدوی ، mahpare ، السا ، حضرت عشق ، مرهم ، سیدمرتضی ، Ali#59 ، Aryha ، رضوانه

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۴۰, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
(۱۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۳۹)Ali#59 نوشته است:  یا عین آدم زندگیت رو کنی...
یا ازدواج کنی ( ! )
یا گناه کنی


این که سه تا راهه؟
بعد راه اول زیرمجموعه راه دومه یا سوم؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی ، نگار24
۱۸:۵۷, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #42
آواتار
با سلام
آقای" فدایی ولایت" حرف شما و خواسته ی شما چیز بدی نیست اصلا اتفاقا درسته ولی مشکل اینجاست که بقیه مثل شما فکر نمیکنند و برای آینده ی فرزندشون نگران هستند مخصوصا الان که ادامه تحصیل برای خانواده ها خیلی مهم هست و ازدواج توی این سن که هیچ تضمینی برای شرایط آینده نیست برای خونواده ها هضم نشده هست.اینا حرفای کلیشه ای نیست واقعیتای موجود هستش...
ولی خب کار نشد نداره...غیر ممکن نیست..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۷, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
(۱۸/مرداد/۹۳ ۱۸:۴۰)aaaaa نوشته است:  این که سه تا راهه؟
بعد راه اول زیرمجموعه راه دومه یا سوم؟
سومی که راه نیست،
چاله ست Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت
۲۰:۴۵, ۱۸/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۳ ۲۰:۵۸ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #44
آواتار
(۱۸/مرداد/۹۳ ۱۹:۳۷)Ali#59 نوشته است:  سومی که راه نیست،
چاله ست Wink

به جان خودم همین امروز دگه میخواستم بهت پیام بدم که کجاییAngel خیلی وقت بود نبودی...

___________________________________________________

این تاپیک از مسیرش 180 زده . چیزایی که باید میگفتمو گفتم ، اگرچه کمتر کسی فهمید!
گاهی اوقات حس میکنم جایی زندگی میکنم که کسی زبونمو نمیفهمه...نمیدونم ، شاید من زبون بقیه رو نمیفهمم
ترجیح میدم دیگه حرفی نزنم... Sleepy
.
.
.
و تا اطلاع ثانوی ، حرفی نزنم که زبون متفاوتی داشته باشه ، شاید اینطوری بهتر باشه

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی ، Ali#59
۲۱:۱۳, ۱۸/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۵:۳۹ توسط نرگس مهدوی.)
شماره ارسال: #45
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)فدايي ولايت نوشته است:  اتفاقا برعکس ، من تا حالا با نظرتون موافق بودم
مخاطب پست قبلی من به کاربرای دیگه ای برمیگیرده
خواهش میکنم کنار نکشید
خوب خدارو شکرBig Grin ولی فکر نمیکنم که هیچ کدوم از دوستان به قصد دعوا چیزی نوشته باشن... هیچکدوم ...به خصوص خانم مه پارهHeart
نقل قول:بالاخره غیر از این دو راه که راهی نیست :
یا عین آدم زندگیت رو کنی...
یا ازدواج کنی ( ! )
یا گناه کنی
برادر من اگه میخواستیم گناه کنیم که دیگهچه نیازی به این تاپیک داشتیم ؟
نقل قول:واقعا چه کردید که صاحب همچین مقامی شدید که تلخی گناه ها این قدر زجرتون میده. التماس دعا . برای ما هم دعا کنید.
فکر میکنم که حتی تلخی کوچکترین گناه ها هم حتی برای کم ایمان ترین آدم ها زجر آور باشه. به نظرتون حتما باید به مقام خاصی رسید تا این احساس رو داشت؟DodgySmile
نقل قول:نمیتونیم جامعه رو عوض کنیم
بله حرفتون درست. برای جامعه ای که در حال حاضر داریم توش زندگی میکنیم کاری نمیشه کرد چون دیگه دیر شده. (این حرفم تکراری شده ولی باز مجبورم که تکرارش کنم) ولی به نظرتون حداقل نمیشه مراقب کسانی باشیم که جامعه ی فردا رو تشکیل میدنHuh
نقل قول:...یا باید قید جامعه و عرف و خانواده هامون رو بزنیم ...
مطمئنا هیچکدوم ما این رو نمیخوایم. واقعا کار ماها نیست...
نقل قول:یه راهکار بهتون پیشنهاد میدم که سخته اما کاملا عملی؛ چی؟
این که به چشم هاتون یاد بدید که نگاه کنه اما نبینه!
با شما موافقم.
جناب فدایی ولایت نمیدونم بنده اشتباه برداشت کردم یا دوستان. فکر نمیکنم که دغدغه ی اصلی شما ازدواج باشه. درست میگم؟ من اینطور فکر کردم که شما به این خاطر بحث ازدواج رو مطرح کردین که فکر میکنید شاید بهترین راه برای فرار از گناه توی این دوره زمونه ست. اینطور نیست؟
ولی نمیدونم چرا اکثر دوستان فقط سعی میکنن به همین یه مورد بپردازن... بعضی هم یجوری حرف میزنن که انگار ما ...
نقل قول:اگر دوستان حمله نمیکنن حاضرم خیلی روشن فکرانه از قوانین متعه دفاع کنم [تصویر: dodgy.png]
خواهرمن، کاملا متوجه نیت خوب شما هستم ولی..
به قول آقای فدایی ولایت:

