|
منتخب اصول کافی
|
|
۲۲:۲۶, ۱۰/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۳ ۲۱:۴۴ توسط یوسف יוסף.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
منتخب اصول کافی
بسم الله الرحمن الرحیم اصول کافی یکی از مهمترین و معتبرترین کتب حدیثی شیعه اثر ثقةالاسلام کلینی درگذشتهٔ ۳۲۹ است. وی در مدت ۲۰ سال این کتاب را گردآوری کردهاست. موضوع این کتاب حدیث است که در سه بخش میباشد اصول، شامل روایات اعتقادی فروع، حاوی روایات فقهی روضه، شامل احادیث متفرقه تعداد روایات کتاب کافی را با رقمهای مختلف گفتهاند: یوسف بحرانی ۱۶۱۹۹، دکتر حسین علی محفوظ ۱۵۱۷۶، علامه مجلسی ۱۶۱۲۱ و برخی از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار ۱۵۵۰۳ حدیث شمارش کردهاند.کتاب مذکور یکی از کتب چهارگانه معتبر مذهب شیعه جعفری اثنی عشری میباشد. اصول کافی ![]() تصویری از صفحه آخر نسخهای دستنوشته از اصول کافی کلینی در اصول کافی، در هشت عنوان (فصل) به تبیین اصول اعتقادی شیعه و برخی مطالب دیگر که با مسائل اعتقادی ارتباط دارد، پرداختهاست. عناوین این کتاب عبارتند از:
[b]بخش دوم کتاب کافی که فروع الکافی نام دارد دربردارندهٔ روایات مربوط به مسائل فقهی است. فروع کافی بزرگترین بخش کتاب کافی به حساب میآید. در این بخش عناوین زیر وجود دارد: ۱. کتاب الطهارة، ۲. کتاب الحیض، ۳. کتاب الجنائز، ۴. کتاب الصلاة، ۵. کتاب الزکاة والصدقه، ۶. کتاب الصیام، ۷. کتاب الحج، ۸. کتاب الجهاد، ۹. کتاب المعیشة، ۱۰. کتاب النکاح، ۱۱. کتاب العقیقه، ۱۲. کتاب الطلاق، ۱۳. کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ۱۴. کتاب الصید، ۱۵. کتاب الذبائح، ۱۶. کتاب الاطعمه، ۱۷. کتاب الاشربة، ۱۸. کتاب الزّی والتجمل والمروّة، ۱۹. کتاب الدواجن، ۲۰. کتاب الوصایا، ۲۱. کتاب المواریث، ۲۲. کتاب الحدود، ۲۳. کتاب الدیات، ۲۴. کتاب الشهادات، ۲۵. کتاب القضا والاحکام، ۲۶. کتاب الایمان والنذور والکفارات.[/i] [b] در فروع کافی برخی از عنوانها که معمولاً در کتب فقهی به صورت مستقل آورده میشوند به مناسبت، ضمن عنوانهای یاد شده آمدهاند. مثلاً امر به معروف، در عنوان الجهاد[/i] آمدهاست [b]روضه کافی سومین بخش از الکافی که به روضه کافی شهرت دارد، روایات مربوط به موضوعات مختلف و متنوع، بدون هیچ ترتیب و نظم خاصی گردآوری شدهاست. چند نمونه از این موضوعات به شرح زیر است:
نکته مهم دوستان اگر خواستند حدیث بزارند به ترتیب بزارید از گذاشتن احادیث با سند ضعیف که سبب ایجاد بحث در تاپیک میشود خوداری کنید با توجه به اینکه سایت مورد بازدید سنین مختلف است از گذاشتن احادیث خاص خوداری کنید كتاب عقل و جهل 1- أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدّثَنِي عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمّا خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمّ قَالَ وَ عِزّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبّ إِلَيّ مِنْكَ وَ لَا أَكْمَلْتُكَ إِلّا فِيمَنْ أُحِبّ أَمَا إِنّي إِيّاكَ آمُرُ وَ إِيّاكَ أَنْهَى وَ إِيّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيّاكَ أُثِيبُ اصول كافى جلد 1 صفحه: 10 رواية: 1 ترجمه : 1 امام باقر(علیه السلام) فرمايد: چون خدا عقل را آفريد از او بازپرسى كرده باو گفت پيش آى پيش آمد، گفت باز گرد، بازگشت، فرمود بعزت و جلالم سوگند مخلوقى كه از تو به پيشم محبوبتر باشد نيافريدم و ترا تنها بكسانيكه دوستشان دارم بطور كامل دادم. همانا امر و نهى كيفر و پاداشم متوجه تو است شرح : مراد بعقل چنانچه از جميع روايات اين باب استفاده میشود همان قوه تشخيص و ادراك و وادار كننده انسان به نيكى و صلاح و باز دارنده او از شر و فساد مىباشد چنانچه در روايت سوم عقل وسيله پرستش خدا و بدست آوردن