|
بسته پیشنهادی 1 (رمان ایرانی)
|
|
۱۳:۲۳, ۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۳ ۱۳:۲۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم خب عنوان که مشخص است، از این به بعد طی چند تاپیک دنباله دار میخواهم کتابهای مختلفی را که دیده و خوانده ام و البته به شدت هم لذت برده و استفاده کرده ام، خدمت خواهران و برادران گلم هم بگم. ان شاالله مفید فایده قرار بگیره. اولین تاپیک که رمان هست را شروع میکنیم با استعانت از ذات اقد اله. 1- ارمیـــا : رضا امیرخوانی. سوره مهر. ![]() داستان جوانی از شمال شهر تهران است که داوطلبانه به جنگ می رود. با مصطفی نامی آشنا می شود که حکم مرادش می گردد. مصطفی در روزهای پایانی جنگ به شهادت می رسد و شهادتش باعث تحولی شگرف در روحیه ارمیا می گردد. حالا قطعنامه پذیرفته شده است و ارمیا باید برگردد به شهر. به نظرتون تحمل شهر را داره؟؟؟
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۲۱, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۱۵:۲۲ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
و اما کتاب فوق العاده زیبا و البته مهم نامیــــرا
در عین اینکه بسیار ساده است ولی آنقدر تصویر سازی ها دقیق است که گویا داری یه فیلم سینمایی جذاب را می بینی. داستان در مورد آماده شدن کوفه برای ورود امام حسین (علیه السلام) و باقی ماجراست. با توجه به نزدیکی ماه عشق، فکر کنم خوندنش خالی از لطف نباشه. پ ن: حضرت آقا در جایی فرموده اند اگر میخواهید به واقع قضیه فتنه 88 را درک کنید، کتاب نامیرا را مطالعه کنید... دیگه خوددانی ![]() ![]() |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۳ ۲۰:۱۳ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() جلوتر که می روی کم کم جذبت میکند اواسط داستان نمی توانی ولش کنی و اواخر کتاب افسوس میخوری برای تمام شدنش ![/i] واژه ها و اصطلاحات عمدا توسط نویسنده با صورت خاصی به نگارش درآمده اند که شاید در ابتدا کمی اذیتت کند ولی همین طور که جلو میروی ، با این ادبیات آشنا می شوی و کم کم عادت میکنی تا جایی که دیگر ادبیات باقی کتاب ها برایت نا آشنا می شوند ادبیات امیرخانی آشنا ! قیدار داستان زندگی یک لوتیست! یک پهلوان در دهه ی پنجاه رفیقش افرادی چون تختی بوده اند و پاتوقش گود زورخانه مردی که صاحب یک گاراژ است در تهران ، گاراژی که درش به روی همه باز است. قیدار به هر مکانی که برسد همه را مهمان میکند ، خساست در مرامش نیست و دست و دل باز است . همیشه طرف حق است و برای رسیدن به آن از همه چیز مایه می گذارد. یک مرامنانه دارد با این مقدمه که : "خوش نامی قدم اول است...از خوش نامی به بدنامی رسیدن، قدم بعدی بود...قدم آخر، گمنامی است...طوباللغرباء! . قیدار داستان زندگی نیست ، روایت سلوک یک گاراژ دار لوتی منش است روایتی که میفهماند به خواننده اش راه رسیدن به خدا میتواند از وسط ((گاراژ قیدار)) رد شود! قسمتی از متن : ((«قیدار میگوید: - ناصر! این خاورِ صفر ترگل ورگلی را که زیرِ پات انداختم، کجا بردی آچارکشی؟ ناصر خندهاش را میخورد. - همان درویش مکانیک که امر کرده بودید... - پس نیشت را ببند... همان درویش مکانیک که امر فرموده بودیم، آچارکشی کرد... درست؟ آچارکشی یعنی چه؟ - چوبکاری میکنید قیدارخان... شوفر بیابانیم ناسلامتی. پیچهای خاور را باز کرد و دوباره بست دیگر... آچارکشی یعنی همین دیگر... درشتش یعنی همین، ریزش را هم اگر بلد بودم که ناصرشوفر نمیشدم و توی بیابانها آواره نمیشدم، میشدم درویش مکانیک و پای سجادهی روغنی ذکرِ علی علی میگفتم... قیدار جلو میرود و دو دستش را میگذارد روی شانهی ناصر: -آچارکشی را من از خودم درآوردهام... من حرفِ این داش خلیل را خیلی قبول دارم... خیلی بیشتر از حرفِ نوخاستههای امروزی... همانجور که آدم با آدم توفیر میکند، فرش هم با فرش توفیر میکند... موتور و اتول هم با موتور و اتول توفیر میکند. آچارکشی را من از خودم درآوردم. اختراعِ قیدار است... همانجور که فرشی که با عشق بافته شود، تومن تومن قیمت دارد، حساب کردم دخترِ آلمانیِ مرسدس چه میداند که عشق یعنی چه؟ مهندس و کارگرِ آلمانی چه میداند هیاتِ امام حسین و بیمهی ابوالفضل و دستِ باوضو یعنی چه. ماشینهام را صفر میفرستم پیشِ درویش مکانیک، تا پیچشان را باز کند و دوباره با وضو ببندد، با نفسِ حقش سفت کند پیچها را از سر... از کارخانهی آلمانیش بپرسی، هیچ خاصیتی ندارد این کار، اما وسطِ جاده و بیابان، بچههای گاراژِ قیدار خاصیتش را بخواهند یا نخواهند، میفهمند... اتول هم باید موتورش صدای "هو یا علی مدد" بدهد و چرخش به عشق بچرخد... گرفتی؟ همه رانندهها ساکت سر تکان میدهند. قیدار سوارِ مرسدس میشود و میخندد: - حالا شنیدهام پاری گاراژدارهای دیگر هم به تقلید، اتولهاشان را میدهند به یک سری آدمِ دهننشسته که آچارکشی کنند و خیال کردهاند خاصیت علیحده دارد!! مرسدس در خندهی جمع از غذاخوریِ خلیل دور میشود.)) |
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۲۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم من زنده ام... (۲۲/شهریور/۹۳ ۱۳:۲۱)مصباح نوشته است: مقام معظم رهبری : با برگزاری اولین دوره مسابقه کتاب و زندگی، شرایطی مهیا شده است تا ایرانیهای بیشتری این کتاب را بخوانند و پا به پای روایت اسارت آن دختر 17 ساله اشک بریزند و البته از داشتن چنین تاریخ پر حماسهای به خود ببالند. علاقمندان این مسابقه که از اول محرم (4 آبانماه 1393) آغاز شده و تا اربعین حسینی (22 آذرماه) ادامه دارد، میتوانند این کتاب را به همراه پرسشنامه از کتابفروشیها و فروشگاههای محصولات فرهنگی سراسر کشور، دفاتر نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفاتر انجمن اسلامی دانشآموزان، یا از طریق ارسال عدد 1 به سامانه 10001661 و یا تماس با تلفن 63487 تهیه نمایند. ![]() افرادی که این کتاب را پیش از این تهیه کردهاند نیز میتوانند با مراجعه به سایت www.ketabzendegi.ir پرسشنامه را دریافت نمایند. به برندگان این مسابقه، 50 سفر عتبات عالیات، 50 سفر به مشهد مقدس، 100 سکه بهار آزادی و... اهدا خواهد شد. علاوه بر همه اینها دخترانی که این روزها هم سن آن روزهای نویسنده کتاب –یعنی 17 ساله- باشند در صورت شرکت در مسابقه هم از شانس برنده شدن جوایزی که خانم معصومه آباد خودش تقبل کرده است برخوردار خواهند بود. علاقه مندان می توانند با در یافت نرم افزار "خط" از اینجا در جشنواره کتابخوانی من زنده ام شرکت نمایند. برای کسب اطلاعات بیشتر و آشنایی با راههای مختلف شرکت در این مسابقه میتوانید به اینجا مراجعه فرمایید. علاوه بر آشنایی با نحوه شرکت در مسابقه، امکان خرید کتاب و یا خرید نسخه الکترونیکی آن هم در این سایت گنجانده شده است. |
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۹/آذر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
با اینکه کلا تو مود رمان نیستم
ولی دو تا از مواردی که دوستان توی این تاپیک گفتن رو خوندم در این چند وقت دالان بهشت و آتوسا دختر کورش بزرگ واقعا زیبا بود سعی میکنم کتابای دیگه این تاپیک هم مطالعه کنم مخصوصا * من زنده ام* اون دفعه رفتم کتابخونه امانت بود ولی این دفعه حتما میگیرم بازم ممنونم و منتظر کتاب های بعدی! موفق باشید یاحق |
|||
|
|