نقل قول:
مجـازی هستیم...اما... دلمـان مجازی نــیست.. میشکند...
حواست به تایپ کردنت باشد


کلا همه ی ما فقط به یه سری واژه ها مثل همین ازدواج بیشتر واکنش نشون میدیم. شما اگه چند صفحه ی دیگه هم تاپیکتون رو ادامه میدادید فکر کنم که فقط همون چند خط آخرش برای بقیه نور بالا میزد.
جناب فدایی ولایت، بهتون پیشنهاد میکنم که اینجا دنبال راه چاره نباشید. چون اکثر دوستان یه حرف برای گفتن دارن. دنیای مجازی جای مناسبی برای زدن این حرفا نیست. خیلی حرفا رو باید رو در رو زد نوشتن گاهی مقصود آدم رو بیان نمیکنه... تو دنیای واقعی دنبال جواب هاتون باشید. خیلی سخته میدونم ولی میبینید که راه چاره ای نیست. پیدا کردن آدمی که هم ایمان قوی داشته باشه هم بتونه به آدم توی اینجور مواقع بدون پیش داوری مشاوره بده واقعا سخته...Sad ولی چه میشه کرد؟
به روانشناسو مشاوره های خانواده هم نمیشه پناه برد چون حرفای نویسنده های غربی رو تحویلمون میدن نه دینمون رو.( ولی خوب شاید بشه استثنا هایی هم پیدا کرد.)
برای شما، خودم و بقیه دعا میکنم. انشاءالله همه ی مشکلات برطرف بشن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، Ali#59 ، فدايي ولايت ، aaaaa
۲۳:۵۶, ۱۸/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۶ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #46
آواتار
نقل قول:جناب فدایی ولایت نمیدونم بنده اشتباه برداشت کردم یا دوستان. فکر نمیکنم که دغدغه ی اصلی شما ازدواج باشه. درست میگم؟ من اینطور فکر کردم که شما به این خاطر بحث ازدواج رو مطرح کردین که فکر میکنید شاید بهترین راه برای فرار از گناه توی این دوره زمونه ست. اینطور نیست؟
بله ، دقیقا همینطوره
______________________________________