بهشت معرفى شده و در حديث چهارم 75 خاصيت و اثر آن بنام لشكر عقل توضيح داده شده است پس عاقل كامل كسى است كه آن اثر در او باشد، و مراد به پيش آمدن و بازگشتن عقل اين است كه اين موجود در برابر او امر و نواهى خالقش كاملا منقاد و مطيع است و جمله آخر حديث در روايات ديگر توضيح داده مىشود كه كيفر پاداش مردم در روز جزا به مقدار عقل ايشانست 2- عَلِيّ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ ع فَقَالَ يَا آدَمُ إِنّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا الثّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَيَاءُ وَ الدّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنّي قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ الدّينِ انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ فَقَالَا يَا جَبْرَئِيلُ إِنّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ اصول كافى جلد 1 صفحه: 11 رواية: 2 ترجمه : 2 اصبغ بن نباته از على عليه السلام روايت مىكند كه جبرئيل بر آدم نازل شد و گفت: اى آدم من مأمور شدهام كه ترا در انتخاب يكى از سه چيز مخير سازم پس يكى را بر گزين و دو تا را واگذار. آدم گفت چيست آن سه چيز؟ گفت: عقل و حياء و دين آدم گفت عقل را برگزيدم، جبرئيل بحياء و دين گفت شما باز گرديد و او را واگذاريد، آن دو گفتند اى جبرئيل ما مأموريم هر جا كه عقل باشد با او باشيم. گفت خود دانيد و بالا رفت. شرح : از مجموع اين روايت چنين استفاده مىشود كه عقل باحياء و دين لازم و ملزومند و از يكديگر جدا نشوند پس خداوند بهر كس عقل عنايت كند حياء و دين هم عنايت كرده است و كسى را كه باحياء و متدين يافتم بايد او را عاقل هم بدانيم. |
|||
|
|
۹:۱۴, ۱۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۱۰/شهریور/۹۳ ۲۲:۲۶)یوسف יוסף نوشته است: منتخب اصول کافیسلام و عرض ادب خدمت همه همکاران گرامی یک سوال و یک معرفی و یک نقد
|
|||
|
|
۱۸:۵۸, ۱۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۲ توسط یوسف יוסף.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
از کتاب خوبی که معرفی کردی ممنونم ترجمه و شرح :حاج سيد جواد مصطفوي قرار ان شاالله کتاب اصول کافی رو حد المقدور به ترتیب و منظم اینجا قرار بدم. اونجا که فرمودین اونطوری همه حدیث میزارند از منابع مختلف نظم کار میریزه بهم. بازم جنابعالی کاربر فعال قران هستید اگه فکر میکیند این تاپیک تکراری-بیهوده و..... میتونید حذفش کنید من مشکلی ندارم.من فعلا مطلب نمیزارم تا تکلیف روشن بشه یا علی |
|||
|
|
۲۱:۴۵, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
3- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النّكْرَاءُ تِلْكَ الشّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ اصول كافى جلد 1 صفحه: 11 رواية: 3 [/b] ترجمه :
3 شخصى از امام ششم عليه السلام پرسيد عقل چيست؟ فرمود چيزى است كه بوسيله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آيد آن شخص گويد: گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: آن نيرنگست، آن شيطنت است، آن نمايش عقل را دارد ولى عقل نيست. |
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۱۴/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرّضَا ع يَقُولُ صَدِيقُ كُلّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوّهُ جَهْلُهُ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 11 رواية: 4 ترجمه : 4 حسن بن جهم گويد: از امام رضا عليهالسلام شنيدم كه مىفرمود: دوست هر انسانى عقل او است و دشمن او جهلش |
|||
|
|
۱۸:۵۳, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
5- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ ابْنِ فَضّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع إِنّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبّةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ يَقُولُونَ بِهَذَا الْقَوْلِ فَقَالَ لَيْسَ أُولَئِكَ مِمّنْ عَاتَبَ اللّهُ إِنّمَا قَالَ اللّهُ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 12 رواية: 5 ترجمه :
5 حسن بن جهم گويد: بحضرت ابوالحسن عليه السلام عرض كردم نزد ما دستهاى هستند كه دوستدار امامند ولى آن تصميم راسخ را ندارند (كه بتوانند از راه عقيده خويش از جان و مال بگذرند) همين قدر است كه از محبت امام دم میزنند. فرمود آنها (بواسطه كوتاهى عقل و قصور اداركشان) از جمله كسانى كه مورد سرزنش خدا قرار گرفته اند نيستند. همانا خدا میفرمايد: عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت (و ايشان صاحب بصيرت نمىباشند). |
|||
|
|
۱۹:۳۷, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الْوَرْدُ أَخُو الْكُمَيْتِ فَقَالَ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِدَاكَ اخْتَرْتُ لَكَ سَبْعِينَ مَسْأَلَةً مَا تَحْضُرُنِي مِنْهَا مَسْأَلَةٌ وَاحِدَةٌ قَالَ وَ لَا وَاحِدَةٌ يَا وَرْدُ قَالَ بَلَى قَدْ حَضَرَنِي مِنْهَا وَاحِدَةٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ قَوْلُ اللّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَسْئَلُوا أَهْلَ الذّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ قَالَ قُلْتُ عَلَيْنَا أَنْ نَسْأَلَكُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ عَلَيْكُمْ أَنْ تُجِيبُونَا قَالَ ذَاكَ إِلَيْنَا
اصول كافى جلد 1 صفحه: 305 روايه: 6 ترجمه :
ابوبكر حضر مىگويد: خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب بودم كه ورد برادر كميت (كه از شعراء معروف عرب و مداح اهل بيت است) وارد شد و عرضكرد: خدا مرا قربانت كند، هفتاد سؤال حاضر كرده بوديم كه از شما بپرسم و اكنون يكى از آنها راهم بخاطر ندارم. (در اينجا اين شعر با تصحيف مناسب است) گفته بودم چو بيايم غم دل با تو بگويم چه بگويم كه غم از دل برود چون برت آيم حضرت فرمود: اى ورد يكى را هم بخاطر ندارى؟!! عرضكرد: چرا يكى از آنها بخاطرم آمد فرمود: آن چيست؟ عرضكرد، قول خداى تبارك و تعالى (((اگر نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد))) ايشان كيانند؟ فرمود: ما هستيم عرضكرد: بر ماست كه از شما بپرسيم؟ فرمود: آرى، عرض كردم: بر شماست كه بما جواب گوئيد؟ فرمود: اختيار با ماست. |
|||
|
|
۱۴:۰۲, ۱۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
7- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنّ مَنْ عِنْدَنَا يَزْعُمُونَ أَنّ قَوْلَ اللّهِ عَزّ وَ جَلّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ أَنّهُمُ الْيَهُودُ وَ النّصَارَى قَالَ إِذاً يَدْعُونَكُمْ إِلَى دِينِهِمْ قَالَ قَالَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ نَحْنُ أَهْلُ الذّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 306 روايه: 7 ترجمه : محمد بن مسلم بامام باقر عليه السلام: عرضكرد: همشهريان ما گمان كنند، قول خداى عزوجل (((اگر نمیدانيد از اهل ذكر بپرسيد))) اهل ذكر يهود و نصارى هستند، فرمود: بنابراين آنها شما را بدين خود دعوت كنند!!! سپس با دست بسينهاش اشاره كرد و فرمود: ما هستيم اهل ذكر و ما هستيم سؤال شوندگان. |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۱۹/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۳ ۲۱:۲۳ توسط یوسف יוסף.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