۱۷:۴۸, ۱۱/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۳ ۱۷:۵۱ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
![]() نویسنده : حبیب احمد زاده ناشر: سوره مهــر داستان سه روز از یک بسیجی 17 ساله در روزهای محاصره آبادان. این کتاب از سایر کتاب های 8 سال جنگ تحمیلی بکلی متفاوت است و شاید بتوان این کتاب رو به نوعی اثری فلسفی-اجتماعی خواند.
این کتاب تابحال به زبان های عربی، فرانسوی و انگلیسی ترجمه شده است!
|
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۱۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بی وتن رضا امیرخانی
![]() همون شخصیت ارمیا که سید ابراهیم معرفی کردن ، در آمریکا ... کتاب جالبیه . پ.ن: جالبه چقدر کتابای آقای امیرخانی اینجا معرفی شده! حالا هی بگید تیزهوشانیا و سمپادیا بدن!
|
|||
|
|
۱۰:۲۵, ۲۰/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۳ ۱۰:۲۸ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
اولین کتابی که تو این تاپیک سید عزیز معرفی کردند (ارمیا) از رضا امیر خانی بود! حالا من می خوام دو تا کتاب دیگه از این نویسنده (حقیقتا قوی و نخبه) معرفی کنم: البته رمان نیست، (اگر مناسب تاپیک نیست ناظر محترم زحمت انتقالش رو بکشه) ولی ادبیات و لحن کتاب داستان گونه است و به مذاق رمان خوان ها خوش میاد! . .
. نفحات نفت . ![]() . . . نشت نشا . ![]() . . . این دو کتاب چنان حرف دل قشر تحصیل کرده و وارد کار شده رو بیان می کنه که از خوندنش آدم به وجد میاد!
البته باز هم بگم! زیاد به عنوان پرطمطراق کتاب توجه نکنید! نویسنده خیلی لطیف و داستان گونه متن رو پیش برده |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| معرفی رمان اتحادیه ابلهان | rouzbeh | 0 | 1,062 |
۱۱/دی/۹۵ ۲۰:۰۲ آخرین ارسال: rouzbeh |
|
| بسته پیشنهادی 14 (رمان خارجی) | السا | 8 | 4,890 |
۴/فروردین/۹۵ ۲۳:۱۰ آخرین ارسال: promised-mahdi |
|
| چرا رمانهای عامهپسند مهماند؟ - بخش اول | vahrakan | 0 | 1,386 |
۲۳/شهریور/۹۴ ۱۲:۲۶ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| بسته پیشنهادی 4( تاریخ غرب) | سید ابراهیم | 1 | 1,685 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۳۷ آخرین ارسال: Islam |
|
| بسته پیشنهادی 3 (تاریخ اسلام) | سید ابراهیم | 4 | 2,851 |
۲۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۰:۵۰ آخرین ارسال: Islam |
|
| جمع بندی نهایــــــی بسته های پیشنهادی | سید ابراهیم | 0 | 1,731 |
۱۲/دی/۹۳ ۳:۰۶ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| رمان ((قیدار)) اثر رضا امیرخانی | MAHDI59 | 0 | 1,644 |
۶/مهر/۹۳ ۲۰:۱۱ آخرین ارسال: MAHDI59 |
|





![[تصویر: book-big-070903002602-140.gif]](http://sahebnews.ir/files/uploads/2013/11/book-big-070903002602-140.gif)




![[تصویر: IMAGE634891900477031250.jpg]](http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/2-9-1391/IMAGE634891900477031250.jpg)


![[تصویر: 431094225_640.jpg]](http://sarsaraa.ir/sarsara_mohtava/uploads/2013/10/431094225_640.jpg)

![[تصویر: man_zendeam.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8150915426/man_zendeam.jpg)


![[تصویر: 20130430101727-book-big-100302072815-shatrang.jpg]](http://www.sooremehr.ir/pooyasoftpublisher/Storage/Books/20130430101727-book-big-100302072815-shatrang.jpg)

![[تصویر: 3.jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/andisheh89/3.jpg)
![[تصویر: nashtenesha.jpg]](http://asha.ir/core/wp-content/uploads/nashtenesha.jpg)