* به زبان شیرین پارسی گفتم تا برای کسی شبهه پیش نیاد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی
۱۸:۲۰, ۱۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۸:۲۱ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #47
آواتار
یه چند روز ما نبودیما!!!
چه قشقرقی به پا کردین بچه ها!!
من چند تا چیز میگم که خیلی مهمه...
البته آقای فدایی ولایت، شما چون هنوز تو این شرایط گیر نکردین، تصور کنین...
1. دیدین کسانی که کنکور دارن چه جوری سال آخر درس میخونن؟
چون از این که قبول نشن واهمه دارن و میشینن پای کتاب تا درس بخونن که قبول شن...
به نظرتون سال های آخر جدایی و پایان انتظار نیست؟
حالا بچه های غزه دارن شت و پت میشن، دنیا به طرز وحشتناکی به هم ریخته و کم کم خوب و بد دنیا دارن غربال میشن...
حالا تو این شرایط درسته که همه فکر و ذکر ما گناه های شخصیمون باشه؟
آیا وقتش نیست یکم به خودمون تکون بدیم؟
لایف استایلمون رو عوض کنیم؟
بلاخره تنها کلید اینجور مشکلات، خودمونیم...
جامعه رو خود ما میسازیم...
اگه من نوعی خودم رو بسازم، کم کم جامعه درست میشه...
غصه مانتو ها و ساپورت ها نمیگم غصه کمیه، اما من فکر میکنم اگه دانا و زیرک نباشیم و نتونیم اولویت هامون رو درست رتبه بندی کنیم، به راحتی و فجیع تر از مردم عراق و غزه کشته میشیم...
همونطور که اسپانیا رو با زن و شراب از مسلمونا گرفتن، تهران هم میگیرن و همه مون رو هم -بلانسبت شماها- عین گوسفند ذبح میکنن...
شما ها دم به تله گناه نباید بدین...
یعنی این دوره و زمونه گناه تلخی نباید واسه شماها داشته باشه...
باید ترس داشته باشه...
یعنی باید پیش خودتون بگین:"اگه من الآن گناه کنم، و وقت نشه که توبه کنم، امام زمان بیاد، تو روی منم نگاه نمیکنه..."
چون پرونده ها هر جمعه میره زیر دستش...
ما در قبال جامعه اسلام مسئولیم...
اگه گناه کنیم، اسلام رو دو دستی تقدیم شیطون کردیم و فااااتحه!!!
2. از این دست تاپیک ها بسیار زده شده...
خداییش بگم، من یکم مخالفم...
چون با گفتن این جور مسائل، که من گناه میکنم با دیدن لباسهای تو خیابون، شما مجوز گناه رو واسه کس دیگری امضا کردین...
یکی اگه دو دل بوده که این کارو بکنه یا نه، ممکنه این نوشته ها رو از سوی بچه های مذهبی بخونه و به خودش اجازه بده که همون گناهی که شما مد نظرتونه رو انجام بده...
کش دادن و مطرح کردن این جور مسائل شاید زیاد جالب نباشه...
3. آی آقا پسرهایی که گناه های خاص خودتون رو میکنین!
قبول داشته باشین که خدا زن و شوهر رو - در اکثر موارد- عین هم در راه هم قرار میده...
یعنی اگه گناه میکنی، انتظار یه دختر چشم و گوش بسته نداشته باش...
خدا یه جوری میذاره تو کاسه ات که نفهمی از کجا خوردی ها!!!
اگه غیرتی میشین، از الآن خودتون رو حفظ کنین...
4. یکم تغذیه تون رو تغییر بدین...
متاسفانه سلامتی ما ایرانی ها بدجوری در معرض خطره...
من فکر میکنم اگه با جنگ مستقیم نمیریم، با جنگ نرم بر علیه سلامتی حداقل نصفمون بمیریم...
والا...
تغذیه سالم باعث میشه یکم این هورمونهایی که توی بدنتون ترشح میشه، به حد سالم تری برسه و اینقدر مشکل براتون ایجاد نکنه...
5. سرتون رو گرم کنین با هزار و یک چیزی که فقط مال مردهاست...
درس بخونین برین رشته عمران که اکثراً پسرن...
مذهبین، درس بخونین برین حوزه...
صبح تا عصر برین کلاس بدنسازی و استخر و جیت کاندو و تیراندازی و ...
اینجا که دیگه زن و مرد مختلط نیست که به گناه بیفتین...
بلاخره درمون مشکل هر کس در این زمینه ها دست خودشه و لاغیر....
6. موفق باشین...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، فیروزه ، Mohammad Trust ، نرگس مهدوی ، السا ، فدايي ولايت
۱۸:۳۱, ۱۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۸:۳۳ توسط فیروزه.)
شماره ارسال: #48

سلام
من کاملا میتونم درکتون کنم
میدونم چی میگین
ینی تا حدی راس میگین از نظرم. اگه غیر این بود ک خدا حجاب و واجب نمیکرد میگف هیشکی نگاه نکنه هیشکی گناه هم نکنه لابد تا حدی هم تاثیر داره دیگه
ی جایی شنیدم ی پسر تو زمون پیامبر ی دختری رو تو کوچه میبینه حواسش پرت میشه دنبالش راه میفته بعد ی دفه صورتش میگیره ب ی چوبی ک از دیوار دروموه زخم میشه میره ب پیامبر میگه ایه حجاب میاد

هی نوشتم و پاک کردم دیدم حرف همونه ک اقای رائفی پور گفت: تو جامعه ای زندگی میکنیم ک همه میخان "دیده بشن"
مجرد ، متاهل، کوچیک، بزرگ خلاصه همه
ی بنده خدایی میگف جلوی مجردا لازم نیس خیلی رعایت کرد اما جلو متاهلا چرا
چون میگف مجرد اگه خوشش بیاد ازت میاد خواستگاری میکنه!!!!!!!!(خدایی استدلالو داشته باش)
بالخره هر کس ی توجیهی واسه خودش پیدا میکنه
دیگه جامعه امروز اینه نمیدونمم چیکارش باید کرد همینجوری هم داریم ب قهقرا میریم ک اخرش نمیدونم چی میخایم بشیم...