8- عَلِيّ بْنُ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ اللّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ الكافي ج : 1 ص : 21سُلَيْمَانَ الدّيْلَمِيّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللّهِ ع فُلَانٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ قُلْتُ لَا أَدْرِي فَقَالَ إِنّ الثّوَابَ عَلَى قَدْرِ الْعَقْلِ إِنّ رَجُلًا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَ يَعْبُدُ اللّهَ فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ خَضْرَاءَ نَضِرَةٍ كَثِيرَةِ الشّجَرِ ظَاهِرَةِ الْمَاءِ وَ إِنّ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مَرّ بِهِ فَقَالَ يَا رَبّ أَرِنِي ثَوَابَ عَبْدِكَ هَذَا فَأَرَاهُ اللّهُ تَعَالَى ذَلِكَ فَاسْتَقَلّهُ الْمَلَكُ فَأَوْحَى اللّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنِ اصْحَبْهُ فَأَتَاهُ الْمَلَكُ فِي صُورَةِ إِنْسِيٍّ فَقَالَ لَهُ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا رَجُلٌ عَابِدٌ بَلَغَنِي مَكَانُكَ وَ عِبَادَتُكَ فِي هَذَا الْمَكَانِ فَأَتَيْتُكَ لِأَعْبُدَ اللّهَ مَعَكَ فَكَانَ مَعَهُ يَوْمَهُ ذَلِكَ فَلَمّا أَصْبَحَ قَالَ لَهُ الْمَلَكُ إِنّ مَكَانَكَ لَنَزِهٌ وَ مَا يَصْلُحُ إِلّا لِلْعِبَادَةِ فَقَالَ لَهُ الْعَابِدُ إِنّ لِمَكَانِنَا هَذَا عَيْباً فَقَالَ لَهُ وَ مَا هُوَ قَالَ لَيْسَ لِرَبّنَا بَهِيمَةٌ فَلَوْ كَانَ لَهُ حِمَارٌ رَعَيْنَاهُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فَإِنّ هَذَا الْحَشِيشَ يَضِيعُ فَقَالَ لَهُ ذَلِكَ الْمَلَكُ وَ مَا لِرَبّكَ حِمَارٌ فَقَالَ لَوْ كَانَ لَهُ حِمَارٌ مَا كَانَ يَضِيعُ مِثْلُ هَذَا الْحَشِيشِ فَأَوْحَى اللّهُ إِلَى الْمَلَكِ إِنّمَا أُثِيبُهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 12 رواية: 8 ترجمه :
8 سليمان ديلمى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمیدانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا میكرد يكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش اين بندهات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكيزهاى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته گفت: چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى مىداشت در اينجا مىچرانديمش براستى اين علف از بين میرود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى میداشت چنين علفى تباه نمىشد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش مىدهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد). |
|||
|
|
۲۰:۴۷, ۲۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
- عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النّوْفَلِيّ عَنِ السّكُونِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص إِذَا بَلَغَكُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِي حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنّمَا يُجَازَى بِعَقْلِهِ اصول كافى جلد 1 صفحه: 13 رواية: 9 ترجمه : [/b] 9- امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله و آله نقل میكند كه: چون خوبى حال مردى (مانند نماز و روزه بسيارش) بشما رسيد، در خوبى عقلش بنگريد زيرا به ميزان عقلش پاداش می يابد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| یک نفر هم کافی است! | مهاجر محدث | 1 | 1,249 |
۳۰/آذر/۹۱ ۱۸:۳۸ آخرین ارسال: mohammadhadi |
|
| چهل حديث منتخب گهربار از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) | mohammad reza | 0 | 1,692 |
۱۴/تیر/۹۱ ۹:۰۴ آخرین ارسال: mohammad reza |
|





![[تصویر: Al-Kafi-last.png]](http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/89/Al-Kafi-last.png)