(۱۸/مرداد/۹۳ ۲۱:۱۳)نرگس مهدوی نوشته است:  بله حرفتون درست. برای جامعه ای که در حال حاضر داریم توش زندگی میکنیم کاری نمیشه کرد چون دیگه دیر شده. (این حرفم تکراری شده ولی باز مجبورم که تکرارش کنم) ولی به نظرتون حداقل نمیشه مراقب کسانی باشیم که جامعه ی فردا رو تشکیل میدن
اما ب قول شما از ما ک گذشت ب فکر بچه ها باشیم

نمیدونم شما چقد در جریانین اما من خیلی در جریانم!!!!واسه همین میخام شما(ک پدر و مادرای اینده اید) رو هم در جریان قرار بدم!!!!
ببینین مثلا ما ک بچه بودیم هف هشت نفر بودیم همش تو کوچه بودیم و باهم بازی میکردیم(با دختر خاله پسرخاله)
اما بچهای الان و ک کسی حال نداره باهاشون بازی کنه یا میشینن یا بازی کامپیوتری یا ماهواره نتیجشم میشه ک بچه برمیگرده میگه ببین خاله اگه این یارو از اینجا بره این پسره میره دختررو میبوسه!!خب چرا بچه باید اینا رو بفهمه؟

از اون طرف چقد مادر پدرای ما رعایت میکردن اما حالا چی؟مامانا ک همش دنبال مو رنگ کردن و تتو و مانیکور و ... ی بچه ای برگش ب من گف ک ب مامان دوستش فک میکنه(کلا میگف ب خانومای بی حجاب!!!) واقعا جای تاسفه اگه بچه من بود خودمو میکشتم

طرف دخترشو با باباش میفرسته دستشویی، بچه کوچیکشو جلو پسرش شیر میده . پوشک میکنه،میگه خاله فلانی چقد جذابه و ....

ما ک اینجوری شدیم خدا بداد بچهای اینده برسه...

یاعلی...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، نرگس مهدوی ، فدايي ولايت
۱۸:۰۲, ۲۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #49

دوستان مومن تالاری بشتابید
بیایید آنگونه چله نشین باشیم که خدای باری تعالی میخواهد...
بیایید چهل روز در کنار هم حلقه ای از نور باشیم ...
وعده ما از 27 مرداد تا سالروز ازدواج امام علی ع و حضرت زهرا (سلام الله علیها) [تصویر: heart.png][تصویر: heart.png][تصویر: heart.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، نرگس مهدوی ، فدايي ولايت
۱۳:۱۱, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #50
آواتار
(۲۴/مرداد/۹۳ ۱۸:۰۲)ذره بین نوشته است:  
دوستان مومن تالاری بشتابید
بیایید آنگونه چله نشین باشیم که خدای باری تعالی میخواهد...
بیایید چهل روز در کنار هم حلقه ای از نور باشیم ...
وعده ما از 27 مرداد تا سالروز ازدواج امام علی ع و حضرت زهرا (سلام الله علیها) [تصویر: heart.png][تصویر: heart.png][تصویر: heart.png]
سلام
واقعا خیلی ممنون...
تو ذهنم بود اما خبری از اون مناسبت نداشتم و برای همین برای بیانش تو تالار امروز فردا میکردم! ممنون که اون تاپیکو ایجاد کردیدAngel

___________________________________________________________
بعد از یه دوران سکوت کوتاه لذت بخش ، دوباره برگشتم اما نه کاملا
حرف هم زیاد بود ، البته قبل از از زمانی که تاپیک منحرف شه. البته نمیشه اسمشو انحراف گذاشت
اما هرچی که هست ، بزودی میام تا برای یکبار هم که شده ، حرفمو کامل زده باشم
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آسیب شناسی رفتاری در نوجوان besooiekamal 6 2,236 ۳۱/شهریور/۹۳ ۱۱:۱۴
آخرین ارسال: besooiekamal

پرش در بین بخشها:


بالا